و هر محبتی در مرحله اشتداد و سیطره آن چنین است چه محبت محبت مجازی باشد و چه محبت حقیقی یعنی محبت خدا و اولیا او.در مصباح الشریقه درباره این اثر … کنیمیکی از آثار محبت به امام زمان علیه السلام ایثار امام زمان برهمه چیز و برخوداولین و مبارکترین اثر از اثار محبت این است که محب محبوب را بر … دعای شیعیان برای امام زمان علیه السلام نشانگر علاقه و محبت به ایشان است.
7,976 مطلب یافت شد
محبت خداوند
البته محور سخن ما در این جا محبت انسان به خداوند است ولی چون در واقع نوعی ملازمه میان محبت بندگان نسبت به پروردگار خویش با محبت خداوند به آنان … همچنین این قبیل محبت ها به دلیل پستی و مادی بودن سبب آن و سرعت زوالش پایین ترین درجه محبت است. 5 و لذت معنوی؛ مانند محبت انسان به یک سرباز فداکار … محبت بندگان به خداوند الف خدا تنها محبوب حقیقی در واقع تنها خداوند شایسته محبت حقیقی و عشق ورزیدن است.
گلزار محبت
دلم آشفته و شیدای یار است سرم اندر سر سودای یار است به قلبم عشق بیگانه نگنجد که این منزل سراسر جای یار است
گلزار محبت
بود گلگشت من صحرای عشقت بود نایم پر از آوای عشقت متاع جان اگرچه قابلت نیست فدا گردانم اندر پای عشقت برگرفته از کتاب گلزار محبت
گلزار محبت
دو دیده از غمت شب زنده ار است بریزد اشک و اشکش غمگسار است تو را باشم غلام حلقه در گوشاگر دردم فزون از صد هزار است برگرفته از کتاب گلزار محبت
گلزار محبت
دلم پر خون و جانم پر زدرد است رخم چون ارغوان از هجر زرد است من مسکین بر این درگاه احسان تودانی جز عطایت آرزو نیست
گلزار محبت
غباری باشم از خاک سرایت به جانم زن بجانم زن صلایت بود این آرزویم ای دل آرام که گردد جان ناقابل فدایت
گلزار محبت
سراپای وجودم عشق یار است مرا زین پس به غیر او چه کار است در این عالم نیمخواهم دیاری جز آنجایی که دلبر را دیار است برگرفته از کتاب گلزار محبت
گلزار محبت
عشق رسوا سراپای دلم شورست و غوغا ندارم جز تو را ای جان تمنا به گلزار و گلستان و به هر باغ گلی چون تو نباشد نازو زیبا برگرفته از کتاب گلزار محبت
گلزار محبت
باز پیدا بهار آمد به کوه و دشت و صحرا گل و بلبل زکف بردند دلها به کوه و دشت و صحرا این دل من ندارد غیر جانان را تمنا برگرفته از کتاب گلزار محبت
گلزار محبت
مست زار شیداخدایا بشکن از من دام تن را فرو ریزان زمن خاک بدن را اسیر عشق رویت کن دلم را بگیر از من بگیر این ما و من را برگرفته از کتاب گلزار محبت
گلزار محبت
بعالم چونکه سفتی گوهر ما نهادی شورمستی در سر ما عزیزا از میان جمله ذرات زعشقت پر نمودی ساغر ما تو محبوبی تو معشوقی تو زیبا ندارم غیر تو در دل تمنا زهجرانت چراجانم بسوزی بیا کز وصل تو گیرم تسلی
گلزار محبت
کرده سودانه دردم را رسد درمان خدایا نه هجرم را رسد پایان خدایا نه این شوریده دل آرام گیرد نه کارم را رسد سامان خدایا برگرفته از کتاب گلزار محبت
گلزار محبت
نباشد غیر وصلت مطلب ما بجز ذکرت نباشد بر لب مانسخها دارم از عشق تو دلبر همان عشقی که باشد مذهب مابعالم همچو یارم نیست زیبا به دل نبود وصلش تمنااگر گردد همه عالم مرا یار زغیر یار خود جویم تبرا
گلزار محبت
باد آخر دهی آب و گلم را دل زارم شفایی ده خدایا وجودم را صفایی ده خدایا مرا در بزم عشق عاشقانت زاحسانت نوایی ده خدایا برگرفته از کتاب گلزار محبت
گلزار محبت
گشته پیدا دلم را نیست جز وصل تو مطلوب تو محبوبی تو محبوبی تو محبوب به زلف پیچ در پیچ تو سوگند ندارم در فراقت صبر ایوب برگرفته از کتاب گلزار محبت
گلزار محبت
تا سحرتر می کنم لبمن و پروانه نالانیم هر شب زسوز دل سخن از یار بر لب بسوزد او کنار شمع سوزان بسوزم من زهجریار در تب برگرفته از کتاب گلزار محبت
گلزار محبت
اندر برم نیست دلم عرق غم آن مهربان است زجوی دیدگانم خون روان است بجز وصلش ندارم آرزویی که وصلش جسم من را همچو جان است برگرفته از کتاب گلزار محبت
گلزار محبت
است خوشم با وصل و هجرانت ای دوست خوشم با درد و درمانت ای دوست نوازش کن کمینه عاشقت را تو از لطف و تو از احسانت ای دوست برگرفته از کتاب گلزار محبت
گلزار محبت
سرا پا دلم سوزست و ساز است بوصل روی دلبر در نیاز است میان عاشق و معشوق در عشق دو صد سر و هزاران رمز و راز است تو گر باشی برم غم در برم نیست هوای وصل و هجران در سرم نیست همه گویند کم کن ناله گویم ...
English