پیامبران نسبت به مردم حتی مخالفان و دشمنان مبنای خیرخواهانه داشت و انبیا به شدت دلسوز مردم و نسبت به آنان بسیار مهربان بودند و شبانه روز دغدغه نجات و هدایت انان را داشتند.عاشق تحقق خیر دنیا و آخرت مردم بودند و خواسته آنان این بود که مردم با قبول هدایت حق همه نعمت هایی را که در اختیار دارند به جا مصرف کنند بر این اساس نسبت به همه نیت خیر داشتند و هر چیزی را در زمینه های مادی و معنوی برای همگان آرزو داشتند و کمترین خسارت و زیان و ضرری را برای هیچ کس حتی برای حیوانات هم نمی خواستند. شاعر پرآوازه ایرانی فردوسی توسی از این فرهنگ الهام گرفته بود و سرود که میازار موری که دانه کش است که جان دارد جان شیرین خوش استشما عزیزان در این دیار غربت در روش و منش خود نسبت به یکدیگر باید در پی اخلاق انبیا خیرخواه یکدیگر و در جهت کاری که در رابطه با فروش نفت به کشور ها بر عهده دارید خیرخواهانه عمل نموده و در جهت منافع آنان حرکت کنید و نگذارید دیناری از حق این ملت بزرگوار و فداکار که صدها سال کتک خورده استعمار هستند و با انقلاب عظیم خود از بند استعمار رهایی یافته اند ضایع شود.استاد انصاریان همچنین در ادامه بیان فرمودند امین بودن ویژگی دیگری است که خداوند برای همه انبیا و اولیا خودش توصیه فرموده است. خداوند از همه ی انبیا در قرآن به عنوان انسان های امین یاد کرده و آنان در همه زندگی و شئون مردم به ویژه جان و مال و آبروی ملت در حد اعلای امین بودن قرار داشتند تا جایی که کافران و مشرکان در این زمینه نسبت به آن هیچ تردید نداشتند. همه ی تعاریف معتبر گویای این معناست که مشرکان مکه پیش از بعثت پیامبر اکرم ص از ایشان به عنوان "محمد امین" یاد می کردند. خداوند در قرآن می فرماید ما کان النبی ان یقول برای هیچ پیامبری در هیچ زمینه ای بستر خیانت وجود ندارد و هیچ پیامبری نیت خیانت برای او بوجود نمی آید. آنان امین مال و جان و آبروی مردم بودند شما هم از آنجا که مسئول ثروت خدادادی نفت هستید باید در این زمینه هم اخلاق پیامبران را داشته باشید. شما قطعا به این نکته توجه دارید که امین ملت ایران در قبال این ثروت هنگفتشان باشید و اگر کسی در مقام خیانت برآمد او را از خیانت باز دارید و به مسئولیتش خاتمه داده و عذرش را بخواهید.ایشان در بیان سومین ویژگی پیامبران ابراز داشتند حضرت حق در قرآن از پیامبران به عنوان حفیظ یاد می کند. در سوره ی یوسف آمده است وقتی پادشاه مصر قبول مسئولیتی را به حضرت یوسف پیشنهاد کرد یوسف ع گفت اجعلنی علی خزائن الارض و انی حفیظ پست وزارت دارایی را بر عهده ی من بگذار که من حافظ ثروت ملی هستم و نمی گذارم ذره ای از آن هدر برود و یا تضییع بشود من حفیظ هستم .می کوشم که از این ثروت کمال بهره برداری انجام شود و از تلف شدن محفوظ بماند. این هم وظیفه ی دیگری است که به عهده ی شما عزیزان است. مسئولیت دشوار و خطیری که با عنایت حق این ثروت در چارچوب خود مصرف شود.استاد انصاریان در ادامه ابراز داشتند دیگر ویژگی که خداوند برای پیامبران بیان کرده است علیم بودن است. خداوند در قرآن از پیامبران به عنوان آگاه دانا و عالم ملکوتی یاد می کند. کیست که نداند علم دانش و بینش در همه ی امور حیات ابزاری بسیار کاربردی است. علم کلید حل بسیاری از مشکلات و عامل پیشرفت و سربلندی یک ملت و سبب تصاحب و برتری یک جامعه از دیگر جوامع است.البته علم و دانش برای این که در راه سعادت یک ملت به کار گرفته شود و محصولش زمینه ی کوبیدن دیگران و به بند کشیدن ملت ها قرار نگیرد باید همراه با ایمان به خدا و قیامت باشد.وی همچنین در خاتمه عنوان کردند جایی که شما به عنوان سفیران ملت ایران در آن مشغول انجام وظیف هستید با محصولات علمی اش که مسلح به ابزارهای
4 مطلب یافت شد
فروغ هدایت در سیره امام عسکری(ع)
ابزارهای هدایت امام عسکری علیه السلام برای اینکه شیعیان راههای وصول به معروف ها و نیکی را یاد بگیرند به بازشناساندن آنها می پرداخت. از جمله به ارزش عقل و پند در هدایت شدن چنین اشاره می فرمود للقلوب خواطر من الهوی و العقول تزجر و نزاد فی التجارب علم مستانف و الاعتبار یفید الرشاد ...؛ دل ها را خاطره هایی از هوا و هوس است ولی عقل ها مانع می شوند و در کوران تجربه ها دانش تازه ای به دست می آید. پند و عبرت گرفتن مایه هدایت است. 20آن حضرت درباره بیم و امید هم به عنوان ابزار باز دارندگی از گناه می فرمود ما ادری ما خوف امرئی و رجاؤه مالم یمنعاه من رکوب شهوه ان عرضت له و لم یصبر علی مصیبه ان نزلت به؛ بیم و امیدی که صاحبش را از ارتکاب عمل زشتی که برای او فراهم شده باز ندارد و بر مصیبتی که بر او وارد شده است شکیبایی ندهد چه سودی دارد؟ 21و درباره سبک شمردن گناه می فرماید من الذنوب التی لاتغفر لیتنی لا اوخذ الا بهذا؛ از گناهانی که بخشیده نمی شود این است که گنهکار بگوید کاش به غیر همین گناه عقوبت نمی شدم. 22در کنار موارد مذکور اساسا آن حضرت اقشار مختلف مردم را به یاران و پیروانش می شناساند و توضیح می داد که برای هدایت چه گروهی باید هزینه و وقت اختصاص دهند و در واقع مخاطب شناسی در روند هدایتگری را به آنان گوشزد می کرد. قاسم هروی می گوید دستخطی از ابومحمد علیه السلام به یکی از بنی اسباط صادر شد. او می گوید به آن حضرت نامه نوشتم تا او را در جریان اختلاف میان دوستانش قرار دهم و رهنمود بگیرم. امام نوشت وانما خاطب الله عزوجل العاقل...؛ همانا خدای عزوجل اهل خرد را مورد خطاب قرار داده است و هیچ کس بیش از خاتم و سرور پیامبران دلیل و برهان بر پیامبری
ظرفيت وجودى اهل بيت (عليهم السلام)
ابزارهای بدنی قادر به کاری نیست .بی نیازی روح از بدن به این است که در برخی از فعالیت ها از استخدام بدن بی نیاز می گردد این بی نیازی گاهی در چند لحظه و گاهی مکرر و گاهی به طور دائم صورت می گیرد و این همان است که به خلع بدن معروف است .سهروردی حکیم اشراقی گفته است ما حکیم را حکیم نمی دانیم مگر آنکه بتواند خلع بدن کند .میرداماد می گوید ما حکیم را حکیم نمی دانیم مگر آنکه خلع بدن برای او ملکه شده باشد و هر وقت اراده کند عملی گردد .همان طور که محققان گفته اند خلع بدن دلیل بر کمال زیادی نیست یعنی افرادی که هنوز از عالم مثال عبور نکرده و قدم به غیب معقول نگذاشته اند ممکن است به این مرحله برسند . مرحله چهارمبدن از هر جهت تحت فرمان و اراده شخص درمی آید به طوری که در حوزه بدن خود شخص اعمال خارق العاده سر می زند . امام صادق علیه السلام می فرماید ما ضعف بدن عما قویت علیه النیه.از آنچه که همت و اراده نفس در آن نیرومند گردد و به طور جدی مورد توجه نفس واقع شود بدن از انجام آن ناتوانی نشان نمی دهد . مرحله پنجماین مرحله بالاترین مراحل است که حتی طبیعت خارجی نیز تحت نفوذ اراده انسان قرار می گیرد و مطیع انسان می شود ; معجزات و کرامات انبیا و امامان و اولیای حق از این مقوله است ; معجزات از باب تصرف و ولایت تکوینی است .تصرف در کائنات چون عصا را اژدها نمودن کوری را بینا ساختن مرده ای را حیات دادن و از نهان آگاه نمودن ; همه از باب ولایت تصرف است .برخی می پندارند که در تصرف تکوینی و یا معجزه شخصیت و اراده صاحب تصرف هیچ گونه دخالتی ندارد و او تنها پرده نمایش است و ذات احدیت به طور مستقیم و بدون واسطه آن را به وجود می آورد زیرا کار اگر به حد اعجاز برسد از حدود قدرت انسان در هر مقامی که باشد خارج است .این تصور اشتباه است . گذشته از اینکه ذات اقدس احدیت ابا دارد که یک فعل طبیعی بدون واسطه و خارج از نظام از او صادر گردد این تصور خلاف نصوص قرآنی است ; قرآن در کمال صراحت آورنده آیت و معجزه را خود رسولان می داند ولی البته به اذن و رخصت ذات احدیت .بدیهی است که اذن ذات احدیت از نوع اذن اعتباری و انسانی نیست که با لفظ و اشاره ممنوعیت اخلاقی یا اجتماعی او را از میان ببرد این اذن پروردگار همان اعطای نوعی کمال است که منشا چنین اثری می گردد و اگر خدا نخواهد آن کمال را از او می گیرد . . . . وما کان لرسول ان یاتی بآیه الا باذن الله . . . . . . . هیچ پیامبری را نسزد که جز به اذن خدا معجزه ای بیاورد . . .در این آیه کریمه آورنده آیت و معجزه را پیامبران
بخش شانزدهم- ساز و برگ حیات آدمى
پیامبران برخی از آنان را بر برخی دیگر برتری داده ایم؛ برخی خدا با آنان سخن گفت و برخی را پایه ها بالا برد و به عیسی بن مریم نشانه های روشن دادیم او را به روح القدس یاری دادیم . سپس درباره همگی شان فرمود همه را به روح القدس یاری داد . پس با روح القدس به پیامبری برگزیده شدند؛ مرسل و غیر مرسل. با روح القدس تمام چیزها را دانستند. با روح ایمان خدای را پرستیدند و چیزی را شریک او نگرفتند. و با روح قوت با دشمنان جنگیدند و به کار معاش پرداختند. با روح شهوت به لذت خوراک دست یافتند و از راه حلال با زنان آمیزش نمودند. با روح بدن رفت و آمد و جنب و جوش کردند. اما خجستگان و سعادتمندان مؤمنان حقیقی اند که خداوند چهار روح در آنان نهاده است روح ایمان روح قوت روح شهوت و روح بدن. بنده پیوسته به تکمیل این چهار روح می پردازد. این چهار روح را به کار می گیرد تا آن گاه که آهنگ گناه می کند. چون آهنگ گناه کرد روح شهوت گناه را در نظر او می آراید و روح قوت او را دلیر می کند و روح بدن او را می کشاند تا وی را به گناه می اندازد. چون به گناه آلوده شد روح ایمان کاهش می یابد و ایمان او کم می شود. حال اگر توبه کرد خداوند هم با نظر رحمت به وی باز می گردد. ممکن است برای بنده بارها اتفاق افتد که یکی از این چهار روح از او کاهش یابد؛ چنانکه خداوند فرموده است و از شما کسی هست که به فروترین دوران عمر پیری و فرتوتی بازگردانده شود تا سرانجام پس از دانایی چیزی نداند . گاهی روح قوت او کاهش می یابد و در نتیجه نمی تواند با دشمن جهاد کند و به کار معاش بپردازد. گاهی روح شهوتش کاهش می یابد؛ به گونه ای که زیباترین دوشیزگان از بنی آدم بر او می گذرد و او میلی بدان نمی یابد. گاهی روح ایمان و روح بدن در او می ماند؛ با روح ایمان خدا را می پرستد و با روح بدن رفت و آمد و جنب و جوش می کند تا او را فرشته مرگ در رسد. اما شومان و تیره بختان اهل کتاب اند که خداوند در وصف آنان فرموده کسانی که کتابشان داده ایم او محمد ص را می شناسند؛ همان طور که پسران خود را می شناسند. و هر آینه گروهی از ایشان حق را می پوشانند؛ در حالی که خود می دانند. حق آنچه درست و راست است از پروردگار توست پس از شک داران مباش . اینان پیامبر خدا و وصی پس از او را شناختند ولی آن حقی را که شناختند از روی ستم و سرکشی و حسادت پنهان داشتند. خدا هم روح ایمان را از آنان برگرفت و تنها سه روح برای آنان قرار داد روح قوت روح شهوت و روح بدن. سپس آنان را به چارپایان نسبت داد و فرمود اینان جز مانند چارپایان نیستند؛ بلکه گمراه ترند . ای جابر زیرا چارپا با روح قوت بار می کشد و با روح شهوت علف می خورد و با روح بدن حرکت می کند. دهشهای مادی و معنوی خداوند امام ع با آوردن تعبیرهایی چون و انبت فینا جوارح الاعمال و غذانا بطیبات الرزق؛ و اندامها و نیروها را برای کارکردن در پیکر ما بر پا داشت و با روزی های پاک و پاکیزه و خوش ما را پرورید همچنان یادآور اعضا و اندامهایی است که کارهای آدمی بدانها انجام می گیرد. و نیز نعمتها و روزی های پاکیزه و خوش مادی و معنوی که در گذر زندگی آدمیان بدانها نواخته شده اند و با تعبیر و اغنانا بفضله و اقنانا بمنه. به فضل احسانش بی نیازمان کرد و از خوان نعمت بی دریغش سرمایه مان بخشید و خرسند و خشنودمان کرد تلمیح گونه تلمیح در لغت به معنای اشاره سبک نگریستن و به گوشه چشم اشاره کردن است. و در اصطلاح فن بدیع عبارت است از اشاره به داستانی معروف ضمن کلام؛ مانند احکم کحکم فتاه الحی اذ نظرت. مانند آن دختر تیزبین قبیله در کار من داوری کن . این مصراعی از شعر نابغه زبیانی است که اشاره دارد به داستان و حال زرقا یمامه و تیزبینی او گاهی نیز اشاره به مثلی یا شعری و یا آیه ای از قرآن است. التلمیح هو ان یشار فی فحوی الکلام الی آیه اوخبر او قصه او شعر من غیر ان تذکر صریحا . تاثیر قرآن و حدیث در ادبیات فارسی به نقل از تعریفات ص 46. آیه و انه هو اغنی و اقنی را به یاد می آورد؛ بدین معنا که تنها خداوند است که در پرتو بخشش و احسان خود ما را بی نیاز فرمود و مایه های خشنودی ما را فراهم آورد. اغنی کل انسان بمعیشته و ارضاه بکسب یده. خداوند هر انسانی را با دادن ابزارهای
English