بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین الصلاة و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین حبیب الهنا و طبیب نفوسنا ابی القاسم محمد صلی الله علیه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین المکرمین.
خدا از سه کتاب نام...
712 مطلب یافت شد
استاد انصاریان در خوی: ارزش مرد و زن از دیدگاه اسلام مساوی است
وی افزود تفاوت مرد و زن در ساختمان مادی به دلیل اقتضای خلقت است و در صورت تخطی از این قانون طبیعی امکان خلقت انسان ممکن نبود.استاد حوزه اضافه
منزلت حضرت عيسي علیه السلام از زبان او
انسان گنج ایمان اعتقاد و محبت به خود را قرار داده است؛ مکان آن گنج هم قلب است و برای همه اعضا و جوارح من مسؤولیتها وظایف و تکالیفی مقرر کرده است. من با داشتن چنین قلبی و چنین اعضا و جوارحی که درگردونه فرمانهای حکیمانه پروردگار میچرخد مبارک و بابرکت شدهام. معنای جعلنی مبارکا این نیست که اجبارا مرا مبارک قرار داده است؛ بلکه منظور آن است که راه مبارک شدن را پیش روی من باز کرد. باز بودن راه مبارک شدن هیچ اختصاصی به انبیا و ائمه طاهرین ندارد. دلیل آن هم آیات قرآن مجید است؛ به ویژه آیات شریفهای که در سوره بقره در داستان خلقت
خلقت جهان هستی
استخدام کلماتی مانند لغت مها و کفا برای زمین و لغت وهاج برای خورشید دلیل بر معجزه بودن قرآن است ؛ زیرا با استخدام کلمات خاص حقایقی از خلقت کتاب آفاق جهان هستی و کتاب انفس انسان
استاد انصاریان: انسان شاهکار خلقت خداوند!
خلقت زیبای انسان و علم گسترده رسول خاتم و حضرت علی علیهماالسلام بیان داشتند. ایشان با بیان آیه یساله من فی السموات و الارض به دسته اول از موجودات اشاره داشتند و افزودند واژه من در آیه مذکور و در فرهنگ لغت عربی به موجود زنده عاقل دلالت دارد و این بدان معناست که علاوه بر انسان که روی زمین خلق شده است موجودات زنده دیگری نیز در آسمانها وجود دارند که دارای صفت حی و عقل هستند چرا که واژه من در مورد خود خداوند نیز به همین معنا به کار رفته است من ذا الذی یشفع عنده الا باذنه و امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السو .دسته دوم از موجوداتی که خداوند آفرید موجودات غیر عاقلی همچون زمین آسمان ابر باد و ... است که بارها از آنها در قرآن یاد شده است. دسته سوم از موجودات که در پس پرده غیب هستند همان ملائکه هستند و از سویی به اذعان قرآن کریم تعداد این سه دسته از موجودات هرگز قابل شمارش نیز نیست.این اندیشمند فرهیخته در بیان اهمیت و عظمت خلقت موجودی به نام انسان در نظر خداوند که آن را به عنوان زیباترین اثر و شاهکار خلقت خویش می داند افزود خداوند با تعبیر احسن تقویم آن را بعد از چهار سوگند بزرگ قرار داد تا بیشتر به اهمیت و بزرگی این امر توجه دهد؛ هرچند بشریت در طول تاریخ نسبت به عظمت خلقت خود غافل بوده ولی بزرگانی چون انبیا و امامان معصوم علیهم السلام بودند که ارزش خلقت خویش را به درستی درک کردند و به همه آنچه که خداوند در مورد عظمت انسانها بیان داشت ایمان کامل داشتند. آمن الرسول بما انزل .معظم له در پایان به ذکر یکی از مصادیق عظمت انسانی در قالب فردی گمنام در عصر موسی علیه السلام پرداخت که علمش از علم پیامبر اولوالعزمش نیز بیشتر بود اما در پایان داستان با یک اتفاق ساده به حضرت موسی و جناب خضر علیهما السلام فهماند که علم شما دو نفر همچون قطره ای در برابر دریای بیکران علم رسول خاتم و علی علیهما السلام است و ما اوتیتم من العلم الا قلیلا ؛ چرا که رسول خاتم صلی الله علیه و آله مصداق اتم احسن تقویم و علی علیه السلام نیز همان کسی است که اگر بخواهد سوره حمد را تفسیر کند به هفتاد شتر جوان جهت حمل این نوشته ها نیاز دارد زیرا آنها به راستی پی به عظمت خلقت انسان برده اند و خود را به اقیانوس نامتناهی علم الهی متصل کردند لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم اما بقیه مردم از این مساله غافل هستند و به همین دلیل
عاشقانهترین زندگی در سایهسار باور قیامت و خداوند
خلقت انسان بالاترین دلیل بر وجود خداوندشما ممکن است بپرسید چگونه قیامت را باور کنیم؟ باور کردن قیامت مثل باور کردن خدا کار خیلی سادهای است.
استاد انصاریان؛ امام حسين(ع) مصداق واقعی رحمت واسعه الهی است
بیان اینکه برای رسیدن به سرمنزل مقصود و حقیقت بندگی هفت حقیقت وجود دارد و ابلیس از خلقت آدم سعی کرد انسان را با گمراه کردن از این هفت حقیقت دور کند اظهارداشت ابلیس همیشه و در همه حال سعی کرده است به دلیل
نموداری از مشکلات منتهی به عصر ظهور
این حوادث همان ابتلائاتی هستند که در احادیث اهل بیت علیهم السلام نیز به آن اشاره می شود.از ابتدای خلقت انسان بر روی زمین بشر از جمعیت کمی برخوردار بود. همچنین به دلیل
آیه تطهیر مختصّ پنج تن است، پس چگونه از آن عصمت سایر ائمّه علیهمالسلام استفاده میشود؟
دلیل بر عصمت ائمه علیهمالسلام منحصر به این آیه شریفه نمیباشد بلکه ادله عقلیه متعددی هست که در جای خود بیان شده است از جمله اینکه امام الگوی تمام نمای یک انسان کامل است و اگر بخواهد خودش مرتکب خطا و گناه شود نقض غرض از خلقت
آيا خداوند اوّل عاشق انسان بود يا انسان عاشق خداوند بود؟
خلقت انسان بر چه اساسی بوده است؟ آیا خدا عاشق انسان شد و او را خلق کرد؟پاسخ را عرفا از دیر باز طرح نموده اند. جان مایه این پاسخ حدیثی قدسی و معروف میان عرفا است گرچه سند درستی ندارد نه صحیح و نه ضعیف اما بسیار به کار رفته و سیوطی آن را از نظر معنا صحیح دانسته است. در این روایت حضرت داوود ع از خداوند درباره علت و انگیزه خلقت جهان سؤال می کند و خدا میفرماید کنت کنزا مخفیا فاحببت ان اعرف فخلقت الخلق لکی اعرف؛ گنج پنهانی بودم و خواستم شناخته شوم پس آفریدگان را آفریدم تا شناخته شوم.مولوی می گوید گنج مخفی بد زپری چــاک کردخاک را روشنتـر از افلاک کـردگنج مخفی بد ز پری جوش کردخاک را سلطان اطلس پوش کردعرفا اعتقاد دارند که اساس آفرینش جمال و عشق به زیبایی است. ذات حضرتحق پیش از آفرینش جهان هم معشوق بود و هم عاشق. خواست جمال خویش آشکار سازد از این رو آفرینش را آینه جمال و هستی را مظهر تجلی خویش گردانید. پس اساس آفرینش و پیدایش جهان عشق حق به جمال خویش و جلوه جمال خویش است. در حقیقت خدا یک معشوق است. معشوق خویشتن خویش و معشوق همه آفرینش. آفرینش وسیله ظهور حق و زمینه معرفت و عشق به آن معشوق حقیقی است. شعرای فارسی زبان در طول تاریخ فراوان این معنا را در آثار خود به کار برده اند از جمله عبدالرحمان جامی در مقدمه مثنوی یوسف و زلیخا به این موضوع پرداخته که با این بیت آغاز می شود در آن خلوت که هستی بی نشان بود به کنج نیستی عالم نهان بوددر مقام عشق الهی انسان چندان اهمیت و ضرورتی ندارد که خداوند ابتدا عاشق او شده باشد زیرا بیش از میلیون ها سال از خلق زمین و آسمان می گذرد و از آفرینش انسان بیش از چندین هزار سال نمی گذرد. آیا بدین ترتیب می توان گفت که خداوند ابتدا عاشق زمین و آسمان شده و بعد از آن عاشق انسان گردیده است؟عشق نیز همچون وجود از سوی ذات حق بر عالم هستی جاری و ساری شده بدین دلیل
آفرینش انسان از باقیمانده گل اهل بیت
انسان قابل انکار نیست و اگر هم امتیازی از طرف خداودن برای کسی در نظر گرفته شود بر اساس علم پیشین به انتخاب و تصمیم خود او بوده است. مفهومشناسی طینتطینت از ماده طین به معنای گل مشتق شده است. طینت بر وزن فعله است که در صرف عربی برای بیان حالت و نوع کار یا صفتی به کار میرود مانند واژه فطرت که دلالت بر نوع خاصی از خلقت دارد. طینت به معنای سرشت خاص دارای ویژگیهای خاصی است. مجمع البحرین ج ۳ ص ۴۳۸ سرشت انسان را بدین دلیل
مقدمات سير و سلوك
انسان به کمال نفسانی برسد و عیوب خود را اصلاح کند و رذائل اخلاقی را از خود دور سازد در حالی که خویشتن را آن گونه که هست نشناخته باشدآیا بیمار تا از بیماری خود آگاه نگردد به سراغ طبیب میرود؟آیا کسی که راه خود را در سفر گم کرده تا از گمراهی خویش با خبر نشود به جستجوی دلیل راه بر میخیزد؟آیا انسان تا از وجود دشمن در اطراف خانهاش با خبر نشود اسباب دفاع را آماده میسازد؟به یقین پاسخ تمام این سؤالها منفی است همین گونه آن کس که خود را نشناسد و از کاستیها و عیوب خویش با خبر نشود به دنبال اصلاح خویش و بهرهگیری از طبیبان مسیحا نفس روحانی نخواهد رفت.با این اشاره به اصل مطلب باز میگردیم و رابطه خودشناسی و تهذیب نفس و همچنین رابطه خداشناسی و تهذیب نفس را مورد بررسی قرار میدهیم.1- رابطه خود شناسی و تهذیب نفسچگونه خودشناسی سبب تهذیب نفوس میشود؟ دلیل آن روشن است زیرا اولا انسان از طریق خود شناسی به کرامت نفس و عظمت این خلقت … انسان این مرحله دشوار و این گردنه صعبالعبور را پشتسر نگذارد به هیچ یک از مقامات معنوی نایل نخواهد شد؛ به همین دلیل علمای بزرگ اخلاق تاکید و اصرار زیادی بر این دارند که رهروان این راه باید به خود شناسی پردازند و از این امر حیاتی غافل نشوند.3 - خود شناسی وسیله خداشناسی استقرآن مجید با صراحت میگوید ما آیات آفاقی و انفسی عجائب آفرینش خداوند در جهان بزرگ و در درون وجود انسان را به آنها نشان میدهیم تا آشکار گردد که او حق است. سنریهم آیاتنا فیالآفاق و فی انفسهم حتی یتب-ین لهم انه الحق . در جای دیگر میفرماید در درون وجود شما آیات خداست آیا نمیبینید؟ و فی انفسکم افلا تبصرون . بعضی از محققان از آیهمربوط به عالم ذر نیز همین استفاده را کردهاند که معرفهالنفس پایه معرفهالله است آنجا که میفرماید و اذ اخذ ربک من بنی آدم من ظ-هورهم ذریتهم و اشهدهم علی انفسهم الستبربکم قالوا بلی شهدنا ؛به خاطر بیاور هنگامی را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم ذریه آنان را برگرفت و آشکار ساخت و آنها را گواه بر خویشتن نمود و اسرار وجودشان را به آنها نشان داد و فرمود آیا من پروردگار شما نیستم؟ آنها همگی گفتند آری گواهی میدهیم در تفسیر المیزان میخوانیم انسان هر قدر متکبر باشد و فراهم بودن اسباب زندگی او را به غرور وا دارد نمیتواند این حقیقت را انکار کند که مالک وجود خویش نیست و استقلالی در تدبیر خویشتن ندارد چه اینکه اگر مالک خویشتن بود خود را از مرگ و سایر آلام و مصائب زندگی باز میداشت و اگر مستقل به تدبیر خویش بود هرگز نیاز به خضوع در مقابل عالم اسباب نداشت ... بنابراین نیاز ذاتی انسان به پروردگار و مالک مدبر جز حقیقت وجود اوست و فقر و نیاز بر پیشانی جانش نوشته شده این حقیقتی است که هر کس از کمترین شعور انسانی برخوردار باشد به آن اعتراف میکند و تفاوتی میان عالم و جاهل و صغیر و کبیر در این مساله نیست بنابراین انسان در هر مرحلهای از انسانیتباشد به روشنی میبیند که مالک و مدبر و پروردگاری دارد چگونه نبیند در حالی که نیاز ذاتی خود را به روشنی میبیند. لذا بعضی گفتهاند که آیه اشاره به حقیقتی میکند که انسان در زندگی دنیا آن را در مییابد که در همه چیز از شؤون حیات خود نیازمند است - نیازمند به بیرون وجود خود - پس معنی آیهشریفه این است که ما انسانها را به نیاز و احتیاجشان آگاه ساختیم و آنها به ربوبیت ما اعتراف کردند . به این ترتیب ثابت میشود که شناختحقیقت نفس انسان با صفات و ویژگیهایش سبب معرفه الله و شناخت خداست.حدیث معروف من عرف نفسه عرف ربه؛ هرکس خود را بشناسد پروردگارش را خواهد شناخت. نیز ناظر به همین است.این حدیث گاهی به صورت بالا و گاه به صورت من عرف نفسه فقد عرف ربه گاه از پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و گاه از امیرمؤمنان علی علیه السلام و گاه از صحف ادریس نقل شده است.در بحارالانوار از کتاب ادریس پیامبر علیه السلام در صحیفه چهارم که صحیفه معرفت است چنین نقل شده من عرف الخلق عرف الخالق و من عرف الرزق عرف الرازق و من عرف نفسه عرف ربه؛ کسی که مخلوق را بشناسد خالق را میشناسد و کسی که رزق را بشناسد رازق را میشناسد و کسی که خود را بشناسد پروردگارش را میشناسد . به هر حال مضمون این حدیث در چند جای از بحارالانوار از پیامبراکرم صلی الله علیه و آله یا سایر معصومین ع یا ادریس پیامبر علیه السلام نقل شده است و همچنین از امام علیبن ابیطالب علیهما السلام در غررالحکم. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان بعد از ذکر این حدیثشریف میفرماید شیعه و سنی این حدیث را از پیامبراکرم صلی الله علیه و آله نقل کردهاند و این یک حدیث مشهور است. تفسیرهای هفتگانه برای حدیث من عرف نفسه.برای این حدیثشریف تفسیرهای گوناگونی گفته شده یا میتوان گفت از جمله 1- این حدیث در حقیقت اشاره به برهان نظم است یعنی هرکس شگفتیهای ساختمان روح و جسم خود را بداند و به اسرار و نظامات پیچیده و حیرتانگیز این اعجوبه خلقت
مگر نمی گویید خدا عادل است؟
خلقت قابل تبیین است. هدف خدا از خلقتسوال مبنایی آن است که خداوند چرا عالم و انسان را خلق کرده است؟ جوابی که معمولا به این سوال داده میشود اینست که هرکسی هر کاری انجام می دهد برای رسیدن به کمالی بالاتر یا رفع یک نقصی است. اما خب خدا که دارای کمالات بی نهایت است و کمالی نیست که خدا نداشته باشد پس در حقیقت خلق کردن خدا نه برای به کمال رسیدن خودش بلکه برای به کمال رساندن مخلوقاتش است.همچنین به دلیل … انسان تاثیر دارد.در واقع عالم مثل فیلمی است که خدا برای به کمال رسیدن ما از جلوی چشمانمان میگذراند. کمال مخلوقات چیست؟سوال بعدی این است که کمال یا همان هدف خلقت چیست؟ هرچقدر محدودیت ها بیشتر باشد آن موجود محدودتر شده و از کمال که در واقع نداشتن نقص است دورتر می شود. بنابراین کمال به معنای وجود بدون محدودیت است. خداوند وجودی است که هیچ گونه محدودیتی ندارد. پس هر چقدر که انسان از دنیا و تعلقات دنیایی که محدودیت های دنیایی هستند فاصله بگیرد به کمال نزدیک تر شده است. بر این اساس زندگی در دنیا و لذت های دنیایی کمال محسوب نمی شود؛ زیرا ممکن است همراه با تعلق به دنیا باشد که در واقع نقص است نه کمال و چه بسا ممکن است اذیت شدن در دنیا همراه با به کمال رسیدن باشد همانگونه که از پیامبر صلی الله و علیه وآله اینگونه نقل شده است که هیچ پیامبری مانند من اذیت نشد. 1 و یا حادثه عاشورا که از بزرگترین مصائب بود. مگر امام حسین علیه السلام بهترین بنده خدا نبود؟ در حقیقت مصائب دنیوی برای افراد گناهکار باعث زدودن گناه و برای افراد متقی باعث ارتقای مقام آنها میگردد. بنابراین بلا و سختی دنیوی لزوما به دلیل
استاد انصاریان: خودشناسی بهترین معیار برای انسانیت!
انسان و القلب قلب حیوان .این اندیشمند فرهیخته در ادامه به ذکر دو مصداق از جهل و عدم معرفت اهل تسنن به مساله کیفیت وضو و معنای غسل و نیز مسح در آیه فاغسلوا وجوهکم و ایدیکم الی المرافق وامسحوا برئوسکم و نیز به خطای آنان در مساله نحوه طواف خانه خدا در آیه ولیطوفوا بالبیت العتیق پرداختند و علت این جهل را عدم ارتباط آنها با منبع عصمت و طهارت اظهار داشتند.وی با نام بردن از کتابی معتبر که حدود هزار سال قدمت دارد با نام کامل الزیارات به اهمیت این کتاب وزین اشاره داشتند و افزودند علمای شیعه نیازی به بررسی سند افراد در این کتاب نمی بینند و همه آن را معتبر و موثق می دانند. وی با استناد به همین کتاب شریف به برتری زیارت قبر امام حسین علیه السلام نسبت به زیارت امام حی و زنده استدلال نمودند و اظهار نمودند زیاره قبر الحسین افضل من زیاره امام حی و این حاکی از مقام شامخ امامی است که پی به عظمت خلقت خویش از راه خودشناسی برده است و به همین دلیل
پیدایش علم در وجود انسان
خلقت انسان و جهان در ارتباط با مشیت خدا مطرح می شود و خداوند بایستی حکمت خلقت و آفرینش را در اختیار سئوال کنندگان قرار دهد. در اینجا سئوال می کنیم انسان چرا و به چه منظوری خلق شده و چرا بعد از حیات به عالم موت برمی گردد؟ اگر آفرینش انسان حکیمانه بوده است موت او حکیمانه نیست؟ و اگر موت انسان حکیمانه باشد حیات او دلیل … خلقت به آن صورت که انسان کامل خلق شود و احتیاجی به حرکت و اکتساب نباشد طفره است و طفره محال وقوعی دارد. طفره به معنای این است که انسان بلافاصله بدون عبور از خط وسط ابتدا در انتها قرار بگیرد که در نتیجه ی لغو خط وسط ابتدا و انتها هم لغو می گردد این را طفره می نامند و برگشت به اجتماع نقیضین و یا اجتماع مثلین که این هم محال وقوعی دارد یعنی شما می گوئید انسان در خلقت و در ذات خود صفر است که بایستی در حرکت به کمال برسد و از ابتدا به انتها. پس شما ابتدا و انتها فرض کردید با اینکه با لغو عبور از خط وسط ابتدا و انتها هم لغو می گردد که این اجتماع نقیضین است یعنی ابتدا و انتها را تصور کردید و در حال تصور آن را لغو نمودید یعنی تصور عدم در حد وجود قرار گرفت که محال وقوعی دارد. پس خواهی نخواهی انسان مانند خدا نیست که همه چیز در ابتدا اثر ذاتی او باشد بلکه انسان هر چه به دست می آورد از طریق حرکت و اکتساب است و این حرکت ابتدا و انتهائی لازم دارد و ابتدا و انتها دلیل … انسان کامل بیافریند ولیکن مضایقه کرده است و او را ناقص آفریده و یک چنین دوران رنج و زحمت برای او قرار داده است. البته این قضاوت خلاف عقل و منطق است که بگوئیم خداوند راهی داشته است که کامل بیافریند ولیکن مضایقه فرموده و ناقص آفریده است. این مضایقه دلیل بخل از بخشش نعمت است که این صفت برای خدا جایز نیست. و اما جواب دوم این است که راه پیدایش کمال مطلق حرکت در خط کمالات و کسب کمالات می باشد که بدون حرکت و اکتساب پیدایش کمالات و رفع نواقص برای انسان ممکن نیست نه اینکه ممکن است ولیکن خداوند مضایقه فرموده است. این تقدیر در خلقت
توحید از دیدگاه حضرت مهدی (ع) (2)
5 ؛ به تو نزدیکی میجویم به اولین فردی که تاج جلالت بر سر او نهادی و جایگاه نیکویی از خلقت را به او بخشیدی حجتت در خلقت و امینت در بین بندگانت محمد و... .انسان بدون دلیل
امام حیات بخش جان های پژمرده
انسان ها گشوده می شود. السلام علیک یا ربیع الانام و نصره الایام خلایق به گل و گیاه پژمرده تشبیه شده اند که با آمدن مهدی علیه السلام شکوفا و شاداب می شوند.آب نعمت بی نظیر خداوند جلوه زیبایی و طراوت و مظهر پاکی و زلالی و در واقع دلیل اصلی ادامه هستی است. در نبود آب از خروش رودخانه ها آواز دل نشین پرندگان بازی ماهی ها ترنم شکوفه های درختان تبسم و لبخند گل های زیبا و رنگارنگ دنیای طبیعت خبری نخواهد بود. اگر آب نباشد حس تماشا و لذت مفهومی ندارد. آری آب جوهر خلقت
علت اصلی ظهور عموم ادیان در خاورمیانه چیست؟
دلیل ظهور دانش ها و صنعت بیشتر زمینه کمال انسان ها فراهم شده و مردم بیشترآماده پذیرش پیامبران هستند. ابن خلدون از طرفداران این نگرش است. وی مینویسد حتی بعثت پیامبران بیشتر در نواحی معتدل بوده و ما خبر بعثت پیامبری را در اقلیم جنوبی و شمالی نیافته ایم از آن جهت که پیامبران باید از نظر خلقت
استاد انصاریان: موضع گیری در برابر حق، موجب محرومیت از تمام فیوضات الهیه می گردد
آدم را از تمام فیوضات الهیه محروم میکند اظهار کرد ما در حدی میدانیم در تمام موجودات خلقت شخصیتی را با عظمتتر در همه شئون از رسول خدا ص نداشتیم هم آیات قرآن و روایات دلیل بر این مطلب است ولی این انسان
خودشناسی - جلسه هشتم
انسان در عالم خلقت در بین موجودات هستی مکان و ارزش خاصی دارد. پوششی که به ویژه از عالم معنا خداوند برای انسان قرار داده و خیمهای که از معنویت برای او برپا کرده دلیل بر این است که این موجود از ارزشی برخوردار
English