دگرگونی مثبت علاوه بر ارزش خود دگرگونی هماهنگ شدن با کل موجودات عالم استوی در مورد دگرگونی مثبت نیز گفت دگرگونی مثبت علاوه بر ارزش خود دگرگونی … این دگرگونی در همه موجودات عالم مثبت است و فقط در دو زمینه ممکن است که این دگرگونی برعکس شود و به قول فلاسفه از حالت صعود به حالت نزول برگردد … هر انسانی پاک و بر مبنای سرشت توحیدی بهدنیا میآیدپژوهشگر علوم و معارف قرآنی ادامه داد این دگرگونی در همه موجودات عالم مثبت است و فقط در دو جا
56 مطلب یافت شد
دگرگونی قلب با زنگ بیدارباش ملکوتی
-دگرگونی مثبت یعنی هماهنگی با موجودات عالماما دگرگونی مثبت هم علاوهبر ارزش خود دگرگونی هماهنگ شدن با کل موجودات عالم است؛ یعنی یک آدم متدین دیندار … قلب با زنگ بیدارباش ملکوتیآنکه دگرگونی مثبت پیدا میکند که این دگرگونی سخت هم نیست؛ یک بینماز میآید و مینشیند یک گوینده خیلی خوب سنگین … -حالت نزولی دگرگونی تنها در وجود انسان و جناین دگرگونی در همه موجودات عالم مثبت است و فقط در دو جا ممکن است که این دگرگونی برعکس شود و به قول
همرنگ جماعت شدنت رسوایی است!
را دگرگون ساختند و به رنگ خود درآوردند ساختن با محیط و همرنگی با آن کار انسان های بی اراده است ولی ساختن محیط های جدید و ایجاد تحول و دگرگونی مثبت
شخصیت و نقش فعال زن در زندگی از دیدگاه قرآن
معنا که نقاط ضعف موجود در وجود انسانی از امور ذاتی تکوینی نیست که هیچ تغییری را نپذیرد بلکه از امور طبیعی است که در سایه تلاش مثبت یا منفی انسانی قابلیت دگرگونی … پرورش گاه تاثیر منفی بر روش رشد شخصیت زن میگذارد که تبدیل آن به شیوه تربیتی دیگر موجب تاثیر دیگری میگردد و گاه در طریق دگرگونی نیروی شخصیتی در روند حرکت وجود انسانی زن مثبت … مثبت بتوانیم استنباط کنیم. درست مانند پذیرا بودن مرد و استواری موضع تمردآمیز او در قبال نقاط ضعف انسانی در درون شخصیتش تا پاداش الهی آن نسبت به نتایج بزرگ آن در نزد خداوند گونهای ثواب و مغفرت یکسان باشد. نکتهای که آن را از آیه کریمه زیر استفاده میکنیم ان المسلمین والمسلمات والمؤمنین والمؤمنات والقانتین والقانتات والصادقین والصادقات والصابرین والصابرات والخاشعین والخاشعات والمتصدقین والمتصدقات والصائمین والصائمات والحافظین فروجهم والحافظات والذاکرین الله کثیرا والذاکرات اعد الله لهم مغفره واجرا عظیما 9 .سخنی است درباره جامعه در محدوده گسترهای که دربردارنده مردان و زنانی است در پیوند با آنچه که اسلام در قلمرو تربیت معنوی و عمل در موقعیتهای قدرت مندانه بر آن تاکید مینهد که از حیث شخصیت اسلامی موقعیتهای متعهدانهای محسوب میشوند؛ یعنی انتساب به اسلام و ایمان و پذیرا بودن در برابر آن که در برابر ذات الهی قانت بودن صدق در سخن موضع گیری و نیت و شکیبایی در سختیها و بحرانها متجلی شده است و خشوعی که آدمی در انفعالات نفسانی و اندیشهاش در باب عظمت الهی با شعور عمیق در آن میزید و دهشی که در صدقه به صورت بذل مال حتی در حالات تنگ دستی در راه خدا جلوه گر شده و روزهاش که اشاره دارد به اراده سخت و استوار در تحمل گرسنگی و تشنگی و محرومیت گریزی و عفت از حرام در رویارویی با دگرگونی
شهادت امام حسن مجتبی(علیه السلام)
به بازسازی پایگاههای مردمی پرداخت و مردم را به نیازها و خواسته های اسلامی آگاهی داد و زمینه های دگرگونی مکتبی را برای مردم بازگو کرد و برانگیختن امت را از نو وجهه همت قرار داد.این نقش مثبت
نداهاى هفتگانه دادخواهى
لبیک ای دعوت کننده به سوی خدا اگر به هنگام ندای یاری خواهانه ات امکان نیافتم تا با پیکرم جواب مثبت بدهم اینک با جان قلب گوش چشم دست پا و همه اعضا و پیوندهای وجود و گریه و شیون و ناله و دگرگونی
اعتماد به نفس، عامل موفقیت
اصولا برای چنین افرادی بحران های پیچیده موجب دگرگونی سرنوشت آنها می شود; زیرا روح مصمم نیروی پایدار و مثبتی را در مغز به وجود می آورد و هر چیزی که اراده ی مثبت
شهید مطهرى، پیامهاى عاشورا و خطر تحریف، مرورى دو باره(2)
مثبت است. دیگر انگیزه دیگری لازمنیست.همه جا را فساد گرفته حلال خدا حرام و حرام خدا حلال شده استبیتالمالمسلمین در اختیار افراد ناشایسته قرار گرفته و در غیر راه رضای خدامصرفمیشود پیغمبر اکرم فرمود هر کس چنین اوضاع و احوالی را ببیند فلم یغیرعلیهبفعل و لا قول و در صدد دگرگونی
چگونه ميتوان حب دنيا و رياست طلبي را از درون انسان دور كرد؟
دگرگونی قلوب از دیگ در حال غلیان سریع تر است قلوب همیشه بین اعراض و اقبال در ترددند و آنچه مبنایش بر قلوب مردم است در بی ثباتی شبیه خانهای است که بر موج دریا بنا شود. اشتغال به مراعات قلوب مردم و حفظ جاه و دفع کید حسودان و آزار دشمنان باعث غفلت از خدا و جلب غضب او در دنیا و آخرت است. اینها همه غصه هائی هستند که علاوه بر زیانهای اخروی لذت موهوم جاه را مکدر میکنند.علاج علمی حب ریاست و جاهطلبی راه عملی علاج جاهطلبی این است که انسان سعی کند قدری به گوشهگیری و قناعت به قبول خالق و کنارهگیری مثبت
خلوص در دعا، رمز اجابت دعای ابراهیم(ع)
مثبت خودمان برای خوشامد آنها کاری بکنیم که آن کلید را بهدست بیاوریم. همه عبد حقیر ذلیل و میت هستند؛ چنانکه امیرالمؤمنین ع در مناجات مسجد کوفه بیان کردهاند. من چرا باید برای خوشامد کسی روزه بگیرم نماز بخوانم و در راه خدا پول بدهم؟ چند حکایت شنیدنی در خصوص اثرگذاری معارف الهی-دگرگونی
نهضت عاشورا ماندگارترین الگوی مبارزه حق علیه باطل (2)
دگرگونی و تبدیل نظام ها و تمدن ها بیش از آن که علل و اسباب مادی داشته باشد علل و عوامل معنوی دارد. بحران معنویت و اخلاق فرو افتادن از ارزش های انسانی و الهی از علل مهم فروپاشی تمدن ها و نابودی قدرت ها به شمار می آید.این واقعیتی است انکار ناپذیر که وحی الهی بر آن صحه می گذارد و با روشن ترین بیان به نقش مثبت
عظمت و ارزش وجودی انسان
مثبت و حکمتآمیز و مطالب آسمانی را از زبان انبیا و ائمه اگر در زمان آنها بودیم یا از زبان عالمان ربانی شهر ده و بخشمان میشنیدیم؛ میشنیدیم که ما وظیفه داریم؛ میشنیدیم که حقوقی برای خودمان مردم پدر و مادر زن و بچه و آب و خاک داریم؛ حقوقی هم برای خدا و انبیا داریم. اگر فقط میشنیدیم بالاخره شنیدن حرفهای خوب در ما اثر میگذاشت. -تحول و دگرگونی
رهبر معظم انقلاب در دیدار پرشور علما و طلاب قم: نظام اسلامی حکومت دین و ارزشهاست نه حکومت افراد روحانی
مثبت با تحول غلط و انحرافی به بعضی مصداقهای روشن اشاره کردند و افزودند اگر تحول را به معنای تغییر خطوط اصلی حوزه ها مثلا تغییر متد اجتهاد بدانیم این برداشت کاملا انحرافی است و تحولی به سمت سقوط خواهد بود.رهبر انقلاب اسلامی شیوه رایج اجتهاد در حوزه را از قوی ترین و منطقی ترین شیوه ها خواندند و تاکید کردند امروز هرکسی و تحت هر نامی اگر در اجتهاد به شیوه های غیراصولی و غیرمتعارف روی آورد کار او غلط و مردود است.حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به برخی افراد که برای رعایت پسند و عرف عمدتا مادی دنیا و حتی برای خوش آمد استکبار فتوا صادر می کنند افزودند کسی فتوا داده است که تلاش صلح آمیز هسته ای ایران به خاطر اینکه مورد سوظن قدرتهای بزرگ است مشروع نیست اما ما می گوییم استکبار غلط کرده است که به ملت ایران سوظن دارد.حضرت آیت الله خامنه ای افزودند البته اگر اجتهاد افراد براساس شیوه های رایج و صحیح حوزه ها به فتاوی متفاوت منجر شد هیچ ایرادی ندارد بلکه موجب بالندگی و پیشرفت حوزه ها خواهد بود.رهبر انقلاب اسلامی حوزه های علمیه را به حضور فعال در عرصه های جهانی فلسفی فقهی و کلامی توصیه کردند و افزودند حوزه باید با توجه به نظریات مکاتب گوناگون در مسائل مختلف برای همه مسائل ونیازهای مطرح در جهان پاسخهای مستدل قوی و قانع کننده ارائه کنند.ایشان وجود وسائل ارتباطاتی پیشرفته را فرصتی برای انتشار سریع پاسخهای حوزه های علمیه به نیازهای داخلی و جهانی دانستند و خاطرنشان کردند تبیین معرفت شناسی و تفکر سیاسی و اقتصادی اسلام تشریح مفاهیم فقهی و حقوقی و بیان دقیق و علمی نظام اخلاقی و تربیتی اسلام از جمله مسائلی است که حوزه ها می توانند در سطح جهانی به آنها بپردازند.رهبر انقلاب اسلامی در ادامه بحث ضرورت تحول در حوزه ها حرکت نو به نوی اجتهادی را اساس این تحول خواندند و افزودند تحول و دگرگونی
شهید علامه مطهری، پیامهای عاشورا و خطر تحریف، مروری دوباره
مثبت است . دیگر انگیزه دیگری لازم نیست . همه جا را فساد گرفته حلال خدا حرام و حرام خدا حلال شده است بیتالمال مسلمین در اختیار افراد ناشایسته قرار گرفته و در غیر راه رضای خدا مصرف میشود پیغمبر اکرم فرمود هر کس چنین اوضاع و احوالی را ببیند فلم یغیر علیه بفعل و لا قول و در صدد دگرگونی
شهید علامه مطهری، پیامهای عاشورا و خطر تحریف
مثبت است . دیگر انگیزه دیگری لازم نیست . همه جا را فساد گرفته حلال خدا حرام و حرام خدا حلال شده است بیتالمال مسلمین در اختیار افراد ناشایسته قرار گرفته و در غیر راه رضای خدا مصرف میشود پیغمبر اکرم فرمود هر کس چنین اوضاع و احوالی را ببیند فلم یغیر علیه بفعل و لا قول و در صدد دگرگونی
عرفان شرقی
دگرگونی و گسترش آیین بودا در جهانپس از مرگ بودا و نیل او به نیروانا و تشکیل شوراها در دوره های گوناگون, بوداییان گروه گروه شدند. در آغاز, مذهب بودایی در هند رونق و رواج یافت تا آن گاه که امپراتور بزرگ آشوکا به آن گروید. آشوکا را می توان دومین بنیان گذار بودایی دانست. وی به آیین بودایی جنبه دنیوی و مثبت … دگرگونی ژرف آیین بودا.فرقها و ناسانیهای هینه یانا و مهایانآن گاه که بودا زیر درخت روشنایی به روشنی رسید دو راه پیش رو داشت الف. فرزانگی اش را نزد خود نگاه دارد و به خوش دلی نیروانا پا بگذارد و گلیم خود از آب به در برد.ب. یا به خاطر مهر و همدردی به دیگر آفریده و پدیده ها, به اختیار خود در جهان بماند, تا ثمرها و نیک فرزانگی اش را به همه برساند.این دو راه, که در برابر بودا قرار داشت, منشا پیدایش دو گروه هینایانا و مهایانا شده است. گروه هینایانا زندگی رهروی را از همه بالاتر می دانستند. هدف, همانا شاگرد و شنونده خوب شدن, خود به رهایی نیروانا رسیدن, انسان کامل بودایی شدن, یعنی به مقام ارهات رسیدن است. هدف گروه مهایانا بودا شدن و به روشنایی رسیدن, و بودی ستوه شدن است و برای رهایی دیگران و نجات آنان به اختیار از نیل به نیروانا سر باز زدن و به دستگیری دیگران پرداختن.دیگر فرقهای این دو گروه را در لابه لای برشمردن اصول عقاید آنها یاد می کنیم.اصول عقاید هینایانپذیرش آموزه سه رکن یا سه نشانه آیین کهن بودایی الف. رنج جهانی, تعلیم چهار حقیقت عالی, و راه رهایی از رنج که هشت گام است.ب. ناپایداری چیزها, ناپایندگی, گذشتن و دگر شدن و نمایان شدن.ج. نبود جوهر ثابت, نداشتن خود, انکار آتمن در برابر آموزه اوپانیشادها انسان نمونه و کامل این گروه ارهات یا بودایی مقدس, مرد ارزنده و زنده آزاد است.رسیدن به انسان نمونه و کامل بودایی ویژه گروه برگزیده است, نه همه انسانها.بودای آینده بودی ستوه بودای در حال کمون است, و تاکنون چند بودا, شش یا بیست و چهار تا, ظهور کرده اند.هدف و مقصد پایانی, رسیدن به نیروانا آرامش محض, فرو نشاندن آتش شهوت و دل به رستگاری خود, نه دیگران بستن است.بی توجهی به مساله آغاز و انجام آفرینش در آموزه های این فرقه.تکیه بر کتاب تری پیتکا یا سه سبد.راه جنگل نشینی یا ترک خان و مان شیوه زندگی این جهانی باید باشد.اصول عقاید مهایانا چرخ بزرگ راه آزادی و نجات و بودا شدن بر روی همگان باز است. باید در آغاز در راه صعودی بودی ستوه ها وارد شد و این قوس صعودی را پیمود, تا به نیروانا رسید.نپذیرفتن واقعیت وجود انسان, و واقعیت عینی و ذهنی جهان, گرچه پیروان هینایانا انسان را ساخته شده از ترکیبات گذران عناصر ناپایدار می دانستند, و واقعیت عینی و ذهنی جهان را می پذیرفتند, اما پیروان مهایانا به این نتیجه رسیدند که نه فقط خود آتمن واقعیت ندارد, بلکه واقعیتهای عینی نیز غیر حقیقی اند, و به منزله خلای بیش نیستند, خلا عالم گیر و جهانی .فرضیه سه جسم بودا, که براساس آن بودا شخصیتی تاریخی نیست, بلکه هدف و مراد آمال و آرزوهای دینی است. این نظریه عناصر جدید جهان شناسی و عرفانی را وارد آیین مهایانا کرده است.سه جسم بود دارماکایا جسم حق و قانون یا آیین, حقیقت ذاتی بودا و همه موجودات که مطلق نامتناهی, ازلی و جاوید است. سم بگاکایا جسم سرور و شادی و روشنایی یا جسم آسمانی و ماوراطبیعی بودا. نیرماناکایا جسم ظاهری و تخیلی بودا, جسمی که به واسطه نیروی جاودانه و به برکت افسون ظاهر می شود.و مراد از آن جسمی است که بودا هنگام نزول و ظهور به جهان پدیده ها به خود می گیرد و بدیهی است که این جسم تخیلی بیش نیست و نه گوشت دارد و نه استخوان و آثاری از خود باقی نمی گذارد. 1انسان آرمانی و کامل این گروه بودی ستوه است که راهنما و راهبر همگان به نیرواناست, و خود از رسیدن به نیروانا تا زمانی که همگان به رهایی نرسیده اند, دست برداشته است.پیروان هینایانا تنها به یک بودی ستوه یا راهنمای همگان باور داشتند; اما در مهایانا هزاران بودی ستوه وجود دارد.مهایانا ترقی خواه و مثبت
چگونه از گناه متنفر شویم؟
دگرگونی است که در بعد شناختی انسان پدید می آید. مسئله علم و آگاهی و شناخت و تغییراتی که در نوع اطلاعات و آگاهیهای انسان بوجود می آید در تغییر مزاج روحی و نوع برخورد انسان با اشخاص و اشیا و پدیدهها و تبدیل حالت محبت به نفرت یا بالعکس کاملا موثر است. علم درمانی گناهاصلیترین روشی را که اسلام در مورد ساخت و ساز انسان و تهذیب نفسانی و اعتقادی و عملی او پیشنهاد نموده است نیز استفاده از همین روش علم درمانی است. اگر در اسلام علم و دانش فریضه شمرده شده است و آیات و روایات وارده در فضیلت علم و عالم افزون از هر باب دیگری است به خاطر همین است که راه اصلی معالجهی امراض آدمی از طریق علم و آگاهی میسر است همان گونه که ریشهی تمامی بیماریها شوربختیها و شقاوتمندی انسان در جهل و بی خبری است.گناه ناشی از غفلت است و غفلت همان خواب روحیای است که در اثر جهل و بی خبری عارض انسان میشود. خوابی که تنها راه علاج آن نور یقظه است و یقظه هم چیزی جز بیداری و آگاهی حاصل از دانش و بینش نمیباشد. تا انسان غافل است مرتکب گناه میشود و از آن لذت میبرد و وقتی که بیدار شد دیگر نه از گناه لذت می برد و نه حاضر است مرتکب آن شود مانند کسی که چون نمیداند درون شربت زهر ریختهاند آن را می نوشد و لذت می برد و اگر بداند هرگز به سراغ آن نمیرود.علت این که انبیای الهی معصوم بودند این بود که آنها عالم بودند. ریشهی عصمت و عدالت و جمیع فضایل و خیرات در انسان در علم و دانش و معرفت است. صفت علم در میان صفات حق تعالی دومین صفت فعلی اصلی است و سایر صفات اصلی مانند قدرت و اراده و سمع و بصر همه مترتب و مبتنی بر صفت علم هستند. این بدین معنا است که حتی در حق تعالی ریشهی جمیع کمالات و صفات جمال و کمال علم است و همه چیز از علم شروع می شود.در میان علوم نیز اصلیترین علومی که مایهی حیات انسان است و آدمی را از خواب غفلت بیدار می نماید علوم اساسی پنج گانهای است که در واقع پاسخ گوی پنج سوال اساسی و کلی انسان در زندگی است؛ یعنی 1- خدا آگاهی؛ 2- خود آگاهی؛ 3- جهان آگاهی؛ 4- دین آگاهی و 4- سرنوشت آگاهی.آدمی دو نوع هوای نفس دارد هوای نفس مثبت … مثبت همان خواستههای فطری متعالی انسانی است.عرفا اعتقاد دارند که حتی حق تعالی به وسیله هوای نفس اطاعت میشود و تا کسی خدای را دوست نداشته باشد عبد و مطیع واقعی او نخواهد بود.1علی علیهالسلام فرمود اگر دیگران خداوند را از روی طمع و ترس عبادت می کنند من او را از روی محبت و دوست داشتن میپرستم. در مورد دین هم روایت شده است که آیا دین به جز حب و بغض است یعنی دوست داشتن ارزشها و عبادات و نفرت از بدیها ضد ارزشها شرک و کفر و امثال آنها.سر آن همه تاکیدی که نسبت به محبت اهل بیت عصمت و طهارت علیهالسلام در روایات و حتی آیات قرآن کریم شدهاست نیز در این است که تا انسان امام و رهبر خویش را از صمیم قلب دوست ندارد قادر نخواهد بود حقیقتا شیعه و پیرو او خصوصا در مسیر پر حادثهی زندگی ایمان و توحیدی باشد و نمی تواند سختی و مرارت دین داری و سلوک را تحمل نماید و از سر دنیا و لذات آن به راحتی بگذرد.با این بیان روشن می شود که انسان به هر صورت اسیر هوی و خواستهها و طلب و دوست داشتن های خود است و تا زمانی که در جاذبهی محبت کسی و یا لذت عملی قرار دارد توان رهائی و خلاصی از دولت و سلطنت او را ندارد و یا حداقل بسیار دشوار است.پس از ذکر این مقدمه و اصل اکنون در مورد ترک گناه و معالجهی اصرار بر گناه سوال اساسی این است که به هرحال اگر انسان در جاذبهی عمل زشتی قرار گرفت و خدای ناکرده با تکرار و ادراک لذت از آن درجات علاقه به آن گناه قوت گرفت و سپس به نحوی پشیمان شد و در مقام ترک آن برآمد راه علمی و عملی آن چیست و چگونه میتوان این بیماری روحی را معالجه نمود؟علی علیهالسلام فرمود اگر دیگران خداوند را از روی طمع و ترس عبادت می کنند من او را از روی محبت و دوست داشتن میپرستم.اصل اخلاقی مقابله به ضدمهمترین اصل عمومیای که علمای اخلاق در زمینه معالجه امراض روحی پیشنهاد مینمایند اصل مقابله به ضد است یعنی به کار بردن ضد هر عمل و صفتی که قصد ترک آن را دارد. البته این اصل اختصاصی به طب الارواح روانپزشکی و روانشناسی ندارد و در طب الابدان پزشکی نیز از همین روش برای معالجه بیماریهای جسمی استفاده می شود.در مورد گناه و عمل زشتی که انسان مدتها از آن لذت برده و مطلوب نفس آدمی گردیده است نیز راه اصلی علاج تبدیل میل خوش آمدن و لذت بردن نفسانی به حالت نفرت و انزجار و بغض نسبت به آن عمل می باشد؛ یعنی تبدیل نمودن حالت جاذبه به حالت دافعه و از این طریق فراهم نمودن زمینه ترک و جایگزین ساختن آن در جای زمینه انجام. البته تحقق این تبدیل و تحول هم اگر از طریق صحیح آن انجام شود کاری است کاملا شدنی و ممکن و حتی خود ما نیز هر یک کم و بیش تجربیاتی از این قبیل در زندگی داریم. یعنی ممکن است از کار و چیزی که در گذشته به آن رغبت داشتهایم و لذت می بردیم اکنون متنفر باشیم و بدمان بیاید و بالعکس. منتهی نکته قابل توجه و بسیار فنی که در زمینه این مهم وجود دارد این است که عامل اصلی این تغییر و دگرگونی
چگونه از گناه متنفر شویم؟
دگرگونی است که در بعد شناختی انسان پدید می آید. مسئله علم و آگاهی و شناخت و تغییراتی که در نوع اطلاعات و آگاهیهای انسان بوجود می آید در تغییر مزاج روحی و نوع برخورد انسان با اشخاص و اشیا و پدیدهها و تبدیل حالت محبت به نفرت یا بالعکس کاملا موثر است.علم درمانی گناهاصلیترین روشی را که اسلام در مورد ساخت و ساز انسان و تهذیب نفسانی و اعتقادی و عملی او پیشنهاد نموده است نیز استفاده از همین روش علم درمانی است. اگر در اسلام علم و دانش فریضه شمرده شده است و آیات و روایات وارده در فضیلت علم و عالم افزون از هر باب دیگری است به خاطر همین است که راه اصلی معالجهی امراض آدمی از طریق علم و آگاهی میسر است همان گونه که ریشهی تمامی بیماریها شوربختیها و شقاوتمندی انسان در جهل و بی خبری است. گناه ناشی از غفلت است و غفلت همان خواب روحیای است که در اثر جهل و بی خبری عارض انسان میشود. خوابی که تنها راه علاج آن نور یقظه است و یقظه هم چیزی جز بیداری و آگاهی حاصل از دانش و بینش نمیباشد. تا انسان غافل است مرتکب گناه میشود و از آن لذت میبرد و وقتی که بیدار شد دیگر نه از گناه لذت می برد و نه حاضر است مرتکب آن شود مانند کسی که چون نمیداند درون شربت زهر ریختهاند آن را می نوشد و لذت می برد و اگر بداند هرگز به سراغ آن نمیرود. علت این که انبیای الهی معصوم بودند این بود که آنها عالم بودند. ریشهی عصمت و عدالت و جمیع فضایل و خیرات در انسان در علم و دانش و معرفت است. صفت علم در میان صفات حق تعالی دومین صفت فعلی اصلی است و سایر صفات اصلی مانند قدرت و اراده و سمع و بصر همه مترتب و مبتنی بر صفت علم هستند. این بدین معنا است که حتی در حق تعالی ریشهی جمیع کمالات و صفات جمال و کمال علم است و همه چیز از علم شروع می شود.در میان علوم نیز اصلیترین علومی که مایهی حیات انسان است و آدمی را از خواب غفلت بیدار می نماید علوم اساسی پنج گانهای است که در واقع پاسخ گوی پنج سوال اساسی و کلی انسان در زندگی است؛ یعنی 1- خدا آگاهی؛ 2- خود آگاهی؛ 3- جهان آگاهی؛ 4- دین آگاهی و 4- سرنوشت آگاهی.آدمی دو نوع هوای نفس دارد هوای نفس مثبت … مثبت همان خواستههای فطری متعالی انسانی است. عرفا اعتقاد دارند که حتی حق تعالی به وسیله هوای نفس اطاعت میشود و تا کسی خدای را دوست نداشته باشد عبد و مطیع واقعی او نخواهد بود.علی علیهالسلام فرمود اگر دیگران خداوند را از روی طمع و ترس عبادت می کنند من او را از روی محبت و دوست داشتن میپرستم. در مورد دین هم روایت شده است که آیا دین به جز حب و بغض است یعنی دوست داشتن ارزشها و عبادات و نفرت از بدیها ضد ارزشها شرک و کفر و امثال آنها.سر آن همه تاکیدی که نسبت به محبت اهل بیت عصمت و طهارت علیهالسلام در روایات و حتی آیات قرآن کریم شدهاست نیز در این است که تا انسان امام و رهبر خویش را از صمیم قلب دوست ندارد قادر نخواهد بود حقیقتا شیعه و پیرو او خصوصا در مسیر پر حادثهی زندگی ایمان و توحیدی باشد و نمی تواند سختی و مرارت دین داری و سلوک را تحمل نماید و از سر دنیا و لذات آن به راحتی بگذرد. با این بیان روشن می شود که انسان به هر صورت اسیر هوی و خواستهها و طلب و دوست داشتن های خود است و تا زمانی که در جاذبهی محبت کسی و یا لذت عملی قرار دارد توان رهائی و خلاصی از دولت و سلطنت او را ندارد و یا حداقل بسیار دشوار است.پس از ذکر این مقدمه و اصل اکنون در مورد ترک گناه و معالجهی اصرار بر گناه سوال اساسی این است که به هرحال اگر انسان در جاذبهی عمل زشتی قرار گرفت و خدای ناکرده با تکرار و ادراک لذت از آن درجات علاقه به آن گناه قوت گرفت و سپس به نحوی پشیمان شد و در مقام ترک آن برآمد راه علمی و عملی آن چیست و چگونه میتوان این بیماری روحی را معالجه نمود؟علی علیهالسلام فرمود اگر دیگران خداوند را از روی طمع و ترس عبادت می کنند من او را از روی محبت و دوست داشتن میپرستم.اصل اخلاقی مقابله به ضدمهمترین اصل عمومیای که علمای اخلاق در زمینه معالجه امراض روحی پیشنهاد مینمایند اصل مقابله به ضد است یعنی به کار بردن ضد هر عمل و صفتی که قصد ترک آن را دارد. البته این اصل اختصاصی به طب الارواح روانپزشکی و روانشناسی ندارد و در طب الابدان پزشکی نیز از همین روش برای معالجه بیماریهای جسمی استفاده می شود. در مورد گناه و عمل زشتی که انسان مدتها از آن لذت برده و مطلوب نفس آدمی گردیده است نیز راه اصلی علاج تبدیل میل خوش آمدن و لذت بردن نفسانی به حالت نفرت و انزجار و بغض نسبت به آن عمل می باشد؛ یعنی تبدیل نمودن حالت جاذبه به حالت دافعه و از این طریق فراهم نمودن زمینه ترک و جایگزین ساختن آن در جای زمینه انجام. البته تحقق این تبدیل و تحول هم اگر از طریق صحیح آن انجام شود کاری است کاملا شدنی و ممکن و حتی خود ما نیز هر یک کم و بیش تجربیاتی از این قبیل در زندگی داریم. یعنی ممکن است از کار و چیزی که در گذشته به آن رغبت داشتهایم و لذت می بردیم اکنون متنفر باشیم و بدمان بیاید و بالعکس. منتهی نکته قابل توجه و بسیار فنی که در زمینه این مهم وجود دارد این است که عامل اصلی این تغییر و دگرگونی
امر به معروف و نهی از منکر در سیره، سخن و قیام امام حسین(ع)
مثبت است دیگر انگیزه دیگری جز امر به معروف و نهی از منکر لازم نیست. همه جا را فساد گرفته حلال خدا را حرام و حرام خدا حلال شده است. بیت المال مسلمین در اختیار افراد ناشایست قرار گرفته و در غیر راه رضای خدا مصرف می شود و پیغمبر اکرم ص فرمود هر کس چنین اوضاع و احوالی را ببیند و در صدد دگرگونی
امر به معروف و نهی از منکر در سیره، سخن و قیام امام حسین(ع)
مثبت است دیگر انگیزه دیگری جز امر به معروف و نهی از منکر لازم نیست. همه جا را فساد گرفته حلال خدا را حرام و حرام خدا حلال شده است. بیت المال مسلمین در اختیار افراد ناشایست قرار گرفته و در غیر راه رضای خدا مصرف می شود و پیغمبر اکرم ص فرمود هر کس چنین اوضاع و احوالی را ببیند و در صدد دگرگونی
English