خاتون سلام الله علیها بیندازم و شما باید روضه توسل به حضرت رقیه … دوستم گفت ای آقا من خواستم به شما خدمتی کرده باشم شما چه فکر می کنید؟در این هنگام بنده با خود فکر کردم که باید چندین مجلس روضه حضرت رقیه و حضرت … آنجا حاضر باشید.در همان حال به یادم آمدم که روز گذشته در مجلسی روضه ی ماهیانه ی خانگی خواندم و خانمی در آن مجلس با التماس به من گفتند فردا عصر در همین ساعت به منزل ما تشریف بیاورید من حاجتی دارم و نذر کرده ام سفره ی حضرت رقیه
32 مطلب یافت شد
آیت الله خوشوقت: صداوسیما را حلال نمیکنم
حضرت رقیه سلام الله علیها و هجمه های صورت گرفته به ساحت این عالم بزرگوار جلسه ای در این زمینه بین دو تن از روحانیون بزرگوار حجج اسلام میرزامحمدی و سید عباس موسوی مطلق و حضرت آیت الله خوشوقت هفته گذشته به صورت خصوصی برگزار گردید که دراین جلسه آیت الله خوشوقت سخنانی را درباره تحریف صورت گرفته بیان کردند.در جلسه ای که بعد پایان این جلسه بین حجج اسلام میرزامحمدی و شاگردان ایشان در مرکز آموزش مداحی حسین جان برگزار می شود حجت اسلام میرزامحمدی واکنش آیت الله خوشوقت درباره این تحریف صورت گرفته اعلام می کند.آیت الله خوشوقت در این جلسه به برنامه صدا و سیما اشاره می کند و از اختلاف ۱۸۰ درجه صحبت های منتشر شده با اصل سخنان می گوید و خطاب به کسی که این صحبت ها را منتشر کرده است می گوید کسی که این کار را کرده است بنده آن را حلال نخواهم کرد.متن کامل سخنان آیت الله خوشوقت درباره حضرت رقیه در این جلسه خصوصی به شرح ذیل است اولا بنده معتقد به ایشان هستم و این دختر را از عائله امام حسین می دانم و قبر ایشان هم از مسلمات است و دو جریان باعث دگرگونی شام و تغییر رفتار یزید شد یکی خطبه امام سجاد ع که در این خطبه ایشان پیغمبر را با عظمت یاد کردند و انتصاب خود را به پیغمبر بیان نمودند و دیگری جریان دختر مظلوم امام حسین ع بود.ثانیا ۵۰ سال است که در مسجد ما روضه
سهسالهای در خرابه شام
خوانی معمول روز سوم محرم ذاکران اهل بیت ع به روضه حضرت رقیه س دختر حضرت سیدالشهدا ع می پردازند. … حضرت رقیه س دختر امام حسین ع در واقعه عاشورا سه سال سن داشتند که بعد از شهادت پدر و یارانش در عصر عاشورا به همراه دیگر زنان بنیهاشم توسط سپاه یزید به اسیری رفتند و در خرابههای شام به شهادت رسیدند.از سالها قبل رسم بر این بود که هر روز از دهه اول محرم را به نام یکی از حماسهسازان کربلا نامگذاری میکنند. این بدین معناست که در آن روز به صورت اختصاصی به بیان ویژگیهای یکی از اولیا دشت نینوا میپردازند نه اینکه شخصیت مذکور در آن روز به شهادت رسیده باشد. بنا بر سنت روضه … حضرت رقیه در شهر شام تبدیل به مرکزی برای تبلیغ تشیع شدبه یمن حضور این مخدره بزرگوار در قلب حکومت امویان راه گمکردگان طریق ولایت به سمت اهل بیت هدایت میشوند و مثل آن شهید خردسال همانند مناری است که انسانهای سرگردان را نجات میدهد. همچنین از اثرات وجودی حضرت رقیه س کم اثر شدن جنایاتی بود که معاویه ملعون در حق اسلام انجام داد؛ زیرا مرقد آن مخدره تبدیل به مرکزی برای تبلیغ شیعیان شد. کرامات حضرت رقیه ع از حضرت رقیه ع ومرقد مطهر آن حضرتدر طول تاریخ کرامات متعددی بروز کرده است . در این مطلب توجه شما را به یک کرامت شگفت جلب میکنیم بگو چند جمله از مصیبت دخترم رقیه رابخواندمرحوم حاج میرزا علی محدث زاده متوفای محرم 1396 ه. ق فرزند مرحوم محدث عالی مقام حاج شیخ عباس قمی رضوان الله تعالی علیها از وعاظ وخطبای مشهور تهران بودند. ایشان میفرمود یکسال به بیماری وناراحتی حنجره وگرفتگی صدا مبتلا شده بودمتا جایی که منبر رفتن وسخنرانی کردن برای من ممکن نبود . مسلم هر مریضی در چنین موقعی به فکر معالجه میافتد من نیز به طبیبی متخصص و با تجربه مراجعه کردم.پس از معاینه معلوم شد بیماری من آن قدر شدید است که بعضی از تارهای صوتی از کارافتاده و فلج شده و اگر لاعلاج نباشد صعب العلاج است.طبیب معالج در ضمن نسخهای که نوشت دستور استراحت داد و گفت که باید چند ماه ازمنبر رفتن خودداری کنم وحتی با کسی حرف نزنم واگر چیزی بخواهم و یا مطلبی از زن و بچهام انتظارداشته باشم آنها را بنویسمتا در نتیجه استراحت مداوم واستعمال دارو شاید سلامتی از دست رفته مجددا به من برگردد.البته صبر درمقابل چنین بیماری وحرف نزدن با مردم حتی با زن وبچه خیلی سخت وطاقتفرساستزیرا انسان بیشتر از هر چیز احتیاج به گفت وشنود دارد و چطور میشود چند ماه هیچ نگویم وحرفی نزنم وپیوسته در استراحت باشم ؟آن هم معلوم نیست که نتیجه چه باشد.برهمه روشن است که با پیش آمدن چنین بیماری خطرناکیچه حال اضطراری به بیماردست میدهد اضطرار میاندازد این حالت پریشانی است که انسان امیدش از تمام چارههای بشری قطع شده و به یاد مقربان درگاه الهی میافتد تا به وسیله آنها به درگاه خداوند متعال عرض حاجت کرده وا زدریای بیپایان لطف خداوند بهرهای بگیرد.من هم باچنین پیش آمدی چارهای جز توسل به ذیل عنایت حضرت امام حسین ع نداشتم . روزی بعد ازنماز ظهر وعصرحال توسل به دست آمد وخیلی اشک ریختم وسالار شهیدان حضرت اباعبدالله ع راکه به وجود مقدس ایشان متوسل بودم مخاطب قرارداده گفتم یا بن رسول الله صبر درمقابل چنین بیماری برای من طاقتفرساست. علاوه بر این من اهل منبرم و مردم ازمن انتظاردارند برایشان منبربروم.من از اول عمر تا به حال علی الدوام منبر رفتهام و از نوکران شما اهل بیتم حالا چه شده که باید یکباره از این پست حساس براثر بیماری کنار باشم . ضمنا ماه مبارک رمضان نزدیک استدعوتها را چه کنم؟ آقا عنایتی بفرما تا خدا شفایم دهد.به دنبال این توسل طبق معمول کم کم خوابیدم. درعالم خواب خودم را در اطاق بزرگی دیدم که نیمی ازآن منور وروشن بود وقسمت دیگر آن کمی تاریک.درآن قسمت که روشن بود حضرت مولی الکونین امام حسین ع را دیدم که نشسته است . خیلی خوشحال وخوشوقت شدم و همان توسلی را که در حال بیداری داشتم در حال رویا نیز پیداکردم . بنا کردم عرض حاجت نمودن ومخصوصا اصرار داشتم که ماه مبارک رمضان نزدیک است و من در مساجد متعدد دعوت شدهامولی با این حال حنجره ا زکارافتاده چطور میتوانم منبر رفته وسخنرانی نمایم وحال آنکه دکتر منع کرده که حتی با بچههای خود نیز حرفی نزنم.چون خیلی الحال وتضرع وزاری داشتم حضرت اشاره به من کردو فرمود به آن آقا سید که دم درب نشسته بگو اشک بریزیدان شاالله تعالی خوب میشوید. من به درب اطاق نگاه کردم دیدم شوهر خواهرم آقای حاج آقا مصطفی طباطبائی قمی که از علما وخطبا و از ائمه جماعت تهران میباشد نشسته است .امر آقا را به شخص نامبرده رساندم. ایشان میخواست از ذکر مصیبت خودداری کندحضرت سید الشهدا ع فرمود روضه
مال حلال، خیر قرآنی
روضه حضرت رقیه س در روانشناسی روزگار ما ثابت شده که دختر توجهش بهطرف پدر بیشاز مادر و پسر توجهش به مادر بیشاز پدر است.
امام حسین(ع)، وارث صفات ابراهیمی
روضه حضرت رقیه س زینالعابدین ع با آن وسعت وجودیشان در جواب کسانی که پرسیدند در این سفر کجا پرفشارتر رنجآورتر و دردناکتر بود سه بار فرمودند شام
نماز، اولین دستور خدا به حضرت موسی(ع)
ناتوان و زارمجز تو در دیگری ندارمبااینهمه نامرادی و غمبر رحمت تو امیدوارمدانم که تو دست من بگیریهرچند دلی سیاه دارم زیرا که تویی امیدم روضه حضرت رقیه
فهمِ قلبی قرآن کریم
روضه حضرت رقیه س شب سوم جلسه است اهل بیت ع که در کربلا 72 داغ دیدند در مسیر شهر حلب به دمشق هم داغ دیدند ولی داغی که در خرابه دیدند دل اهل بیت
حال و هواي حرم حضرت رقيه (س) در أيام محرم
حضرت رقیه سلام الله علیهما در رسانه ها منتشر می شود اما حاج آقای "میری" از مسئولان آستان مقدس حضرت رقیه سلام الله علیها در گفتگویی اختصاصی با خبرنگار شیعه آنلاین حال و هوای حرم مطهر آن بانوی سه ساله در ایام محرم را شرح داد. جناب "میری" که خود را خادم حضرت رقیه سلام الله علیها معرفی کرد در این باره گفت از اولین شب ماه محرم الحرام تا شب شام غریبان امام حسین علیه السلام هر شب مراسم با شکوهی در حرم حضرت رقیه سلام الله علیها برگزار می شد. وی در ادامه افزود این مراسم با تلاوت آیاتی از قرآن کریم آغاز می شد و بعد از آن سخنران محترم به بیان فضائل اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام و شرح واقعه عاشورای حسینی علیه السلام می پرداخت. این مسئول آستان مقدس حضرت رقیه سلام الله علیها همچنین گفت بعد از سخنرانی مادحین اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام به مدیحه ثرایی و روضه
گفتاری پیرامون حضرت رقیه (س)
حضرت رقیه دختر خردسال امام حسین ع در باب الفرادیس مدفون است. 15 ۳ - از شعرانی در باب دهم کتاب المنن نقل شده است یکی از خواص برایم نقل کرده که رقیه دختر امام حسین ع در بارگاه نزدیک جامع دار الخلیفه یزید به همراه جماعتی دیگر از اهل بیت ع مدفون است. این مسجد امروزه به جامع شجره الدر مشهور است در سمت چپ جوینده سیده نفیسه است و جایی که حضرت رقیه در آن مدفون است در سمت راستش قرار دارد. بر سنگ نصب شده بر در این خانه چنین نوشته شده است بقعه شرفت بآل النبی و ببنت الحسین الشهید رقیه 16 ۴ - بگو چند جمله از مصیبت دخترم رقیه را بخواند ۱ - مرحوم حاج میرزا علی محدث زاده متوفای ۱۳۶۹ هجری قمری فرزند مرحوم محدث عالی مقام حاج شیخ عباس قمی رضوان الله تعالی علیهما از وعاظ و خطبای مشهور تهران بودند. ایشان می فرمود یکسال به بیماری و ناراحتی حنجره و گرفتگی صدا مبتلا شده بودم تا جایی که منبر رفتن وسخنرانی کردن برای من ممکن نبود. مسلم هر مریضی در چنین موقعی به فکر معالجه می افتد من نیز به طبیبی متخصص و با تجربه مراجعه کردم.پس از معاینه معلوم شد بیماری من آن قدر شدید است که بعضی از تارهای صوتی از کار افتاده و فلج شده و اگر لا علاج نباشد صعب العلاج است.طبیب معالج در ضمن نسخه ای که نوشت دستور استراحت داد و گفت که باید تا چند ماه از منبر رفتن خودداری کنم و حتی با کسی حرف نزنم و اگر چیزی بخواهم و یا مطلبی را از زن و بچه ام انتظار داشته باشم آن ها را بنویسم تا در نتیجه استراحت مداوم و استعمال دارو شاید سلامتی از دست رفته مجددا به من برگردد.البته صبر در مقابل چنین بیماری و حرف نزدن با مردم حتی با زن و بچه خیلی سخت و طاقت فرساست زیرا انسان بیشتر از هر چیز احتیاج به گفت وشنود دارد و چطور می شود تا چند ماه هیچ نگویم و حرفی نزنم و پیوسته در استراحت باشم؟ آن هم معلوم نیست که نتیجه چه باشد.بر همه روشن است که با پیش آمدن چنین بیماری خطرناکی چه حال اضطراری به بیمار دست می دهد. اضطرار و ناراحتی شدید است که آدمی را به یاد یک قدرت فوق العاده می اندازد این حالت پریشانی است که انسان امیدش از تمام چاره های بشری قطع شده و به یاد مقربان درگاه الهی می افتد تا بوسیله آن ها به درگاه خداوند متعال عرض حاجت کرده و از دریای بی پایان لطف خداوند بهره ای بگیرد.من هم با چنین پیش آمدی چاره ای جز توسل به ذیل عنایت حضرت امام حسین ع نداشتم. روزی بعد از نماز ظهر و عصر حال توسل به دست آمد و خیلی اشک ریختم و سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله ع را که به وجود مقدس ایشان متوسل بودم مخاطب قرار داده گفتم یابن رسول الله صبر در مقابل چنین بیماری برای من طاقت فرساست. علاوه بر این من اهل منبرم و مردم از من انتظار دارند برایشان منبر بروم. من از اول عمر تا به حال علی الدوام منبر رفته ام و از نوکران شما اهل بیتم حالا چه شده که باید یکباره از این پست حساس بر اثر بیماری کنار باشم. ضمنا ماه مبارک رمضان نزدیک است دعوت ها را چه کنم؟ آقا عنایتی بفرما تا خدا شفایم دهد.به دنبال این توسل طبق معمول کم کم خوابیدم. در عالم خواب خودم را در اطاق بزرگی دیدم که نیمی از آن منور و روشن بود و قسمت دیگر آن کمی تاریک در آن قسمت که روشن بود حضرت مولی الکونین امام حسین ع را دیدم که نشسته است. خیلی خوشحال و خوشوقت شدم و همان توسلی را که در حال بیداری داشتم در حال رؤیا نیز پیدا کردم. بنا کردم عرض حاجت نمودن و مخصوصا اصرار داشتم که ماه مبارک رمضان نزدیک است و من در مساجد متعدد دعوت شده ام ولی با این حنجره از کار افتاده چطور می توانم منبر رفته و سخنرانی نمایم و حال آنکه دکتر منع کرده که حتی با بچه های خود نیز حرفی نزنم.چون خیلی الحاح و تضرع و زاری داشتم حضرت اشاره به من کرد و فرمود به آن آقا سید که دم درب نشسته بگو چند جمله از مصیبت دخترم رقیه را بخواند و شما کمی اشک بریزید ان شا الله تعالی خوب می شوید. من به درب اطاق نگاه کردم دیدم شوهر خواهرم آقای حاج آقا مصطفی طباطبائی قمی که از علما و خطبا و از ائمه جماعت تهران می باشد نشسته است. امر آقا را به شخص نامبرده رساندم. ایشان می خواست از ذکر مصیبت خودداری کند حضرت سیدالشهدا ع فرمود روضه
اوج مظلومیت شهدای کربلا
حضرت رقیه به اوج رسیدروایت شده وقتی حضرت رقیه سر مبارک امام حسین ع را در خرابههای شام دید آن قدر گریه کرد تا از هوش رفت و ناله اش برای همیشه خاموش شد. صدای گریه بالا گرفت و مصیبتی دیگر بر دل داغدار اهل بیت نشست و این گونه واپسین شب زندگانی کوتاه فرشته غم با غصه سپری شد و بدن مجروح و ستم دیده او را در همان خرابه به خاک سپردند.هر یک از شب های محرم به نام یکی از شهدا یا شخصیت ها یا وقایعی مرتبط با جریان کربلا نام گذاری شده است. نام گذاری این شب ها با گذشت زمان صورت گرفته و واضع خاصی ندارد. این کار از طرف مداحان و ذاکران اهل بیت و بر اساس جایگاه شهیدان کربلا نزدیکی هر یک از آنها به نقطه وحدت بخش کربلا یعنی امام حسین ع و هم آهنگی شور و التهاب مراسم و روضه
چگونگی شهادت غم انگیز حضرت رقیه بر اساس 3 منبع
حضرت رقیه علیه السلام از حضرت رقیه علیه السلام ومرقد مطهر آن حضرتدر طول تاریخ کرامات متعددی بروز کرده است . در این مطلب توجه شما را به یک کرامت شگفت جلب میکنیم در کتاب اسرار آل محمد علیهم السلام نقل شده معاویه قاریان اهل شام و قاضیان آن را فرا خواند و به آنان اموالی داد و ایشان را در نواحی و شهرهای شام پراکنده ساخت. آنان هم مشغول به نقل روایات دروغین شدند و پایههای باطلی را برای مردم پایهگذاری کردند. آنان به مردم چنین خبر میدادند که علی علیه السلام عثمان را کشته و بدین وسیله اهل شام را به معاویه متمایل کردند و همه اهل شام متفق الکلمه شدند.بگو چند جمله از مصیبت دخترم رقیه رابخواندمرحوم حاج میرزا علی محدث زاده متوفای محرم 1396 ه. ق فرزند مرحوم محدث عالی مقام حاج شیخ عباس قمی رضوان الله تعالی علیها از وعاظ وخطبای مشهور تهران بودند. ایشان میفرمود یکسال به بیماری وناراحتی حنجره وگرفتگی صدا مبتلا شده بودمتا جایی که منبر رفتن وسخنرانی کردن برای من ممکن نبود . مسلم هر مریضی در چنین موقعی به فکر معالجه میافتد من نیز به طبیبی متخصص و با تجربه مراجعه کردم.پس از معاینه معلوم شد بیماری من آن قدر شدید است که بعضی از تارهای صوتی از کارافتاده و فلج شده و اگر لاعلاج نباشد صعب العلاج است.طبیب معالج در ضمن نسخهای که نوشت دستور استراحت داد و گفت که باید چند ماه ازمنبر رفتن خودداری کنم وحتی با کسی حرف نزنم واگر چیزی بخواهم و یا مطلبی از زن و بچهام انتظارداشته باشم آنها را بنویسمتا در نتیجه استراحت مداوم واستعمال دارو شاید سلامتی از دست رفته مجددا به من برگردد.البته صبر درمقابل چنین بیماری وحرف نزدن با مردم حتی با زن وبچه خیلی سخت وطاقتفرساستزیرا انسان بیشتر از هر چیز احتیاج به گفت وشنود دارد و چطور میشود چند ماه هیچ نگویم وحرفی نزنم وپیوسته در استراحت باشم ؟آن هم معلوم نیست که نتیجه چه باشد.برهمه روشن است که با پیش آمدن چنین بیماری خطرناکیچه حال اضطراری به بیماردست میدهد اضطرار میاندازد این حالت پریشانی است که انسان امیدش از تمام چارههای بشری قطع شده و به یاد مقربان درگاه الهی میافتد تا به وسیله آنها به درگاه خداوند متعال عرض حاجت کرده وا زدریای بیپایان لطف خداوند بهرهای بگیرد.من هم باچنین پیش آمدی چارهای جز توسل به ذیل عنایت حضرت امام حسین علیه السلام نداشتم . روزی بعد ازنماز ظهر وعصرحال توسل به دست آمد وخیلی اشک ریختم وسالار شهیدان حضرت اباعبدالله علیه السلام راکه به وجود مقدس ایشان متوسل بودم مخاطب قرارداده گفتم یا بن رسول الله صبر درمقابل چنین بیماری برای من طاقتفرساست. علاوه بر این من اهل منبرم و مردم ازمن انتظاردارند برایشان منبربروم.من از اول عمر تا به حال علی الدوام منبر رفتهام و از نوکران شما اهل بیتم حالا چه شده که باید یکباره از این پست حساس براثر بیماری کنار باشم . ضمنا ماه مبارک رمضان نزدیک استدعوتها را چه کنم؟ آقا عنایتی بفرما تا خدا شفایم دهد.به دنبال این توسل طبق معمول کم کم خوابیدم. درعالم خواب خودم را در اطاق بزرگی دیدم که نیمی ازآن منور وروشن بود وقسمت دیگر آن کمی تاریک.درآن قسمت که روشن بود حضرت مولی الکونین امام حسین علیه السلام را دیدم که نشسته است . خیلی خوشحال وخوشوقت شدم و همان توسلی را که در حال بیداری داشتم در حال رویا نیز پیداکردم . بنا کردم عرض حاجت نمودن ومخصوصا اصرار داشتم که ماه مبارک رمضان نزدیک است و من در مساجد متعدد دعوت شدهامولی با این حال حنجره ا زکارافتاده چطور میتوانم منبر رفته وسخنرانی نمایم وحال آنکه دکتر منع کرده که حتی با بچههای خود نیز حرفی نزنم.چون خیلی الحال وتضرع وزاری داشتم حضرت اشاره به من کردو فرمود به آن آقا سید که دم درب نشسته بگو اشک بریزیدان شاالله تعالی خوب میشوید. من به درب اطاق نگاه کردم دیدم شوهر خواهرم آقای حاج آقا مصطفی طباطبائی قمی که از علما وخطبا و از ائمه جماعت تهران میباشد نشسته است . امر آقا را به شخص نامبرده رساندم. ایشان میخواست از ذکر مصیبت خودداری کندحضرت سید الشهدا علیه السلام فرمود روضه
حضرت رقیه(س) در آیینه اسناد تاریخی و روایی
حضرت زینب سلام الله علیها با باران اشک خاک مزار برادر را می شوید.یاد رقیه سلام الله علیها دل عمه اش را آتش می زند او می گوید برادر جان همه ی کودکانی که به من سپرده بودی همراه خود آوردم غیر از رقیه ات سلام الله علیها که او را در شهر شام با دلی پر خون و غمبار به خاک سپردم. 37 ب- مؤیداتی با استناد به کرامات و معجزات از حضرت رقیه سلام الله علیها و مرقد مطهرایشان در طول تاریخ کرامات متعددی بروز کرده است که به چند نمونه اشاره ای خواهیم کرد. بگو چند جمله از مصیبت دخترم رقیه سلام الله علیها را بخواند مرحوم حاج میرزا علی محدث زاده متوفای محرم 1396 ه.ق فرزند محدث عالی مقام حاج شیخ عباس قمی رضوان الله تعالی علیهاز وعاظ و خطبای مشهور تهران بودند ایشان می فرمودند یک سال به بیماری و ناراحتی حنجره و گرفتگی صدا مبتلا شده بودمتاجایی که منبر رفتن و سخنرانی کردن برای من ممکن نبود. مسلم هر مریضی در چنین موقعی به فکر معالجه می افتدو من نیز به طبیبی متخصص و با تجربه مراجعه کردم.پس از معالجه معلوم شد بیماریم آنچنان شدید است که بعضی از تارهای صوتی از کار افتاده و فلج شده و اگر لا علاج نباشد صعب العلاج است.طبیب معالج در ضمن نسخه ای که نوشت دستور استراحت داد و گفت که باید تا چند ماه از منبر رفتن خودداری کنم با کسی حرف نزنم و اگر چیزی بخواهم یا مطلبی را از زن و بچه ام انتظار داشته باشم آنها را بنویسم تا در نتیجه ی استراحت مداوم و استعمال داروشاید سلامتی از دست رفته مجددا به من بازگردد.من هم با چنین پیش آمدیچاره ای جز توسل به ذیل عنایات امام حسین علیه السلام نداشتم.روزی بعد از نماز ظهر و عصر حال توسل به دست آمد و خیلی اشک ریختم و سالار شهیدان حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام را که به وجود مقدس ایشان متوسل بودم مخاطب قرار دادم و گفتم یا بن رسول الله6صبر در مقابل چنین بیماری برای من طاقت فرساست.علاوه بر این من اهل منبرم و مردم ا ز من انتظار دارند برایشان منبر بروم.من از اول عمر تا بحال علی الدوام منبر رفته ام و از نوکران شما اهل بیتمحالا چه شده که باید یکباره از این پست حساس بر اثر بیماری کنار باشم.ضمنا ماه مبارک رمضان نزدیک است دعوتها را چه کنم؟ آقا عنایتی بفرما تا خدا شفایم دهد.به دنبال این توسل طبق معمول کم کم خوابیدم. در عالم خواب خودم را در اطاق بزرگی دیدم که نیمی از آن منور و روشن بود و قسمت دیگر آن کمی تاریک در آن قسمت که روشن بود حضرت مولی الکونین امام حسین علیه السلام را دیدم که نشسته است. خیلی خوشحال و خوشوقت شدم و همان توسلی را که در حال بیداری داشتم در حال رویا نیز پیدا کردم. بنا کردم عرض حاجت نمودن و مخصوصا اصرار داشتم که ماه مبارک رمضان نزدیک است و من در مساجد متعدد دعوت شده ام ولی با این حنجره از کار افتاده چطور می توانم منبر رفته و سخنرانی نمایم و حال آنکه دکتر منع کرده که حتی با بچه های خود نیز حرفی نزنم. چون خیلی الحاح و تضرع و زاری داشتم حضرت اشاره به من کرد و فرمود به آن آقا سید که دم درب نشسته بگو چند جمله از مصیبت دخترم رقیه سلام الله علیها را بخواند و شما کمی اشک بریزید ان شا الله تعالی خوب می شوید. من به درب اطاق نگاه کردم دیدم شوهر خواهرم آقای حاج آقا مصطفی طباطبائی قمی که از علما و خطبا و از ائمه جماعت تهران می باشد نشسته است. امر آقا را به شخص نامبرده رساندم. ایشان می خواست از ذکر مصیبت خودداری کند حضرت سیدالشهدا ع فرمودند روضه
کتابشناسي آثار عاشورايي استاد حسين انصاريان / مقتل سید الشهداء
حضرت استاد انصاریان است. در این کتاب به تفصیل و در ضمن جلسات مختلف به موضوعات ذیل پرداخته شده است شان و شخصیت امام حسین و اهل بیت علیهم السلام و اهمیت روضه و گریه برای امام حسین علیه السلام سفر حضرت مسلم بن عقیل به شهر کوفه و شهادت ایشان ورود حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام و یاران و اهل بیت به سرزمین کربلا وقایع شب عاشورا شهادت حضرت مسلم بن عوسجه شهادت حضرت حبیب بن مظاهر پیوستن حضرت حر به کاروان حسینی و توبه کردن او و چگونگی شهادت ایشان اجازه گرفتن حضرت قاسم علیه السلام برای رفتن به میدان و چگونگی شهادت ایشان به میدان رفتن حضرت علی اکبر علیه السلام و شهادت ایشان شهادت حضرت علی اصغر علیه السلام شهادت حضرت ابوالفضل علیه السلام به میدان رفتن حضرت اباعلدالله الحسین علیه السلام و شهادت ایشان بازگشت ذوالجناح به خیمه ها وقایع شام عاشورا و آتش زدن خیمه ها اسارت حضرت زینب علیها السلام و اهل بیت امام حسین و حرکت آنان به شهر کوفه مجلس ابن زیاد لعنه الله علیه در دیر راهب نصرانی بین مسیر کوفه و شام ورود کاروان اسرا به شهر شام چگونگی شهادت حضرت رقیه
تهران/ حسینیۀ هدایت/ دهۀ اوّل محرّم/ پاییز 1395هـ.ش. سخنرانی سوم
نمیتوانم خیلی توضیح بدهم من هر سال روز سوم یک روضۀ دیگر دربارۀ حضرت سکینه خواندم امسال چندبار به من گفتند که روضۀ حضرت رقیه س بخوان چشم ولی سن من و طاقت من را هم حساب بکنید در روضه
کتابی پیرامون زندگی امام حسین (ع) به زبان اسپانیولی منتشر شد
حضرت سید الشهدا علیه السلام بر گرفته از متن گفتار های استاد انصاریان است که توسط مرکز علمی تحقیقاتی دارالعرفان الشیعی گردآوری و با حمایت مجمع جهانی اهل بیت ع ترجمه و منتشر شده است. این کتاب پژوهشی در قلمرو تاریخ قیام عاشوراست که توسط استاد حسین انصاریان تالیف و آقای 'رائول گنزالس' آن را به زبان اسپانیولی ترجمه و انتشارات 'فاطیما' مادرید در 160 صفحه به چاپ رسانده است . هدف اصلی این کتاب ارائه گزارش مستند از تاریخ قیام عاشورا است که شامل موضوعات ذیل است شان و شخصیت امام حسین و اهل بیت علیهم السلام و اهمیت روضه و گریه برای امام حسین علیه السلام سفر حضرت مسلم بن عقیل به شهر کوفه و شهادت ایشان ورود حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام و یاران و اهل بیت به سرزمین کربلا وقایع شب عاشورا اجازه گرفتن حضرت قاسم علیه السلام برای رفتن به میدان و چگونگی شهادت ایشان به میدان رفتن حضرت علی اکبر علیه السلام و شهادت ایشان شهادت حضرت علی اصغر علیه السلام شهادت حضرت ابوالفضل علیه السلام به میدان رفتن حضرت اباعلدالله الحسین علیه السلام و شهادت ایشان بازگشت ذوالجناح به خیمه ها وقایع شام عاشورا و آتش زدن خیمه ها اسارت حضرت زینب علیها السلام و اهل بیت امام حسین و حرکت آنان به شهر کوفه مجلس ابن زیاد لعنه الله علیه در دیر راهب نصرانی بین مسیر کوفه و شام ورود کاروان اسرا به شهر شام چگونگی شهادت حضرت رقیه
عدم شک و ترديد در حجّت بودن قرآن و اهلبیت(ع)
حضرت رقیه سلام الله علیها چیست؟ گفتم شما چه میگویید؟ گفت خیلی از علما میگویند که امام حسین علیه السلام چنین بچهای نداشته و دروغ است گفتم آنها اینجور میگویند؟ گفت بله گفتم نظر من درباره این سه ساله بسیار پرقدرت یک نظر صد درصد مثبت است. البته من کتابهای بسیاری را از قرن حدود ششم تا این قرن دیدم که از حضرت رقیه علیها السلام نام بردند مصائب او را هم نوشتهاند و با کلمه رقیه هم نام بردهاند. 10 من به او چیزی نگفتم که من برای حضرت رقیه سلام الله علیها مدرکی دارم که سابقه هشت قرن را به دنبال دارد؛ ولی این را به او گفتم که آیا شما به سوریه رفتی؟ مثل اینکه رفته بود گفتم آن حرم صحن ضریح گنبد و مسجد بالاسر را یکی از رفقای خود من که اهل همدان بود ساخته است که شش هزار متر زمین در اختیار صحن و حرم و گنبد و بارگاه است. خدا آن مرد بزرگ را رحمت کند من هم در سوریه با او همراه بودم که مشغول خریدن زمینها و خانههای اطراف حرم بود. همه هم خانههایشان را به قیمت خوبی فروختند مگر یک نفر که خانهاش به پول سوریه بیست هزار لیر میشد.این مرد الهی که با من بود به صاحب آن خانه گفت این خانه را سی هزار لیر میخرم بفروش گفت نمیفروشم گفت چهل هزار لیر میخرم. گفت نمیفروشم. این دوست من تا صد هزار لیر میخواست بخرد ولی او همچنان میگفت که نمیدهم گفت این خانهای را که بیست هزار لیر میارزد ـ در آن زمان که سال 64 بود ـ چقدر میفروشی؟ گفت یک میلیون لیر ایشان با این قیمت نمیتوانست بخرد چون با این پول میتوانست نصف حرم را بسازداین مرد خدا در یکی از روزها با رئیس اوقاف سوریه ملاقات کرد چون او را میشناخت و خیلی هم به او احترام میکردند. گفت من این ملک را میخواهم بخرم قیمت هم کردهام دلالها در سوریه میگویند بیست هزار لیر میارزد ولی صاحب خانه میگوید یک میلیون لیر گفت مشکلی ندارد من برای شما میخرم گفت خیلی سنگین است رئیس اوقاف که سنی هم بود گفت من به کمک خود این بچه سه ساله خانه را میخرم و به شما تحویل میدهم شما هم آن را خراب کن و به زمینهای دیگر وصل کندر همان لحظه به شهردار دمشق زنگ زد ـ این را من خودم در جریان بودم و کسی برای من نقل نکرده است خودم در سوریه بودم ـ شهردار آمد. به شهردار گفت که چنین اتفاقی در حال وقوع است صاحب این خانه خیلی آدم ستمگر و ظالمی است و ما هم نمیخواهیم خانهاش را به زور بگیریم ولی قیمت خانهاش بیست هزار لیر است ولی ما سی هزار لیر میدهیم این خانه را چگونه میتوانی بخری؟ گفت فردا جواب میدهم شهردار رفت و فردا آمد و گفت نقشه جامع شهر دمشق را در این بخش از حرم حضرت رقیه سلام الله علیها عوض کردم بهگونهای که پشت این خانه در مسیر یک اتوبان قرار گرفته و خود خانه هم جلوی اتوبان و حرم قرار میگیرد طوری که نمیتواند تک و تنها در این اتوبان باشد این خانه باید از نظر نقشه جامع شهر خراب شودبعد از این جریان صاحب آن خانه را خواست و گفت این خانه را چقدر میفروشی؟ گفت قبلا هم گفتم که یک میلیون لیر میفروشم گفت این نقشه جامع شهر دمشق است یا خانهات را به بیست هزار لیر و به قیمت اصلی بفروش یا اینکه فردا با بولدوزر خانهات را خراب میکنم اینجا قرار است که اتوبان شود ای بیادب نسبت به دختر حضرت سید الشهدا علیه السلام معامله میکنی؟ آن خانه را هم خریدندمن به این شخصی که در مورد حضرت رقیه سلام الله علیها سؤال کرده بود گفتم اگر حضرت رقیه علیها السلام دروغ بود خدا بخاطر یک قبر دروغ در قلب مردم نمیانداخت که میلیاردها لیر خرج کنند تا چنین حرم باعظمتی را بسازند.با بیخبران بگو که ای بیخردانبیهوده سخن به این درازی نبود قطعی بودن نجات شیعیان اهل بیت ع در دنیا و آخرتامروز فکر میکنم که قلب شما خیلی آرامش پیدا کرد که هیچ شکی در قرآن نیست و چون اهل بیت علیهم السلام در قرآن آورده شدند و عدل قرآن هستند چنانکه در قرآن شکی نیست پس در امامت و عصمت این ذوات قدسی و در اینکه کلید خیر دنیا و آخرت ما بعد از قرآن در دست آنهاست هم هیچ شکی نیست. این دو بدون شک و تردید دو دستگیره نجات هستند؛ یعنی خیال شما در مقابل ملتهای اسلامی که شیعه نیستند صد درصد راحت باشد که راه شما حق و درست است و شیعه بودن شما هم درست است و نجات شما در وقت مرگ و برزخ و قیامت قطعی است. روضه … روضه نمیخواندالبته باید بگویم که آقای بروجردی در گریه کردن برای ابی عبدالله علیه السلام حرف اول را میزد. در روز چهارشنبه که صبح فردای آن روز ساعت هفت از دنیا رحلت کردند وقتی روی تخت نشسته بودند یک روز مانده به رحلت فرمود یک نفر را از دفاتر محضری به منزل ما بیاورید چون پزشک اجازه نمیدهد که من از تخت پایین بیایم اطرافیان ایشان فورا به یکی از دفاتر ثبت اسناد مراجعه کرده و مسئول مربوطه را سوار ماشین کردند و آوردند. ایشان فرمودند من چند قطعه زمین از مرحوم پدرم در بروجرد دارم خانهای قدیمی هم در قم دارم پولهایی که دارم ملک خودم نیست و سهم امام علیه السلام است ثلث مال من از زمین بروجرد و منزل قم را همین الآن در جلوی چشم من بنویس که وقف وجود مقدس حضرت ابی عبدالله الحسین علیه السلام است و باید برای امام حسین علیه السلام خرج شودایشان نفرمود بنویس که کتابهای من برای عالم آخرت به دادم برسد نوشتههایم به دادم برسد عبادات من به دادم برسد مرجعیت من و مسجد اعظمی که ساختم به دادم برسد؛ بلکه فرمود همه اینها را بنویس که برای ابی عبدالله علیه السلام است تا من امضا کنم چون راه نجات ما حسین است نه نماز و نه مسجدسازی ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه . 8 من پارسال در ایام ماه مبارک رمضان بعد از تمام شدن منبر وقتی میخواستم روضه بخوانم هر سی روز را با این جملات شروع کردم السلام علیک یا ابا عبد الله السلام علیک یا مصباح الهدی السلام علیک یا سفینه النجاه السلام علیک یا رحمه الواسعه السلام علیک یا باب نجات الامه . این مفاهیم را آقای بروجردی لمس کرده بود که باب نجات ابی عبدالله علیه السلام است.آن شخص از ایشان پرسیده بود که آیا در ماه مبارک رمضان و دهه محرم روضه هم میخواندید؟ این شخص فکر میکرد که ایشان با این عظمت و با این کوه علم مثل روضهخوانها روضه نمیخواند آقای بروجردی نگاهی به این شخص کرد و فرمود کل 38 سالی که در بروجرد بودم روضه میخواندم آن هم چه روضهای یعنی از ابی عبدالله علیه السلام کم نمیگذاشتم منحصر نبودن اهل بیت در پنج نفر و جریان آن تا امام زمان ع همه اینها دستگیره نجات هستند؛ اما باید به این موضوع عنایت داشت که همه اهل بیت و عترت علیهم السلام بر طبق ترجمه خود ائمه طاهرین علیهم السلام چهارده نفر هستند. ما فکر میکنیم که مراد از اهل بیت علیهم السلام همان پنج نفر هستند زمانی که آیات درباره اهل بیت علیهم السلام نازل شد فقط پنج نفر از آن ذوات قدسی در دنیا بودند و هنوز بقیه به دنیا نیامده بودند. آیات مربوط به اهل بیت علیهم السلام تا امام دوازدهم جریان دارد؛ یعنی پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم و صدیقه کبری سلام الله علیها و امیرالمؤمنین علیه السلام تا امام دوازدهم را شامل میشود و اهل بیت همه اینها هستند نه پنج نفرآیت الله بروجردی در آن 38 سال که منبر رفتند منبرهایشان را جمع کردند؛ یعنی آن وقت ضبط صوت نبود ولی امهات منبرهایشان را خودشان جمع کرده بودند و از اهل بیت علیهم السلام فقط چند سال را ـ در سی روز ماه مبارک رمضان نه دهه عاشورا ـ درباره امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف سخنرانی کردند. در این چند سال در کتابهای شیعه و سنی روایاتی که مربوط به یکی از اهل بیت علیهم السلام بود ـ نه همه آنها ـ را جمع کرد و بعد که به قم آمدند یکی از شاگردان رده اول ایشان که الآن مرجع تقلید است بنام آیت الله العظمی صافی گلپایگانی آن جمعآوری شدههای ایشان را تنظیم کردند. جمعآوری شش هزار روایت درباره امام زمان ع آیت الله صافی به جلسات شما علاقه زیادی دارند؛ هم دهه عاشورا و هم شبهای احیا را از تلویزیون گوش میدهند. به بنده هم محبت زیادی دارند و هر وقت به دیدار ایشان میروم خیلی به من لطف میکنند. چند بار هم به من نامههای ماندگار و با بنیانی نوشتند ایشان نوشتههای مرحوم آیت الله العظمی بروجردی را درباره امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نظام دادند و با نام کتاب منتخب الاثر چاپ کردند که فقط برای یک نفر از اهل بیت علیهم السلام در حدود شش هزار روایت را تنظیم کردندآن بدبختهایی که میگویند ما به امام زمان عجل الله فرجه اعتقاد نداریم یعنی آیا قرآن و پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم تا امام عسکری علیه السلام درباره اهل بیت علیهم السلام ـ نعوذ بالله ـ دروغ گفتهاند؟ اگر دروغ باشد که شش هزار روایت جمع نمیشداین ذوق و سماع ما مجازی نبودوین وجد که میکنیم بازی نبودبا بیخبران بگو که ای بیخردانبیهوده سخن به این درازی نبود 9 سخن دروغ که شش هزار روایت در کنارش موج نمیزند پاسخ به تردید در مورد حضرت رقیه
غزل غزل بنویسم حدیث رویایی از هاشم طوسی
رقیه جان میگفتتوبهترین و یگانه عموی دنیائیتو امتداد طراوت به نو بهارانیتو تکیه گاه و امید دل غزالانیبه پای مقدم خود سجده ی ملک داریتو با قبیله ی تان حسن مشترک داریاگر چه هاشمیان بی مثال و مه رویندولی تو بین همه بیشتر نمک داریز دست و پا زدنت بین دستهای حسینمشخص است که قصدی تو بر کمک داریتو بین معنی این واژها نمی گنجیبه روی خاک ولی ریشه در فلک داریسوال های زیادی میان ذهن خودتزماجرای کبود غم فدک داریهمیشه شرم شریعه زمشک خالی توستکه پای چشمه لبانی پر از ترک داریهنوز آب روان حسرت لبت داردنگاه برادب چشم پر تبت داردبه وجدآمده از وصل روی دلداریکه پا به پای دلش تا به صبح بیداریکنار تربیتت رد پای مادرتوستکه این چنین ز وقار و حیا تو سرشاریبه پای گوش توهمواره این نوامی خواندمباد لفظ برادر به لب کنی جاریهمیشه و همه جا پیش مرگ او باشیمباد یک نفس از او تو دست برداریعلم به دوش سحرگاه ای ستون حرمبرای حضرت عشقم نما علم داریبدان که دست توسل به دامن زهرابه بازوان ستبر تو می دهد یاریمسیر سجده ی افلاک سوی محضر توستدل زنان بهشتی اسیر مادر توستزازدیاد حسودی ماه بر رویتتو چشم خوردی و آمد بلا زهر سویتبه پای بیرق و مشک تو آسمان افتادعمود فاصله انداخت بین ابرویتبرای این همه جانبازی و وفاداریخدای بوسه گرفته ز روی بازویتنگاه خیمه زتعظیم کردنت فهمیدنشسته مادر پهلو شکسته پهلویتهمین که پای غریبه به خیمه ها واشد نسیم روضه
عشق و محبت در جهان هستی
حضرت رقیه س است و ثواب روضهام برای حضرت رقیه باشد.این عذرخواهی را خودمان بلد نبودیم امیرالمؤمنین ع یاد ما دادهاند. خیلی عذرخواهی جانسوزی است. امیرالمؤمنین ع فرض کرده خدا در قیامت او را به جهنم ببرد؛ میگویند اگر من را جهنم ببری در جهنم چه کار میکنم در جهنم این حرفها را با تو میزنم فبعزتک یا سیدی و مولای اقسم صادقا لئن ترکتنی ناطقا . 10 اگر اجازه بدهی وسط دوزخ با تو حرف بزنم اجازه بدهی گریه کنم لاضجن الیک بین اهلها ضجیج الآملین و لاصرخن الیک صراخ المستصرخین و لابکین علیک بکا الفاقدین و لانادینک این کنت یا ولی المؤمنین یا غایه آمال العارفین یا غیاث المستغیثین یا حبیب قلوب الصادقین و یا اله العالمین . 11 کلام آخر؛ روضه
رقیه بنت الحسین (س)
حضرت رقیه بنت الحسین رحمه الله که از اول مشهور بوده است. گویا حضرت امام حسین ع نشانی را از خود در شام به یادگار نهاده است تا در آینده کسانی پیدا نشوند که به انکار اسارت خاندان طهارت و حوادث آن پردازند. این دختر خردسال گواه بزرگی است بر این که در کاروان اسیران کربلا حتی دختران خردسال نیز بوده اند. ما ملتزم به این هستیم که بر دفن رقیه بنت الحسین رحمه الله در این مکان شهرت قائم است و این که در این مکان جان سپرده است. ما به زیارتش شتافتیم و باید احترام او را پاس داشت....بقعه مطهرشیفتگان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام همواره نسبت به ساخت و بازسازی مراقد مطهر ایشان علاقه نشان می دهند؛ از جمله بنای بقعه مطهر حضرت رقیه رحمه الله نیز مورد توجه بوده است. عبد الوهاب بن احمد شافعی مصری شعرانی متوفای ٩٧٣ق این جمله را بر سردر بقعه مطهر دیده و نقل کرده است هذا البیت بقعه شرفت بآل النبی و بنت الحسین الشهید رقیه 61 برخی از صاحب منصبان سابق سیاسی ایران نیز در این امر سهیم بوده اند؛ از جمله میرزا علی اصغر خان اتابک نخست وزیر ایران در دوره قاجار که در سال ١٣٢٣ قمری اقدام به بازسازی این مکان مطهر نمود. مرحوم آیت الله سید محسن امین عاملی این عمل اتابک را به نظم درآورده که این ابیات را مرحوم میرزا احمدرضا شیرازی کتابت نموده و بر درب حرم مطهر دیده می شد تمسک بالولا لآل طهپس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران مسئولان نظام جمهوری اسلامی با کمک مردم نیکوکار و علاقه مند به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام و همکاری دولت عربی سوریه توجه کامل به آن مکان مقدس نمودند و بحمدالله علاوه بر توسعه بازسازی کامل انجام گرفته و از جهت فنی و معماری و هنری کاری شایسته صورت گرفته که نتایج آن از این قرار است ١. تغییر مسیر آبی که از کنار حرم می گذشت؛٢. توسعه مجموعه ساختمان حرم فعلی که حدود ۴۵٠٠ متر مربع است ۶٠٠ متر مربع آن را فضای باز و بقیه را زیربنا تشکیل می دهد. در قسمت جنوبی ساختمان مسجدی به وسعت ٨٠٠ متر مربع به شکل مستطیل ۴٠ در ٢٠ ساخته شده و وسعت حرم و رواق هایش حدود ٢۶٠٠ متر مربع شده است؛ 62 ٣. نصب ضریح نقره ای و طلاکوب بزرگ و بسیار زیبا و ارزشمند که در اصفهان ساخته شده و در سال ١٣١۴ هجری قمری به همت زائران ایرانی و شیفتگان آن حضرت و به کوشش دولت جمهوری اسلامی ایران به دمشق برده شد و بر روی ضریح کوچک قدیمی قرار داده شد.شیخ نبیل حلباوی امام جماعت حرم مطهر برای تقدیر و تشکر از نظام و مردم شهیدپرور ایران اشعاری را سرود که در بخشی از آن می گوید فی کربلا غرستم دماکم و هذه ایران غرس و ثمر قاد الخمینی علی نهجکم قوما هم اتقی و اوفی و ابر و فی بقاع الارض احیوا ذکرکم فهو لهم قلب و سمع و بصر 63 و امروز این مکان به عنوان سمبل مبازه با ظلم و ستم و پیروزی حق بر باطل شناخته می شود. سالیانی است که برنامه های فرهنگی و دینی از قبیل اقامه مجالس عزاداری و سخنرانی نماز جمعه و جماعت در این مکان مقدس برپا شده و دروس دانشگاه دینی نیز در سالن های آن تدریس می شود. امیدواریم با نابودی تروریست های وهابی مسلک امنیت به کشور سوریه بازگردد تا باز خیل عظیم زائران به زیارت مزار آن بزرگوار بشتابند. 1 شیخ صدوق الامالی ص٢٣١ مجلس ٢۴٣ ٣١؛ محمدباقر مجلسی بحارالانوار ج ١۴ ص ۴۵. 2 قاضی نعمان شرح الاخبار ٣ ٢۶٩. 3 ابن نما حلی مثیر الاحزان ١٠٢. 4 سید بن طاووس اللهوف ٢١٩. 5 سید محمد بن ابوطالب تسلیه المجالس ٣٩۶ ٢. 6 سعد بن عبدالله اشعری بصائر الدرجات ٣٣٨؛ بحار الانوار ٢۵ ۴۵ ١٧٧. 7 ابن شهراشوب المناقب ١۴۵ ۴. 8 الرطانه عند اهل المدینه الرومیه . بصائر الدرجات ٣٣٨ . 9 ابن جریر طبری دلائل الامامه ١٢۵ ٢٠۴. 10 آقا بزرگ تهرانی الذریعه ٢۵٢ ١٧ و٢۵۵. 11 این کتاب اثر قاسم بن محمد بن احمد مامونی از علمای اهل سنت است . ر. ک محدث قمی الفوائد الرضویه ١١٢. 12 کامل بهائی١٧٩ ٢. 13 ملاحسین واعظ کاشفی روضه … حضرت امام زین العابدین ع با آن که در شرایطی بس دشوار به سر می برد از فرصت استفاده می کند و به تعلیم و آموزش نگهبانان رومی به زبان خودشان می کند تا از حقایق دین و واقعیت امور آگاه شوند.رقیه بنت الحسین رحمه الله یکی از مباحث پیچیده تاریخ شیعه شناسایی دختری به نام رقیه بنت الحسین رحمه الله است . قدیمی ترین منبع قابل دسترسی در این زمینه دو کتاب ذیل است اول کتاب لباب الاسناب اثر ابن فندق که شرح کتاب و مؤلف آن در ادامه خواهد آمد؛دوم کتاب کامل بهائی اثر شیخ عمادالدین حسن بن علی بن محمد بن علی طبری آملی است . او که از معاصران خواجه نصیر طوسی است کتاب را بنا به دستور وزیر بهاالدین محمد فرزند وزیر شمس الدین جوینی صاحب دیوان و حاکم اصفهان در دولت هلاکوخان نگاشته و از این رو به کامل بهائی شهرت یافته است . نام دیگر این کتاب کامل السقیفه می باشد . این کتاب در دو جلد و در مدت دوازده سال نگارش یافته و تاریخ پایان تالیف آن سال ۶٧۵ هجری است . مؤلف این کتاب آثار دیگری چون مناقب الطاهرین معارف الحقائق و اربعین البهائی از خود به یادگار نهاده است 10 که از مجموع این آثار به روشنی می توان دریافت که وی دانشمندی شیعی و تاریخ نگاری استوار و غیرتمند است.عمادالدین طبری نیز ماجرا را به نقل از کتاب الحاویه 11 نقل می کند که متاسفانه امروز اثری از این کتاب در دست نیست.او می نویسد در حاویه آمد که زنان خاندان نبوت در حالت اسیری حال مردان که در کربلا شهید شده بودند را بر پسران و دختران ایشان پوشیده می داشتند و هر کودکی را وعده ها می دادند که پدر تو به فلان سفر رفته و بازمی آید؛ تا ایشان را به خانه یزید آوردند . دخترکی بود چهار ساله؛ شبی از خواب بیدار شد و گفت پدر من حسین کجاست؟ این ساعت او را به خواب دیدم سخت پریشان . زنان و کودکان جمله در گریه افتادند و فغان از ایشان برخاست . یزید خفته بود؛ از خواب بیدار شد و حال تفحص کرد . خبر بردند که حال چنین است . آن لعین در حال گفت که بروند و سر پدر او را بیاورند و در کنار او نهند . ملاعین سر بیاورده و در کنار آن دختر چهار ساله نهادند . پرسید این چیست؟ ملاعین گفت سر پدر توست . آن دختر بترسید و فریاد برآورد و رنجور شد و در آن چند روز جان به حق تسلیم کرد. 12 از نقل طبری استفاده می شود که امام حسین ع دختری چهار ساله داشته که در فراق پدر در شام پرپر گردید ولی نامی از او به میان نیامده است . تاریخ نگاران پس از او نیز این جریان جان گداز را با اختلافی اندک و برخی اضافات که به زبان حال می نماید در کتاب های خود آورده اند؛ از جمله - ملا حسین کاشفی سبزواری متوفای ٩١٠ ق در کتاب روضه
رقیه بنت الحسین (رحمه الله)
حضرت رقیه بنت الحسین رحمه الله که از اول مشهور بوده است. گویا حضرت امام حسین ع نشانی را از خود در شام به یادگار نهاده است تا در آینده کسانی پیدا نشوند که به انکار اسارت خاندان طهارت و حوادث آن پردازند. این دختر خردسال گواه بزرگی است بر این که در کاروان اسیران کربلا حتی دختران خردسال نیز بوده اند. ما ملتزم به این هستیم که بر دفن رقیه بنت الحسین رحمه الله در این مکان شهرت قائم است و این که در این مکان جان سپرده است. ما به زیارتش شتافتیم و باید احترام او را پاس داشت....بقعه مطهرشیفتگان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام همواره نسبت به ساخت و بازسازی مراقد مطهر ایشان علاقه نشان می دهند؛ از جمله بنای بقعه مطهر حضرت رقیه رحمه الله نیز مورد توجه بوده است. عبد الوهاب بن احمد شافعی مصری شعرانی متوفای ٩٧٣ق این جمله را بر سردر بقعه مطهر دیده و نقل کرده است هذا البیت بقعه شرفت بآل النبی و بنت الحسین الشهید رقیه 61 برخی از صاحب منصبان سابق سیاسی ایران نیز در این امر سهیم بوده اند؛ از جمله میرزا علی اصغر خان اتابک نخست وزیر ایران در دوره قاجار که در سال ١٣٢٣ قمری اقدام به بازسازی این مکان مطهر نمود. مرحوم آیت الله سید محسن امین عاملی این عمل اتابک را به نظم درآورده که این ابیات را مرحوم میرزا احمدرضا شیرازی کتابت نموده و بر درب حرم مطهر دیده می شد تمسک بالولا لآل طهپس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران مسئولان نظام جمهوری اسلامی با کمک مردم نیکوکار و علاقه مند به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام و همکاری دولت عربی سوریه توجه کامل به آن مکان مقدس نمودند و بحمدالله علاوه بر توسعه بازسازی کامل انجام گرفته و از جهت فنی و معماری و هنری کاری شایسته صورت گرفته که نتایج آن از این قرار است ١. تغییر مسیر آبی که از کنار حرم می گذشت؛٢. توسعه مجموعه ساختمان حرم فعلی که حدود ۴۵٠٠ متر مربع است ۶٠٠ متر مربع آن را فضای باز و بقیه را زیربنا تشکیل می دهد. در قسمت جنوبی ساختمان مسجدی به وسعت ٨٠٠ متر مربع به شکل مستطیل ۴٠ در ٢٠ ساخته شده و وسعت حرم و رواق هایش حدود ٢۶٠٠ متر مربع شده است؛ 62 ٣. نصب ضریح نقره ای و طلاکوب بزرگ و بسیار زیبا و ارزشمند که در اصفهان ساخته شده و در سال ١٣١۴ هجری قمری به همت زائران ایرانی و شیفتگان آن حضرت و به کوشش دولت جمهوری اسلامی ایران به دمشق برده شد و بر روی ضریح کوچک قدیمی قرار داده شد.شیخ نبیل حلباوی امام جماعت حرم مطهر برای تقدیر و تشکر از نظام و مردم شهیدپرور ایران اشعاری را سرود که در بخشی از آن می گوید فی کربلا غرستم دماکم و هذه ایران غرس و ثمر قاد الخمینی علی نهجکم قوما هم اتقی و اوفی و ابر و فی بقاع الارض احیوا ذکرکم فهو لهم قلب و سمع و بصر 63 و امروز این مکان به عنوان سمبل مبازه با ظلم و ستم و پیروزی حق بر باطل شناخته می شود. سالیانی است که برنامه های فرهنگی و دینی از قبیل اقامه مجالس عزاداری و سخنرانی نماز جمعه و جماعت در این مکان مقدس برپا شده و دروس دانشگاه دینی نیز در سالن های آن تدریس می شود. امیدواریم با نابودی تروریست های وهابی مسلک امنیت به کشور سوریه بازگردد تا باز خیل عظیم زائران به زیارت مزار آن بزرگوار بشتابند. پی نوشتها 1 شیخ صدوق الامالی ص٢٣١ مجلس ٢۴٣ ٣١؛ محمدباقر مجلسی بحارالانوار ج ١۴ ص ۴۵. 2 قاضی نعمان شرح الاخبار ٣ ٢۶٩. 3 ابن نما حلی مثیر الاحزان ١٠٢. 4 سید بن طاووس اللهوف ٢١٩. 5 سید محمد بن ابوطالب تسلیه المجالس ٣٩۶ ٢. 6 سعد بن عبدالله اشعری بصائر الدرجات ٣٣٨؛ بحار الانوار ٢۵ ۴۵ ١٧٧. 7 ابن شهراشوب المناقب ١۴۵ ۴. 8 الرطانه عند اهل المدینه الرومیه . بصائر الدرجات ٣٣٨ . 9 ابن جریر طبری دلائل الامامه ١٢۵ ٢٠۴. 10 آقا بزرگ تهرانی الذریعه ٢۵٢ ١٧ و٢۵۵. 11 این کتاب اثر قاسم بن محمد بن احمد مامونی از علمای اهل سنت است . ر. ک محدث قمی الفوائد الرضویه ١١٢. 12 کامل بهائی١٧٩ ٢. 13 ملاحسین واعظ کاشفی روضه … حضرت امام زین العابدین ع با آن که در شرایطی بس دشوار به سر می برد از فرصت استفاده می کند و به تعلیم و آموزش نگهبانان رومی به زبان خودشان می کند تا از حقایق دین و واقعیت امور آگاه شوند.رقیه بنت الحسین رحمه الله یکی از مباحث پیچیده تاریخ شیعه شناسایی دختری به نام رقیه بنت الحسین رحمه الله است . قدیمی ترین منبع قابل دسترسی در این زمینه دو کتاب ذیل است اول کتاب لباب الاسناب اثر ابن فندق که شرح کتاب و مؤلف آن در ادامه خواهد آمد؛دوم کتاب کامل بهائی اثر شیخ عمادالدین حسن بن علی بن محمد بن علی طبری آملی است . او که از معاصران خواجه نصیر طوسی است کتاب را بنا به دستور وزیر بهاالدین محمد فرزند وزیر شمس الدین جوینیصاحب دیوان و حاکم اصفهان در دولت هلاکوخان نگاشته و از این رو به کامل بهائی شهرت یافته است . نام دیگر این کتاب کامل السقیفه می باشد . این کتاب در دو جلد و در مدت دوازده سال نگارش یافته و تاریخ پایان تالیف آن سال ۶٧۵ هجری است . مؤلف این کتاب آثار دیگری چون مناقب الطاهرین معارف الحقائق و اربعین البهائی از خود به یادگار نهاده است 10 که از مجموع این آثار به روشنی می توان دریافت که وی دانشمندی شیعی و تاریخ نگاری استوار و غیرتمند است.عمادالدین طبری نیز ماجرا را به نقل از کتاب الحاویه 11 نقل می کند که متاسفانه امروز اثری از این کتاب در دست نیست.او می نویسد در حاویه آمد که زنان خاندان نبوت در حالت اسیری حال مردان که در کربلا شهید شده بودند را بر پسران و دختران ایشان پوشیده می داشتند و هر کودکی را وعده ها می دادند که پدر تو به فلان سفر رفته و بازمی آید؛ تا ایشان را به خانه یزید آوردند . دخترکی بود چهار ساله؛ شبی از خواب بیدار شد و گفت پدر من حسین کجاست؟ این ساعت او را به خواب دیدم سخت پریشان . زنان و کودکان جمله در گریه افتادند و فغان از ایشان برخاست . یزید خفته بود؛ از خواب بیدار شد و حال تفحص کرد . خبر بردند که حال چنین است . آن لعین در حال گفت که بروند و سر پدر او را بیاورند و در کنار او نهند . ملاعین سر بیاورده و در کنار آن دختر چهار ساله نهادند . پرسید این چیست؟ ملاعین گفت سر پدر توست . آن دختر بترسید و فریاد برآورد و رنجور شد و در آن چند روز جان به حق تسلیم کرد. 12 از نقل طبری استفاده می شود که امام حسین ع دختری چهار ساله داشته که در فراق پدر در شام پرپر گردید ولی نامی از او به میان نیامده است . تاریخ نگاران پس از او نیز این جریان جان گداز را با اختلافی اندک و برخی اضافات که به زبان حال می نماید در کتاب های خود آورده اند؛ از جمله - ملا حسین کاشفی سبزواری متوفای ٩١٠ ق در کتاب روضه
English