دوری از سه چیز بر همه لازم استامام صادق علیه السلام فرمود سه چیز است که دوری جستن از آن ها بر هر کس لازم است نزدیک شدن به اشرار گفت و گو با زنان نامحرم با احتمال آسیب و همنشینی با اهل بدعت.عقیق مبارزه جدی با بدعت گذاران از وظایف دانشمندان و از عبادت های مهم شمرده می شود. خدا به پیامبرش صلی الله علیه و آله و سلم فرمان می دهد چنین به مبارزه با بدعت گذاران برخیزد بگو در آنچه به من وحی شده است طعام حرامی را نمی یابم که بر خورنده ای که آن را می خورد حرام شده باشد مگر اینکه مردار باشد یا خونی ریخته شده یا گوشت خوک باشد که پلید است یا دامی که آن را به نافرمانی سر بریده همان که هنگام ذبحش نام غیرخدا را بر آن برده اند. و هر کس به خوردن یکی از این ها ناچار شود به شرط آنکه ناچاری او در اثر ستمکاری و سرکشی نباشد بر او حلال می شود چرا که خدا آمرزنده و مهربان است.۱ در روایات شیوه هایی برای مبارزه با بدعت و بدعت گذاران توصیه شده است دوری و اعراض؛ برائت و نفرت؛ سب و لعن؛ روشنگری و افشاگری و تهدید و ارعاب. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود از اهل تشکیک و بدعت- که پس از من می آیند- آشکارا بیزاری بجویید فراوان آنان را سب کنید و با بیان انحراف های آنان بترسانیدشان تا به فساد در دین طمع نورزند و مردم … دوری جویند و بدعت هایشان را فرا نگیرند. خدا با این کارها برای شما حسنات می نویسد و درجاتتان را در آخرت بالا می برد.۲ امام صادق علیه السلام فرمود سه چیز است که دوری جستن از آن ها بر هر کس لازم است نزدیک شدن به اشرار گفت و گو با زنان نامحرم با احتمال آسیب و همنشینی با اهل بدعت؛۳ همچنین آن حضرت فرمود با اهل بدعت همراهی و همنشینی نکیند که نزد مردم
1,975 مطلب یافت شد
فرمان سوم: «و لا تقتلوا اولادكم من املاق نحن نرزقكم و ايّاهم»
از مردم در هند انجام میدهند. علتش هم این است که نمیتوانند خرجشان را بدهند. درحالیکه علت اصلی قتل اولاد دوری از خداست. زیرا تنها انسان بریده از خدا
فرزندانتان را نكشيد
از مردم در هند انجام میدهند. علتش هم این است که نمیتوانند خرجشان را بدهند. درحالیکه علت اصلی قتل اولاد دوری از خداست. زیرا تنها انسان بریده از خدا
تفسیر حدیث «موتوا قبل ان تموتوا» چیست؟ قبل از آنکه مرگ به سراغتان آید، بمیرید!
از ترک شهوات است. عارفان میگویند جملهی موتوا قبل ان تموتوا اشاره به مرگ اختیاری معنوی و ترک شهوات دارد؛ زیرا هرکس حقیقتا خواهان خدا باشد قلبش مملو از محبت خداوند خواهد شد و شهوات خود را میمیراند؛ چون شهوات مانع و باز دارندهی انسان از طاعت و قرب الهی است2. در نظر برخی از محققان تحقق مرگ ارادی و اختیاری دارای مقدماتی است. به بیان دیگر مرگ ارادی مبتنی بر ده اصل است 1-2. توبه؛ همانگونه که مرگ طبیعی و قهری رجوع و برگشت به سوی خداوند است و میت بدون اراده و اختیار خود و با ارادهی خداوند از دنیا میرود در مرگ ارادی و معنوی نیز شخص ابتدا باید به خداوند و ارادهی او رجوع کند و از خواسته و اراده خود دست بردارد و از هر گناه و هر چیز که حجاب بین او خداوند است بیرون آید.2-2. زهد در دنیا؛ زهد یعنی بیرون رفتن از شهوات و متاع دنیا.3-2. توکل بر خداوند؛ توکل یعنی فقط بر خداوند اعتماد و تکیه کند و از همهی اسباب و مسببات عادی خارج شود چنانکه در مرگ طبیعی چنین است که از همهی اسباب طبیعی خارج شدن است.4-2. قناعت؛ قناعت یعنی استفاده کردن در حد ضرورت از لذات و شهوات نفسانی و حیوانی؛ و اسراف نکردن در خوردن پوشیدن و مسکن؛ خلاصه قناعت یعنی بیرون رفتن از شهوات و لذات حیوانی و نفسانی؛ همانگونه که مرگ اینگونه است.5-2. عزلت؛ همانگونه که مرگ طبیعی بریدن از مردم و دور شدن از آنها است مرگ اختیاری نیز با گوشهگیری و دوری
آثار بی ایمانی چیست؟
از آثار آن اشاره میشود 1 – پوچی گرایی کسی که خدا را باور ندارد و زندگی انسان را در ارتباط با نظام هستی پوچ و بی هدف میداند و معتقد نیست که جهان بر اساس طرح و نقشۀ قبلی توسط طراح حکیم و هدفدار لباس هستی به تن کرده تا هدف و مقصدی از پیش تعیین شده داشته باشد.چنین دیدگاهی زندگی را فاقد هدف و معنی و جهت میسازد.2 – فقدان آرامش روحی کسی که به خدا ایمان ندارد توجه او تنها به دنیا است و جز دنیا و لذات آن هدف و خواسته دیگری ندارد. نتیجه طبیعی این بینش آن است که نگران از دست دادن چیزی است که دارد و حسرت چیزی که ندارد میخورد از این رو هرگز روی آرامش نمیبیند. خدا در مورد کسانی که از یاد او فاصله گرفتهاند میفرماید کسی که از یاد من رو گرداند زندگانی او تنگ میشود نیز میفرماید آگاه باشید که تنها با یاد خدا و ارتباط به او دلها آرام میگیرد .آلوین تافلر نویسنده مشهور آمریکایی در توصیف جامعۀ غربی جدا شده از دین مینویسد افسردگی روانی همه گیر شده است تقریبا هیچ خانوادهای بدون نوعی ناهنجاری روانی وجود ندارد. زندگی روزمره به طرز افتضاحآمیزی کیفیت خود را از دست داده است. اعصاب همه خرد است .3 – فرار از مسئولیت کسی که خدا را باور دارد معتقد است که همۀ کارهای او در نامۀ اعمالش ثبت میشود از این رو خود را در برابر حق تعالی مسئول میشناسد. اما کسی که خود را در برابر خدا مسئول نمیداند در عمل بنده و بردۀ هوی و هوس است.اساسا یکی از علل گرایش به مادیگری و انکار مبدا و معاد گریز از مسئولیتها و کسب آزادی برای هر گونه هوسرانی و ظلم و بیدادگری و گناه و شکستن هر گونه قانون الهی است. چنان که قرآن میفرماید بل یرید الانسان لیفجر امانه؛ انسان میخواهد جلو او برای گناه باز باشد .4 – احساس تنهایی دوری از خدا آن چنان مردم
خوردن مال حرام چه ربطي به قساوت قلب و اثر نكردن موعظه دارد؟
از یاد خدا ترک ذکری یقسی القلوب؛یاد خدا نکردن قلب را قساوت می بخشد.4- خوردن خون الدم یقسی القلب؛ خوردن خون قلب را قساوت می بخشد.5- زیاد سخن گفتن فان کثره الکلام بغیر ذکر الله یقسی القلب؛ زیاد گفتن به غیر ذکر خدا قلب را سخت می کند.6- نگاه کردن و همنشینی با آدم بخیل النظر الی البخیل یقسی القلب؛ نگاه کردن به آدم بخیل باعث قساوت قلب می شود.7- آرزوهای طولانی در سر پروراندن لا تطول فی الدنیا آملک فیقسو قلبک؛ آرزوهای دنیایی خود را زیاد نکنچون قلبت را قسی می کند.8- نوشیدن خمر شراب الخمر تورث قساوه القلب؛ نوشیدن خمر باعث قساوت قلب میشود.9- مال اندوزی و ثروتمندی کثره المال مفسده للدین مقساه للقلب؛ ثروت زیاد باعث خراب کردن دین انسان و قساوت قلب می شود.عوامل دیگری مانند تکبر وجاه طلبی ماندن زیاد در مکه نیز باعث قساوت قلب می شود. در بین عوامل خوردن مال مردم یافت نشد. البته خوردن مال مردم اگر از مصادیق گناه و نافرمانی خدا باشد باعث تجری و ایستادگی در برابر خدا و خواه هاخواه باعث دوری … از مغازه جنسی را می خریم ولی نمی دانیم دزدی است و مال مردم است در این صورت خوردن آن باعث قساوت قلب نمی شود. اما خوردن خون و گوشت خوک و شراب و نجاسات و محرمات به خاطر گناه بودن یا به خاطر داشتن آثار وضعی روی قلب باعث قساوت قلب می شود. البته بعضی از قساوت ها به معنای دوری از خدا
حکایت عيادت حضرت امام محمّد باقر عليه السلام از محمّد بن مسلم
از پایم گشوده شد چون به خانه حضرت رسیدم و اجازه ورود خواستم حضرت با صدای بلند فرمود صح الجسم ادخل ادخل. تندرست باشی وارد شو وارد شو.و من گریهکنان وارد شدم و به حضرت سلام کردم و دست و سرش را بوسیدم فرمود محمد چرا گریه میکنی؟ گفتم فدایت شوم برای غربتم و دوری سفر آخرت و نیز تنگدستی و هم از اینکه نمیتوانم نزد شما باشم.حضرت فرمود اما تنگدستی خدا دوستان ما را این گونه خواسته است و بلا و محنت را به سوی آنان شتابان ساخته.و اما آنچه از غربت گفتی حضرت حسین علیه السلام را که در سرزمینی دور از ما و در کنار فرات است سرمشق خود قرار ده.اما آنچه از دوری سفر گفتی بدان که مؤمن در این دنیا و در میان این مردم
شرم
از این حالت با ارزش گرچه اندک و کم برخوردار باشد یقینا در برابر بینندهای محترم ـ هر چند انسان کم سن و سال و نهایتا طفلی که خوب و بد را تا اندازهای تشخیص میدهد ـ حاضر به انجام عملی که مورد ملامت و آبروریزی است نمیشود چه رسد به این که بیننده خدا باشد و عمل زشت در برابر دید او انجام گیرد روایات و معارف الهیه این گونه شرم و حیا را شعبه و رشتهای از ایمان میدانند و آن را وسیلهای برای رسیدن به هر خیر و کار نیکی میشمارند .پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود اما الحیا فیتشعب منه اللین والرافه والمراقبه لله فی السر والعلانیه والسلامه واجتناب الشر والبشاشه والسماحه والظفر وحسن الثنا علی المر فی الناس فهذا ما اصاب العاقل بالحیا فطوبی لمن قبل نصیحه الله وخاف فضیحته .اما حیا حقیقتی است که امور و خصلتهایی از آن منشعب میشود مثل نرمخویی مهربانی آگاهی و توجه به مراقبت خدا در پنهان و آشکار سلامت نفس دوری از گناه و شر خوشرویی بزرگواری و بلندی نظر پیروزی نام نیک در میان مردم … خدا را بپذیرد و از رسواییاش در محضر حق بترسد .امام هفتم علیه السلام فرمود الحیا من الایمان والایمان فی الجنه .شرم و حیا از ایمان است و ایمان در بهشت است .حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود الحیا یصد عن فعل القبیح .حیا مانع از هر عمل زشتی است .و نیز آن حضرت فرمود الحیا سبب الی کل جمیل .شرم و حیا وسیلهای به سوی هر زیبایی است .در هر صورت انسان با حیا و دارای شرم چون به یاری و کمک حیا و شرمش در خلوت و جلوت از گناه و معصیت و فسق و فجور خودداری میکند و به همین سبب سزاوار عنایت و لطف حق میشود و باید گفت به جسم و جانش بر اثر حیا و شرم کمال مهر و محبت را رعایت میکند زیرا هر دو را از گرفتار شدن به خشم و غضب و عذاب و عقاب خدا حفظ مینماید و از طرفی چون از آزردن مردم و پایمال کردن حقوقشان حیا میکند در حقیقت به آنان مهر و محبت میورزد و به خاطر حیا و شرم از کینه و دشمنی عملی با آنان و آزار و اذیتشان دوری
شرم
از این حالت با ارزش گرچه اندک و کم برخوردار باشد یقینا در برابر بینندهای محترم ـ هر چند انسان کم سن و سال و نهایتا طفلی که خوب و بد را تا اندازهای تشخیص میدهد ـ حاضر به انجام عملی که مورد ملامت و آبروریزی است نمیشود چه رسد به این که بیننده خدا باشد و عمل زشت در برابر دید او انجام گیرد روایات و معارف الهیه این گونه شرم و حیا را شعبه و رشتهای از ایمان میدانند و آن را وسیلهای برای رسیدن به هر خیر و کار نیکی میشمارند . پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود اما الحیا فیتشعب منه اللین والرافه والمراقبه لله فی السر والعلانیه والسلامه واجتناب الشر والبشاشه والسماحه والظفر وحسن الثنا علی المر فی الناس فهذا ما اصاب العاقل بالحیا فطوبی لمن قبل نصیحه الله وخاف فضیحته .اما حیا حقیقتی است که امور و خصلتهایی از آن منشعب میشود مثل نرمخویی مهربانی آگاهی و توجه به مراقبت خدا در پنهان و آشکار سلامت نفس دوری از گناه و شر خوشرویی بزرگواری و بلندی نظر پیروزی نام نیک در میان مردم … خدا را بپذیرد و از رسواییاش در محضر حق بترسد . امام هفتم علیه السلام فرمود الحیا من الایمان والایمان فی الجنه . شرم و حیا از ایمان است و ایمان در بهشت است . حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود الحیا یصد عن فعل القبیح .حیا مانع از هر عمل زشتی است . و نیز آن حضرت فرمود الحیا سبب الی کل جمیل .شرم و حیا وسیلهای به سوی هر زیبایی است . در هر صورت انسان با حیا و دارای شرم چون به یاری و کمک حیا و شرمش در خلوت و جلوت از گناه و معصیت و فسق و فجور خودداری میکند و به همین سبب سزاوار عنایت و لطف حق میشود و باید گفت به جسم و جانش بر اثر حیا و شرم کمال مهر و محبت را رعایت میکند زیرا هر دو را از گرفتار شدن به خشم و غضب و عذاب و عقاب خدا حفظ مینماید و از طرفی چون از آزردن مردم و پایمال کردن حقوقشان حیا میکند در حقیقت به آنان مهر و محبت میورزد و به خاطر حیا و شرم از کینه و دشمنی عملی با آنان و آزار و اذیتشان دوری
بيان حقايق در برابر امويان
از من دیدهای؟ گفت ای ابو حازم همه چهرههای معروف مدینه به دین من آمدند جز تو گفت ای امیر به خدا پناه میبرم که سخنی بگوئی که حقیقت ندارد پیش از امروز مرا نمیشناختی و من هم تو را ندیده بودم بنابراین چه دلیلی برای دیدار تو داشتم.سلیمان روی به محمد بن شهاب زهری کرد و گفت پیرمرد درست میگوید و تو در این که میگوئی بدون عذر به دیدنت نیامده خطا کردی.سلیمان بن عبد الملک گفت ای ابو حازم ما را چه میشود که از مردن کراهت داریم و مرگ برای ما ناخوشایند است؟ابو حازم گفت برای این که شما با فساد و گناه و عصیانتان آخرت را خراب کردید و دنیایتان را به خیال خود آباد نمودید روی این حساب انتقال از آبادی را به ویرانه کراهت دارید.گفت باو حازم درست گفتی اکنون بگو فردا چگونه وارد بر خدا میشویم؟ گفت اما نیکوکار مانند غائبی است که به اهل و عیالش وارد میشود و اما بدکار غلامی فراری است که به مولایش میرسد.سلیمان گریه کرد و گفت ای کاش میدانستم وضع ما در پیشگاه خدا چیست؟ابوحازم گفت اعمال خود را بر کتاب خدا عرضه کن گفت به کجای کتاب خدا؟ گفت به این آیات ان الابرار لفی نعیم و ان الفجار لفی جحیم بیتردید نیکان در نعمت دائماند و مسلما فاجران در دوزخاند سلیمان گفت ای ابوحازم پس رحمت خدا کجاست؟ ابوحازم گفت ان رحمت الله قریب من المحسنین بیتردید رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است.سلیمان گفت ابوحازم کدام بندگان نزد خدا گرامیترند؟ گفت صاحبان مروت و خرد.پرسید در میان اعمال چه عملی برتر است؟ گفت انجام واجبات به شرط ترک محرمات سئوال کرد کدام دعا مستجابتر است؟ گفت دعای کسی که در حق او نیکی شده نسبت به نیکی کننده گفت کدام صدقه افضل است؟ گفت پرداخت به فقیر بدحال گرفتار و عیالوار سنگین خرج که در آن منت و آزار نباشد.سلیمان گفت کدام گفتار عادلانهتر است؟ ابوحازم گفت سخن حق در برابر کسی که از او میترسی یا به او امید داری.گفت کدام یک از مؤمنان زیرکتر است؟ پاسخ داد مؤمنی که بر اساس طاعت خدا عمل کند و مردم را نیز به طاعت حق راهنمائی نماید پرسید کدام یک از مومنان احمقتر است؟ گفت کسی که در خواستههای نامشروع دیگری افتد بیتردید او ستمکاری است که آخرتش را به قیمت به دست آوردن دنیا فروخته است.سلیمان گفت نسبت به آنچه که ما در آن قرار داریم چه نظری داری؟ پاسخ داد امیر مرا معذور بدار سلیمان گفت کلام تو نصیحتی است که ما آن را دریافت میکنیم. گفت امیر پدرانت بر این مردم با قدرت اسلحه چیره شدند و این حکومت را به زور به چنگ آوردند در این زمینه با مسلمانان مشورت نکردند و رضای آنان را به دست نیاوردند مردم را تا توانستند بدون عذر شرعی کشتند و کشتارشان عظیم بود و نهایتا از دنیا بیرون رفته به کام مرگ افتادند اگر میفهمیدی چه گفتند و درباره آنان چه میگویند فکری غیر این میکردییکی از بارگاه نشینان سلیمان گفت چه بد گفتی ای ابوحازم. ابوحازم گفت ای دروغگو ساکت باش به یقین خدا از دانشمندان نسبت به بیدار کردن مردم و دوری
روح را صحبت ناجنس عذابى است اليم
بر این حال راضی و خوشنودم چه بسا که حال دیگر حالی سخت و پر مشقت باشد.معلوم شد زندان در بوذرجمهر اثر منفی نگذاشته و دوری از مقام و زن و فرزند و مردم را با توکل به خدا
انسان چطور مي تواند اخلاق خود را منظم كند كه مورد توجه خويشان و مردم باشد؟
از روایات آمده است اگر خواهی که رابطه شما با مردم خوب باشد و مورد علاقه آنان قرار گیرید, بایدرابطه خود را با خدا خوب کنید. اگر موجبات رضایت الهی را کسب کنید, حتما رضایت دوستان و خویشان و سایرمردم را جلب می کنید و مردم به شما علاقه پیدا می کنند.علی ع فرمود رضایت الهی از راه تخلق به اخلاق اسلامی و تهذیب نفس و دوری
فضیلت شب جمعه را از دست ندهیم!
از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کرده که شخصی از آن جناب پرسید چرا یعقوب استغفار را تاخیر انداخت؟ فرمود تاخیر انداخت تا هنگام سحر فرا برسد چون دعای سحر مستجاب است. ترجمه المیزان ج11 ص 346 در خانه خدا همیشه باز استبی شک در خانه خداوند هم همیشه به روی بندگانش باز است و هر گاه او را بخوانند اجابت می فرماید؛ چرا که خود فرموده است ادعونی استجب لکم؛ مرا بخوانید تا اجابت کنم شما را. سوره غافرآیه 60 بنابراین اگر حضرت یعقوب در هر زمان دیگری برای فرزندانش دعا می کرد اجابت می شد... اما حتما زمان سحر آن هم سحر شب جمعه ویژگی خاصی دارد که مورد تاکید بیشتر واقع شده است.در کتاب شریف من لایحضره الفقیه محمد بن مسلم از حضرت صادق علیه السلام نقل نموده است که ایشان در ذیل این فراز آیه قرآن قال سوف استغفر لکم ربی؛ حضرت یعقوب به برادران یوسف گفت به زودی برای شما از پروردگار آمرزش می خواهم سوره یوسفایه 98 فرموده اند اخرهم الی السحر لیله الجمعه؛ طلب آمرزش را تا سحر جمعه تاخیر انداخت. ج 1 ص 422 حدیث 1242 ابو بصیر از امام باقر علیه السلام نقل کرده است که فرمود به راستی خدای بلندمرتبه هر شب جمعه از بالای عرش تا صبح ندا میدهد آیا بنده مؤمنی نیست که مرا برای دنیا و آخرتش قبل از طلوع فجر بخواند پس من جوابش دهم؟آیا بنده مؤمنی نیست که از گناهانش قبل از طلوع فجر توبه کند من توبه او را بپذیرم؟ آیا بنده مؤمنی نیست که از نظر روزی در تنگنا باشد و از من درخواست زیادت کند پیش از طلوع فجر من نیز بر رزق او بیفزایم و بر او توسعه دهم؟آیا عبد مؤمن بیماری که شفای خود را قبل از طلوع فجر بخواهد نیست تا شفایش دهم؟آیا بنده مؤمن زندانی غمناکی نیست که درخواست آزادی از حبس کند قبل از طلوع فجر سپس من آزاد و رهایش بنمایم؟آیا بنده مؤمنی که مظلوم واقع شده نیست که از من درخواست کند تقاص ظلم او را بگیرم و من یاریاش کنم و مظلمههای او را پس بگیرم؟امام باقر علیه السلام فرمود این ندا مرتب تا طلوع فجر ادامه دارد. وسائل الشیعه ج 5 ص 73 و 74 فراهم کردن مقدمات استجابت دعااگر بخواهیم از نگاه استجابت دعا به موضوع مورد بحث نگاه کنیم باید گفت که برای استجابت دعا مقدماتی لازم است که حضرت یعقوب با توجه به بزرگی گناه فرزندانش و از آنجا که می خواست حتما دعایش از جانب خداوند مورد پذیرش واقع گرددسعی نمود تا شرایط مستجاب شدن دعا را رعایت کند به همین جهت در همان لحظه ای که فرزندان یعقوب از پدرشان خواستند؛تا برای آنها از خداوند درخواست بخشش کند پدر برایشان دعا نکرد و آن را به آینده موکول کرد و حضرت صادق علیه السلام هم فرموده اند آینده ای که حضرت یعقوب انتظار آن را کشید سحرگاه شب جمعه بود. در حقیقت می توان گفت که از اوقات استجابت دعا هنگام "سحر" است آن هم چه بهترین زمان است سحرگاه شب جمعه. به فرموده بزرگان نیمه های شب از اوقات طلایی برای دعا کردن می باشد چون این اوقات از طرف خدا به آن ارزش داده شده است.بنابراینعمل حضرت یعقوب و نقل آن در قرآن کریم و سخن حضرت صادق علیه السلام در این مورد و احادیث زیاد دیگری که در حال حاضر مجال ذکر آنها نیست برای نمونه ر.ک من لایحضره الفقیه1420 تا 424 نشانگر اهمیت فوق العاده شب جمعه برای مستجاب شدن دعاها و بخشش گناهان بزرگ می باشد.در جایی دیگر در کتاب الدر المنثور از ابی الشیخ و ابن مردویه از ابن عباس از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کرده که شخصی از آن جناب پرسید چرا یعقوب استغفار را تاخیر انداخت؟ فرمود تاخیر انداخت تا هنگام سحر فرا برسد چون دعای سحر مستجاب است. ترجمه المیزان ج11 ص 346 کلام آخرچه خوب است از فرصت عمری که داده شده است استفاده کنیم و شب ها و روزهای جمعه را صرف دعا و نیایش و استغفار و هر آنچه که در راستای رضای خدا و محبت او است بکنیم .. تا زمان داریم توبه کنیم و این ایام طلایی را به بطالت و خدایی ناکرده به اسم تعطیلات و خوشگذرانی و جوانی کردن به گناه آلوده نکنیم با مراسم های عروسی و امثال آن باعث آزار و اذیت دیگران نشویم تا نفرینی به دنبال آن از جانب مردم پشت سر ما نباشد؛ چرا نفرین؛ موجب دوری
روح را صحبت ناجنس عذابى است الیم
بر این حال راضی وخوشنودم چه بسا که حال دیگر حالی سخت و پر مشقت باشد .معلوم شد زندان در بوذرجمهر اثر منفی نگذاشته و دوری از مقام و زن و فرزند و مردم را با توکل به خدا
کوشش براي يافتن دوستان جديد
علیه السلام میفرماید احذروا السفله فان السفله من لا یخاف الله عزوجل وفیهم قتله الانبیا وفیهم اعداؤنا ؛ از مردم فرومایه بپرهیزید و از معاشرت با آنان دوری کنید؛ زیرا فرومایه از خدا … دوری از فرومایگاندر بین خانواده و اقوام و خویشان و نیز در جامعه گاهی افرادی هستند که متاسفانه فرومایه و پستاند و برای نجات خود از این حالت شیطانی اقدامی نمیکنند؛ نه از تجربههای با ارزش دیگران استفاده میکنند و نه در مجالس وعظ و نصیحت حاضر میشوند و نه با خردمندان و عالمان همنشین میگردند.گاهی چنین افرادی در سفر حج همسفر انسان میشوند. زائر باید از رفت و آمد و همنشینی با آنان پرهیز کند تا از زیان و شر آنان در امان بماند. اگر با یکی از آنان هم اتاق شود و جابه جایی برای کاروان امکانپذیر نباشد با حوصله و متانت حلم و بردباری صبر کند تا این سفر به پایان برسد. از حضرت رضا علیه السلام درباره نشانه فرومایگی پرسیدند حضرت در پاسخ فرمود من کان له شی یلهیه عن الله ؛ کسی که چیزی داشته باشد و آن چیز او را از یاد خدا بازدارد .غفلت از یاد حق و دوری از بندگی و اطاعت خدااز نشانههای افراد فرومایه است؛ اهلبیت علیهم السلام مردم … از رفاقت و همنشینی با او دوری گزید. 20. مشورت با دیگرانخودکامگی در تصمیم استبداد رای و نظر و خود را در همه امور دانا و متخصص دانستن کاری است که انسان را دچار زیانهای سنگین و عواقب سو و گاهی خسارتهای جبرانناپذیر میکند.مشورت با دیگران به ویژه با اهل تجربه و خردمندان و نظرخواهی از اندیشمندان کاری پسندیده و عملی مورد رضایت حق است.مشورت با دیگران از چنان ارزش و اعتباری برخوردار است که خدای مهربان در قرآن به پیامبرش فرمان میدهد تا در کارها با مردم روشن ضمیر و اهل تجربه مشورت کند؛ با این که میداند پیامبر صلی الله علیه وآله عاقلترین انسانهاست.ارزش مشورت به اندازهای است که از صد و چهارده سوره قرآن یکی از آنها شورا مشورت نامگذاری شده و در آن سوره ویژگیهای اهل ایمان را به این صورت بازگو میکند توکل و اعتماد برخدا اجتناب و دوری از گناهان کبیره و زشتکاری عفو و گذشت به هنگام خشم اطاعت از خدا
آیا امام زمان(عج) همه ساله در حج حضور مییابند؟
مردم امام خود را نمییابند. وی در موسم مراسم حج حضور پیدا میکند. وی آنان را میبیند ولی آنان وی را نمیبینند .محمد بن عثمان عمری - یکی از نواب خاص امام زمان ع در غیبت صغرا - میگوید به خدا سوگند صاحب الامر عج همه ساله در موسم حج حضور مییابد. او مردم را میبیند و میشناسد و مردم هم او را میبینند ولی او را نمیشناسند .با این وجود در مواردی ادعا شده است؛ برخی شیعیان به زیارت حضرتشان در این ایام موفق شدند که اگرچه امکان چنین ملاقات محدودی را نمیتوان انکار کرد اما یکایک موارد ادعا شده را نیز نمیتوان قطعی دانست.به هر حال نقلهایی در این زمینه وجود دارد که به یک مورد آن اشاره میکنیم علی بن ابراهیم فدکی از اودی روایت میکند من در حال طواف بودم شوط ششم را تمام کرده خواستم دور هفتم را آغاز کنم که ناگهان حلقهای را در سمت راست کعبه دیدم و جوانی خوشسیما و خوشبو و هیبتدار را دیدم که با تمام هیبتش از مردم دوری
زشت ترین شیوه برائت و تبری!
دوری از دشمنان استفاده از جملات ناپسند و غیر اخلاقی است که از آن به فحش دادن و سب کردن یاد می شود. سب در اسلام حرام اعلان شده است. سب در لغت به معنی شتم و دشنام است. 4 ابن منظور نیز می نویسد الشتم قبیح الکلام ولیس فیه قذف 5 ؛ شتم به معنی کلام زشت است و لازم نیست که در آن تهمت نیز باشد. طریحی می گوید شتم یعنی توصیف کنی چیزی را به صفتی که نقص است. 6 از آنجا که منابع اسلامی آمیخته با آموزه های تربیتی و اخلاقی است به شدت از این رویکرد غیر اخلاقی و نامیمون مذمت شده است. در فرهنگ اسلام حتی ناسزا گفتن به دشمنان خدا ممنوع شده است. حتی دشمن اسلام نباید تصویر زشت و ناپسندی از اسلام و پیروان آن در ذهن داشته باشند. از این رو خداوند متعال می فرماید خداوند متعال می فرماید ولا تسبوا الذین یدعون من دون الله فیسبوا الله عدوا بغیر علم...؛ انعام آیه108 به معبود کسانی که غیر خدا را می خوانند دشنام ندهید مبادا آنها نیز از روی ظلم و جهل خدا را دشنام دهند .در جنگ صفین نیز هنگامی که به امام علی علیه السلام خبر دادند که برخی از یاران وی شامیان را ناسزا گفته اند حضرت آنان را فرا خواند و چنین فرمود انی اکره لکم ان تکونوا سبابین ولکنکم لو وصفتم اعمالهم وذکرتم حالهم کان اصوب فی القول وابلغ فی العذر؛ 7 دوست ندارم دشنام دهنده باشید اما اگر کردار آنان را بازگو کنید و روش آنان را تشریح کنید به حقیقت نزدیک تر و عذری رساتر برای شما خواهد بود .پیامدهای گسترش سب و ناسزا به دشمنان1-ارائه تصویر غیر اخلاقی از اسلام و پیروان آن کسانی که به خود اجازه می دهند دیگران را هدف جملات رکیک و غیر اخلاقی خود قرار دهند باید منتظر عکس العمل غیر اخلاقی طرف مقابل باشند. از اینرو خداوند متعال مسلمین را از این کار نهی نموده و افراد را از عکس العمل مشابه آگاه می سازداولین و خطرناکترین فرجامی که رویکرد غیر اخلاقی سب و ناسزا می تواند به دنبال داشته باشد معرفی تصویر زشت و غیر اخلاقی از عاملان آن است. به همین جهت اگر پیروان آیین مقدس اسلام برای مقابله و برائت از دشمنان از این شیوه استفاده نمانید جایگاه اجتماعی و اخلاقی خود را در جامعه اسلامی از دست خواهند داد.2-تشویق دیگران به مقابله به مثلیقینا کسانی که به خود اجازه می دهند دیگران را هدف جملات رکیک و غیر اخلاقی خود قرار دهند باید منتظر عکس العمل غیر اخلاقی طرف مقابل باشند. از اینرو خداوند متعال مسلمین را از این کار نهی نموده و افراد را از عکس العمل مشابه آگاه می سازد. ولا تسبوا الذین یدعون من دون الله فیسبوا الله عدوا بغیر علم...؛ انعام آیه108 .3- اختلاف و گسست اجتماعیاز جمله پیامدهای خطرناک ناسزا دادن به سایر ادیان و مذاهب رونق گرفتن بازار درگیری و اختلاف و گسست اجتماعی است. برای نمونه در هر جامعه ای افراد مختلفی با آیین و مذاهب گوناگون زندگی می کنند اگر قرار باشد که گروهی به خود اجازه ناسزا دادن و دشنام به دیگران را بدهند این روش نا مناسب اتحاد و همبستگی اجتماعی آنان را از بین خواهد برد و جامعه ایشان را در معرض خطر فروپاشی قرار می دهد. لعن در سیره معصومین علیهم السلامدر روایات مواردی را بیان می کنند که نشان می دهد در بیان ائمه علیهم السلام لعن آن هم به شیوه صحیح و در مسیر درستش مورد تآیید می باشد...اختصارا به چند نمونه اشاره می کنیم امام رضا علیه السلام فرمودند کمال الدین ولایتنا و البراه من عدونا بحارالانوار ج 27 ص 58 دین کامل به دو چیز بستگی داره . ولایت ما اهل بیت و برائت و دوری جستن از دشمنان ما. امام صادق علیه السلام فرمودند ایا دین جز دوست داشتن و بغض نسبت به دشمنان خدا و اهل بیت علیهم السلام چیز دیگری است ؟ یعنی دین یعنی همین دوست داشتن اهل بیت و بیزاری از دشمنان آن ها است.در بیانی امام باقر علیه السلام فرمودند ما بعث الله نبیا قط الابولایتنا و البراه من عدونا و ذلک قول الله فی کتابه و لقد بعثنا فی کل امه رسولا ان اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت فمنهم من هدی الله و منهم من حقت علیه الضلاله تفسیر عیاشی ج 2 ص 258 خدای تعالی هیچ پیامبری را مبعوث نکرده مگر به اعلان ولایت ما و بیزاری و برائت از دشمنان ما چنانکه خدای تعالی در قرآن می فرماید همانا ما در میان هر امتی پیغمبری فرستادیم تا به خلق ابلاغ کند که خدا را بپرستید و از طاغوت دوری کنید پس بعضی مردم
دعوت انبياى الهى
دوری از فساد فرار از مسکر وقار در برابر حوادث شکر بر نعمت خدمت به مردم کم خوری کم گویی غنیمت دانستن جوانی و سلامت بدن و فراغت و مال و حیات دوری از فخر و افتخار پرهیز از جهل و سفاهت افشای سلام انتظار صلاه فرار از هوای نفس دوری از عجب میانه روی در فقر و غنا اجرای عدالت در همه امور رعایت حق کارگر رغبت به آخرت روزه رمضان حج خانه خدا … دوری از جمع مال فرار از طول امل نصیحت به مردم عشق به لقای حق طهارت ظاهر و باطن دوری از نمامی خیرخواهی برای همه حل مشکل مردم در نهان و آشکار احترام به بزرگتر احسان به والدین رعایت حق معاشر توجه به حقوق همسایه دوری از خیانت چشمداشت به خداوند دعا برای مردم اقبال به مسجد تحصیل حکمت تشویق مردم به خیر اندیشه در عاقبت و بسیاری از امور دیگر که در قرآن مجید و کتب روائی ما آمده است همه و همه از نشانههای پیروان انبیاست.آراسته به این حقایق پیرو واقعی رسولان الهی و مشمول عنایت و رحمت حق و مورد دعای انبیا و ائمه علیهم السلام و به خصوص امام عارفان است.خدا را جمع نتوان با هوا کرد یکی از این دو را باید رها کردولی ترک خدا … دوری از هر نوع بت و بت پرستی.11- توجه به اسما و صفات حضرت رب.12- دوری از دشمنان خدا چه برونی چه درونی.13- ادامه حرکت و ثبوت قدم در راه خدا تا زمان خروج از دنیا.14- حرکت برای به دست آوردن حسنات دنیا و آخرت.15- قرار گرفتن در مدار صدق و صداقت.16- شناخت دشمنان حق و دوری از آنها.17- به دست آوردن قلب سلیم.18- صبر و استقامت در برابر حوادث.19- نیکی به دیگران در همه شؤون.20- دوستی و معاشرت با دوستان خدا.21- دوری از شهوات و امیال و غرایز غلط و شیطانی.22- عبرت گرفتن از عاقبت ستمکاران و مجرمان.23- دوری از رذایل اخلاقی.24- توجه به زندگی و تربیت همسر و فرزند.25- سلامت در ترازوداری.26- دوری از فساد در خانه و جامعه.27- اصلاح خود و دیگران.28- امر به معروف و نهی از منکر.29- مبارزه و جنگ با ستمگران و جهاد فی سبیل الله.30- انفاق علم مال آبرو و قدرت در راه حق.31- توجه به حال محرومان و مستضعفان.32- استفاده مشروع از نعم الهی.33- قضاوت به حق.34- حکومت به عدل.35- آباد کردن زمین.36- توجه به وحدت و اتفاق.37- حفظ مال یتیم.38- وفای به عهد.39- اقامه نماز.40- احسان و محبت به پدر و مادر.41- مطالعه در آثار هستی.42- مطالعه در حقایق ملکوتیه.43- مناجات با خدا.44- کظم غیظ.45- عفو و گذشت.46- ترس از عذاب قیامت.47- رعایت و حفظ امانت.48- میانهروی در همه ابعاد حیات.49- خشوع و خضوع و تواضع.50- تحصیل علم و دانش.راستی وظیفه عقلی و وجدانی انسان است که از چنین انسانهای کاملی که عشقی جز دستگیری از انسان ندارند و تعالیم آنان رشد دهنده عقل روشن کننده قلب تصفیه کننده نفس پاک کننده روح سالم کننده اعضای بدن و آباد کننده دنیا و آخرت است پیروی و متابعت نماید.سرپیچی از این انسانهای والا و دشمنی با ایشان و روی گرداندن از تعالیم ثمربخش آن بزرگواران محصولی جز شقاوت و هلاکت و غرق شدن بساط زندگی در فسق و جور و فساد و ظلم ندارد.پیروان انبیا و متابعان اولیا که با گذشت از شهوات و لذات و مقامات و مال و منال به مدار اطاعت از آنان درمیآیند در پیشگاه حضرت رب از ارزشی والا برخوردارند که کسی جز حق از آن ارزش آگاهی ندارد.قرب به انبیا قرب به خدا است و اطاعت از اولیا اطاعت از الله است.انسان در دوره تاریخ به مانند دوری از انبیا ظلمی به خود روا نداشته است.بدون قبول هدایت انبیا رهایی از شر هوای نفس و جنایات طاغوت امکانپذیر نیست.ای بشر ای آیت کبرای حق آینه طلعت زیبای حقای بشر ای ماحصل ممکنات ای تو گل سرسبد کایناتای در یکدانه دریای دل ای گهر گم شده در آب و گلای فلکی از چه زمینی شدی شاد به این خاک نشینی شدیاز چه سبب دیده ز خود دوختی این همه غفلت ز که آموختینیک نظر کن که ز پا تا به سر چیستی ای گشته ز خود بیخبر صغیر نشانههای پیروان انبیا بر اساس معارف الهیهایمان به غیب اقامه نماز انفاق هرگونه نعمت عنایت شده از جانب حق ایمان به تمام کتب آسمانی یقین به آخرت ایمان به ملائکه پرداخت مال به اقوام فقیر و یتیم و مسکین و در راه مانده و سؤال کننده و بردگان وفای به عهد و نذر صبر در مصیبت و معصیت و اطاعت جهاد در راه خدا صدق و راستی شنیدن حق به عمل گذاشتن حق سرعت کردن برای به دست آوردن مغفرت و بهشت توبه از گناه اصرار نداشتن بر صغیره فرار از ضعف و سستی در امور دینیه دوری از اسراف ثبات قدم اجابت دعوت حق در همه شؤون خشیت و خوف از خدا ذکر حق و مناجات با محبوب در دل شب هجرت در راه حق تحمل آزار در راه خدا کشتن دشمن و شهید شدن اخوت و برادری اضافه شدن ایمان بر اثر تلاوت آیات الهیه پناه دادن به بیپناه یاری دادن به مظلوم دوستی با اهل ایمان امر به معروف و نهی از منکر وفای به عهد فطری و عقلی و شرعی و اجتماعی تا پایان عمر صله رحم جبران گناهان با حسنات امید به لطف حق حفظ شهوت از حرام رعایت امانت تواضع در حرکت و زندگی پرهیز از برخورد غیرواقعی با جاهل شبزندهداری پرهیز از بخل دوری از زنا دوری از شرک دوری از قتل نفس عمل صالح کار خیر شاهد نشدن بر قول زور پرهیز از لغو تسبیح و تحمید حق شدت بر کفار رحمت بر مؤمنان شک نداشتن در حقایق تقوا و پرهیزکاری استغفار در سحر اطعام طعام خوف از حساب قرائت قرآن فهم قرآن عمل به قرآن خلوص در عمل حفظ زبان حفظ چشم دوری از مال حرام فرار از ربا ورع و پاکدامنی قناعت به رزق حق انصاف دادن به مردم
چقدر نيكوست كلام تو
از دنیا کوچ کند و گمراه گردد و سخنان نازیبا گوید. خدا به حواس درک نمی شود و به مردم قیاس نگردد. نزدیک است ولی به مکان مانند نزدیکی موجودات به یکدیگر نیست و دوری … دوری جسته باشد نیست بلکه مقصود از دوری وی از اشیا منزه شدن او از صفات ممکنات است . او یگانه است و تبعیض و تجزیه و ترکیب در او راه ندارد و به نشان ها و به علامات وصف شده غیر از او که بزرگ و بلند پایه است خدایی نیست .ابن ازرق با شنیدن سخنان امام گریست و گفت مااحسن کلامک یعنی چقدر نیکو است کلام تو.حسین علیه السلام فرمود به من رسیده که تو بر پدرم و برادرم و بر من گواهی کفر می دهی .ابن ارزق گفت به خدا سوگند یا حسین محال است که این ناسزا از من صادر شود به یقین شما چراغ اسلام و ستارگان احکام خدایید. یعنی مردم
دلهره های آخرالزمانی !
از امام عصر کوتاه است؛ دورانی است که مردم بیشتر از پیامبر دور می شوند و این معنایی جز غرق شدن در گناه ندارد. پیامبر درباره آن دوران هشدار داده و فرمودند لیاتین علی الناس زمان یکذب فیه الصادق و یصدق فیه الکاذب و یخون فیه الامین و یوتمن الخئون؛ زمانی بر مردم رسد که راستگو را تکذیب کنند و دروغگو را تصدیق کنند و امین را خائن شمرند و خائن را موتمن پندارند. نهج الفصاحهح2366 دوران جولان با گناهانآخرالزمان دورانی است سراسر غفلت از خدا. دورانی که در آن دین الهی رها می شود. در چنین دورانی آسمان خراش ها و ثروت ها تنها با گناه جمع می شود. رسول خدا درباره آن دوران فرمودند سیاتی علی الناس زمان لا ینال الملک فیه الا بالقتل و التجبر و لا الغنی الا بالغصب و البخل و لا المحبه الا باستخراج الدین و اتباع الهوی فمن ادرک ذلک الزمان فصبر؛ زمانی بر مردم می رسد که ملک تنها با قتل و ظلم برپا می شود و ثروت تنها با دزدی و بخل ورزی؛ و محبت تنها باحرام و هوای نفس است. پس هرکه آن دوران را درک کرد باید صبر کند. شیخ کلینی کافی ج2 ص91 در چنین دورانی راه کسب درآمد مردم از راه حرام است. دورانی است که مردم از خوردن مال حرام باکی ندارند و اصلا توجه نمی کنند که معاش آنها از چه راهی می گذرد؛ پیامبر در تعریف آن دوران فرموده است لیاتین علی الناس زمان لا یبالی الرجل بم یاخذ مال اخیه بحلال او حرام ؛ روزگاری به مردم رسد که فرد اهمیت ندهد که مال چگونه به دست آرد از حلال یا از حرام. مجموعه ورام ج1 ص11 در جامعه ای که مردم از راه حرام کسب درآمد کنند؛ اگر کسی از امکانات مادی کمتری برخوردار باشد نمایانگر تن نداده او به راه های حرام است. چنین فردی را جامعه بی عرضه می خوانند. بی عرضه گانی که به جرم دوری … از وفات پیامبر به دوران جاهلیت خود بازگردند. مسئله ای که در تمام امت های گذشته رخ داده است. مثلا حضرت ابراهیم علیه السلام برای ترویج یکتاپرستی و برچیدن بت پرستی مبعوث شد خانه خدا را به عنوان مرکز توحید تجدید بنا کرد؛ اما با وفات ایشان دوباره خانه خدا تبدیل به مرکز شرک شد.وما محمد الا رسول قد خلت من قبله الرسل افان مات او قتل انقلبتم علی اعقابکم ومن ینقلب علی عقبیه فلن یضر الله شیئا وسیجزی الله الشاکرین محمد صلی الله علیه وآله جز پیامبری نیست که پیش از او نیز پیغمبرانی بودند و درگذشتند آیا اگر او به مرگ یا شهادت درگذشت شما باز به دین جاهلیت خود رجوع خواهید کرد؟ پس هر که مرتد شود به خدا ضرری نخواهد رسانید و البته خدا جزای نیک اعمال به شکرگزاران عطا کند. آل عمران144 در این آیه خداوند به مسلمانان هشدار می دهد که مبادا پس از وفات پیامبر به دوران جاهلیت خود باز گردند. مسئله ای که در تمام امت های گذشته رخ داده است. مثلا حضرت ابراهیم علیه السلام برای ترویج یکتاپرستی و برچیدن بت پرستی مبعوث شد خانه خدا را به عنوان مرکز توحید تجدید بنا کرد؛ اما با وفات ایشان دوباره خانه خدا تبدیل به مرکز شرک شد.دورانی است که مردم از خوردن مال حرام باکی ندارند و اصلا توجه نمی کنند که معاش آنها از چه راهی می گذرد؛ پیامبر در تعریف آن دوران فرموده است لیاتین علی الناس زمان لا یبالی الرجل بم یاخذ مال اخیه بحلال او حرام ؛ روزگاری به مردم رسد که فرد اهمیت ندهد که مال چگونه به دست آرد از حلال یا از حرام. در امت حضرت محمد صلی الله علیه وآله این مسئله فرق می کند؛ زیرا بعد از ایشان دوران امامت آغاز شده و در روایات به عصر غیبت که منتهی به ظهور آخرین امام و منجی بشریت می شود؛ آخرالزمان می گویند. دورانی که در آن نگهداشتن ایمان بسیار مشکل می شود و مردم یاد خدا و قیامت را فراموش می کنند اقترب للناس حسابهم وهم فی غفله معرضون؛ روز حساب مردم بسیار نزدیک شده و مردم سخت غافلند و اعراض می کنند. انبیا1 حساسیت پیامبر نسبت به آخرالزمان سبب شد تا وی به معرفی آن دوران بپردازد و راه نجات را ذکر کنند تا مومنان راه را گم نکنند.هنگامه امتحانات بزرگهر روز این دنیا هنگام امتحان الهی است. امتحانی که عیار ایمان را معلوم کرده و به بیان قرآنی در انواع مختلفی رخ نمایی می کند ولنبلونکم بشی من الخوف والجوع ونقص من الاموال والانفس والثمرات وبشر الصابرین؛ و قطعا شما را به چیزی از ترس و گرسنگی و کاهشی در اموال و جانها و محصولات می آزماییم و مژده ده شکیبایان را بقره155 هر چند که آزمایش خداوند مخصوص دوره و زمانی خاص نیست؛ اما تفسیر این آیه را مفسران درباره ترس و ناامنی گرسنگی و قحطی فقر و کشتار در آخرالزمان دانسته اند . در انتهای آیه نیز راه پیروزی صبر دانسته شده است. پیامبر نیز در حدیثی با تاکید بر صبر فرمودند یاتی علی الناس زمان الصابر منهم علی دینه له اجر خمسین منکم؛ زمانی بر مردم می رسد که تنها صابران بر دینشان هستند که آنها اجر50نفر از شما را دارند. شیخ طوسی امالی ص485 بنابراین صبر برای پیروزی در امتحانات الهی انجام واجبات و ترک گناهان به خصوص در آخرالزمان بسیار حیاتی است.در امت حضرت محمد صلی الله علیه وآله این مسئله فرق می کند؛ زیرا بعد از ایشان دوران امامت آغاز شده و در روایات به عصر غیبت که منتهی به ظهور آخرین امام و منجی بشریت می شود؛ آخرالزمان می گویند. دورانی که در آن نگهداشتن ایمان بسیار مشکل می شود و مردم یاد خدا و قیامت را فراموش می کنند اقترب للناس حسابهم وهم فی غفله معرضون؛ روز حساب مردم بسیار نزدیک شده و مردم سخت غافلند و اعراض می کنند. انبیا1 دوران فسادهای پیاپیقرآن کریم پشت کردن به پیامبر و دوری … مردم رخ نماید که فرد میان بی عرضگی و نادرستی مخیر شود؛ هر که در آن روزگار باشد باید بی عرضگی را بر نادرستی ترجیح دهد. نهج الفصاحهح1752 دوران ایمان های یک شبهآخرالزمان دورانی است که افراد ایمان خود را یک شبه و به راحتی با کفر عوض می کنند. دورانی که پیامبر درباره آن فرموده است ستکون فتن یصبح الرجل فیها مومنا و یمسی کافرا الا من احیاه الله بالعلم ؛ فتنه هایی خواهد بود که در اثنای آن مرد به صبح مومن باشد و به شب کافر شود مگر آنکه خدایش به علم زنده دارد. نهج الفصاحهح1734 همچنانکه این حدیث اشاره دارد برای دور ماندن از چنین آفتی باید با غفلت مبارزه کرد و به شرایط علم داشت و با آگاهی کامل با رویدادها برخورد کرد.هرچند که آزمایش خداوند مخصوص دوره و زمانی خاص نیست؛ اما تفسیر این آیه را مفسران درباره ترس و ناامنی گرسنگی و قحطی فقر و کشتار در آخرالزمان دانسته اند . در انتهای آیه نیز راه پیروزی صبر دانسته شده است. پیامبر نیز در حدیثی با تاکید بر صبر فرمودند یاتی علی الناس زمان الصابر منهم علی دینه له اجر خمسین منکم؛ زمانی بر مردم می رسد که تنها صابران بر دینشان هستند که آنها اجر50نفر از شما را دارند. شیخ طوسی امالی ص485 کلام آخردر آخرالزمان دینداری و همرنگ جماعت نشدن بسیار سخت شده و نیازمند صبر است. در آن دوران باید هر مومنی با یاد خدا دوری
English