منابع مقاله کتاب تفسیر و شرح صحیفه سجادیه جلد هفتمنوشته حضرت آیت الله حسین انصاریان 16- تمسخر وحیبازیچه گرفتن وحی و تمسخر به خبر انبیای الهی
4 مطلب یافت شد
دشوارىهاى تبليغ دين
انبیای بزرگ و اولیای الهی و حجت حق به بهشت نمیرود.پس داشتن راه و روش و سرمایه فطری ریشه دینشناسی است که انسان به کمک آنها میتواند راه درست را انتخاب کند. تحمل شکنجههای روحی و بدنی آنگاه که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله به دعوت عمومی پرداخت سران قریش برای ساکت کردن آن حضرت هر وسیلهای را که امکان داشت به کار بردند نخست مبارزه روانی را با وعده مقام و مال و امکانات رفاهی آغاز کردند چون تاثیر نداشت به سراغ تهمتهای ناجوانمردانه و تمسخر
رمز طاعت پروردگار
انبیای الهی و ضرورت ایمان به عصمت آنها است . همه اختلاف کلامی علمای شیعه با عامه در همین نکته نهفته است که متکلمان بزرگ شیعه به عصمت انبیای الهی معتقدند و در میان علمای عامه اگرچه بسیاری عصمت را پذیرفته اند اما آن را فقط در تلقی و ابلاغ وحی منحصر کرده اند. تفسیر این نکته کلام امیرالمؤ منین علیه السلام است که در سر بعثت انبیا می فرمایند فبعث فیهم رسله و واتر الیهم انبیاه لیستادوهم میثاق فطرته و یذکروهم منسی نعمته و یحتجوا علیهم بالتبلیغ و یثیروا لهم دفائن العقول 723 . علت این که خداوند انبیا و رسولان را مبعوث فرمود این است که نعمت های فراموش شده الهی را یادآور شوند و گنجینه های ارزشمند عقلانی انسان ها را برانگیزند . این همان نکته ای است که مورد بحث ما نیز واقع شد و گفتیم که همان خدایی که به انسان فطرت و سرشت انسانی داده است و او را به خاطر نعمت عقل از سایر مخلوقات و موجودات متمایز کرده به او قدرت تمیز و تشخیص را هم عطا کرده است تا موازنه و تعادلی در آفرینش ایجاد شود و انسان را از سقوط در وادی مهالک بازدارد. خداوند متعال انسان را از نعمت آزادی بهره مند کرده است اما در کنارش نیروی دیگری به او عطا فرموده که بتواند چگونگی بهره مندی از این نعمت را دریابد؛ از آن رو وجدان بشری همواره در معرض مخاطرات قرار دارد. خداوند به حکم وظیفه پیامبران و انبیا را که حامل وحی او هستند فرستاد. در حقیقت ایشان یاور و بیدارکننده وجدان های خفته اند و یا هدایت کننده وجدان هایی اند که تحت تاثیر عوامل بیرونی مثل قدرت ثروت و شهوات کارآیی خود را از دست داده اند. مطلب اساسی این است که هیچ یک از این امور با آزادی و حریت فکر اندیشه و عقیده بشر منافات ندارد. خداوند انسان را طوری آفریده که صاحب اختیار و اراده است . گاهی بعضی از پیغمبرانش را مخاطب قرار می دهد و می فرماید که شما چه اصراری در هدایت اجباری بندگان دارید؟ در سوره یونس درباره این پیامبر گرامی این مساله تکرار شده است . یونس از انبیایی بود که اصرار فراوانی بر هدایت بندگان داشت وقتی از هدایت آنها ناامید شد به عنوان قهر از شهر آنان بیرون رفت و امتش را نفرین کرد. خداوند خطاب به او فرمود و لو شا ربک لآمن من فی الارض کلهم جمیعا افانت تکره الناس حتی یکونوا مؤ منین 724 . و اگر پروردگار تو می خواست همه کسانی که روی زمین هستند همگی به اجبار ایمان می آوردند؛ آیا تو می خواهی مردم را مجبور سازی که ایمان بیاورند؟ ایمان اجباری چه سودی دارد؟ . اراده خدا به این تعلق گرفته است که آنها با اختیار و اراده خود مؤ من باشند نه این که مجبور و ملزم به ایمان باشند. ایمان اجباری قدر و قیمتی ندارد؛ چرا که بسیاری از موجودات دیگر به حکم تکوین به وحدانیت و یگانگی خالق آفرینش معترفند. خداوند متعال در سوره مبارکه انعام می فرماید و لو شا الله لجمعهم علی الهدی فلا تکونن من الجاهلین 725 . اگر خدا می خواست همه بندگانش هدایت شوند آنان را در طریق هدایت دور هم جمع می کرد و پس هرگز از جاهلان مباش . خدا هدایت اجباری را نخواسته و انسان را موجود صاحب اندیشه اراده و اختیار قرار داده است . همین وجه تمایز او از سایر موجودات است . بنابراین به پیامبرش می فرماید ادع الی سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالتی هی احسن 726 . آنها را با روش های حکمت آمیز مواعظ حسنه و مجادله ای که احسن است به راه پروردگارت فراخوان . با این که همه مبانی وحی حق بوده و غیرقابل خدشه اند و از طرفی پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم هم می دانست که منکرانش راه خطا می پیمایند و آنچه می گویند باطل است اما قرآن به پیامبرش می گوید که با رعایت ادب و همه موازین انسانی با آنها مناظره کن ؛ احترام بگذار و عقاید آنها را مورد تمسخر
دعوت به تحری حقیقت از ادعا تا واقعیت
انبیای الهی بداند؛ لعنت خدا بر کسی که مرا منکر امامت امیرالمومنین و سایر ائمه اطهار بداند. 11 اما می توان علت اینکه چرا راه را درست نپیمود و اعتقادات غلط به خورد مردم داد را درک ناصحیحش از اعتقادات اسلامی دانست. در واقع وی فردی بی سواد بود که از دین خارج شد هر چند که از کتاب ها و سخنان و رفتارهای وی می توان پی به جنونش نیز برد و قول قوی تر این است که وی مجنون بود کما اینکه علمای معاصر با وی رای به جنونش داده اند 12 و لذا مردم ساده دل و بی سواد آن دوران به خاطر لباس مقدسی که در تن وی بود؛ فریب خوردند یعنی مردم فریب لباس آنان خوردند نه علم آنان. از طرف دیگر افراد بسیاری هستند که به دین مبین اسلام و مذهب شیعه علاقمند شده و وارد این مذهب می شوند اما کسانی که وارد این مذهب می شوند افرادی هستند که آگاهانه و با مطالعه شیعه شده اند از جمله افرادی که شیعه شدند عبارتند از تیجانی و عماد العصام را که سالهای متمادی وهابی بودند و برعلیه تشیع و امیرالمومنین تبلیغات کردند و کتاب ها نوشتند اما پس از مطالعه درباره این مذهب شیعه گردیدند همچنین می توان خانم رئوفی که تا 25 سالگی بهایی بود و پس از مطالعه کتاب های شهید مطهری و شهید دستغیب و آیه الله سبحانی شیعه شد را نام برد 13 همچنین مسیح الله رحمانی رئیس بهاییان بشرویه را می توان نام برد که اول بهایی بوده اما پس از مدتی شیعه می شود وی در کتاب خاطراتش می نویسد "... غرض ثانوی از نوشتن این بود که به بهاییان ثابت کنم من با تحقیق و کنجکاوی پی به بطلان بهاییت برده ام نه از روی هوای نفس و خودخواهی" 14 همچنین میرزا علی بنکدار آقا میرزا یوسف خان وحید شیرازی معروف به زحید عصر در میان بهاییان محسن میاندوابی طایفه شکوهی میرزا عباس قلی بنایی آقا میرزا حسین روشنی و ... کسانی هستند که در طول عمر بهاییت دست از این فرقه کشیدند و اهداف پلید این فرقه را شناختند 15 نمونه هایی از احکام ارتداد در ادیان دیگر حکم ارتداد در دین یهود حضرت موسی برای کسانی که گوساله سامری را پرستیدند حکم بسیار سختی قرار داد و از آنان خواست که خون همدیگر را بریزند ولو اینکه آنان توبه نمودند تا دیگران بفهمند که قبول دین یک مساله شوخی بردار نیست 16 حکم ارتداد در دین مسیح شهید مطهری ذکرکرده که مسیحیان شخص مرتد را از خود طرد می کنند و با خشونت با مرتد رفتار می کنند 17 حکم ارتداد در دین مبین اسلام همچنین در دین مقدس اسلام مردی که مرتد شود اگر پس از سه روز توبه نکرد و به اسلام بازنگشت در صورتی که عقلش زایل نشده 18 حکمش مرگ است 19 و چنین شخصی ولو اینکه کشته نشود همسرش بر او حرام می شود 20 و ارثش تقسیم می شود 21 البته بدون شک اگر کسی مرتد شده باشد اما ارتدادش را اظهار نکند حکمی بر او نیست ولو اینکه واجبات را به جا نیاورد و به گناهان روی آورده و معصیت کار شود؛ چنین شخصی تا زمانی که ارتدادش را اظهار نکند فرصت توبه و بازگشت دارد. از جمله کسانی که در اسلام به خاطر ارتدادش اعدام شد عبدالله بن سعد بن ابی السرح بود که قبل از فتح مکه اسلام آورده بود و پس ازمدتی مرتد شد و به مکه رفت که پیامبر پس از فتح مکه حکم اعدام وی را صادر نمود 22 ارتداد در فرقه ضاله بهاییت بهاییان برای کسی که از فرقه ضاله بهاییت خارج شود مجازات های سنگینی در نظر گرفته اند آنان کسی را که از بهاییت دست بکشد را طرد می کنند و وی حق ندارد با خانواده اش هم کلام شود و با آنان بر سر یک سفره بنشیند. 23 اما همان طور که عرض شد این احکام نشان از عدم تحری حقیقت در ادیان و حتی فرقه ها نیست بلکه نشان از این است که دین در زندگی بسیار مهم است و نباید مورد تمسخر
English