به فرموده ی امام صادق, امام هشتم و حضرت زین العابدین این کلمات پاک پرمعنا مصداقش یک نفر است یک گروه است یک جمعیت است و آن هم شیعه ی واقعی اهل
6 مطلب یافت شد
زیباشناسی كلام امام علی (علیه السلام)
بخش پایانی نهجالبلاغه به کلمات قصار اختصاص دارد که در بردارندهی سخنان کوتاه جذاب پرمعنا و قابل فهم است.
حقایق دین از دیدگاه قرآن
پرمعنا پرمفهوم از وجود انسان شده که اگر معانی این دو تعبیر برای ما روشن بشود سود تربیتی دارد و یک عامل مهمی است برای حرکت ما به سوی ارزشهای الهی. چون در تاریخ ثابت شده الان هم ثابت است که جهل عامل توقف است عامل ماندگاری انسان در زندگی حیوانی است. همه شما عزیزان میدانید عمل به معنای حرکت است. لغت عمل عربی است خیلی هم در قرآن مجید این لغت آمده فارسیاش به معنای کوشش است. انسان در یک برنامهای که میکوشد جلو میرود این زمینی که انسان مالکش است و هیچ کاری روی آن زمین انجام نمیگیرد زمین از نظر طبیعت خودش و نه خرید و فروش چه محصولی دارد؟ یک زمین است. اما وقتی که یک کشاورزی میآید روی این زمین کار میکند و میکوشد شیار میزند و شخم میزند و دانه میپاشد و به موقع آب میدهد این محصول پرارزشی به انسان میدهد. زمین تا ایستایی دارد سودی ندارد اما وقتی زمین را آماده کنند و یک کسی هم روی این زمین کار بکند خب زمین را در حقیقت دارد به سوی محصولات پرقیمت حرکتش میدهد محصولاتی که بخشی از آن غذای مردم میشود بخشی از آن غذای حیوانات میشود حیواناتی که بخشی از این محصول زمین را میخورند باز به مردم شیر و فراودههای شیر و پوست و گوشت و... میدهند. اینها همه برکت و حرکت هستند در ضرب المثلهای ایرانی هم زیاد شنیدیم و میشنویم که از تو حرکت از خدا برکت. کلمه برکت در لغت فارسی به معنی سود و... است و به معنی منفعت است. ما در قرآن مجید میخوانیم تبارک الذی بیده الملک 1 تبارک یعنی؛ با منفعت پروردگار سودمند است و نفع و سودش هم ابدی است. این معنی لغت برکت تبارک مبارک که در قرآن هم آمده. هم جمله تبارک در قرآن است هم جمله مبارک در قرآن است. که از قول حضرت مسیح پروردگار نقل میکند جعلنی مبارکا 2 به بنی اسرائیل که کنار گهوارهاش آمده بودند و خدا او را به سخن آورد که خیال فاسد یهودیان آن زمان را در حق مریم کبری رد کند که میگفتند تو شوهر نکردی بچه از کجاست؟ پروردگار کودک را به صدا درآورده انی عبد الله آتانی الکتاب و جعلنی نبیا . مبارک یعنی سودمند یعنی پروردگار عالم من کودک را سودمند قرار داده سودش هم وقتی روشن شد که به مقام چهارمین پیغمبر اولوالعزم پروردگار برانگیخته شد و انجیل را آورد و کلمات
مدینه در ماتم (رحلت حضرت رسول صلی الله علیه و آله)
پرمعنا سخن می گفت و هیچ گاه سخن دیگری را قطع نمی کرد و با کسی مجادله نمی نمود. آن گاه که در برابر مخاطب قرار می گرفت به رسم جباران به گوشه چشم به او نمی نگریست. معاشرت او در اجتماع چنان ساده و بی پیرایه بود که اگر در میان جمعی می نشست شناخته نمی شد. مجلس پیامبر مجلس بردباری حیا و رازداری بود؛ به نحوی که در حضور ایشان از کسی بد گفته نمی شد و اگر از کسی خطایی سر می زد نقل نمی گردید. حضرت به یاران خود بسیار احترام می کرد پاهای خود را بین آنها دراز نمی نمود و وقتی مکان مجلسی تنگ می شد برای اصحاب خود جا باز می کرد.هم نشینی با مردمپیامبر با مردم انس می گرفت و بزرگ هر قومی را گرامی می داشت و می فرمود هرگاه بزرگ قومی نزد شما آمد او را احترام کنید . نیازمندان را بهترین دوست خود می شمرد و هرگز فقیری را تحقیر نمی کرد. با آنها می نشست و از بیمارانشان عیادت می کرد و به تشییع جنازه های آنها می رفت. دعوت همگان را می پذیرفت و هدیه آنها را هرچند کم ارزش قبول می کرد. در خوراک و پوشاک با بردگان و کنیزانش امتیازی نداشت و هرگز آزارش به کسی نمی رسید.هرگاه در نماز بود و شخصی نزد او می آمد و می نشست نمازش را کوتاه می کرد تا حاجت او را جویا شود و در روا کردن آن بکوشد. گاه می شد که خدمتکاران مدینه ظرف هایی از آب را بعد از نماز صبح به حضور پیامبر می آوردند تا آن را متبرک سازد و چه بسا صبح های سردی که حضرت دست خود را داخل آب سرد می نمود و اظهار هیچ گونه نارضایتی نمی کرد.اخلاق پیامبرحضرت رسول صلی الله علیه و آله با مردم با خوشرویی برخورد می کرد و همیشه لبخند بر لبانش جاری بود. در سلام کردن بر همگان پیشی می جست. به روش متکبران راه نمی رفت. در معاشرت با دیگران بسیار مهربان و جذاب بود و با هر شخصی چنان رفتار می کرد که می پنداشت گرامی ترین خلق نزد اوست. اگر با شخصی دست می داد دستش را نمی کشید تا آن مرد دستش را بکشد. هنگام سخن گفتن ترشرو نبود و کلمات
جهاد حسينى
کلمات او را تبدیل نمی کند. خداوند عادل به من نمی گوید با این چشم غیر مسلح دماوند را همان طور ببین که از آن فاصله سه کیلومتری می بینی . مثلا کنار خط ریل راه آهن ایستاده ام . این دو ریل که در این جا می بینم دو خط موازی با فاصله معین است . همین طور که در امتداد آن ها نگاه می کنم رفته رفته به یک زاویه حاده و سپس به یک خط تبدیل می شود. یعنی خطنما و زاویه حاده نما می شود. هیچ کس نه طبیعت نه جامعه و نه خدا مرا محکوم نمی کند که شما این چرا آن گونه می بینید. طبیعت چشم مسافت مساله نور از نظر فیزیکی این چنین است که من باید این گونه ببینم .به هر حال می فرماید انک مضیت علی بصیره من امرک . ان شاالله کوشش کنیم تا بصیرت و بینایی از دست ما نرود. وقتی که قصد ما قربت و اخلاص باشد خداوند متعال به حد لازم و کافی روشنایی خواهد بخشید یا ایها الذین آمنوا ان تتقوا الله یجعل لکم فرقانا ۱۱ ای کسانی که ایمان آورده اید اگر تقوای الهی داشته باشید خداوند برای شما نیروی تشخیص حق از باطل قرار می دهد. خداوند می فرماید ما نیروی تشخیص حق و باطل را به انسان ها داده ایم به شرط این که قصد قربت و اخلاص در کار باشد. بر فاصله های طبیعی که با واقعیات داریم ده کیلومتر هم خودمان اضافه نکنیم . به همان فاصله قناعت کنیم و در حد توانایی کوشش کنیم تا راه ما به واقعیات نزدیک تر شود. خدایاپروردگارا تو را سوگند می دهیم به اسرار بزرگ حادثه نینوا ما را از این حادثه برای آموزش برخوردار بفرما. نکند در روز قیامت خدا از ما باز خواست کند که من یک کتاب درسی به شما داده بودم که نه به دانشگاه و نه به دبیرستان احتیاج داشت آن هم داستان حسین من بود. همان گونه که ملاحظه کردید آن شاعر بزرگ گفت ما از کربلا می آییم تا تاریخ را تصحیح کنیم . من مدتی بسیار است که نام این شاعر بزرگ را شنیده بودم . خیلی شاعر زبردستی است و آن طور که شنیده ام مثل این که اخیرا از دنیا رفته است .برای تفسیر این کتاب نیازی به این نیست که آدم مثلا از حوزه اجازه اجتهاد داشته باشد یا درس های دبیرستان را بخواند... یک تفسیر مختصر شما را در این داستان و در این حادثه دانشمند می کند. آن وقت می توانید برای حرکت در این مسیر پرمعنا
كم صبرى
پرمعنا تمام عوامل پیروزی درج شده و هر مسلمانی را میسزد که آن را همیشه در خاطر محفوظ نگاهدارد.یا ایها الذین آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتقوا الله لعلکم تفلحون 1 ای اهل ایمان در برابر حوادث شکیبایی کنید و دیگران را هم به شکیبایی وادارید و با یکدیگر چه در حال آسایش چه در بلا و گرفتاری پیوند و ارتباط برقرار کنید و از خدا پروا نمایید تا رستگار شوید. صبر و عوامل پیروزی بر اساس این آیه شریفه اسباب پیروزی چهار چیز است بردباری در امور فردیبردباری دسته جمعیپاییدن پرهیزکاری.هنگامی که قرآن مجید به این امور دستور میدهد مؤمنان را خطاب میکند؛ زیرا صفت ایمان مستلزم همین امور است و باید پیروزی و رستگاری خود را در سایه کلمه و معنای ایمان اینچنین به دست آورد.1- صبر یا بردباری یک نیروی مثبت است که به وسیله آن با عوامل ضعف و اضطراب مبارزه میشود و مؤمن به همین نیروست که راه خود را با کمال متانت و بردباری در برابر مشکلات باز مینماید.صبر هرگز معنای تن دادن به ناملایمات و سوختن و ساختن نیست و نه میتوان در رفع مشکلات منتظر قضا و قدر بود؛ زیرا منظور از قضا و قدر آن است که به مقدرات و احکام و نوامیس الهی گردن نهیم.میدانیم که احکام و نوامیسی که در آیات قرآنی بیان گردیده ما را در برابر وظایف و تکالیف عجیبی قرار میدهد و با گردن نهادن در برابر این احکام است که انسان به نتایج مثبت و مطلوب میرسد.مثلا در باب پیروزی بر انواع دشمنان چنین مقدر گردیده که آن را باید از راه کوشش و استقامت به دست آورد. بنابراین آنان که صبر را اعتقاد به قضا و قدر پنداری خود معنا میکنند خلاف معنای قضا و قدری است که حضرت حق آن را پذیرفته است.قضا در اصطلاح قرآن به معنای حکم خدا و قدر در فرهنگ حق به معنای اندازه در امور است.باید مردم مؤمن و مسلمان به این مطلب توجه پیدا کنند و قانون حضرت حق را در تامین شرف زندگی و پیروزی و تکامل یا انحطاط و پستی و سقوط دریابند و این معنای صبر است.2- بردباری همگانی کلمه مصابرت که در آیه فوق آمده معنایش تحمل شداید همگانی است که باید غول مشکلات جامعه را با استقامت و پیکار دسته جمعی به زانو درآورند. مردم همگی در برابر ظلم و زشتیها تجاوز و قلدریها و به خاطر اصلاح انحرافات دیگران و رفع نادانی و افکار ناپسند و گمراه اجتماع باید پایدار و استوار باشند و مبارزه کنند. این معنای مصابرت یا صبر و بردباری همگانی است.3- پاییدن مراقبت بر رخنهگاه دشمنان و پاییدن مرزها از این که مبادا راهی برای بیگانگان باز شود همچنین مشقهای نظامی و مجهز ساختن مردم به دانش مفید و اخلاق نیکو همه مشمول کلمه مرابطت است که در آیه عنوان شده آمده است.آنگاه که انسان رخنهگاه شرور و تمام اقسام بدیها را سد کرد میتواند فارغالبال راه کمال بپوید.بنابراین بردباری فردی و همگانی برای پیشگیری از مشکلات وارده است ولی مساله آمادگی و پاییدن برای جلوگیری از مشکلاتی است که بروزش انتظار میرود. ملاحظه کنید که هرگاه این سه اصل مراعات شود اوضاع کنونی و آینده زندگی ملل اسلامی تا چه اندازه بهبودی میپذیرد و هر لحظه پیشروی میکند.4- پرهیزکاری باید در همه حال ملاک کار مردان با ایمان باشد تا کارهایی که انجام میدهند در پرتو این اصل به نتیجه مطلوب و هدف قطعی خود برسد.تقوا آدمی را در جمیع احوال از بزهکاری و اخلال در انجام وظیفه مصون میدارد و حالت تقوا که مربوط به قلب و روح و نفس و باطن است دستورها و شرایع الهی را آن چنانکه شایسته است به مرحله اجرا میگذارد.هان ای افراد با ایمان مردمی که به داشتن ایمانی راسخ دل خوش هستید این است اسباب پیروزی که در ضمن چهار اصل از طرف قرآن برای شما معرفی گردیده اینک باید دلهای خود را سرشار از درک معانی آن کنید و در مقام عمل برآیید.و العصر* ان الانسان لفی خسر* الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر 2 سوگند به عصر ظهور پیامبر اسلام * بیتردید انسان در زیانکاری بزرگی است؛* مگر کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند و یکدیگر را به حق توصیه نموده و به شکیبایی سفارش کردهاند.بیایید دعوت خدا و پیامبر را به سوی آنچه که مایه زندگی شماست بپذیرید 3 اصبروا نخستین ماده از چهار برنامه است که ضامن سربلندی و پیروزی مسلمین است. استقامت و صبر و ایستادگی در برابر حوادث است که در حقیقت ریشه اصلی هرگونه پیروزی مادی و معنوی را تشکیل میدهد و هر چه درباره نقش و اهمیت آن در پیشرفتهای فردی و اجتماعی گفته شود کم است این همان چیزی است که حضرت مولا در کلمات
English