و بندگی خداوند میدرخشد.برخورد حضرت زینب علیهاالسلام با واقعه عاشورا تنها تحمل یک مصیبت خانوادگی نبود؛ بلکه نمونهای بینظیر از صبر الهی رضایت به تقدیر پروردگار و دفاع آگاهانه از حقیقت بود. ایشان در اوج … ساخت و افکار عمومی را نسبت به جنایت بزرگی که در کربلا اتفاق افتاده بود آگاه کرد.حضرت زینب علیهاالسلام نشان داد که انسان صبور میتواند در اوج مصیبت … اوج مصیبتیکی از برجستهترین ابعاد شخصیت حضرت زینب علیهاالسلام رضایت ایشان به پروردگار در سختترین شرایط بود.از زمان وقوع حادثه کربلا تا پایان عمر هیچ سخنی از آن حضرت نقل نشده است که نشاندهنده اعتراض و شکایت از خداوند باشد. حضرت زینب علیهاالسلام از ظلم دشمنان شکایت میکرد آنان را رسوا میساخت و در برابر ستم ایستادگی مینمود؛ اما نسبت به پروردگار سرشار از رضایت اعتماد و بندگی بود.این تفاوت بسیار مهم است. مؤمن ممکن است از ظلم انسانها ناراحت باشد و در برابر ستمگران بایستد؛ اما در همان حال به حکمت و رحمت خداوند اعتماد داشته باشد.حضرت زینب علیهاالسلام در کنار دریایی از مصیبتها همچنان بندهای شاکر باقی ماند. این مرتبه از ایمان تنها با شناخت عمیق خداوند و یقین به حکمت او امکانپذیر است.تقدیم قربانی کربلا به پیشگاه خداونددر نقلهای مربوط به روز یازدهم محرم آمده است که حضرت زینب علیهاالسلام در کنار پیکر قطعهقطعهشده امام حسین علیهالسلام قرار گرفت. ایشان دستهای خود را زیر پیکر برادر برد و با نهایت ادب و بندگی آن قربانی بزرگ را به پیشگاه خداوند عرضه کرد.در این هنگام فرمود اللهم تقبل منا هذا القلیل من القربان 2 یعنی خدایا این قربانی اندک را از ما بپذیر. این تعبیر عظمت معرفت حضرت زینب علیهاالسلام را نشان میدهد. امام حسین علیهالسلام بزرگترین و عزیزترین سرمایه خاندان پیامبر صلیاللهعلیهوآله بود؛ اما حضرت زینب علیهاالسلام در برابر عظمت پروردگار این قربانی را اندک میدانست.ایشان بهجای آنکه تنها از داغ برادر سخن بگوید شهادت امام حسین علیهالسلام را قربانی در راه خدا معرفی کرد و از پروردگار خواست آن را از خاندان پیامبر بپذیرد.در چنین لحظهای عبادت معرفت صبر و تسلیم در وجود حضرت زینب علیهاالسلام به هم پیوند خورده بود.عظمت انسان در نگاه قرآنخداوند در آیه 30 سوره بقره هنگامی که از آفرینش انسان سخن میگوید میفرماید انی جاعل فی الارض خلیفه 3 یعنی من در زمین جانشینی قرار خواهم داد. فرشتگان پرسیدند اتجعل فیها من یفسد فیها ویسفک الدما یعنی آیا کسی را در زمین قرار میدهی که فساد کند و خونها بریزد؟ خداوند در پاسخ فرمود انی اعلم ما لا تعلمون یعنی من چیزی میدانم که شما نمیدانید. حادثه عاشورا و استقامت حضرت زینب علیهاالسلام را میتوان یکی از جلوههای روشن این حقیقت دانست. خداوند از ظرفیت و عظمت انسان آگاه بود؛ ظرفیتی که میتواند انسانی را در برابر بزرگترین مصیبتها استوار نگه دارد.حضرت زینب علیهاالسلام بانویی سرشار از عاطفه محبت و رافت بود؛ اما در مدت کوتاهی شهادت دهها تن از عزیزان خود را مشاهده کرد و همچنان با ایمان وقار و استقامت به وظیفه الهی خود ادامه داد.او در کنار پیکرهای شهدا نشست اما تسلیم ناامیدی نشد. گریست اما از مسیر بندگی خارج نشد. داغ دید اما رسالت خود را فراموش نکرد. این همان عظمت انسانی است که فرشتگان در آغاز آفرینش از حقیقت کامل آن آگاه نبودند.نماز شب حضرت زینب در شام غریبانیکی از شگفتانگیزترین جلوههای بندگی حضرت زینب علیهاالسلام عبادت ایشان در شب یازدهم محرم یعنی شب شام غریبان است.این شب برای خاندان امام حسین علیهالسلام شبی آکنده از اندوه خستگی گرسنگی تشنگی و نگرانی بود. خیمهها به آتش کشیده شده بود شهدا بر روی زمین قرار داشتند و زنان و کودکان عزیزان خود را از دست داده بودند.با وجود تمام این مصیبتها در نقلهای تاریخی و دینی آمده است که حضرت زینب علیهاالسلام نماز شب و مناجات خود را ترک نکرد.این عبادت نشان میدهد که ارتباط حضرت زینب علیهاالسلام با خداوند به شرایط آرام و روزهای آسایش وابسته نبود. عبادت برای ایشان یک عادت ظاهری نبود که با نخستین سختی کنار گذاشته شود؛ بلکه حقیقت زندگی و سرچشمه قدرت روحی او بود.حضرت زینب علیهاالسلام از نماز و مناجات نیرو میگرفت تا بتواند بار سنگین رسالت خود را ادامه دهد. عبادت شبانه او در شام غریبان جلوهای آشکار از ایمان رضایت و اعتماد کامل به پروردگار است.صبر حضرت زینب الگویی برای زندگی امروزممکن است کسی تصور کند صبر حضرت زینب علیهاالسلام تنها مربوط به یک حادثه تاریخی است و ارتباطی با زندگی امروز ندارد؛ اما حقیقت آن است که سیره ایشان میتواند برای تمام انسانها الهامبخش باشد.زندگی انسان همواره با مشکلات فقدانها ناکامیها و امتحانهای دشوار همراه است. هیچکس نمیتواند خود را از تمام تلخیهای زندگی دور نگه دارد. تفاوت انسانها در نوع برخورد آنان با حوادث است.حضرت زینب علیهاالسلام به ما میآموزد که صبر به معنای فروخوردن درد و نادیده گرفتن مشکلات نیست. انسان صبور درد را احساس میکند گریه میکند و از ظلم ناراحت میشود؛ اما اجازه نمیدهد مصیبت
262 مطلب یافت شد
استاد انصاریان: در مسیری که خداوند مشخص کرده افراط، تفریط و گمراهی نداشته باشیم
است توقعش از خدا بالاست و گاهی هم کارش به ایراد گرفتن به خدا میرسد ادب بی نظیر امام حسین ع در پیشگاه خداوند وی به گله نکردن امام حسین ع در اوج مصیبت
وظایف ائمه اطهار(علیهم السلام)
مصیبت ها و سختی هایی بود که بر آن حضرت وارد شد. در زمان تولد امام سجاد علیه السلام جدش امام علی علیه السلام درگیر جنگ با ناکثین و قاسطین و مارقین بود. امام سجاد علیه السلام پس از آن هم در کنار عمویش امام حسن علیه السلام از ستم هایی که معاویه و کارگزارانش بر وی روا می داشتند آگاهی یافت. در زمان امام حسین علیه السلام نیز در همه رنجها و مصائب با ایشان همراه بود تا اینکه پس از واقعه کربلا و شهادت پدر در مقابل مشکلات تنها ماند. برای امام سجاد علیه السلام اوج
تهران حسینیه حضرت قاسم- جمادی الاول 94 دهه اول فاطمیه سخنرانی نهم
مصیبت است دار بلاست دار مشکلات است به قول امیرالمومنین بافتش بر سختیهاست هیچ کسی ایمن از بلا نیست تحریم است مشکلات است کم پولی است خجالت زن و بچه است قرآن میگوید و الصابرین علی ما اصابهم مشکلات و سختیهایی که برایشان پیش میآید دست از من برنمیدارند میمانند. اصلا با من میمانند. دیگر اوج … مصیبت که حضرت زهرا میگوید آنچه به سر من آمد اگر به سر روزها میآمد روزها شب میشد صبت علی مصائب لو صبت علی الایام سرن اللیالی اما همین خانم در اوج مصیبت
نگاهي به مقام قمربنيهاشم
منبر و یا در اوج مصیبت تا یک نفر … مصیبت میخواند نه تنها دیدۀ مردم را میگریاند بلکه تمام در و دیوار را هم به گریه میانداخت و خود او هم دگرگونیهای مختلفی پیدا میکرد. در مجلس هم تصرف میکرد و نمیگذاشت چشمی بیگریه بماند و چشم خشک را راه میانداخت. وقتی ملا آقاجان در یک جا منبر داشت و کسی هم از اخلاق او مطلع نبود در حالی هزار نفر هم پای منبر او بودند در اوج
به مناسبت فرخنده میلاد حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام
منبر و یا در اوج مصیبت تا یک نفر … مصیبت میخواند نه تنها دید مردم را میگریاند بلکه تمام در و دیوار را هم به گریه میانداخت و خود او هم دگرگونیهای مختلفی پیدا میکرد. در مجلس هم تصرف میکرد و نمیگذاشت چشمی بیگریه بماند و چشم خشک را راه میانداخت. وقتی ملا آقاجان در یک جا منبر داشت و کسی هم از اخلاق او مطلع نبود در حالی هزار نفر هم پای منبر او بودند در اوج
دل می دهد گواهی غم های کربلا از مهدی طهماسبی دزکی
به یاد من آیات درد وغم گفتم به یاد آن همه اندوه وبیش وکم باید که بنگرم به نگاهی چو محتشم احساس غم نموده به چشمان مغتنم در هر مصیبت ومحنی فابکنی الحسین ع ای اوج
ایستادگی اهل ایمان در سختیها
اوج بلا یعنی بلای سنگین و طبق قرآن بلای شبانهروزی. در حقیقت حرف آیه این است که مردم یک آب خوش از گلوی این پیغمبر پایین نرفت چند سال اینگونه بود؟ حالا آدم میگوید دو سال سه سال یا پنج سال در تحریم است و تمام میشود؛ چهار سال گرانی است و تمام میشود؛ چهار سال بلا و مصیبت … مصیبت ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا یعنی وقتی تلخیها پیش میآید میگویند ما کنار خدا میایستیم و در همه حوادث ایستادگی میکنند. شما این قرآن مجید را که خدا به شما توفیق داده و قرائت میکنید اگر حوصله داشتید از آیات رد نشوید؛ ولو به فرموده امیرالمؤمنین ع فقط ده آیه در 24 ساعت بخوانید. همین ده آیه را با همه وجود حس و درک کنید و با ترجمههای خوبی که الآن در کشور هست در ترجمه همین ده آیه دقت کنید تا مفهوم و عمق آیۀ شریفه به قلب فکر و مشاعر مبارکتان انتقال پیدا بکند. این خیلی مهم است -نوح ع در محاصرۀ بلاهای آشکار و پنهانشما وقتی آیات قرآن را مطالعه میکنید به اسم دو سه چهار یا ده پیغمبر میرسید خداوند حدود 25 پیغمبر را در قرآن اسم برده است که بعضیهایشان در اوج … مصیبت و بلا هستند؛ اما این گروه از چنان اعتقادی به پروردگار برخوردارند که اعتقادشان ضربهپذیر نیست. وقتی حادثه مالی حادثه جانی بلاهای آسمانی سختیهای خانوادگی و اجتماعی پیش بیاید پرونده اعتقاد قلبیشان دست نمیخورد. این افراد در برابر حوادث بلاها و خطرات خیلی عجیب هستند و میگویند همه اینها کلاس امتحانی برای رشد قویتر و ملکوتیتر شدن ماست. بهعبارت سادهتر اینها خداباور و قیامتباور هستند و هر اتفاقی هم که در زندگیشان پیش بیاید نه باورشان به خدا و نه باورشان به قیامت لطمه میبیند. اصلا پرونده زندگی دنیایشان را از پرونده یقین و اعتقادشان به پروردگار جدا کردهاند و قاتی نمیکنند که وقتی حادثهای پیش بیاید بگویند این خدایی که به ما معرفی کردند با اینکه کاری از دستش برمیآید برای ما کاری نکرد؛ چرا بچه من مرد؟ چرا این مشکل بدنی برای من پیش آمد؟ چرا جهاد پیش آمد؟ چرا بلا پیش آمد؟ بهتر است که برای فرار از بار این بلاها خدا را رها بکنیم و بهسراغ همین قدرتمندان زمینی پولدار زوردار و زردار برویم. این اشخاص اینگونه نیستند و خدا از باطنشان خبر میدهد ان الذین قالوا ربنا الله آنهایی که اعتقادشان این است و میگویند الله تربیتکننده مربی مالک پروردگار کلیددار و همهکاره ماست و ثم استقاموا بر پایه اعتقاد به ربنا الله کاملا ایستادگی میکنند و میایستند شکست و ضربه نمیخورند. بهراستی اینها چه کسانی هستند؟ راز ایستادگی ابوذر در سختیهااین روایت در جلد پنجم نورالثقلین است روزی حاکم حکومت سههزار دینار طلا به کارگر و خدمتکارش داد و گفت این پول را به در خانه ابوذر ببر و به او بقبولان. اگر به او بقبولانی از همه کارها و محدودیتهایی که داری آزادت میکنم. این خدمتکار آمد و در زد. ابوذر هم آمد و در را باز کرد. وضع اقتصادی ابوذر خیلی بههمریخته بود و بهسختی زندگی میکرد. درحالیکه حکومت به رفیقهایش میلیونی و هزارهزار از بیتالمال پول میداد؛ پول میداد برای اینکه صندلیاش بماند و با اینکه آخرتش نابود میشد دغدغهای نداشت. وقتی ابوذر در را باز کرد دید غلام حاکم و شاه سوم مدینه است نه خلیفه هیچکدام از کتابهایشان ننوشتهاند که پیغمبر اکرم ص اینها را خلیفه خودشان معرفی کرده باشند. اینها زیر سایبانی جمع شدند و یک نفر را بهعنوان شاه انتخاب کردند؛ او هم در وقت مرگش نفر بعد از خودش را بهتنهایی انتخاب کرد؛ حاکم سوم هم با یک شورای ششنفره انتخاب شد. اصلا امت هیچ راهی در مسئله اول دوم و سوم نداشتند؛ حتی دخالتی هم نداشتند. -امیرالمؤمنین ع بالاترین سرمایۀ ابوذرخدمتکار به ابوذر گفت حاکم این سههزار دینار طلا را تقدیم حضور شما کرده است. عقل و قلب ایمانی اینجوری حرف میزند ابوذر به او گفت آیا این سههزار دینار را به تکتک مسلمانها دادهاند؟ گفت نه ابوذر گفت حاکم و اربابت این سههزار دینار را از راه زحمات خودش بنایی بقالی عطاری گلهداری یا کشاورزی جدا کرده و به من داده است؟ گفت نه حاکم شغلی ندارد. شغل او صندلی است. چه شغلی دارد؟ ابوذر گفت من میدانم که حاکم این پول را چرا برای من فرستاده است. پول را ببر و به او بگو من سرمایهدار بینظیری هستم پول برای خودت باشد. مرد به ابوذر گفت سرمایهات چیست؟ دو بز و دو گوسفند این سرمایهدارترین شد؟ ابوذر گفت به اربابت بگو قد اصبحت غنیا بولایه علی بن ابی طالب این بالاترین سرمایه دنیا و آخرت من است. من علی را دارم و گدا نیستم. آنکه علیرا دارد فقیر تهیدست گدا و نیازمند به حکومت و پول زرد قرمز و سفید نیست. ابوذر او را رد کرد. انبیای الهی در اوج
پرسشها و شبهات عاشورایی(9)
از طرف دیگر روز عاشورا که اوج مصیبت های خاندان اهل بیت پیامبر بود و متعلق به خود امام حسین علیه السلام و روز قبل از آن به نزدیک ترین افراد آن
نگاهى كوتاه به زندگانى امام زينالعابدين (ع)
اوج تلخی بود. بعد در این بین هم مصیبت ظاهر دیگری به خانواده اضافه شد و آن این بود که خانواده اهلبیت طهارت برای حضرت سیدالشهدا ع دختر یحیی ابن طویل را که دختر … مصیبت این بود که به محض این که حضرت سجاد ع از مادر متولد شد مادرش بر اثر شدت درد زایمان و از نبود امکانات از دنیا رفت.بعد از شهادت امیرمؤمنان ع دوران بسیار تاریک خفقانی ظلم ستم کشتار تبعید و شکنجه بنیامیه شروع شد. معاویه بر تمام مملکت حاکم شده بود و در این دوران حضرت زین العابدین ع ده سال عمر خود را گذراند.بعد شهادت حضرت مجتبی ع ده سال ایام امامت ابیعبدالله ع شروع شد که ظلم بنیامیه در آن ده سال فوقالعاده اوج
چرا برای امام حسین ع بیشتر از دیگر معصومین عزاداری می کنیم؟
اوج قرار دارد زیرا کسانی که سالها از یاران پیامبر و امیرمؤمنان بودند و در رکاب آنان با دشمنان جنگیدند با دعوت فرزندش حسین اعلام وفاداری نموده و سپس آنان در کربلا او و یارانش را با فجیعترین وضع به شهادت رساندند. نیز خاندان امام حسین علیه السلام را به اسارت برده و نسبت به آنها اهانتهای بی شماری انجام دادند؛ از این رو در زیارت عاشورا از شهادت امام حسین علیه السلام به عنوان مصیبت
مسلخ عشق ، قیام و نهضت جاودانۀ حسینی (علیه السلام) (1)
زینب سلام الله علیها نیز در مقابل دشمن می گوید - و ما رایت الا جمیلا- یعنی هیچ چیز جز زیبایی در این سفر ندیدم که این کمال شکر و سپاس در اوج بلا و مصیبت
کتابشناسي آثار عاشورايي استاد حسين انصاريان / چشمه سار عشق
در این اشعار ابعاد غم و مصیبت امام حسینعلیه السلام و داستان اسیری خاندان آن حضرت بویژه حضرت زینب علیها السلام منعکس شده و اوج مظلومیت آن حضرت
اهمیت یاد مرگ و مراقبت بر زندگی خوب
من پای منبر خودم دیدم که در اوج منبر و نزدیک ذکر مصیبت کسی آرامآرام گریه میکرد و مرد؛ یعنی دست هم به او نزدند تا منبر تمام شود.
راز گریه های جانسوز امام سجاد (علیه السلام)
رنج و ناراحتی فراوانی را در زندگی متحمل گشت به گونه ای که شنیدن آنها قلب هر مؤمنی را به درد می آورد اوج این سختی و ناراحتی در حادثه کربلای خونین بر قلب پاک و مطهر حضرت وارد آمد. عمق مصیبت
ارزش مجالس صدیقۀ کبری(س)
ظرفیت اهلبیت علیهمالسلام است نه ما ما فقط دلمان میسوزد و اشکمان جاری میشود؛ بیشتر از این ظرفیت نداریم.باز تا بدن حاضر است و میبینند مصیبت خیلی در اوج
بازگشت به کربلا
همین که با زینب کبری و دختران و خواهران امام حسین ع رو به رو شدند مصیبت به اوج خود رسید از یک طرف صدای ناله و گریه خاندان ابی عبدالله ع و از … مصیبت را دوباره به راه انداختند. گریبانها را چاک زدند. موها را پریشان کردند. هرچه در دل نگه داشته بودند بیرون ریختند.اطراف قبر ابی عبدالله ع حلقه زدند و یاد آن روزها را تازه کردند. یک یک مصیبتها را به زبان میآوردند. مردمی که آنجا بودند و بنی هاشم که آمده بودند و مردمی که از اطراف و اکناف آمده بودند هم ناله میشدند و صدای گریه بالا میرفت و هر لحظه اوج
وظیفه عزادار در قبال امام زمان (عج)
او تا وقتی که با مصیبت اعظم غیبت امام زمان ع آن هم در اوج غربت و مظلومیت و تنهایی رو به روست هرگز آرام و قرار ندارد.
گريه دشمن
السلام در این مورد این است که همه دلها و قلبهای آشنا و بیگانه با او به گونه ای بر شهادت او مصیبت او شعله ور می گردد و مجلس او را به پا می دارد همچون برخی هندوهای مخالف با اسلام و یا کسانی که در اوج
پيام انتخاب
جون من بیعت را از تو برداشتم ؛زیرا تو به امید عافیت و آسایش به همراه ما آمده ای خود را در راه ما گرفتار و مصیبت مکن امام علیه السلام این جمله را در روز عاشورا و در اوج
English