یاران با اخلاص و راستین حضرت سیدالشهدا ع همان کسانی بودند که حضرت در خطبه شب عاشورا از ایشان مدح و ستایش نموده و میفرماید من یارانی باوفاتر و … یاران و اصحاب حضرت رسیدن به مال مقام و تظاهر نبود بلکه آنان در این راه همگی با خدا معامله کرده بودند.حضرت اباعبدالله ع شب عاشورا خطاب به یاران و اصحاب خود فرمودند بدانید که من میدانم فردا سرنوشت ما با این دشمنان چه خواهد شد. اکنون به همه شما اجازه رفتن میدهم. پس همه آزادید که بروید و بیعتی از من بر گردن شما نیست. شب همه جا را فراگرفته است پس از تاریکی شب استفاده کنید و هرکدام از شما که قدرت دارد دست مردی از اهلبیت مرا بگیرد و در این تاریکی متفرق شوید و به هر سو که میخواهید بروید . این مردم مرا میخواهند و اگر به من دست یابند با بقیه کاری نخواهند داشت. در این هنگام برادران فرزندان و برادرزادگان آن حضرت و فرزندان عبداللهبنجعفر همگی گفتند برای چه این کار را بکنیم؟ تا پس از تو زنده باشیم؟ خداوند هرگز آن روز را برای ما پیش نیاورد.نخستین کسی که این سخن را گفت عباسبنعلی ع بود و دیگران نیز از او پیروی کردند و گفتند به خدا قسم که هرگز این کار را نخواهیم کرد. جان و مال و اهل خود را فدایت میکنیم و همراه تو میجنگیم تاهرچه بر سر شما آید بر سر ما نیز همان بیاید؛ که زندگی پس از تو بدبختی است.در این میان یکی از یاران حضرت به نام سعیدبنعبدالله حنفی برخاست و عرض کرد به خدا ای پسر پیغمبر ما هرگز تو را رها نمیکنیم تا خداوند بداند که ما در غیاب پیامبرش از تو که فرزندش هستی محافظت کردیم و اگر بدانم که در راه تو کشته میشوم و سپس زنده میشوم و سوزانده میشوم سپس ذرات وجودم را به باد میدهند و هفتاد بار با من چنین میشود از تو جدا نمیشوم؛ تا آنکه در رکاب تو کشته شوم. سپس زهیربنقین برخاست و گفت به خدا قسم حاضرم هزار مرتبه کشته شوم سپس زنده شوم و در عوض خدای متعال کشته شدن را از تو و جوانان اهلبیت تو برطرف کند. به این ترتیب همه یاران امام حسین ع با همین مضامین خطاب به حضرت سخن گفتند و اظهار ارادت و اخلاص نمودند. هیچیک از اصحاب حاضر نشدند حتی یک لحظه بعد از امام خود زنده بمانند آنچنانکه همگی آنان در شب عاشورا با خلوص اعلام کردند نفدیک بانفسنا واموالنا واهلنا ونقاتل معک حتی نرد موردک فقبح الله العیش بعدک؛ ما جان و مال و زن و فرزند خود را فدای تو میکنیم. در کنار تو و همراه تو تا رسیدن به مقام تو با دشمن میجنگیم. خداوند زندگی بدون تو را زشت گرداند و حیات بدون تو را هرگز برای ما نخواهد. واژهها از بیان اخلاص یاران سیدالشهدا … یاران و اصحاب امام حسین ع مشهود بود که نه تاریخ در تمام دوران خود همچون ایشان را یافته و نه جوهر عقل آدمی توانایی ادراک چنین شور و عشقی را دارد. تنها در ساحت عشق است که این جانفشانیها و فداکاریها معنا مییابد. چگونه میتوان در محضر وجود نورانی اباعبدالله ع بود و چنین شیفته و شیدای حق نبود؛ عشقبازی و اخلاصی که تنها در رکاب حسین ع قابل تحقق است. به راستی که کارزار عاشورا کارزار همۀ فضیلتها بر ضد همۀ رذیلتها بود. در این میان مقام اخلاص یکی از شرایط این سفر روحانی و ملکوتی به سوی مقام قرب و وصال به کمال عبودیت و بندگی بوده است. همچنانکه سید و سالار شهیدان ع هنگام حرکت از مکه به سوی کربلا خطبهای ایراد فرمود و در آن یکی از شرایط سفر خود را اخلاص برشمرده و فرمودند من کان باذلا فینا مهجته و موطنا علی لقا الله نفسه فلیرحل معنا ؛ هر کس خون خویش را در راه ما نثار میکند و خود را برای شهادت و دیدار خدا آماده کرده است با ما حرکت کند. در حقیقت حسینبنعلی ع با این گفتار خود همه همراهان را از عواقب این هجرت آگاه کرد تا فقط بندگان حقیقی و با اخلاص در راه خدا با او گام بردارند. ازاینرو هنگامی که امام در منزلگاه زباله خبر شهادت برادر رضاعیاش عبداللهبنیقطر و نیز خبر شهادت مسلم و هانی را شنید رو به سوی جماعت همراه فرمود بسم الله الرحمن الرحیم. اما بعد فقد اتانا خبر فضیع قتل مسلم بن عقیل و هانی بن عروه و عبدالله بن یقطر فمن احب منکم الانصراف فلینصرف لیس علیه منا ذمام؛ به نام خداوند بخشنده مهربان. اما بعد خبر ناگوار شهادت مسلمبنعقیل و هانیبنعروه و عبداللهبنیقطر به ما رسید. پس هر کس بخواهد میتواند برگردد و هیچ بیعتی از ما بر عهده او نیست. در این هنگام مردم از چپ و راست از اطراف امام پراکنده شدند و تنها کسانی که از مدینه با آن حضرت همراهی کردند و تعداد اندکی از کسانی که در ضمن سفر به ایشان پیوسته بودند باقی ماندند. امام حسین ع میدانست برخی از مردمان قبایل عربی که همراه ایشان آمده بودند گمان میکردند او به شهری میرود که مردمش بهطور یقین فرمانبردار او خواهند بود. حالآنکه امام نمیخواست کسی او را همراهی کند؛ مگر اینکه بداند به چه راهی میرود. او میدانست که اگر آنها از عاقبت کار باخبر شوند او را همراهی نمیکنند؛ مگر کسانی که قصد دارند جان خود را فدای او کنند و با او شهید شوند.بدینترتیب کسانی که انگیزههای غیر الهی داشتند و به طمع دنیا با حضرت همراه شده بودند و اخلاص نداشتند متفرق شدند و توفیق شهادت در رکاب حضرت سیدالشهدا
291 مطلب یافت شد
مسیر بندگی و عبودیت یاران سیدالشهدا(ع)
سیدالشهدا ع است. در جلسۀ اول عرض کردم تمام بزرگان دین ما و حتی بزرگان اهلسنت که وارد قضیۀ کربلا شدهاند خطبۀ شب عاشورای ابیعبدالله ع را نقل کردهاند. یک بخش از این خطبه دربارۀ اصحاب است فانی لا اعلم اصحابا اوفی و لا خیرا من اصحابی 3 من در تمام گذشته و آینده یارانی وفادارتر و بهتر از یاران … سیدالشهدا ع به فرمودۀ حضرت این بود که اهل معرفت و شناخت بودند و خدا را آنگونه که باید میشناختند. آنها از دو راه خدا را شناختند الف فهم آیات توحیدی قرآنیک راه فهم آیات توحیدی قرآن است که در حدود دوهزار آیه است؛ نمونهاش آیتالکرسی آیۀ 165سورۀ مبارکۀ بقره یا سورۀ توحید است. آنان عمق این آیات را درک کرده و یافته بودند. ب اندیشه و تفکر در آفرینشراه دوم آنها برای شناخت این بود که عمیقا در آفرینش تا روز عاشورا در حال اندیشه بودند ویتفکرون فی خلق السماوات والارض ربنا ما خلقت هذا باطلا ؛ 1 چون یتفکرون از نظر ادبیات عرب فعل مضارع است و فعل مضارع هم دلالت بر دوام و تداوم دارد یعنی یک فکر دائم. جالب است که آیۀ شریفه میفرماید یذکرون الله قیاما وقعودا وعلی جنوبهم در حال ایستاده نشسته و خوابیده قلبا به پروردگار توجه داشتند و در آفرینش او عمیقا اندیشه میکردند. اینها تا روز عاشورا مسافر راه باعظمت توحید بودند تا به وصال محبوب رسیدند. اینها خدا را کاملا میشناختند و در حوزۀ معرفتالله و معرفت به هستی خود را هم کاملا میشناختند و میدانستند که عبد و مملوک هستند. -ارادۀ مطلقۀ خدااینان میدیدند و حس میکردند که هیچچیزی در این عالم بهفرمان انسان در حرکت نیست؛ نه خورشید نه ماه نه ستارگان نه رشد گیاهان نه پرندگان نه موجودات دریا نه حرکت وضعی و انتقالی زمین و نه جریاناتی که در عالم خلقت وجود دارد. همچنین میدیدند که هیچ چرخی به ارادۀ آنها نمیچرخد حتی چرخ عمرشان نیز به ارادۀ آنها نمیچرخد. اگر چرخ عمر به ارادۀ انسان میچرخید وقتی انسان به 25سالگی میرسید چرخ را از حرکت میانداخت که 26 30 60 یا 70 ساله نشود. اینها میدیدند تمام چرخهایی که در عالم میگردد گردش آنها ذاتی نیست؛ یعنی این خورشید نیست که خودش را میچرخاند؛ این ستارگان نیستند که خودشان طلوع و غروب میکنند؛ این نباتات نیستند که خودشان در دل خاک دانۀ خودشان را میشکافند و از یک طرف به عمق زمین ریشه میدهند از یک طرف هم ساقۀ آنها در فضای عالم بالا میآید. همۀ این حرکتها محرک دارد؛ یعنی حرکتی نیست که ذاتی موجودات باشد. حرکت عقلا و طبیعتا محرک دارد؛ چون اگر محرک نداشته باشد اصلا به وجود نمیآید. یک دست باید بچرخاند که حرکت ایجاد بشود. نظامی میفرماید خبر داری که سیاحان افلاک***چرا گردند گرد مرکز خاکچه میخواهند ازین محمل کشیدن***چه میجویند ازین منزل بریدنچرا این ثابت است آن منقلب نام***که گفت این را بجنب آن را بیارامهمه هستند سرگردان چو پرگار***پدیدآرندۀ خود را طلبکارچهکسی اینها را میگرداند؟ اینها که خودشان را نمیگردانند چون حرکت بیمحرک اصلا معنی ندارد. هیچ دانشمندی در عالم از ایام بسیار قدیم و حدود چندهزار سال قبل از میلاد مسیح که علم فلسفه بناگذاری شده است نگفته حرکت بدون محرک است. این عقلی و قابل باور نیست. حرکت و متحرک محرک دارد و اصحاب امام این حقیقت را در ذات موجودات و حقیقت خودشان درک کرده بودند. -آزادی مطلق یا محدوداینان درک کرده بودند که ما هم محرک داریم و بهدنیاآمدن و ساختهشدن ما دست خودمان نبوده است. الآن هم که به دنیا آمدهایم گذشت عمر دست خودمان نیست. تحولات جسمی ما که طفل نوجوان جوان و پیر میشویم دست خودمان نیست. حیات و مرگ هم دست خودمان نیست. پس ما باید همۀ وجود خودمان را هزینۀ محرک خودمان بکنیم. بهعبارت فارسی پروردگار معبود ماست و ما عبد او هستیم. ما باید این عبودیت را ادامه بدهیم و این عبدبودن ما هم به پایان نمیرسد؛ یعنی ما هیچوقت در این عالم آزادی به معنای واقعی که از همهچیز رها باشیم بهدست نمیآوریم. ما نمیتوانیم یک روز بگوییم که ای خورشید ما دیگر در قید تو نیستیم؛ آزاد هستیم و به تو نیازی نداریم. ما تا نفس آخر به نور هوا و غذا نیاز داریم. وجود و ذات ما گدا و نیازمند است. ما استقلال و استغنایی نداریم و از امور هستی مرگ و گذشتن عمر هم آزادی نداریم. اگر فکر میکنیم آزاد هستیم این یک خیال شیطانی است و عقلی نیست. ما آزاد نیستیم خودشناسی و خداشناسی یاران … یاران ابیعبدالله ع یک رباعی علاالدوله سمنانی دارد که برایتان بخوانم. خودش هم سمنان دفن است. ایشان میگوید این ذوق و سماع ما مجازی نبود***وین وجد که حال ماست بازی نبودبا بیخبران بگو که ای بیخبران*** بیهوده سخن بدین درازی نبوداینکه امام ع میفرمایند من در اولین و آخرین نمونۀ وفا و خوبی مانند اینها را خبر و سراغ ندارم بیهوده سخن بدین درازی نبود ؛ یعنی باید تکتک اینها را شناخت که معرفتشان به خدا هستی و خودشان چه معرفت کاملی بوده و چقدر از تعلقات مادی در آزادی کامل به سر میبردند. از تعلقات آزاد بودند نه از عالم. -فقر ذاتی انسانما نمیتوانیم از این عالم آزاد بشویم و گدای جهان هستیم. خدا در قرآن میفرماید یا ایها الناس انتم الفقرا الی الله 5 اصلا خدا ذات ما را گدا خلق کرده و گل ما را به گدایی ریخته است. ما مثل خودش نیستیم که محتاج به چیزی نباشیم. ما به همهچیز محتاج هستیم. ما به مژه ابرو دهان و دندان محتاجیم. ما به روییدنیها محتاجیم. ما به ماه خورشید ستارگان و اقیانوسها محتاج هستیم. اینکه آفتاب بتابد بخار بلند شود بالا برود و به باران تبدیل شود باران ببارد و زمین را سیراب کند و کشت و باغ آباد شود. ما به ازدواج خوردن و نگاهکردن محتاج هستیم. کل وجود ما فقر و نیاز و گدایی است. -اشارۀ ابیعبدالله ع به فقر ذاتی انسانکسی در کوچه به ابیعبدالله ع رسید. من واقعا معنی این جمله را نمیفهمم؛ یعنی این جمله را که با ابیعبدالله ع مقایسه میکنم اصلا حالیام نمیشود و درک نمیکنم. روی منبر پیغمبر ص راست میگویم. وقتی به ابیعبدالله ع برخورد به حضرت عرض کرد کیف اصبحت 6 حالتان چطور است؟ کیف اصبحت یک اصطلاح عربی است. امام ع در جواب احوالپرسی این شخص حدود هفت مسئله را بیان کردند که حالا آنها بماند. آخر این هفت مسئله فرمودند فای فقیر افقر منی من گداترین گدایان و نیازمندترین نیازمندان عالم هستم. میدانید که سرمایهدار معنوی مانند ابیعبدالله ع در عالم نبوده و بعد از پیغمبر ص و امیرالمؤمنین ع کم بوده است. شخصیت او اینقدر پر و باعظمت است که اتفاق پیشآمده برای او برای هیچکس نیفتاده است. اتفاق هم این است که قبل از بهدنیاآمدنش از آدم ع تا پیغمبر ص برای او گریه کردهاند. از زمان پیغمبر ص تا حالا میلیونها نفر برای او گریه میکنند. چنین چیزی برای هیچکس اتفاق نیفتاده است. ارزشها و سرمایههای معنوی او اصلا قابل ارزیابی نیست حضرت با چه حالی در جواب آن مرد میفرمایند که فای فقیر افقر منی امام راست میگویند. امام معصوم صادق صدق و مصدق است. میفرمایند فای فقیر افقر منی من از تمام نیازمندان عالم نیازمندتر و از تمام گداهای عالم گداتر هستم. درک را ببینید که چگونه است احوال افراد بیدین در دنیا و آخرتاما عدهای در گذشته زندگی کرده و و زمان ما هم میکنند که با خیال باطل خود اصلا با خدا کاری نداشته و ندارند. خیال باطلی که میگوید وقتی خانه زن زندگی پول ماشین ریاست و صندلی دارم خدا را میخواهم چهکار؟ اصلا این بدن و روح و جان را چهکسی به تو داده است که خانه ماشین و غذا برایش تهیه کردهای؟ همهچیزت که به پروردگار وابسته است؛ پس من با خدا کاری ندارم یعنی چه؟ میگوید من با دین کاری ندارم. سعادت دنیا و آخرتت به دین گره خورده است؛ به دین کاری ندارم یعنی چه؟ عمق معنای به دین کاری ندارم این است من واقعا عاشق این هستم که در هفت طبقۀ جهنم بروم و تا ابد بمانم شما دربارۀ بیدینان در قرآن بخوانید. خدا میگوید اگر شخص بیدین در روز قیامت بخواهد غرامت بیدینیاش را به من خدا بدهد و بگوید من بهخاطر بیدینیام غرامت میدهم مرا ببخش؛ من نمیپذیرم. خدا میفرماید اگر اشخاص بیدین کل کرۀ زمین را از طلا پر کند البته این حرف خدا بر اساس ارزیابیهای انسانی است؛ چراکه آدمیزاد از زمان آدم تا حالا عاشق طلا بوده و طلا هم فلز گرانی است و مثله معه 7 و یک برابرش کنند یعنی دوتا کرۀ زمین پر از طلا به غرامت بیدینی خود و به من بپردازند که آنها را ببخشم ما تقبل منهم پذیرفته نمیشود. اولا کسی در قیامت حتی یکصدم گرم طلا ندارد که بدهد؛ چه برسد به اینکه کرۀ زمین را پر از طلا کند و یک برابر دیگرش را هم از طلا پر کند و غرامت یعنی سبب ضرر بپردازد و بگوید من در بیدینی ضرر کردهام و حالا برای جبران این ضرر دوتا کرۀ زمین طلا میدهم. خدا میفرماید پذیرفته نیست میگوید دین خدا ائمه و انبیا را برای چه میخواهم؟ من خودم علم و سرمایه و زندگی دارم. این خودمخودم گفتن اخلاق ابلیس است. ما نیازمند هستیم. توحید و بندگی در اصحاب سیدالشهدا
منزلت یاران و خاندان سیدالشهدا (ع)
اوج معرفت یاران و خاندان سیدالشهدا ع یکی از سؤالاتی که پیرامون واقعه کربلا وجود دارد علت کم بودن یاران و سربازان حضرت سیدالشهدا ع در برابر دشمنان … سیدالشهدا ع جزو این افراد بودند.آنان با استقامتی بینظیر درون و نفس خود را با آتش عشق امام حسین ع شعلهور کرده و تا روز قیامت شجاعت و رادمردی را به انسانهای آزاده آموختند.یکی از شهدای کربلا بیست سال قبل از شهادت سیدالشهدا ع به خانواده خود گفت به من الهام شده است که بیست سال بعد امام زمانم در بیابانهای نینوا به شهادت میرسد؛ میخواهم از شما دور شده و منتظر یاری رساندن به حضرت بمانم. او با وجود آنکه ثروت زیادی داشت به فرزندان خود گفت تمام ثروتم را به شما و همسرم واگذار میکنم؛ اگر دوست دارید به دیدارم بیایید من در بیابانهای نینوا هستم و میتوانید مرا آنجا ملاقات کنید. سپس بار سفر را به همراه وسائل ضروری بست و در منطقهای که حادثه کربلا رخ داد چادر زد. در این مدت فرزندان و اقوام نزدیک به ملاقات او میآمدند و از احوال او جویا میشدند. قبایل اطراف نیز به دیدار او میآمدند و اگر حاجتی داشت نیاز او را مرتفع میکردند. روزی یکی از افراد از او پرسید مگر تو خانه همسر و فرزند نداری؟ او گفت بله. آن فرد گفت پس چرا اینجا زندگی میکنی؟ او در پاسخ گفت به من خبر دادند روزی حضرت سیدالشهدا ع در اینجا شهید میشود؛ به اینجا آمدهام تا در رکاب ایشان کشته شوم. 8 از نظر عقلی زندگی کردن بیست ساله در بیابانهای خشک و بیآب و علف کار سخت و طاقتفرسایی است اما وقتی عشق به سیدالشهدا ع از درون شعلهور شد اعمال و کارهای غیرممکن را ممکن میسازد. او یاری کردن حق و حقیقت را از درون حس کرد و آن را باور نمود و در نهایت برای باور خود جانش را فدا کرد.یاران ابی عبدالله ع در قله افتخاریکی از مسائلی که عقول بشری را متحیر و سرگردان کرده است جانفشانی یاران … سیدالشهدا ع شب عاشورا را برای انجام عبادت الهی از دشمن مهلت گرفتند اصحاب خود را جمع نمود و در ضمن خطبهای غرا به آنان فرمود من بیعتم را از شما برداشتم؛ شما آزاد هستید از تاریکی شب استفاده کنید و به جاهای دور دست فرار کنید؛ آنان مرا میخواهند و با شما کاری ندارند. حتی حضرت دستور دادند شمعها و چراغها را خاموش کنند تا کسی برای فرار خجالت نکشد. 9 اما تک تک اصحاب وفاداری خود را به حضرت نشان داده و هرگز از یاری امام خویش دست برنداشتند؛ آنگاه که مسلم بن عوسجه 10 به حضرت عرض کرد اگر دشمن سلاحهای مرا از من بگیرد با سنگ به آنان حمله میکنم تا کشته شوم. 11 سپس سعید بن عبدالله حنفی 12 برخاست و به حضرت عرض کرد اگر مرا هفتاد مرتبه سوزانده و زنده کنند هرگز از یاری شما دست برنمیدارم. 13 آنان با ایمانی راسخ و استقامتی بینظیر به پرتوی از نور الهی تبدیل شدند که به کهکشان نور پروردگار حضرت سیدالشهدا ع پیوستند.معرفت رمز استقامت یاران
اوج معرفت یاران و خاندان سیّدالشهدا(ع)
یکی از سؤالاتی که پیرامون واقعه کربلا وجود دارد علت کم بودن یاران و سربازان حضرت سیدالشهدا ع در برابر دشمنان دین بود.
اوج معرفت یاران و خاندان سیّدالشهدا(ع)
یکی از سؤالاتی که پیرامون واقعه کربلا وجود دارد علت کم بودن یاران و سربازان حضرت سیدالشهدا ع در برابر دشمنان دین بود.
کتاب آیین اشک و عزا در سوگ سیدالشهدا(ع) از آثار ارزشمند انتشارات دارالعرفان
و خاندان سیدالشهدا ع " "اوج معرفت یاران … عزا دو بخش اصلی کتاب را تشکیل می دهند بطوریکه در بخش نخست عناوینی همچون؛ منزلت امام حسین ع الگوهای رفتاری و اخلاقی سیدالشهدا ع حقایقی توحیدی از امام حسین ع منزلت یاران … سیدالشهدا ع اثر استاد حسین انصاریان خدمت مخاطبان معرفی می شود.به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل مؤسسه علمی فرهنگی دارالعرفان این اثر 287 صفحه ای در دو عنوان اصلی و 10 بخش به ارائه بیش از 120 مطلب خواندنی پیرامون شخصیت نورانی حضرت اباعبدالله الحسین ع می پردازد. منزلت امام حسین ع و یاران
نگاهی به کتاب «آیین اشک و عزا در سوگ سیدالشهدا(ع)» اثر استاد حسین انصاریان
و خاندان سیدالشهدا ع اوج معرفت یاران … عزا دو بخش اصلی کتاب را تشکیل میدهند بطوریکه در بخش نخست عناوینی همچون؛ منزلت امام حسین ع الگوهای رفتاری و اخلاقی سیدالشهدا ع حقایقی توحیدی از امام حسین ع منزلت یاران … سیدالشهدا ع اثر استاد حسین انصاریان برای علاقهمندان معرفی شد. به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل مؤسسه علمی فرهنگی دارالعرفان همزمان با ایام سوگواری شهادت سید و سالار شهیدان حضرت اباعبداللهالحسین ع کتاب آیین اشک و عزا در سوگ سیدالشهدا ع اثر استاد حسین انصاریان برای آشنایی بیشتر مخاطبان معرفی شد. این اثر ۲۸۷ صفحهای در دو عنوان اصلی و ۱۰ بخش به ارائه بیش از ۱۲۰ مطلب خواندی پیرامون شخصیت نورانی حضرت اباعبدالله الحسین ع میپردازد. منزلت امام حسین ع و یاران
340 مقاله خواندنی با موضوع امام حسین(ع) در پایگاه عرفان منتشر شد
دارالعرفان محققان و پژوهشگران این مؤسسه فرهیخته همزمان با آغاز ماه محرم اقدام به انتشار 340 مقاله خواندنی با موضوع امام حسین ع عاشورا محرم اصحاب و یاران باوفای حضرت سیدالشهدا
نگاهی به اصحاب سیدالشهدا(ع)
وفاداری بینظیر یاران امام حسین ع شب عاشورا وجود مبارک حضرت سیدالشهدا ع دربارۀ یارانشان که حدود پنجاه نفر بودند اینگونه فرمودند فانی لا اعلم اصحابا … سیدالشهدا ع پیام اصحاب ابیعبدالله ع این است ای همکیشان ما که در زمانهای دیگر آمدهاید و الآن در این زمان هستید برنامۀ ما این بود قد غیر الطعن منهم کل جارحه چقدر عجیب است انواع اسلحهها بدن ما را قطعهقطعه کرد الا المکارم فی امن من الغیر اما این همه اسلحه ارزشهای ما را تغییر نداد. ما در دین ایمان عبادت و خدمت به خلق ثابت ماندیم. ارزشهای ما در دژ امنیت بودیم و هیچ دشمنی نتوانست هیچ تغییری در ارزشهای ما ایجاد کند. -ثابتقدمبودن در مسیر حقبهخاطر اینکه همۀ ارزشها را داشتند این ارزشها را ثابت نگه داشتند در مقابل همۀ خطرات ایستادند و خطر را رد کردند ابیعبدالله ع میفرمایند که من وفادارتر و بهتر از اینها را در عالم خبر و سراغ ندارم. اینها چقدر عجیب بودند اینها یک بار به دنیا آمدند. مرگ برای من است که بیاید و مرا ببرد بعد از چهلم و سال هم فراموش بشوم و چهار سال دیگر هم احدی در عالم نداند قبر من کجاست و من چه کسی بودم. این مرگ است؛ ولی اینها که هیچ جای سالمی برای بدنشان باقی نگذاشتند نمردهاند. هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق****ثبت است بر جریدۀ عالم دوام ما اینها اصحاب وجود مبارک ابیعبداللهالحسین ع هستند که در لحظهلحظه ساعتبهساعت روز و شب هفته و ماه و سال و عمرشان عالیترین درسها را برای آیندگان گذاشتند. کربلا یک کلاس بینظیر است که عالم فیلسوف حکیم عارف شاعر عابد زاهد نظامی انتظامی محصل جوان پیر مرد و زن میتواند هر نوع درسی را که متناسب با وجودش است از اصحاب ابیعبدالله ع و از اهلبیت ایشان بگیرد. ارزشهای اصحاب سیدالشهدا ع از منظر قرآنمن سعی میکنم اگر خدا لطف کند و توفیق بدهد که توفیق هم میدهد ارزشهای اصحاب را از متن قرآن یا روایات برایتان بیان کنم. امروز یک آیۀ قرآن برایتان میخوانم و چه آیۀ عجیبی است الف درجات بالای ایمانی یاران … سیدالشهدا ع حضرت سیدالشهدا ع میفرمایند فانی لا اعلم اصحابا اوفی و لا خیرا من اصحابی من وفادارتر و بهتر و نیکوکارتر از یارانم در این عالم خبر ندارم. مگر اینها که بودند؟ یعنی چه خصوصیت و ویژگی و خصلتهایی داشتند که ابیعبدالله ع میفرمایند من وفادارتر و بهتر از اینها را در عالم سراغ ندارم. -کتاب خواندنی عنصر شجاعت من اگر بخواهم همۀ خصوصیتهای این پنجاه نفر را بگویم چند سال طول میکشد در همین زمینه من خودم سه بار و هر بار هزار دورۀ هشت جلدی کتاب چاپ کردهام که نامش عنصر شجاعت است. این هشت جلد نوشتۀ یک فقیه عارف فیلسوف و دانشمند کمنظیر است که کتاب را هشتاد سال پیش نوشته و یک بار هم چاپ شده است. من از ترس اینکه این کتاب فراموش نشود کارهای علمیای روی آن کردم و در هشت جلد به چاپ رساندم که به نظرم از زمان کربلای اول ابیعبدالله ع تا الآن کتابی به این خوبی نوشته نشده است. بخش عمدهای از خصوصیات این پنجاه نفر در این هشت جلد آمده که خیلی خواندنی است آدم حوصلۀ عقلی میخواهد که بنشیند و این هشت جلد را بخواند و به دست بیاورد که اصحاب ابیعبدالله ع در چه مقامی از ایمان انسانیت کرامت و ارزشها بودند. واقعا باید از عقل و قلب مایه گذاشت. -ایمان بالا عزم راسخ و شجاعت بینظیریک خصوصیتشان این است که البته به نظر من در کنار این مسئله میلیونها رستم از پا درآمده زمینگیر و خاکنشین و خودباخته شدهاند و سرمایههای انسانیشان به باد رفت. اما این پنجاه نفر در برابر انواع خطرات زمان خطرات بنیامیه خطرات مال و شهوات و مقامات مادی قرار گرفتند. نه تشویقها و نه وحشت تهدیدها نه جاذبههای مال و نه جاذبههای شهوات امیال و مقامات کمترین اثری در آنها نکرد و در دین و ایمانشان و پایبندیشان به توحید نبوت امامت و تمام ارزشهای انسانی ماندگار شدند. شیعه واقعی در کلام امام باقر ع شما باید تاریخ بنیامیه را بخوانید که چه هزینههای سنگینی برای دزدیدن مردم کردند تا مردم را از خدا بدزدند و موفق هم شدند. با پول شهوات تشویقها و تهدیدها شیرینکردن کامها و بساط لذت میلیونمیلیون انسان را طی صد سال دزدیدند. بنیعباس هم طی ششصد سال مردم را دزدیدند. شما الآن دومیلیارد مسلمان در دنیا میبینید اما مسلمان اموی و عباسی نه مسلمان پیغمبر ص نه مسلمان قرآن و نه مسلمان امیرالمؤمنین ع امام صادق ع و امام باقر ع ؛ یعنی اینها دزدیده شدهاند. بنیامیه و قبل از آنها دینی ساختند و به مردم تحمیل کردند مردم هم با تهدید تطمیع و لذتگرایی قبول کردند. این دومیلیارد نفر را نمیتوان گفت که مسلمان اسلام خدا هستند. امام باقر ع میفرمایند مسلمان اسلام خدا شیعیان واقعی ما هستند که به برنامههای قرآن و ما عمل میکنند. انما شیعه جعفر من عف بطنه 5 شیعۀ اهلبیت علیهمالسلام کسی است که شکمش را از حرام حفظ میکند. شیعه واقعی با هیچ حرامی آشتی نیست؛ نه با ربا نه با غصب نه با مال دزدی و تجاوز و نه با خوردن ارث خواهر و برادر که قرآن میگوید وتاکلون التراث اکلا لما . 6 شیعۀ واقعی شکمش پاک است. و فرجه شیعۀ واقعی شهوتش پاک است با زنا سروکار ندارد و با گناهان دیگر غریزۀ جنسی هم کاری ندارد. قرآن میگوید الا علی ازواجهم او ما ملکت ایمانهم 7 زن و شوهر غریزۀ جنسیشان را به حلال هزینه میکنند اما با حرام نه؛ شیعۀ ما با حرام سروکار ندارد.حضرت در ادامه میفرمایند و عمل لخالقه شیعۀ ما عملۀ خداست. کارفرمای شیعۀ ما پروردگار است. اوست که به شیعه کار میگوید؛ نماز روزه حج امربهمعروف نهیازمنکر درست رفتارکردن و کسب حلال. و خاف عقابه شیعۀ ما واقعا از جهنم میترسد. و رجا ثوابه شیعۀ ما به پاداش خدا امید واقعی دارد.این شیعۀ ائمۀ طاهرین علیهمالسلام است؛ یعنی یک انسان پاک و درستکار که مانند اصحاب ابیعبدالله ع هیچ خطری را قبول نمیکند؛ گرچه خطر از عسل شیرینتر باشد و از تلخی فرار نمیکند حتی اگر مقابل دشمن قطعهقطعه شود. پیام یاران
ارزش انسان از منظر دین
سیدالشهدا ع اما این 72 نفر بعد از پیغمبر ص تا روز حادثۀ عاشورا در برابر خطرات و حوادث بنیانکن معنویات پابرجا و ثابت ماندند. بهقول امیرالمؤمنین ع اینها چون کوه بودند که لاتحرکه العواصف 2 طوفانها و بادها به اینها ضربهای نزد و آنها را از جا نکند. هیچوقت باد و طوفان کوه دماوند را شکست نمیدهد. سلسله جبال هیمالیا میلیاردها سال است که سرپاست. میلیاردها سال است که طوفان و باد زلزله و بارانهای سیلآسا آمده ولی این کوه همچنان ایستاده است. کلام امیرالمؤمنین ع این است المؤمن کالجبل الراسخ مؤمن واقعی مانند کوه سرپاست که لاتحرکه العواصف بادها طوفانها بارانها برفها و زلزلهها اثری در ایستادگی کوه ندارد. اینها چیزی نیست که زورش به کوههای عالم برسد. شخصیت ویژۀ یاران … سیدالشهدا ع اواخر عمر پیغمبر اکرم ص را دیده بودند؛ البته تعداد اینها کم است. گروهی از آنها حدود 36 سال از روزگار امیرالمؤمنین ع را درک کرده بودند. گروهی هم جوانانی بودند که ده سال در ایام حضرت مجتبی ع و ده سال پایان عمر ابیعبدالله ع را حضور داشتند. بعد از رحلت پیغمبر ص حوادث بسیار سنگین خطرزایی برای دین ایمان عقاید پاک و اخلاق و عمل پیش آمد که بسیاری از مردم ایمان اخلاق عقاید و عمل صالحشان را به خطرات و دشمنان باختند. بهعبارت سادهتر این سرمایههای عظیم معنوی که آیات قرآن آنها را سبب سعادت دنیا و آخرت مردم میداند به قیمت خیلی کم فروختند. قرآن میفرماید فما ربحت تجارتهم وما کانوا مهتدین 1 این معامله و تجارت نهتنها سودی نکرد بلکه اینها را به راه درستی هم وارد نکرد. اینها با این معاملۀ خطرناک همهچیز خود را به باد دادند. ثبات قدم یاران
گزارش تصویری/ عزاداری هفتمین روز شهادت امام حسین(ع) در کربلا
به گزارش خبرگزاری اهلبیت ع ـ ابنا ـ همزمان با فرارسیدن هفتمین روز شهادت حضرت سیدالشهدا ع و یاران باوفای ایشان مراسم عزاداری و سوگواری با حضور
نگاهی به منشورات عاشورایی نشر دارالعرفان
عزا دو بخش اصلی کتاب را تشکیل میدهند بطوریکه در بخش نخست عناوینی همچون؛ منزلت امام حسین ع الگوهای رفتاری و اخلاقی سیدالشهدا ع حقایقی توحیدی از امام حسین ع منزلت یاران … کرد.به گزارش روابط عمومی و اموربین الملل مؤسسه علمی فرهنگی دارالعرفان مرکز نشر دارالعرفان در آستانه فرا رسیدن ایام سوگواری شهادت حضرت سیدالشهدا ع و یاران … سیدالشهدا ع یک شب و روز عاشورا مجموعه مقالات اخلاق و معنویت در حماسه حسینی و مجموعه مقالات حماسه حسینی 2 از جمله این عناوین منتخب میباشد. 1 سیدالشهدا ع تجلی عبودیتاستاد حسین انصاریان در کتاب سیدالشهدا ع تجلی عبودیت در چهار فصل و ۴۰۰ صفحه مطالب نابی را از ابعاد متفاوت قیام امام حسین ع و واقعه کربلا بیان میکند این کتاب شامل فصلهایی از جمله حقیقت و چیستی عبودیت تجلی شاخصههای فردی عبودیت در شخصیت سیدالشهدا ع تجلی شاخصههای اجتماعی عبودیت در قیام حسینی و سیدالشهدا ع تجلی مقام ربوبیت و حریت است.همچنین در بخش پایانی کتاب فهرست آیات؛ فهرست روایات؛ فهرست انبیا معصومین و اشخاص؛ فهرست اماکن؛ فهرست ادیان مذاهب قبایل و فرق؛ فهرست کتابها؛ فهرست اشعار و فهرست کتابنامه را در اختیار مخاطبان قرار داده است. 2 آیین اشک و عزا در سوگ سیدالشهدا ع در این اثر 287 صفحهای استاد حسین انصاریان در دو عنوان اصلی و 10 بخش به ارائه بیش از 120 مطلب خواندنی پیرامون شخصیت نورانی حضرت اباعبدالله الحسین ع میپردازد. منزلت امام حسین ع و یاران
نگاهی به منشورات عاشورایی نشر دارالعرفان
عزا دو بخش اصلی کتاب را تشکیل میدهند بطوریکه در بخش نخست عناوینی همچون؛ منزلت امام حسین ع الگوهای رفتاری و اخلاقی سیدالشهدا ع حقایقی توحیدی از امام حسین ع منزلت یاران … کرد.به گزارش روابط عمومی و اموربین الملل مؤسسه علمی فرهنگی دارالعرفان مرکز نشر دارالعرفان در آستانه فرا رسیدن ایام سوگواری شهادت حضرت سیدالشهدا ع و یاران … سیدالشهدا ع یک شب و روز عاشورا مجموعه مقالات اخلاق و معنویت در حماسه حسینی و مجموعه مقالات حماسه حسینی 2 از جمله این عناوین منتخب میباشد. 1 سیدالشهدا ع تجلی عبودیتاستاد حسین انصاریان در کتاب سیدالشهدا ع تجلی عبودیت در چهار فصل و ۴۰۰ صفحه مطالب نابی را از ابعاد متفاوت قیام امام حسین ع و واقعه کربلا بیان میکند این کتاب شامل فصلهایی از جمله حقیقت و چیستی عبودیت تجلی شاخصههای فردی عبودیت در شخصیت سیدالشهدا ع تجلی شاخصههای اجتماعی عبودیت در قیام حسینی و سیدالشهدا ع تجلی مقام ربوبیت و حریت است.همچنین در بخش پایانی کتاب فهرست آیات؛ فهرست روایات؛ فهرست انبیا معصومین و اشخاص؛ فهرست اماکن؛ فهرست ادیان مذاهب قبایل و فرق؛ فهرست کتابها؛ فهرست اشعار و فهرست کتابنامه را در اختیار مخاطبان قرار داده است. 2 آیین اشک و عزا در سوگ سیدالشهدا ع در این اثر 287 صفحهای استاد حسین انصاریان در دو عنوان اصلی و 10 بخش به ارائه بیش از 120 مطلب خواندنی پیرامون شخصیت نورانی حضرت اباعبدالله الحسین ع میپردازد. منزلت امام حسین ع و یاران
هويت مکتبي
ع و امام حسن علیهما السلام است. برای او امام علیه السلام تجسم تمام ایده های عالی دنیا و آخرت است تمام آرزوی او متدین شدن و امامش و درآمدن به رنگ اوست.- آزادی و آزادگی انسان ها از تعلقاتیکی از لطایف و ظرایف یاران جبهه حق این بود که متناسب با حمله و یورش و تهاجم فرهنگی دشمن به او پاسخ می دادند حتی گاهی وزن ادبی پاسخ هم وزن ادبیات دشمن بود؛ مثلا در جنگ با مشرکان پیامبر اکرم دیدند که دشمن بت هبل را در دست گرفته و برای تضعیف روحیه رزمندگان می گویند آعل هبل آعل هبل.. پیامبر اکرم فرمود شما هم بگویید الله علی و اجل در صحنه کربلا هم وقتی عمر سعد عمروبن قرظه را دید به او گفت خانه ات را در کوفه ویران می کنم - چه خیال خامی و چه جهالتی و چه توهمی نسبت به عاشورائیان- عمرو در جواب او و برای این که بگوید نه تنها خانه بلکه جانم را در ططبق اخلاص نهاده و به پیشگاه مولا آمده ام می سراید قدعلمت کتیبه النصارانی ساحمی حوزه الذماری ضرب غلام غیر نکس شاری دون حسین ع مجتی وداری. سپاه انصار دانسته اند که من از آنچه باید محافظت کنم محافظت میکنم با حمله و ضربات یک جوانمرد پیشتاز فدای حسین ع باد هم خون جگر و هم خانه ام البته در بعضی تواریخ هم آمده که عمروبن قرظه در مجلس ملاقات امام حسین ع علیه السلام با عمر سعد شرکت داشته و شنیده است که وی در پاسخ دعوت امام برای یاری می گوید عبیدالله ابن زیاد خانه ام را خراب می کند و عمروابن قرظه برای تعویض به عمر سعد و به رخ کشیدن ضعف نفسانی او این اشعار را مترنم می شود. از سوی نوشته اند بعضی یاران امام حسین ع علیه السلام در پاسخ به سپاه کفر که می گفتند خانه هایتان را به آتش می کشیم نشانی خانه خود را به تیر می بستند و به سوی دشمن پرتاب می کردند. این چند مورد از رجز خوانی ها که بیانگر روحیه فداکاری و غرق در معشوق شدن اصحاب حسین ع ع است قطره ای است از دریای بیکران اعتقاد توحیدی و حمایت از ولایت و دفاع از حریم اسلام و قران.- یزیدیان بی رجزهیچ رجزی در واقعه عاشورا از سوی لشکر یزید به ثبت نرسیده است و این خود نشان دهنده بی هویتی و ضعف شخصیت و بی تکیه گاهی یزیدیان بوده است که هدف مشخص و متعالی برای جنگیدن نداشته اند الا تطمیع و تهدید هیات حاکمه یا سفلگی و عقده های شخصی که آن هم نیازی به بیان ندارد. البته کلماتی از زبان باز ماندگان و جنگجویان یزیدی ثبت شده است ولی سخنان پراکنده است و به عنوان رجز ادا نشده. اما یاران سیدالشهدا
پروانگان شمع وجود سیدالشهدا (ع)
حسین ع و یارانش فاصله گرفتند از درون تهی شده و حیات معنوی آنان به پایان میرسد؛ اما کسانی که از این مکتب درس عشق و مردانگی آموختند تا روز قیامت بر حیات معنوی خود استمرار دارند و اگر روزی درس عشق را به فراموشی بسپارند تمام درهای رحمت الهی به رویشان بسته میشود. یاران حضرت سیدالشهدا … ع نیز از این مکتب درسهای زیادی آموختند و آن را در واقعه عاشورا نشان دادند چنان ساقی نمود از باده مستش اگر دستم ز دستم رفت غم نیست بزن تیری به چشم نازنینم که داد از فرط مستی هر دو دستش سرم را میدهم کز دست کم نیست که غیر از دوست چیزی را نبینم یاران امام حسین ع در این مکتب چنان تربیت شدند که فقط دوست داشتند در کنار حضرت باشند ولو آنکه در این راه سختیهای فراوانی دیده و دستها چشمها و دیگر اعضا را از دست دهند. آنان همچون پروانهای دور شمع وجودی حضرت سیدالشهدا
اصحاب سیدالشهدا (ع) مشتاقان واقعی پروردگار
حضرت سیدالشهدا ع نیز از این مکتب درسهای زیادی آموختند و آن را در واقعه عاشورا نشان دادند یاران امام حسین ع در این مکتب چنان تربیت شدند … سیدالشهدا ع در شان آن شهدای والامقام میفرماید لا یجدون الم مس الحدید. 1 در نمونههای دنیایی نیز این حقیقت روشن است که وقتی افرادی مشتاق انجام عملی و یا دیدار محبوبی هستند مشکلات و سختیهایی که بر سر راه آنان قرار میگیرد را متوجه نمیشوند. سرما گرما سختی راه و آنچه در حال عادی موجب آزار و اذیت انسان است را در حال شوق احساس نمیکنند تا آن عمل را انجام دهند و یا به لقای محبوب خود نائل آیند.مشتاق حقیقی بهره و نصیبی از لذت قرب الهی را برده و نور جمال حق به قلب او تابیده و مرتبهای از مراتب قرب را یافته و طالب کمال آن است.پروانگان شمع وجود سیدالشهدا ع شواهد تاریخی به خوبی این حقیقت را نشان میدهد کسانی که از مکتب پاک و الهی حضرت امام حسین ع و یارانش فاصله گرفتند از درون تهی شده و حیات معنوی آنان به پایان میرسد؛ اما کسانی که از این مکتب درس عشق و مردانگی آموختند تا روز قیامت بر حیات معنوی خود استمرار دارند و اگر روزی درس عشق را به فراموشی بسپارند تمام درهای رحمت الهی به رویشان بسته میشود. یاران
مبارزه سیدالشهدا(ع)
مبارزه سیدالشهدا ع و یاران با وفای ایشان در حقیقت عمل به وظیفه اسلامی و تکلیف خدایی در مقابل ترویج بدعتها و انحرافات و زدودن حقایق دین بود و
دهه دوم محرم؛ مردم خوی میزبان استاد انصاریان میباشند
فرهنگی دارالعرفان استاد انصاریان که پیش از این در دهه اول محرم در حسینیه هدایت تهران به ذکر فضائل اهل بیت ع و مسایل اخلاقی پیرامون سیدالشهدا ع و یاران
انتظار 20 ساله براي ياري سالار شهیدان(ع)
بدون تردید یاران و اصحاب حضرت سیدالشهدا ع جزو این افراد بودند.آنان با استقامتی بینظیر درون و نفس خود را با آتش عشق امام حسین ع شعلهور کرده و … سیدالشهدا ع به خانواده خود گفت به من الهام شده است که بیست سال بعد امام زمانم در بیابانهای نینوا به شهادت میرسد؛ میخواهم از شما دور شده و منتظر یاری رساندن به حضرت بمانم. او با وجود آنکه ثروت زیادی داشت به فرزندان خود گفت تمام ثروتم را به شما و همسرم واگذار میکنم؛ اگر دوست دارید به دیدارم بیایید من در بیابانهای نینوا هستم و میتوانید مرا آنجا ملاقات کنید. سپس بار سفر را به همراه وسائل ضروری بست و در منطقهای که حادثه کربلا رخ داد چادر زد. در این مدت فرزندان و اقوام نزدیک به ملاقات او میآمدند و از احوال او جویا میشدند. قبایل اطراف نیز به دیدار او میآمدند و اگر حاجتی داشت نیاز او را مرتفع میکردند. روزی یکی از افراد از او پرسید مگر تو خانه همسر و فرزند نداری؟ او گفت بله. آن فرد گفت پس چرا اینجا زندگی میکنی؟ او در پاسخ گفت به من خبر دادند روزی حضرت سیدالشهدا ع در اینجا شهید میشود؛ به اینجا آمدهام تا در رکاب ایشان کشته شوم. 1 از نظر عقلی زندگی کردن بیست ساله در بیابانهای خشک و بیآب و علف کار سخت و طاقتفرسایی است اما وقتی عشق به سیدالشهدا ع از درون شعلهور شد اعمال و کارهای غیرممکن را ممکن میسازد. او یاری کردن حق و حقیقت را از درون حس کرد و آن را باور نمود و در نهایت برای باور خود جانش را فدا کرد.یاران ابی عبدالله ع در قله افتخاریکی از مسائلی که عقول بشری را متحیر و سرگردان کرده است جانفشانی یاران … سیدالشهدا ع شب عاشورا را برای انجام عبادت الهی از دشمن مهلت گرفتند اصحاب خود را جمع نمود و در ضمن خطبهای غرا به آنان فرمود من بیعتم را از شما برداشتم؛ شما آزاد هستید از تاریکی شب استفاده کنید و به جاهای دور دست فرار کنید؛ آنان مرا میخواهند و با شما کاری ندارند. حتی حضرت دستور دادند شمعها و چراغها را خاموش کنند تا کسی برای فرار خجالت نکشد. 2 اما تک تک اصحاب وفاداری خود را به حضرت نشان داده و هرگز از یاری امام خویش دست برنداشتند؛ آنگاه که مسلم بن عوسجه 3 به حضرت عرض کرد اگر دشمن سلاحهای مرا از من بگیرد با سنگ به آنان حمله میکنم تا کشته شوم. 4 سپس سعید بن عبدالله حنفی 5 برخاست و به حضرت عرض کرد اگر مرا هفتاد مرتبه سوزانده و زنده کنند هرگز از یاری شما دست برنمیدارم. 6 آنان با ایمانی راسخ و استقامتی بینظیر به پرتوی از نور الهی تبدیل شدند که به کهکشان نور پروردگار حضرت سیدالشهدا ع پیوستند.معرفت رمز استقامت یاران
جهاد سیدالشهدا(ع) در کلام امام عصر(عج)
جاهدتم فی سبیله اشهد انکم جاهدتم فی سبیل الله الذابون عن توحید الله ؛این نکته قابل ذکر است که همۀ این اوصاف در زیارتنامهها برای حضرت سیدالشهدا ع و یاران … ایشان فروزانتر و فراگیرتر میشود.در میان اوصاف و خصایص نامبرده از امام حسین ع و یاران بینظیرش در زیارتنامهها نسبت به موضوع جهاد تاکید بسیار زیادی شده است. همچنانکه این تعابیر در زیارتنامههای مختلف حضرت سیدالشهدا … سیدالشهدا ع را ترسیم میکند. 1 چنانکه سبب هجرت و جهاد حسینبنعلی ع در کلام نورانی حضرت بقیهالله عج چنین بیان شده است حتی اذا الجور مد باعه و اسفر الظلم قناعه و دعا الغی اتباعه و انت فی حرم جدک قاطن و للظالمین مباین جلیس البیت و المحراب معتزل عن اللذات و الشهوات تنکر المنکر بقلبک و لسانک علی حسب طاقتک و امکانک ثم اقتضاک العلم للانکار و لزمک الزمک ان تجاهد الفجار فسرت فی اولادک و اهالیک و شیعتک و موالیک و صدعت بالحق و البینه و دعوت الی الله بالحکمه و الموعظه الحسنه و امرت باقامه الحدود و الطاعه للمعبود و نهیت عن الخبآئث و الطغیان و واجهوک بالظلم و العدوان فجاهدتهم بعد الایعاز لهم الایعاد الیهم و تاکید الحجه علیهم؛ تا آنکه جور و ستم دست تعدی دراز نمود و ظلم و سرکشی نقاب از چهره برکشید و ضلالت و گمراهی پیروان خویش را فرا خواند با آنکه تو در حرم جدت ساکن بودی و از ستمکاران فاصله گرفته بودی و ملازم منزل و محراب عبادت بوده و از لذتها و شهوات دنیوی کنارهگیر بودی و برحسب طاقت و توانت منکر را با قلب و زبانت انکار مینمودی. پس از آن علم و دانشت اقتضای انکار آشکار نمود و بر تو لازم گشت لازم نمود با بدکاران رویاروی جهاد کنی. بنابراین در میان فرزندان و خانوادهات و پیروان و دوستانت روانه شدی و حق و برهان را آشکار نمودی و با حکمت و پند و اندرز نیکو مردم را به سوی خدا فرا خواندی و به برپاداری حدود الهی و طاعت معبود امر نمودی و از پلیدیها و سرکشی نهی فرمودی. در این فرازهای نورانی به بخشی از علل قیام حضرت اباعبدالله ع در روز عاشورا اشاره میشود ثم اقتضاک العلم للانکار و لزمک ان تجاهد الفجار فسرت فی اولادک و اهالیک و شیعتک و موالیک...؛ علم به شرایط موجود تو را واداشت تا پرچم مخالفت برداشته و با مخالفان کارزار کنی. پس با فرزندان و خاندان و پیروان و دوستان به راه افتادی و با حکمت و پند و اندرزهای نیکو به سوی خداوند فرا خواندی و به برپا داشتن حدود و فرمانبری از معبود امر نمودی و از پلیدی و سرکشی بازداشتی و با ظلم و ستم مقابله کردی. با توجه به این جملات از زیارت ناحیه درمییابیم که امام حسین ع چارهای جز جهاد با دشمن نداشت تا بدینوسیله دین خدا و سنت رسول خدا ص را زنده کند و درخت در حال خشکیدن اسلام را دوباره احیا و آبیاری نماید. ازاینرو به همراه خانواده خود و گروهی از شیعیان و دوستداران به سوی سرزمین کربلا هجرت و سپس جهاد کرد.با چنین انگیزه و اراده الهی هم کشتن و هم کشته شدن حیات و پیروزی است. جهاد و شهادت آزادمردان همیشه با بذل جان و ایثار و نثار خون همراه است و در مقابل ثمره آن بیداری مردم و احیای حق خواهد بود. چنین جهادی جهاد اصغر پس از تحقق جهاد اکبر با نفس معامله با خداست؛ معبودی که مشتری جانها و اموال مؤمنان باشد و به پیکارگران در راهش نوید بهشت میدهد حال چه بکشند و چه کشته شوند. 2 این امر همان فرهنگ احدی الحسنین است که قرآن کریم آن را تعلیم میدهد. وجود نورانی حضرت سیدالشهدا ع و یاران
English