راه تماشای چهره ملکوتی سیدالشهدا ع -تماشای محدود چهره سیدالشهدا در دنیابرای دیدن چهره آسمانی عرشی ملکوتی و الهی حضرت سیدالشهدا ع با چشم دل و
75 مطلب یافت شد
رابطه معنويت قلب با كعبه
مشو زدر دوست مفتقر هرگز که چاره دل ازین رهگذر توانی کرد کعبه و رابطه معنویت قلب با آن محور باعظمت هدایت و شرح آن از حدود این کتاب محدود خارج است؛ تماشای
رابطه معنويت قلب با كعبه
مشو زدر دوست مفتقر هرگز که چاره دل ازین رهگذر توانی کرد کعبه و رابطه معنویت قلب با آن محور باعظمت هدایت و شرح آن از حدود این کتاب محدود خارج است؛ تماشای
حقيقت حج
ز در دوست مفتقر هرگز *** که چاره دل ازین رهگذر توانی کردکعبه و رابطه معنویت قلب با آن محور باعظمت هدایت و شرح آن از حدود این کتاب محدود خارج است ; تماشای
حقيقت حج
مشو زدر دوست مفتقر هرگز که چاره دل ازین رهگذر توانی کرد کعبه و رابطه معنویت قلب با آن محور باعظمت هدایت و شرح آن از حدود این کتاب محدود خارج است؛ تماشای
تماشای جمال الهی
تماشای جمال او بروم. من جمال او را که ببینم همه چیز را دیدهام و چرا من در پی دیدن یک صورت محدود و استخوانی باشم که فردا از بین میرود؟ و یا چرا عاشق چهرهای بشوم … محدود بکنم نه من به دنبال اصل میروم و آن را میبینم که با دیدن او همه چیز را دیدهام.معروف است که یکی از سلاطین قاجار خواست یک تک بیت بگوید و در مصرع دومش ماند. از شعرا استمداد کرد و هر یک چیزی گفتند تا یکی مورد پسند شاه واقع شد. مصرع اول این بود در جهان چون حسن یوسف کس ندید . شعرا هرکدام چیزی گفتند تا اینکه شاعری چنین گفت حسن آن دارد که یوسف آفرید و این واقعا از همه بهتر بود.اینجا را رها کن و بالا برو درختها بسیار زیبایند ولی در پائیز همه خشک میشوند قیافهها قشنگاند ولی ما نمیتوانیم به همه آنها نگاه کنیم و چیزی هم نیست که نگاه کنیم. تمام زیباییشان به همان یک مقدار مو است که اگر آن را از آنها بگیرند دلمان نمیخواهد دیگر نگاهشان کنیم و حالمان بهم میخورد. اگر همان جوانی که به خاطر او دینمان را از دست میدهیم یا پدر و مادرمان را به گریه میاندازیم یا آبروی خانوادگیمان را به باد میدهیم یک مرض موخوره در سرش پیدا شود آیا حاضریم دیگر نگاهش کنیم؟ پس باید جایی برویم که موخوره ندارد و به تماشای
استاد انصاریان: پولپرستی، مقامپرستی، اختلاف و درگیری احزاب بالاترین ظلم به جامعه
تماشای با چشم نیست. ظرفیت چشم ما بسیار محدود است و هر حقیقتی را آینه چشم نمیتواند در خودش منعکس کند و خطای چشم هم کم نیست.
حقيقت حج
مشو ز در دوست مفتقر هرگز که چاره دل ازین رهگذر توانی کرد کعبه و رابطه معنویت قلب با آن محور باعظمت هدایت و شرح آن از حدود این کتاب محدود خارج است؛ تماشای
دنیا و آخرتِ آباد
از دیدگاه اهلبیت علیهم السلام لقا به معنای تماشای با چشم نیست؛ زیرا ظرفیت چشم ما بسیار محدود است.
ديده قاصر و فهم عاجز
دارای اندازه معین و خلاصه دارای آغاز و انجام و عرصه خاصی است .از جهتی قدرت چشم و رؤیت آن بسیار محدود است تا جائی که می دانیم اگثر مخلوقات حتی بعضی از آنها که مادی هستند از دسترس رؤیت و تماشای
پروردگار عاشق و بندهٔ متکبر
باغی که چند هکتار بیشتر بود از انواع درختان میوه پوشیده بود و اطرافش هم نخلهایی را تربیت کرده بودم که تماشای این نخلها خستگی آدم را برطرف میکرد.پروردگار میفرماید صاحب باغ کوچک و محدود
اوّل و آخر بودن خدا
دارای اندازه معین و خلاصه دارای آغاز و انجام و عرصه خاصی است.از جهتی قدرت چشم و رؤیت آن بسیار محدود است تا جایی که میدانیم اکثر مخلوقات حتی بعضی از آنها که مادی هستند از دسترس رؤیت و تماشای … تماشای جمال موفق شده است. در این وقت است که قرآن و روایات و معارف را آن چنانکه باید میفهمد و مصادیق آیات و روایات و معارف را آن طور که باید میبیند و به عین الیقینی که مطلوب همه عاشقان و عارفان بوده میرسد.در آخر این مقال دست نیاز به درگاه بی نیاز برداشته و به پیشگاه مقدسش مناجات عرفی را زمزمه میکنم ای تو به آمرزش و آلوده ما وی تو به غم خواری و آسوده مارحمت تو کعبه طاعت نواز عدل تو مشاطه عصیان طرازلطف تو دلال متاع گناه حلم تو بنشانده غضب را پناهمنفعلیم از عمل ناسزا گر همه نیک است بپوشان ز ماعرفی از این نغمه زنی شرم دار عهد طلب بشکن و دل گرمدارمصلحت کار چه دانیم ما بذر تمنا چه فشانیم ما عرفی شیرازی 2 الذی قصرت عن رؤیته ابصار الناظرین و عجزت عن نعته اوهام الواصفین دیده بینندگان از دیدنش ناتوان و گمان وصف کنندگان از ستودنش عاجز است. دیده قاصر و فهم عاجزمیدانیم که رؤیت رو به رو شدن چشم با شی است آنهم با شرایطی معین.آنچه قابل رؤیت است جسم و عنصر محدود
گذشت از دنيا راه رسيدن به رحمت حق
بیرون از وصف در حالیکه از محبوبش راضی است و محبوب هم از او خوشنود است با تماشای جمال هادیان راه محبوب و امامان معصوم تسلیم ملک الموت که در آن موقعیت از پدر به او مهربان تر است می شود و بدن خاکی را برای مدتی محدود
فضل و رحمت الهی - جلسه دهم (1) - (متن کامل + عناوین)
تماشای جمال او بروم. من جمال او را که ببینم همه چیز را دیدهام و چرا من در پی دیدن یک صورت محدود و استخوانی باشم که فردا از بین میرود؟ و یا چرا عاشق چهرهای بشوم … محدود بکنم نه من به دنبال اصل میروم و آن را میبینم که با دیدن او همه چیز را دیدهام.معروف است که یکی از سلاطین قاجار خواست یک تک بیت بگوید و در مصرع دومش ماند. از شعرا استمداد کرد و هر یک چیزی گفتند تا یکی مورد پسند شاه واقع شد. مصرع اول این بود در جهان چون حسن یوسف کس ندید . شعرا هرکدام چیزی گفتند تا اینکه شاعری چنین گفت حسن آن دارد که یوسف آفرید و این واقعا از همه بهتر بود.اینجا را رها کن و بالا برو درختها بسیار زیبایند ولی در پائیز همه خشک میشوند قیافهها قشنگاند ولی ما نمیتوانیم به همه آنها نگاه کنیم و چیزی هم نیست که نگاه کنیم. تمام زیباییشان به همان یک مقدار مو است که اگر آن را از آنها بگیرند دلمان نمیخواهد دیگر نگاهشان کنیم و حالمان بهم میخورد. اگر همان جوانی که به خاطر او دینمان را از دست میدهیم یا پدر و مادرمان را به گریه میاندازیم یا آبروی خانوادگیمان را به باد میدهیم یک مرض موخوره در سرش پیدا شود آیا حاضریم دیگر نگاهش کنیم؟ پس باید جایی برویم که موخوره ندارد و به تماشای
نشانههای عشق بینهایت پروردگار به انسان
محدود نیست. بر ما لازم و واجب است که محبت مهر و عشق او را بخصوص به خودمان هم از طریق تماشای جریانات هستی و هم از طریق قرآن روایات و دعاها همواره متذکر باشیم
آسمانهاى هفتگانه
تماشای مناظر دلفریب این صفحه پهناور اختراع شده باشد ولی انسان با همه کوشش و جهاد علمیاش خود را از درک طول و عرض و حجم همین آسمان اول ناتوان و ضعیف معرفی کرده است.اگر به اظهارات دانشمندان شرق و غرب درباره عجز علم از درک واقعیتها مراجعه کنید دچار شگفتی و تعجب میشوید و در ضمن به انصاف اهل انصاف و تواضع متواضعین پی میبرید.در اینجا لازم است به گوشهای از اظهارات دانشمندان علم نجوم درباره وضع گوشهای بسیار کوچک و محدود
راه خداشناسی
محدود مفروض احاطه خواهد داشت.ذعلب یمانی به امیرالمؤمنین علیه السلام عرضه داشت آیا خدای خود را دیدهای؟فرمود وای بر تو ای ذعلب نمیشد خدایی را که ندیده باشم عبادت کنم. پرسید چگونه او را دیدی؟ پاسخ داد ای ذعلب او را با دیده حسی ندیدهاند ولی دلها او را به حقایق ایمان دیدند. 10 وای بر تو خدای من از لطافت لطیفترین معنا را دارد و از این روی با معنای معهود لطف متصف نمیگردد؛ و از عظمت و بزرگی بزرگترین معنایش را دارد لذا با مفهوم معهود عظیم و بزرگی متصف نمیشود؛ از کبریا و بزرگی بزرگترین مرتبه معنایش را دارد و از این جهت با کبر و بزرگی معهود تعریف نمیگردد و از جلالت جلیلترین حقیقتش را دارد و دیگر با غلظت و سطبری متصف نمیشود.در عین این که برای شناخت او واجب است در راه فطرت و تماشای … تماشای آثار برای توجه به وجود او بسنده کنیم؛ که این برنامه را خود حضرت او در قرآن مجید نپسندیده و به قول فیلسوف بزرگ شهید مطهری در مقدمه جلد پنجم روش رئالیسم میگویند قرآن راه شناخت خداوند را منحصرا مطالعه طبیعت با روش حسی دانسته است. شکی نیست که قرآن به مطالعه حسی طبیعت دعوت میکند و اصرار فراوانی هم روی این موضوع دارد ولی آیا قرآن مطالعه طبیعت را برای حل تمام مسائلی که خود طرح کرده است کافی میداند؟در قرآن مسائلی از این قبیل مطرح شده است لیس کمثله شی 1 هیچ چیزی مانند او نیست.ولله المثل الاعلی 2 وصفات برتر و والا ویژه خداست.لله الاسما الحسنی 3 و نیکوترین نامها به لحاظ معانی ویژه خداست.الملک القدوس السلام المؤمن المهیمن العزیز الجبار 4 همان فرمانروای پاک سالم از هر عیب و نقص ایمنی بخش چیره و مسلط شکستناپذیر جبران کننده.فاینما تولوا فثم وجه الله 5 پس به هر کجا رو کنید آن جا روی خداست.وهو معکم اینما کنتم 6 و او با شماست هرجا که باشید.اینها همه مسائلی است مربوط به آن سوی مرز؛ چگونه ما از راه طبیعتشناسی به معرفت این مسائل نایل میگردیم طبیعتشناسی قطعا و مسلما ما را به علم و قدرت و حکمت آفریننده جهان آگاه میکند اما در همین جهت نیز حد اکثر این است که ما را واقف میسازد به این که آفریننده جهان به کارهایی که در طبیعت انجام میدهد آگاه است و بر آنها تواناست ولی قرآن در این جهت نیز معرفتی بالاتر از ما میخواهد و آن این که او بر همه چیز بلا استثنا آگاه است و بر همه چیز بلا استثنا تواناست. چگونه از راه مطالعه در مخلوقات که به هر حال محدودند به علم نامتناهی و قدرت نامتناهی واقف میشویم؟حقیقت این است که مطالعه طبیعت ما را تا مرز ماورای طبیعت رهبری میکند.این راه جادهای است که تا مرز ماورای طبیعت کشیده شده است و در آن جا پایان مییابد و فقط نشانی مبهم از ماورای طبیعت میدهد.یعنی حد اکثر اثر مطالعه طبیعت این است که بر ما روشن میکند طبیعت مسخر و مقهور قوه یا قوههای مدیر و مدبر و شاعر است اما این که خود آن قوه از جایی آمده یا نه آیا ازلی و ابدی است آیا واحد است یا کثیر بسیط است یا متجزی جامع همه صفات کمال است یانه علم و قدرتش متناهی است یا نامتناهی آیا قدوس و در حد اعلای تنزیه است و هرگونه نقص از او مسلوب است یا نه آیا به هر طرف که برویم و به هر سو که بنگریم به طرف خدا رفتهایم و به سوی او نگریستهایم آیا او اول همه و آخر همه است؟ و امثال اینها ...اینها و مانند اینها که در قرآن مطرح است پرسشهایی است که پاسخ آنها را مطالعه در طبیعت نمیدهد پس یا باید بگوییم بشر راهی به درک و معرفت این گونه مسائل ندارد و صرفا باید در برابر اینها کورکورانه معتقد باشد و یا اگر راهی هست آن راه غیر راه دقت و مطالعه در طبیعت است.قرآن اینها را به عنوان یک سلسله درسها القا کرده و از طرف دیگر به تدبر و تفکر در آیات قرآنی امر کرده است و از طرفی هم مطالعه طبیعت برای حل این معماها کافی نیست پس ناچار راهی دیگر برای فهم این سلسله مسائل هست که مورد تایید قرآن است . 7 خداشناسی از راه عقل و فلسفهآن راه که به طور قطع مورد تایید قرآن است و حتی پیمودن آن راه را امر فرموده راه عقل یا راه استدلال و فلسفه است که کاملتر از راه قلبی و علمی است و به عبارت دیگر جامعتر از راه فطری و مطالعه در آثار طبیعت است.مفهوم بیان حضرت سجاد علیه السلام این است که وصف کنندگان هر چند با تمام وجود برای شناخت حقایق ماورای مرز هر سه راه قلبی و علمی و عقلی را بپیمایند و در این زمینه به رشد و کمال مطلوب برسند و به چشیدن لذت آن توحیدی که قرآن خواسته نایل آیند باز چون دل و عقل و قلب آنان و آنچه کسب کردهاند محدود
نماز در آيينه روايات
تماشای مناظر دلفریب این صفحه پهناور اختراع شده باشد ولی انسان با همه کوشش و جهاد علمیاش خود را از درک طول و عرض و حجم همین آسمان اول ناتوان و ضعیف معرفی کرده است.اگر به اظهارات دانشمندان شرق و غرب درباره عجز علم از درک واقعیتها مراجعه کنید دچار شگفتی و تعجب میشوید و در ضمن به انصاف اهل انصاف و تواضع متواضعین پی میبرید.در اینجا لازم است به گوشهای از اظهارات دانشمندان علم نجوم درباره وضع گوشهای بسیار کوچک و محدود
چشم يا جلوهاى از عظمت قدرت حق
محدود کننده داخلی که در مجاورت جسم زجاجیه قرار دارد رشتههای انتهایی پیوند شده سلولهای مولر.شبکیه مانند مبدلی عمل میکنند که در آن انرژی نور به انرژی الکتریکی امواج عصبی تبدیل میشود.این بود گوشه بسیار محدودی از خلقت و آفرینش چشم که به اراده حضرت حق تعالی برای انسان قرار داده شده اگر بخواهیم شکر واقعی این نعمت را به پیشگاه مقدس او عرضه بداریم باید دستورهای آن وجود عزیز و عظیم را در مسئله چشم رعایت کنیم بدین صورت که تماشای
چشم يا جلوهاى از عظمت قدرت حق
محدود کننده داخلی که در مجاورت جسم زجاجیه قرار دارد رشتههای انتهایی پیوند شده سلولهای مولر.شبکیه مانند مبدلی عمل میکنند که در آن انرژی نور به انرژی الکتریکی امواج عصبی تبدیل میشود.این بود گوشه بسیار محدودی از خلقت و آفرینش چشم که به اراده حضرت حق تعالی برای انسان قرار داده شده اگر بخواهیم شکر واقعی این نعمت را به پیشگاه مقدس او عرضه بداریم باید دستورهای آن وجود عزیز و عظیم را در مسئله چشم رعایت کنیم بدین صورت که تماشای
English