مراقبت و حسابگری شیعه بر رفتارامیرالمؤمنین ع میگویند حق یک مورچه را به این قیمت نمیگیرم؛ آنوقت آدم مؤمن ممکن است حق این و آن را غارت کند یا زیر … پا بگذارد؟ وقتی ائمه ما شیعه را تعریف میکنند میگویند شیعه آدم مواظب و مراقب و حسابگری است شیعه به مال دیگری چشم ندارد و فریبکار نیست شیعه خدعه
9 مطلب یافت شد
چرا قم که به استناد روایت منتسب به امام صادق (ع) بلا از آن دور است گرفتار بیماری کرونا شد؟
شیعه درجهان اسلام مطرح بود و اندیشمندان ازسراسر عالم به قم عزیمت داشتند و بدین سبب مورد خشم حاکمان زور وتزویر قرار داشت و بارها مورد هجوم و آسیب قرار گرفت. ۳-جهان هستی برپایه حکمت آفریده شده است وخداوند حکیم است. ابتلائات و مصیبت ها هم براساس حکمت الهی است و جهان بدون سختی ها و مشکلات و امتحان ها مکانی مناسب برای تکامل برآمده ازاختیار و اراده نیست. بدون تردید جوهر کمال انسان درمسیر بلاها و سختی ها شکوفا میشود.مصائب و سختی ها لازمه نظام احسن است چنانکه نعمت و نقمت و عطا و سلب نعمت نیز مقدمه رشد و تکامل انسانی است.سلامتی و بیماری و فقرو رفاه یکی از ابتلائات است که برای همه انسانها پیش میآید؛ چنانکه درآیات متعدد بیان شده است.حتی انبیا وامامان و اولیای الهی ازقاعده و سنت الهی مستثنا نیستند. فقر و بیماری حضرت ایوب غم حضرت یعقوب درفراق حضرت یوسف ابتلائات پیامبر اکرم ص درطول 23 سال رنج فراوانی که امیر مومنان درطول 25 سال ازرحلت پیامبر اعظم متحمل شد.و مصیبت جانکاه حماسه کربلا که برسید الشهدا علیه السلام و اهل بیت ویاران او وارد شد که در بزرگی این مصیبت همین بس که امام مجتبی ع فرمودند لایوم کیومک یااباعبدالله علیه السلام. تاریخ اهل بیت علیهم السلام وتاریخ اسلام و تشیع پراز برگ هایی است که گویای این ابتلائات گوناگون است.البته از نگاه انسانهای خردمند و اولیای الهی مصیبت ها و سختی های اگرچه بظاهر رنج آور و آزار دهنده استاما پیامهای سازنده به همراه دارد. درسایه این مصیبتها گوهر صبر و شکیبایی انسان به کمال می رسد و انسان را به مقام صابران می رساند تابتواند به پاداش عظیم که از حسابگری
بخش پاسخگویی به شبهات مؤسسه علمی فرهنگی دارالعرفان پاسخ میدهد؛ چرا قم که به استناد روایت منتسب به امام صادق(ع) بلا از آن دور است گرفتار بیماری کرونا شد؟
شیعه در جهان اسلام مطرح بود و اندیشمندان از سراسر عالم به قم عزیمت داشتند و بدین سبب مورد خشم حاکمان زور و تزویر قرار داشت و بارها مورد هجوم و آسیب قرار گرفت.۳. جهان هستی برپایه حکمت آفریده شده است و خداوند حکیم است. ابتلائات و مصیبتها هم براساس حکمت الهی است و جهان بدون سختیها و مشکلات و امتحانها مکانی مناسب برای تکامل برآمده از اختیار و اراده نیست. بدون تردید جوهر کمال انسان در مسیر بلاها و سختیها شکوفا میشود. مصائب و سختیها لازمه نظام احسن است چنانکه نعمت و نقمت و عطا و سلب نعمت نیز مقدمه رشد و تکامل انسانی است.سلامتی و بیماری و فقر و رفاه یکی از ابتلائات است که برای همه انسانها پیش میآید؛ چنانکه درآیات متعدد بیان شده است.حتی انبیا و امامان و اولیای الهی از قاعده و سنت الهی مستثنا نیستند. فقر و بیماری حضرت ایوب ع ؛ غم حضرت یعقوب ع در فراق حضرت یوسف ع ؛ ابتلائات پیامبر اکرم ص در طول 23 سال؛ رنج فراوانی که امیرمؤمنان در طول 25 سال که پس از رحلت پیامبر اعظم متحمل شد و مصیبت جانکاه حماسه کربلا که بر سیدالشهدا ع و اهلبیت و یاران او وارد شد که در بزرگی این مصیبت همین بس که امام مجتبی ع فرمودند لا یوم کیومک یا اباعبدالله .تاریخ اهلبیت ع و تاریخ اسلام و تشیع پراز برگهایی است که گویای این ابتلائات گوناگون است.البته از نگاه انسانهای خردمند و اولیای الهی؛ مصیبتها و سختیها اگرچه بهظاهر رنجآور و آزاردهنده است اما پیامهای سازنده به همراه دارد. در سایه این مصیبتها گوهر صبر و شکیبایی انسان به کمال میرسد و انسان را به مقام صابران میرساند تا بتواند به پاداش عظیم که از حسابگری
تهران مسجد رسول اکرم دههٔ اوّل جمادیالاوّل 1395 سخنرانی پنجم
حسابگری در شرق و غرب هم پهنای آسمان را نفهمیده است نمیشود فهمید وقتی دانشمندان علوم جدید که حرفهایشان دراینزمینه ثابت است و انحرافی ندارد به ما میگویند نور در یکثانیه یکثانیه یکشصتم یکدقیقه است و شصت ثانیه یکدقیقه میشود پشت چراغقرمزها که میایستید عدد میزند و هر روشنخاموششدنش یکثانیه است. نور در هر ثانیه سیصدهزار کیلومتر راه طی میکند؛ یعنی وقتی از یک گوشهای نور در بیاید در یکثانیه راهش باز باشد سیصدهزار کیلومتر میرود. وقتی به ما میگویند جدیدا حالا آینده نمیدانیم چهچیزهایی کشف میشود جدیدا جدید که من میگویم برای هفت- هشتسال پیش است که داشتم میدیدم و میخواندم؛ چون این مطالب را من خیلی دنبال میکنم. ستارهای را کشف کردند که فاصلهاش با زمین و با نور ارزیابی میشود. کل ستارهها با نور ارزیابی میشوند. میگویند خورشید تا زمین چقدر فاصله نوری دارد؟ هشتدقیقه و مثلا چندثانیه وقتی طلوع میکند تا از 150میلیون کیلومتری به ما برسد مثلا هشتدقیقه میکشد تا برسد مثلا آنوقت آن ستاره پر نور که بعضیهایشان چندمیلیون برابر خورشید است یعنی چندمیلیون خورشید داخلش جا میشود خورشید یکمیلیون و سیصدهزار برابر زمین حجم دارد اینها آسمانهای خداست. نوشتند که آن ستاره نورش را که بهطرف زمین حرکت بدهد ثانیهای سیصدهزار کیلومتر بیاید پانصدمیلیارد سال بعد به زمین میرسد این پهنای آسمان استخب بهشت پهنای همه آسمانها و زمین است خدا کجایش را در بگذارد؟ آنجا که جای در نیست این در کنایه از مقام است هشت مقام بهشت. به صدیقه کبری خطاب میشود که تمام مقامات بهشت در اختیارت است برو وارد شو. ایشان کنار بهشت تشریف میآورند اما داخل نمیروند. بالاخره صحرای محشر در بیرون بهشت است همانجا میایستند. خود پروردگار خطاب میکند چرا داخل بهشت نمیروی ؟ میگوید تنها نمیتوانم بروم از دستم برنمیآید؛ یعنی پا دیگر در تنهایی حرکت ندارد. خطاب میرسد چه کسی را میخواهی؟ میگوید هرکسی که زمان ما بعد از مرگ ما تا قیامت یار ما بوده مددکار ما بوده کمک ما بوده شیعه
تهران حسینیهٔ سیدالشهدا دههٔ سوم جمادیالاوّل 1395 سخنرانی نهم
حسابگری ذات خداست. خب خدا قدرت بینهایت است علم بینهایت است و الآن حساب کل موجودات عالم در دستش است. شما الحمدلله هر شب بین نماز مغرب و عشا می خوانید و ما تثبت من ورقه الا یعلمون چندتا درخت در کره زمین است؟ چندتا روییدنی در کره زمین است؟ مجموع درخت ها نهال ها و ساقه ها چقدر برگ دارد؟ در کجاهای کره زمین عوالم دیگر هم موجود عاقل دارد و آنجاها هم زندگی می کنند که در قرآن مجید از موجودات عوالم بالا به من فی السماوات تعبیر می کند. من برای عاقل بهکار می رود. من فی السماوات کسانی که در آسمان هستند. آنجاها هم حتما گیاه دارد درخت دارد در مجموع هستی می گوید یک برگ از درخت نمی افتد مگر اینکه من می دانم که این درخت کجاست؟ چند وقتش است؟ کی کاشته شده است؟ چرا یک برگش افتاد؟ و ما تسقط من ورقه الا یعلمها و لا حبه فی ظلمات الارض و لا رطب و لا یابس الا فی کتاب مبین الانعام 59 کتاب مبین علم خودش است اینطور که ائمه به ما یاد دادهاند. خب اینها یک سرعت دارند سرعت معنوی و نه مادی این سرعت با پا نیست بلکه این سرعت با عقل است با جان است با فکر است بهسوی مغفرت. مغفرت هم حساب آدم را حساب یسیر می کند.از حضرت آدم با حوا در سوره اعراف بشنوید ربنا ظلمنا انفسنا و ان لم تغفر لنا الاعراف 23 اگر ما دوتا را نیامرزی بهخاطر آن قدمی که بهطرف آن درخت منعشده برداشتیم و ان لم تغفر لنا خیلی عجیب است این آیه بهت آور است این زن و مرد نه ربا خوردند و نه اختلاس کردند نه رشوه گرفتند نه زنا کردند نه دروغ گفتند نه دوز و کلک سوار کردند نه کسی را گول زدند نه حسود بودند نه حریص بودند نه بخیل بودند تنها اشتباه آنها فقط یکدانه بوده که خدا فرمود لا تقربا هذه الشجره البقره 35 این هم فقها علمای بزرگ شیعه
درس تفسیر نهج البلاغه (خطبة 234) ـ جلسه هفتاد و سوم
شیعه به جا مانده است یکی کتاب تنزیه الانبیا سید مرتضی که انصافا کتاب پرقیمتی است اینجا عصا به معنای ترک اولی است به طور قطع یعنی بهتر است از این میوه نخورد ولی حالا که خورده آن مهری که به زناخوار و به عرق خور و به قمار باز به رباخور به عنوان عاصی زده میشود همان مهر را که به پیشانی او نزدند مهری که به پیشانی او میخورد به قول ملا احمد نراقی این است که ما باید با کل عباد خدا درتقسیم بندی قرآن و روایات نگاه بکنیم تا داستان حل بشود. حسنات الابرار سیئات المقربین یعنی عصیانی نبوده خود قرآن مجید اسمش را گذاشته لغزش یک فراموشی به آنها دست داد یک بی توجهی نه به عنوان طغیان نه به عنوان کبر نه مثل یک آدم زناکار نه مثل یک آدم متجری که در رسائل خواندید که بلند میشود شیشه آب از یک خانه برمی دارد خانه ای که صاحبش آدم بی ربطی است فکر میکند که این صاحب خانه شراب خوار است و فکر میکند که توی این شیشه آب است یا شراب است اتفاقا آب است ولی با جرات بر شکستن حدود خدا برمی دارد میخورد به عنوان شراب که شیخ تحدید میکند و میفرماید این بعنوان متجری اهل گناه است با همان آب خوردنش اما یک آدم مومنی تشنه اش است و فکر هم نمیکند که در این شیشه متاع حرامی است و تا میخورد میبیند مزه بدی دارد رها میکند بعد میفهمد که در این شیشه شراب بوده آیا گناهی در پرونده اش نوشته میشود؟ نه چون آدم متجری به پروردگار عالم نبوده نه متجری نیست. اختارهما لنفسه من بروم در مغازه فرش فروشی و انتخاب میکنم یعنی از خارج از وجود خودم چیزی را برمی دارم یا یک ماشین انتخاب میکنم یا یک لباس.اینکه امیرالمومنین میفرمایند اختارهما یعنی عزت و کبریایی را برای خودش برداشته برای خودش اختیار و انتخاب کرده است نه اینکه خارج از وجود و ذاتش بوده و انتخاب کرده و به صفحه ذاتش چسبانده پس معنایش این است که وجود مقدس او شایسته این دو صفت است شایسته به ذات هم است یعنی ذاتا یعنی ذات عزت است. عزت ذات است ذات کبریا است کبریا ذات است خودش است. یعنی به قول امیرالمومنین آنجا بحثی از صفت و موصوف نباید بشود حالا اگر هم ما میگوئیم این صفت جمال یا صفت جلال است چرا میگوئیم صفت از تنگی شدید قافیه است و الا حضرت میفرماید آنجا اگر بخواهید بحث صفت را پیش ببرید دوئیت پیش میآید. یعنی یک صفت میشود یک موصوف به این مقدار عدد دو آنجا هم راه ندارد ولی ما مجبوریم در سخن گفتنمان در تفهیم مطلب این قافیه را انتخاب بکنیم کاری دیگر نمیتوانیم بکنیم والا تمام صفات جمال و جلال و کمال او خود ذات است یعنی یک واحد است وحدت حقیقیه است بحثی از صفت و موصوف آنجا نیست. ما هستیم که از تنگی قافیه اینطور سخن میگویم.اما غیر حضرت او اگر عزتی دارد اگر عظمتی دارد اگر مالکیتی دارد اگر حکومتی دارد عرضی دارد نه ذاتی ولی او ازلا و ابدا عزیز است او ازلا و ابدا کبریایی دارد ولی دیگری ندارد دارا میشود وقتی به دنیا میآید ندارد یک صفحه نانوشته است عزت را بدست میآورد عظمت را و شخصیت را بدست میآورد البته اگر بخواهد عزت حقیقی نه خیالی نه عزتی که از اخلاق فرعونی و ابوبکری در بیاید نه عظمتی که از اخلاق نمرودی و ابوبکری در میآید اینکه من از آن طایفه و این طایفه اسم میبرم بخاطر رسمشان است اخلاقشان اینگونه است.یک وقتی مرحوم آیت الله العظمی سید جمال الدین گلپایگانی که نامش را شنیدید یا اخلاقش را خواندید شخصیت فوق العاده ای بود آقا سید جمال وابسته به خدا بود آقا سید جمال اهل خدا بود دنبال هیچ چیز نبود یعنی واقعا انسان باید خودش دنبال نکند از خدا بخواهد به او عنایت بکند والا چیزهایی که من غیرالله آدم بدست میآورد. خیلی قلابی و توخالی است بعد هم آدم را وادار به کارهای غیر خدایی میکند. یک روز مرحوم آقای راشد که آدم باسوادی بود آدم متخلقی و حسابگری
آثار مثبت عمل - جلسه پنجم - (متن کامل + عناوین)
حسابگری میکند که گناهان گذشته من از چه نوع گناهانی بوده است؟ مثلا اگر ترک نماز بوده با قضای آن نمازها باید این خلا گذشته را پر کنم. اگر مال مردم بوده از همین امروز مال هر کس را به او برگردانم. اگر گناه گذشته من پایمال کردن حق زن و بچه بوده با کمال تواضع به همسر و فرزندانم بگویم که اشتباه کردم. من میخواهم برای شما کارهایی انجام دهم که گذشته بد من نسبت به شما جبران شود.این محصول آن حالی است که از آن علم پیدا میشود. هم چنین ارادهای است که انسان را بر پاک کردن گذشته از نا پاکیها تحریک میکند. ارادهای بر جلوگیری از آلوده شدن در آینده و قطع نا پاکیهای فعلی؛ این معنی توبه است. توبه شایسته پذیرش خدااز نظر علمای اخلاق توبه یک حقیقت مرکبه است. توبه این نیست که در قلب ما یک نسیم پشیمانی بیاید و بگوییم خدایا اشتباه کردیم ما را ببخش. چون زیاد اتفاق میافتد که انسان به اشتباه خود پی میبرد و اظهار پشیمانی میکند لکن دوباره به گناه برمیگردد و رفتار ناصحیح گذشته را تکرار میکند.خداوند از انسان توبه اصلاحگر میخواهد. توبهای که باطن انسان را شستشو دهد و اعضا و جوارح را از همه گناهان قطع کند. هم چنین آن توبه در آینده به او مسئولیت ببخشد و باعث شود که گذشته خود را جبران کند.حضرت رسول صلی الله علیه و آله میفرماید چنین توبهای در ماه مبارک رمضان بهتر از اوقات دیگر قابل تحقق است. چرا که در ماه رمضان مردم حدود ده مبطل روزه را ترک میکنند و همین ترک سی روزه تمرینی برای ترک گناهان است. یعنی ماه رمضان به آدم نیرو میدهد. به خودش میگوید من که اینقدر قدرت دارم که از صبحانه و ناهار که حلال خدا هستند حلالی که خوردن آن برای من هیچ مانعی ندارد خودداری میکنم آیا نمیتوانم از گناه خودداری کنم؟این خودداری من از حلال است که خدا میگوید نخور نیاشام سر زیر آب فرو نکن به خدا و پیغمبر صلی الله علیه و آله دروغ نبند گرد و غبار غلیظ به حلق نریز در روز ماه رمضان کاری به غریزه جنسی نداشته باش هر چند به تو حمله کند و تو را تحت فشار قرار دهد. در روزه ماه رمضان از همسرت که بر تو حلال است کنار بمان و من با جوان بودنم و با این که تحت فشار غریزه جنسی هستم اما از آن خودداری میکنم و خود را نگه میدارم آیا نمیتوانم خود را از زنا و شهوت حرام باز دارم؟و همین طور از حقوق مردم آیا نمیتوانم از پایمال کردن آن دور بمانم؟ روزه نشان میدهد که میتوانم. وجوب فوری توبهاما توبه از نظر قرآن و روایات آیا کاری مستحب خوب و پسندیده است؟ یا واجب است؟ باید گفت در این پانزده قرنی که بر فرهنگ اهلبیت علیهم السلام گذشته است کسی را نمیشناسیم که توبه را مستحب دانسته باشد. چهارده معصوم علیهم السلام تمام فقهای شیعه
گناه و سبب آن - جلسه بیست و پنجم – (متن کامل + عناوین)
حسابگری است. پایان قیامت بهشت یا جهنم است. این گروه که جاهل به حقایق هستند نشانه جهل آنها این است که تک خواسته هستند. 2 فمن الناس من یقول ربنآ اتنا فی الدنیا وما له فی الاخره من خلـق 3 اینان هیچ ارزشی به دنیایشان اضافه نمیکنند تا دنیای خوبی و پرخیر و حلالی داشته باشند.این گروه با هم مسابقه غارت پول دارند و توجه ندارند اگر تمام ثروت دنیا را به آدم بدهند هیچ ارزش معنوی ندارد.زن و بچههای آنان هم چون با فرهنگ انبیا و قرآن آشنا نیستند انسانهای عجیبی هستند.یک وقت من مسجدی منبر میرفتم که امام جماعت بزرگوار و باسوادی داشت میگفت در همین محل یک شب ما بین نماز مغرب و عشا تازه هوا تاریک شده بود یک پولدار همان وقت مرده بود. زن او کسی را به مسجد فرستاده بود که ما در این محل از همسایگان مسجد هستیم شوهر من مرده است. کسی نیست شما از مسجدتان تابوت بیاورید تا این مرده را در مسجد ببرند تا ما اقوام را باخبر کنیم.من گفتم یکی برود به این خانم بگوید ما اهل مسجد حاضریم تشییع جنازه بیاییم.شما اقوامتان را خبر کن تانصف شب بیایند. ما صبح میآییم. ولی همسر مرده اصرار میکرد که جنازه را ببرید که من با بچههایم میترسیم در این خانه بخوابیم.پایان عمر را بنگرید حتی بدن مرده ثروتمند را اجازه نمیدهند یک شب در خانه باشد و از جنازه او میترسند.خواسته این گروه از مردم دلالت بر جهل آنان دارد. هم دنبال دنیای حلال بروید و هم دنبال آخرت بروید؛ چون قدم برداشتن برای مال حلال عبادت و بندگی خداست 4 خود پروردگار در قرآن دستور داده است و ابتغوا من فضل الله 5 به جستجوی بخشش و احسان خدا برآیید و راه جستجو هم کسب و کشاورزی و تجارت و صنعت و هنر مثبت است و عناوینی که اسلام اعلام کرده که از این راه شما مال حلال به دست آورید.در این زمینه چند روایت بسیار مهم عنایت کنید که دین نظرش راجع به دنیا و پاک و حلال دنیا و زحمت کشیدن برای این دنیا چیست؟رسول خدا صلیاللهعلیهوآله میفرماید لیس من حب الدنیا طلب ما یصلحک 6 اگر شما زحمت بکشید امکانات دنیا و ابزار دنیا را برای سر و سامان دادن به زندگی خود به دست آورید این را دنیاپرستی نمیگویند. این را غرق شدن در عشق دنیا نمیگویند. از او بپرسند معشوق تو دنیاست؟ میگوید نه پس چرا این قدر تلاش میکنی؟ میگوید زن و بچه دارم بچهها باید ازدواج کنند خرج و خوراک دارم من برای اصلاح زندگی و سر و سامان دادن زندگی میروم.نه من عاشق دنیا نیستم من یک مسافرم. یک جادهای است از زمانی که مرا از رحم مادر بیرون آوردند مرا در این جاده میرانند و از دروازه مرگ به دنیای دیگر میاندازند. مرگ برای همهمن نمیتوانم به این جا دل ببندم چون من اینجا نمیمانم و مرگ هم قابل علاج نیست.عزیزترین مخلوق پروردگار در این عالم رسول خدا صلیاللهعلیهوآله بود که در قرآن فرمود انک میت 7 خیال نکنید که چون او مقربترین و عزیزترین بنده من است مرگ را سراغ او نمیفرستم. 8 عدهای از شما از پیامبر اسلام جوانتر هستید. بعضی از شما ممکن است هفتاد و پنج یا هشتاد سالتان باشد. پیغمبر شصت و سه سال داشت که از دنیا رفت فاطمه زهرا علیهاالسلام هیجده ساله از دنیا رفت. حضرت جواد علیهالسلام بیست و پنج ساله بود. حضرت یحیی علیهالسلام سی و سه ساله بود. حضرت مسیح علیهالسلام سی و سه ساله بود. مسنترین فرد چهارده معصوم علیهمالسلام امام صادق علیهالسلام است که در شصت و هفت سالگی رحلت فرمود. کسی ماندنی نیست. حالا که ماندنی نیستیم چرا دل ببندیم. چیزی که از دست میرود عشق ورزیدن به او کار غلطی است. برخورد عبدالله بن یعفور با دنیاشخصیتی در شیعه
تهران حسینیه حضرت قاسم- جمادی الاول 94 دهه اول فاطمیه سخنرانی دهم
حسابگری خدا این است که صبح ظهر و شب روزی کل اینها را میدهد هیچکدامش هم یادش نمیرود. هیچ کدامش را.من یک خرده فراموشکار هستم میترسم نرساند میزنم جاده خاکی یا رشوه میگیرم یا ربا میگیرم یا غصب میکنم یا حق مردم را میخورم یا پول مردم را که میگیرم نمیدهم یا ارث خواهرو برادرم را سندسازی میکنم به نام خودم میکنم چون گمان بد به خدا دارم یعنی میترسم که خدا در اندازهگیری روزی من یا کندی کند یا اشتباه کند یا یادش برود. زودتر کمرم را میبندم با پولهای حرام که اگر خدا یادش رفت اگر درست حساب نکرد من را اگر دیر کرد داشته باشم بخورم. نمیدانم وضع بعضیها چرا اینقدر خراب شده چرا.خیلی اعجابآور است خیلی سعدی میگوید در بوستانش است من با سعدی خیلی آشنا هستم کل گلستانش هشت باب است من یک بار کل را خواندم یک بار هم مشق از رویش نوشتم بوستانش هم چند باب است آن هم خواندم الان هم روی میزم است طیباتش است بدایعش است غزلیات قدیمش است رباعیاتش است مفرداتش است اینها را همه را من در دستم است در بوستانش میگوید یکی روبهی دید بیدست و پای فرو ماند از لطف و صنع خدای دید روباه مادرزاد دست ندارد پا هم ندارد یک شکم دارد یک گوشه افتاده راه نمیتواند برود چون چهار دست و پا ندارد مادرزاد اگر هم بخواهد راه برود نیم متر یک متر با شکم خودش را بکشد بعد ایستاد گفت بدین بیدست و پایی از کجا میخورد این آب میخواهد این گوشت میخواهد این استخوان میخواهد میگوید در این گیر و داری که داشت فکر میکرد یک شیری رسید یک تکه ران یک شکار در دهانش بود آورد گذاشت جلوی روباه یک سری تکان داد که امروزت هم آوردم رفت و برگشت تا شیر برگشت روباه گوشت را خورده بود دهانش را پر از آب کرده بود روباه دهانش را باز کرد آب هم ریخت آبش را هم داد خدا روباه مکار حیلهگر را در نهار و صبحانه و شام یادش نمیرود من هیکل را یادش میرود که من بروم دنبال حرام؟چگونه باید با خدا زیست کرد؟ چگونه؟ نمیدانم امشب هم یک آیه برایتان بخوانم دو آیه برایتان بخوانم دو تا آیه میخوانم یکی از سوره انفال چقدر این آیه جالب است یا ایها الذین آمنوا میخواهد بگوید با من چطوری زندگی کنید یا ایها الذین آمنوا استجیبوا لله الانفال 24 هر جا و هر وقت و به هر شکل از طریق قرآن و پیغمبرانم شما را دعوت کردم به کاری به عملی به پولی به اخلاقی جواب من را بدهید همین. آنی که ما را آفریده آنی که ما را تا اینجا رسانده کار درستی است مردانگی است؟ که وقتی ما را دعوت بکند ما بهش پشت بکنیم بگوییم مرحمت عالی زیاد برو یکی دیگر را دعوت کن به من چه کار داری برای چی من را دعوت به نماز میکنی نمیخواهم برای چی من را دعوت به روزه میکنی نمیگیرم برای چی من دختر و زن را دعوت به حجاب میکنی بیخود میکنی جوابت را نمیدهم اینها کاردرستی است؟ اینها که نفرت خدا را به طرف من سرازیر میکند خب ده دفعه آدم جوابش را نمیدهد و هیچی نمیگوید ده دفعه آدم محل بهش نمیگذارد هیچی نمیگوید من در روایات خودمان شیعه
English