مؤمن آل فرعون مردى بود از فرعونيان كه به نوشته كتب مذهبى پسر عمو، يا پسر خاله فرعون بود و تعبير به آل فرعون را در قرآن نيز شاهد بر اين معنا گرفتهاند.
او در بحرانىترين لحظات به موسى بن عمران پيامبر بر حق خدا ايمان آ...
2,231 مطلب یافت شد
حکایت خدا و گنه كاران پشيمان
حق قرار میگیرد. به طوری که اگر در حال ایمان آوردن بمیرد اهل بهشت است؟ آه راستی چگونه به چنین خدایی نباید امید بست؟در آثار اسلامی آمده است حضرت ابراهیم علیه السلام آتشپرستی را به مهمانی دعوت کرد. هنگام خوردن غذا به او فرمود اگر مسلمان شوی در غذا مهمان من خواهی بود. آن مرد گبر از جا برخاست و از خانه ابراهیم بیرون رفت. خطاب رسید ابراهیم غذایش ندادی مگر به شرط تغییر مذهبش اما من هفتاد سال است او را با کفرش روزی میدهم. ابراهیم به دنبال او رفت و وی را به خانه آورد و برایش سفره طعام حاضر کرد گبر به ابراهیم گفت چرا از شرط خود پیشمان شدی؟ ابراهیم داستان
خدا و گنهكاران پشيمان
حق قرار میگیرد. به طوری که اگر در حال ایمان آوردن بمیرد اهل بهشت است؟ آه راستی چگوه به چنین خدایی نباید امید بست؟در آثار اسلامی آمده است حضرت ابراهیم علیه السلام آتشپرستی را به مهمانی دعوت کرد. هنگام خوردن غذا به او فرمود اگر مسلمان شوی در غذا مهمان من خواهی بود. آن مرد گبر از جا برخاست و از خانه ابراهیم بیرون رفت. خطاب رسید ابراهیم غذایش ندادی مگر به شرط تغییر مذهبش اما من هفتاد سال است او را با کفرش روزی میدهم. ابراهیم به دنبال او رفت و وی را به خانه آورد و برایش سفره طعام حاضر کرد گبر به ابراهیم گفت چرا از شرط خود پیشمان شدی؟ ابراهیم داستان
خدا و گنهكاران پشيمان
حق قرار میگیرد. به طوری که اگر در حال ایمان آوردن بمیرد اهل بهشت است؟ آه راستی چگوه به چنین خدایی نباید امید بست؟در آثار اسلامی آمده است حضرت ابراهیم علیه السلام آتشپرستی را به مهمانی دعوت کرد. هنگام خوردن غذا به او فرمود اگر مسلمان شوی در غذا مهمان من خواهی بود. آن مرد گبر از جا برخاست و از خانه ابراهیم بیرون رفت. خطاب رسید ابراهیم غذایش ندادی مگر به شرط تغییر مذهبش اما من هفتاد سال است او را با کفرش روزی میدهم. ابراهیم به دنبال او رفت و وی را به خانه آورد و برایش سفره طعام حاضر کرد گبر به ابراهیم گفت چرا از شرط خود پیشمان شدی؟ ابراهیم داستان
خدا و گنهكاران پشيمان
حق قرار میگیرد . به طوری که اگر در حال ایمان آوردن بمیرد اهل بهشت است ؟ آه راستی چگوه به چنین خدایی نباید امید بست ؟ در آثار اسلامی آمده است حضرت ابراهیم علیهالسلامآتشپرستی را به مهمانی دعوت کرد . هنگام خوردن غذا به او فرمود اگر مسلمان شوی در غذا مهمان من خواهی بود . آن مرد گبر از جا برخاست و از خانه ابراهیم بیرون رفت . خطاب رسید ابراهیم غذایش ندادی مگر به شرط تغییر مذهبش اما من هفتاد سال است او را با کفرش روزی میدهم . ابراهیم به دنبال او رفت و وی را به خانه آورد و برایش سفره طعام حاضر کرد گبر به ابراهیم گفت چرا از شرط خود پیشمان شدی ؟ ابراهیم داستان
طلوع توحید با آیهای شگفتانگیز از قرآن
داستان حق و کل موجودات در قرآن-موجی از توحید در آیۀ 102 سورۀ انعاماین آیه صدودوم سوره انعام که من انتخاب کردم برایتان آیه را توضیح بدهم چه آیهای … عمق آیه را باید دید که داستان در این آیه از چه قرار است؟ داستان حق و کل موجودات یعنی ماسویالله از چه قرار است؟ بهنظر میرسد آیه خیلی آیه فوقالعاده
حضرت علی اکبر علیه السلام الگوی شجاعت و ایمان
جهاد و مبارزه و شهادت باقی ماند.در راه خدا ذبیح دین گردیدبر حلقه ی عاشقان نگین گردیدداغش کمر حسین را بشکستبا خون سرش حنای خونین بستدیباچه ی داستان حق
علي اکبر (ع)؛ الگوي ايمان و ادب و شجاعت
جهاد و مبارزه و شهادت باقی ماند.در راه خدا ذبیح دین گردیدبر حلقه ی عاشقان نگین گردیدداغش کمر حسین را بشکستبا خون سرش حنای خونین بستدیباچه ی داستان حق
علي اکبر (ع)؛ الگوي ايمان و ادب و شجاعت
جهاد و مبارزه و شهادت باقی ماند.در راه خدا ذبیح دین گردیدبر حلقه ی عاشقان نگین گردیدداغش کمر حسین را بشکستبا خون سرش حنای خونین بستدیباچه ی داستان حق
علي اکبر (ع)؛ الگوي ايمان و ادب و شجاعت
جهاد و مبارزه و شهادت باقی ماند.در راه خدا ذبیح دین گردیدبر حلقه ی عاشقان نگین گردیدداغش کمر حسین را بشکستبا خون سرش حنای خونین بستدیباچه ی داستان حق
خدا و گنهكاران پشيمان
حق قرار میگیرد . به طوری که اگر در حال ایمان آوردن بمیرد اهل بهشت است ؟ آه راستی چگوه به چنین خدایی نبایدامید بست ؟ در آثار اسلامی آمده است حضرت ابراهیم علیهالسلامآتشپرستی را به مهمانی دعوت کرد . هنگام خوردن غذا به او فرمود اگر مسلمان شوی در غذا مهمان من خواهی بود . آن مرد گبر از جا برخاست و از خانه ابراهیم بیرون رفت . خطاب رسید ابراهیم غذایش ندادی مگر به شرط تغییر مذهبش اما من هفتاد سال است او را با کفرش روزی میدهم . ابراهیم به دنبال او رفت و وی را به خانه آورد و برایش سفره طعام حاضر کرد گبر به ابراهیم گفت چرا از شرط خود پیشمان شدی ؟ ابراهیم داستان
خدا و گنهكاران پشيمان
حق قرار میگیرد. به طوری که اگر در حال ایمان آوردن بمیرد اهل بهشت است؟ آه راستی چگوه به چنین خدایی نباید امید بست؟در آثار اسلامی آمده است حضرت ابراهیم علیه السلام آتشپرستی را به مهمانی دعوت کرد. هنگام خوردن غذا به او فرمود اگر مسلمان شوی در غذا مهمان من خواهی بود. آن مرد گبر از جا برخاست و از خانه ابراهیم بیرون رفت. خطاب رسید ابراهیم غذایش ندادی مگر به شرط تغییر مذهبش اما من هفتاد سال است او را با کفرش روزی میدهم.ابراهیم به دنبال او رفت و وی را به خانه آورد و برایش سفره طعام حاضر کرد گبر به ابراهیم گفت چرا از شرط خود پیشمان شدی؟ ابراهیم داستان
شش هزار سال عبادت بىثمر
شیطان در قرآنخداوند در سوره ص داستان ابلیس را که دچار یکی از رذایل اخلاقی؛ یعنی تکبر در برابر حق شد و در نتیجه اعمال عبادی چندین هزار … متعال آدم را آفرید به همه ملائکه فرمان داد این مخلوق ارزشمند مرا سجده کنید همه سجده کردند جز ابلیس که از سجده ابا کرد و در برابر امر حق تکبر ورزید .داستان
اعراض نفس از خدا
اعراض دیگر داستان درستی نیست. بله اگر آیات حق … هیچ نشانهای از نشانههای پروردگارشان برای آنان نیامد مگر آنکه از آن روی گردانیدند .اگر بنا شود به انسان آیه حق برسد و انسان آیه را نفهمد و به هیچ عنوانی متوجه آیه نشود داستان
غدیر در آینهٔ اشعار
در آن داستان حق با مرحوم مطهری است؛ ولی این داستان اصلا پیکره و حرفش با داستانی که شهید مطهری نقل کرده فرق میکند. … داستان دروغ است که من قبل از نوشتههای آقای مطهری هم شنیده بودم و میدانستم که دروغ است؛ اما این حقیقت است.پدر و مادر هر دو عاشق بچه ولی بچهدار نمیشوند جلد ششم الغدیر . یک شب نشستند و گفتند بهترین راه بچهگرفتن از خدا نذرکردن است؛ یک نذر حسابی بکنیم و بعد این نذر را ادا میکنیم. آدم در خانه کریم برود کریم ردش نمیکند. ما در شعر حکیمانه درست و عاقلانه میخوانیم نه شعر یاوه. سعدی خودش منبری و آدم باسوادی بود. پنج الی شش تا از منبرهایش را یادداشت کرده که با کتاب کلیاتش چاپ شده و منبرهای بسیار خوبی است. در کتاب گلستانش میگوید ای کریمی که از خزانه غیبگبر و ترسا وظیفهخور داریدوستان را کجا کنی محرومتو که با دشمن این نظر داری تو که داری روزی همه کافرها داعشیها و منافقها را میدهی به ما نگاه نمیکنی اگر کسی مثل ما از خدا ناامید باشد خدا هم میگوید کفر است. گفت دستانمان را بهطرف خدایی که دعا را مستجاب میکند بلند کنیم خدایا در پیشگاه تو ما زن و شوهر نذر شرعی میکنیم که اگر به ما اولاد بدهی اولی آن هم پسر باشد اسلحه و رزم یادش میدهیم او را از بحرین میفرستیم بین راهی که به کربلا منتهی میشود که زوار حسینبنعلی ع را غارت کند و پولشان را ببرد مقاومت هم کردند آنها را بکشد. تو عجب خدایی هستی که دیدی دو گدا آمدهاند در خانهات و دارند گدایی و التماس میکنند گفتی ردشان نکنم سفینۀ نجاتاین زن و شوهر بچهدار شدند و بچه اولشان هم پسر شد. پسر هجدهنوزده ساله شد؛ اسلحه یادش دادند لباس پوشاندند و به او گفتند ما نذر کردیم که اگر خدا تو را به ما بدهد در راه زوار اباعبدالله ع بروی غارتشان کنی و مال و جنسشان را ببری و اگر مقاومت کردند آنها را بکشی. گفت باید نذر را ادا بکنیم. بالاخره در دامن این پدر و مادر بزرگ شده است. ما هر طوری هستیم بچه ما هم همینطور بار میآید. شب اول گفت در یک چاله قایم میشوم و سرک میکشم ببینم چه زمانی زوار رد میشوند. از بحرین آمدم اسلحه سنگین لباس گرم بیابان کویر و چاله بیاختیار خواب سنگین رفتم. دیدم قیامت است و مردم را دو دسته کردهاند طبق قرآن بهشتیان و دوزخیان. مرا هم در دوزخیان گذاشتند. گفتم چهکار کردهام؟ گفتند چهکار کردهای؟ مسلح شدهای آمدهای در راه کربلا و کمین گرفتهای برای غارتکردن و بردن پولها و کشتن زوار؛ باید جهنم بروی. آنجا چه کسی زورش به خدا و ملائکه میرسد اینجا آدم میتواند سینه سپر و قلدری کند؛ آنجا که نمیشود. گفت داشتند من را میبردند طرف جهنم که یکی آمد و گفت آزادش کنید. ملائکه گفتند برای چه آزادش کنیم؟ پیغمبر علی زهرا و حضرت مجتبی علیهمالسلام میگویند که وقتی این خواب بوده یک گروه زوار آمده و رد شده گردوغبار آنها روی این ریخته است این نباید جهنم برود. از وحشت قسمت اول و خوشحالی قسمت دوم از خواب پریدم. مگر دیگر میتوانم بایستم؛ با آن تاریکی شب پای پیاده رفتم تا خودم را به حرم اباعبدالله ع رساندم. گفتم من برای شما هستم. پدر و مادر من خائن هستند. 6 این آدم بعدا درس خواند و قوی شد و از شعرای بزرگ الغدیر امیرالمؤمنین شد. شعرش عربی است ولی اگر الغدیر را ببینید و به یک روحانی باسواد بدهید که بخواند و خطبهخط برای شما معنی کند این شاعر معجزه کرده است؛ امیرالمؤمنینی معرفی میکند و به ما میشناساند که آدم دلش پر از نور سرور و شادی میشود. 7 جلوه قدرت الهی یک خط شعر را بخوانم و حرفم تمام. نمیدانم شاعرش کیست؛ اما بسیار شعر باارزش و قابلقبولی است لیس علی الله بمستنکر ان یجمع العالم فی واحد 8 اصلا برای خدا سنگین نیست که این کار را کند. چهکار کند؟ اینکه تمام فرشتگان جن و انس آسمانها و زمین کل موجودات و تمام ارزشها را در یک نفر جمع کند؛ آدم آن یک نفر را که میبیند بگوید کل ملائکه انبیا ائمه روح عالم ملکوت عالم ملک خورشید و قمرها و آسمانهاست. میگوید این برای خدا کار مشکلی نیست خدا یک عنکبوت درست کرده است که یک کارخانه در شکمش گذاشته و بافندگی میکند. آن کارخانه از زیر سوراخهای شکم تار بیرون میدهد. یکدانه تار از چهار تار بههم تنیده است. هر یکدانه از آن چهار تار از هزار نخ بههم بافته شده که اینها را اگر دوازده صفر جلوی عدد شانزده بزنیم این تعداد تار را به همدیگر بتنیم به کلفتی یک موی سر و صورت ما نمیشود. برای خدا مشکلی نیست. لیس علی الله بمستنکر ان یجمع العالم فی واحدآنوقت این شاعر میگوید برای خدا سخت نبوده که کل عالم را در یک نفربه نام علیبنابیطالب ع جمع کرده است. من اینجا باید به آن مجتهد جامعالشرایط فقیه و حکیم حق
حکایت حضرت سلیمان با صاحب پرنده
ما باید تسلیم حق باشیم. در داستان حضرت موسی وخضر قبل از اینکه حضرت خضر راز عمل قتل را بازگوکند کودک هفت ساله را کشت.
اين هوش را از كجا آوردهاند ؟
عقرب را نبلعید ؟ چرا او را از وسط نصف نکرد ؟ چرا دم عقرب را از بیخ دم دندان نگرفت ؟ چرا سر عقرب را جدا نکرد ؟ آیا جز هدایت حضرت حق چیز دیگری در این داستان
اين هوش را از كجا آوردهاند؟
موش عقرب را نبلعید؟ چرا او را از وسط نصف نکرد؟ چرا دم عقرب را از بیخ دم دندان نگرفت؟ چرا سر عقرب را جدا نکرد؟ آیا جز هدایت حضرت حق چیز دیگری در این داستان
از كجا دانستند ؟
یخ به یخ برسد و از کجا فهمیدند که با خوابیدن یک نفر مشکل حل نمیشود بلکه باید به نوبت این برنامه را دنبال کرد ؟ آیا جز هدایت حضرت حق اسم دیگری بر این داستان
از كجا دانستند؟
یخ به یخ برسد و از کجا فهمیدند که با خوابیدن یک نفر مشکل حل نمیشود بلکه باید به نوبت این برنامه را دنبال کرد؟ آیا جز هدایت حضرت حق اسم دیگری بر این داستان
English