سیمای مؤمن حقیقی در آیات الهیحالا ببینید تعریف خدا از مؤمن چقدر عالی است من وقتی اینطور آیات را روی منبر میخوانم به خدا اصلا از این دنیا بیرون میروم و حال و وضع دیگری دارم. خودم طوری نیستم که صفات این آیات در من باشد؛ حالا عسل نمیخورم اما از تعریف عسل لذت میبرم. -لرزش دل مؤمنین
25 مطلب یافت شد
با همکاری رسانه ملی؛ پوشش سخنرانیهای حضرت استاد انصاریان از شبکه دو و قرآن
دارالعرفان با همکاری صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پوشش سخنرانی های حضرت استاد انصاریان از شبکه دو و شبکه قرآن صورت می گیرد.به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل مؤسسه علمی فرهنگی دارالعرفان با توجه به اهمیت ماه مبارک رمضان و بهره گیری همه مؤمنین
معرفی کتاب ارزشمند «سیمای نیکان» اثر استاد انصاریان
کتاب ارزشمند سیمای نیکان نوشته استاد حسین انصاریان در یک مقدمه 7 سرفصل و دهها موضوع خواندنی پیش از این به چاپ رسیده است که برای آشنایی بیشتر مخاطبان به معرفی فصول و موضوعات آن خواهیم پرداخت. این کتاب در بخش مقدمه با مطالبی همچون الگوهای الهی انسان در قرآن نیکان محسنین مؤمنین
سيماى موعود در قرآن
سیمای درخشان ائمه هدی ع در قرآن کریم همواره روشنگر راه شیعیان و پیروان ایشان بوده و هست و در این میان آیات مربوط به موعود آخرالزمان ع دریای نوری است که تلالؤ آن افقهای آینده جامعه بشری را آشکار میکند و به قلب مؤمنین
مشترکات قرآن و حجّت زمان(ع)
سیمای آفتاب و با مقدمه کوتاه استاد علی اکبر مهدی پور در پاییز 1382 به چاپ رسیده است.1. قرآن نوری که چراغ هایش خاموش نشودنور قرآن مجید دائمی و خاموش ناشدنی است و مردم پیوسته به واسطه تابش و درخشش آن از تاریکی های جهل و ظلمت های جاهلیت رهایی یافته به شاه راه سعادت و هدایت در دنیا و آخرت می رسند. وجود مبارک ائمه اطهار ع نیز نور هستند. خداوند هزاران سال قبل از خلقت مخلوقات انوار مقدسه ایشان را خلق کرده همه عالم از انوار آن بزرگان منشعب شده اند. این انوار مقدس اصل و ریشه همه موجودات بوده و تابش انوار منظومه های شمسی و سایر کواکب انجم و کهکشان ها از نور مقدس این بزرگواران سرچشمه گرفته است؛ خاصه نور مقدس امام زمان ع که همواره در قلوب مؤمنین … مؤمنین پرتوافکن شده روسیاهی ها و گرفتاری ها را می زداید.14. ریسمانی با دستگیره های محکمقرآن مجید ریسمانی است که دستگیره های آن ناگسستنی است. هر که به آن چنگ زند نجات یابد و رستگاری اش محقق است. شیخ بزرگوار طبرسی در معنای حبل اقوالی را آورده یکی آنکه حبل قرآن است و دوم آنکه اسلام می باشد و سوم آنکهاهل بیت ع هستند. و روایت ابان بن تغلب از امام صادق ع مؤید این موضوع است که فرمود منظور از حبل الله در آیه واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا ما هستیم.بنابراین همه امامان یکی پس از دیگری حبل الله المتین هستند.15. پناه گاهی که دژ و باروی آن بلند و استوار استقرآن کریم ملجا و پناه گاهی بسیار بلند و قلعه و حصاری مستحکم است که بلندا و استحکام آن مانع از این است که به پناهنده آن مکروه یا ناراحتی برسد. وجود مقدس ائمه اطهار ع نیز در هر زمان و هر مکان ـ در حیات و ممات ـ مرجع و ملجا همه مردم بوده؛ خاصه وجود نازنین حضرت مهدی ع که ماوی و پناه گاه هر بی پناهی بوده و منتقم واقعی مستضعفان است.16. هدایتگری که پیروش رستگار استقرآن کریم هدایت کننده و راهنمای کسانی است که از رهنمودهای آن تبعیت کرده و به دستورات عالیه اش اقتدا و عمل نماید.امامان ـ خاصه حضرت بقیه الله ع نیز که وارث انبیا و اوصیا هستند واجد تمام خصایص و امتیازات از حیث هدایت ارشاد و تدبیر امور و حفظ نظام همه خلایق بوده و کل جهان هستی با تمام موجوداتش در تحت ولایت کبرای آن بزرگواران هدایت می شود.17. رخش سبک سیری برای آنکه با آن بتازدقرآن مجید مرکب سریع السیری است برای کسانی که به محتوای عالیه آن عمل کنند و آنها را هر چه زودتر و سالم تر به منزل و مقصدشان می رساند و البته منزل و مقصد حامل و عامل به قرآن جز حظایر قدس و محافل انس نخواهد بود.حضرت بقیه الله ع و نیاکانش نیز کشتی نجاتند؛ هر کس به آن سوار شود یعنی به آنها معتقد و به رشته رحمت شان متمسک شود از طوفان های سهمگین کفر و شرک و ضلالت و گمراهی نجات یافته و از گرداب های جهالت و نادانی به ساحل سعادت دانش و بینش می رسد.پی نوشت ها 1. جوادی آملی عبدالله ادب فنای مقربان ج 2 ص 193 نشر اسرا.2. همان ج 1 ص 174.3. توحیدی القرآن و الحجه ص 77 انتشارات سیمای
مشترکات قرآن و حجّت زمان(ع)
سیمای آفتاب و با مقدمه کوتاه استاد علی اکبر مهدی پور در پاییز 1382 به چاپ رسیده است. 1. قرآن نوری که چراغ هایش خاموش نشودنور قرآن مجید دائمی و خاموش ناشدنی است و مردم پیوسته به واسطه تابش و درخشش آن از تاریکی های جهل و ظلمت های جاهلیت رهایی یافته به شاه راه سعادت و هدایت در دنیا و آخرت می رسند. وجود مبارک ائمه اطهار ع نیز نور هستند. خداوند هزاران سال قبل از خلقت مخلوقات انوار مقدسه ایشان را خلق کرده همه عالم از انوار آن بزرگان منشعب شده اند. این انوار مقدس اصل و ریشه همه موجودات بوده و تابش انوار منظومه های شمسی و سایر کواکب انجم و کهکشان ها از نور مقدس این بزرگواران سرچشمه گرفته است؛ خاصه نور مقدس امام زمان ع که همواره در قلوب مؤمنین … مؤمنین پرتوافکن شده روسیاهی ها و گرفتاری ها را می زداید. 14. ریسمانی با دستگیره های محکمقرآن مجید ریسمانی است که دستگیره های آن ناگسستنی است. هر که به آن چنگ زند نجات یابد و رستگاری اش محقق است. شیخ بزرگوار طبرسی در معنای حبل اقوالی را آورده یکی آنکه حبل قرآن است و دوم آنکه اسلام می باشد و سوم آنکهاهل بیت ع هستند. و روایت ابان بن تغلب از امام صادق ع مؤید این موضوع است که فرمود منظور از حبل الله در آیه واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا ما هستیم.بنابراین همه امامان یکی پس از دیگری حبل الله المتین هستند. 15. پناه گاهی که دژ و باروی آن بلند و استوار استقرآن کریم ملجا و پناه گاهی بسیار بلند و قلعه و حصاری مستحکم است که بلندا و استحکام آن مانع از این است که به پناهنده آن مکروه یا ناراحتی برسد. وجود مقدس ائمه اطهار ع نیز در هر زمان و هر مکان ـ در حیات و ممات ـ مرجع و ملجا همه مردم بوده؛ خاصه وجود نازنین حضرت مهدی ع که ماوی و پناه گاه هر بی پناهی بوده و منتقم واقعی مستضعفان است. 16. هدایتگری که پیروش رستگار استقرآن کریم هدایت کننده و راهنمای کسانی است که از رهنمودهای آن تبعیت کرده و به دستورات عالیه اش اقتدا و عمل نماید.امامان ـ خاصه حضرت بقیه الله ع نیز که وارث انبیا و اوصیا هستند واجد تمام خصایص و امتیازات از حیث هدایت ارشاد و تدبیر امور و حفظ نظام همه خلایق بوده و کل جهان هستی با تمام موجوداتش در تحت ولایت کبرای آن بزرگواران هدایت می شود. 17. رخش سبک سیری برای آنکه با آن بتازدقرآن مجید مرکب سریع السیری است برای کسانی که به محتوای عالیه آن عمل کنند و آنها را هر چه زودتر و سالم تر به منزل و مقصدشان می رساند و البته منزل و مقصد حامل و عامل به قرآن جز حظایر قدس و محافل انس نخواهد بود.حضرت بقیه الله ع و نیاکانش نیز کشتی نجاتند؛ هر کس به آن سوار شود یعنی به آنها معتقد و به رشته رحمت شان متمسک شود از طوفان های سهمگین کفر و شرک و ضلالت و گمراهی نجات یافته و از گرداب های جهالت و نادانی به ساحل سعادت دانش و بینش می رسد. پی نوشت ها 1. جوادی آملی عبدالله ادب فنای مقربان ج 2 ص 193 نشر اسرا.2. همان ج 1 ص 174.3. توحیدی القرآن و الحجه ص 77 انتشارات سیمای
مشترکات قرآن و حجّت زمان(ع)
سیمای آفتاب و با مقدمه کوتاه استاد علی اکبر مهدی پور در پاییز 1382 به چاپ رسیده است. 1. قرآن نوری که چراغ هایش خاموش نشود نور قرآن مجید دائمی و خاموش ناشدنی است و مردم پیوسته به واسطه تابش و درخشش آن از تاریکی های جهل و ظلمت های جاهلیت رهایی یافته به شاه راه سعادت و هدایت در دنیا و آخرت می رسند. وجود مبارک ائمه اطهار ع نیز نور هستند. خداوند هزاران سال قبل از خلقت مخلوقات انوار مقدسه ایشان را خلق کرده همه عالم از انوار آن بزرگان منشعب شده اند. این انوار مقدس اصل و ریشه همه موجودات بوده و تابش انوار منظومه های شمسی و سایر کواکب انجم و کهکشان ها از نور مقدس این بزرگواران سرچشمه گرفته است؛ خاصه نور مقدس امام زمان ع که همواره در قلوب مؤمنین … مؤمنین پرتوافکن شده روسیاهی ها و گرفتاری ها را می زداید. 14. ریسمانی با دستگیره های محکم قرآن مجید ریسمانی است که دستگیره های آن ناگسستنی است. هر که به آن چنگ زند نجات یابد و رستگاری اش محقق است. شیخ بزرگوار طبرسی در معنای حبل اقوالی را آورده یکی آنکه حبل قرآن است و دوم آنکه اسلام می باشد و سوم آنکه اهل بیت ع هستند. و روایت ابان بن تغلب از امام صادق ع مؤید این موضوع است که فرمود منظور از حبل الله در آیه واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا ما هستیم. بنابراین همه امامان یکی پس از دیگری حبل الله المتین هستند. 15. پناه گاهی که دژ و باروی آن بلند و استوار است قرآن کریم ملجا و پناه گاهی بسیار بلند و قلعه و حصاری مستحکم است که بلندا و استحکام آن مانع از این است که به پناهنده آن مکروه یا ناراحتی برسد. وجود مقدس ائمه اطهار ع نیز در هر زمان و هر مکان ـ در حیات و ممات ـ مرجع و ملجا همه مردم بوده؛ خاصه وجود نازنین حضرت مهدی ع که ماوی و پناه گاه هر بی پناهی بوده و منتقم واقعی مستضعفان است. 16. هدایتگری که پیروش رستگار است قرآن کریم هدایت کننده و راهنمای کسانی است که از رهنمودهای آن تبعیت کرده و به دستورات عالیه اش اقتدا و عمل نماید. امامان ـ خاصه حضرت بقیه الله ع نیز که وارث انبیا و اوصیا هستند واجد تمام خصایص و امتیازات از حیث هدایت ارشاد و تدبیر امور و حفظ نظام همه خلایق بوده و کل جهان هستی با تمام موجوداتش در تحت ولایت کبرای آن بزرگواران هدایت می شود. 17. رخش سبک سیری برای آنکه با آن بتازد قرآن مجید مرکب سریع السیری است برای کسانی که به محتوای عالیه آن عمل کنند و آنها را هر چه زودتر و سالم تر به منزل و مقصدشان می رساند و البته منزل و مقصد حامل و عامل به قرآن جز حظایر قدس و محافل انس نخواهد بود. حضرت بقیه الله ع و نیاکانش نیز کشتی نجاتند؛ هر کس به آن سوار شود یعنی به آنها معتقد و به رشته رحمت شان متمسک شود از طوفان های سهمگین کفر و شرک و ضلالت و گمراهی نجات یافته و از گرداب های جهالت و نادانی به ساحل سعادت دانش و بینش می رسد. پی نوشت ها 1. جوادی آملی عبدالله ادب فنای مقربان ج 2 ص 193 نشر اسرا. 2. همان ج 1 ص 174. 3. توحیدی القرآن و الحجه ص 77 انتشارات سیمای
حدیث عقل و نفس آدمی درآیینه قرآن
سیمای پیامبراسلام ص در قرآن می پردازد و دو نگاه حق و باطل در قرآن را با توجه به عملکرد آن حضرت و شخصیت ایشان معرفی می کند و پیامبراسلام ص را شخصیتی نمونه از نگاه اولیا الهی توصیف می کند. در بخش دیگری از کتاب نقش حواس ظاهری و باطنی انسان در رشد و کمال انسان ها و همچنین سقوط و هلاکت آن ها مورد بررسی قرار گرفته و پیروان حس های ظاهری و باطنی از نگاه قرآن معرفی شده است. تاثیر عقل و قلب در هدایت بشر عنوان مبحث بعدی است که نگارنده در آن به تفکر و تعقل و ضمیرآگاه انسان هایی مانند حر و اویس قرنی در پیدا کردن راه هدایت پرداخته است و افکار منفی و تاثیر آن ها را در پیدایش انحرافات فکری اخلاقی و اجتماعی را بررسی نموده است. پیامدهای تفکر و بیداری قلب از نگاه قرآن و شناخت دنیا و راه درست زندگی کردن در آن از مباحث بعدی ارائه شده در کتاب است که نگارنده در آن با رویکردی روایی به بحث پرداخته است. نگارنده تفکر در نظام هستی را سبب همسویی انسان با خلقت ارزیابی کرده و رابطه قلب و فهم و نگرش به عالم هستی به ویژه در حیوانات مهم عنوان کرده و معجزات حضرت موسی ع در قرآن و رفتار عجیب بنی اسرائیل در قبال این معجزات را قابل تامل می داند و نقش تفکر و شخصیت و تاثیر آن در رفتار انسان را بیان می کند. تفکر و ظهور ولایت پیدایش ولایت جزئیه و کلیه در انسان استفاده درست از فرصت در رسیدن به سعادت واقعی زمینه ها و عوامل بیداری و مرگ قلب گرایش های قلب آدمی و فرعونی شدن یا یوسف شدن ضمیر انسان انتخاب خدا و دنیا دو راه پیش روی انسان ویژگی های مؤمنین
اخلاص
مؤمنین از او خواهش کردند که به جای آقا نماز بخواند. پس از اصرار چند روزی مشغول امامت شد و مامومین فراوانی حاضر می شدند پس از دو ماه دیگر نیامد و گفت امامت مقامی است عظیم و تحمل آن بر من مشکل است و با آن زهد و تقوا کناره گرفت. 24 -------------------------------------------------------------------------------- 1 . لغت نامه دهخدا ذیل لغت اخلاص. 2 . شرح غرر الحکم ج 2 صفحه 144. 3 . بحارالانوار ج 73 صفحه 294. 4 . غافر 40 آیه 14. 5 . شرح غررالحکم ج 5 صفحه 418. 6 . همان ج 3 صفحه 217. 7 . ر. ک جامع السعادات ج 2 صفحه 402 داوری؛ پرواز در ملکوت ج 2 صفحه 80 ـ 81. 8 . ر. ک بحارالانوار ج 70 صفحه 255. 9 . مستدرک الوسائل ج 1 صفحه 101 آل البیت. 10 . شرح غررالحکم ج 3 صفحه 332. 11 . همان ج 1 صفحه 343. 12 . شرح غررالحکم ج 4 صفحه 511. 13 . میزان الحکمه ج 3 صفحه 63. 14 . همان صفحه 279. 15 . بحارالانوار ج 71 صفحه 184. 16 . همان ج 70 صفحه 243. 17 . شرح غررالحکم ج 4 صفحه 315. 18 . همان صفحه 407. 19 . بحارالانوار ج 70 صفحه 248. 20 . مستدرک الوسائل ج 1 صفحه 101. 21 . سیمای
راه ورود به حلقۀ نیکان
مؤمنین عهدهدار امامت جماعت شدند. روزی ایشان پس از اقامۀ نماز اول به حاضرین رو کرد و گفتند نماز دوم را خودتان بخوانید مردم علت را جویاشدند و ایشان جواب دادند من از همهمۀ مردم فهمیدم که شبستان مالامال از جمعیت شدهاست که دلالت بر تعداد بسیار نمازگزاران دارد؛ این بسیاری مامومین مرا مغرور ساخت. بنابراین نمیشود به من اقتدا کرداین مرد نیک تا این اندازه تکبر در نفس را برنتافتند و نفس خویش را سرکوب نمودند.در نجف طلبهای به یکی از اساتید بزرگ گفت من آمدهام نزد شما درس بخوانم. ایشان فرمودند آیا در نجف کسی را هم داری که با او بد رفتار باشی؟ گفت بله چند نفری هستند که چون به من بد کردهاند رفتار مسالمت آمیز ندارم. ایشان فرمود با این وضعیت درس من به حال تو سودی ندارد و باید خودت را سبک کنی.پرسید استاد چه کنم تا سبکبار شوم؟ فرمود در هر جلسهای که شرکت کردی باید بروی و کفشهای کسانی را که با آنها خصومت داری را جفت کنی تا تکبر تو از بین برود.انسان نیک تحت حکومت نفس اماره و غرق در معاصی نیست و البته در این راه از خداوند متعال نیز مدد میجوید. حضرت یوسف ع در ماجرای زلیخا میفرماید ان النفس لاماره بالسو الا ما رحم ربی 2 ؛ من خود را از گناه تبرئه نمیکنم؛ زیرا نفس طغیانگر به شدت به بدی فرمان میدهد مگر آنکه پروردگارم رحم کند. در این رابطه روایت را امسلمه نقل میکند و میگوید یک شب پیامبر ص بر اساس نوبت به خانۀ من آمدند.نیمۀ شب متوجه شدم که جای پیامبر ص خالی است و برای آنکه بدانم حضرت کجا تشریف بردهاند از حجره بیرون آمدم. ناگاه دیدم پیامبر اکرم ص در گوشۀ خانه ایستاده و دستهای مبارک را به دعا برداشته و با گریه و ناله میفرماید پروردگارا مرا بهشماتت دشمنان مبتلا مکن و از شر حسد حاسدان حفظ فرما و مرا وارد بدی مگردان و مرا برای همیشه از بلاها حفظ فرماامسلمه میگوید از دیدن آن حال و منظره چنان منقلب متاثر و گریان شدم که آن حضرت متوجۀ من گردیده و فرمودند ای امسلمه چرا گریه میکنی؟ گفتم چرا گریه نکنم در صورتی که شما با تقرب و منزلتی که در نزد خداوند دارید اینگونه اشک میریزید؟ 3 همانگونه که ملاحظه میکنید پیامبر اکرم ص با تمام مقامات والای کمال و عبودیت و انسانیت و رسالت باز هم در مقابل حضرت احدیت جل جلاله سر به سجده گذارده و در مقابل خداوند متعال بدون هیچگونه تکبری به مناجات پرداختهاند. نیکان نیز باید در تاسی به حضرتشان هیچگاه دچار تکبر نشوند. ------------------------------------------------------------------------ 1 . المحجه البیضا 4 263؛ بحارالانوار 47 146 باب 5. 2 . یوسف 12 53. 3 . البرهان فی تفسیر القرآن محمد مهدی آصفی 3 834. برگرفته از کتاب سیمای
الگوهای انسان در قرآن
مؤمنین در برابر سایر ادیان آمدهاست . 18 . ان الذین آمنوا والذین هادوا والصابئین والنصاری والمجوس والذین اشرکوا ان الله یفصل بینهم یوم القیامه ان الله علی کل شی شهید؛ حج 22 17؛ همانا مؤمنان و یهودیان و صابئیها و نصاری و مجوسیان و مشرکان که در مذاهب خود با یکدیگر اختلاف دارند و هر گروهی خود را حق میداند مسلما روز قیامت خداوند بینشان داوری میکند تا حقپیشگان به بهشت و باطلگرایان به دوزخ درآیند بیتردید خداوند بر همهچیز گواه است. 19 . مفردات الفاظ القرآن 1 91. 20 . تفسیر الامام العسکری7 449 ح 297؛ بحار الانوار 89 31؛ باب 1 ح 34. 21 . مفردات الفاظ القرآن 1 881؛ قاموس قرآن 7 237. 22 . آل عمران 3 16. 23 . طور 52 27. 24 . چهل حدیث امام خمینی1 206. 25 . بقره 2 197. 26 . مفردات الفاظ القرآن 1 489؛ قاموس قرآن 4 144. 27 . اعراف 7 56. 28 . توبه 9 102. 29 . قاموس قرآن 4 144. 30 . هدی للمتقین * الذین یؤمنون بالغیب ویقیمون الصلاه ومما رزقناهم ینفقون * والذین یؤمنون بما انزل الیک وما انزل من قبلک وبالآخره هم یوقنون؛ بقره 2 2 ـ 4؛ برای پرهیزکاران هدایت است. آنان که به غیب ایمان دارند و نماز را بر پا میدارند و از آنچه به آنان روزی دادهایم انفاق میکنند و آنان که به آنچه به سوی تو و به آنچه پیش از تو نازل شدهاست مؤمن هستند و به آخرت یقین دارند. برگرفته ازکتاب سیمای
وفات حضرت خدیجه
سیمای خدیجه س نور صداقت و معرفت را یافته بود.محمد ص از روزگار خویش رنج های زیادی کشید؛ ولی هیچ یک از آنها روح او را چون مرگ آمنه و خدیجه و وداع با فاطمه این سان بارانی نکرد.روزهای با خدیجه تنها روزهای آفتابی پیامبر ص بود. اگر وجود خدیجه بانوی محبت و غم خوار محمد ص بر او چنان تاثیری نداشت فقدان او بر محمد ص این چنین گران نمی آمد و سال مرگش را سال غم نمی نامید.سلام بر خدیجه مادر زهرا س ؛ سلامی به پاکی آب و آیینهسلام بر خدیجه بانوی آسمانی که آرامش پیامبر ص در نگاهش بودسلام بر خدیجهبانوی بهشتی.خدیجه ای پاک بانوی بهشتی ای قاصد بهار و بانوی احساندر عصر ناپاکی ها تو طاهره بودی و پاک دامنی در تو تجلی می یافت.ای مادر خوبی ها ای مادر مؤمنین
سِیمای انسان صالح در قرآن
مؤمنین محسنین مصلین صدیقین خاشعین مستغفرین شاکرین توابین متقین صادقین صابرین اولوالالباب و …صالحین از زمره این برگزیدگان هستند که در این نوشتار به بررسی خصوصیات و جایگاه آنها از منظر قرآن کریم خواهیم پرداخت ان شا الله.● واژه شناسی صالح چنانکه می دانیم از ریشه صلح است صلح به معنای مسالمت و سازش. راغب اصفهانی این کلمه را از بین رفتن نفرت از میان مردم معنا کرده است ۱ . صلاح نیز به مفهوم شایسته شدن و خوب شدن به کار رفته است. این کلمه گاه ضد فساد است ولاتفسدوافی الارض بعد اصلاحها ۲ و گاهی در مقابل سیئه آمده است واخرون اعترفوا بذنوبهمخلطوا عملا صالحا واخر سیئا ۳ .صاحب العین صلاح را نقیض کلمه طلاح دانسته است ۴ .صالح نیز شایسته معنی شده آنچه یا کسی که خوب است و در آن فساد نیست. این کلمه گاهی وصف عمل است مانند من امن بالله و الیوم الاخر و عمل صالحا ۵ و می دانیم که در آیات بسیاری ایمان و عمل صالح به منزله دو بال برای کمال انسان به همراه هم ذکر شده اند ـ در مواردی نیز صالح وصف شخص است مثلا و کان ابو هماصالحا ۶ .البته صالح به معانی دیگری نیز آمده است که محدودتر و خاصتر است از جمله در آیه دعوا الله ربهما لئن اتیتناه صالحا … فلما اتا هما صالحا … ۷ ظاهرا مراد از صالح نام الخلقه و بی عیب است و در آیه وانکحوا الا یا می منکن. الصالحین من عبادکم و اماکم به معنی لیاقت و اهلیت برای ازدواج است. در المعجم الوسیط. صالح را چنین معنا می کند المستقیم المودی لواحیاته ۸ . صالحات به عنوان صفت اعمال به کار رفته مانند و بشرالذین امنوا و عملو الصالحات ۹ و نیز همسران شایسته با این کلمه معرفی شده اند فاصالحت قانتات … ۱۰ ● سیمای
مهربانی با یتیمان امام علی (ع)
سیمای حکومتی امام علی ع بابازاده علی اکبر؛ حکومت علی علیه السلام که حکومت عدل بود وی در عمل برای جهان و اندیشمندان روشن ساخت که در زعامت آن حضرت حتی یک نفر یتیم خود را بی پناه ندانسته و با درگذشت پدر مستقیما تحت نظارت و جانشین به حق انبیا و اولیا قرار گرفته و آن چنان مورد لطف و عنایت مولایش قرار می گیرد که دیگران در آن عصر آرزوی یتیمی می کردند ابوالطفیل می گوید علی علیه السلام در دوران حکومت خویش افراد مستمند و بی نوا را مورد عنایت قرار می داد روزی او را مشاهده کردم که بچه های یتیم و بی سرپرست را به دور خود فراخوانده ناگاه تمام یتیمان را جمع کرده و سفره مناسبی بازکرد و عسل و سایر نیازمندی ها را دور هم چید و لقمه های لذیذ و عسلی بر دهان آنان گذاشت و این منظره آن چنان مؤثر و جالب بود که بعض اصحابش گفتند لوددت انی کنت یتیما . ای کاش من هم یتیم بوده و این چنین مورد الطاف علی قرار می گرفتم. 1 و در این مورد علی علیه السلام می فرمایند انا الهادی انا المهدی انا ابوالیتامی و المساکین و زوج الارامل و انا ملجا کل ضعیف و مامن کل خائف . 2 من هادی مردم و هدایت یافته خدایم من پدر یتیمان و بی چارگانم من سرپرست زنان بیوه و پناهگاه ضعفا و امید و پشتوانه ستمدیدگانم.و در مورد یتیمان به پیروان امت اسلامی سفارش می کنند بروا ایتامکم و واسوا فقرائکم و ازافوا بضعفائکم. 3 به یتیمان اجتماع نیکی و به فقرا خود مواسات و به گروه ناتوان محبت نمائید.و در آخرین وصیت هایش که پس از ضربت مسموم ابن ملجم مرادی لعنه الله علیه صورت می گرفت فرمودند الله الله فی الایتام فلا تغبوا افواههم و لا یضیعوا بحضرتکم 4 شما را به خدا یتیمان خود را فراموش نکنید دهن های آنان را در انتظار غذا قرار ندهید مواظب باشید که آنان گرسنه نمانند و حقوقشان با وجود شما تباه نگردد.این احادیث حاکی است که امیرالمؤمنین در قول و عمل به فکر یتیمان بود و جای خالی پدران را بر آنان پر می کرد و نمی گذاشت هیچ فرزند یتیمی با فقدان والدین خود احساس نیاز و سرپرست نماید بلکه وضع این گروهها بهتر از دیگران می گردید تا جایی که مقام و موقعیت اجتماعی آنان در حکومت علوی مورد غبطه و آرزوی سایر مردم قرار می گرفت.از سوی دیگر علی علیه السلام به سایر مردم نیز سفارش آنان را می فرمود و یک موقعیت بی نظیر در اجتماع برایشان فراهم می ساخت و هنگام شهادت نیز این مسئولیت الهی را فراموش ننموده و نیکی به آنان را برای پیروان خود توصیه فرمودند.در کنار تنور یتیمان شهدادر تاریخ زندگی امیرالمؤمنین علیه السلام آمده است روزی او زنی را مشاهده کرد که او مشک آبی را به دوش گرفته و با زحمت و مشقت آن را حمل می کند.حضرت از آن بانو درخواست کرد که ظرف سنگین آب را در اختیار وی قرار دهد... علی علیه السلام مشک را برداشت و از احوال زن پرسش نمود معلوم شد شوهر وی از سربازان شهید اسلام در رکاب آن حضرت بوده است و هزینه زندگی فرزندان شهید باعث کار آن زن و آب کشی به خانه دیگران گردیده استمولای متقیان آدرس خانه او را گرفته و شب را در تمام ناراحتی به سر برد و سحرگاه زنبیلی پر از خرما و روغن و آرد و گوشت... را به دوش گرفته و به خانه مزبور حمل کرد در طول راه برخی از مؤمنین
عمل نیک، هدف آفرینش
مؤمنین عبادت نشود.به هر حال ساختن مسجد به دستور گوهرشاد و با نظارت مستقیم او شروع شد. گوهرشاد هر چندروز یکبار جهت نظارت به محوطۀ کارگاه میآمد و دستورهای لازم را به معماران میداد. روزی برای بازدید به محل کارگاه ساخت مسجد آمد باد مختصری وزیدن گرفت و گوشه چادرش کنار رفت. یکی از کارگران ساده چهرۀ او را دید و دلباختۀ آن زن شد. جرات اظهار نظر برای او نبود؛ زیرا بیم آنداشت که او را مؤاخذه کنند کارگر ساده بنائی و اظهار عشق به ملکه مملکتچند روزی از آن دیدار اتفاقی نگذشت که کارگر بیچاره به درد عشق مبتلا شد. اطبا از علاج او عاجز شدند مادر مهربان کنار بستر تنها فرزندش اشک میریخت فرزند چارهای ندید جز اینکه دردش را به مادر اظهارکند. مادر ساده دل برای رفع این مشکل به گوهرشاد مراجعه کرد و درد فرزندش را با او در میانگذاشت و علاج را از آن زن بزرگوار خواست.گوهرشاد از این داستان بسیار ناراحت شد و به آن مادر دلسوخته گفت چرا زودتر با من در میان نگذاشتی تا بندهای از بندگان خدا را از گرفتاری نجات دهیم؟ آنگاه گفت ای مادر به خانه برو و سلام مرا به فرزندت برسان و بگو حاضرم با او ازدواج کنم ولی شرطی را باید من رعایت کنم و شرطی را او؛ اما شرطی که من باید رعایتکنم جدایی از شاهرخ میرزاست و اما شرطی که او باید رعایت کند پرداخت مهریۀ من است البته قبل از آنکه این ازدواج سر بگیرد به فرزندت بگو مهریه من این است که مدت چهل شبانهروز در محراب زیرگنبد مسجد نماز بخواند و ثوابش را به عنوان مهریۀ من قرار دهد.مادر به خانه برگشت و تمام آنچه را که بین او و گوهرشاد گذشت را برای پسر خود تعریف کرد. پسر از شدت تعجب خیره شد و از این خبر آنچنان شادمان گشت که به زودی از بستر رنج برخاست و با کمال اشتیاق پرداخت این مهریه را به عهده گرفت و پیش خود گفت چهل روز که سهل است اگر چهل سال هم درخواست میکرد حاضر به اجرای آن بودم.در هر صورت به محراب عبادت رفت چهل شبانه روز برای رسیدن به وصال گوهرشاد نمازخواند. ولی بهتدریج به توفیق حضرت الهی در مسیر دیگری افتاد. پس از چهل شبانهروز نمایندۀ گوهرشاد به محراب عبادت آمد تا از حال او باخبر شود چون با او سخن گفت ملاحظه کرد که اهمیتی به مسالۀ ازدواج با گوهرشاد نمیدهد.گفت من نمایندۀ گوهرشاد هستم آمدهام از حال تو برای خانم گزارش ببرم. کارگر عاشق گفت به خانم بگو من نمیتوانم برای رسیدن به وصال تو دست از محبوب واقعی عالم بردارم و من یک شب مناجات با خدا را به هزار شب با تو بودن نمیدهماگر لذت ترک لذت بدانیدگر لذت نفس لذت ندانیسعدیاین است نتیجه شناخت واقعی خداوند متعال. نیکان یعنی کسانیکه تمام وجودشان سرشار از عشق به وجود مقدس حضرت حق است. حضرت زهرا س که الگوی نیکی و نیکویی هستند زمانیکه صدای مؤذن به اشهد ان لا اله الا الله بلند شد فرمودند پوست گوشت خون رگ پی و اعضای من همه به وحدانیت وجود مقدس حق ـ و این که محبوب و معشوقی غیر از او در این عالم یافت نمیشود ـ شهادت میدهد. 3 امام زین العابدین ع نیز هنگام شنیدن صدای مؤذن در شام به اشهد ان لا اله الا الله فرمودند همۀ وجود من به او شهادت میدهد. 4 ارتباط ایشان با عالم معنا رابطه قولی و زبانی تنها نبود بلکه همۀ وجودشان در ارتباط با وجود مقدس حضرت حق بود و هر که به این صورت مجذوب خداوند بشود دیگر هیچ جاذبۀ غیرالهی قدرت جذب او را نخواهد داشت. این یک بهره و توفیق اختصاصی نیست که خداوندمتعال فقط تعداد کمی را از آن بهرهمند کرده باشد؛ بلکه حضرت حق هر آنچه که موجب تعالی انسان میشود را در اختیار او گذاشته و اجازه فرمودهاست که هر مرد و زنی به این مهم نائل آید. ------------------------------------------------------------------ 1 . ملک 67 2. 2 . گوهرشاد بیگم 780 ـ 861 هـ .ق همسر سلطان شاهرخ تیموری؛ از زنان نیکوکار دوران تیموری که مسجد گوهرشاد را در مشهد و مسجدی دیگر به همین نام در شهر هرات بنیان نهاد. 3 . بحارالانوار 43 157 ح 7 باب 7. 4 . بحارالانوار 45 139 باب 39. برگرفته از کتاب سیمای
بررسى مواضع سياسى امام خمينى و پيوند آن با فرهنگ عاشورا
سیمای پیامبر ص و امامان معصوم ع ظاهر شده است . وچون مسئله رهبری الهی , نشات گرفته از اصل فطری اسوه پذیری انسان اسـت وآنـگـونه که زمین خالی از حجت نیست , انسان هم نمی تواند بدون اسوه باشد, و براین اساس , امامت همواره مکمل نبوت و ضامن بقای مکتب است . مـسـتـشـرقـان و مـحققان بیگانه از اسلام نیز به نقش پایگاه اسلامی امامت که تـبـلـورعـیـنـی آن در امـامان شیعی است پی برده اند و به این حقیقت اعتراف کـرده انـد کـه اگـراصل امامت در اسلام نبود, این دین نیز همانند مسیحیت و یـهـودیت در همان ابتدای کار به انحراف می گرایید و حتی به فراموشی سپرده می شد. حـدیـث مـفـصـل و مـشـهـوری در باب امامت از حضرت امام رضا علیه السلام روایت شده که بر مبنای آن , امامت به زمام دین و نظام مسلمین و عزت مؤمنین
قطرهای از دریای بیکران منزلت امیرالمؤمنین(ع)
سیمای جمهوری اسلامی میشنوند ناراحت نشوند و بدانند که در غفلت به فسق دچار شدهاند؛ اگر دلشان میخواهد توبه کنند خدا قبول میکند. -آسیب همهجانبه فاسقین به زندگی مردماما معلوم میشود که در این چند سال اخیر ما بهشدت به دو طایفه مؤمن و فاسق تقسیم شدهایم و بدنه فاسق ما هم کم نیست؛ این را کم نگیریم کم نبینیم کلاه سرمان میرود دانی که چه گفت زال با رستم گرد ×××××××× دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمردما از بیست سال پیش در حجاب کم گذاشتهایم کوچک هم حساب کردهایم و گفتهایم یکذره مو عیبی ندارد؛ اما الآن روسریها در ماشینها برداشته شده است شبها هم من خودم در خیابان دیدهام زنها و دخترها کاملا بیحجاب میروند و میآیند و به روز هم میکشد. گناهان را کم ندانیم دشمنان را کم نگیریم و نگوییم که امارات پیش ما بهاندازه یک موش است نگوییم که داعش پیش ما چهارتا منحرف تکفیری آدمکش است نگوییم پای آلسعود به جایی بند نیست. دشمن را کوچک نبینیم این اشتباه است بالاترین دشمن هوای نفس است که خطرش از آلسعود آل صدام و اسرائیل برای زندگی شخصی و خانوادگی ما سنگینتر است. آنها به بدن و مال ما آسیب میزنند و هوای نفس به دین و توحید و به قیامت ما ضربه میزند. ب آیه دوم ا فنجعل المسلمین کالمجرمین سوره قلم آیه 35 آیا من پروردگار انسانهایی را که تسلیم من هستند با آنهایی که دستشان در دست شیطان است و مجرم مالی سیاسی فکری اخلاقی و خانوادگی هستند یکی حساب میکنم؟ مسلم آنکه تسلیم من است بیناست اما مجرم کوردل است. ج آیه سوم و ما یستوی الاعمی و البصیر سوره فاطر آیه 19 انسان کوردل با انسان بینای بابصیرت در پیشگاه من یکی نیست. کسی که چراغ راه در دست اوست و با چراغ زندگی میکند با کسی که هیچ نوری ندارد و بیگدار همهچیز را به آب میزند یکی نیست. ولا الظلمات و النور سوره فاطر آیه 20 تاریکیها با روشنایی یکی نیست. و لا الظل و لا الحرور سوره فاطر آیه 21 سایه خنک با هوای گرم کشنده کویر یکی نیست. و ما یستوی الاحیا و لا الاموات سوره فاطر آیه 22 مرده قبرستان با زنده فعال عاقل یکی نیست. ریشههای بینایی باطنی مؤمنین
آثار اخروی گناه
مؤمنین مقابله ایجاد کرده است به کفار فرموده اعمالتان حبط شده و به مسلمانان می فرماید مواظب باشید عملتان باطل نگردد - دلالت دارد بر اینکه حبط به معنای بطلان عمل است هم چنان که از آیه " و حبط ما صنعوا فیها و باطل ما کانوا یعملون" آنچه در دنیا کردند بی نتیجه شد و آنچه کردند باطل گشت هود 16 نیز این معنا استفاده می شود و قریب به آن آیه " و قدمنا الی ما عملوا من عمل فجعلناه هبا منثورا" و ما به آنچه کردند پرداختیم و تمامی اعمالشان را به باد فنا دادیم فرقان 23 است.در آیه دیگری خطاب به مومنین می خوانیم یا ایها الذین آمنوا لا ترفعوا اصواتکم فوق صوت النبی و لا تجهروا له بالقول کجهر بعضکم لبعض ان تحبط اعمالکم و انتم لا تشعرون ای کسانی که ایمان آورده اید صدای خود را فراتر از صدای پیامبر نکنید و در برابر او بلند سخن مگویید و داد و فریاد نزنید آن گونه که بعضی از شما در برابر بعضی بلند صدا می کنند مبادا اعمال شما نابود گردد در حالی که نمی دانید الحجرات 2 .آنچه خدای تعالی درباره اثر حبط بیان کرده باطل شدن اعمال انسان هم در دنیا و هم در آخرت است پس حبط ارتباطی با اعمال دارد از جهت اثر آخرتی آنها. آری ایمان بخدا همانطور که زندگی آخرت را پاکیزه می کند زندگی دنیا را هم پاکیزه می سازد هم چنان که قرآن کریم فرمود " من عمل صالحا من ذکر او انثی و هو مؤمن فلنحیینه حیاه طیبه و لنجزینهم اجرهم باحسن ما کانوا یعملون" هر کس چه مرد و چه زن عمل صالحی کند به شرطی که ایمان داشته باشد ما او را به حیاتی طیب زنده نموده و اجرشان را طبق بهترین آنچه می کردند می دهیم نمل 97 .در دنیا اگر کسی سنگی را از وسط جاده ای کنار ببرد تا رهگذری از آن آسیب نبیند این کار او را نیک می شمرند ولی اگر همین شخص در چند قدمی آن سنگ جاده ای را خراب کرده و مانع عبور و مرور شود در این صورت ارتکاب گناه بزرگ و خراب کردن جاده انجام کار نیک سنگ برداشتن از جاده را خنثی می نماید. بنابراین گناهان بزرگ موجب بی اثر شدن اعمال نیک و پوچ شدن آنها می شوند چنانکه تکبر و سرکشی ابلیس از فرمان خدا در مورد سجده کردن آدم موجب پوچی شش هزار سال عبادت او گردید. روی این اساس باید توجه داشت که آدم گنهکار نمی تواند به کارهای نیکش دل ببندد زیرا چه بسا گناهان او ثواب کارهای نیک او را از بین ببرند. در برخی از روایات به مسئله حبط اعمال اشاره شده است که برخی از آنها را بیان می کنیم پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می فرماید هرکس در امر نماز سستی کند و آن را سبک شمرد خداوند او را به پانزده بلا گرفتار می کند کوتاهی عمر کمی روزی زدودن سیمای
آثار اخروی گناه
مؤمنین مقابله ایجاد کرده است به کفار فرموده اعمالتان حبط شده و به مسلمانان می فرماید مواظب باشید عملتان باطل نگردد - دلالت دارد بر اینکه حبط به معنای بطلان عمل است هم چنان که از آیه " و حبط ما صنعوا فیها و باطل ما کانوا یعملون" آنچه در دنیا کردند بی نتیجه شد و آنچه کردند باطل گشت هود 16 نیز این معنا استفاده می شود و قریب به آن آیه " و قدمنا الی ما عملوا من عمل فجعلناه هبا منثورا" و ما به آنچه کردند پرداختیم و تمامی اعمالشان را به باد فنا دادیم فرقان 23 است. در آیه دیگری خطاب به مومنین می خوانیم یا ایها الذین آمنوا لا ترفعوا اصواتکم فوق صوت النبی و لا تجهروا له بالقول کجهر بعضکم لبعض ان تحبط اعمالکم و انتم لا تشعرون ای کسانی که ایمان آورده اید صدای خود را فراتر از صدای پیامبر نکنید و در برابر او بلند سخن مگویید و داد و فریاد نزنید آن گونه که بعضی از شما در برابر بعضی بلند صدا می کنند مبادا اعمال شما نابود گردد در حالی که نمی دانید الحجرات 2 . آنچه خدای تعالی درباره اثر حبط بیان کرده باطل شدن اعمال انسان هم در دنیا و هم در آخرت است پس حبط ارتباطی با اعمال دارد از جهت اثر آخرتی آنها. آری ایمان بخدا همانطور که زندگی آخرت را پاکیزه می کند زندگی دنیا را هم پاکیزه می سازد هم چنان که قرآن کریم فرمود " من عمل صالحا من ذکر او انثی و هو مؤمن فلنحیینه حیاه طیبه و لنجزینهم اجرهم باحسن ما کانوا یعملون" هر کس چه مرد و چه زن عمل صالحی کند به شرطی که ایمان داشته باشد ما او را به حیاتی طیب زنده نموده و اجرشان را طبق بهترین آنچه می کردند می دهیم نمل 97 . در دنیا اگر کسی سنگی را از وسط جاده ای کنار ببرد تا رهگذری از آن آسیب نبیند این کار او را نیک می شمرند ولی اگر همین شخص در چند قدمی آن سنگ جاده ای را خراب کرده و مانع عبور و مرور شود در این صورت ارتکاب گناه بزرگ و خراب کردن جاده انجام کار نیک سنگ برداشتن از جاده را خنثی می نماید. بنابراین گناهان بزرگ موجب بی اثر شدن اعمال نیک و پوچ شدن آنها می شوند چنانکه تکبر و سرکشی ابلیس از فرمان خدا در مورد سجده کردن آدم موجب پوچی شش هزار سال عبادت او گردید. روی این اساس باید توجه داشت که آدم گنهکار نمی تواند به کارهای نیکش دل ببندد زیرا چه بسا گناهان او ثواب کارهای نیک او را از بین ببرند. در برخی از روایات به مسئله حبط اعمال اشاره شده است که برخی از آنها را بیان می کنیم پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می فرماید هرکس در امر نماز سستی کند و آن را سبک شمرد خداوند او را به پانزده بلا گرفتار می کند کوتاهی عمر کمی روزی زدودن سیمای
زمان و مکان قیامت
مؤمنین زودتر از کفار و کفار دیرتر. و برای بعضی در عبور از عقبات برزخشان خیلی طول میکشد و برای رسیدن به قیامت مشکلات بسیاری در پیش دارند ولیکن برای بعضی آسان است. برای ائمه طاهرین علیهم السلام و اولیای خدا بسیار آسان است. آنها در دنیا برزخ و قیامت را پیمودهاند حساب و کتاب و صراط و میزان و عدل و بهشت و جهنم همه را دیده و عبور کردهاند؛ و به مقام فنا در ذات حضرت احدیت رسیده و سپس به این عالم رجوع کرده و برای ما خبر آوردهاند.از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم میپرسند متی" هـ"ذا الوعد؟ وعده قیامت را که خدا داده است کی میرسد؟ و یقولون متی" هو قل عسی"´ ان یکون قریبا. 2 ؛ و میگویند چه زمانی است آن؟ ای پیامبر بگو امید است که نزدیک باشد.قیامت آنهائی که از پیغمبر سؤال میکردند چه میفهمیدند این معانی چیست؟آن شخصی که مشرک بوده و تازه ایمان آورده یا آن مشرکی که هنوز ایمان نیاورده و از رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم سؤال میکند قیامتی را که وعده میدهی چه موقع بر پا میشود؟ رسول اکرم در جواب او چه بگوید؟ چگونه متوجهش سازد که هم اکنون تو در آتش میسوزی سراپایت را آتش فرا گرفته است اما ادراک نمیکنی الآن قیامت تو با تست ولی نمیفهمی باید این دنیا را سپری کنی بروی در برزخ از آن عذابهای سخت برزخی آنقدر بچشی تا برسی به قیامت در صور دمیده شود تو را در محشر حاضر کنند اولین و آخرین حاضر شوند در روزی که پنجاه هزار سال به طول میانجامد این مراحل همه باید طی شود تا بفهمی که قیامت چگونه است غیر از این پیغمبر نمیتواند بگوید. و چقدر عالی و صحیح و حساب شده و طبق واقع جواب داده است و چقدر نیکو فرموده قل عسی ان یکون قریبا. بگو شاید نزدیک باشد امید است نزدیک باشد.دیگر از این جمله بهتر و عالیتر چه گفتاری است؟ و یقولون متی" هـذا الوعد ان کنتم صـادقین * قل انما العلم عند الله و انمآ انا نذیر مبین * فلما راوه زلفه سی´ـت وجوه الذین کفروا و قیل هذا الذی کنتم به تدعون. 3 ؛ و میگویند این وعدهای که شما میدهید میگوئید بهشتی و جهنمی هست جهنم محل کافران و بهشت محل مؤمنان است اگر راست میگوئید وقتش را معین کنید و بگوئید چه موقع برپا میشود. ای پیامبر به آنها بگو این است و غیر از این نیست که علمش در نزد خداست. من آمدهام شما را از عواقب وخیم کفر و شرک و نفاق و کردار زشت بترسانم. و من به وضوح و روشنی شما را از این خطر بر حذر میدارم. شما بروید خودتان را اصلاح کنید شما چکار به وقتش دارید؟ اطلاع وقت آن دردی از شما دوا نمیکند خود را درست کنید که گرفتار نشوید؛ این مهم است وقتی ببینند که قیامت نزدیک شده است چهره و سیمای
English