ابیعبدالله ع چه شب عجیبی است شب حزن همه موجودات شب غصه همه مخلوقات شب شکستهشدن دل همه پیغمبران چهارده معصوم اولیای خدا مؤمنین و مؤمنات و شب گریه فرشتگان و تمام موجودات است. با چه زبانی امکان دارد که درباره شخصیت حضرت ابیعبداللهالحسین ع سخن گفت مگر مرغ فکر میتواند به آن بارگاه برسد؟ دست عقل از بیان عظمت او کوتاه است. چهارده قرن است که درباره او کتاب مینویسند و هنوز نتوانستهاند یک لیوان از آب این اقیانوس را هم بچشند. ابیعبدالله ع همۀ وجود پیغمبر ص پیغمبر ص جملهای درباره حضرت حسین ع فرمودهاند که سنی و شیعه نقل کردهاند؛ حضرت میفرمایند حسین منی و انا من حسین این یک معنی ظاهری دارد که حسین از من است و من از حسین؛ ولی مگر معنی این جمله همین است؟ حکمای بزرگ الهی این را باید با قاعده اتحاد عقل عاقل و معقول حل کنند و معنای این جمله به این راحتی بهدست نمیآید. حسین منی و انا من حسین یعنی من با او اتحاد هویتی شخصیتی عقلی روحی عملی و ایمانی دارم. منهای مقام نبوت که مقامی اختصاصی است حسین همه وجود من است. من است دوتا نیستیم دعای رسول خدا ص برای ابیعبدالله ع -خداوند عاشق محبین
11 مطلب یافت شد
خشنودی خداوند، بزرگترین سرمایۀ انسان
ابیعبدالله ع بهطرف ما بیاید. خدا میداند کسی که حسین ع در قیامت از او راضی باشد چه وضعی خواهد داشت واقعا قلب آدم میخواهد از بار معنوی سنگین بعضی از روایات سنکوپ کند. در روایت داریم که وقتی حضرت زهرا س وارد محشر میشود خطاب میرسد تمام درهای بهشت به روی تو باز است برو آنها که پرونده قابلرسیدگی ندارند؛ کل پرونده انبیا ائمه علیهمالسلام و اولیا نور است و دیگر لازم نیست به نو برسند. نور است یعنی معلوم و روشن است. صدیقۀکبری س به امر الهی تسلیم میشود و تا کنار بهشت میآید. -در بهشت کنایه از رحمت پروردگاراین دری هم که میگویند من نمیدانم معنیاش چیست بهشت جای کوچکی نیست که در داشته باشد. خدا در سوره آلعمران و حدید میگوید بهطرف بهشتی بشتابید که پهنایش پهنای تمام آسمانها و زمین است. هیچکس هم تا حالا پهنای آسمانها را بهدست نیاورده و اصلا قابل بهدستآوردن نیست. من این روایت را در کتاب مهمی از شخصیت بالایی دیدم که امام صادق ع میفرمایند خدا هجدههزار قندیل آفریده قدیمها چراغ را در قندیل روشن میکردند و خیلی هم قشنگ قندیل درست میکردند که تمام این جهان فعلی در یک قندیل آن است. حالا ببینید پهنای این عالم و عوالم چیست که بهشت عرضها کعرض السما والارض سوره حدید آیه 21 . هیچ دری به آنجا نمیخورد و این در باید کنایه از رحمت پروردگار باشد که هشت رشته رحمت خدا به روی مردمی که اهل بهشت هستند باز است. -شفاعت صدیقۀ کبری س از محبین
مؤمنین راستین
ابیعبدالله ع بیاید؟ اما ائمه علیهم السلام این طور نگاه نمیکنند. آنها از بالا و با لحاظ کردن ظرفیت نگاه میکنند.این روایت در کتاب کامل الزیارات است. سروران روحانی میدانند که کامل الزیارات از نظر اعتبار در ردۀ اصول کافی و من لا یحضره الفقیه است. در سطح باارزشترین کتابهای شیعه و خیلی فوقالعاده است. به نظرم روحانیونی که اربعین به کربلا میروند باید این کتاب را با خودشان ببرند و متن آن را برای مردم بخوانند ببینند داستان ابیعبدالله ع چه خبر است انسان مات و مبهوت میشود. ائمه علیهم السلام جلسۀ روضه میگرفتند. این روضه خوانیها از امامان ماست. در خانۀ خود برای امام حسین ع جلسه میگرفتند و به شاعر یا اهل حالی میگفتند روضه بخوان اگر روضهخوان یا اهل حال خوب بلد نبود خود ائمه علیهم السلام شروع به روضه خواندن میکردند. در آن جلسه بعضیها گریه نداشتند در دل خودشان خیلی خجالت میکشیدند با خود میگفتند خوش به حال کسانی که اشک دارند و برای مصائب کربلا گریه میکنند. ائمه علیهم السلام رنج آنها را برطرف کرده اعلام عمومی میکردند من بکی 7 کسی که برای حسین ما گریه کند او ابکی کسی که مردم را در مصائب حسین ما بگریاند او تباکی کسی که بین مردم سرش را پایین میآورد دستش را روی پیشانی میگذارد هر کس نگاهش کند فکر میکند گریه میکند؛ اما گریه نمیکند بلکه تباکی میکند. جان ابیعبدالله ع از آخر روایت تعجب نکنید به قرآن نگاه کنید خدا میفرماید و رحمتی وسعت کل شی 8 رحمت من نسبت به هر چیزی در این عالم فراگیر است. به این نگاه کنید که من بکی او ابکی او تباکی وجبت له الجنه بهشت بر او واجب میشود.چه کسی برای امام حسین ع گریه میکند؟ همین شما مؤمنها. چه کسی مردم را به گریه درمیآورد؟ همین منبریها و مداحهای مؤمن. چه کسی خود را به شکل گریهکنها درمیآورد؟ بعضی از جوانها بعضی از خانمها. ائمه علیهم السلام آنها را نیز جز گریهکنندگان به حساب آوردهاند. جز کسانی به حساب آوردند که بهشت بر آنها واجب است. تفضل خدا به دوستداران اهلبیت علیهم السلام من 2-3 سال است در خواندن روایات مقداری احتیاط میکنم که مبادا کسی برداشت غلط کند. پیغمبر ص قسم خوردهاند. این روایتی که میگویم یک روایتش است. شما برداشت غلط نمیکنید. به امیرالمؤمنین ع فرمود به خدا قسم محبین
حضرت معصومه(س)، از راویان روایات اهلبیت
ع از این مسئله هم خبر دادهاند که روزی علوم ما اهلبیت از قم به سراسر دنیا پخش میشود تا جایی که زنان پردهنشین در دورترین نقاط زمین با فرهنگ ما آشنا میشوند و الآن هم این اتفاق افتاده است. شخصیت علمی والای زنان اهلبیت علیهمالسلام وجود مبارک حضرت معصومه س خودشان از راویان روایات اهلبیت علیهمالسلام است؛ فکر نکنید که فقط مردان راویان روایات بودهاند در بین زنان اهلبیت علیهمالسلام و زنان شیعه هم شخصیتهای علمی مهمی بودند که راوی روایت از پیغمبر ص و ائمه طاهرین علیهمالسلام بودهاند. من برای نمونه یکی از روایات حضرت معصومه س را که روایت مهمی است برایتان نقل میکنم. البته این روایت باعظمت با اندکی تفاوت در کتابهای اهلسنت هم آمده است؛ ازجمله در جلد چهارم صفحه 225 کتاب کشاف زمخشری از علمای بزرگ اهلسنت. در کتب شیعه هم میتوان به صفحه 267 کتاب طرائف نوشته سیدبنطاووس و جلد بیستوسوم با چاپ ایران صفحه 233 کتاب بحارالانوار اشاره کرد. مرگ شیرین و باارزش محبین اهلبیت علیهمالسلام حالا روایت این است فاطمه معصومه س دختر موسیبنجعفر ع از فاطمه دختر حضرت صادق ع فاطمه دختر حضرت صادق ع از فاطمه دختر حضرت باقر ع فاطمه دختر امام باقر ع از فاطمه دختر حضرت زینالعابدین ع فاطمه دختر حضرت زینالعابدین ع از فاطمه دختر حضرت سیدالشهدا ع دختر ابیعبدالله
نگاهی به اصحاب سیدالشهدا(ع)
ابیعبدالله ع به کربلا آمدند. با اینکه جادهها را بسته بودند بخشی از بصره و بخش قابلتوجهی هم از کوفه آمدند که تقریبا چهرههای برجستۀ اصحاب همین کوفیها هستند. اشخاصی مثل حبیببنمظاهر مسلمبنعوسجه حبیببنعبدالله حنفی و مانند این بزرگواران که از نظر ایمانی عقلی فکری و دینی مردم بسیار برجسته و کمنمونهای بودند. وقتی امام ع بالای سر حبیببنمظاهر آمدند خطاب به لشکر یزید فرمودند شما کسی را کشتید که شبانهروز و بدون تعطیل یک ختم قرآن میکرد. این نشاندهندۀ عشق و حوصلۀ دینی و ایمانی حبیب نسبت به قرآن و عبادات دیگرش است؛ با اینکه کاسب و مغازهدار بود. ابیعبدالله ع دربارۀ این پنجاه نفر یک نظر دارند و برای اهلبیتشان یعنی برادرها و فرزندانشان و دو فرزند مسلمبنعقیل و فرزند زینب کبری س و آنهایی که از اهلبیت بودند نظر دیگری دارند. حضرت دربارۀ اصحاب فرمودند فانی لا اعلم اصحابا اوفی و لا خیرا من اصحابی من در تمام گذشته و آیندۀ عالم وفادارتر و بهتر از اصحابم خبر ندارم و نمیشناسم. گسترۀ علم امام طبق روایات ما و اعتقادات شیعه امام ع عالم به ما کان و ما هو کائن 2 است؛ یعنی دفتری نه به معنای این دفترهای اصطلاحی در قلب امام است که این دفتر معنوی است و امام ع علوم گذشته و حوادث زمان خودش و همۀ اتفاقات آینده را در این دفتر میبیند. حضرت رضا ع از این دفتر به یک رشته نور تعبیر میکنند و میفرمایند که این رشته نور بین ما و پروردگار است که ما بخواهیم از هرچه آگاه شویم چه نسبت به گذشتۀ عالم چه الآن که در دنیا هستیم و چه آیندۀ عالم همه را در این نور میبینیم. روایات عجیبی در اصول کافی راجع به این علم و نور وجود دارد که با آن روایات انسان عظمت ائمۀ طاهرین علیهمالسلام را درک میکند و با درک عظمت آنها دیگر سراغ اینوآن و افراد پوک پوچ پست و مدعیان دروغین نمیرود. -جهل به مقام ائمه علیهمالسلام عامل پوچی و بیارزشی انساناگر بخشی از نسل جوانان ما چه دختر و چه پسر به عظمت ائمه علیهمالسلام آگاهی داشتند غربزده یا شرقزده نمیشدند و غیر از اینها را برای خودشان سرمشق و الگو انتخاب نمیکردند. جهل بسیار خطرناک است. این که در این عالم حقایقی باشد و انسان نداند خطرناک است و این ندانستن پوچی میآورد؛ یعنی از وجود انسان هیچچیزی غیر از وزن استخوان پوست و گوشت شکم و شهوت باقی نمیگذارد. وقتی انسان ظرف معرفت آگاهی علم و خبر نباشد پوچ و پوک میشود. انسان در این عالم یک ظرف است که خدا این ظرف را برای پرکردن معرفت اخلاص اخلاق حسنه و خوبیها به انسان داده است. اگر آدم این ظرف را پر نکند و خالی وارد عالم آخرت بشود دستش از همهچیز کوتاه خواهد بود. -انسان بیمعرفت هیزم دوزخمن آیهای برایتان بخوانم که به نظر من از آیات وحشتناک قرآن است هر وقت ائمۀ ما به این آیه میرسیدند صدای گریهشان از داخل کوچه شنیده میشد. پروردگار دربارۀ عدهای در قیامت میفرماید فکانوا لجهنم حطبا 3 اینها در قیامت هیزم دوزخ هستند. اینها هیچ زمینهای ندارند که خدا آنها را به بهشت ببرد؛ نه چشم تماشای مناظر نه شکم خوردن نعمتهای بهشتی و نه توان احساس لذت معنوی را دارند. هیزم برای بهشت به چه درد میخورد؟ اصلا بهشت به چه درد هیزم میخورد؟ آدم باید اینجا معرفت پیدا کند که در بهشت هم بامعرفت زندگی کند؛ یعنی معرفت را برای شناخت حقایق عالم آخرت بهکار بگیرد. -علم امام معصوم نسبت به محبین
استاد انصاریان: سعادت بدون ایمان و تقوا محقق نخواهد شد
ع برگردانند اما متاسفانه منبر را از این چهارچوب بیرون کردند. به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل مؤسسه علمی فرهنگی دارالعرفان استاد حسین انصاریان در سخنرانی خود در جمع محبین آل الله گفت امام رضا ع در یکی از سخنان ناب عرشی و آسمانی خود کل مردم دنیا را از زمان آدم تا قیامت به دو دسته تقسیم کردهاند عنوان یک دسته سعید و عنوان دسته دیگر شقی است. سعید یعنی انسانی که در دنیا در حد گنجایش خود و نه بیش از طاقتش ادب ایمانی ادب عملی و ادب اخلاصی و خلقی دارد؛ شقی هم کسی است که از این سه ادب محروم است. قرآن مجید در سوره ابراهیم در عمق آیه میفرماید این محرومیت از جانب خدا نیست و خودش خودش را محروم کرده است. چون پروردگار آدمیان را آزاد آفریده و در انتخاب هم آزادند. کاری که خدا برای بندگانش در این دو رشته سعادت و شقاوت کرده این بوده است قد تبین الرشد من الغی به وسیله همه کتابهای آسمانی که 114 کتاب است و ظاهرا 113 تا از آنها گم شده و نیست تحریف شده است؛ اینهایی که هست زمینی و دستپخت چند نفر است مرقوس لوقا یوحنا پولس. این اصل کاریها که نازل شده پروردگار است نیست و تنها اصل کاری که باقی مانده قرآن مجید است. پروردگار عالم به فرموده حضرت ابیعبدالله
استاد انصاریان: اعتقاد به معاد، محرک قوی انسان برای عمل صالح، کار خیر، و خدمت به بندگان خداست
محبین اهل بیت ع فضلا و روحانیون مدرسه علمیه ولی عصر عج خوانسار در حسینیه آیتالله ابنالرضا با بیان اینکه ایمان به معاد محرک قوی انسان برای عمل صالح کار خیر و خدمت به بندگان خدا است اظهار کرد انبیا الهی براساس ایمانشان به معاد زندگی اعمال اخلاق و رفتارشان را نظام میدادند و از سوی دیگر معاد به شدت بازدارنده انسان از معاصی و گناهان و بیتقوایی است. افرادی که خیلی راحت هر گناهی را مرتکب میشوند دلیل بر این است که ایمانشان به معاد یا سطحی و زبانی است یا اینکه هنوز خودشان را به این حقیقت نرسانده اند.وی ادامه داد ائمه ما کمتر متوسل به سوگند جلاله میشدند اگر سرتاسر روایات را بگردیم به بیست تا والله برنمیخوریم به خاطر اینکه ائمه ع از قسم جلاله به شدت پرهیز داشتند. ولی در نهجالبلاغه مشاهده میکنیم که شخصی مثل امیرالمؤمنین ع قسم جلاله خورده و آن هم در رابطه با معاد است.این مفسر برجسته قرآن کریم یادآور شد معلوم میشود معاد در جان امیرالمؤمنین ع بسیار عظیم بوده است. ایشان میفرماید والله لان ابیت علی حسک سودان مسحدا و اجر فی الاقلال مسفدا احب الی من ان القی الله و رسوله ظالما لبعض العباد و غاصبا لشی من الهتام یعنی والله قسم اگر از سر شب تا طلوع صبح بدن من را روی تیغ تیز نشکن گیاه سوعدان بخوابانند و بعد هم بیایند همه بدن من را به زنجیر ببندند و سر زنجیر را بگیرند و روی این تیغهای تیز نشکن بکشند آن شب تا صبح صبح تا غروب هم من را روی این تیغها با زنجیر شدن ببرند و بکشند برایم محبوبتر و دوستداشتنیتر است تا اینکه در قیامت در دادگاه الهی با حضور پیغمبر ص من را بخواهند و بگویند به بعضی از مردم ظلم کردی. این دغدغه امیرالمؤمنین ع نسبت به قیامت است.استاد انصاریان اضافه کرد از آن طرف شما کارهای امیرالمؤمنین صدیقه کبری امام مجتبی ابیعبدالله
سرانجام محبین و عاشقان امیرالمؤمنین(ع)
محبین امیرالمؤمنین ع در زیر سایه عرش الا و من احب علیا اظله الله فی ظل عرشه مع الصدیقین و الشهدا و الصالحین و آمنه من الفزع الاکبر و اهوال یوم الصاخه هر کسی عاشق علی است خدا او را با صدیقین شهدا و صالحین زیر سایه عرشش قرار میدهد. از تمام سختیها و موارد ترسآور قیامت هم او را در امان خودش قرار میدهد. -قبولی عبادات و پاکی گناهاناین جمله هم خیلی شادیآور است الحمدلله که از ماه رمضان بهخوبی بیرون میرویم. الا و من احب علیا تقبل الله منه حسناته و تجاوز عن سیئاته و کان فی الجنه رفیق حمزه سید الشهدا هر کسی علی را دوست داشته باشد خدا تمام عبادات و خدمتهای او به مردم را قبول کرده و تمام گناهانش را هم از پروندهاش پاک میکند. همچنین عاشق علی را به بهشت میبرد و یک رفیق هم بغل دستش میگذارد که پیغمبر ص میفرمایند آن رفیق حمزه سیدالشهداست. او در کنار عاشقان علی ع مینشیند و با هم رفتوآمد میکنند. -جاری کردن حکمت بر قلب و درستگویی بر زبان الا و من احب علیا اثبت الله الحکمه فی قلبه و اجری علی لسانه الصواب و فتح الله له ابواب الرحمه هر کسی عاشق علی است خدا حکمت را همین مقدار که شما از قرآن روایات و رسالهها بلد هستید این حکمت است این را در دلش پابرجا میکند. زبان درستگویی نیز به او میدهد که درستگویی بر زبانش جاری بشود. افزونبراین از همان وقتی که عاشق علی ع میشود درهای بهشت را به روی او باز میکند. -بخشش گناهان گذشته محب امیرالمؤمنین ع الا و من احب علیا ناداه ملک من تحت العرش یا عبد الله استانف العمل فقد غفر الله لک الذنوب کلها بدانید هر کسی علی ع را دوست داشته باشد فرشتهای از زیر عرش صدایش میزند که کارهایت را از سر بگیر خدا همه گناهان گذشتهات را بخشید. -چهره چون ماه در روز قیامت الا و من احب علیا جا یوم القیامه و وجهه کالقمر لیله البدر هر کسی عاشق علی ع است وقتی از قبر درمیآید چهرهاش مثل ماه شب چهارده است. -تاج کرامت و لباس آبرو بر تن الا و من احب علیا وضع علی راسه تاج الکرامه و البسه حله العز خدا در قیامت بر سر عاشق علی ع تاج کرامت میگذارد و لباس آبرو و عزت بر او میپوشاند. -عبور از پل صراط بدون هیچ رنجی الا و من احب علیا جاز علی الصراط کالبرق الخاطف و لم یر صعوبه المرور هر کسی عاشق علی ع است از صراط مثل برق جهنده رد میشود و در رد شدنش هم هیچ رنجی نمیکشد. -امضای کارت آزادی از دوزخ الا و من احب علیا کتب له براه من النار و جواز علی الصراط و امان من العذاب هر کسی عاشق علی ع است خدا کارت آزادی از دوزخ را برای او امضا کرده و کنار گذاشته است. خداوند نمیگذارد که عاشق علی ع در دلش دچار نفاق بشود گذرنامه عبور از صراط و ورقه امان از عذاب را به دستش میدهند. جمله امان من العذاب در ذهنتان باشد تا روایت مهمی را از کاملالزیارات برایتان بگویم. -رفتن به بهشت بدون حساب و کتاب الا و من احب علیا و لم ینشر له دیوان و لم ینصب له میزان و قیل له ادخل الجنه بلا حساب هر کسی عاشق ع علی است خدا پروندهاش را جلوی مردم باز نمیکند. برای کشیدن اعمالش هم ترازو نمیگذارد و میگوید عشق علی اینقدر سنگین است که نمیخواهد پروندهات در ترازو برود. تو به بهشت برو ما حسابی با هم نداریم -اماننامه محب امیرالمؤمنین ع از سوی خداوند الا ومن احب علیا امن من الحساب والمیزان والصراط هر کسی عاشق علی ع است از حساب و میزان و صراط نترسد؛ خدا به او اماننامه میدهد. محبت اهلبیت علیهمالسلام بهترین ذخیره انسانپیغمبر ص در جملات بعدی زهرا س امام مجتبی ع و ابیعبدالله … ع فرمودند که اگر این مسائل را رعایت کنید مورد عطای دنیا و آخرت خداوند قرار میگیرید. البته من این را برای نمونه عرض کردم؛ فضلبنشاذان که در اول سخن اسم بردم بیش از پنجاه جلد کتاب دارد و همه آنها را در عصر امامانی نوشته که با آنها معاصر بوده است. راویان دیگر هم همینطور هستند؛ تقریبا نقلکننده روایات که در سند روایت آمده است از چهرههای برجسته زاهد عابد مؤمن و باکرامت هستند. ما نام این روایت را روایت صحیحه گذاشتهایم که این نوع روایت باارزشترین روایت است. حالا بعد از این روایت صحیحه روایت حسن روایت موثق روایت مرسل روایت عام و خاص هم داریم؛ همچنین روایت مجهول هم داریم که سند ندارد و نقلکننده آن معلوم نیست. البته ما برای اینکه این نوع روایات را به مردم برسانیم متن آن را باید یا با روایات صحیحه یا قرآن مجید ارزیابی کنیم. اگر درست درآمد قابلبیان برای مردم است و اگر درست درنیامد هر کتابی که میخواهد نوشته باشد حتی کتاب باعظمت کافی مردود است. اهلسنت هم عین برنامه ما را در کتابهای خودشان دارند؛ راویانی دارند که به آنها مطمئن هستند و این راویان هم متنهایی را نقل کردهاند که واقعا با حقیقت هماهنگ است؛ متنهایی هم دارند که مثل متنهای ما با حقیقت یکی نیست قابلرد و مردود است.اغلب روایات ما در آخرین راوی به اصحاب وجود مبارک حضرت زینالعابدین امام باقر امام صادق موسیبنجعفر و حضرت رضا علیهمالسلام منتهی میشود؛ چون ما بیشترین روایات را از آن چند بزرگوار داریم. از حضرت مجتبی ابیعبدالله امام جواد حضرت هادی و حضرت عسکری علیهمالسلام روایات فراوانی نداریم؛ چون روزگارشان مساعد نبود. آنها یا محدود بودند یا زندان یا تبعید بودند یا مثل حضرت جواد ع در 23-24 سالگی کشته شدند. روایات اهلسنت هم بیشتر به آن اولین نقلکننده برمیگردد من با کتب اهلسنت و رجالشان آشنا هستم ؛ ابوسعید خدری یکی از این راویان است. شما در خیلی از روایات میبینید که وقتی دهتا راوی نقل میکنند ریشه آن به ابوسعید خدری ابوهریره معاذبنجبل عایشه یا عبداللهبنعمربنخطاب میرسد. عمده روایات اینها از این چندنفر نقل شده است. جایگاه امیرالمؤمنین ع نزد پروردگارامروز من روایتی را در کتابهای علمای بزرگ اهلسنت با سلسله سند دیدم؛ یعنی درجا در کتاب نبود و سند داشت آخرین نفر هم به عبداللهبنعمر میرسید. البته وی در زمان پیغمبر ص نوجوان بود. این روایت اینقدر برای من مهم بود که قطعهای کاغذ برداشتم و بالای آن نوشتم روایتی بسیار مهم ؛ سپس در کتاب قرار دادم تا اگر کسی در کتابخانه من یا بعد از من به این کتاب مراجعه کرد وسط این کتاب را ابتدای کار ببیند. به گفتن چهرههای راویان نیازی نیست؛ روایت سند دارد. کتابی که دست من است کل روایاتش برای اهلسنت است. رجال روایاتش هم نوشته شده که حدود شش راوی بهدنبال هم هستند تا به عبداللهبنعمر میرسد. البته من نمیدانم زمانی که این سؤال را از پیغمبر ص کرده میانهای با امیرالمؤمنین ع داشته یا نداشته است احتمالا هنوز در این بازیگریها نیفتاده بوده است اگر افتاده بود و اینها را از پیغمبر ص میشنید کتمان میکرد و نمیگفت؛ اما کتمان نکرده است. او برای شخصی بهنام نافع گفته نافع برای شخصی بهنام عبدالله گفته او برای شخصی بهنام محمدبنعبید گفته او برای شخصی بهنام عبداللهبنجعفر گفته او برای شخصی بهنام ابوخلیفه فضلبنحباب جمحی گفته او برای شخصی بهنام ابوبکر محمدبناحمدبنالغطریفالجرجانی گفته است؛ عبداللهبنعمر میگوید -ارزشی همانند ارزش پیغمبر ص نزد پروردگار سالنا رسول الله عن علی بن ابیطالب جمعی از ما نزد پیغمبر ص آمدیم و از پیغمبر ص درباره علیبنابیطالب ع نظر خواستیم و گفتیم نظرتان راجعبه علی ع چیست؟ روایت برای مدینه است و پیغمبر اکرم ص بین مردم بودند. زمانی که این سؤال را از پیغمبر ص پرسیدند طبق قرائن امیرالمؤمنین ع 23-24 ساله بودند. وقتی از پیغمبر ص راجعبه علیبنابیطالب ع نظرخواهی کردیم پیغمبر ص برآشفتند خشمگین و رنجیده شدند و به ما گفتند ما بال اقوام ینکرون من له منزله عند الله کمنزلتی چه شده است افرادی را که منکر فضایل امیرالمؤمنین ع و کسی هستند که جایگاهش نزد خدا به وزن جایگاه من است. ومقام کمقامی الا النبوه ارزش او پیش خدا مثل ارزش من است و فقط پیغمبری را ندارد. سرانجام محبین
اهل سعادت و شقاوت در کلام وحی
ابیعبدالله ع در گودال به شمر گفت تو مرا نمیشناسی؟ شمر گفت چرا میشناسم؛ پدرت علی جدت پیغمبر و مادرت فاطمه است. زینب س گفت پس چرا قبول نکردند؟ بین اینها و نور حائل بوده و حائل هم پرده شقاوت بوده است. اینها اسمها را بلد بودند و حقیقت را نمیفهمیدند؛ بین اسم و حقیقت خیلی فرق است و اینها حالیشان نبود. سخاوت کلیدهای هدایت در سعادت انسان و اما الذین سعدوا سوره هود آیه 108 چه کسی باعث میشود که آدم سعادتمند بشود؟ پیغمبر اکرم ص ائمه طاهرین علیهمالسلام و قرآن؛ بدون کمک اینها اصلا کلیدی به دست آدم نیست که در سعادت را باز کند. امیرالمؤمنین ع در نهجالبلاغه میفرمایند صار من مفاتیح ابواب الهدی اینها کلیدهای هدایت هستند. اصلا وجودشان کلید است آنهم نه یک کلید بلکه همه کلیدها پیش این بزرگواران است. مثل اینکه داخل قرآن میخوانیم و عنده مفاتح الغیب سوره انعام آیه 59 همه کلیدهای غیب پیش خداست اینجا هم همه کلیدهای هدایت به دست پیغمبر ص ائمه علیهمالسلام و قرآن است. هیچکدام آنها هم بخل ندارند و کلیدها را مجانی در زندگی انسان میچرخانند قفل گمراهی را باز میکنند و خدا قیامت بهشت جهنم حسنات و سیئات را نشان میدهند. -ماندگاری ابدی اهل سعادت در بهشتپس علت ماضی بودن سعد و مجهول بودنش یعنی سعدوا این است؛ یعنی شما خودتان توانمند برای ایجاد سعادت نیستید و کمک میخواهید. این برای این طرف آیه بود؛ و اما الذین سعدوا ففی الجنه میگویند جمله اسمیه بر استمرار و ثبوت دلالت دارد. این مطلب را برای برادران کتوشلواریام بگویم که دلالت بر استمرار دارد یعنی چه؟ سعید با جملهاش بر استمرار دلالت دارد یعنی اینها برای ابد در بهشت هستند. دلالت بر ثبوت دارد هم در جمله اسمیه به این معنی میشود آنهایی که من در دنیا به سعادت رساندم ففی الجنه همین الآن در بهشت هستند. این آیه مثل آن آیه است که میفرماید ان جهنم لمحیطه بالکافرین سوره توبه آیه 49 این هم جمله اسمیه است و بر ثبوت دلالت دارد؛ یعنی همین الآن تمام کافران در جهنم هستند اما بین اینها و آن جهنمی که در آن هستند پرده دنیا افتاده است. انگار در یک خیمه هستند وقتی قیامت برپا شود خیمه را بلند میکنند و اینها میبینند که در جهنم هستند شما هم میبینید که در بهشت هستید. شقاوت و تیرهبختی در دستان انساناما آنهایی که تیرهبخت بدبخت بیچاره پست و تهیدست هستند با فعل معلوم آورده و میفرماید فاما الذین شقوا سوره هود آیه 106 یعنی آنهایی که شقی هستند خودشان شقی شدهاند. شقی شدن کمک نمیخواهد؛ نه خدا کمک میدهد که آدم شقی شود نه پیغمبر نه قرآن نه عقل و نه ائمه. هر کس شقی میشود آیه میگوید که به دست خودش شقی میشود نه به دست کس دیگری. من در اینجا آیه خیلی زیبایی برایتان بخوانم؛ البته الآن میترسم که لغتی از آیه را جا بیندازم معنیاش را میگویم. -سخن شیطان در قیامت با گنهکارانخدا در آیه بیستودوم سوره مبارک ابراهیم میفرماید در روز قیامت هر جمعیتی هر شیطانی که داشتند مثلا یزید شیطان این سیهزار نفر بوده وقتی کار از کار گذشت روز قیامت کار از کار میگذرد و دیگر کسی نمیتواند کاری بکند شیطان به تمام پیروانش میگوید لما قضی الامر سوره ابراهیم آیه 22 آیا میخواهید همه گناهانتان را به گردن من بیندازید و بگویید که من مقصر شقیشدن شما بودهام؟ اگر میخواهید این را بگویید دروغ میگویید؛ من شما را شقی نکردهام تنها کاری که من برای شما کردم الا ان دعوتکم شما را به هر گناهی دعوت کردم اما دست و پایتان را نبستم که در گناه بیندازم. من زورکی ربا عرق زنا گناهان چشم و گوش به خورد شما ندادم. اصلا من چنین قدرتی نداشتم ما کان لی علیکم من سلطان و خدا مرا بر شما مسلط خلق نکرده است. من فقط دعوت کردهام این سیهزار نفر را دعوت کردم و گفتم به کربلا بروید این حادثه را ایجاد کنید و برگردید فاستجبتم لی شما هم دعوت مرا قبول کردید. چشمتان کور میخواستید قبول نکنید یعنی اگر این سیهزار میگفتند نه ابنزیاد مگر چقدر نیرو داشت که اینها را به کربلا بفرستد؟ اصلا نیرویی نمیماند اگر فقط میگفتند نه نمیرویم ابنزیاد هم نمیتوانست کاری بکند. شیطان میگوید کاری که من در دنیا کردم شما را دعوت کردم و شما هم دعوتم را قبول کردید. حالا که قیامت شده ما انا بمصرخکم من نمیتوانم به داد تو برسم؛ چون مهر جهنمیشدن به همه زدهاند و من نمیتوانم کاری بکنم و ما انتم بمصرخی شما هم نمیتوانید به داد من برسید. اصلا بین من و شما جدایی است. اگر به جهنم میروید خودتان میروید و من شما را هل ندادهام؛ پس خودتان شقی شدهاید. شفیعان روز قیامت از سعادتمندان-شفاعت صدیقه کبری س از محبین
حذف و انتخاب از دیدگاه قرآن
محبین و عارفین و صادقین تکیه به اعمالشان دارند ولی گنهکار کجا برود؟ اینکه تکیه به اعمالش ندارد نه اینکه تکیه به اعمالش ندارد خجالتزده هم هست. حیای خداوند از بندۀ گنهکارآدم نمیداند اسم محبت پروردگار را چه بگذارد؟ نمیداند توجه پروردگار را به بندهاش چگونه تعریف بکند؟ من که روی منبر پیغمبر هستم و میگویم خیلی قرآن نمیفهمم خیلی روایت نمیفهمم اما همین مقداری که عربی آیه و روایت را میفهمم آدم را دیوانه میکند. گاهی بعضی از روایات میخواهد قلب آدم را از کار بیندازد. جابر از پیغمبر نقل میکند و الذی نفسی بیده سوگند به خدایی که جانم در اختیار اوست ان العبد لیدعوا الله و انه علیه غضبان عبد میآید دستش را بلند میکند با خدا حرف بزند برای گناهان و اشتباهات و این حذف نکردنهایش ولی خدا از او خشمگین است چرا خدا خشمگین است؟ برای اینکه من در گناهانم پررویی کردم خشمگین است. فیعرض عنه ناله میزند میگوید یا رب یا الله ولی پروردگار از او رو برمیگرداند و میگوید نمیخواهم صدایت را بشنوم. ثم یدعوه عبد خبر ندارد خدا روی رحمتش را برگردانده دوباره دست بلند میکند و میگوید یا الله یا رب بمحمد بعلی دوباره خدا رویش را برمیگرداند فیعرض عنه یعنی نمیخواهم ببینمت نمیخواهم صدایت را بشنوم. ثم یدعوه بار سوم دعا میکند فیقول الله تعالی للملائکه قسم خورده پیغمبر به خدایی که جانم در دست اوست بار سوم پروردگار به فرشتگان میگوید ان عبدی لن یدعوا غیری بندۀ من که کسی دیگر را صدا نزد بندۀ من که مدام گفت یا الله یا رب . اینها سر جای خودش این جمله آدم را میکشدبه فرشتگان میگوید فقط استحییت منه من دیگر از بندهام حیا میکنم من از بندهام خجالت میکشم. کم یدعونی و اعرض عنه چقدر من را صدا بزند و من رو برگردانم؟ همۀ شما فرشتگانم را گواه میگیرم شاهد میگیرم که من از بندهام حیا میکنم دیگر جوابش را میدهم. این پروردگار است. توبهنامه زینالعابدین ع و اما یک توبهنامه هم زینالعابدین ع یادمان داده مخصوصا شبهای ماه رمضان که میخواهی بروی پیشش اینطور برو. اول خوبیهایش را به رخش بکش بعد راجعبه خودت حرف بزن اول راجعبه او حرف بزن تستر الذنب بکرمک خدایا این چهل پنجاه سال که من هر روز و هر شب گناه داشتم بیست و چهار ساعت سالم نداشتم چه شد و چه در من دیدی که تمام گناهان من را با کرمت از دید مردم پوشاندی؟ چه شد آبرویم را نبردی؟ مگر من که هستم؟ و تؤخر العقوبه بحلمک نه اینکه گناهم تمام بشود همان وقتی که داشتم گناه میکردم میتوانستی عذابت را به من نازل کنی اما بردباری کردی فلک الحمد خدایا تو را ستایش میکنم علی حلمک بعد علمک با اینکه میدانی من چه کار کردم اما در برابر من بردباری میکنی. و علی عفوک بعد قدرتک تو با قدرتت میتوانستی جان من را بگیری و من را به عذاب برزخ ببری اما از من گذشتی تو با این خوبیها من چرا گناه کردم؟ و یحملنی و یجرئنی علی معصیتک چیزی که من را به معصیت تو کشید و به من جرات داد یقینم بود که حلمک عنی تو در برابر من بردباری میکنی. و یدعونی الی قله الحیآ سترک علی این که من حیایم کم است چون یقین دارم آبرویم را نمیبری. و یسرعنی الی التوثب علی محارمک اگر خیز برداشتم برای حرامها معرفتی بسعه رحمتک علتش این بود که میدانستم رحمت تو فراگیر است. و عظیم عفوک ببینید چطور یادمان داده ما آلودهها با او حرف بزنیم یا کلیم یا کریم یا حی یا قیوم یا غافر الذنب یا قابل التوب . حالا وارد سخن عاطفی میشود این سترک الجمیل آن پوشاننده زیبای تو کجاست؟ اگر به من بگوید که تا حالا که هیچ گناهی را برملا نکردم مولاجان الان را نمیگویم چون یک اسم روز قیامت یوم تبلی السرائر طارق 9 است آنجا پردهها را برمیداری آن پردهپوشی زیبایت کجاست؟ قیامت من حاضر هستم و راضی هستم پیش امتهای انبیا پیش امت پیغمبر پرده از اعمالم برداری بردار زورم که نمیرسد کاری نمیتوانم بکنم پیش هر کسی میخواهی پرده برداری بردار اما پیش ابیعبدالله
اخلاق خوب خداوند در بخشش خطای بندگان
محبین اهلبیت علیهمالسلام کتاب اصول کافی و بحارالانوار نقل کرده است اهلسنت هم در الدرالنظیم نقل کردهاند که ابنعباس میگوید من پیغمبر را دیدم که پنجتا سجده کرد. خیلی گریه کردید میخواهم با این روایت دلتان را خیلی خوش کنم. پنجتا سجده بدون رکوع کردند من به پیغمبر ص گفتم پنجتا سجده بدون رکوع یعنی بدون نماز و سجده خالی کردی؛ علت آن چیست؟ حضرت فرمودند جبرئیل پیش من آمد و گفت یا رسولالله خدا میگوید که من عاشق علی هستم من سجده کردم؛ دوباره به من گفت که خدا میگوید من خیلی زهرا را دوست دارم من سجده کردم. وقتی سرم را بلند کردم جبرئیل گفت که خدا میگوید یحب الحسن من حسن را دوست دارم من سجده کردم. سرم را بلند کردم جبرئیل گفت آقا خدا عاشق حسین است من سجده کردم. سرم را بلند کردم جبرئیل به من گفت که خدا میگوید هر کس این پنجتا را دوست دارد من او را دوست دارم. خدا ما را دوست دارد زن و مرد ما را دوست دارد به خودش قسم که ما را دوست دارد؛ علامتش هم این است که ما اینها را دوست داریم یعنی امشب ما را رد میکند؟ شما یک رفیق خودتان را که دوستش دارید چهار دفعه هم شما را اذیت کرده باشد وقتی با یک حالی و نگاهی پیش شما بیاید آیا واقعا او را رد میکنید؟ خدا اخلاق رد کردن دارد؟ خدا اخلاق قبول کردن دارد نه اخلاق رد کردن. -قبر پر از آتش و مادر دلسوخته ملافتحالله کاشانی این روایت را در منهجالصادقین که ده جلد است نقل کرده است؛ به پیغمبر ص گفتند در بقیع از یک قبری آتش بالا میزند حضرت فرمودند علی جان فاطمه من حسن جان حسین جان برویم. بهسرعت آمدند فرمودند صاحب این قبر مادر دارد؟ گفتند بله مادر دارد. گفت او را به قبرستان بیاورید. قبرستان کنار خانهها بود رفتند و مادر را آوردند. حضرت فرمودند صاحب این قبر بچه توست؟ گفت بله یا رسولالله فرزند من است. فرمودند آیا از او ناراضی هستی؟ گفت خیلی دلم را سوزانده و مرا کتک زده است. فرمودند او را به من ببخش گفت نمیتوانم ببخشم امیرالمؤمنین ع جلو آمدند و فرمودند مادر این بچهات را به من ببخش گفت اصلا نمیبخشم زهرا س جلو آمدند و گفتند این بچهات را به من ببخش گفت نمیبخشم امام مجتبی ع جلو آمدند و گفتند او را به من ببخش گفت نمیبخشم قرآن درباره شفاعت فرموده که یقینی است؛ بچههای یعقوب ع به او گفتند برای گناهی که ما کردیم به در خانه پروردگار برو و برای ما آمرزش بخواه یعقوب ع گفت میخواهم این شفاعت است پس چیست؟ این چهارتا را کنار زد و گفت نه امام حسین ع چهارساله بودند جلو آمدند؛ حضرت اصلا نگفتند که مادر بچهات را به من ببخش هنوز امام حرف نزده بودند گفت فدایت بشوم او را بخشیدم. بخشید و آتش خاموش شد. حسین جان ما گدای تو هستیم ما یک عمر برای تو گریه کردهایم به خدا بگو که دهه عاشورا را از ما نگیرد. به او گفتند خانم آن چهارتا را رد کردی ابیعبدالله
English