رسول خدا ص شکافتید و چه خونی از او ریختند و چه پردگیان عصمت او را از پرده بیرون افکندید امری وقیع و داهیه عجیب بجا آوردید که نزدیکست آسمانها از آن بشکافد و زمین پاره شود و کوهها پاره گردد و اینکار قبیح و ناستوده شما زمین را گرفت آیا تعجب کردید که از آثار این کارها از آسمان خون بارید؟ آنچه در آخرت بر شما ظاهر خواهد گردید از آثار آن عظیمتر و رسواتر خواهد بود پس بدین مهلت که یافتید خوشدل و مغرور نباشید چه خداوند به مکافات عجلت نکند و بیم ندارد که هنگام انتقام بگذرد و خداوند در کمینگاه گناهکاران است.راوی گفت پس آن مخدره ساکت گردید و من نگریستم که مردم کوفه از استماع این کلمات در حیرت شده بودند و گریستند و دستها به دندان میگزیدند.و پیرمردی را همی دیدم که اشگ چشمش بر روی و مو میدوید و میگفت اذا عد نسل لایخیب ولایخزی *** کهولهم خیرالکهول و نسلهمو به روایت صاحب احتجاج در این وقت حضرت علی بن الحسین علیه السلام فرمود ای عمه خاموشی اختیار فرما و باقی را از ماضی اعتبار گیر و حمد خدای را که تو عالمی میباشی که معلم ندیدی و دانائی باشی که رنج دبستان نکشیدی و میدانی که بعد از مصیبت جزع کردن سودی نمیکند و به گریه و ناله آنکه از دنیا رفته باز نخواهد گشت. و از برای فاطمه دختر امام حسین علیه السلام و ام کلثوم نیز دو خطبه نقل شده لکن مقام را گنجایش نقل نیست.سید بن طاوس بعد از نقل آن خطبه فرموده که مردم صداها به صیحه و نوحه بلند کردند و زنان گیسوها پریشان نمودند و خاک بر سر ریختند و چهرهها بخراشیدند و طپانچهها بر صورت زدند و ندبه بویل و ثبور آغاز کردند و مردان ریشهای خود را همی کندند و چندان بگریستند که هیچگاه دیده نشد که زنان و مردان چنین گریه کرده باشند.پس حضرت سید سجاد علیه السلام اشارت فرمود مردم را که خاموش شوید و شروع فرمود به خطبه خواندن پس ستایش کرد خداوند یکتا را و درود فرستاد محمد مصطفی صلی الله علیه و آله را پس از آن فرمود که ایهاالناس هر که مرا شناسد شناسد و هرکس نشناسد بداند که منم علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب علیه السلام منم پسر آنکس که او را در کنار فرات ذبح کردند بی آنکه از او خونی طلب داشته باشند منم پسر آنکه هتک حرمت او نمودند و مالش را به غارت بردند و عیالش را اسیر کردند منم فرزند آنکه او را به قتل صبر کشتند و همین فخر مرا کافی است. ای مردم سوگند میدهم شما را به خدا آیا فراموش کردید شما که نامهها به پدر من نوشتید چون مسئلت شما را اجابت کرد از در خدیعت بیرون شدید آیا یاد نمیآورید که با پدرم عهد و پیمان بستید و دست بیعت فرا دادید آنگاه او را کشتید و مخذول داشتید پس هلاکت باد شما را برای آنچه برای خود به آخرت فرستادید چه زشت است رایی که برای خود پسندیدید با کدام چشم به سوی رسول خدا ص نظر خواهید کرد گاهی که بفرماید شماها را که کشتید عترت مرا و هتک کردید حرمت مرا و نیستید شما از امت من.چون سید سجاد علیه السلام سخن بدینجا آورد صدای گریه از هر ناحیه و جانبی بلند شد بعضی را میگفتند هلاک شدید و ندانستید دیگر باره حضرت آغاز سخن کرد و فرمود خدا رحمت کند مردی را که قبول کند نصیحت مرا و حفظ کند وصیت مرا در راه خدا و رسول خدا و اهلبیت او چه ما را با رسول خدا ص متابعتی شایسته و اقتدائی نیکو است.مردمان همگی عرض کردند که یابن رسول الله ما همگی پذیرای فرمان توئیم و نگاهبان عهد و پیمان و مطیع امر توئیم و هرگز از تو روی نتابیم و بهرچه امر فرمائی تقدیم خدمت نمائیم و حرب کنیم با هر که ساخته حرب تست و از در صلح بیرون شویم با هر که با تو در طریق صلح و سازش است تا گاهی که یزید را ماخوذ داریم و خونخواهی کنیم از آنانکه با تو ظلم کردند و بر ما ستم نمودند. حضرت فرمود هیهات هیهات ای غداران حیلت اندوز که جز خدعه و مکر خصلتی بدست نکردید دیگر من فریب شماها را نمیخورم مگر باز اراده کردهاید که با من روا دارید آنچه با پدران من بجا آورید حاشا و کلا بخدا قسم هنوز جراحاتی که از شهادت پدرم در جگر و دل ما ظاهر گشته بهبودی پیدا نکرده چه آنکه دیروز بود که پدرم با اهلبیت شهید گشت و هنوز مصائب
276 مطلب یافت شد
ورود اهلبيت اطهار عليه السلام به كوفه و ذكر خبر مسلم حصاص
رسول خدا ص شکافتید و چه خونی از او ریختند و چه پردگیان عصمت او را از پرده بیرون افکندید امری وقیع و داهیه عجیب بجا آوردید که نزدیکست آسمانها از آن بشکافد و زمین پاره شود و کوهها پاره گردد و اینکار قبیح و ناستوده شما زمین را گرفت آیا تعجب کردید که از آثار این کارها از آسمان خون بارید؟ آنچه در آخرت بر شما ظاهر خواهد گردید از آثار آن عظیمتر و رسواتر خواهد بود پس بدین مهلت که یافتید خوشدل و مغرور نباشید چه خداوند به مکافات عجلت نکند و بیم ندارد که هنگام انتقام بگذرد و خداوند در کمینگاه گناهکاران است.راوی گفت پس آن مخدره ساکت گردید و من نگریستم که مردم کوفه از استماع این کلمات در حیرت شده بودند و گریستند و دستها به دندان میگزیدند.و پیرمردی را همی دیدم که اشگ چشمش بر روی و مو میدوید و میگفت اذا عد نسل لایخیب ولایخزی کهولهم خیرالکهول و نسلهم و به روایت صاحب احتجاج در این وقت حضرت علی بن الحسین علیه السلام فرمود ای عمه خاموشی اختیار فرما و باقی را از ماضی اعتبار گیر و حمد خدای را که تو عالمی میباشی که معلم ندیدی و دانائی باشی که رنج دبستان نکشیدی و میدانی که بعد از مصیبت جزع کردن سودی نمیکند و به گریه و ناله آنکه از دنیا رفته باز نخواهد گشت. و از برای فاطمه دختر امام حسین علیه السلام و ام کلثوم نیز دو خطبه نقل شده لکن مقام را گنجایش نقل نیست.سید بن طاوس بعد از نقل آن خطبه فرموده که مردم صداها به صیحه و نوحه بلند کردند و زنان گیسوها پریشان نمودند و خاک بر سر ریختند و چهرهها بخراشیدند و طپانچهها بر صورت زدند و ندبه بویل و ثبور آغاز کردند و مردان ریشهای خود را همی کندند و چندان بگریستند که هیچگاه دیده نشد که زنان و مردان چنین گریه کرده باشند.پس حضرت سید سجاد علیه السلام اشارت فرمود مردم را که خاموش شوید و شروع فرمود به خطبه خواندن پس ستایش کرد خداوند یکتا را و درود فرستاد محمد مصطفی صلی الله علیه و آله را پس از آن فرمود که ایهاالناس هر که مرا شناسد شناسد و هرکس نشناسد بداند که منم علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب علیه السلام منم پسر آنکس که او را در کنار فرات ذبح کردند بی آنکه از او خونی طلب داشته باشند منم پسر آنکه هتک حرمت او نمودند و مالش را به غارت بردند و عیالش را اسیر کردند منم فرزند آنکه او را به قتل صبر کشتند و همین فخر مرا کافی است. ای مردم سوگند میدهم شما را به خدا آیا فراموش کردید شما که نامهها به پدر من نوشتید چون مسئلت شما را اجابت کرد از در خدیعت بیرون شدید آیا یاد نمیآورید که با پدرم عهد و پیمان بستید و دست بیعت فرا دادید آنگاه او را کشتید و مخذول داشتید پس هلاکت باد شما را برای آنچه برای خود به آخرت فرستادید چه زشت است رایی که برای خود پسندیدید با کدام چشم به سوی رسول خدا ص نظر خواهید کرد گاهی که بفرماید شماها را که کشتید عترت مرا و هتک کردید حرمت مرا و نیستید شما از امت من.چون سید سجاد علیه السلام سخن بدینجا آورد صدای گریه از هر ناحیه و جانبی بلند شد بعضی را میگفتند هلاک شدید و ندانستید دیگر باره حضرت آغاز سخن کرد و فرمود خدا رحمت کند مردی را که قبول کند نصیحت مرا و حفظ کند وصیت مرا در راه خدا و رسول خدا و اهلبیت او چه ما را با رسول خدا ص متابعتی شایسته و اقتدائی نیکو است.مردمان همگی عرض کردند که یابن رسول الله ما همگی پذیرای فرمان توئیم و نگاهبان عهد و پیمان و مطیع امر توئیم و هرگز از تو روی نتابیم و بهرچه امر فرمائی تقدیم خدمت نمائیم و حرب کنیم با هر که ساخته حرب تست و از در صلح بیرون شویم با هر که با تو در طریق صلح و سازش است تا گاهی که یزید را ماخوذ داریم و خونخواهی کنیم از آنانکه با تو ظلم کردند و بر ما ستم نمودند. حضرت فرمود هیهات هیهات ای غداران حیلت اندوز که جز خدعه و مکر خصلتی بدست نکردید دیگر من فریب شماها را نمیخورم مگر باز اراده کردهاید که با من روا دارید آنچه با پدران من بجا آورید حاشا و کلا بخدا قسم هنوز جراحاتی که از شهادت پدرم در جگر و دل ما ظاهر گشته بهبودی پیدا نکرده چه آنکه دیروز بود که پدرم با اهلبیت شهید گشت و هنوز مصائب
اشکی که اموات هم از آن بهره میبرند!
خدا علیهم السلام شده است. بحار الانوار ج 10 ص 103 باب 7 ذیل ح1 در مصائب خود بر مصائب حسین علیه السلام گریه کنیمطبیعت دنیا این گونه است که انسان ها ناگواری ها مصیبت ها و گرفتاری های بسیاری را تجربه می کنند و به واسطه ی آنها اندوهگین می شوند. یکی از آن مصیبت ها مصیبت هایی است که به واسطه ی از دست رفتن عزیزانمان بر ما عارض می شود. در این موقعیت های حساس انسان به تسلی نیاز دارد تا آرامش بخش روح و جان او باشد. یکی از بهترین تسلی بخش ها گریه بر مصائب مولایمان حسین بن علی علیه السلام و اهل بیت ایشان است. زیرا گریه ی بر مصائب حسین علیه السلام و آن اتفاقات ناگوار و عظمایی که بر آن جناب وارد شد از درد و رنج وارد شده ی بر ما می کاهد و ثانیا اگر به نیابت از اموات باشد برای او مفید خواهد بود و ثالثا انسان را از کفران نعمت باز داشته و موجب شکرگزاری او خواهد شد.جایگاه اشک بر امام حسین علیه السلامدر روایتی امام صادق علیه السلام می فرمایند کل الجزع و البکا مکروه سوی الجزع و البکا علی الحسین علیه السلام هر ناله و گریه ای مکروه است مگر ناله و گریه بر حسین علیه السلام. بحار الانوار ص 280 ح 9 باب 34 حضرت علی بن موسی الرضا می فرمایند پس گریه کنندگان باید بر کسی چون حسین گریه کنند چرا که گریه برای او گناهان بزرگ را فرو می ریزد.امیر المومنین می فرمایند هر چشمی در روز قیامت گریان است و هر چشمی در آن روز از شدت ترس بیدار است مگر چشمی که خداوند ان را اختصاص داده باشد به کرامت خود به آن نظر لطف کرده باشد و گریسته باشد بر مصائب و بی حرمتی هایی که به حسین و اهل بیت رسول … مصائب حسین علیه السلام است که هم تسلی بخش است و هم موجب رضای پروردگار می شود و هم اموات را در آن بهره ی فراوان است.در آیات زیادی از قرآن مجید از گریه سخن به میان آمده است که به نوعی بر انواع آن دلالت دارد. اشک هم می تواند به گونه ای باشد که اسباب رضایت پروردگار را فراهم آورد و هم موجبات خشم او را. و اما از بهترین اشک ها که رضا و رحمت خدا در آن است اشک بر مصائب حسین علیه السلام است که هم تسلی بخش است و هم موجب رضای پروردگار می شود و هم اموات را در آن بهره ی فراوان است.اقتضای طبیعت آدمی است که گاه می خندد و گاهی می گرید. در حقیقت خنده و گریه موهبت هایی هستند از جانب خداوند متعال که در وجود انسان ها به ودیعت گذاشته شده است لذا فرمود انه اضحک و ابکی و این که اوست که خنداند و گریاند. نجم 43 گریه هم می تواند سبب خشم خدا شود مانند گریه فرزندان یعقوب که از روی نیرنگ و فریب پدر بود و هم می تواند موجب رضای خدا و بالا رفتن درجه و رشد و کمال انسان باشد. آن گریستن هایی که برای خدا باشد و جنبه ی عبادی داشته باشد موجب تقرب به خدا و مشمول تفضل او خواهد شد و اگر برای دنیا و هواهای نفسانی و نافرمانی پروردگار باشد نتیجه ی آن مژوس خواهد بود. انواع اشک و گریه در قرآنوقتی به قرآن مراجعه می کنیم به آیات زیادی برخورد می کنیم که سخن از اشک و گریه به میان آمده است و از لابلای همین آیات است که انواع گریه و اشک بیان می شود. در قران از چهار نوع اشک و گریه نام برده شده است؛ 1 اشک و گریه ی شوق که تنزیل آیه در شان بعضی از کشیشان است که با شنیدن آیات قرآن اشک ریختند و گفتند پروردگارا ایمان آوردیم پس ما را از گواهان بنویس. مائده 83 2 اشک حسرت؛ مسلمانان شیفته ی پیامبر تا می شنیدند که امکانات برای رفتن به جبهه وجود ندارد گریه می کردند تفیض من الدمع حزنا الا یجدوا ما ینفقون توبه 92 3 اشک خوف؛ همین که آیات الهی برای اولیا تلاوت می شد گریه کنان به سجده می افتادند خروا سجدا و بکیا مریم 59 و نیز و یخرون للاذقان یبکون و یزیدهم خشوعا اسرا 109 4 اشک تصنعی و فریب کارانه؛ که در شان فرزندان یعقوب است که پس از انداختن یوسف در چاه شبانه آمدند نزد پدرشان در حالی که گریه می کردند. یوسف 16 اما برای گریه اقسام دیگری هم ذکر شده است که به اختصار بیان می شود گریه ی ترس و هراس گریه ی جلب ترحم گریه ی غم اندوه و تاسف گریه ی شوق و شادی گریه ی تقوا و تعالی گریه ی بر مصائب اولیای الهی گریه ی انتظار گریه ی فراق و گریه کتک خورده و آسیب دیده. اسرار اشک محمد ابراهیم سراج ص 24 گریه هم می تواند سبب خشم خدا شود مانند گریه فرزندان یعقوب که از روی نیرنگ و فریب پدر بود و هم می تواند موجب رضای خدا و بالا رفتن درجه و رشد و کمال انسان باشد. آن گریستن هایی که برای خدا باشد و جنبه ی عبادی داشته باشد موجب تقرب به خدا و مشمول تفضل او خواهد شد و اگر برای دنیا و هواهای نفسانی و نافرمانی پروردگار باشد نتیجه ی آن خواهد بود.بالاترین اشک هابالاترین گریستن ها گریستنی است که دل را به محبت خدا نورانی کند و از غیر محبت خدا تهی نماید تا مظهر صفات جمال و جلال الهی گردد؛ که این نحو گریه از گریه از خوف خدا و ترس از عقوبت گناه مقامش بالاتر است. البکا للحسین محمد حسن طباطبایی میرجهانی ص 39 یکی از مصادیق این اشک ها و گریستن ها گریه و اشک بر اهل بیت پیامبر است.اشک بر حسین و اهل بیت علیهم السلام موجب تقرب و تعالی انسان به سوی خدا می شود زیرا که خدای متعال محبت ایشان را محبت خود و مزد رسالت پیغمبر صلی الله و علیه وآله را مودت ایشان قرار داده پس محبت خدا منوط به محبت ایشان است و نشانه ی محبت ایشان قبول ولایت و در شادی آنها شاد بودن و در مصائب ایشان محزون بودن است که آن افضل از تمام عبادات است. اشک بر مصائب اهل بیت از آن جمله اشک هایی است که انسان به دنبال آن یک شادی و شعف درونی ای را حس می کند که فقط در این نوع گریستن قابل تجربه است.امیر المومنین می فرمایند هر چشمی در روز قیامت گریان است و هر چشمی در آن روز از شدت ترس بیدار است مگر چشمی که خداوند ان را اختصاص داده باشد به کرامت خود به آن نظر لطف کرده باشد و گریسته باشد بر مصائب و بی حرمتی هایی که به حسین و اهل بیت رسول
اثرات جبرانناپذیر شرک و بیدینی در زندگی بشر
خدا میگوید خون او را نریزید. اینقدر خون محترم است اگر هم نمیتوانید قاتل را ببخشید دیه بگیرید و تا جایی که ممکن است خون نریزید. این دین خداست احترام به مال مردم پیغمبر ص میفرمایند کسی که درهمی کمترین پول روزگار خودشان به ناحق از مال مردم را شب در خانهاش بیاورد تا زمانی که این درهم در خانهاش باشد خدا به اهل آن خانه نظر رحمت نخواهد کرد. به چه حقی پول مردم را میبری؟ تفاوت فکری شرک و دین خدا شرک میگوید برو و یقه کشورهای نفتدار را بگیر بگو غلط بیجا نکنید من میخواهم کشتیکشتی پر کنم و ببرم؛ میخواهم طلاهایتان و اورانیوم را ببرم. این خاصیت شرک است؛ اما خاصیت دین خدا نظم تربیت ادب دلسوزی رحم جوانمردی مروت وقار خیر و کمکرسانی است. کمکاری منابر در ترویج دین من نمیرسم زیاد تلویزیون ببینم و اگر فرصتی باشد یا یکوقت از کار خسته شوم اخبار میبینم و گاهی هم بهصورت گذرا یکربع یا دهدقیقه منبری را میبینم که بفهمم این منبر چطور منبری است؟ اساس و پایهاش دلایل مواد و مایههایش چیست؟ متاسفانه از خدا و دین کم صحبت میشود. اصلا دین از نظر خاصیتی با کفر و شرک مقایسه نمیشود. لذا منبرهای ما هم دیگر بیاثر شده است؛ چون بیشتر این منبرها به درد مردم نمیخورد. یک کمتری هست که خوب است؛ اما کم است و این چند منبر کم مایهدار برای 75میلیون کم است و دوایی نیست که همه را معالجه بکند. بیشتر آن هم تقریبا اگر خلاصهگیری کنیم دین نیست؛ بلکه یا قصه است یا تحلیلهای شخصی یا لفاظی یا جملهسازی بیمحتوا و انشاست. ابزار تبلیغ پیامبر ص برای دین خدا پیامبر ص با مردم زمان خودشان که روبهرو شده و مسئول ابلاغ دین خدا هستند دو وسیله برای ابلاغ دین در اختیار داشتند قرآن یک وسیله قرآن مجید است که پروردگار در سوره اسرا درباره قرآنش میفرماید ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم 10 این قرآن شما را به جادهای راهنمایی میکند که پابرجاترین و پرقوامترین جاده است؛ یعنی این قرآن دینی را به شما میدهد که این دین پابرجا و حق دین خدا و صراط مستقیم است. بعد میگوید ویبشر المؤمنین الذین یعملون الصالحات این قرآن به اهل ایمانی مژده میدهد که که هم قلبا مؤمن هستند و هم با اعضا و جوارح و بدن به دین عمل میکنند؛ یعنی نماز و روزه حج عیادت مریض امربهمعروف و نهیازمنکر دارند. همچنین به مؤمنینی بشارت میدهد که دارای عمل شایسته هستند. چهچیزی را بشارت میدهد؟ ان لهم اجرا کبیرا که پیش من از پاداش بزرگ برخوردارند. این یک ابزار کار تبلیغی پیغمبر ص که کل این ابزار هم علم عقل حکمت بصیرت دانش و حقیقت است. علم بیپایان رسول خدا ص یک ابزار هم آن علم بیپایانی بود که پروردگار عالم به ایشان عطا کرده و همهچیز را در کمال مطلوب میفهمیدند. علم حضرت کم نداشت که یکجایی را به آن دانا باشند و یکجایی را نباشند یکجایی را کم باشند و یکجایی را زیاد باشند. آن چراغ علم باطن خودشان روشنگر حقایق روشنگر آینده روشنگر ابدیت و روشنگر واقعیات ملکوتی بود. مصائب
عارفانه: مجموعه داستانهاي عرفان اسلامي اثراستاد حسين انصاريان (جلد5)
عواقب بد غیبت کردن دقت کردن به نقاط مثبت دیگران عبادت خالصانه نشانه های اهل ریا آثار منفی بیماری حسد حکمت بلاها و مصائب عزت نفس آثار و برکات ورع حلم و بردباری تواضع رسول خدا ص
آنچه در روز میلاد زینب(س) گذشت
ص از سفر بازمیگردد و طبق معمول اولین مکانی که وارد میشود منزل مقدس فاطمه س میباشد که او را ازمولود دخترش اطلاع میدهند. پیغمبر خوشحال و خندان است که برادرش جبرئیل بر او نازل میگردد و سلام خویش را به محضر رسول خدا ابراز میدارد یا رسول الله خداوند متعال میفرماید نام این مولودت را زینب بگذار. یا رسول الله بشنو مصائب … رسول خدا ص چنان دلبسته حسین است که هیچ مانع او نمیگردد شیدا و واله اوست. هر لحظهاش حسین بود هر لحظه که از او دور میشد بسیار میگریست. از هجر و دوری او بسیار آزرده و غمگین میگشت. مادرش فاطمه زهرا روزی در محضر رسول اکرم ص عرض کرد پدر عزیزم شگفت محبتی خارج از حد بین این خواهر و برادر است. طوری که زینب اگر ساعتی بوی حسین را استشمام ننماید جانش از تنش تهی میگردد. پیغمبر که به سخنان دختر گوش دل سپرده بود آه دردناکی کشید و درحالی که اشک بر رخسار مبارک او جاری گشته بود فرمود فاطمه جان نور دیدگانم این دخترک من به هزار گونه تعب و رنج و الم و درد دچار میگردد و به انواع مصائب
فلسفه شرور، عذابها و مصائب دنیائی از دیدگاه قرآن کریم
مصائب و ناملایماتی که متوجه جامعه میشود مانند قحطی گرانی طوفان زلزله وغیره همه به سبب گناهانی است که مردم مرتکب میشوند هر چند کیفر همۀ گناهان آنان نیست چرا که خداوند متعال بسیاری از گناهان را براساس رحمت و حکمت خود مورد عفو قرار میدهد وگرنه جنبندهای در زمین باقی نمیماند چنانچه میفرمایند ولو یؤاخذ الله الناس بما کسبوا ما ترک علی ظهرها من دابه؛ و اگر خداوند مردم را به کیفر همه گناهانی که مرتکب شدهاند مؤاخذه میکرد هیچ جنبندهای را بر پشت زمین باقی نمیگذاشت . 2 استاد اخلاق حوزههای علمیه بیان کرد قرآن کریم با صراحت اعلام میکند اگر انسان مرتکب معصیت و کارهای ناشایست نشود و در مسیر زندگی راه صحیح و صراط مستقیم حق را انتخاب نماید برکات الهی از آسمان و زمین او را فرا خواهند گرفت ولو ان اهل القری آمنوا واتقوا لفتحنا علیهم برکات من السما والارض ولکن کذبوا فاخذناهم بما کانوا یکسبون . 3 ایشان افزود اگر مردم شهرها ایمان آورده و تقوا پیشه میکردند قطعا برکاتی از آسمان و زمین بر آنان میگشودیم ولی آیات خدا را تکذیب کردند و به انکار حقایق برخاستند پس به کیفر دستاوردشان آنان را دچار مؤاخذه ساختیم.استاد انصاریان مصائب و ناکامیهایی را که به سبب کردار ناشایست انسان گریبانگیر او میشوند را به سه دسته مجازات تادیب و تطهیر تقسیم کرد و افزود درخصوص مجازات باید گفت از دیدگاه قرآن مجید مصائب و ناکامیهای افرادی که هیچ نقطه مثبتی در زندگی ندارند و حیات آنان سراسر فساد و تباهی است بخشی از کیفر اعمال آنان است این کیفر قراردادی و اعتباری نیست بلکه کیفر تکوینی است و نتیجه طبیعی کردار ناشایست گناهکار و مجرم است. مفسر و مترجم قرآن کریم گفت اقوام و ملتهای مختلفی در طول تاریخ دچار بلاهای گوناگونی چون زلزله طوفان و دیگر مصائب شدهاند که قرآن آن بلاها را نتیجه طبیعی گناهان آنان میداند. در سوره عنکبوت پس از نقل سرگذشت قوم نوح ابراهیم و لوط همچنین بیان مخالفت قوم عاد و ثمود و نیز مقابله فرعون و هامان و قارون با پیامبران الهی و امتناعشان از پذیرش دعوت آنان آمده است فکلا اخذنا بذنبه فمنهم من ارسلنا علیه حاصبا ومنهم من اخذته الصیحه ومنهم من خسفنا به الارض ومنهم من اغرقنا وما کان الله لیظلمهم ولکن کانوا انفسهم یظلمون؛ پس همه را به سبب گناهانشان مؤاخذه کردیم بر برخی از آنان طوفانی سخت که با خود ریگ و سنگ میآورد فرستادیم و بعضی را فریاد مرگبار به نابودی کشید و برخی را به زمین فرو بردیم و جمعی دیگر را در امواج دریا غرق کردیم خدا بر آن نبود که به آنان ستم کند ولی آنان بودند که بر خود ستم نمودند . 4 معظم له در خصوص تادیب بیان داشت فلسفه و حکمت بخشی از مصائب و ناکامیهای انسان تادیب و آگاهسازی او از خطر گناه و کجروی است پیامبر اسلام ص در این باره میفرماید ان البلا للظالم ادب؛ بلا برای ستمپیشه تنبیه است . 5 همچنین قرآن مجید نقش مشکلات زندگی را در آگاهسازی مردم به این صورت تبیین مینماید ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس لیذیقهم بعض الذی عملوا لعلهم یرجعون؛ بخاطر گناهانی که مردم مرتکب شدهاند در خشکی و دریا فساد پدیدار شده است تا کیفر بعضی از آنچه را انجام دادهاند به آنان بچشاند . 6 استاد اخلاق حوزههای علمیه در ادامه به تطهیر اشاره کرد و گفت حکمت بخشی دیگر از مصائب و بلاهائی که به انسان میرسد تطهیر انسان از گناه است کردار ناشایست معاصی و زشتیها جان انسان را آلوده میکند و آئینه روان را تیره میسازد. بلاها و گرفتاریهای زندگی یکی از عوامل پاکسازی زنگارها و آلودگیهای جان هستند چرا که روح انسان در آتش مصائب پاک و خالص میشود البته اگر انسان به این حقیقت توجه داشته باشد یعنی بلاها و مصائب را به عنوان پاکسازی وجودش ببیند و بپذیرد. از رسول
به خودتان رحم کنید!
شاید هیچ لذتی برای آنان بالاتر از نشستن در محضر رسول خدا ص و امیرمؤمنان ع و سایر ائمه ع نباشد.امیرمؤمنان ع میفرماید فارحموا نفوسکم فانکم قد جربتموها فی مصائب
اگرمعصومین اعمال مباح انجام نمیدادند، پس چرا پیامبر در غم فراق پسرشان اندهناک شدند؟
رسول خدا بسان سایر انسانها دارای عواطف و احساسات میباشد و با شنیدن خبری خوشحال میشود اما در اثر وقوع کاری ناخوشایند محزون شده و حتی گریه مینماید چرا که طبق یافتههای روانشناختی خنده و گریه باعث کاهش هیجانات روحی شده و انسان را سبک میکند. اگر این گونه مصائب موجب هیچ گونه تاثیر و عکسالعملی در پیامبر نشود جای تعجب است. در این گونه امور پیامبر محزون شده و حتی گریه کردهاند. از امام صادق ع روایت شده که چون ابراهیم از دنیا رحلت نمود آب از دیدگان رسول خدا ص
حضرت زهرا(س) نگران برگزار نشدن عزاداري بر فرزندش حسين(ع) است
رسول خدا ص به دختر خود حضرت فاطمه س از کشته شدن فرزندش حسین ع و مصائبی که بر او وارد میشود خبر دادند فاطمه س گریه شدیدی کرد و پرسید ای پدر جان این امر در چه زمانی واقع خواهد شد؟ رسول خدا ص فرمودند در زمانی که من و تو و علی ع از دنیا رفته باشیم. در اینجا گریهی حضرت فاطمه س شدت بیشتری گرفت و سؤال کرد ای پدر جان پس چه کسی بر او گریه خواهد کرد؟ و چه کسی به اقامه و برپا کردن عزا برای او پایبند و ملتزم خواهد شد؟رسول خدا ص فرمودند ای فاطمه به درستی که زنان امت من بر زنان اهل بیتم گریه خواهند کرد و مردان ایشان بر مردان اهل بیتم گریه میکنند و عزای حسین ع را هر ساله و نسلی پس از نسل دیگر تجدید خواهند کرد و آنگاه که قیامت فرا رسد تو برای زنان آنان شفاعت میکنی و من برای مردان آنان و هرکس از آنان که برای مصائب
عاشورا، محور سلوك
خاتم ص است آن هم نه قربانی کردن اسماعیل به صورت محترمانه بلکه اعظم مصائب مصیبت سیدالشهدا ع است به دست امتی که هر چه دارند به برکت رسول خاتم ص است آن هم تحت عنوان تبعیت از او و فرمان خدا … خدا رحمت کند استاد ما را میفرمودند دوستی داشتیم قبول میکرد محبت دنیا دارد و این چیز بدی است اما میگفت نمیتوانم از دنیا دست بکشم اما بعد از مرگ جوانش همه علاقههایش از بین رفت لذا میگفت از دنیا سیر شدم .امام سجاد ع میفرمایند خدایا نمیدانم باید تو را در مقابل سلامتی بیشتر شکر کنم یا در مقابل بیماری . چون مؤمن در سلامتی توفیق عبادت دارد و از آن بهرهمند میشود ولی در بیماری خداوند عبادتهایی برایش مینویسد که اصلا فکرش را نکرده بود.نکته دیگر اینکه خدای متعال با این بلاها نه تنها خطاها را تدارک میکند بلکه؛ آنها را تبدیل به حسنات میکند.2. انواع بلاها متناسب با ظرفیتهای مختلفبلاها گاهی کفارهاند که معمولا در افراد معمولی اینطور است. در روایات دارد که پای یکی از اصحاب در هنگام ورود پیامبر ص به چهارچوب در برخورد و به زمین افتاد حضرت آیه ما اصابکم من مصیبه فبما کسبت ایدیکم را تلاوت کردند طرف سؤال کرد مگر چکار کرده بودم؟ حضرت فرمودند چرا بسمالله نگفتی و با حالت غفلت از خدا وارد شدی؟در خواص اولیای خدا بلاها فقط ترفیع درجه است مثل بلایی که برای سیدالشهدا ع پیش آمد. البته این بلاها برای مؤمن رحمت و ابزار سیر و سلوک است ولی برای کافر تماما عقوبت است.ظرفیت بلاها نیز متفاوت است بعضی فقط صاحب بلا را نجات میدهد و بعضی برای صاحب بلا ضیافت است و عامل نجات برای دیگران بعضی نیز ظرفیت تهذیب تاریخی دارند. در کتاب شریف کافی نقل شده گاهی صبر مؤمن عامل نجات یک قوم میشود مثل تحمل یوسف ع در مقابل آن بلای بزرگ که نتیجه آن نجات یک قوم از گرسنگی و مرگ و بتپرستی شد .3 زمانی که حضرت در چاه بود جبرئیل آمد و گفت اینجا چه میکنی؟ فرمود برادران مرا انداختهاند. جبرئیل گفت میخواهی نجاتت دهم؟ یوسف فرمود تا خدا چه بخواهد. بعد هم میتوانست به مردم بگوید من برده نیستم پیغمبر زادهام مضاف بر اینکه جای یعقوب را میدانست و میتوانست برود ولی تحمل کرد.همینطور صبر مبلغان دین در بلاها در ترک معصیت و در انجام طاعات هم عامل رشد خودشان و هم عامل نجات یک ملت است یعنی انسان با صبر مجرای عنایت حضرت حق میشود.مهمترین وسیله سلوک بلای اولیای خدا مخصوصا اعظم بلاها و ابتلائات؛ یعنی ماجرای سیدالشهدا ع است که در حقیقت ابتلای رسولالله ص میباشد. این ابتلا اعظم وسایل سلوک به سمت خدای متعال و محور تهذیب همه جوامع و همه تاریخ است حتی انبیای اولوالعزم از این ابتلا بهرهمند شده رشد کردند. سیر و سلوک با بلای اولیای الهی سریعالوصولتر و دارای منازل مراحل و شرایط دیگری است.در روایتی ذیل آیه و فدیناه بذبح عظیم 4 آمده است؛ ابراهیم ع پس از آنکه فرزند خود اسماعیل را برای قربانی برد و آن امتحان عظیم الهی را با موفقیت از سر گذرانید و خدای متعال فرمود قد صدقت الرؤیا 5 عرضه داشت من دوست داشتم فرزندم را در راه تو قربانی کنم تا به ثواب اعظم مصائب برسم گویا سؤال حضرت این است که کجای کار را کم گذاشتهام که این توفیق از من سلب شد؟ خدای متعال فرمود ابراهیم خودت را بیشتر دوست داری یا پیامبر آخرالزمان را؟ حضرت فرمود پیامبر آخرالزمان را. فرمود فرزند پیامبر آخرالزمان را یعنی سیدالشهدا ع . بعد خدای متعال روضه سیدالشهدا ع را اینطور خواند که ابراهیم کدامیک از این دو سنگینتر است اینکه به امر ما فرزندت را در منی قربانی کنی یا اینکه فرزند پیامبر آخرالزمان را انسانهایی که مدعی هستند امت آن پیامبرند بین دو نهر آب مثل گوسفند سر ببرند؟6 گویا میفرمایند شما ظرف اعظم مصائب نبوده تحمل آن را ندارید اعظم مصائب از آن اعظم انسانها یعنی رسول … مصائب دست یابی باید مصیبت سیدالشهدا ع را درک کنی.با توجه به این دو محبتی که ابراهیم ع نسبت به رسول اکرم ص و سیدالشهدا ع داشتند زمینه درک مصیبت سیدالشهدا ع فراهم شد به خصوص که آدم مبتلا زودتر و بهتر ابتلا و مصیبت دیگران را میفهمد لذا شاید امتحان قربانی کردن اسماعیل مقدمه درک مصیبت سیدالشهدا ع بود.3. بلای امام حسین ع محور تهذیب تاریخواقعا عاشورا هنوز برای ما در پرده ابهام است. در زیارت ناحیه مقدسه حضرت امام زمان ع میفرماید اگر زمانه مرا به تاخیر انداخت و مقدرات از یاریات بازم داشت و نتوانستم در رکاب تو با دشمنانت بجنگم ولی از صبح تا شب برایت گریه میکنم و به جای اشک خون میگریم7.یا در زیارت عاشورا میخوانیم ای اباعبدالله حقیقتا این اندوه و مصیبت از ناحیه تو بر ما و بر همه اهل اسلام و آسمانها بر همه اهل آسمانها سنگین و بزرگ است.حتی در بارگاه قدس که جای ملال نیستسرهای قدسیان همه بر زانوی غم است.ماجرای سیدالشهدا ع جزو اسرار عالم است که چطور در دوره غربت اسلام و در شرایطی که جبهه مقابل احساس پیروزی مطلق میکرد و در کنار سر سیدالشهدا ع لعبت هاشم بالملک فلاخبر جا و لاوحی نزل8میگفت این وتر موتور تنها شده کار را تمام کرد و یک تاریخ را نجات داد به سخن دیگر جبهه باطل با یک نقشه عظیم آمده بود تا به اسلام تیر خلاص بزند ولی نبی اکرم برای چنین روزی سیدالشهدا ع را تربیت کردند یعنی؛ در مقابل اعظم مکائد شیطان اعظم عبادات اتفاق افتاد به طوری که از خود ابلیس گرفته که طبق بعضی از نقلها در وسط صحنه میدانداری میکرد تا تمام جنودش در کربلا حضور داشتند.9 ابلیس یکی از دعاهای مستجابش را برای کربلا گذاشته بود وقتی که حضرت در گودی قتلگاه بودند و تشنگی بر حضرت فشار میآورد به خدا
اشک بر حسین (ع) و ضمانت بهشت: روایاتی که جان را میلرزاند
مصائب او گریه کند بهشت برای اوست. حدیث ۵ گریه و گریاندن؛ بهشت و آمرزشامام صادق ع میفرمایند ... ما من احد قال فی الحسین ع شعرا فبکی و ابکی به الا اوجب الله له الجنه و غفر له 8 ترجمه هیچ کس نیست که در مصیبت حسین ع شعری بسراید و با آن خود بگرید و دیگران را بگریاند مگر آنکه خداوند بهشت را بر او واجب میگرداند و او را میآمرزد. حدیث ۶ اشک بر اهلبیت ع ؛ ثوابی بیحسابامام صادق ع میفرمایند لکل سر ثواب الا الدمعه فینا 9 ترجمه هر کار نیک و ارزشمندی ثوابی مشخص و اندازهدار دارد مگر قطره اشکی که برای ما اهلبیت ع ریخته شود که ثوابش بیحساب و بیانتهاست. حدیث ۷ شفاعت پیامبر ص و فاطمه س از عزاداران حسین ع رسول خدا … ای فاطمه هر چشمی در روز قیامت گریان است مگر چشمی که بر مصائب حسین ع گریه کرده باشد؛ که آن چشم خندان و شادمان به نعمتهای بهشت است 10 حدیث ۸ ماموریت ویژه ملائکه برای جمعآوری اشکهای حسین ع رسول خدا ص
شخصیت الهیِ ناشناختهٔ حضرت زهرا(س)
کلام آخر؛ گریههای رسول خدا ص در مصائب اهلبیت رسالتمیدانید امشب شب چه کسی است؟ شب پیغمبر ص است؛ در روایات ما دارد که شنبهها روز پیغمبر است.
تابش نور الهی بر قلب عشاق ابیعبدالله(ع)
ص میفرمایند جای این نور فقط در دل است. ان النور اذا وقع فی القلب انفسح له و انشرح 19 وقتی این نور وارد قلبتان شد قلب گستردگی عجیب و انشراح پیدا میکند. قالوا یا رسول الله فهل لذلک علامه یعرف بها نشانهای هم هست که ما بفهمیم نور وارد دل شده است؟ حضرت فرمودند که سه تا نشانه هست الف خالیشدن درون از خانه مغرورکننده التجافی عن دار الغرور درونتان از این خانه مغرورکننده فریبنده گولزن خالی میشود. آنگاه دیگر فریب نمیخوریم و به حلال خدا قانع هستیم. دنیای مادی دیگر هیچ کشش نامربوطی نسبت به شما ندارد. ب برگشت وجود بهسوی آخرت و الانابه الی دار الخلود روی وجودتان بهطرف آخرت برمیگردد. ج آمادهشدن برای ورود به قیامت آباد والتاهب لیوم النشور 20 برای ورود به قیامت آباد آماده میشوید. سختترین موانع در مسیر قمربنیهاشم ع پسر امالبنین تو با این چهار تا مانع چه کردی؟ تمام 33 سال زندگیات معجزه است موانعی که برای تو ساختند سختترین موانع بود؛ ولی تمام این موانع را بهآسانی از ریشه کندی و به موانع خندیدی. پسر امالبنین چهارساله بودی که نور توحید در قلبت جلوه تام داشت. پسر امالبنین مادرت سیزدهچهارده سال داشت که مادرش به او گفت فاطمه بیا تا موهایت را شانه کنم. امالبنین جلوی مادر نشستی. پدرت ابوحذام هم گفتوگوی تو و مادرت را از پشت در گوش میداد. همینجور که مادر در حال شانهکردن بود گفتی مادر دیشب خواب دیدم که در یک باغ گسترده نشستهام و شب چهاردهم ماه است. ماه خیلی زیبا بود و زیبایی خیرهکنندهای داشت. یکمرتبه دیدم ماه از جا حرکت کرد و بهطرف من میآید. ماه آمد و وارد این باغ شد. آنگاه در دامن من آمد. من از هیبت خواب از خواب پریدم پدر در را باز کرد و گفت دخترم عجب خوابی دیدهای نمیدانم به چه کسی شوهر میکنی؛ اما اولین بچهای که خدا به تو میدهد ماه شب چهارده است. پدرش زنده بود که عقیل آمد و گفت دخترت را برای امیرالمؤمنین ع میخواهم. ابوحذام تکان خورد و گفت عقیل نه من و نه زنم نه دخترم و نه کسوکار و هستیام یکذره لیاقت علی ع را نداریم. من چطوری دختر به شما بدهم؟ عقیل گفت برادرم علی ع گفته دختر تو را خواستگاری کنم. مرا رد نکن که جای خیلی خوبی است گفت عقیل میتوانم از دختر و مادر بپرسم؟ به خانمم بگویم حاضر هستی دخترت را به معدن کل کرامتها بدهی؟ به دخترم بگویم چه شوهری برایت آمده است عقیل گفت برو و بپرس. وقتی ابوحذام به خانم و دخترش گفت همسرش گفت در کل هستی دامادی مثل علی از کجا پیدا کنیم؟ بعد به دخترش گفت دخترم حاضر هستی به علی شوهر کنی؟ گفت نه من حاضر هستم که خاک کف پای علی باشم. بابا مرا حتما شوهر بده. من میخواهم کلفت بچههای زهرا س بشوم. دگر تا جهان است بزمی چنین نبیند به خود آسمان و زمینعجب پدری عجب مادری عجب دختری عجب بچههایی و عجب شوهری چقدر با ادب همان شب عروسی به امیرالمؤمنین ع گفت مرا در این خانه به اسم صدا نزن. تو میگویی فاطمه بچهها غصه میخورند. اثرات تابش نور الهی در صراط مستقیمبه صراط مستقیم رسیدی حالا وقت تابش نور است ان النور اذا وقع فی القلب انفسح له و انشرح . مگر از اولی که وارد این مجالس و مساجد شدید نشنیدید ان الحسین مصباح الهدی ؟ 21 حسین ع نور است اشهد انک کنت نورا فی الاصلاب الشامخه والارحام المطهره 22 این نور در قلب شما تابید و روشن شد. روشن هم میماند این روشنایی برای شما تا حالا چقدر کار کرده است؟ شماها چرا دنبال ماهوارهها نرفتید؟ شما چرا بیدین نشدید؟ دخترهای شما چرا بیحجاب نشدند؟ جوانها چرا بینماز نشدید؟ چون حسین ع نگذاشت. جوانها که هر روز اینجا ششساله هشتساله و دهساله زارزار گریه میکنید چه کسی گریه یاد شما داد؟ حسین ع شما را میگریاند. یا عبره کل مؤمن 23 این نور است که گریه نماز روزه خمس صدقه انفاق و کار خیر میشود. همین نور است که بعضی از شما را وادار کرده و در این گرانی و مشکلات به مستاجرهایتان گفتهاید نمیخواهد یک سال اجاره بدهی. به عشق ابیعبدالله ع این یک سال را به تو بخشیدم. بگذار یک نم از کرم حسین ع در ما هم باشد. این نور خیلی کار میکند که یک گوشهاش گریه بر ابیعبدالله ع است. حالا ببینید همین یک گوشه چهکار میکند رسول خدا ص داشتند وقت تولد ابیعبدالله ع از مصائب … رسول خدا ص فرمودند دخترم زمانی است که من تو پدرش علی و برادرش حسن در دنیا نیستیم. روایت میگوید گریه زهرا س شدیدتر شد و گفتند یعنی حسین من اینقدر غریب میماند و هیچکس را ندارد که برایش عزاداری کند؟این نور چهکار میکند حسین جان به خودت قسم تو را حس میکنیم و با تو آشنا هستیم. عاشق و نوکرت هستیم. عزادار هستیم و خاک کف پای غلام سیاه کربلایت. حسین جان با شوق و اشتیاق با عشق و افتخار داد میزنیم و میگوییم امیری حسین و نعم الامیر . 24 وقتی زهرا س گفتند آیا بچه من هیچکس را ندارد که بعد از کشتهشدنش برای او گریه کند نبی اکرم ص فرمودند یا فاطمه ان نسا امتی یبکون علی نسا اهل بیتی 25 زنان شیعه برای زینب سکینه و رقیه گریه میکنند. زن هستند و میفهمند سر زنان من چه آمده است و رجالهم یبکون علی رجال اهل بیتی گریه مردان آن زمان دائم است و بند نمیآید. یک سال و یک ماه نیست گریهشان تمام نمیشود و برای حسینت عباس اکبر قاسم و اصغر گریه میکنند. و یجددون العزا جیلا بعد جیل فی کل سنه هر سال محرم و صفر عزا برپاست. بهبه از خوشحالی چهکار بکنیم؟ بمیریم؟ فاذا کان القیامه تشفعین انت للنسا تو دست تمام زنهای گریهکننده بر حسینت را میگیری و شفاعت میکنی. و انا اشفع للرجال من هم مردها را شفاعت میکنم. و کل من بکی منهم علی مصاب الحسین اخذنا بیده و ادخلناه الجنه هر کسی برای مصیبتهای حسینم گریه کرده است من و تو دستش را میگیریم و به او میگوییم جای تو بهشت است. یا فاطمه کل عین باکیه یوم القیامه الا عین بکت علی مصاب الحسین دخترم تمام چشمها در روز قیامت گریه میکنند مگر چشمهایی که بر مصائب
حماسه سراي عاشورا
ص هر روز بر صحن و سرای بوستان علوی مرتضی ع می سود درست در پاکترین بیت خدا و پاکیزه ترین مامن ولا و در طلیعه فرخنده پنجمین روز از ماه جمادی الاول گل وجود زینب سر از گلشن رسالت برآورد. و این عبیر بهشت بود که نکهت جنان را بر شاخسار همیشه بهار ایمان و سرای عظیم ترین مرد قرآن می نشانید. گلشنی که قامت با صلابت امیر ایمان بر ساحت اقدسش می درخشید و عطر وجود فاطمه الزهرا از حریم الهی اش می تراوید. و زینب که خود از تبار پاکیها بود در پاکترین مهد خدا رویید و در دامن بهترین برگزیدگان او و اصحاب شریف کسا ع بالید. چون سه روز از ولادت عطیه بهشتی فاطمه می گذشت؛ رسول خدا که در سفر بود عزم مراجعت نموده و از سفر باز می گردد. و چون میوه معطر دامن زهرای اطهرش را می بیند ابتدا او را به آغوش کشیده و بر سینه جان گرامی می فشارد و آنگاه رخسار ملکوتی را به سیلاب روان شده از شط دیدگان می سپارد. چون فاطمه تاب بر نظاره چشمان اشک اندود پدر نمی آورد و به جستجوی علت می آید رسول ص در پاسخش چنین می فرماید که دخترم این کودک قرار است بعد از من و تو به مصائب … رسول خدا اسوه وفا دارای منزلتی عظیم و والا زینب یعنی دامنی از عطوفت خدا که گسترانیده شده بر حریم آل ا... . یعنی صاحب سجایای ستودنی و القاب نیکو و پر معنی مانند عالمه عامله زاهده فاضله فهیمه وحیده صدیقه الصغری نائبه الزهرا ملیکه النسا شریکه الشهدا و بسیار القاب شریف دیگر که هر یک خود شاهدی عینی بر زندگانی مشحون به رشادت و شجاعت این رشیده نینوا و نور دیده مرتضی ع می باشند. زیرا صابره محتسبه علی چون به چهارمین بهار رویش خود رسید مامن عطوفت دنیا رسول مهربانیها دامن از بوستان علی مرتضی کشانید. خزان عمر شریف رحمه للعالمین رسول پاک و امین بر لاله درون زینب داغی جگر سوز نشانید. هنوز شراره های این داغ بر جگرش بود که با سفاکی کفر طینتان در پرپر نمودن عزیزترین پاره جان روبه رو شد. رویا رو شدنی بسیار صعب و مشکل بود آن چنان که می توانست کمر کوه قامتان را به زبونی بفرساید. اما می بینیم که شانه های عقیله خردسال هاشمی تبار با همه این محنت روزگار کنار می آید و آنها را در کوره صبر جمیل ذوب می نماید و بر جان شیدا شده خود می نشاند. گرچه عالمه بی معلم زمان است اما خوشه چین خرمن نیک ترین آموزگاران بشریت و الگوهای فضایل انسانیت نیز هست. زیرا از همان روزهای نخست بعد از رحلت رسول خدا بوضوح می بیند که مادرش زهرا یکه و تنها ایستاده و از وصایت مصطفی ص بر ولایت مرتضی ع دفاع می کند. انگار روی سخن زهرا س با نوگل دامنش نیز بود که در این صحنه ها آهنین و آبدیده اش می نمود و بر صلابت و استواریش می افزود. زیرا زینب خردسال بعد از مادر باید جرعه نوش صبر جمیل از جام امیر صابران و مولای عاشقان شود. در ظلمتی 25 ساله که مولای شیعیان عزلت نشین جهل بی خردان شد زینب همگام و همدوش پدر مانند همان چاه صبوری اش بود. حتی این روزهای آخر رخسار زرد فام حیدر را در خضاب خون شده ازشکاف سر نیز دید و فقط آرام و در سکوت شمع جان از روزن دیده می رهانید. زیرا اگر پرده های طاقت خود می درانید ناله های سوزناکش چون سوهان بر طاقت حسنین می سایید. و اصلا در آیین حیدر هم چنین مرسوم نبود. و دیگر اینکه اینها تمام مصائب
استاد انصاریان: برای دو روز دنیا، آخرت ابدی را از دست ندهید/ در برابر فقر و مشکلات شرح صدر داشته باشید
خدا پیغمبر دین و عبادت میبریم و از سعادت دائمی و همیشگی جدا میشویم و در حقیقت برای دو روز دنیا آخرت ابدی را از دست میدهیم. با قرآن مجید زیان و ضرر بلاها و شر مصائب را برطرف کنیدبه گزارش روابط عمومی و امور بین الملل مؤسسه علمی فرهنگی دارالعرفان استاد حسین انصاریان در بقعه شیخ نوایی شهرستان خوی اظهارداشت انسان از زمانی که زندگی را شروع میکند تا لحظهای که از دنیا بیرون میرود در معرض انواع حوادث مصائب رنجها بلاها و سختیهاست خداوند مهربان برای اینکه انسان خودش را در برابر طوفان بلاها و مصائب و مشکلات نبازد ارزشهای وجودی خود را از دست ندهد دنیا و آخرتش را بر باد ندهد ساختمان عقل و فطرت و ایمانش را در معرض خرابی قرار ندهد یک طوفان شکن سر راه زندگیش قرار داده و نام این طوفان شکن را قرآن گذاشته است. هیچ کسی از هجوم این بلاها مصائب و مشکلات در امان نیست امان و پناهگاه قرآن است با قرآن مجید میتوانید زیان و ضرر بلاها و شر مصائب را برطرف کنید.محقق مفسر مترجم و پژوهشگر علوم و معارف قرآنی ادامه داد رسول خدا ص
حوادث آخرین روزهای پیامبر(ص)
رسول خدا زنده و مرده امام و پیشوای ماست. پس از آن مردم گروهگروه وارد حجره میشدند و بدون آنکه کسی به عنوان امام جماعت پیش روی آنان قرار گیرد بر پیکر رسول خدا ص نماز میخواندند و خارج میشدند.علی ع همچنین فرمود خداوند جان هیچ پیامبری را در جایی نمیگیرد مگر آنکه همان محل را برای دفن او میپسندد؛ بنابراین من رسول خدا ص را در همان حجرهای که در آن از دنیا رفت به خاک خواهم سپرد. مسلمانان این نظر را پذیرفتند.ابن هشام مینویسد نخست مردان سپس زنان و پس از آنان کودکان بر پیکر رسول خدا ص نماز گزاردند.ابن عبدالبر نیز در استیعاب مینویسد ابتدا علی ع عباس و بنیهاشم بر پیامبر ص نماز خواندند؛ سپس مهاجران پس از آنان انصار و در ادامه دیگر مردم گروهگروه و بدون امام جماعت نماز گزاردند. پس از مردان زنان و کودکان نیز بر پیکر آن حضرت نماز خواندند.آمادهسازی قبر پیامبر ص پس از پایان نمازها عباس بن عبدالمطلب کسی را نزد ابوعبیده بن جراح فرستاد. ابوعبیده برای مکیان قبر میکند و بنا بر رسم آنان قبر را به شیوه ضریح آماده میساخت.همزمان شخصی نیز به دنبال ابوطلحه زید بن سهل فرستاده شد که برای مردم مدینه قبر میکند و روش او ساخت لحد بود.عباس گفت خدایا خودت برای پیامبرت انتخاب کن. در نهایت ابوطلحه زید بن سهل حاضر شد و برای رسول خدا ص لحد حفر کرد.دفن پیکر رسول خدا ص امیرالمؤمنین علی ع عباس بن عبدالمطلب فضل بن عباس و اسامه بن زید وارد محل قبر شدند تا کار دفن پیامبر ص را انجام دهند.انصار از پشت خانه صدا زدند تو را به خدا و به حق امروز ما درباره رسول خدا سوگند میدهیم که یکی از ما را نیز وارد قبر رسول خدا کنی تا از افتخار شرکت در خاکسپاری آن حضرت بهرهمند شویم. علی ع فرمود اوس بن خولی وارد شود. اوس از جنگجویان بدر و از مردان بنیعوف خزرج بود. هنگامی که وارد شد علی ع به او دستور داد داخل قبر شود.امیرالمؤمنین ع پیکر رسول خدا ص را به دستان اوس سپرد تا آن را وارد قبر کند. پس از آنکه پیکر پیامبر ص در قبر قرار گرفت علی ع به اوس فرمود خارج شود.سپس خود امیرالمؤمنین ع وارد قبر شد صورت پیامبر ص را گشود و گونه مبارک آن حضرت را در سمت راست و رو به قبله بر زمین نهاد. سپس آجرها را قرار داد خاک بر قبر ریخت و قبر را به شکل مربع ساخت.در برخی روایات آمده است که قبر پیامبر ص حدود یک وجب و چهار انگشت از سطح زمین بلندتر بود.پیامبر ص چه زمانی به خاک سپرده شد؟درباره زمان دقیق دفن پیامبر اکرم ص همانند تاریخ رحلت ایشان گزارشهای متفاوتی وجود دارد.ظاهر عبارت شیخ مفید چنین است که دفن پیامبر ص در همان روز رحلت صورت گرفته است.ابن هشام روایت کرده است که پیامبر ص روز دوشنبه از دنیا رفت روز سهشنبه غسل داده شد و در شب چهارشنبه به خاک سپرده شد.ابن سعد نیز روایتی نزدیک به این مضمون نقل کرده است.در برخی گزارشها آمده است که پیامبر ص دوشنبه هنگام غروب رحلت کرد و شبانه به خاک سپرده شد و تنها نزدیکان آن حضرت عهدهدار کارهای مربوط به دفن بودند.در روایتی دیگر دفن آن حضرت در سحرگاه شب چهارشنبه ذکر شده است.گزارش دیگری میگوید پیامبر ص دوشنبه هنگام غروب از دنیا رفت و سهشنبه هنگام غروب به خاک سپرده شد. این نقل میتواند با گزارشی که میگوید پیکر پیامبر ص حدود یک شبانهروز پس از رحلت دفن شد سازگار باشد.روایت دیگری نیز رحلت را غروب دوشنبه و دفن را روز چهارشنبه ذکر کرده است. متن اصلی توضیح میدهد که این گزارش لزوما با دفن در شب چهارشنبه منافاتی ندارد؛ زیرا در کاربردهای تاریخی گاه واژه یوم و لیله در معنایی گستردهتر به کار میرفتهاند.علت غیبت بسیاری از مسلمانان از مراسم دفنشیخ مفید میگوید بسیاری از مردم به دلیل اختلافها و مشاجراتی که درباره خلافت میان مهاجران و انصار درگرفته بود در مراسم خاکسپاری رسول خدا ص حضور نداشتند و به همین سبب گروه زیادی از آنان موفق نشدند بر پیکر آن حضرت نماز بخوانند.ابن سعد در طبقات نقل کرده است که امیرالمؤمنین علی ع پس از دفن بر قبر پیامبر ص آب پاشید.ابن عبدالبر نیز در استیعاب مینویسد علی ع قبر رسول خدا ص را هموار کرد و بر آن آب ریخت.اندوه حضرت فاطمه زهرا س پس از دفن پیامبر ص در شماری از منابع نقل شده است که هنگامی که رسول خدا ص به خاک سپرده شد حضرت فاطمه زهرا س با اندوه فراوان فرمود چگونه دلهایتان اجازه داد که بر پیکر رسول خدا ص خاک بریزید؟ سپس مشتی از خاک قبر پدر بزرگوارش برداشت آن را بر دیدگان خود نهاد و این دو بیت را خواند ماذا علی من شم تربه احمدان لا یشم مدی الزمان غوالیاصبت علی مصائب
شهادت حضرت فاطمه ( عليها السلام)
رسول خدا صلی الله علیه و آله بود. 1 بیماری فاطمه علیها السلام روز بروز سختتر میشد فرزندان زهرا سلام الله علیها بخاطر مادرشان بشدت نگران بودند و دل پاک علی علیه السلام از اندوه فاطمه سلام الله علیها در خون نشسته بود.روز وفات زهرا علیها السلام وصایای خود را به علی علیه اسلام بیان فرمود و او بشدت گریست.فاطمه علیها السلام ضمن سفارش فرزندانش به علی علیه السلام فرمود یا علی مرا شبانه غسل بده کفن کن و به خاک بسپار آن هنگام که چشمها در خواب است.دوست ندارم کسانی که حقم را غصب کردند به تشییع جنازه من حاضر شوند و یا بر من نماز بخوانند. 2 هنگامی که وفات فاطمه سلام الله علیها نزدیک شد به سلمی 3 فرمود تا مقداری آب آورد. زهرا سلام الله علیها غسل کرد و بخوبی بدن خود را شستشو داد لباسهای نوی خود را خواست و آنها را پوشید; سپس از سلمی خواست تا رختخوابش را وسط حجره بگستراند آنگاه رو به قبله دراز کشید; دستها را زیر صورت نهاد و گفت من هم اکنون قبض روح خواهم شد. خود را پاکیزه کردهام کسی مرا برهنه نکند. 4 پس از وفات فاطمه علیها السلام حسن وحسین علیهما السلام وارد خانه شدند و سراغ مادرشان را گرفتند گفتند اکنون هنگام استراحت مادر ما نیست اسما 5 به آنانگفت عزیزانم مادرتان از دنیا رفت.حسن و حسین ع روی جنازه مادر افتادند و آن را میبوسیدند و گریه میکردند. حسن ع میگفت مادرجان با من سخن بگو. حسین ع میگفت مادر جان من حسین توام قبل از آنکه بخاطر غم فراقت روح از بدنم جدا شود با من سخن بگو.یتیمان زهرا سلام الله علیها به جانب مسجد شتافتند تا پدرشان را از مرگ غم انگیز مادر با خبر کنند. وقتی خبر وفات زهرا سلام الله علیها به علی ع رسید از شدت غم و اندوه بیتاب شد و فرمود ای دختر پیامبر ص تو تسلی بخش من بودی بعد از تو از که تسلیتبجویم. 6 صدای شیون یتیمان زهرا سلام الله علیها آوای جانسوز عزا بود که بگوش مردم مدینه رسید. عدهای ازخواص بنی هاشم به درون خانه رفتند مردم مدینه نیز بیرون خانه اجتماع کردند و در حالی که بشدت میگریستند منتظر بودند جنازه زهرا سلام الله علیها را از خانه بیرون آورند تا در تشییع جنازه شرکت کنند ناگاه ابوذر از خانه خارج شد و گفت پراکنده شوید چون تشییع جنازه به تاخیر افتاد. 7 شبانگاه علی علیه السلام پیکر پاک فاطمه سلام الله علیها را غسل داد. 8 در هنگام غسل وی اسما نیز با علی ع همکار داشت. 9 تنی چند از پاک مردان و رازداران اهل بیت چون سلمان فارسی مقداد ابوذر عمار و حذیفه عبدالله بن مسعود 10 عباس و عقیل همراه حسن و حسین و علی سلام الله علیها نماز گزاردند. 11 شبانه فاطمه سلام الله علیها رادفن کردند علی ع او را بخاک سپرد 12 و اجازه نداد تا ابوبکر بر جنازه او حاضر شود 13 علی علیه السلام جایگاه زهرا ع را با زمین یکسان ساخت تا مزارش شناخته نشود. 14 و به روایتی صورت چند قبر بنا کرد تا مزار واقعی مخفی بماند. 15 سخنان علی علیه السلام بر مزار زهراکلینی عالم و محدث معروف شیعی - متوفای 328 ه.ق - مینویسد پس از وفات فاطمه سلام الله علیها علی ع او را پنهان به خاک سپرد و جای قبرش را ناپدید کرد سپس برخاست روبه مزار رسول خدا ص کرد و گفت سلام بر تو یا رسول خدا ص از من و از دخترت که به دیدار تو آمده و اکنون در کنارت زیر خاک خفتهاست خداوند چنین خواسته که او زودتر از دیگران به تو ملحق شود.ای پیامبر خدا ص شکیبائیام از فراق محبوبهات بپایان رسیده و خویشتن داریم بخاطر جدایی سرور زنان عالم از دست رفته است. اما چه چاره جز آنکه طبق سنت تو بر مصائب
شهادت حضرت صدیقه کبری سلام الله علیها
رسول خدا صلی الله علیه و آله بود. 1 بیماری فاطمه علیها السلام روز بروز سخت تر می شد فرزندان زهرا سلام الله علیها بخاطر مادرشان بشدت نگران بودند و دل پاک علی علیه السلام از اندوه فاطمه سلام الله علیها در خون نشسته بود.روز جدایی زهرا علیها السلام وصایای خود را به علی علیه اسلام بیان فرمود و او بشدت گریست.فاطمه علیها السلام ضمن سفارش فرزندانش به علی علیه السلام فرمود یا علی مرا شبانه غسل بده کفن کن و به خاک بسپار آن هنگام که چشمها در خواب است.دوست ندارم کسانی که حقم را غصب کردند به تشییع جنازه من حاضر شوند و یا بر من نماز بخوانند. 2 هنگامی که شهادت فاطمه سلام الله علیها نزدیک شد به سلمی 3 فرمود تا مقداری آب آورد. زهرا سلام الله علیها غسل کرد و بخوبی بدن خود را شستشو داد لباسهای نوی خود را خواست و آنها را پوشید; سپس از سلمی خواست تا رختخوابش را وسط حجره بگستراند آنگاه رو به قبله دراز کشید; دستها را زیر صورت نهاد و گفت من هم اکنون قبض روح خواهم شد. خود را پاکیزه کرده ام کسی مرا برهنه نکند. 4 پس از شهادت فاطمه علیها السلام حسن وحسین علیهما السلام وارد خانه شدند و سراغ مادرشان را گرفتند گفتند اکنون هنگام استراحت مادر ما نیست اسما 5 به آنانگفت عزیزانم مادرتان از دنیا رفت.حسن و حسین ع روی جنازه مادر افتادند و آن را می بوسیدند و گریه می کردند. حسن ع می گفت مادرجان با من سخن بگو. حسین ع می گفت مادر جان من حسین توام قبل از آنکه بخاطر غم فراقت روح از بدنم جدا شود با من سخن بگو.یتیمان زهرا سلام الله علیها به جانب مسجد شتافتند تا پدرشان را از مرگ غم انگیز مادر با خبر کنند. وقتی خبر وفات زهرا سلام الله علیها به علی ع رسید از شدت غم و اندوه بیتاب شد و فرمود ای دختر پیامبر ص تو تسلی بخش من بودی بعد از تو از که تسلیت بجویم. 6 صدای شیون یتیمان زهرا سلام الله علیها آوای جانسوز عزا بود که بگوش مردم مدینه رسید. عده ای ازخواص بنی هاشم به درون خانه رفتند مردم مدینه نیز بیرون خانه اجتماع کردند و در حالی که بشدت می گریستند منتظر بودند جنازه زهرا سلام الله علیها را از خانه بیرون آورند تا در تشییع جنازه شرکت کنند ناگاه ابوذر از خانه خارج شد و گفت پراکنده شوید چون تشییع جنازه به تاخیر افتاد. 7 شبانگاه علی علیه السلام پیکر پاک فاطمه سلام الله علیها را غسل داد. 8 در هنگام غسل وی اسما نیز با علی ع همکار داشت. 9 تنی چند از پاک مردان و رازداران اهل بیت چون سلمان فارسی مقداد ابوذر عمار و حذیفه عبدالله بن مسعود 10 عباس و عقیل همراه حسن و حسین و علی سلام الله علیها نماز گزاردند. 11 شبانه فاطمه سلام الله علیها رادفن کردند علی ع او را بخاک سپرد 12 و اجازه نداد تا ابوبکر بر جنازه او حاضر شود 13 علی علیه السلام جایگاه زهرا سلام الله علیها را با زمین یکسان ساخت تا مزارش شناخته نشود. 14 و به روایتی صورت چند قبر بنا کرد تا مزار واقعی مخفی بماند. 15 سخنان علی علیه السلام بر مزار زهراکلینی عالم و محدث معروف شیعی - متوفای 328 ه.ق - می نویسد پس از شهادت فاطمه سلام الله علیها علی ع او را پنهان به خاک سپرد و جای قبرش را ناپدید کرد سپس برخاست روبه مزار رسول خدا ص کرد و گفت سلام بر تو یا رسول خدا ص از من و از دخترت که به دیدار تو آمده و اکنون در کنارت زیر خاک خفته است خداوند چنین خواسته که او زودتر از دیگران به تو ملحق شود.ای پیامبر خدا ص شکیبائی ام از فراق محبوبه ات بپایان رسیده و خویشتن داریم بخاطر جدایی سرور زنان عالم از دست رفته است. اما چه چاره جز آنکه طبق سنت تو بر مصائب
فرهنگ عزاداری در سیره پیشوایان
ص خطاب به آنها فرمود رحمت خدا بر شما باد به راستی مواسات و ایثار کردید. 12 از آن پس حتی تا به امروز رسم شده که زنهای مدینه وقتی میخواهند برای گذشتگان خود گریه کنند نخست به یاد حضرت حمزه ع گریه میکنند. 13 و در مورد شهادت جعفر طیار ع که در جنگ موته در سال هفتم هجرت رخ داد پیامبر ص در مدینه به خانه جعفر رفت بچهها و همسر او را نوازش داد و بسیار گریه کرد و در حالی که اشک از چشمانش سرازیر بود از خانه بیرون آمد و با حال غمبار به خانه فاطمه س وارد شد شنید گریه و نوحه فاطمه س برای جعفر ع بلند است پیامبر ص فرمود علی مثل جعفر فلتبک الباکیه؛ باید بر شخصیتی همانند جعفر هر بانوی گریه کننده بگرید. سپس فرمود برای خانواده و فرزندان جعفر غذا درست کنید و ببرید زیرا آنها امروز به عزاداری مشغول هستند. 14 پیامبر ص پسری به نام ابراهیم ع داشت که در سال هشتم هجرت چشم به جهان گشود و در سال دهم در حالی که کمتر از دو سال داشت از دنیا رفت مادرش ماریه قبطیه بود. پیامبر ص در مرگ ابراهیم گریه میکرد شخصی عرض کرد تو ما را از گریه نهی میکنی ولی خودت گریه میکنی؟ در پاسخ فرمود این گریه نیست بلکه علامت رحم و مهربانی است کسی که رحم نداشته باشد مشمول رحمت الهی نمیشود. پیامبر ص پیکر ابراهیم ع را به خاک سپرد چشمانش پر از اشک شد گریه سختی کرد ولی فرمود تدمع العین و یحزن القلب ولانقول ما یسخط الرب؛ چشم میگرید و قلب پر از اندوه میشود ولی چیزی که موجب خشم خدا شود نمیگوییم. 15 گریه و مرثیه حضرت علی علیه السلام و حضرت فاطمه سلام الله علیها وقتی که پیامبر ص رحلت کرد فاطمه زهرا س از اندوه فراق او و ظلم هایی که بر خاندانش شده بود شب و روز گریه میکرد و عزاداری مینمود و با اشعار جان سوزش دیگران را نیز به گریه و عزاداری فرا میخواند از گفتار و اشعار او در فراق پیامبر ص این بود ...پدر و مادرم به فدایت با مرگ تو چیزی قطع شد که با مرگ دیگران قطع نشد... اگر نه این بود که تو مرا امر به صبر فرمودهای و از بیتابی نهی کردهای آنقدر گریه میکردم که اشکهای مخزن چشمم تمام شود و این درد جانکاه همیشه برایم باقی و حزن و اندوهم همیشگی و دائمی میشد تازه اینها در برابر مصیبت فراق تو کم بود... 16 الموت لاوالد یبقی ولا ولداهذا السبیل الی ان لاتری احداهذا النبی و لم یخلد لامته لو خلد الله خلقا قبله خلداللموت فینا سهام غیر خاطئهمن فاته الیوم سهم لم یفته غدایعنی مرگ نه پدر و مادر باقی میگذارد و برنامه مرگ همچنان ادامه دارد تا همه بمیرند.گریه حضرت زهرا س در فراق پیامبر ص بسیار جان سوز بود در این مدت کوتاه بعد از پیامبر ص هرگز کسی او را خوشحال ندید در هر هفته دوبار دوشنبه و پنجشنبه کنار قبر شهیدان احد میرفت و در آنجا پس از نماز و دعا گریه و عزاداری میکرد.محمود بن لبید میگوید پس از رحلت رسول خدا ص فاطمه س را در کنار قبر شهیدان احد میدیدم او در کنار قبر حضرت حمزه ع توقف میکرد و به عزاداری میپرداخت در یکی از روزها به محضرش رفتم و گفتم ای سرور زنان سوگند به خدا از این سوز و گدازهای تو بندهای دلم پاره پاره شد. فرمود سزاوار است که گریه و عزاداری کنم چرا که برترین پدران رسول خدا ص را از دست دادهام آه چقدر مشتاق دیدارش هستم سپس این شعر را خواند اذا مات یوما میت قل ذکره و ذکر ابی مذ مات و الله اکثرهرگاه روزی شخصی مرد یادش کم میشود ولی سوگند به خدا از آن روز که پدرم رحلت کرده یاد او بیشتر شده است. 18 گاهی کنار قبر رسول خدا ص میآمد و با این اشعار جگر سوز سوگواری میکرد ماذا علی من شم تربه احمدان لا یشم مدی الزمان عوالیاصبت علی مصائب
English