این کتاب در بخش مقدمه با مطالبی همچون الگوهای الهی انسان در قرآن نیکان محسنین مؤمنین متقین صالحین جایگاه ایمان در زندگی نیکان محسنین نیکان و محسنین از منظر قرآن اوصاف
24 مطلب یافت شد
اسحاق و یعقوب و انبیای از ذریه ابراهیم و نماز
صالحین * وجعلناهم ائمه یهدون بامرنا واوحینا الیهم فعل الخیرات واقام الصلاه وایتا الزکاه وکانوا لنا عابدین .ما به ابراهیم اسحاق و فرزندزاده اش یعقوب را عطا کردیم و همه را صالح و شایسته و لایق مقام نبوت قرار دادیم و آنان را به پیشوایی خلق برگزیدیم تا مردم را به امر ما هدایت کنند و هر کار نیکو از انواع عبادات و خیرات مخصوصا اقامه نماز و ادای زکات را به آنان وحی کردیم و اینان برای ما بندگان سر به فرمان بودند .کتاب الهی در باره حضرت اسماعیل می فرماید واذکر فی الکتاب اسماعیل انه کان صادق الوعد وکان رسولا نبیا * وکان یامر اهله بالصلاه والزکاه وکان عند ربه مرضیا .اسماعیل را به یاد آر که دارای اوصاف
اخلاق صالحان در روايات
صلی الله علیه و آله ده برنامه را به عنوان اخلاق صالحین یعنی آنان که نفس خود را به صلاح و سداد آراستند نقل میکند شیخ میفرماید اگر در این ده برنامه دقت کنید امهات صفات سایرین و شان جمیع اولیا و عارفان است و کاملان از عباد حق از این اوصاف
اخلاق صالحان در روايات
صلی الله علیه و آله ده برنامه را به عنوان اخلاق صالحین یعنی آنان که نفس خود را به صلاح و سداد آراستند نقل میکند شیخ میفرماید اگر در این ده برنامه دقت کنید امهات صفات سایرین و شان جمیع اولیا و عارفان است و کاملان از عباد حق از این اوصاف
معرفی و مقدمه خطبه 86 نهج البلاغه | بخش دوم
به تعبیری این ویژگیها اوصاف کلیدی است که یقینا در اختیار هرکسی باشد تمام درهای رحمت حق را به آسانی به روی خود او باز میکند.از آنجا که بعضی از شارحان نهج البلاغه اعتقاد دارند که این خطبه کم نظیر و باعظمت بیان شرح حال صالحین
مقام تسليم
اوصاف انبیا و امامان و اولیا خاص حضرت حق است در این حال است که انسان همه برنامهها و امور طبیعی و احکام تشریعی و نقل و انتقالاتی که در جریانات هستی صورت میگیرد جلوه علم و حکمت و مشیت و سبب سازی و سبب سوزی و مصلحت خواهی حق میبیند و چیزی جز فعل احسن مشاهده نمیکند و در باطنش دچار چون و چرا و سؤال بیجا نمیگردد و مشتاقانه و خالصانه به اجرای احکام الهیه برمیخیزد و اگر علت و حکمت چیزی را نداند یا اموری را بر خلاف عقل محدود خود بنگرد یا حکمی از احکام حق را مطابق میل و خواستهاش نبیند کمترین دغدغهای در باطنش حاصل نمیشود و به تنگی سینه و غم و غصه و بیم و ترس دچار نمیگردد بلکه با شرح صدر و نورانیت باطن و ایمان استوار به استقبال همه امور صادر شدهی از حق میرود و با همه وجودش سرود عارفانه الهی رضا بقضائک تسلیما لامرک را سر میدهد.قرآن مجید در رابطه با حال تسلیم میفرماید فلا و ربک لا یؤمنون حتی یحکموک فیما شجر بینهم ثم لا یجدوا فی انفسهم حرجا مما قضیت و یسلموا تسلیما به پروردگارت سوگند که آنان مؤمن حقیقی نخواهند بود مگر آن که تو را در آنچه میان خود نزاع و اختلاف دارند به داوری بپذیرند سپس از حکمی که دادهای در درونشان هیچ دلتنگی و ناخشنودی احساس نکنند و به همه جانبه و به طور کامل تسلیم باشند.آیه شگفتی است مطلب بسیار بسیار مهمی است به جلال ربوبیتش برای پیامبر بزرگوارش سوگند یاد میکند که مسلمانان در صورتی در گردونه ایمان میباشند که نسبت به داوری و حکم تو برای پایان دادن نزاع و اختلافشان در درون خود احساس تنگی و مضیقه نکنند و در برابر حکم شرعی و عقلی تو که اتفاقا با اغراض و اهدافشان موافقت ندارد دلتنگ نگردند. بلکه آن را با طیب نفس و خوشحالی باطن بپذیرند و بدون هیچ اعتراضی تسلیم آن شوند و اگر جز این باشد هنوز وارد عرصه ایمان نگشتهاند و از اسلام و فرهنگ حق جز ظاهری را نپذیرفتهاند.ابراهیم هنگامی که با همه وجود تسلیم حق شد و به آخرین مرتبه این مقام رسید به مقام اصطفا و امامت و از زمره صالحین
مقام تسليم
اوصاف انبیا و امامان و اولیا خاص حضرت حق است در این حال است که انسان همه برنامهها و امور طبیعی و احکام تشریعی و نقل و انتقالاتی که در جریانات هستی صورت میگیرد جلوه علم و حکمت و مشیت و سبب سازی و سبب سوزی و مصلحت خواهی حق میبیند و چیزی جز فعل احسن مشاهده نمیکند و در باطنش دچار چون و چرا و سؤال بیجا نمیگردد و مشتاقانه و خالصانه به اجرای احکام الهیه برمیخیزد و اگر علت و حکمت چیزی را نداند یا اموری را بر خلاف عقل محدود خود بنگرد یا حکمی از احکام حق را مطابق میل و خواستهاش نبیند کمترین دغدغهای در باطنش حاصل نمیشود و به تنگی سینه و غم و غصه و بیم و ترس دچار نمیگردد بلکه با شرح صدر و نورانیت باطن و ایمان استوار به استقبال همه امور صادر شدهی از حق میرود و با همه وجودش سرود عارفانه الهی رضا بقضائک تسلیما لامرک را سر میدهد.قرآن مجید در رابطه با حال تسلیم میفرماید فلا و ربک لا یؤمنون حتی یحکموک فیما شجر بینهم ثم لا یجدوا فی انفسهم حرجا مما قضیت و یسلموا تسلیما 1 به پروردگارت سوگند که آنان مؤمن حقیقی نخواهند بود مگر آن که تو را در آنچه میان خود نزاع و اختلاف دارند به داوری بپذیرند سپس از حکمی که دادهای در درونشان هیچ دلتنگی و ناخشنودی احساس نکنند و به همه جانبه و به طور کامل تسلیم باشند.آیه شگفتی است مطلب بسیار بسیار مهمی است به جلال ربوبیتش برای پیامبر بزرگوارش سوگند یاد میکند که مسلمانان در صورتی در گردونه ایمان میباشند که نسبت به داوری و حکم تو برای پایان دادن نزاع و اختلافشان در درون خود احساس تنگی و مضیقه نکنند و در برابر حکم شرعی و عقلی تو که اتفاقا با اغراض و اهدافشان موافقت ندارد دلتنگ نگردند. بلکه آن را با طیب نفس و خوشحالی باطن بپذیرند و بدون هیچ اعتراضی تسلیم آن شوند و اگر جز این باشد هنوز وارد عرصه ایمان نگشتهاند و از اسلام و فرهنگ حق جز ظاهری را نپذیرفتهاند.ابراهیم هنگامی که با همه وجود تسلیم حق شد و به آخرین مرتبه این مقام رسید به مقام اصطفا و امامت و از زمره صالحین
نماز در آئینه ى حیات انبیا و امت ها
اوصاف پسندیده بود وفادار به پیمان فرستاده ی حق حبر دهنده ی از حقایق و امر کننده ی زن و فرزند به نماز و زکات و بنده ای بود که خداوند در تمام برنامه ها از او خشنود بود .اسحاق و یعقوب و انبیای از ذریه ی ابراهیم و نمازدر زمینه ی امر حضرت حق به نماز به عباد شایسته اش حضرات اسحاق و یعقوب و سایر انبیای از ذریه ی ابراهیم در قرآن کریم می خوانیم * ووهبنا له اسحاق ویعقوب نافله وکلا جعلنا صالحین
شیعه در کلام اهل بیت (علیهم السلام)
صالحین قرار دهد و اینان نیکو رفیقانی هستند .از فرزند عمر بن خطاب معروف به ابن عمر روایت شده است که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم فرمود ــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1 ـ کافی 8 214 حدیث الصیحه حدیث 260 ; محاسن برقی 1 143 باب 11 حدیث 39 .2 ـ محاسن برقی 1 162 باب 30 حدیث 112 ; بحار الانوار 65 28 باب 15 حدیث 54 .3 ـ تفسیر عیاشی 1 256 حدیث 189 ; بحار الانوار 65 32 باب 15 حدیث 68 .من احب علیا قبل الله عنه صلاته وصیامه وقیامه واستجاب دعاه الا ومن احب علیا اعطاه الله بکل عرق فی بدنه مدینه فی الجنه الا ومن احب آل محمد امن من الحساب والمیزان والصراط الا ومن مات علی حب آل محمد فانا کفیله بالجنه مع الانبیا الا ومن ابغض آل محمد جا یوم القیامه مکتوبا بین عینیه آیس من رحمه الله 1 . کسی که علی علیه السلام را دوست بدارد خدا نماز و روزه و عبادت شبش را می پذیرد و دعایش را مستجاب می کند آگاه باشید هرکس به علی عشق ورزد خدا برابر هر رگی که در بدن دارد شهری در بهشت به او عطا می کند آگاه باشید هرکس عاشق آل محمد باشد از حساب و میزان و صراط در امان است آگاه باشید هرکس با آل محمد دشمنی ورزد روز قیامت می آید در حالی که به پیشانی اش نوشته شده ناامید از رحمت خداست .امام صادق علیه السلام در توضیح آیه ی شریفه ی زیر فرمودند ان اولی الناس بابراهیم للذین اتبعوه وهذا النبی والذین آمنوا والله ولی المومنین 2 . که شایسته ترین مردم به ابراهیم کسانی هستند که او را پیروی کردند و شایسته ترین مردم این پیامبر و مومنانند و خدا یار مومنان است .منظور از مومنان در این آیه ائمه و پیروانشان هستند .امامان بزرگوار پیوسته عاشقان شیعه بودن را به عبادات و حسنات اخلاقی سفارش می کردند و می فرمودند هرکس عامل به عبادات و آراسته به حسنات اخلاقی باشد شیعه و پیرو ما و مومن حقیقی است . و اعلام می کردند دسترسی به ــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1 ـ کشف الغمه 1 104 ; بحار الانوار 65 40 باب 15 .2 ـ آل عمران 3 68 .حقیقت تشیع و ایمان بدون عمل و زیبایی های اخلاق میسر نیست .امام صادق علیه السلام می فرمود اما والله انکم لعلی دین الله وملائکته فاعینونا علی ذلک بورع واجتهاد علیکم بالصلاه والعباده علیکم بالورع 1 . بیدار باشید به خدا سوگند شما شیعیان بر دین خدا و فرشتگان هستید پس ما را بر پابرجا بودن به این دین به کمک پرهیزکاری و سخت کوشی در امور خیر یاری دهید بر شما باد به نماز و بندگی خدا بر شما باد به پرهیزکاری و تقوا .سلیمان به مهران می گوید خدمت حضرت صادق علیه السلام رسیدم گروهی از شیعیان نزد حضرت بودند و امام خطاب به آنان می فرمود معاشر الشیعه کونوا لنا زینا ولا تکونوا علینا شینا قولوا للناس حسنا واحفظوا السنتکم وکفوها عن الفضول وقبیح القول 2 . ای جمعیت شیعه برای ما زینت باشید نه مایه ی بدنامی با مردم سخن به نیکی و خوشی گویید زبانتان را از گناهان مربوط به زبان حفظ کنید و آن را از زیاده گویی و زشت گویی نگاه دارید .امام صادق علیه السلام در این روایت بسیار مهم اوصاف
راه بهشت
صالحین قرار دهد و اینان نیکو رفیقانی هستند.از فرزند عمر بن خطاب معروف به ابن عمر روایت شده است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود من احب علیا قبل الله عنه صلاته وصیامه وقیامه واستجاب دعاه الا ومن احب علیا اعطاه الله بکل عرق فی بدنه مدینه فی الجنه الا ومن احب آل محمد امن من الحساب والمیزان والصراط الا ومن مات علی حب آل محمد فانا کفیله بالجنه مع الانبیا الا ومن ابغض آل محمد جا یوم القیامه مکتوبا بین عینیه آیس من رحمه الله 5 . کسی که علی علیه السلام را دوست بدارد خدا نماز و روزه و عبادت شبش را میپذیرد و دعایش را مستجاب میکند آگاه باشید هرکس به علی عشق ورزد خدا برابر هر رگی که در بدن دارد شهری در بهشت به او عطا میکند آگاه باشید هرکس عاشق آل محمد باشد از حساب و میزان و صراط در امان است آگاه باشید هرکس با آل محمد دشمنی ورزد روز قیامت میآید در حالی که به پیشانیاش نوشته شده ناامید از رحمت خداست.امام صادق علیه السلام در توضیح آیهی شریفهی زیر فرمودند ان اولی الناس بابراهیم للذین اتبعوه و هذا النبی و الذین آمنوا و الله ولی المؤمنین 6 .که شایستهترین مردم به ابراهیم کسانی هستند که او را پیروی کردند و شایستهترین مردم این پیامبر و مؤمنانند و خدا یار مؤمنان است.منظور از مؤمنان در این آیه ائمه و پیروانشان هستند.امامان بزرگوار پیوسته عاشقان شیعه بودن را به عبادات و حسنات اخلاقی سفارش میکردند و میفرمودند هرکس عامل به عبادات و آراسته به حسنات اخلاقی باشد شیعه و پیرو ما و مؤمن حقیقی است. و اعلام میکردند دسترسی به حقیقت تشیع و ایمان بدون عمل و زیباییهای اخلاق میسر نیست.امام صادق علیه السلام میفرمود اما والله انکم لعلی دین الله وملائکته فاعینونا علی ذلک بورع واجتهاد علیکم بالصلاه والعباده علیکم بالورع 7 . بیدار باشید به خدا سوگند شما شیعیان بر دین خدا و فرشتگان هستید پس ما را بر پابرجا بودن به این دین به کمک پرهیزکاری و سختکوشی در امور خیر یاری دهید بر شما باد به نماز و بندگی خدا بر شما باد به پرهیزکاری و تقوا.سلیمان به مهران میگوید خدمت حضرت صادق علیه السلام رسیدم گروهی از شیعیان نزد حضرت بودند و امام خطاب به آنان میفرمود معاشر الشیعه کونوا لنا زینا ولا تکونوا علینا شینا قولوا للناس حسنا واحفظوا السنتکم وکفوها عن الفضول وقبیح القول 8 . ای جمعیت شیعه برای ما زینت باشید نه مایهی بدنامی با مردم سخن به نیکی و خوشی گویید زبانتان را از گناهان مربوط به زبان حفظ کنید و آن را از زیادهگویی و زشتگویی نگاه دارید.امام صادق علیه السلام در این روایت بسیار مهم اوصاف
اسرار حج در كلام امام سجاد علیه السلام
اوصاف را فانی در وصف تو و بالاخره تمام ذوات را فانی در ذات تو میبینم؛ انی انقلب علی ان لا اله الا انت. حضرت فرمود الدخول فی الکعبه دخول فی رحمه الله والخروج عن الکعبه خروج من الذنوب 8 ؛ اگر انسانی توفیق پیدا کرد و به درون کعبه راه یافت جایی که انسان در هر حال و به هر سوی میتواند نماز بخواند و به هر سمت رو کند به قبله رو کرده است و بالاخره آنجا که نمودار کامل از فاینما تولوا فثم وجه الله 9 است چنین شخصی وارد رحمت الهی شده است و هنگامی که از کعبه بیرون میآید از گناهان خارج میشود. حضور امام زمان عج در حج وجود مبارک حضرت بقیه الله حجه بن الحسن ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ هر سال در مراسم حج حضور دارد. 10 در عرفات و منا حاضر است. همچنین بسیاری از شاگردان خاصش مانند ابوبصیرها سدیر صیرفیها و زهریها و ... که تربیت شده او هستند در مراسم حضور دارند. حضرت میتواند به شاگردان خود از راه ملکوت بفهماند که چه کسی انسان است و چه کسی حیوان. ممکن است کسی در سرزمین عرفات و منا به وجود مبارک بقیه الله الاعظم دعا هم بکند و دعای فرج را هم بخواند اما قلب او قلب انسان نباشد. ممکن است کسی مشکلی داشته باشد و مشکلش ناخودآگاه به برکت حضرت حجت ـ سلام الله علیه ـ حل شود اما چنین نیست که اگر عملی خارق عادت در حج یا در منا و عرفات پیدا شد مستقیما توسط وجود مبارک حضرت حجت باشد. احتمال دارد خود حضرت باشند و احتمال دارد اولیایی که دست پرورده آن حضرت هستند باشند. ممکن است سالمندی زن یا مرد و یا ناواردی راه خیمه و چادر را گم کند یا در بین راه بدون زاد و راحله بماند و ولیی از اولیای الهی که تربیت شده مکتب ولایت امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ است او را راهنمایی کند. گرچه این شخص مع الواسطه خدمت حضرت حجت رسیده است اما بلاواسطه نبوده است. چنین نیست که هر اثر غیبی در مراسم حج مستقیما مربوط به وجود مقدس حضرت ولی عصر ـ ارواحنا فداه ـ باشد. خیلی توفیق میخواهد و چنین تشرفی برای اوحدی از موحدان پیش میآید که وجود مبارک حضرت ـ سلام الله علیه ـ شخصا به بالین او بیاید. البته عنایت ایشان شامل اولیا و شاگردان و صالحین
شرح عبارت «أعانَهُ اللّهُ عَلى نَفْسِهِ» از خطبه 86 نهج البلاغه | بخش ششم
صالحین توبه میکنیم و خوب میشویم و شایسته میشویم. تسویل اگر عمقش را بخواهید این است که من از خانه بیرون بیایم سالم و ببینم یک سوارخ مار و عقرب در مسیرم است. سر کوچه هم داروخانه است بگویم دستم را میکنم در این سوراخ یکی دو سه تا مار و عقرب مرا بگزند داروخانه هم سر کوچه هست و میگوییم مار ما را گزید و دوا به ما بدهند. اینطور ما را گول میزند که فعلا این پول را بخور فعلا این کار را بکن فعلا این معصیت را بکن خدا هم که ارحم الراحمین است و توبه میکنی. به این آدم بدبخت باید گفت اولا چه کسی به تو ضمانت داده و چه کسی خبر داده که تا کی در دنیا زنده میمانی؟ تو چه خبر از مدت عمرت داری که این قدر آرام میگویی گناهان را مرتکب میشوم به امید اینکه پیر شدم جبران بکنم. ثانیا گناهان تیرگی میآورد و عاقبت سو ثم کان عاقبه الذین اساؤا السوای ان کذبوا بآیات الله اگر کشیده به تکذیب بشوی چه میکنید؟ ثالثا اگر در حال گناه بمیری. این تسویل نفس چنان آدم را فریب میدهد امید میدهد دلگرمی میدهد که علیه خدا و علیه قرآن و علیه انبیا هر کاری که دلت میخواهد بکن بعدا توبه میکنی بعدا جبران میکنی این همان حالتی است که برای عمرسعد پیش آمد. میروم میکشم خدا هم که ارحم الراحمین است و بهشت و جهنمی که هست و توبه؛ توبه کننده را هم قبول میکنند. خودش برید و دوخت و رفت این جنایت را مرتکب شد و در تاریکی متراکم فرو رفت که تمام درهای توبه هم به رویشان بسته شده بود.پس صفات نفس عبارتند از 1ـ نفس هوایی 2ـ نفس اماره 3ـ نفس حسرتی 4ـ نفس رهینه 5ـ نفس دسائی 6ـ نفس سفهی 7ـ نفس تسویلی. اینجا حالا ارزش عباد اللهی مشخص میشود که احب عبادا اعانه الله علی نفسه را ببینید که این کمک چه میکند که بعد از یاری رسیدن به انسان با اعانه حق 40 گل همیشه بهار ابدی با عالیترین آثار از سرزمین وجود انسان روئیده میشود. والبلد الطیب یخرج نباته باذن ربه اگر این اوصاف
اصحاب عاشورا، آینۀ صفات الهی
صالحین من عمل صالحا من ذکر او انثی وهو مؤمن فلنحیینه حیاه طیبه اگر مؤمن و اهل عمل صالح یعنی اهل عبادتالله و خدمت به خلقالله باشد من به او یک زندگی پاک میدهم. -حیات طیبه در کلام امیرالمؤمنین ع امیرالمؤمنین ع این آیه را اینگونه معنی کردهاند فلنحیینه حیاه طیبه یعنی در دنیا یک روحیهای به او میدهم که فقط قانع به حلال خدا باشد و اصلا میلی به ربا غصب اختلاس دزدی زیرمیزی رشوه و خوردن ارث خواهر و برادر نداشته باشد. قانع به حلال پروردگار باشد. این حیاه طیبه است. -کیفیت پاداش مؤمن در قیامت ولنجزینهم اجرهم باحسن ما کانوا یعملون قیامت که میخواهم به او مزد بدهم میگویم چند سال نماز داری؟ میگوید خدایا خودت میدانی شصت سال. خطاب میرسد قیمت نمازهایت خیلی تفاوت دارد. یک نمازت حداقل قیمتش دوهزار تومان است و بهترین نمازت هم حداکثر قیمتش دویستمیلیون تومان است. یک نماز داری که دویستمیلیون قیمت دارد و بقیۀ نمازهای پنجاهسالهات دوهزار و پنجهزار و ششهزار تومان ارزش دارد. بندۀ من طبق این آیه در دنیا به تو وعده دادم که پاداش تو را بر اساس بهترین عملت محاسبه میکنم. من هر کدام از نمازهایت را بر اساس آن نمازت که دویستمیلیون تومان میارزد دویستمیلیون میخرم. روزه و کارهای خیر دیگرت را هم همینطور. باحسن ما کانوا یعملون یعنی به بهترین قیمتی که یک عملت دارد بقیۀ اعمالت را هم میخرم. چه خدای خوبی است چقدر خوب است آیا کسی در کرۀ زمین هست که با ما اینجور معامله کند؟ اینکه من صبح بلند شدم پنج دقیقه دو رکعت نماز خواندم و دویستمیلیون قیمت نمازم شد؛ اما در شصت سال عمرم همۀ نمازهایم کمارزش است. حالا خدا میگوید من کل نمازهایت را به قیمت بهترین نمازت میخرم و بقیۀ اعمالت را هم همینطور.در این زمینه نیز بین مرد و زن فرقی نمیکند. تحقق اهداف پروردگار ویژگی مهم اصحاب سیدالشهدا ع یک ویژگی اصحاب ابیعبدالله ع این بود که اهداف پروردگار را از آفرینش انسان تحقق بخشیدند. یکی از آن اهداف خلیفهبودن انسان است انی جاعل فی الارض خلیفه . 9 حالا به یک روایت گوش بدهید که بهتآور است پروردگار به ملائکه اعلام کرد که من میخواهم نایبمناب در زمین بگذارم یعنی آینهای که صفات من را انعکاس بدهد. اگر میخواهید صفات خدا را بشناسید همین امشب مفاتیح را باز کنید و دعای جوشن کبیر را بخوانید که هزار صفت از اوصاف
خليفه
صالحین و ائمه مهتدین اجعلعم خلفائی علی خلفی فی ارضی ... 7 ای فرشتگانم من قاطعانه تصمیم دارم با دست قدرتم موجودی را بیافرینم که نسلش را پیامبران مرسل و بندگان صالح و پیشوایان راه یافته قرار میدهم و آنان را در زمین جانشینان خودم در میان مخلوقم مقرر نمایم.در روایت دیگری آمده فکان آدم اول خلیفه الله 8 پس آدم اولین خلیفه خدا است.از ترکیب ادبی آیه و این که انی جاعل فی الارض خلیفه و این گونه روایات استوار و حکیمانه استفاده میشود که اولا این خلافت درحقیقت خلافت از خداست و مستخلف عنه این موجود وجود مقدس حضرت حق است و ثانیا این مقام اختصاص به آدم ندارد بلکه آدم از میان خلفا حق که نوع انسان است اولین خلیفه است.فضائل و کرامات ارزشها و استعدادها و به ویژه ظرفیت داشتن برای دریافت همه اسما است که انسان خلیفه خدا در زمین و شایسته ترین مخلوق برای منصب خلافت الهی شده است.کسی که آثار و برکات خلافتش تاکنون آشکار گشته عجایب صنعش در معدن و نبات و دریا و صحرا و هوا مشهود شده خلاقیت و ابتکار و اختراع و اکتشاف و تلاش او تا جائی پیش رفته که توانسته شکل زمین را تغییر دهد زمین سخت را نرم کند سرزمین بی آب و علف را سرسبز و خراب را آباد خشکی های آن را به دریا و خلیج مبدل نماید.از راه تلقیح و پیوند ازدواج جدیدی از نبات بیافریند در انواعی از حیوانات مطابق خواست خود تصرفاتی کند و آنها را مطابق میل خودش تربیت و تغذیه و تولید کند به گونهای که در خلقت و خلق و صنف آنها دگرگونی هایی به وجود آورد یعنی صغیر را کبیر و کبیر را صغیر اهلی را وحشی و وحشی را اهلی سازد و از هرنوع آنها بهره خاص بگیرد و آنها را در خدمت جامعه بشری درآورد آیا حکمت خداوندی که خالق و هادی هرموجودی است اقتضا ندارد که چنین انسانی با این همه مواهب را خلیفه خود کند تا سنت های الهی را درعالم تکوین برپا نماید و عجایب صنع و اسرار خلقت و بدایع حکمت و منافع احکامش را اظهار نماید؟ آیا برای کمال خداوندی و سعه علم او نشانهای آشکارتر از انسانی که او را به احسن تقویم آفریده یافت میشود؟ آیا خلیفه شدن چنین انسانی با چنان معنا از خلافت شگفتی دارد؟ و آیا اظهار شگفتی از خلافت چنین انسانی و ایراد سئوال در زمینه چنین خلافتی جز نا آگاهی به شخصیت انسان و هدف از خلافت او منشا دیگری دارد؟ 9 ماسرکن فکانیم ما را که میشناسداز دیدهها نهانیم ما را که میشناسد هرچند در زمینیم با خاک ره نشینیم برتر ز آسمانیم ما را که میشناسد ججماجان جان جانیم از جسم برکرانیم جبیرون از این جهانیم ما را که میشناسد ج از نام ما مگوئید و زما نشان مجوئید ججبی نام بی نشانیم ما را که میشناسد ججدرهرجهت مپوئید و اندر مکان مجوئید جج بیرون ز هر مکانیم ما را که میشناسد کم گوی فیض اسرار و در درصدف نگهدار ج ما بحر بی کرانیم ما را که میشناسدفیض کاشانیاین که حضرت حق و معشوق ازل و ابد انسان را خلیفه خود قرار داده هدف پاک و مقصد والایش این است که خلیفه و نایب او به انجام اموری برخیزد و قدم در کارهای مثبت و مهمی بزند که شان منوب عنه او اقتضا دارد.بی تردید باید میان نایب و منوب عنه قرب معنوی باشد تا نایب بتواند مقام خلافت از منوب عنه را حائز گردد و این قرب معنوی با توجه رحمت رحیمهاش برای نایب مناب قرار داده شده که در خطاب به فرشتگان از شخصیت انسان نه از شخص او تعبیر به خلیفه میکند.خلیفه خدا باید در مقام استعداد و مرحله فعلیت مظهر العجائب و مظهرالغرائب و خلاصه و نتیجه عوالم جسمانی و روحانی و جامع حقایق علوی و سفلی و افضل از جمیع موجودات زمینی و آسمانی باشد زیرا موجودی که جامع این حقایق و حاوی این اوصاف
خطرات هوای نفس در زندگی انسان
اوصاف و ویژگیهایی است که موقعیت بسیار خاصی را برای او در وجود ما رقم زده. اگر نفس با آیات قرآن روایات و زبان انبیا ائمه و اولیای الهی بهخوبی تربیت بشود در رساندن انسان به مقامات الهی معجزه میکند؛ اما اگر توجهی به نفس و تربیتش نشود طبق آیات قرآن مجید دچار هوا میشود. وقتی میگویند فلانی هوا برش داشته یعنی از آن جایگاه و منزلت خودش بیرون آمده. خطر وجود هوا در نفس انسانکلمه هوا در قرآن زیاد آمده است. من یک آیهاش را برای شما میخوانم ببینید اگر نفس دچار هوا شود این هوا چهکار میکند. آیه میفرماید ارایت من اتخذ الهه هواه 1 خودش را در وجود انسان کاملا جای خدا قرار میدهد؛ یعنی نمیگذارد آدم با خدا رابطه برقرار کند و عبدالله شود. در وجود انسان خودش را به جای خدا میگذارد و امرونهی میکند. انسان دچار هوا هم امرونهی را گوش میدهد و بنده هوا میشود.آیه شریفه را یک بار دیگر دقت بفرمایید؛ آیه خیلی هشداردهندهای است که میگوید خطر در کنارت چقدر سنگین است ارایت من اتخذ الهه هواه آیا نشناختی کسی که هوای خودش را معبودش انتخاب کرده است؟ ارایت یعنی برایت معلوم و روشن نشد به این جمله در ادبیات عرب استفهام انکاری میگویند. خداوند به پیغمبر ص میگوید آیا نشناختی متوجه و آگاه نشدی نسبت به کسی که هوای خودش را معبود خودش قرار داده است؟ این یعنی کاملا شناختی و میدانی استفهام انکاری آیا نشناختی یعنی کاملا شناختی . در واقع جمله نشناختن را انکار میکند و میگوید خوب میدانی و افرادش را هم میشناسی. این برای خطر هوا بود. جنگ هوای نفس با پروردگار در عالم هستیمن یکوقتی این روایت را در شرح گلشن راز لاهیجی چاپ قدیمش دیدم. روایت عجیبی بود روایت از خود پروردگار است که میفرماید آنچه در کشورم عالم هستی و مملکت وجود آفریدهام کسی جز هوای نفس با من جبهه جنگ به خودش نگرفت. همه گناهان شیطنتها مکتبهای انحرافی و جادههای ظلمانی همچنین وجود و ساخت همه شیطانهای جنی و انسی به هوا برمیگردد. در حدیث قدسی آمده است ما نازعنی فی ملکی الا الهوا در فرمانروایی من هیچکس و هیچچیز با من جنگ نکرد الا هوا که مقابل من ایستاده و سینهسپر کرده است. از زمان قابیل تا الآن تمام جنایات گناهان کبیره و صغیره کشتارها و غارتها محصول هوای نفس است. حقیقت معنایی کلمۀ هوا هوا یعنی چه؟ هوا در عربی بهمعنای هوای کره زمین نیست. عرب به این جو میگوید هوا نمیگوید. هوا در لغت عربی بنا به توضیح متخصصین مخصوصا متخصصین حکمای اسلامی بهمعنای مجموعه خواستههای نامشروع و بیمحاسبه است. همه اینها زیر چتر هوا جمعاند. هوا امرونهی هم میکند و شدید هم از آدم میخواهد. وقتی آدم خواستهاش را عمل کند یکیدو روز آرام است؛ ولی این اژدهای خطرناک سر درمیآورد. اگر بخواهیم خواستههایش را بشناسیم جلسه را واقعا تاریک میکند. دائرمدار تمام گناهان کبیره خواستن هوای نفس است و میگوید زنا و ربا میخواهم. درحالیکه حالات ملکوتی وجود آدم فطرت و عقل این چیزها را نمیخواهند. هوای نفس میگوید دزدی و غصب اختلاس دروغ تهمت حسادت غرور کبر حرص و بخل میخواهم. این خواستهها هم وقتی در اعضا و جوارح پخش شود انسان را بدون تردید و خیلی راحت به هر گناهی که میخواهد وادار خواهد کرد. گولزنیهای عجیب هوای نفساین هوا گولزنیهای عجیبی هم دارد؛ مثلا میگوید وتکونوا من بعده قوما صالحین
نماز در فرهنگ پيامبران و امتها
صالحین و جعلناهم ائمه یهدون بامرنا و اوحینا الیهم فعل الخیرات و اقام الصلاه و ایتا الزکاه و کانوا لنا عابدین 9 و اسحاق و یعقوب را به عنوان عطائی افزون به ابراهیم بخشیدیم و همه را افرادی صالح و شایسته قرار دادیم و آنان را پیشوایانی مقرر کردیم که به فرمان ما مردم را هدایت میکردند و انجام دادن کارهای نیک و برپا داشتن نماز و پرداخت زکات را به آنان وحی نمودیم و آنان فقط پرستش کنندگان ما بودند. شعیب و نمازمردم مدین مردمی فاسد و طاغی و متجاوز به حقوق حق و خلق بودند خدای مهربان شعیب را برای هدایت آنان مبعوث به رسالت کرد تا از گمراهی و ضلالت نجاتشان دهد تعالیم ملکوتی آن حضرت به این صورت در قرآن مجید آمده است خدا را بپرستید جز او معبودی نیست اجناس پیمانهای و کشیدنی را کم مردم نگذارید من شما را در توانگری و نعمتی که بینیاز کننده از کم فروشی است میبینم و بر شما از عذاب روزی فراگیر بیمناکم.اجناس پیمانه و ترازو را به عدل و انصاف کامل و تمام بدهید و اجناس مردم را کم شمارتر و کم ارزشتر از آنچه که هست به حساب نیاورید و در زمین تبهکارانه فتنه و آشوب برپا مکنید. 10 تعالیم شعیب ضامن خیر دنیا و آخرت مردم بود ولی جامعه مدین در برابر شعیب و دلسوزیهای او موضوع سختی گرفتند و نخواستند هدایت خدا را که به وسیله شعیب به آنان رسیده بود بپذیرند و دست از هوا و شهوات و دنیا پرستی بردارند و شگفت اینجاست که تعالیم او را نتیجه نماز میدانستند آیا به این حقیقت آگاهی داشتند که نماز باز دارنده نمازگزار از هر فحشا و منکری است؟ آنان به شعیب گفتند یا شعیب ا صلاتک تامرک ان نترک ما یعبد آباؤنا او ان نفعل فی اموالنا ما نشؤا انک لانت الحلیم الرشید ای شعیب آیا نمازت به تو فرمان میدهد که آنچه را پدرانمان میپرستیدند رها کنیم یا از این که در اموالمان به هر کیفیتی که میخواهیم تصرف کنیم دست برداریم به راستی تو انسانی بردبار و راه یافتهای پس چرا میخواهی در برابر آزادی ما نسبت به بت پرستی و هزینه کردن اموالمان به هر صورت که بخواهیم بایستی؟آری نماز رشد دهنده و هدایتگر و بازدارنده از فحشا و منکرات است ولی مردم دنیا پرست و غرق در شهوات نمیخواستند در چنین حصن حصینی وارد شوند و دایره حیات را با این دژ محکم و حصار مستحکم از شر شیاطین و خطرات هوای نفس محفوظ بدارند. موسی و نمازحضرت کلیم الله که از پیامبران اولوالعزم است مورد عنایت خاص حضرت حق بود.یاد آن حضرت و اوصاف
نماز در فرهنگ پيامبران و امتها
صالحین و جعلناهم ائمه یهدون بامرنا و اوحینا الیهم فعل الخیرات و اقام الصلاه و ایتا الزکاه و کانوا لنا عابدین 9 و اسحاق و یعقوب را به عنوان عطائی افزون به ابراهیم بخشیدیم و همه را افرادی صالح و شایسته قرار دادیم و آنان را پیشوایانی مقرر کردیم که به فرمان ما مردم را هدایت میکردند و انجام دادن کارهای نیک و برپا داشتن نماز و پرداخت زکات را به آنان وحی نمودیم و آنان فقط پرستش کنندگان ما بودند. شعیب و نمازمردم مدین مردمی فاسد و طاغی و متجاوز به حقوق حق و خلق بودند خدای مهربان شعیب را برای هدایت آنان مبعوث به رسالت کرد تا از گمراهی و ضلالت نجاتشان دهد تعالیم ملکوتی آن حضرت به این صورت در قرآن مجید آمده است خدا را بپرستید جز او معبودی نیست اجناس پیمانهای و کشیدنی را کم مردم نگذارید من شما را در توانگری و نعمتی که بینیاز کننده از کم فروشی است میبینم و بر شما از عذاب روزی فراگیر بیمناکم.اجناس پیمانه و ترازو را به عدل و انصاف کامل و تمام بدهید و اجناس مردم را کم شمارتر و کم ارزشتر از آنچه که هست به حساب نیاورید و در زمین تبهکارانه فتنه و آشوب برپا مکنید. 10 تعالیم شعیب ضامن خیر دنیا و آخرت مردم بود ولی جامعه مدین در برابر شعیب و دلسوزیهای او موضوع سختی گرفتند و نخواستند هدایت خدا را که به وسیله شعیب به آنان رسیده بود بپذیرند و دست از هوا و شهوات و دنیا پرستی بردارند و شگفت اینجاست که تعالیم او را نتیجه نماز میدانستند آیا به این حقیقت آگاهی داشتند که نماز باز دارنده نمازگزار از هر فحشا و منکری است؟ آنان به شعیب گفتند یا شعیب ا صلاتک تامرک ان نترک ما یعبد آباؤنا او ان نفعل فی اموالنا ما نشؤا انک لانت الحلیم الرشید ای شعیب آیا نمازت به تو فرمان میدهد که آنچه را پدرانمان میپرستیدند رها کنیم یا از این که در اموالمان به هر کیفیتی که میخواهیم تصرف کنیم دست برداریم به راستی تو انسانی بردبار و راه یافتهای پس چرا میخواهی در برابر آزادی ما نسبت به بت پرستی و هزینه کردن اموالمان به هر صورت که بخواهیم بایستی؟آری نماز رشد دهنده و هدایتگر و بازدارنده از فحشا و منکرات است ولی مردم دنیا پرست و غرق در شهوات نمیخواستند در چنین حصن حصینی وارد شوند و دایره حیات را با این دژ محکم و حصار مستحکم از شر شیاطین و خطرات هوای نفس محفوظ بدارند. موسی و نمازحضرت کلیم الله که از پیامبران اولوالعزم است مورد عنایت خاص حضرت حق بود.یاد آن حضرت و اوصاف
اهل بيت (عليهم السلام)
اوصاف صاحبان ولایت کلیه که امامان معصوم هستند نقل می کند که لازم است در این قسمت به آن اشاره کنیم .با دقت در حقایق آن حدیث است که انسان با تمام وجود به اقرار و اعتراف می آید که باید ولایت از فجر وجود این چنین منابع فضیلت خیر کرامت و شرف طالع گردد و این گونه انسان ها هستند که لایق حکومت بر مردم تا قیامت و مستعد ارشاد حیات معنوی و بیان کننده حلال حرام معارف و اسرار الهیه اند . اینک به آن روایت توجه کنید عبدالعزیز بن مسلم می گوید در مرو خدمت حضرت رضا علیه السلام بودیم روز جمعه وارد مسجد جامع مرو شدیم از موضوع امامت و رهبری و ولایت حکومت و کثرت اختلاف مردم در این موضوع گفتگو به میان آمد من خدمت امام رسیدم و از این مباحثات مردم در این مورد با حضرت سخن گفتم امام هشتم تبسمی کرد و فرمود ای عبدالعزیز مردم نادانند و در آرا و نظریات مکر و فریب و خدعه می کنند . خدای بزرگ هنگامی رسولش را قبض روح کرد که دینش را کامل گردانیده بود و قرآن را که دربردارنده هر چیزی هست و احکام حلال و حرام حدود و احکام و آنچه مردم به آن نیاز دارند به طور کامل در آن می باشد فرو فرستاد . خدای متعال بزرگ فرمود ما فرطنا فی الکتاب من شی . ما چیزی را در کتاب تکوین از نظر ثبت جریانات هستی و برنامه های آفرینش فروگذار نکرده ایم .و در حجه الوداع که روزهای آخر عمرش را می گذرانید پروردگار آیه شریفه الیوم اکملت لکم دینکم . امروز دین شما را کامل کردم .را فرستاد و نعمت خود را تمام کرد موضوع امامت از اتمام دین است که دین به وسیله آن کامل می گردد .حضرت رسول صلی الله علیه وآله قبل از این که از جهان رخت بربندد معالم دین را برای مردم روشن کرد و راه آنها را واضح و روشن بازگذاشت و مسلمانان به طرق حق راهنمایی شدند .رسول اکرم صلی الله علیه وآله علی بن ابیطالب علیه السلام را برای مسلمانان پیشوا و راهنما قرار داد و هر چه امت به آن نیاز داشتند برای آنان بیان کرد .هر کس گمان کند که خدای متعال دین خود را تکمیل نکرده کتاب خدا را انکار نموده و هر کس کتاب خدا را انکار کند کافر است . آیا این مردم قدر امام را می دانند و موقعیت امامت را در میان امت می دانند تا در مورد انتخاب امام اختیار داشته باشند . امامت به اندازه ای مقامش بلند جایگاهش رفیع و عمیق است که عقول مردم حقیقت وکنه آن را درک نمی کنند و با رای و نظریات خود نمی توانند اهمیت آن را درک کنند و یا با اختیار و انتخاب خود امامی را برگزینند امامت مقامی است که ابراهیم خلیل علیه السلام از طرف خدای متعال به آن مقام برگزیده شد و این مقامی بود که بعد از نبوت به آن حضرت تفویض گردید .مقام امامت که سومین مقام حضرت ابراهیم بود از طرف پروردگار به وی تفویض شد و این خود فضیلتی بود که ابراهیم به آن مشرف گردید .خدای متعال در قرآن می فرماید انی جاعلک للناس اماما . من تو را برای مردم امام قرار دادم .حضرت ابراهیم علیه السلام از روی خوشحالی گفت خداوندا فرزندان مرا نیز امام و رهبر قرار بده خدای متعال در پاسخ او فرمود لا ینال عهدی الظالمین . پروردگار فرمود پیمان من که امامت و پیشوایی است به ستمکاران نمی رسد .این آیه شریفه امامت ستمکاران را تا روز قیامت باطل ساخت و باید برگزیدگان به این مقام انتخاب گردند بعد از آن خدای متعال امامت را گرامی داشت و آن را در ذریه حضرت ابراهیم که پاک و برگزیده بودند قرار داد و فرمود ووهبنا له اسحاق ویعقوب نافله وکلا جعلنا صالحین
راه بهشت
صالحین قرار دهد و اینان نیکو رفیقانی هستند.از فرزند عمر بن خطاب معروف به ابن عمر روایت شده است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود من احب علیا قبل الله عنه صلاته وصیامه وقیامه واستجاب دعاه الا ومن احب علیا اعطاه الله بکل عرق فی بدنه مدینه فی الجنه الا ومن احب آل محمد امن من الحساب والمیزان والصراط الا ومن مات علی حب آل محمد فانا کفیله بالجنه مع الانبیا الا ومن ابغض آل محمد جا یوم القیامه مکتوبا بین عینیه آیس من رحمه الله 5 . کسی که علی علیه السلام را دوست بدارد خدا نماز و روزه و عبادت شبش را میپذیرد و دعایش را مستجاب میکند آگاه باشید هرکس به علی عشق ورزد خدا برابر هر رگی که در بدن دارد شهری در بهشت به او عطا میکند آگاه باشید هرکس عاشق آل محمد باشد از حساب و میزان و صراط در امان است آگاه باشید هرکس با آل محمد دشمنی ورزد روز قیامت میآید در حالی که به پیشانیاش نوشته شده ناامید از رحمت خداست.امام صادق علیه السلام در توضیح آیهی شریفهی زیر فرمودند ان اولی الناس بابراهیم للذین اتبعوه و هذا النبی و الذین آمنوا و الله ولی المؤمنین 6 .که شایستهترین مردم به ابراهیم کسانی هستند که او را پیروی کردند و شایستهترین مردم این پیامبر و مؤمنانند و خدا یار مؤمنان است.منظور از مؤمنان در این آیه ائمه و پیروانشان هستند.امامان بزرگوار پیوسته عاشقان شیعه بودن را به عبادات و حسنات اخلاقی سفارش میکردند و میفرمودند هرکس عامل به عبادات و آراسته به حسنات اخلاقی باشد شیعه و پیرو ما و مؤمن حقیقی است. و اعلام میکردند دسترسی به حقیقت تشیع و ایمان بدون عمل و زیباییهای اخلاق میسر نیست.امام صادق علیه السلام میفرمود اما والله انکم لعلی دین الله وملائکته فاعینونا علی ذلک بورع واجتهاد علیکم بالصلاه والعباده علیکم بالورع 7 . بیدار باشید به خدا سوگند شما شیعیان بر دین خدا و فرشتگان هستید پس ما را بر پابرجا بودن به این دین به کمک پرهیزکاری و سختکوشی در امور خیر یاری دهید بر شما باد به نماز و بندگی خدا بر شما باد به پرهیزکاری و تقوا.سلیمان به مهران میگوید خدمت حضرت صادق علیه السلام رسیدم گروهی از شیعیان نزد حضرت بودند و امام خطاب به آنان میفرمود معاشر الشیعه کونوا لنا زینا ولا تکونوا علینا شینا قولوا للناس حسنا واحفظوا السنتکم وکفوها عن الفضول وقبیح القول 8 . ای جمعیت شیعه برای ما زینت باشید نه مایهی بدنامی با مردم سخن به نیکی و خوشی گویید زبانتان را از گناهان مربوط به زبان حفظ کنید و آن را از زیادهگویی و زشتگویی نگاه دارید.امام صادق علیه السلام در این روایت بسیار مهم اوصاف
فرشتگان
صالحین و ائمه مهتدین اجعلعم خلفائی علی خلفی فی ارضی ... 26 ای فرشتگانم من قاطعانه تصمیم دارم با دست قدرتم موجودی را بیافرینم که نسلش را پیامبران مرسل و بندگان صالح و پیشوایان راه یافته قرار میدهم و آنان را در زمین جانشینان خودم در میان مخلوقم مقرر نمایم.در روایت دیگری آمده فکان آدم اول خلیفه الله 27 پس آدم اولین خلیفه خدا است.از ترکیب ادبی آیه و این که انی جاعل فی الارض خلیفه و این گونه روایات استوار و حکیمانه استفاده میشود که اولا این خلافت درحقیقت خلافت از خداست و مستخلف عنه این موجود وجود مقدس حضرت حق است و ثانیا این مقام اختصاص به آدم ندارد بلکه آدم از میان خلفا حق که نوع انسان است اولین خلیفه است.فضائل و کرامات ارزشها و استعدادها و به ویژه ظرفیت داشتن برای دریافت همه اسما است که انسان خلیفه خدا در زمین و شایسته ترین مخلوق برای منصب خلافت الهی شده است.کسی که آثار و برکات خلافتش تاکنون آشکار گشته عجایب صنعش در معدن و نبات و دریا و صحرا و هوا مشهود شده خلاقیت و ابتکار و اختراع و اکتشاف و تلاش او تا جائی پیش رفته که توانسته شکل زمین را تغییر دهد زمین سخت را نرم کند سرزمین بی آب و علف را سرسبز و خراب را آباد خشکی های آن را به دریا و خلیج مبدل نماید.از راه تلقیح و پیوند ازدواج جدیدی از نبات بیافریند در انواعی از حیوانات مطابق خواست خود تصرفاتی کند و آنها را مطابق میل خودش تربیت و تغذیه و تولید کند به گونهای که در خلقت و خلق و صنف آنها دگرگونی هایی به وجود آورد یعنی صغیر را کبیر و کبیر را صغیر اهلی را وحشی و وحشی را اهلی سازد و از هرنوع آنها بهره خاص بگیرد و آنها را در خدمت جامعه بشری درآورد آیا حکمت خداوندی که خالق و هادی هرموجودی است اقتضا ندارد که چنین انسانی با این همه مواهب را خلیفه خود کند تا سنت های الهی را درعالم تکوین برپا نماید و عجایب صنع و اسرار خلقت و بدایع حکمت و منافع احکامش را اظهار نماید؟ آیا برای کمال خداوندی و سعه علم او نشانهای آشکارتر از انسانی که او را به احسن تقویم آفریده یافت میشود؟ آیا خلیفه شدن چنین انسانی با چنان معنا از خلافت شگفتی دارد؟ و آیا اظهار شگفتی از خلافت چنین انسانی و ایراد سئوال در زمینه چنین خلافتی جز نا آگاهی به شخصیت انسان و هدف از خلافت او منشا دیگری دارد؟ 28 ماسرکن فکانیم ما را که میشناسداز دیدهها نهانیم ما را که میشناسد هرچند در زمینیم با خاک ره نشینیم برتر ز آسمانیم ما را که میشناسد ججماجان جان جانیم از جسم برکرانیم جبیرون از این جهانیم ما را که میشناسد ج از نام ما مگوئید و زما نشان مجوئید ججبی نام بی نشانیم ما را که میشناسد ججدرهرجهت مپوئید و اندر مکان مجوئید بیرون ز هر مکانیم ما را که میشناسد کم گوی فیض اسرار و در درصدف نگهدار ما بحر بی کرانیم ما را که میشناسدفیض کاشانیاین که حضرت حق و معشوق ازل و ابد انسان را خلیفه خود قرار داده هدف پاک و مقصد والایش این است که خلیفه و نایب او به انجام اموری برخیزد و قدم در کارهای مثبت و مهمی بزند که شان منوب عنه او اقتضا دارد.بی تردید باید میان نایب و منوب عنه قرب معنوی باشد تا نایب بتواند مقام خلافت از منوب عنه را حائز گردد و این قرب معنوی با توجه رحمت رحیمهاش برای نایب مناب قرار داده شده که در خطاب به فرشتگان از شخصیت انسان نه از شخص او تعبیر به خلیفه میکند.خلیفه خدا باید در مقام استعداد و مرحله فعلیت مظهر العجائب و مظهرالغرائب و خلاصه و نتیجه عوالم جسمانی و روحانی و جامع حقایق علوی و سفلی و افضل از جمیع موجودات زمینی و آسمانی باشد زیرا موجودی که جامع این حقایق و حاوی این اوصاف
English