قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه

ای خدا ببین بُریدم، دیگه از هر چی گناهه از شایا تجلی

ای خدا ببین بُریدم، دیگه از هر چی گناهه

ای خدا منم همون که ، عمریه که روسیاهه

 

این روزا دارم می فهمم ، عمری با خودم چه کردم

حالا اما از ته دل، پُر ِ اندوهه یه مَردَم

 

مردی که نگاهِ سبزش ، یه نشونه از خدا بود

سومین امام معصوم ، خامس آل عبا بود

 

اون کسی که عمری جنگید، با گناه و ظلم و بیداد

اون کسی که واسه مردم، بوی پیغمبرُ می داد

 

اون کسی که با شجاعت ، بیعت یزیدُ رد کرد

جونشُ فدای راهه ، قل هو الله احد کرد

 

حلقه زد اشک ِ غریبی ، توی چشمای زلالش

بست آقا بار ِ سفر رُ ، با همه اهل و عیالش

 

با غم غریبی رفتن ، تا به کربلا رسیدن

اونجا که خدا می دونه ، چقده بلا کشیدن

 

کوفیان اومدن اما ، چشاشون کاسه ی خون بود

توی دستای سیاهشون، خنجر و تیر و کمون بود

 

نامسلمونا نگفتن ، کاروان پُرَ از  امامه

کوله بارشون شمیمه ، خاک مسجد الحرامه

 

تیغ دشمنی کشیدن ، روی اهل بیت عصمت

لعنتُ الله ُ علیهم ، از همیشه تا قیامت

 

مونده رو سینه ی تاریخ ، ننگ این جماعت رذل

کمکم کن تا بخونم ، خیلی سخته یا ابوالفضل

 

انگاری صحنه ی اون روز ، مثله آینه روبرومه

چه جوری بگم بدونید ، که چه بغضی تو گلومه

 

پسر فاطمه اونجا ، همه هستی شو فدا کرد

رفت و با قیام سرخش ، کربلا رُ کربلا کرد

 

تا همیشه بر قراره ، خون بهای این سُلاله

کمرِ کفرُ شکسته ، داغ هفتاد و دو لاله


منبع : شایا تجلی
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب


بیشترین بازدید این مجموعه