و در سخنی نغز و حکیمانه به سنجش راستگرایی و چپگرایی با اعتدال اندیشه پرداخته می فرماید الیمین و الشمال مضله و الطریق الوسطی هی الجاده 6 راست
35 مطلب یافت شد
اعتدال و میانه روی
و در سخنی نغز و حکیمانه به سنجش راستگرایی و چپگرایی با اعتدال اندیشه پرداخته می فرماید الیمین و الشمال مضله و الطریق الوسطی هی الجاده 6 راست
اهمیت رعایت اعتدال و میانه روی
و در سخنی نغز و حکیمانه به سنجش راستگرایی و چپگرایی با اعتدال اندیشه پرداخته می فرماید الیمین و الشمال مضله و الطریق الوسطی هی الجاده ۶ راست
محاسبۀ نفس، قبل از ارزیابی نهایی
سنجش پروردگار هم در قیامت است. رسول خدا ص جملهای دارند که میفرمایند فانکم الیوم فی دار عمل و لا حساب و انتم غدا فی دار حساب و لا عمل شما امروز در جایی بهسر میبرید که جای عمل و کوشش است و کاری هم به شما ندارند اما شما فردای قیامت در جایی قرار میگیرید که جای محاسبه کردن است و دیگر جای عمل نیست. این یعنی زمینهای برای کار خیر عبادت و بهکارگرفتن اخلاق در قیامت وجود ندارد و طبق آیات قرآن جای انسان و اعمالش است. اعمال او را هم حکیمانه
اهمیت جایگاه قرآن
بیان قرآن آنها حتی از حیوانات هم پست تر و گمراه ترند. 12 این بیانات در مقایسه با بیان حکیمانه ی امیرالمؤمنین علیه السلام نشانه جهالت و نادانی گوینده ی آن است. کمال بی ایمانی و بی خردی است که معیار سنجش
ديده قاصر و فهم عاجز
سنجش حدیث سنجیده شود معلوم می گردد که آن روایات ساختگی و قلابی است باعث شده مساله رؤیت با چشم سر البته در فردای قیامت نه در دنیا مطرح شود و جز عقاید آنان در آید ولی ائمه معصومین که کشتی نجات و یکی از دو ثقلی هستند که رسول الهی از خود به یادگار گذاشت در برابر این عقدیه با تکیه بر آیات قرآن و دلایلی حکیمانه
تقویت امانتداری مهمترین نیاز جامعه
امام صادق ع با این گفتار حکیمانه خویش اهمیت امانتداری و راستگوئی را آن چنان بالا برده که میزان شخصیت اعتماد کردن و در واقع ملاک سنجش ایمان راستین
حیات عارفانه امام علی (ع)
حکیمانه لازم است به این نکته اساسی کاملا عنایت شود که اگر در خلال مباحث گذشته یا مطاوی مطالب آینده عقل برهانی مورد نقد قرار گرفت یا از وهن و فتور آن سخنی به میان آید و ناکارآمد بودن آن مطرح شد یا از ضعف آن گفت وگو می شود همه این امور از ارزیابی برهان عقلی نسبت به شهود عرفانی است و از سنجش … حکیمانه که از اندیشه برهانی مایه می گیرد و پایه آن بر دلیل متقن عقلی استوار است از سایر اقسام حیات که غیر از داده حسی و بافته خیالی و یافته وهمی ره توشه ای ندارد برتر است . در بررسی علوم استدلالی نیز گرچه دانش ریاضی نام ملکه علوم را نزد برخی به خود اختصاص داده لیکن با بررسی معرفت شناسانه معلوم خواهد شد که یقین برهانی در علوم تجربی فراوان نیست بلکه به ندرت یافت می شود و سهم مهم کارآمدی دانش های حسی و تجربی بر عهده طمانینه و ظن متاخم است نه جزم علمی . اما علوم ریاضی گرچه یقین آور است و مسائل جزمی آن فراوان است لیکن هم در مبادی اساسی خود مانند هستی شناسی معرفت شناسی موضوع شناسی و مانند آن نیازمند حکمت الهی است و هم قلمرو نفوذ آن محدود است; زیرا در موجود عینی و خارجی که از قید هرگونه اندازه منزه است و از بند هرگونه مقدار مبراست اصلا دانش ریاضی کارآمد نیست و اگر گاهی از فرمول های ریاضی برای حل برخی از معارف ماورای طبیعی استعانت می شود و از مبادی فن ریاضی برای تحریر و تحلیل مسائل تجریدی صرف استمداد می شود حتما بعد از ترقیق مطلب منزه از کمیت و اندازه و بعد از تشبیه معقول به محسوس است وگرنه موجود مجرد محض که از تهدید به تحدید زمانی زمینی طول و عرض و عمق و نظایر آن مبراست هرگز در کمان حساب یا کمند هندسه در نمی آید و تنها با برهان عقلی ناب صید می شود . آن گاه سلطنت فلسفه الهی و ملکه بودن آن نسبت به سایر علوم استدلالی از قبیل طبیعی ریاضی منطقی و اخلاقی معلوم می شود . البته همچنان نسبت به دانش شهودی از باب حسنات الابرار سیئات المقربین 6 احساس نقص و فتور می کند . تفاوت عرفان با تجربه دینی گرچه در مطاوی بحث مقصود از عرفان در برابر حکمت و کلام روشن شد لیکن برای پرهیز از اشتباه آن با برخی از حالت های وجدانی و یافته های درونی که گاهی از آن به تجربه دینی یاد می شود لازم است عنایت شود که منظور از عرفان همانا شهود واقع و معاینه حقیقت عینی است نه با ابزار حسی و نه با آلات و وسایل مثال متصل زیرا آن چه در مثال متصل به نفس یابنده مشاهده می شود از مخلوقات روح او و از مختلقات نفس وی است که دلیلی بر صحت و سلامت آن از دس و جعل و تحریف روح او وجود ندارد; نظیر اضغاث احلام که نفس در حال خواب بدن می بافد و می یابد و پس از بیداری تن همان را به یاد دارد . این گونه از مشاهدات نفسانی در حالت منامیه برای برخی مرتاضان یا سالکان خام و ساده لوحان پدید می آید . تمیز آن از مشهودات مثال منفصل میسور هر کسی نیست . سهم برهان عمیق عقلی برای تشخیص صحت و سقم یافته های اهل معرفت فراوان است زیرا آنان بعد از خلع از خلسه و رفع حالت منامی و مانند آن در میزان اعتبار مشهودهای خویش تامل دارند; گاهی ممکن است با توزین آن با میزان وحی و نقل معتبر مشکل تردید را برطرف کنند و زمانی نیز با تطبیق آن با مقیاس برهان عقلی معضل شک را علاج کنند . از این جهت گفته می شود وزان فلسفه برای عرفان وزان منطق است برای فلسفه یعنی براهین متقن حکمت برای ارزیابی حق و باطل یافته های اهل معرفت به منزله قواعد منطقی است برای سنجش
اهمیت ادای حقوق الهی در کلام وحی
حکیمانه حرف نزدی رفوزه هستی؛ سخنرانی شصت سال تو با یک لحظه از سخنرانی علی ع میزان نیست و محکوم هستی. این معنی السلام علیک یا میزان الاعمال است. -راه نداشتن تقلب و خیانت در ترازوهای قیامتخدا میفرماید و نضع الموازین القسط لیوم القیامه من ترازوهای عدالت را در قیامت برپا میکنم. این اصل مسئله است. چقدر قرآن عالی است فلا تظلم نفس شیئا محال است که در سنجش
ارزیابی شخصیت قمربنیهاشم(ع) در کلام معصومین
سنجش قرار بدهند. قمربنیهاشم ع اینقدر زیبا زندگی کرد و آنقدر زیبا مسئولیتش را ادا کرد که امیرالمؤمنین ع میفرمایند اینهایی که در کربلا با حسین من شهید میشوند در قیامت حساب ندارند. اینها با پروندهای وارد قیامت میشوند که حسابرسی ندارد؛ چون طبق دستورات حق در قرآن حساب خودشان را رسیدگی کردهاند. ارزیابی امام صادق ع از وجود قمربنیهاشم ع بعد از کلام زینالعابدین ع به فرمایشات وجود مبارک امام صادق ع درباره قمربنیهاشم ع میرسیم؛ ببینید امام چگونه وجود مقدس ابوالفضلالعباس ع را ارزیابی میکنند با سلام و درود بر قمربنیهاشم ع شروع میکنند -عبد صالح پروردگار السلام علیک ایها العبد الصالح . صالح در لغت یعنی پسندیده و شایسته کامل تام و خالص. حضرت میفرمایند عموجان آنچه خوبان همه داشتند تو بهتنهایی داشتی و عبد صالح پروردگار بودی. -مطیع خدا و پیغمبر خدا المطیع لله و لرسوله تو با همه وجودت مطیع خدا و پیغمبر خدا بودی. ثمره اطاعت از خدا و پیغمبر در قرآن بیان شده است که پروردگار میفرماید ومن یطع الله والرسول فاولئک مع الذین انعم الله علیهم من النبیین والصدیقین والشهدا والصالحین سوره نسا آیه 69 . المطیع لله و لرسوله یعنی ای پسر امیرالمؤمنین ع قمربنیهاشم تو در فردای قیامت به اراده خداوند همنشین همه پیامبران صدیقین شهدا و صالحین هستی. مقام ویژۀ قمربنیهاشم ع در قیامتزینالعابدین ع میفرمایند پروردگار در قیامت مقامی از قدرت به عمویم قمربنیهاشم داده که میتواند با فرشتگان الهی در هر جای بهشت پرواز بکند. چقدر عالی است که همه شما جوانها به جای الگوگرفتن از افراد خارجی و داخلیهایی که خیلی مایههای الهی و معنوی ندارند قمربنیهاشم ع را که جوان بود الگوی خودتان قرار بدهید و فضایی را برای پرواز خودتان در پیشگاه خدا با الگوگرفتن از او ایجاد کنید. قم-کاشان برنامه حکیمانه
قرآن و جلوههای عزّت و آزادگی در نهضت امام حسین علیهالسلام
سنجش و مقایسه و آزادی گزینش دهد ـ باور دارد؛ چرا که به منطق پرجاذبه و منش مترقی و انسانی خویش ایمان دارد و یقین دارد که اگر آزادی اندیشه و بیان و رای و انتخاب مردم به رسمیت شناخته شود این گام بلند بهترین تضمین برای سلامت جامعه از استبداد و فساد وسپرده شدن امانت ملی و دینی مردم به فرهیختگان و برترینهاست و هرچه این حق ابتدایی وانسانی مردم به هر بهانه و محملی پایمال گردد زمینه نهانکاری و فساد و بیداد بیشتر فراهم میشود.5ـ هدفمندتر و شکستناپذیرتر از موسی علیهالسلامحسین علیهالسلام هنگامی که به آستانه حرم خدا رسید به تلاوت هدفمند این آیه الهامبخش پرداخت که و لما توجه تلقا مدین قال عسی ربی ان یهدینی سوا السبیل 28 هنگامی که موسی به سوی شهر مدین روی نهاد گفت امید که پروردگارم مرا به راه راست راه نماید. 29 بدینسان آن حضرت با تلاوت این آیه روشنگری کرد که یک همان گونه که هجرت موسی از شهر و دیار خویش هدفمند و حکیمانه
قرآن و جلوههای عزّت و آزادگی در نهضت امام حسین علیهالسلام(1)
سنجش و مقایسه و آزادی گزینش دهد ـ باور دارد؛ چرا که به منطق پرجاذبه و منش مترقی و انسانی خویش ایمان دارد و یقین دارد که اگر آزادی اندیشه و بیان و رای و انتخاب مردم به رسمیت شناخته شود این گام بلند بهترین تضمین برای سلامت جامعه از استبداد و فساد وسپرده شدن امانت ملی و دینی مردم به فرهیختگان و برترینهاست و هرچه این حق ابتدایی وانسانی مردم به هر بهانه و محملی پایمال گردد زمینه نهانکاری و فساد و بیداد بیشتر فراهم میشود.5ـ هدفمندتر و شکستناپذیرتر از موسی علیهالسلامحسین علیهالسلام هنگامی که به آستانه حرم خدا رسید به تلاوت هدفمند این آیه الهامبخش پرداخت که و لما توجه تلقا مدین قال عسی ربی ان یهدینی سوا السبیل 28 هنگامی که موسی به سوی شهر مدین روی نهاد گفت امید که پروردگارم مرا به راه راست راه نماید. 29 بدینسان آن حضرت با تلاوت این آیه روشنگری کرد که یک همان گونه که هجرت موسی از شهر و دیار خویش هدفمند و حکیمانه
اسلام و مسئله بهداشت
حکیمانه حضرت رضا ع در رساله بهداشتیاش موسوم به رساله ذهبیه که برای مامون نوشت و ارسال داشت این است بدن شما به منزله زمین زراعتی شما است که باید مواظب آن باشید و آن را به دست حوادث نسپارید هر چه بیش تر آن را حفظ کنید و به لوازم سلامتش تیام نمائید از آن بهره بیشتری خواهید گرفت. ارزشی که فرهنگ امروز جهان برای نظافت و بهداشت قائل است و برای گسترش و حفظ آن در میان جوامع ادارات عریض و طویل به وجود آورده و نسبت به رعایت آن سخت گیر است بیش از ارزشی که اسلام برای نظافت و بهداشت قائل است نیست اسلام در این زمینه از همه فرهنگهای امروز پیشرفته تر و قوانین بهداشتیاش از قوانین بهداشتی دنیای فعلی بیش تر و اصولی تر و جامع تر است.مقررات و قوانین اسلام براساس نوامیس طبیعی و اصول فطری غیرقابل تغییر پایه گذاری و تشریع شده و از جمله آن قوانین قانون نظافت و بهداشت و وجوب حفظ الصحه است.در اسلام به مسئله نظافت و بهداشت به اندازهای ارزش داده شده که این مسئله که در نگاه شارع با ایمان و دین به میزان سنجش
تمدن آميخته با فرهنگ شيطان
سنجش بهای آن راه فوق العاده افراط پوئیده است پایه گذاران این تمدن با شیفتگی نابخرادانهای تنها و تنها عقل را بنیان شایسته زندگی شمرده اند.نتیجه ستایش عقل تنها پیشرفت شگرف دانش و پیدایش ابزارهای اعجاب برانگیزی است که آدمی را البته در جهت جسمیاش تا اوج آسمانها فرا برده است ولی دریغ و افسوس که پس از این سیر عجیب تازه عدهای اندک از بیدارشدگان کلاس این تمدن به این حقیقت دست یافتهاند که تنها عقل و فرزند او دانش و علم مادی و آنچه دانشی مادی به بار آورده راه خوشبختی و رستگاری و نجات و امنیت انسان نبوده و نیست و این عیب اگر بتوانیم آن را عیب بدانیم از ارسطو 1 و تعالیم او سرچشمه گرفت که تنها عقل را داور کل میداند 2 اینجاست که بر هر خردمند با انصافی و بر هر عاقل با وجدانی ثابت و مسلم میگردد که انسانها برای رهائی و نجات از این همه مشکلات و گرفتاریها و بردگی و اسارت و مادی گری و پوچی و برای به دست آوردن آزادی و اختیار و فضائی آکنده از صدق و صداقت و محبت و مودت و سلامت و امنیت و درستی و راستی و تعاون و همکاری و مهرورزی و فروتنی و خوردن غم دیگران نیازمند به حقیقتی فوق عقل و علم یعنی هدایت الهی هستند که در بردارنده عالی ترین و بهترین قوانین و احکام و آداب و رسوم و سنت های استوار و امور حکیمانه
تمدن آميخته با فرهنگ شيطان
سنجش بهای آن راه فوق العاده افراط پوئیده است پایه گذاران این تمدن با شیفتگی نابخرادانهای تنها و تنها عقل را بنیان شایسته زندگی شمرده اند.نتیجه ستایش عقل تنها پیشرفت شگرف دانش و پیدایش ابزارهای اعجاب برانگیزی است که آدمی را البته در جهت جسمیاش تا اوج آسمانها فرا برده است ولی دریغ و افسوس که پس از این سیر عجیب تازه عدهای اندک از بیدارشدگان کلاس این تمدن به این حقیقت دست یافتهاند که تنها عقل و فرزند او دانش و علم مادی و آنچه دانشی مادی به بار آورده راه خوشبختی و رستگاری و نجات و امنیت انسان نبوده و نیست و این عیب اگر بتوانیم آن را عیب بدانیم از ارسطو 2 و تعالیم او سرچشمه گرفت که تنها عقل را داور کل میداند 3 اینجاست که بر هر خردمند با انصافی و بر هر عاقل با وجدانی ثابت و مسلم میگردد که انسانها برای رهائی و نجات از این همه مشکلات و گرفتاریها و بردگی و اسارت و مادی گری و پوچی و برای به دست آوردن آزادی و اختیار و فضائی آکنده از صدق و صداقت و محبت و مودت و سلامت و امنیت و درستی و راستی و تعاون و همکاری و مهرورزی و فروتنی و خوردن غم دیگران نیازمند به حقیقتی فوق عقل و علم یعنی هدایت الهی هستند که در بردارنده عالی ترین و بهترین قوانین و احکام و آداب و رسوم و سنت های استوار و امور حکیمانه
رزق طيب
حکیمانه حضرت رضا ع در رساله بهداشتیاش موسوم به رساله ذهبیه که برای مامون نوشت و ارسال داشت این است بدن شما به منزله زمین زراعتی شما است که باید مواظب آن باشید و آن را به دست حوادث نسپارید هر چه بیش تر آن را حفظ کنید و به لوازم سلامتش تیام نمائید از آن بهره بیشتری خواهید گرفت. ارزشی که فرهنگ امروز جهان برای نظافت و بهداشت قائل است و برای گسترش و حفظ آن در میان جوامع ادارات عریض و طویل به وجود آورده و نسبت به رعایت آن سخت گیر است بیش از ارزشی که اسلام برای نظافت و بهداشت قائل است نیست اسلام در این زمینه از همه فرهنگهای امروز پیشرفته تر و قوانین بهداشتیاش از قوانین بهداشتی دنیای فعلی بیش تر و اصولی تر و جامع تر است.مقررات و قوانین اسلام براساس نوامیس طبیعی و اصول فطری غیرقابل تغییر پایه گذاری و تشریع شده و از جمله آن قوانین قانون نظافت و بهداشت و وجوب حفظ الصحه است.در اسلام به مسئله نظافت و بهداشت به اندازهای ارزش داده شده که این مسئله که در نگاه شارع با ایمان و دین به میزان سنجش
رزق طيب
حکیمانه حضرت رضا ع در رساله بهداشتیاش موسوم به رساله ذهبیه که برای مامون نوشت و ارسال داشت این است بدن شما به منزله زمین زراعتی شما است که باید مواظب آن باشید و آن را به دست حوادث نسپارید هر چه بیش تر آن را حفظ کنید و به لوازم سلامتش تیام نمائید از آن بهره بیشتری خواهید گرفت. ارزشی که فرهنگ امروز جهان برای نظافت و بهداشت قائل است و برای گسترش و حفظ آن در میان جوامع ادارات عریض و طویل به وجود آورده و نسبت به رعایت آن سخت گیر است بیش از ارزشی که اسلام برای نظافت و بهداشت قائل است نیست اسلام در این زمینه از همه فرهنگهای امروز پیشرفته تر و قوانین بهداشتیاش از قوانین بهداشتی دنیای فعلی بیش تر و اصولی تر و جامع تر است.مقررات و قوانین اسلام براساس نوامیس طبیعی و اصول فطری غیرقابل تغییر پایه گذاری و تشریع شده و از جمله آن قوانین قانون نظافت و بهداشت و وجوب حفظ الصحه است.در اسلام به مسئله نظافت و بهداشت به اندازهای ارزش داده شده که این مسئله که در نگاه شارع با ایمان و دین به میزان سنجش
حیات اجتماعى فاطمه (سلام الله علیها)
حکیمانه خدا ریشه بسیاری از افکار و اندیشههای انحرافی را در این زمینه میزداید.الگوی عفاف فاطمه س در مساله پوشش و روابط مرد و زن در اسلام کیست که از نظر الگوئی برتر از فاطمه س باشد؟ آنچه که او عمل کرد و موضع گرفت حجتی است برای همه زنان در جامعه اسلامی باید سعی بر این باشد از فاطمه س عقب نمانند و هم در مواردی از او جلو نزنند. فاطمه س یک میزان و محک است یک معیار و وسیله سنجش
هدايت الهى و ضرورت آن
سنجش بهای آن راه فوق العاده افراط پوئیده است پایه گذاران این تمدن با شیفتگی نابخرادانهای تنها و تنها عقل را بنیان شایسته زندگی شمرده اند.نتیجه ستایش عقل تنها پیشرفت شگرف دانش و پیدایش ابزارهای اعجاب برانگیزی است که آدمی را البته در جهت جسمیاش تا اوج آسمانها فرا برده است ولی دریغ و افسوس که پس از این سیر عجیب تازه عدهای اندک از بیدارشدگان کلاس این تمدن به این حقیقت دست یافتهاند که تنها عقل و فرزند او دانش و علم مادی و آنچه دانشی مادی به بار آورده راه خوشبختی و رستگاری و نجات و امنیت انسان نبوده و نیست و این عیب اگر بتوانیم آن را عیب بدانیم از ارسطو 2 و تعالیم او سرچشمه گرفت که تنها عقل را داور کل میداند 3 اینجاست که بر هر خردمند با انصافی و بر هر عاقل با وجدانی ثابت و مسلم میگردد که انسانها برای رهائی و نجات از این همه مشکلات و گرفتاریها و بردگی و اسارت و مادی گری و پوچی و برای به دست آوردن آزادی و اختیار و فضائی آکنده از صدق و صداقت و محبت و مودت و سلامت و امنیت و درستی و راستی و تعاون و همکاری و مهرورزی و فروتنی و خوردن غم دیگران نیازمند به حقیقتی فوق عقل و علم یعنی هدایت الهی هستند که در بردارنده عالی ترین و بهترین قوانین و احکام و آداب و رسوم و سنت های استوار و امور حکیمانه
ارزش عمر و راه هزينه آن-جلسه شانزدهم(متن کامل+عناوین)
سنجش نمیگذارم چون وزنی ندارند که آنها را بسنجم. پوک و پوچ هستند و وزن ندارند. من ترازو را برای سنجیدن و نمره دادن میگذارم اینها چیزی ندارند که من بخواهم به آنها نمره بدهم. بل انتم قوم تجهلون نفهم هستند. نفهمی به قول فلاسفه عدم است. آنها میگویند شر عدم خیر و جهل عدم عقل است.جهل از دیدگاه فلاسفهوقتی در قم فلسفه میخواندم به سراغ قرآن و روایات میرفتم ببینم که نظر کتاب خدا و اهلبیت علیهم السلام راجع به این مساله فلسفی چیست. به فلسفه نگاه مستقل نمیکردیم و نباید بکنیم. این مستقل نگاه کردن خطرناک است. اولین کسی که مستقل نگاه کردن به فلسفه را رد کرد مرحوم آیت الله سید موسی زرآبادی قزوینی بود که مکتب تفکیک را پایهگذاری کرد؛ که مواظب باشید تا قرآن و فرهنگ اهلبیت علیهم السلام را با فرهنگ دیگر مخلوط نکنید که معجون مضری از آب در بیاورید.قرآن و اهلبیت علیهم السلام میزان ما هستند ما حرف آنها را کنار قرآن و اهلبیت علیهم السلام میگذاریم ببینیم آیا با حق منطبق است؟ قبول میکنیم اگر منطبق نیست با کمال شجاعت آن را رد میکنیم و میگوییم قبول نداریم. این دیدگاه بسیار مهم را مرحوم آیت الله زرآبادی پایه گذاری کرد و شعاع پرقدرتش در وجود مبارک مرحوم میرزا مهدی اصفهانی جلوه کرد و استان خراسان را تحت تاثیر قرار داد و شخصیتهای عظیمی مانند مرحوم آیت الله شیخ مجتبی قزوینی- صاحب کتاب بسیار اساسی بیان الفرقان - و مرحوم آیت الله شیخ هاشم قزوینی و دایی بزرگوار حاج شیخ مجتبی شیخ علی اکبر الهیان را در سایه این نور تربیت کرد. همه این بزرگواران تربیت شدگان همین مدرسه و مکتب تفکیک هستند.ما نگاه مستقلی به این طرف- عقل- نداریم اما آن طرف- وحی و اهلبیت علیهم السلام- را برای تشخیص حقایق مانند ترازو میدانیم. فلاسفه میگویند جهل امری عدمی است؛ یعنی نبود عقل است. عقل امر وجودی است؛ یعنی ارزش و وزن دارد. پروردگار عالم در قیامت جهل را که امری عدمی است چگونه با ترازوی قیامتی خود وزن کند؟ چیزی نیست که وزن شود عدم است یعنی نبوده و نیست. نبودن که قابل کشیدن نیست.ایمان فضیلت اخلاق و عمل صالح قابل کشیدن و وزن است ولی شخصی بیدین و لاییک در روز قیامت چیزی ندارد که خدا وزن کند. کسی که وارد قیامت میشود اما نماز ندارد نماز نداشته را بکشند؟ چیزی که نیست را چگونه در ترازو بگذارند؟ هست را در ترازو میگذارند و وزن میکنند. همه چیز بیدین عدم است لذا فلا نقیم لهم یوم القیمه وزنا اتصال همه جانبه به پروردگارپس معلوم شد نظام استوار و حکیمانه
English