یعنی دنبال شادی و نشاط نیستند. هرگاه بندگان
330 مطلب یافت شد
روزه، مُلک پروردگار هستی
شادی بندگان خوب خداوند در اجرای فرامین الهیچنین شخصیت باعظمتی که پروردگار عالم براساس ارزشی که دارد به او خطاب کرد اگر بنا بود تو را خلق نکنم … روایت خیلی مهمی دارند که پنج بخش است در یک بخش آن میفرمایند بندگان خوب الهی اذا احسنوا استبشروا وقتی کار خوب میکنند طبعا شاد میشوند؛ شاد میشوند که فرمان خدا را اجرا کرده و پیغمبر ص را در عمل سرمشق خود قرار دادهاند. این شادی
جشن پیروزی،و وداع با رمضان
کرده و به درجات و مراحلی از تقوا و عفاف نایل آیند مسرور و مشعوفند و از دیگر سو؛ در وداع با ماه خدا مغموم و اندوهناکند و این غم و شادی؛ هر دو راهگشای بندگان
برخی غمها و شادیها انسان را بهشتی میکند
بندگان ویژه خداوند همواره دوام دارد و تحت هیچ شرایطی خواستههای پروردگار را تعطیل نمیکنند. برای چنین بندگانی رنجها و خوشیهای زندگی در عمل به دستورات پروردگار اثری نمیگذارد و در عبادات بدنی عبادات مالی حقوق واجب و حالات درونی آنها سستی به وجود نمیآید. وی در ادامه با ذکر حدیثی از حضرت محمد ص تصریح کرد پیغمبر اسلام ص میفرمایند وقتی یک بنده سجده میکند و کمی طول میکشد فریاد شیطان بلند میشود که این انسان کمر من را شکست؛ البته سجدهای ارزشمند است که آن را بفهمم و من را در ارتباط با وجود مقدس پروردگار قرار دهد یعنی وقتی میگویی سبحان الله همۀ وجودت بگوید که من پروردگارم را از هر عیب و نقصی منزه میدانم و اگر عیبی در من و زندگیام است برای خودم و ضعف ایمان من است چرا که خداوند عالم خیرساز است. این استاد حوزه علمیه ادامه داد گاهی انسان گرفتار اندوه مثبت میشود یعنی دربارۀ خود فکر میکند و حسرت میخورد که چرا آن وقتی که جوان بودم بیشتر عبادت نکردم و در راه خدا قدم بیشتری برنداشتم؛ همین غصه عبادت است. از طرفی برخی اوقات دچار ترس مثبت میشویم یعنی میترسیم که به خاطر بعضی از گناهان خانوادگی اجتماعی و یا فردی دچار جریمۀ الهی شوم؛ این خوف و ترس نیز عبادت است. در قرآن آمده است که گاهی ترسهای شما بهشتیتان میکند؛ گاهی هم خوشحالیهای شما بهشتیتان میکند به این معنا که وقتی کار نیکی انجام می دهید خوشحال هستید که خداوند توفیق چنین عملی را به شما داده و این شادی
مهمانی شاد و به یاد ماندنی به سبک اسلامی
شادی و فرح می بخشد. بارها خدای متعال بندگان خود را به این شاخص اخلاقی تشویق کرده است و لیعفوا و لیصفحوا ا لا تحبون ان یغفر الله لکم و الله غفور رحیم؛ نور آیه 22
توحید (2) - جلسه پانزدهم – (متن کامل + عناوین)
بندگان برترآنان لذتی را درک میکنند که شما هم درک کردید؛ این در توسلها و گریههای نماز شب و خدمت به نیازمندان طبیعی است.کسی به پیامبر اکرم ص عرض کرد خیار عباد را میخواهم بشناسم سئل النبی عن خیار العباد 8 بندههای خوب خدا کیستند؟آن حضرت پنج نشانه برای برگزیدگان خدا بیان کردند. فرمودند اذا احسنوا استبشروا استبشروا از باب استفعال است؛ اما متعدی نیست و لازم معنی میشود. یعنی دنبال شادی … هرگاه بندگان خوب خدا یک کار نیک میکنند مثلا نماز مغرب و عشا میخوانند نماز شب میخوانند به نیازمند کمک میکنند؛ به عیادت یک مریض میروند و غمی را از دلی برمیدارند خوشحال میشوند. خوشحالی آنان اختیاری هم نیست.وقتی انسان یک کار خوب میکند شاد میشود. این شادی … شادی از ذات عمل است. رزق مقدر اولیا اللههزار سال پیش در نجف حکایت عجیبی اتفاق افتاد. شیخ طوسی و سید بن طاووس از علمای قرن سوم و قرن هفتم هستند. مرحوم محدث قمی داستان را نقل میکند و داستانی بسیار قوی است.وقتی آن مرد الاهی پاک در مسجد سهله خدمت امام عصر ع رسید اصلا ایشان را نشناخت. امام به او فرمودند شب جمعه است حضرت ابیعبدالله الحسین ع را زیارت کنیم. گفت سید خیلی عالی است شب جمعه ابیعبدالله ع را زیارت میکنیم. من هم به دنبال سید زیارت کردم. بعد گفت به بقیۀ ائمه هم سلام بدهیم؛ السلام علیک یا امیرالمؤمنین السلام علیک یا حسن بن علی یا حسین بن علی یا علی بن الحسین تا امام عسکری . بعد گفت حاج علی امام زمان را میشناسی؟ گفتم سید من امام زمانم را میشناسم. فرمود پس به امام زمانت سلام بده ولی خود او سلام نداد. گفتم السلام علیک یا ولی الله یا صاحب الزمان. گفت و علیک السلام؛ بعد هم غایب شد.بعد از یکی دو ساعت حاج علی فکر کرد این سید چه کسی بود؟ تمام سؤالات من را جواب داد بعد ما را به حرم موسی بن جعفر ع آورد چه علاقهای به ابیعبدالله ع داشت گفت شب جمعه است حسین را زیارت کن بعد گفت به همۀ ائمه سلام بده به من گفت امام زمانت را میشناسی؟ گفتم میشناسم. گفت سلام بده خودش سلام نداد. اما وقتی من سلام دادم چه جوابی به من داد. تازه فهمید که خدمت امام زمان ع رسیده است؛ اما دیگر گذشته بود.رزق و روزی این انسان همین بوده است؛ کاری هم به این ندارد که من از اولیای خدا هستم یا عالم ربانی و حکیم الاهی هستم یا عارف عاشقم. برای یکی خوب میآید؛ برای یکی متوسط میآید؛ برای یکی هم نمیآید.وقتی رگ دست امیرکبیر را در حمام فین کاشان زدند انگشتش را به خونش زد و روی دیوار شعری نوشت چو آید به مویی توانی کشید چو برگشت زنجیرها بگسلد 11 اگر بنا است محبوب بفرستد با یک نخ نازک هم میتوانی خزانۀ عالم را بکشی. اگر محبوب بنا نداشته باشد تمام زنجیرها را نیز جمع کنی یک عدد بره هم نمیتوانی بکشی.وقتی امام را دید ـ البته امام را نشناخت ـ آن حضرت در بخش دیگری به او فرمودند خدا رزقی برای تو مقرر نفرموده است. یعنی از من نخواه که درست شود. این مقداری که تقدیر توست تا لحظۀ آخر عمر همین است. تقدیر ارزاق بر اساس مصالحاو میداند با بندگانش چگونه معامله کند. آنان فقط نگاهشان به رزاقیت است فرقی ندارد که کم باشد یا متوسط یا فراوان. اگر شد بیشتر هزینه میکنند و اگر نشد هر چه او صلاح بداند. آنان به اوصاف و اسمای حسنی تکیه دارند. در قرآن میخوانند و فی السما رزقکم و ما توعدون* فو رب السما و الارض انه لحق مثل ما انکم تنطقون 12 روزیتان نزد من و در آسمان است. حالا در علم حق یا در آسمان طبیعت است.برای اینکه محکمکاری کنم سوگند یاد میکنم که تا زندهای رزق تو را میدهم. موحدان به کم و متوسط و زیاد روزی کاری ندارند. بقیه هم در طمع و حرص مسابقه میدهند. وقت ندارند نماز جماعت یا مسجد یا عیادت مریض بروند و یا به مستحقی رسیدگی کنند. میلیاردها تومان جمع میکنند؛ بعد از خستگی زیاد قلب یک مرتبه میایستد؛ پولها برای ورثه میماند و بدنش را به قبرستان تحویل میدهند. جایگاه محبت در برابر پروردگارقمر بنیهاشم سه ساله بود. روی زانوی امیرالمؤمنین نشسته بود. به پدر خود گفت من را دوست داری؟ امیرالمؤمنین ع فرمود عزیزم تو جگر گوشۀ من هستی من تو را خیلی دوست دارم. گفت بابا خدا را هم دوست داری؟ فرمود من عاشق خدا هستم. گفت تو که یک دل بیشتر نداری؛ دو تا محبت را چگونه در آن جا دادی؟ فرمود من یک محبت بیشتر ندارم و من تو را و مادرت و برادرانت حسن و حسین را برای خدا دوست دارم. محبت من به خداست؛ شعاعش هم به طرف شما آمده است. چون همۀ شما را خدا دوست دارد این محبتها از محبت خداست و حب محبوب خدا حب خداست. 13 دلی کو با تـو شـد همـراه و هم بر چگـونه مهـر بنــدد جــای دیگـردلی کو را تو هم جانی و هم هوش از آن دل چون شود یادت فراموش 14 همیشه به یادت بودم و به تو عشق میورزیدم. خیلی دعوتها داشتی دعوتهایت را به نماز روزه خمس زکات و خدمت به بندگان
جایگاه غم و شادی در کتب آسمانی
دارم و دلم برای شما تنگ شده چون شما شادی من و پاداش زحمات من هستید عزیزان به خدا وفادار بمانید و همیشه در راه خداوند شاد باشید. 3- اوستادر اوستا می خوانیم ای فردا مرا از بهترین کردارها و گفتارها بیاگاهان و مرا با توانایی خود ازآن ستایش که باغ بندگان
ماه رمضان و دولت کریمه
ضیافت الهی ماه تنزیل قرآن و ریزش باران وحی و وزش نسیم مهر خداوندی یک بار دیگر با آمدنش دل های عاشق و خسته را غرق شادی و شعف کرد.خداوند بزرگ در این ماه با فراخوانی بندگان … بندگان را به ذات اقدس الهی فراهم و جان تشنه آنان را مهیای دریافت پیام های هدایت و سعادت کرده است.ماه مبارک رمضان ماه توبه و بازگشت به خداوند رؤوف و غفور و ماه تضرع و استغاثه و دعا و نیایش به درگاه پروردگار عالمیان است؛ ماهی که به فرموده پیامبر گرامی اسلام صل الله علیه و آله و سلم دعای شما در این ماه مستجاب است 1 یکی از دعا های این ماه دعای اللهم ادخل علی اهل القبور السرور... است. در روایتی از نبی مکرم اسلام صل الله علیه و آله و سلم نقل شده است که آن حضرت فرمود هر کس این دعا را در ماه رمضان بعد از هر نماز واجب بخواند حق تعالی گناهان او را تا روز قیامت بیامرزد. 2 نکته جالب و قابل توجه این که با دقت و تامل در بسیاری از روایات عصر ظهور متوجه خواهیم شد تمام این خواست ها و آرمان های والای انسانی و اهداف متعالی در این دعا در دولت کریمه قائم آل محمد علیه السلام و آن عدل منتظر عجل الله تعالی فرجه الشریف تحقق خواهد یافت و جلوه تام و تمام هر چه در این دعای شریف آمده است در دولت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف جلوه گر خواهد شد؛ لذا مهمانان خدا در این موسم سرسبزی و خرمی دل ها با زمزمه این دعا ظهور آن حجت خدا و خاتم اوصیا عجل الله تعالی فرجه الشریف را از معبود خویش می طلبند. در این نوشتار فرازهایی از این دعای شریف را با استناد به روایات و احادیث معصومان علیهم السلام تبیین می کنیم اللهم ادخل علی اهل القبور السروردر اولین فراز این دعای شریف از خداوند متعال می خواهیم خدایا بر اهل قبور نشاط و سرور عطا کن .در کدامین روز اهل قبور و مردگان شادمان و مسرور خواهند شد و فرح و شادمانی به درون قبرها نیز نفوذ خواهد کرد؟پاسخ این است که این زمان زمانی نخواهد بود مگر آن هنگام که مهدی منتظر علیه السلام پرده از رخ بگشاید و با ظهورش همگان را- حتی مردگان داخل قبر را- شادمان کند.امام صادق علیه السلام درباره شادی
چشم انتظاری مادری به نام زمین
شادی او زمانی است که معصومی بر روی او قدم می گذارد؛ زیرا او عاشق است؛ عاشق گامهای محکم الهی و مهربان مهدی علیه السلام و چون عاشق است خوشحالی محبوبش را می خواهد. او می داند که محبوبش آماده ظهور است ولی هنوز میسر نیست و زمانش نرسیده است.گاهی به یاد عصر طلایی ظهور چشمانش را می بندد و زیبایی هایی را که در آن دوران می بیند برای خود مرور می کند. دورانی که او آباد می شود و هیچ ویرانه ای را در خود نمی بیند؛ 1 زمانی که گنج های خود را که سالها به انتظار هدیه آن به زمینیان مومن نشسته است را به صاحبانش تقدیم می کند. 2 او می داند که این گنج ها امانتی است و روزی به صاحبش بر می گردد.کلید آسمانزمین عزیز به یاد آورد زمانی را که مردم با طبیعت این مادر مهربان قهر کرده بودند و همین مساله باعث شده بود که سالها از خیلی برکات محروم شوند. محرومیتی که به خاطر بی ایمانی و بی تقوایی برای آنان به وجود آمد. 3 او به چشمان من نگریست و ادامه داد درهای برکات و رحمت آسمان برای نزول هدیه های الهی کلیدی داشت که مردم زمان غیبت خود را از آن محروم ساخته بودند و مدام به جای بهره مندی از آن کلید به این در و آن در می زدند. گاهی هوس پریدن از پنجره و گاهی تونل زمینی به سرشان می زد؛ متاسفانه زبان من را یاد نگرفته و مدام در پی رنجشم بودند. البته من هیچ گاه نفرینشان نکردم؛ ولی این قانونی است طبیعی؛ قهر فرزند از مادر از برخی از خیرات محرومش می کند.درهای برکات و رحمت آسمان برای نزول هدیه های الهی کلیدی داشت که مردم زمان غیبت خود را از آن محروم ساخته بودند و مدام به جای بهره مندی از آن کلید به این در و آن در می زدند. گاهی هوس پریدن از پنجره و گاهی تونل زمینی به سرشان می زدبه دست آوردن کلید ایمان و تقوایی که باعث سرریز شدن نعمات روحانی و مادی به زمین می شود سخت نیست اگر حواسمان به تکیه گاهمان باشد؛ امام حاضر و منتظری که مدام منتظر برگشت ماست.تقوا همان احتیاطی است که یک کوهنورد در هنگام گذر از سنگهای سست و پرتگاه های مخوف دارد. سقوط در صورت بی احتیاطی ناراحت کننده است؛ وقتی می بینی که با یک حرکت اشتباه چندین متر عقب می افتی و فاصله ات با همگروهانت آنقدر می شود که دیگر صدای تو را نمی شنوند اما همین راه میانبرهایی هم دارد که توجه به آن باعث سرعت یافتن و رسیدن به پیشتازان خواهد شد؛ توبه های واقعی و بهره مندی از بهشت های زمینی؛ مانند جلسات قرآن و توسل؛ گریه های شبانه و روزانه همراه با اعتراف به گناه و ... راه های افزایش سرعت و مرهم زخمهای خطاست؛ تنها کافی است که چند بار از بدی فرار کنیم؛ آن وقت هر چه قدر هم پشت سر ما بدود به ما نخواهد رسید؛ زیرا فرشته هایی مسئول حفاظت از متقین هستند. نظر رحیمانه مولا نیز هدیه متقینی است که قدمهای ابتدایی را برداشته اند و خود را در آغوش خداوند انداخته اند.قهر بشر با مادربا برگهای عشق اشکهای پنهانی خود را پاک کرد و ادامه داد من ندیدم دو صنوبر را با هم دشمنمن ندیدم بیدی سایه اش را بفروشد به زمینرایگان می بخشد نارون شاخه خود را به کلاغ 4 و اما انسان ...من عاشقم عاشق خدا و ولی خدا و فرزند او ولی فرزندم از عشق مادرش خیلی دور شد آن قدر که سینه جلو داده و باد به غبغب انداخته فریاد زد اینک من خودم روی پای خودم خواهم ایستاد؛ خود خواهم فهمید که چگونه باید زندگی کنم. من خودم می دانم که چه باید کرد من به آسمان نیازی ندارم عقل من جایگزین آسمان خواهد شد 5 از آن زمان بود که دستش را از دستانم جدا کرد و دوید. خلاف جهت طبیعت می دوید و بر نمی گشت تا چهره پریشان و نگران مادر را ببیند. نفس کشیدن سخت مادر را درک نمی کرد وقتی غرور و سرکشی او کوهی شده بود بر قلب من مادر از فرزند انتظاری ندارد جز این که بچه اش به خود توجه کند. من نگران خود و از بین رفتن وجود خودم نیستم؛ زیرا با تمام وجود می بینم روزی را که وجود آسیب دیده ام ترمیم می شود می بینم روزی را که بندگان … شادی را در چشمان آنان دید.به دست آوردن کلید ایمان و تقوایی که باعث سرریز شدن نعمات روحانی و مادی به زمین می شود سخت نیست اگر حواسمان به تکیه گاهمان باشد؛ امام حاضر و منتظری که مدام منتظر برگشت ماستسپس چشمان خود را گشود و گفت ولی من نگران فرزند ناخلفی هستم که خود را به مقدار دقایق روزها و یا سالها از ظهور زیبایی ها دور می کند. در حالی که وظیفه اش آبادانی زمین بود 6 بدون توجه به مسئولیت خود با بی تقوایی حیوانات بی گناه را کشت و از پوست آنها خود را پوشاند؛ در حالی که گرم بودن بدون پوست پلنگ نیز ممکن بود. حیات گیاهان را گرفت و برای خود خانه ساخت در حالی که زمین های خشک و بایری بود که محتاج خانه های آنان بود. بدون توجه به چرخه برگشت به طبیعت تجزیه نشدنی ها را در طبیعت رها کرد و مادر غمزده خود را نگران تر ساخت. کودکان مظلومی که سالها به وطن خود اخت گرفته بودند را تهدید کرد ترساند و کشت و به فکر تجدید وطن افتاد.زمین عزیز آهی کشید و با لبخندی ملیح ادامه داد من نگران قطع درختان و کندن یک به یک مژه های خود نیستم؛ ولی نگران جاری شدن سیل و نابودی فرزندان خود در اثر این شیطنت هستم. انگار بعد از دوستی خود با زمین آرام آرام با زبانش آشنا شدم و صحبتهای گرم و سرد او را درک می کردم.وقتی گفتگوی خود را با حرفهای گفته و نگفته او پایان دادم؛ حس خوبی داشتم؛ حس مسئولیت زیبای کسی که هیچ انتظاری از من نداشت جز خوب مهربان و مومن بودن و با احتیاط حرکت کردن؛ مبادا که ترک بردارد قلب زیبای زمینحیات دل حیات زمینزمین نیاز به حیات دارد؛ اما نه تنها حیاتی از طرف باران و کرامت آسمان؛ بلکه حیات واقعی او وقتی است که فرزندان لجوجش به دامان او برگشته و با انتخاب بندگی خداوند عدالت و مهر کنار یکدیگر و در دامان او زندگی می کنند. 7 حیات او پس از بازگشت عبودیت الهی به دلهای مردمان باز می گردد؛ وقتی که قلبها با بندگی آباد و زنده می شود. 8 به امید آن روز.پی نوشت 1 - امام باقر علیه السلام در مورد زمان ظهور حضرت فرمودند ... بر روی زمین هیچ خرابی نخواهد بود مگر این که آباد خواهد شد... کمال الدین و تمام النعمه ج 1 ص 331 ح 16.2 - ... زمین برایش خاضع و تسلیم می شود گنج ها برایش آشکار و نمایان می شود... همان حدیث. 3 - ر.ک آیه 96 سوره اعراف و لو ان اهل القری آمنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السما و الارض و لکن کذبوا فاخذناهم بما کانوا یکسبون و اگر اهل شهرها و آبادی ها ایمان می آوردند و پرهیزکاری پیشه می کردند یقینا درهای برکاتی از آسمان و زمین را بر آنان می گشودیم ولی آیات الهی و پیامبران را تکذیب کردند ما هم آنان را به کیفر اعمالی که همواره مرتکب می شدند به عذابی سخت گرفتیم.4 - شاعر سهراب سپهری.5 - اشاره به امانیسم و ترویج محوریت و توجه به خود نفسانی و دوری از خدامحوری بعد از رنسانس. 6 - خداوند در آیه 61 سوره مبارکه هود می فرماید ...هو انشاکم من الارض و استعمرکم فیها... او شما را از زمین به وجود آورد و از شما خواست که در آن آبادانی کنید.7 - امام باقر علیه السلام در تفسیر آیه اعلموا ان الله یحی الارض بعد موتها... سوره حدید آیه 17 بدانید که خدا زمین را پس از مرگش زنده می کند. فرمودند خداوند به وسیله قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف زمین را پس از مرگش زنده می کند کافر مرده است و زمین با وجود کافر مرده است و با نابودی کفر اهل زمین زنده می شود نعمانی الغیبه ص 221. 8 - پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مورد ظهور حضرت فرمودند یملا قلوب عباده عباده قلوب بندگان
استاد انصاریان: عبادت؛ لطف و رحمتِ ویژهٔ خداوند به بندگان/ نمازشب، عبادتی مستحب، اما پرسود
بندگان آن را با هیچ امور پست دنیوی جابه جا نمیکنند. هیچکسی از عبادالله را در قیامت از پاداش منع و محروم نمیکنندبه گزارش روابط عمومی و امور بین الملل مؤسسه علمی فرهنگی دارالعرفان استاد حسین انصاریان در سخنرانی خود در مسجد رسول ص در تهران اظهار کرد اینکه پروردگار عالم از زمان آدم ع تا روزگار پیغمبر عظیمالشان اسلام همه مردم را به عبادت و بندگی مکلف کرده ناشی از رحمت خاص پروردگار به بندگانش است. چراکه در هر عبادتی -مالی بدنی و اخلاقی- پاداشهایی مقرر فرموده و به بخشی از این پاداشها در قرآن مجید اشاره کرده است. پاداشها دائمی ابدی و همیشگی و طبق آیه 33 سوره واقعه این پاداشها لا مقطوعه و لا ممنوعه است. این پاداشها قطع نمیشود و هیچکسی از عبادالله را در قیامت از پاداش منع و محروم نمیکنند. نمازشب عبادتی مستحب اما پرسودوی به پاداش نمازشب اشاره و خاطرنشان کرد وقتی کلیت عبادت -مالی بدنی روحی قلبی و نفسی- را که در قرآن و روایات آمده بهخوبی بررسی و موشکافی کنیم به این نتیجه میرسیم که مکلف شدن ما به این نوع عبادات رحمت و مهربانی ویژه پروردگار عالم به ماست. در کنار عبادات واجب عبادات مستحب نیز پاداشی دارد یکی از این عبادات پرسود و پرثواب نمازشب است اما خداوند این عبادت را تنها برای یک نفر واجب کرد و آن یک نفر پیامبر اسلام ص است.مبلغ برجسته بین الملل ادامه داد پیامبر ص باید این عبادت را که بر وی واجب بوده تا آخر عمرش انجام میداد و ترک هم نمیکرد. در قرآن مجید هم به این یکنفر میفرماید این عبادت که به هیچکسی واجب نبوده سودی سرشار تنها برای تو دارد عسی ان یبعثک ربک مقاما محمودا سوره اسرا آیه 79 ما بهخاطر این عبادت مقام محمود به تو عنایت میکنیم. خداوند پاداش عبادات مستحب را در پرده پوشانده استاستاد انصاریان افزود خداوند پاداش عبادات مستحب را در پرده پوشانده و اصلا معلوم نیست چیست. فلا تعلم نفس ما اخفی لهم من قره اعین سوره سجده آیه 17 هیچکسی خبردار نیست حتی انبیا هم خبر ندارند که پاداش این یازده رکعت مستحب چیست که سبب شادی
جايگاه غم و شادى در اسلام
شادی از جمله حالات نفسانی و صفات روحی و هیجانات حاکم بر ابعاد وجود آدمی هستند که در قالب خنده گریه و نمودار میشوند و هر انسانی به عنوان انسان از این گروه هیجانهای اولیه برخوردار است. مهم آن است که این حالات بر تعامل اجتماعی مطلوب و بندگی خداوند تاثیر منفی نداشته باشد بلکه تاثیر مثبت بر آنها بگذارد.غم و گریهای که به آدمی آسیب رساند و یا مانع خدمت به بندگان … شادی و نشاط باشد نه غم و اندوهو گریه. لذا باید آن را از راههای متداول و مشروع تحصیل کرد که یکی از آنها تبسم و خنده است و راههای دیگر آن شوخی ورزش کار پرهیز از گناه مسافرت استفاده از عطر و بوی خوش و پوشیدن لباسهای شادیآفرین است. در مکتب اسلام شخص مؤمن شوخ طبع و خوش مشرب است و منافق گرفته و اخمو است. 7 رسول گرامی اسلام- که اسوه حسنه تمام مردمان معرفی شده است- میفرماید من هم مانند شما بشری هستم که قهرا شوخی و مزاح میکنم . 8 و یا میفرماید من شوخی میکنم ولی در گفتارم جز حق و راست نمیگویم . 9 6. خنده ارزشی در اسلام خنده متفکرانه و حکمی است یعنی خندهای که در پرتو آن حکمتی اخلاقی اجتماعی اعتقادی فقهی و مبادله میشود. نمونههای متعددی از این نوع شوخی و خنده در زندگی حضرت رسول نقل شده است که در یکی از آنها آن حضرت با پیران شوخی کرد و فرمود اهل بهشت به صورت جوان زیبا وارد بهشت میشوند . 10 پس از نگرانی پیران به آنها فرمود شما اول جوان میشوید سپس به بهشت میروید .بنابراین خنده غیرمتفکرانه و یا خندههایی که با صدای قهقهه باشد و یا خندههایی که به گناه غیبت تهمت تمسخر و استهزا بدگویی و آلوده باشد مورد مذمت و نهی است آنگونه که خنده زیاد نیز پسندیده نیست. ائمه هدی ع به این نوع آفات هیجانی هشدار داده و انواع خندههای مذموم را گوشزد فرمودهاند. در گفتار آنان خنده به قهقهه زیاد خنده کردن مجلس خنده و فکاهی برگزارنمودن و همین طور خنده آمیخته به دروغ زشت شمرده شده است.امام صادق ع میفرماید القهقهه من الشیطان . 11 حضرت رسول ص میفرماید کثره الضحک یمحو الایمان . 12 حضرت رسول ص میفرماید ویل للذی یحدث فیکذب لیضحک به القوم ویل له ویل له . 13 7. وقتی گریه ارزشی در اسلام تنها گریه از خوف الهی و یا برخاسته از محبت به بندگان … شادی و غم را فراهم میآورد حداقل دو عنصر و انگاره است یکی انگیزه و عامل بروز این هیجانها و دیگری مشکل بروز این هیجانها. بر اساس همین دو انگاره هیجانهای یادشده مورد ارزیابی و قضاوت قرار میگیرد خنده جاهلانه- که در روایات از آن به خنده من غیر عجب تعبیر شده- مذموم است. در برابر این خنده خنده متفکرانه و معنادار پسندیده و ممدوح تلقی میگردد. امام حسن عسکری ع در حدیثی میفرماید از علایم جهل خنده بدون تعجب است . 1 و امام کاظم ع در حدیث دیگری میفرماید خداوند از کسی که بدون تعجب بخندد نفرت دارد . 2 پس هر نوع خندهای مذموم نیست همانگونه که هر نوع خندهای پسندیده نیست. هر گریهای نیز مذموم و یا پسندیده نیست بلکه گریه از خوف خداوند سبحان در اسلام گریه ارزشی تلقی میگردد.امام باقر ع میفرماید هیچ قطرهای نزد خداوند عزو جل محبوبتر از قطره اشکی نیست که در ظلمت شب از خوف خداوند ریخته شود و غیر از آن منظوری نباشد . 3 امام علی ع میفرماید گریه از خشیت خداوند کلید رحمت الهی است 4 و در حدیث دیگری این گریه را موجب نورانیت قلب و مصون ماندن از بازگشت به گناه معرفی میکند . 5 آن خنده چون محصول درک و نکته سنجی تعجببرانگیز ملایم طبع است ارزشمند میباشد واین گریه چون محصول تعالی شناخت و رشد معنوی و روحانی آدمی است محبوب میباشد و نتیجه این دو هیجان همانا رسیدن به حق و جلب رضایت حضرت دوست در پرتو تامین سلامت و بیمه شدن صاحب گریه و خنده است.دیدگاه اسلام1. گریه ماتم افزا و افسردگیآفرین هرگز پسندیده نیست بلکه مذموم و مورد نکوهش است. در سیره رسول خدا ص اینگونه نقل میکنند که هر گاه یکی از اصحاب آن حضرت اندوهگین بود رسول خدا با شوخی کردن او را شادمان مینمود. 6 ائمه هدی ع راه شادمان زیستن را به اصحاب خود نمایانده و میفرمودند به رضای خدا خشنود باش تا شاد و راحت زندگی کنی .2. گریه ارزشی در اسلام گریه از خوف حضرت حق است که خود یکی از راههای خودسازی و رشد است نه سبب خمودی و خموشی.گریه برخاسته از محبت به بندگان
جايگاه غم و شادى در اسلام
شادی از جمله حالات نفسانی و صفات روحی و هیجانات حاکم بر ابعاد وجود آدمی هستند که در قالب خنده گریه و نمودار میشوند و هر انسانی به عنوان انسان از این گروه هیجانهای اولیه برخوردار است. مهم آن است که این حالات بر تعامل اجتماعی مطلوب و بندگی خداوند تاثیر منفی نداشته باشد بلکه تاثیر مثبت بر آنها بگذارد. غم و گریهای که به آدمی آسیب رساند و یا مانع خدمت به بندگان … شادی و نشاط باشد نه غم و اندوهو گریه. لذا باید آن را از راههای متداول و مشروع تحصیل کرد که یکی از آنها تبسم و خنده است و راههای دیگر آن شوخی ورزش کار پرهیز از گناه مسافرت استفاده از عطر و بوی خوش و پوشیدن لباسهای شادیآفرین است. در مکتب اسلام شخص مؤمن شوخ طبع و خوش مشرب است و منافق گرفته و اخمو است. 7 رسول گرامی اسلام- که اسوه حسنه تمام مردمان معرفی شده است- میفرماید من هم مانند شما بشری هستم که قهرا شوخی و مزاح میکنم . 8 و یا میفرماید من شوخی میکنم ولی در گفتارم جز حق و راست نمیگویم . 9 6. خنده ارزشی در اسلام خنده متفکرانه و حکمی است یعنی خندهای که در پرتو آن حکمتی اخلاقی اجتماعی اعتقادی فقهی و مبادله میشود. نمونههای متعددی از این نوع شوخی و خنده در زندگی حضرت رسول نقل شده است که در یکی از آنها آن حضرت با پیران شوخی کرد و فرمود اهل بهشت به صورت جوان زیبا وارد بهشت میشوند . 10 پس از نگرانی پیران به آنها فرمود شما اول جوان میشوید سپس به بهشت میروید .بنابراین خنده غیرمتفکرانه و یا خندههایی که با صدای قهقهه باشد و یا خندههایی که به گناه غیبت تهمت تمسخر و استهزا بدگویی و آلوده باشد مورد مذمت و نهی است آنگونه که خنده زیاد نیز پسندیده نیست. ائمه هدی ع به این نوع آفات هیجانی هشدار داده و انواع خندههای مذموم را گوشزد فرمودهاند. در گفتار آنان خنده به قهقهه زیاد خنده کردن مجلس خنده و فکاهی برگزارنمودن و همین طور خنده آمیخته به دروغ زشت شمرده شده است. امام صادق ع میفرماید القهقهه من الشیطان . 11 حضرت رسول ص میفرماید کثره الضحک یمحو الایمان . 12 حضرت رسول ص میفرماید ویل للذی یحدث فیکذب لیضحک به القوم ویل له ویل له . 13 7. وقتی گریه ارزشی در اسلام تنها گریه از خوف الهی و یا برخاسته از محبت به بندگان … شادی و غم را فراهم میآورد حداقل دو عنصر و انگاره است یکی انگیزه و عامل بروز این هیجانها و دیگری مشکل بروز این هیجانها. بر اساس همین دو انگاره هیجانهای یادشده مورد ارزیابی و قضاوت قرار میگیرد خنده جاهلانه- که در روایات از آن به خنده من غیر عجب تعبیر شده- مذموم است. در برابر این خنده خنده متفکرانه و معنادار پسندیده و ممدوح تلقی میگردد. امام حسن عسکری ع در حدیثی میفرماید از علایم جهل خنده بدون تعجب است . 1 و امام کاظم ع در حدیث دیگری میفرماید خداوند از کسی که بدون تعجب بخندد نفرت دارد . 2 پس هر نوع خندهای مذموم نیست همانگونه که هر نوع خندهای پسندیده نیست. هر گریهای نیز مذموم و یا پسندیده نیست بلکه گریه از خوف خداوند سبحان در اسلام گریه ارزشی تلقی میگردد.امام باقر ع میفرماید هیچ قطرهای نزد خداوند عزو جل محبوبتر از قطره اشکی نیست که در ظلمت شب از خوف خداوند ریخته شود و غیر از آن منظوری نباشد . 3 امام علی ع میفرماید گریه از خشیت خداوند کلید رحمت الهی است 4 و در حدیث دیگری این گریه را موجب نورانیت قلب و مصون ماندن از بازگشت به گناه معرفی میکند . 5 آن خنده چون محصول درک و نکته سنجی تعجببرانگیز ملایم طبع است ارزشمند میباشد واین گریه چون محصول تعالی شناخت و رشد معنوی و روحانی آدمی است محبوب میباشد و نتیجه این دو هیجان همانا رسیدن به حق و جلب رضایت حضرت دوست در پرتو تامین سلامت و بیمه شدن صاحب گریه و خنده است.دیدگاه اسلام1. گریه ماتم افزا و افسردگیآفرین هرگز پسندیده نیست بلکه مذموم و مورد نکوهش است. در سیره رسول خدا ص اینگونه نقل میکنند که هر گاه یکی از اصحاب آن حضرت اندوهگین بود رسول خدا با شوخی کردن او را شادمان مینمود. 6 ائمه هدی ع راه شادمان زیستن را به اصحاب خود نمایانده و میفرمودند به رضای خدا خشنود باش تا شاد و راحت زندگی کنی .2. گریه ارزشی در اسلام گریه از خوف حضرت حق است که خود یکی از راههای خودسازی و رشد است نه سبب خمودی و خموشی.گریه برخاسته از محبت به بندگان
چند روایت مهم
یک شادی هم وقتی است که وارد محشر میشود.پیامبرصلی الله علیه و آله به جابر بن عبدالله انصاری فرمود خمس یفطرن الصائم الکذب والغیبه والنمیمه والیمین الکاذبه والنظر بشهوه پنج گناه دروغ پشت سر مردم حرف زدن دو به هم زنی قسم دروغ نگاه حرام ساختمان روزه را فرو میریزد. این قصه خدا و بندگان
دعا در حق بندگان
صفای نگاه متانت رفتار شادی درون چهره راسخ استعداد هدایت و پذیرش خطر و حوادث از وجود یک گنجینه پنهان در عمق جان ما حکایت میکند.قلب و روح آدمی از راه دعا به خداوند و بندگان
جایگاه تفریح و شادمانی در متون اسلامی
اهمیت شور و نشاط و سرور و جایگاه آن در تعالیم دینی همین بس که مفهوم شادی ۲۵بار با الفاظ مختلف در قرآن کریم آمده و یکی از اصول کتاب های روائی به باب ادخال السرور اختصاص داده شده و از کسانی که موجبات دل خوشی و شادکامی بندگان … النفس ویثیرالنشاط شادی باعث انبساط روح و ایجاد وجد و نشاط می شود. ۲۵ به طور کلی درباره ی اهمیت شور و نشاط و سرور و جایگاه آن در تعالیم دینی همین بس که یکی از فصول کتاب های روایی به باب ادخال السرور ۲۶ اختصاص داده شده است و از کسانی که موجبات دل خوشی و شادکامی بندگان
مؤمن کیست و چه ویژگی هایی دارد؟
بندگان مؤمن من در کارکردن در دویدن دنبال کار مردم خیلی آدمهای شادی هستند آدمهای بانشاطی هستند آدمهای متحرکی هستند خواب و خور زیادی ندارند و حرکتی
پروردگارا، بامداد و شامگاه دستم به دعا به سوى تو افراشته است
بندگان باشد. • او شب ایجاد کرد تا خلق پس از جنبش و سعی و تلاش بسیار در لباس آرامش بیارمند و تجدید نیرو کنند و توانائی تازه گیرند و نشاط و شادی جویند. •
شرح عبارت «فَهُوَ مِنَ الْيَقينِ...» از خطبه 86 نهج البلاغه | بخش سوم
انسانی که یقین به حساب دارد مغرور نمیشود اما خوشحالهای مثبت چرا؟ پیامبر اسلام ع وقتی صفات خوبان بندگان خدا را میگویند میفرماید اذا احسنوا استبشروا وقتی کار خوب میکنند؛ شاد میشوند. شادی
چرا اول شوال را عید فطر می نامیم؟
این است که فرشتهای در آخرین روز ماه رمضان به آنان ندا میدهد که ای بندگان خدا بر شما مژده باد که گناهان گذشته شما آمرزیده شد و بنگرید که در آینده چگونه خواهید بود. امروز روز عید فطر است؛ عیدی که زمین و زمان را غرق شادی
اسلام با شادی مخالف نیست!
شادی نیست.لزوم داشتن تفریحات سالم در روایات بسیاری آمده است از جمله حضرت علی علیه السلام میفرماید مۆمن را سه وقت است؛ وقتی که در آن با پروردگار خود راز و نیاز میکند وقتی که به حساب نفس خود میسد و وقتی که به لذت حلال و خوش میگذراند.و نیز دربارهی اهمیت شور و نشاط و سرور و جایگاه آن در تعالیم دینی همین بس که یکی از فصول کتابهای روایی به باب ادخالالسرور اصول کافی ج 1 ص 204 اختصاص داده شده است و از کسانی که موجبات دلخوشی و شادکامی بندگان
English