-تفاوت ظرفیتی صالحین با صادقینمگر قول و عمل و نیت و حال این صالحین هموزن صادقین است؟ نه هموزن نیست؛ ما نماز میخوانیم روزه میگیریم و عبادت مالی
12 مطلب یافت شد
حرکت در جادۀ توحید با اندیشه در نشانهها
تفاوت شخصیتی و ظرفیتی نشانهها با همآنوقت این نشانهها با هم تفاوت شخصیتی و ظرفیتی دارند خیلی از نشانهها فقط ما را به اینجا میرسانند که این عالم
طلوع هشت حقیقت بر قلب بندگان محبوب
تفاوت شیعۀ بالجمله و فیالجملهحالا شیعه فیالجمله بالجمله یعنی کامل کامل یعنی ما واقعا قدرت داریم که سلمان باشیم؟ خدا میداند که ما چنین ظرفیتی
عبادت خالصانه و خاشعانهٔ پروردگار
تجسم اعمال انسان در آیات قرآن-تفاوت ظرفیت انسانها با یکدیگراین حرفی که میزنم شما این را خیلی سنگین نگیرید؛ ولی من میزنم و ما هم کلاسمان واقعا آن کلاس نیست دیگر. پروردگار در قرآن میگوید که انسانها متفاوت و گوناگون هستند حتی انبیا هم با همدیگر از نظر ظرفیتی
پرتوی از منفعت وجودی امام مجتبی(ع)
فراموش 2 تفاوت در ظرفیت وجودی انسانهااین دعای ابراهیم ع و اسماعیل ع است که پروردگارا ما دو نفر را با همه وجود تسلیم خودت قرار بده؛ ومن ذریتنا امه مسلمه لک و بخشی از فرزندان ما را هم تسلیم صددرصد خودت قرار بده.چرا فرمود بخشی از فرزندان؟ چون ابراهیم ع میداند که همه ذریۀ او چنین ظرفیتی
اصحاب عاشورا، آینۀ صفات الهی
ظرفیتی خلق کنم و فرقی هم نمیکند مرد یا زن باشد. -برابری زن و مرد در هدف خلقتوقتی قرآن میگوید انسان معنیاش هم مرد است و هم زن؛ چون قرآن مجید در معنویت و ظرفیت و آینهبودن بین مرد و زن تفاوتی نمیگذارد. تفاوت
صبر حضرت زینب در کربلا
تفاوت بسیار مهم است. مؤمن ممکن است از ظلم انسانها ناراحت باشد و در برابر ستمگران بایستد؛ اما در همان حال به حکمت و رحمت خداوند اعتماد داشته باشد.حضرت زینب علیهاالسلام در کنار دریایی از مصیبتها همچنان بندهای شاکر باقی ماند. این مرتبه از ایمان تنها با شناخت عمیق خداوند و یقین به حکمت او امکانپذیر است.تقدیم قربانی کربلا به پیشگاه خداونددر نقلهای مربوط به روز یازدهم محرم آمده است که حضرت زینب علیهاالسلام در کنار پیکر قطعهقطعهشده امام حسین علیهالسلام قرار گرفت. ایشان دستهای خود را زیر پیکر برادر برد و با نهایت ادب و بندگی آن قربانی بزرگ را به پیشگاه خداوند عرضه کرد.در این هنگام فرمود اللهم تقبل منا هذا القلیل من القربان 2 یعنی خدایا این قربانی اندک را از ما بپذیر. این تعبیر عظمت معرفت حضرت زینب علیهاالسلام را نشان میدهد. امام حسین علیهالسلام بزرگترین و عزیزترین سرمایه خاندان پیامبر صلیاللهعلیهوآله بود؛ اما حضرت زینب علیهاالسلام در برابر عظمت پروردگار این قربانی را اندک میدانست.ایشان بهجای آنکه تنها از داغ برادر سخن بگوید شهادت امام حسین علیهالسلام را قربانی در راه خدا معرفی کرد و از پروردگار خواست آن را از خاندان پیامبر بپذیرد.در چنین لحظهای عبادت معرفت صبر و تسلیم در وجود حضرت زینب علیهاالسلام به هم پیوند خورده بود.عظمت انسان در نگاه قرآنخداوند در آیه 30 سوره بقره هنگامی که از آفرینش انسان سخن میگوید میفرماید انی جاعل فی الارض خلیفه 3 یعنی من در زمین جانشینی قرار خواهم داد. فرشتگان پرسیدند اتجعل فیها من یفسد فیها ویسفک الدما یعنی آیا کسی را در زمین قرار میدهی که فساد کند و خونها بریزد؟ خداوند در پاسخ فرمود انی اعلم ما لا تعلمون یعنی من چیزی میدانم که شما نمیدانید. حادثه عاشورا و استقامت حضرت زینب علیهاالسلام را میتوان یکی از جلوههای روشن این حقیقت دانست. خداوند از ظرفیت و عظمت انسان آگاه بود؛ ظرفیتی
روزه، خطاب ویژۀ پروردگار به بندگان ویژه
تفاوت ظرفیتها در بندگان ویژۀ پروردگارحالا در آن بندگان ویژه گروه اول که خداوند میفرماید والسابقون السابقون ؛ 20 این را برای دلخوشی شما توضیح میدهم و مدرکم هم خود قرآن است. امام صادق ع عدد این والسابقون السابقون را محدود به 124هزار نفر میدانند و بعد از پیغمبر ص نیز ائمه طاهرین علیهمالسلام والسابقون السابقون هستند. البته اینها با همدیگر یک ظرفیت قدرت و گنجایش مساوی ندارند. شما میدانید که از 124هزار نفر فقط پنج تایشان اولوالعزماند نوح ع ابراهیم ع موسی ع عیسی ع و رسول خدا ص . در این پنج تا هم طبق آیات قرآن پیغمبر اسلام ص باگنجایشتر از همه آنهاست. پیغمبر ص چه ظرفیتی
خواسته های پاکان- جلسۀ سوم
ظرفیتی را به گنجایش پذیرفتن امانتی مثل نبوت آفریده بر او واجب است عطا کند این مقام را چون بخل در او نیست. اگر همه ی ظرفیتها آن ظرفیت بود خب همه می شدند انبیا خب همه هم لازم نیست بشوند انبیا یا همه می شدند امامان یا همه می شدند اولیا خدا. البته این ظرفیتها علت محرومیت از بهشت هم نیست بهشت هم هشت درجه است. هر درجه ای هم به تناسب گنجایش های آفریده شده آفریده شده است. حالا یک کسی گنجایشش در حدی است که ایمان و اخلاق و عملش اقتضا می کند او را ببرند بهشت اول وقتی هم برود بهشت اول هیچوقت حسرت بهشت نهایی را نمی خورد. چون هر کس در بهشت برود فی عیشه راضیه از بهشت خودش راضی است و حسادت هم نمی کند. چون قرآن مجید می گوید قبل از این که ما بهشتی ها را ببریم بهشت اگر ته مانده ای از این زشتی ها در دلشان باشد غلی هست غشی حسدی نزعنا من قلوبهم من غل ریشه کن می کنیم. با یک دل پاک وارد بهشت می شوند وقتی پاداش امیرالمومنین را می بینند می گویند الحمد لله رب العالمین پاداش خودشان را می بینند می گویند الحمد لله رب العالمین . و آخر دعویهم یعنی آخرین گفتار کل بهشتی ها آن گفتار نهاییشان این است ان الحمد لله رب العالمین نه حسادت می ورزد نه قهر می کند نه توقعی اضافه تر از حقش از پروردگار دارد آن هشت بهشت و هفت جهنم هم بر اساس گنجایش ها زمینه بندی شده همه در جهنم با هم نیستند. همه مثل فرعون که نیستند همه مثل معاویه نیستند همه مثل یزید و شمر نیستند. یک عده ای طبقه ی اول هستند یک عده ای گناهشان بیشتر است طبقه ی دوم هستند یک عده ای گنجایش بیشتری داشتند به جای این که بهره ی معنوی بیشتری در خود بریزند آلودگی بیشتری ریختند طبقه ی سومند تا طبقه ی هفتم. این گنجایش ها که تفاوت
علویتهرانی در گفتوگو با ایکنا عنوان کرد: امتیاز منبر استاد انصاریان؛ استفاده از کتاب و عترت با بیان علمی
تفاوت دارد. باید گفت که عرفان ایشان برخاسته از عرفان ابنعربی نیست. عرفانی را که ایشان به دست آوردهاند از کلام دین بوده است. یعنی آن شناختی که اهل بیت از خدا انسان و عالم غیب بیان داشتهاند. ایشان خود بدین شناخت رسیده و این شناخت را نیز بیدریغ در اختیار مخاطبان خود قرار میدهند. البته باید توجه داشت که ایشان تعالیم عرفانی را با بیانی بسیار ساده مطرح میسازند. استاد انصاریان کتابی با عنوان عرفان اسلامی نوشتهاند. البته این کتاب هیچ ارتباطی با کتابهایی مانند مصباح انس تمهید القواعد یا فتوحات ندارد. به دیگر بیان سبک عرفان آنها سبک عرفان اهل بیت و شناخت ایشان شناختی بر اساس دیدگاه رهبران آسمانی و حقیقی دین است. استاد انصاریان چگونه روایات را بررسی کرده و آنان را در سخنرانیهای خود مطرح میسازند؟ ایشان همچون نرمافزاری نیست که روایت را یافته و در اختیار میگذارد. بلکه ایشان بر اساس تحلیلی که استوار بر آموزههای اهل بیت است به بیان معارف میپردازند. به دیگر سخن ایشان روایت را با روایات دیگر تفسیر میکند. از این رو ممکن است برای تفسیر بخشی از یک روایت از روایات متعدد دیگر بهره گیرند. همانطور که ممکن است برای تفسیر آیهای از قرآن آیات دیگر را به یاری آورد. این سبک یکی از بهترین سبکهای تفسیری در روایات اهل بیت و آیات قرآن کریم است. به هیمن دلیل است که سخنرانیهای ایشان از تصرفها و دخالتها خالی است. استاد چند کتابی را به رشته تحریر درآوردهاند؛ آیا علت نگارش آنها سخنرانیها و خطابهها بوده و یا فهم و درک از روایات و آیات ایشان را به سخنرانی متمایل ساخته است؟ هر که در حوزه تحصیل کرده است باید برای ترویج دین کاری کند. ترویج دین برای مخاطبان خاص یا عام امری است که بر اساس ضرورتها صورت میپذیرد. شاید ایشان در تدریس دروس حوزی کمتر از برجستگان این راه نباشند. اما این که ایشان سخنرانی را راه تبلیغی خود برگزیدهاند به این دلیل است که در روزگار جوانی ایشان تعداد افراد شایسته و توانمند برای این عرصه کمتر از امروز بوده است. نتیجه تلاش در عرصه تبلیغ دینی باید به اصلاح جامعه بینجامد؛ سخنرانی یکی از این راههاست. شمار افرادی که در پی اصلاح جامعه بودند در ابتدا بهاندازه کافی نبود. اما این بدان معنا نیست که سخنرانان از تحقق و پژوهش دورند. منبر و سخنرانی بر فراز آن یکی از مهمترین خدمتهاست. از همین رو پیشتر مراجع تقلید نیز به این سنت توجه و عمل مینمودند. حضرت آیتاللهالعظمی وحید خراسانی از سخنرانان توانا بودهاند. اما براستی خطابه ایشان با دیگر خطابهها قابل مقایسه است؟ سخنرانی کردن هرگز دلیلی بر کمسوادی سخنران نیست. استاد انصاریان که پیشتر خود تحصیل کرده پای درس اساتید بزرگ نشسته و بر منابع دینی کار کردهاند حال به جمعبندی رسیدهاند. ایشان چنین معتقدند که با سخنرانی کردن بهتر میتوانند مطالب را در اختیار همگان قرار دهند. البته گفتنی است که مخاطبان نیز با اشتیاق به سخنرانی استاد توجه کرده و نکات را میپذیرند. آیا سخنرانیها بتدریج در حال موسمی شدن است؟ این که سخنرانیها تنها در برخی مناسبات پراهمیت مانند محرم ماه مبارک رمضان و فاطمیه بیشتر رونق میگیرد؟ افرادی که کمتر به مسجد میروند و به مناسبت ایام در آن حضور پیدا میکنند بیشتر در مناسبتهای ویژه مثل محرم و صفر در سخنرانیها شرکت کرده و از آن بهره میبرند. اشتغالات چنین افرادی به ایشان اجازه شرکت همیشگی در چنین مجالسی را نمیدهند. البته ایام ویژه در سال که مردم بیشتر به مجالس دینی روی میآورند خود ظرفیتی
عوامل غم و اندوه و راه رهایی از آن
تفاوت اساسی دارد. اهل دنیا پیوسته به دنبال خوشیها و لذتهای ناپایدار نفسانی هستند و با شدت علاقهها و بروز حالت اندوه و غم در آنان سبب ناامیدی و افسردگی میشود و گاهی به خودکشی و نابودی میانجامد.در این زمینه رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله میفرماید انا زعیم بثلاث لمن اکب علی الدنیا بفقر لا غنا له و بشغل لا فراغ له و بهم و حزن لا انقطاع له. 1 من سه چیز را برای کسی که به دنیا بچسبد حتمی و قطعی میدانم فقری که هیچگاه به بینیازی نیانجامد مشغولیتی که هرگز از آن خلاصی ندارد و غم و اندوهی که برای او پایانی نیست.امام علی علیه السلام در حال و هوای دنیا میفرماید ... و من استشعر الشعف بها ملات ضمیره اشجانا لهن رقص علی سویدا قلبه هم یشغله و غم یحزنه کذلک حتی یؤخذ بکظمه فیلقی بالفضا منقطعا ابهراه ... 2 ... و آن که عشقش را به دل گیرد خاطرش را از اندوهها پر کند که برای آن اندوهها در سویدای قلبش خلجان است اندوهی مشغولش دارد و غمی محزونش کند چنین است تا نفس گلوگیرش شود و او را به بیابان اندازند در حالی که رگهای حیاتش قطع شده ....امام صادق علیه السلام در مواعظ خویش میفرماید الرغبه فی الدنیا تورث الغم و الحزن و الزهد فی الدنیا راحه القلب و البدن. 3 دنیاخواهی غم و اندوه میآورد و پشت کردن به دنیا مایه آسایش جان و تن است.و نیز میفرماید لما نزلت هذه الآیهلا تمدن عینیک الی ما متعنا به ازو جا منهم و لاتحزن علیهم و اخفض جناحک للمؤمنین 4 قال رسول الله صلی الله علیه و آله من لم یتعزبعزا الله تقطعت نفسه علی الدنیا حسرات و من رمی ببصره الی ما فی یدی غیره کثر همه و لمیشف غیظه. 5 چون آیه نازل شده که بنابراین به امکانات مادی و ثروت و اولادی که برخی از گروههای آنان را از آن برخوردار کردیم چشم مدوز و بر آنان به سبب اینکه پذیرای حق نیستند اندوه مخور وپر و بال لطف و مهربانی خود را برای مؤمنان فرو گیر. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود کسی که به دلداری دادن خدا آرام نگیرد جانش بر دنیا حسرتها خورد و هر که چشمش به داراییهای دیگران باشد اندوهش بسیار شود و ناراحتیش بهبود نیابد.حزن چنین ظرفیتی
دهه اول محرم حسینیه همدانیها سخنرانی پنجم
تفاوت سنیمان هم زیاد بود او نزدیک سی سال از من بزرگتر بود. اما امتیازات خیلی عالی داشت یک امتیازش حالا با اینکه شهرستانی بود و خیلی جلسات تهران را ندیده بود ولی نسبت به حضرت سید الشهدا خیلی پرگریه بود خیلی پرگریه بود.در یک رشته بسیار مهمی هم متخصص بود که یکی از مراجع بزرگ نجف خواسته بود گفته بود تو بلند شو برو امریکا تمام خرج و مخارجت را میدهم آنجا بروی امکان برایت باشد تبلیغ دین کنی نرفت. من بهش گفتم چرا تشریف نبردید بد نبود خوب بود آنجا میرفتید تبلیغ دین میکردید فرمود خبر دارم که عدهای روحانی از ایران از عراق آنجا هستند ولی من قبول نکردم بروم گفتم چرا؟ گفت واقع ترسیدم شدید هم ترسیدم بروم آنجا و در کنار زندگی و تمدن امریکایی رابطهام با ابی عبدالله قطع بشود. گفتم نه نمیارزد.این سفر به درد من نمیخورد ایشان یک استادی داشت که البته من آن استادش را از طلبگی قم میشناختم آن هم یک فرد عجیبی بود یک انسان خیلی والایی بود مریض شد قم خیلی آن وقت وسائل پزشکی و دکترای قوی نبود آوردند تهران بالاخره هم فوت کرد من به این دوستم که شاگرد او بود تسلیت گفتم و ایشان برایم تعریف کرد گفت من وقت مردنش در خانه بالای سرش بودم خوب عنایت کنید آخه همه پشیمانیها دم مرگ میآید آدم از گذشته بد ناراحت میشود از اعمال بد امیر المومنین میفرماید وقت مردن کل پرونده گذشته جلوی چشم آدم میآید که تمام عمرش را مثل فیلمی که رد میشود میبیند گفت من بهش گفتم استاد چی میل دارید؟ دم مرگش یعنی گفت همان روز هم مرد گفتم چی میل دارید؟ دکتری دارویی غذایی زن و بچهاش هم بودند میدانستند من شاگرد دلباختهاش هستم من را نگه داشته بودند گفت میل دارم خداوند مهربان من را برگرداند بگذارد سر پانزده سالگی به همین شکلی که هفتاد سال تا حالا که هشتاد و پنج سالم است راه را طی کردم عین همین را دوباره طی کنم یعنی از گذشتهاش بسیار راضی بود. حالا قرآن مجید را ببینید وجوه یومئذ ناعمه الغاشیه 8 لسعیها راضیه الغاشیه 9 اینها در قیامت قیافهها مثل گل اول سحرگاه از تمام عمر گذشتهشان هم راضی هستند. وجوه یومئذ ناعمه الغاشیه 8 لسعیها راضیه الغاشیه 9 .حالا ممکن است من خودم اینجور هم هستند شما هم همینطور همه با هم میگوییم بالاخره گذشته ما یک نقاط تاریکی هم در آن است بالاخره گناهی معصیتی شهوت حرامی بله هست اینها باعث غصه و ترس نیست؟ برای ما نه چرا؟ برای اینکه ما خبر شدیم از بچگی تا حالا د ر توبه باز است چقدر ما در کمیلها عرفهها احیاها محرمها فاطمیهها در خلوت خودمان گریه کردیم در نمازمان در خلوت خانهمان صدها بار به خدا گفتیم غلط کردیم اشتباه کردیم. اینها که بخشیده شده مگر باید نسبت به گذشتهمان هم در سرمان بزنیم؟ چیزی را که خدا گذشت کرده که خوشحالی دارد نه در سر زدن شادی دارد.پرسیدند از ائمه ما که مومن توبه میکند توبهاش هم قبول میشود ممکن است باز بلغزد فرمودند بله گفتند آقا این که توبه کرده بخشیده هم شده دوباره اگر بلغزد چی؟ دوباره توبه میکند دوباره میبخشد زندگی پاک خوشحالی دارد این جمله را هم از حضرت رضا بگویم البته این یک روایتی است در پنج قسمت خیلی روایت نابی است من یک سال خرمآباد این روایت را شب اول مطرح کردم فکر کردم پنج قسمت روایت را بتوانم در جلسه خرمآباد تمام بکنم که تمام نشد قسمت اولش هم تمام نشد یعنی روی جمله اول حضرت رضا تفسیری که گذاشتم تمام نشد. هر چند شبی که آنجا بودم را پر کرد.اول روایت این است حالا دلم میخواهد اگر خدا توفیق بدهد یک وقتی کل این روایت را توضیح بدهم تفسیر بکنم سئل علیه السلام ان خیار العباد یک کسی به حضرت رضا گفت که آقا من بندگان خوب خدا را دلم میخواهد بشناسم کی هستند اینها؟ که حضرت پنج تا جواب دادند فرمودند این پنج خصلت در هر کس است او بنده خوب خداست حالا لازم نیست سلمان باشد مقداد باشد عمار باشد آنها هم در حد خودشان بنده خوب خدا هستند و ما هم در حد خودمان بنده خوب خدا هستیم و حقی هم نداریم خودمان را با آنها مقایسه کنیم به ما چه آنها آنها یک ظرفیتی
English