میخواهی چه مزدی به او بدهی؟ خداوند فرمود من پرده را کنار میزنم و پاداش او را میدهم.
831 مطلب یافت شد
راهنمایان انسان در جادۀ توحید
و یک سلسله عقاید ضدقرآنی داشتند؛ حضرت فرمودند اگر پولش را بدهی این حج واجب باز هم به گردنت واجب است؟ گفت اگر پولش را بدهم نمیتوانم به مکه بروم. حضرت فرمودند مکه رفتنت حرام است و حج تو حج نیست؛ پول مردم را بده -بدهی به خداوند … به این اصل اشاره فرمودهاند؛ میگویند که وقتی امام این مطلب را گفتند نزدیک صدهزار نفر مستمع این مطلب بودند. نیشابور قبل از اسلام شهر آبادی بود و بعد از آن هم خیلی آبادتر شد. در روزگاری نیز در قرن هفتم کتابخانهای با یک میلیون کتاب خطی داشت که وقتی چنگیز دستور داد هرچه خانه در نیشابور هست خراب کنید؛ چون بیسواد هم بود و از کتاب سردرنمیآورد گفت همه اینها را بسوزانید و هرچه هم موجود زنده چه آدم و چه حیوان در این شهر وجود دارد همه را بکشید فتوای چنگیز این سهتا بود بکشید خراب کنید و بسوزانید. این یک نتیجه افتادن انسان در جاده غیرخداست ترامپ هم همین سه فتوا را در این چهارساله داشت اوباما هم قبل از او داشت بوش هم قبل از آن داشت؛ همچنین بنیامیه بنیعباس سلجوقیان عثمانیهای روم شرقی فرعونها و نمرودها هم داشتند. این سه فتوا برای کسانی است که در جادههای انحرافی بودند و کارمندهای آنها هم مثل خودشان در این جادهها بودند. آنها میگفتند بکشید اینها میکشتند؛ آنها میگفتند بسوزانید اینها میسوزاندند؛ آنها میگفتند خراب کنید اینها خراب میکردند. حالا زمان چنگیز با بیل و کلنگ خراب میکردند و الآن با بمب خراب میکنند. ابزار تخریب فرق کرده است؛ آنوقت با سنگ چخماق آتش میزدند الآن با بمب آتشزا آتش میزنند. آنوقت با نیزه و خنجر و شمشیر میکشتند حالا پهبادی را بالا میفرستند و مردم بیگناه -مرد و زن دختر و زن حامله جوان و پیر- را میکشند. مگر بیمارستانها را چندبار در یمن بمباران نکردند؟ مگر مریض روی تختخواب را نسوزاندند و نکشتند؟ دلیلی نمیخواست که پروردگار بگوید اگر در جادههای دیگر قرار بگیرید متلاشیتان میکنم؛ بلکه جلوی چشم مردم تاریخ بوده که متلاشی میکردند و متلاشی هم میکنند. حق خداوند در کلام حضرت زینالعابدین ع اما سالک این جاده که باید کنارش گفت اللهاکبر سبحانالله یعنی شگفتا چه جای تعجب است زینالعابدین ع میفرمایند اگر شمر خنجری را که سر پدرم را با آن جدا کرد بیاورد و پیش من امانت بگذارد روزی که برای گرفتن امانتش را بیاید آن را برمیگردانم. این جاده است که حتی اجازه نمیدهد مال دشمنی چون شمر را بخوری شخصی به زینالعابدین ع عرض کرد من به مکه واجب میروم آمدهام که با شما خداحافظی کنم و سؤالی بپرسم. من مبلغ هزار دینار به یکی از مرجئهها بدهکارم و چون این آدم هم آدم مشکلداری از نظر اعتقادی است آدم کافر و درون او پلید است نمیخواهم پولش را بدهم و میخواهم با این بدهی
رؤياى صادقه، به استناد قرآن
حکومت بنیامیه بود.ابراهیم نیز خواب دید اسماعیل را در راه خدا قربان میکند و در بیداری به انجام این کار امر شد خداوند به او فرمود قد صدقت الرؤیا آنچه را که در خواب دیدی و در بیداری میخواستی انجام بدهی
آبرودارى ، اخلاق مؤمنان
مرحوم فیض نقل میکند در مجلس میهمانی دو نفر به کسی گفتند شنیدهایم میخواهی همسرت را طلاق بدهی ؟ گفت بله . گفتند چرا ؟ گفت طلاق امری الهی است و خداوند
آمرزش كل گناهان
بدهی به گردنش است تا روز قیامت. هشت تا طلبکار میآید آقا دویست هزار تومان به ما مدیونی بدهید. میگوید من در دنیا قصد کردم بدهی تو را بدهم نداشتم خداوند
آمرزش كل گناهان
بدهی به گردنش است تا روز قیامت. هشت تا طلبکار میآید آقا دویست هزار تومان به ما مدیونی بدهید. میگوید من در دنیا قصد کردم بدهی تو را بدهم نداشتم خداوند
تعجب حضرت موسى عليهالسلام از رزاقيت خدا
حضرت موسی بن عمران علیهالسلام به خداوند عرض کرد میخواهم روزی دادن به موجودات را به من نشان بدهی.
رؤياى صادقه، به استناد قرآن
ابراهیم نیز خواب دید اسماعیل را در راه خدا قربان میکند و در بیداری به انجام این کار امر شد خداوند به او فرمود قد صدقت الریآ آنچه را که در خواب دیدی و در بیداری میخواستی انجام بدهی
خط قرمزی که شکستنی نیست!!
خداوند متعال بسیار محترم است و کسی که به این حق تعدی کند برای او عذابی دردناک خواهد بود.تا به حال به چراغ های راهنمایی و رانندگی دقت کرده اید؟ اصلا متوجه هستیم که چه نقش مهمی را در زندگی ما ایفا می کنند؟ چقدر عامل نظم و امنیت در عبور و مرور ما هستند؟ هر چند ماندن پشت چراغ قرمز را اصلا خوش نمی داریم اما خوب می دانیم که گذر کردن از آن چه عواقب خطرناکی برای خود ما و بقیه افراد ایجاد می کند. این چراغ قرمزها فقط در خیابان ها کاربرد ندارد اگر دقت کنیم در هر زمینه ای از زندگی این چراغ ها وجود دارند و بسته به جایگاهاشان رد شدن از آن ها هم اثرات مختلفی در پی دارد. مثلا یک وقت مادرمان برای تربیت ما یک سری نباید ها وضع می کند و بعضی از آن ها را با تاکید بیشتری نهی می کند و برای هشدار ما به رعایت آن ها گاه ما را تهدید می کند. گاه مدیر ما همسر ما معلم و استاد ما دوست ما و .... برایمان باید و نبایدی مشخص می کنند که نادیده گرفتن آن ها یعنی به جان خریدن جرایم سنگین و از دست دادن فرصت های فراوان ....البته شاید دستورات مادرمان را راحت تر از اوامر مدیرمان نادیده بگیریم چون می دانیم از محبت مادری می توانیم سو استفاده کنیم و یک راه گریزی پیدا کنیم اما بین ما و یک کارفرما تنها مساله انجام یک کار است و انجام وظایف محوله و نادیده گرفتن آن مساوی است با از دست دادن موقعیت شغلی.هشدار خداوند متعال خطاب به همه ماست در هر جایگاهی که هستیم به دانشجو که از امکانات دولتی استفاده می کند و درس نمی خواند به استاد که به هر نحوی از ساعت کلاس کم می کند یا درسی بدون فایده و بدون مطالعه ارائه می دهد به کارگر و کارفرمایی که هر کدام در حق دیگری کوتاهی می کند به عالمی که علمش را نشر نمی دهد به توانگری که انفاق نمی کندیک وقت علامت هشدار و خط قرمز از طرف یک قدرت مطلق است که هیچ اما و اگری را نمی پذیرد و دقیقا آن چه که جریمه ماست اعمال خواهد شد اگر از طرف همه عالم هم نامه و سفارش داشته باشیم کارمان درست نمی شود که نمی شود می دانید این موقعیت کی پیش می آید؟وقتی که ما بی مهابا خط قرمز دستورات روشن خداوند متعال را نادیده می گیریم و گمان می کنیم که کسی حواسش نبود و به راحتی جستیم....خداوند متعال حی و حاضر است و ناظر تمام اعمال ماست نمی خواهیم موعظه کنیم ولی خوب است همه ما به یک نکته خوب توجه داشته باشیم که خداوند مهربان و توبه پذیر ما یک سری خط قرمز دارد که اگر آن ها را رد کنیم دیگر هیچ توبه ای درستش نمی کند هیچ شفاعتی پذیرفته نمی شود آن هم وقتی است که موضوع مربوط به مردم و حقوق آن ها باشد. خداوند مهربان توبه کنندگان را دوست دارد و همیشه در توبه را باز گذاشته است اما می فرماید حق دیگران را باید بدهی
استاد انصاریان: ملاک خداوند در قبول و یا رد بندگان، حرکت و توقف است
خداوند خدای رودربایستیکننده نیست و ملاک او در قبول و رد بندگان حرکت و توقف هست؛ هرکسی متوقف است خودش خودش را جهنمی کرده و هر کسی متحرک هست خودش اهل نجات است.به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل مؤسسه علمی فرهنگی دارالعرفان استاد حسین انصاریان در سخنرانی خود در مسجد جامع ایلام اظهار کرد پروردگار عالم داستان زندگی چهار زن را برای درسدادن به بندگانش در قرآن مجید نقل کرده است حتما بیان داستان زندگی این چهار زن خیلی مهم بوده که در قرآن مجید مطرح کرده و اهمیت آن هم برای این بوده است که این سه زن در انسانیت و اخلاق متوقف کامل بودند و جالب اینکه به عذاب سخت هر سه زن هم اشاره کرده است؛ اینطور نیست که چون زن ذاتا کانون مهر محبت مادری و لطافت است اگر منبعی از پلیدیها رذائل و بدخلقیها بود ترحمی به او شود و به عذابی محکوم نشود.عاقبت تکبر در برابر خواستههای پروردگار وی ادامه داد تکبری که خدا در قرآن میفرماید زشت است و عاقبت بدی برایتان دارد تکبر معمولی با مردم نیست؛ ممکن است پولدار شده باشم یا دو کلمه درس خوانده باشم یا یک موقعیت اجتماعی مثل وکالتی وزارتی یا مقام دولتی نصیبم شده باشد و برای خودم برتری بر دیگران قائل باشم و متواضعانه جواب سلام مردم را ندهم به مردم محل نگذارم که البته این خودش گناه و معصیت است؛ ولی اینطور نیست که اگر بهخاطر تکبرم دو تا سلام را جواب ندهم یا احترامی نکنم جهنم بروم؛ جهنم جریمه این نیست و این کبری که قرآن مجید میگوید کبر در برابر خواستههای پروردگار است.استاد انصاریان به خواستههای پروردگار از بندگان خود اشاره و تصریح کرد خواسته پروردگار از ما واجبات عبادتی است واجبات بدنی مثل نماز و روزه؛ واجبات مالی مثل زکات و خمس؛ واجبات حقوقی مثل حق زن به شوهر حق شوهر به زن که بخشی از آن واجب است. این خواستهها را که ارائه کرده درحقیقت اراده پروردگار این بوده که من با عملکردن به این خواستهها در قیامت به جهنم نروم و هیچ هدف دیگری نداشته است. با پروردگار هم نمیشود درگیر شد که بگویم خدایا من از خلقت خودم ناراضی هستم من را به پیش از خلقت خودم برگردان تا شوم آنکه خودت میگویی؛ هل اتی علی الانسان حین من الدهر لم یکن شیئا مذکورا روزگاری برای تو نگذشته که قابل ذکر نبودی چون هیچ بودی؛ به همه ما هم گذشته است صدسال پیش هیچکدام از ما نبودهایم و ذکری نامی و وجودی نداشتهایم حال بیایم و به پروردگار بگویم اوقاتم از خلقت خودم تلخ است مشکل و ناراحتی دارم من را به آن روزگار هیچ بودن برگردان این دعایی است که اراده مستجاب کردن آن را پروردگار ندارد.مشکلات انسان ربطی به پروردگار نداردوی افزود پروردگار مالک و خالق است و در عین مالک و خالق بودن نیز حکیم رحمان رحیم و رب است و من نمیتوانم با او درگیر شوم چون در وجود مقدس او هیچ عیب و نقصی را نمیتوانم پیدا کنم که بگویم آفرینش من عیب و نقص کار تو بوده و حال از این عیبونقص چشم بپوش و من را به روزگار هیچ بودن برگردان چون خداوند انسان را عالمانه حکیمانه و رحیمانه خلق کرده و مشکلاتی هم که انسان دارد هیچ ربطی به خداوند ندارد. پروردگار در قرآن می فرماید هرچه خوبی داری برای من است ما اصابک من حسنه فمن الله به تو وجود فرزند خانه مغازه صندلی زندگی و روزی دادهام و ما اصابک من سیئه فمن نفسک النسا 79 هر چه مشکل هست پدیده خودت است؛ چرا زندگی را اینقدر پهن کردی که نتوانی آن را جمع کنی و بعد رشته زندگی پاره شود؟ خداوند در قرآن می فرماید در خوردن و آشامیدن اسراف نکن چرا پر خوردی کردی و کلسترول و تریگلیسیرید گرفتهای و دوتا رگ قلبت هم گرفته است؟ چرا عصبانی شدی؟ خداوند در قرآن می فرماید آرامش از اوصاف اهل تقواست به فرض مادرت یک کار اشتباهی کرد تو برای چه عصبانی شدی و سر مادر داد کشیدی؟ دادکشیدن بر سر مادر در زندگیات گره میاندازد و کار خودت است چرا سر پدر فریاد کشیدی؟ چرا از دست کسی در خیابان حال بر سر رانندگی عصبانی شدی پایین پریدی و درگیر شدی و در گوشش زدی و پرده گوشش پاره شد و حال باید مثلا 10 میلیون برای پارهشدن پرده گوش بدهی
مقدمه
به او بدهی. این مطلبی قطعی و منطقی است و خداوند هم به همین گونه است. … به ذهنشان آمده است که اصلا دعا کردن معنی ندارد زیرا خداوند عادل و حکیم است و هر کار که مصلحت باشد انجام می دهد. پس حاجتی که از خدا می خواهی- خدایا به من اولاد بده خدایا به من مال بده خدایا به من اخلاق بده الی غیر ذلک- معنا ندارد چون از دو حالت خارج نیست یا چیزی که از خدا می خواهی به صلاح توست و خدا برای تو مصلحت می داند که چه دعا بکنی و چه نکنی برمی آورد. و یا مصلحت نیست که هر چه دعا بکنی خدا نمی دهد. بنابراین جایی برای دعا پیدا نمی شود و در هر حال دعا لغو است و ثمری ندارد. پاسخ این اشکال به طور اجمال این است که ما هم قبول داریم که هر چه را خداوند به کسی می دهد بنا به مصلحت است و اگر مصلحت نباشد نمی دهد. ولی چه مانعی دارد که بگوییم یکی از اموری که باعث مصلحت می شود دعا کردن است؟ خیلی از امور می توانند باعث مصلحت شوند مهم این است که خداوند تبارک و تعالی مصلحت را در این ببیند که در صورت درخواست تو چیزی را به تو بدهد ولی اگر آن را نخواهی ندهد. مثلا گاهی شما می خواهی چیزی را به کسی بدهی
بخشش ، همراه با تعليم و تربيت
به خداوند سبحان افضل اعمال و برترین کارها است .حضرت فرمود راه نجات از هلاکت چگونه است ؟اعرابی در جواب گفت توکل و اعتماد بر خداوند متعال بهترین وسیله نجات و رستگاری است .سومین سؤ ال این بود چه چیز موجب زینت مرد خواهد بود؟اعرابی در پاسخ اظهار داشت علم و دانشی که همراه با صبر و شکیبائی باشد.سپس امام حسین علیه السلام اظهار نمود چنانچه برای انسان اشتباهی رخ دهد؟اعرابی گفت مال و ثروتی که همراه با مروت و وجدان باشد.و پس از آن حضرت فرمود چنانچه باز هم اشتباه کند؟اعرابی اظهار داشت تنها راه نجات او این است که صاعقه ای از آسمان فرود آید و او را بسوزاند و نابودش کند.حضرت در این لحظه تبسمی نمود و همیانی را جلوی اعرابی قرار داد که در آن مقدار هزار دینار بود؛ و همچنین انگشترش را که نگین آن صد درهم ارزش داشت به اعرابی اهدا نمود و فرمود ای اعرابی این مبلغ را بابت بدهی … به محضر مبارک حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام شرفیاب شد و اظهار داشت ای پسر رسول خدا من دیه کامله ای را تضمین کرده ام ؛ ولیکن از پرداخت آن ناتوانم با خود گفتم بهتر است نزد بخشنده ترین و بزرگوارترین افراد برسم و از او تقاضای کمک نمایم ؛ و از شما اهل بیت رسالت گرامی تر و بخشنده تر نیافتم .حضرت فرمود ای برادر عرب من از تو سه مطلب را سؤ ال می کنم چنانچه یکی از آن ها را جواب دهی یک سوم دیه را می پردازم .و اگر دوتای آن سؤ ال ها را پاسخ صحیح گفتی دوسوم آن را خواهم پرداخت ؛ و در صورتی که هر سه مسئله را پاسخ درست دادی تمام دیه و بدهی تو را پرداخت می نمایم .اعرابی گفت یاابن رسول الله آیا شخصیتی چون شما که اهل فضل و کمال هستی از همانند من بیابان نشین سؤ ال می کند؟حضرت فرمود از جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود نیکی و احسانی را که به دیگری می کنی بایستی به مقدار شناخت و معرفت آن شخص باشد.اعرابی عرضه داشت پس آنچه دوست داری سؤ ال فرما چنانچه توانستم پاسخ می دهم ؛ وگرنه از شما می آموزم و در همه امور از خداوند
جهاز عروس
به خانواده عروس و داماد این معنا را توجه داد که داماد عزیز و خانواده محترمش قناعت را که اخلاق انبیا و اولیا و حقیقتی محبوب خداوند است از یاد نبرند و آنچه را خانواده عروس به اندازه توان و قدرت خود به دنبال دختر فرستادند با چشم عنایت و محبت و با دیده قناعت بنگرند تا خدای نخواسته قدم سرزنش و تحقیر وسرکوفت و حمله به شخصیت افراد در سرزمین زندگی وارد نگردد. و پدر محترم عروس در تهیه جهاز شان انسانی و موقعیت اجتماعی خودو خانواده طرف را لحاظ کند و از طرفی از اسراف در این مسئله بپرهیزد که خداوند دشمن مردم مسرف است.نیازی نیست که جهازی وسیع و اشیائی گرانقیمت و اجناسی فوقالعاده تهیه شود و خرج جهاز خارج از حدود شرعی و عرفی صورت گیرد و دین و بدهی
توحید (1) - جلسه بیستم – (متن کامل + عناوین)
به حالت اول برگرداند. چشمی را که خدا برگرداند صد در صد سالم است. دوباره آنقدر گریه کرد که چشم او نابینا شد. بار دیگر خداوند چشمش را برگرداند و باز گریه را شروع کرد. پروردگار با شعیب حرف زد که گریه تو اگر برای بهشت است بهشت بر تو واجب است؛ اگر از ترس جهنم است دوزخ بر تو حرام است.ای شعیب تمام درهای بهشت به رویت باز است تمام درهای دوزخ به رویت بسته است؛ دیگر برای چه گریه میکنی؟ شعیب گفت خدایا تو میدانی که من گریهام نه برای بهشت تو و نه از ترس جهنم توست؛ من گریهام از عشق است. باز هم گریه میکنم. باز هم تو چشم به من بدهی … خداوند سنگینتر از دو رکعت نماز اولین و آخرین به خاطر معرفتش به عبادت معبود و اخلاصش در عبادت بوده است.چرا ما نمیتوانیم در حد خود مخلص شویم؟ حداقل این است که من یک انسان صاحبدلی را پیدا کنم که مرا به حمد و سوره به تشهد و ذکر رکوع و سجود آگاه کند که وقتی میخواهم نماز بخوانم بفهمم چه میخوانم. معبود را بشناسم که اگر خدای نکرده دلم گرفتار بت زنده و بت بیجان است پاک شود؛ نماز با معرفت خدا را هم شناخته باشم و در دل هم به بت آلوده نباشم. این اندازه که برای همه ما امکان دارد؛ اما کوتاهی میکنیم. عبادت کیفی نه کمیامام صادق علیه السلام میفرماید کسی در جزیرهای قبل از پیامبر اسلام خیلی عبادت میکرد؛ اما عبادت کمی نه عبادت کیفی. خدا در قرآن اسم فرشتگانی را که حاضر و ناظر بر اعمال انسان و نویسنده اعمال هستند کرام الکاتبین نامیده است.یکی از فرشتگان به پروردگار عالم گفت من مثل این آدم کم دیدهام که تو را عبادت کند. خسته نمیشود؛ بسیار عبادت میکند. میخواهی چه مزدی به او بدهی
حكايتى از رحلت علامه مجلسى
حکومت بنیامیه بود.ابراهیم نیز خواب دید اسماعیل را در راه خدا قربان میکند و در بیداری به انجام این کار امر شد خداوند به او فرمود قد صدقت الرؤیا آنچه را که در خواب دیدی و در بیداری میخواستی انجام بدهی
از خود فراموشی تا خدا فراموشی
به خدا و وظایف خود شود فراموشی اختیاری است. خداوند در آیه ۵۷ سوره کهف تبیین می کند که چگونه انسان با اشتغالات به امور دیگر وظیفه خود را نسبت به خداوند فراموش کرده و از یاد می برد. آن چه از آیات و روایات در مذمت نسیان و فراموشی و یا حتی مواخذه و تهدید نسبت به فراموشکاران وارد شده است در رابطه با صورت دوم فراموشی است که به نوعی اختیاری می باشد. ر.ک التحقیق حسن مصطفوی ج ۱۲ ص ۱۱۴ ذیل واژه نسی خداوند در آیه ۲۸۶ سوره بقره فراموشی ای که برخاسته از مقدمات اختیاری نسبت به اجرا و ترک تکالیف پدید می آید را به عنوان ترک اختیاری قلمداد کرده و مواخذه بر امری به ظاهر طبیعی و غیراختیاری از آن روست که مقدمات این فراموشی و در نتیجه مواخذه بر امری به ظاهر طبیعی و غیراختیاری از آن روست که مقدمات این فراموشی و در نتیجه ترک واجبات به اختیار بوده است؛ زیرا هرگاه اسباب و مقدمات امری اختیاری باشد آن عمل هرچند غیراختیاری باشد متصف به اختیار می شود. المیزان ج ۲ ص ۴۴۴ و نیز مجمع البیان ج ۱ و ۲ ص ۶۹۱ بنابراین هرگاه سخن از حرمت فراموشی ها و یا جواز مواخذه و مجازات فراموشکار می شود در مواردی است که این امر غیراختیاری به خاطر اسباب و عوامل اختیاری تحقق یافته است. از این رو در آیات ۴۲تا ۴۴ سوره انعام از حرمت فراموشی سخن به میان آمده است و حتی مسلمانان رفع مواخذه نسبت به ترک برخی از تکالیف الهی و آثار آن را که به سبب فراموشی لازم می شود از خداوند درخواست می کنند. بقره آیه ۲۸۶ ● نسبت ذکر و نسیان چنان که گفته شد صورت دوم فراموشی به نوعی اختیاری است زیرا انسان با سرگرم شدن به امور دیگر که در بسیاری از موارد امور جزیی و کم اهمیت و کم ارزش می باشد از امور کلی با ارزش و مهم باز می ماند و آن را به دست فراموشی می سپارد. از این دسته افراد می توان به کسانی اشاره کرد که با سرگرم شدن به دنیا از آخرت و خدا و وظایف خویش نسبت به خدا باز می مانند و خدا را فراموش می کنند. برای رهایی از این حالت خداوند به ذکر و یادآوری او به عنوان عامل بازدارنده ومانع از فراموشی خداوند و آخرت توجه می دهد و در آیاتی چون ۲۴ سوره کهف لزوم ذکر و یاد خدا را بیان می کند تا انسان از فراموشی و گرفتاری رهایی یابد. در آیات ۴۲ تا ۴۴ سوره انعام نیز فراموشی های انسان نسبت به پند و اندرزهای الهی را که به سبب اشتغالات به امور دنیوی و مادی پدید می آید امری مذموم و ناپسند دانسته است. از این رو سخن از حرمت فراموشی پندها و اندرزهای الهی به میان می آید زیرا اگر انسان خود را به دنیا مشغول نسازد هرگز دچار فراموشی از آموزه های الهی و هدایت های آن نمی شود. تفسیر صافی ج ۲ ص ۱۲۰ و نیز تفسیر مقاتل ج ۱ ص ۵۶۱ خداوند در آیات ۲۳ و ۲۴ سوره بقره برای این که انسان دچار فراموشی غیراختیاری و اختیاری نشود از وی خواسته است تا هنگام یاد خداوند اصطلاح ان شا الله را به کار برد تا گرفتار نسیان نشود.از این مسئله در برخی از روایات به استثنا یاد شده است. استثنا به معنای ان شا الله گفتن عملی لازم برای حفظ خود از فراموشی است. مجمع البیان طبرسی ج ۵ و ۶ ص ۷۱۲ در برخی از روایات در اهمیت ان شا الله گفتن آمده است که اگر شخص هنگام سوگند بر انجام کاری ان شاالله را فراموش کرد هر گاه یادش آمد ان شا الله را بگوید. امام باقر و امام صادق ع درباره واذکر ربک اذا نسیت فرمودند هرگاه کسی برای انجام دادن کاری سوگند یاد کرد و فراموش کرد و ان شا الله نگفت هرگاه یادش آمد آن را بگوید. الکافی الکلینی ج ۷ ص ۴۴۷ و تفسیر نورالثقلین ج ۳ ص ۲۵۳ حدیث ۴۸ هدف از تاکید بر ان شاالله گفتن یا همان استثنای اصطلاحی آن است که همواره یاد خداوند در دل ها باشد زیرا انجام هر کاری به اراده خداوند است افزون براین که رهایی از فراموشی نیز به این است که خداوند حافظ و یادآور تو باشد. بنابراین اگر کاری را خواستی انجام بدهی
حلال و حرام مالی - جلسه سی و دوم (متن کامل +عناوین)
به فرهنگ اسلام میباشد. در زمان نزول قرآن و بعثت نبی اکرم صلی الله علیه و آله و امامت امامان علیهم السلام تمام جوانب این برنامه برای مردم بیان شده بود تا جایی که امیرالمؤمنین علیه السلام در یکی از سخنرانیهای مهمشان در نهج البلاغه میفرمایند خداوند متعال حرام را بدون اینکه چیزی از آن پوشیده بماند بیان کرده است و در این زمینه نسخه هدایتش را برای مردم کامل نموده است. در روایتی که روز گذشته گفته شد پیغمبر اسلام خطاب به امیرالمؤمنین فرمودند علی جان هر مرد و زنی که از مال حرام مصرف کند پنج خطر متوجه او است در حالی که بداند و یقین داشته باشد که آن مال حرام است و مخلوط با آن زندگی بکند حال چه بخورد چه بپوشد خانه سازی کند و یا سرمایه کار قرار دهد همه اینها در کلمه اکل قرار دارند. اگر خداوند در قرآن مجید میفرماید ولا تاکلوا امو لکم بینکم بالبطل مال یکدیگر را به حرام و باطل نخورید منظور از این خوردن پول را به لقمه تبدیل کردن و خوردن نیست بلکه اکل در لغت عرب به معنی به چنگ آوردن به دست آوردن نگهداشتن و مصرف کردن به شکلهای مختلف است.انواع مرگ به تعبیر قرآن و روایاتکسی که به تعبیر قرآن و روایات آکل مال حرام باشد مصرف کردن این مال حرام پنج خطر برای او در بردارد. اولین خطری که پیغمبر عظیم الشان اسلام صلی الله علیه و آله میفرماید این است که مات قلبه دل خورنده مال حرام میمیرد. میمیرد یعنی چه؟ منظور از این مردن مردن ظاهری نیست که ضربان قلب متوقف شود. ما دو مرگ داریم یک مرگ بدن که این مرگ بدنی برای خیلیها ضرر ندارد بلکه منفعت نیز دارد. مرگ به نظر مبارک امیرالمؤمنین علیه السلام برای خوبان عالم اهل ایمان و پاکان انتقال از یک خانه به خانه دیگری است و انتقال بسیاری از این افراد چنان راحت است که به هیچ وجه احساس نمیکنند. حکایتی از رحلت علامه مجلسیوجود مبارک علامه مجلسی که در کنار مسجد جامع اصفهان دفن شدهاند بنا به نقل شاگردان ایشان سید نعمت الله جزایری که با قلم خود نوشته است من بیست سال از عمر خود را شبانه روز در جلسه درس مجلسی بودم. ایشان میفرماید قبل از شب هفت استادم واقعا کنار قبر ایشان بیقرار بودم توان بلند شدن از کنار قبر را نداشتم دلم نمیخواست بروم دلم میخواست شبانه روز کنار این قبر بمانم. این قدر کنار قبر مجلسی گریه کردم که بیحال شدم. نمیدانم به خواب رفتم یا خیلی بیحال بودم دیدم که قبر مرحوم مجلسی شکافته شد و ایشان از قبر بیرون آمد و نشست کنار قبر به من گفت سید نعمت الله من بعد از مردنم فهمیدم مردم. این خوابی که مرحوم سید نعمت الله جزایری از استاد خود نقل میکند با روایات ما میزان است. این مرگ هم به نظر امیرالمؤمنین نوعی انتقال است. فرد مؤمن در یک خانهای در یک شهری زندگی میکرده حالا یک مرتبه چشم خود را باز میکند و میبیند در عالم برزخ است. رؤیای صادقه به استناد قرآنالبته بنده به خواب خیلی اعتقاد ندارم مگر این که تمام جریانات خواب با آیات قرآن مجید و روایات همخوانی داشته باشد. شاید بتوان گفت نود درصد خوابهایی که به عنوان خواب مذهبی روی منبرها گفته میشوند یا در کتابها مینویسند با آیات و روایات هماهنگی ندارند؛ یعنی بیپایه و بیاساس هستند که برای ما حجت و دلیل شرعی؛ یعنی الزام آور و قطعی نیستند. در تمام قرآن مجید خدا پنج خواب را نقل کرده است خواب حضرت یوسف علیه السلام خواب حضرت ابراهیم علیه السلام خواب پادشاه مصر و ظاهرا دو خواب نیز از وجود مبارک رسول خدا صلی الله علیه و آله است. خوابی که حضرت یوسف علیه السلام به خاطر پاکی خود دیدند جریانات آیندهاش بود که خدا آن را در خواب به ایشان نشان داد. دو خوابی که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله دیدهاند خواب اول این بوده است که بعد از سالها که حضرت برای مکه بسیار دلتنگ شده بودند در عالم خواب دیدند که به مکه رفته وارد مسجد الحرام شدهاند. بعد از این خواب این آیه نازل شد ان الذی فرض علیک القران لرآدک الی معاد خیلی غصه نخور من قدرت کفر را در مکه ضعیف میکنم و بالاخره تو را به مکه برمیگردانم. خواب دیگر آن بود که بعد از خواب آیه نازل شد آنچه را که در خواب دیدی ما جنبه آزمایش برای مردم قرار دادیم و آن گرفتار شدن مردم بعد از مرگ پیامبر به حکومت بنیامیه بود. ابراهیم نیز خواب دید اسماعیل را در راه خدا قربان میکند و در بیداری به انجام این کار امر شد خداوند به او فرمود قد صدقت الریآ آنچه را که در خواب دیدی و در بیداری میخواستی انجام بدهی
چرا باید توسل داشته باشیم؟مگر خدا خواسته که اگر دعا می کنید، شخص دیگری را وسیله قرار دهید؟
به توسل و ما بعنوان نمونه چند آیه را خدمتتان ارائه میدهیم 1. یا ایها الذین آمنوا اتقوالله و ابتغوا الیه الوسیله سوره مائده آیه 35 یعنی ای مومنان تقوای الهی را پیشه کنید و بسوی او از طریق وسیله و واسطه راه پیدا کنید.2. اولئک الذین یدعون یبتغون الی ربهم الوسیله سوره اسرا آیه 57 اینان کسانی هستند که می خوانند خدا را و بسوی پروردگارشان می جویند وسیله را3.و لو انهم اذ ظلموا انفسهم جاؤک فاستغفر لهم الرسول سوره نسا آیه 64 و اگر مسلمانانی که گناه کرده و بر خود ظلم نمودند نزد توی پیامبر بیایند و از تو بخواند که بر ایشان استغفار و طلب آمرزش کنی خداوند هم توبه پذیر و مهربان است.4. اذ قال الله یا عیسی بن مریم.... سوره مائده آیه110 و خداوند به عیسی بن مریم فرمود من تو را علم کتاب و حکمت آموختم و تو کسی هستی که می توانی پرندگان را خلق کنی و تو کسی هستی که می توانی مریضهای لا علاج را شفا بدهی
خطبه حضرت زینب در دربار یزید
به محضر رسولالله ص وارد شوی در حالیکه بار گرانی از مسوولیت ریختن خون فرزندان او و هتک حرمت خاندان و پارههای تن او را بر گردن گرفته ای . آن روز همان روزی است که خداوند تمامی آنان را جمع مینماید و پریشانی و پراکندگی آنان را سامان میبخشد و حقشان را میستاند ." گمان مبر آنان که در راه خدا کشته شدهاند مردگاناند؛ بلکه آنان زندهاند و نزد پروردگار خود روزی میخورند " آلعمران168 .ای یزید تو را همین بس که داور و حاکم تو خداوند باشد و خصم تو پیامبر و جبرئیل پشتیبان او . به زودی آنکه سلطنت را برای تو آراست و بر این جایگاه نشاند و تو را بر گرده مسلمانان سوار کرد خواهد یافت که ستمگران را چه عقوبت و جایگاه بدی است و کدام یک از شما جایگاه بدتری دارید و سپاهش ناتوانتر .ای زاده معاویه اگر چه شداید و پیشامدها و فشار روزگار مرا در شرایطی قرار داد که مجبور شدم با تو حرف بزنم اما تو را کوچکتر از آن مقام ظاهری ات میبینم و تو را بسیار توبیخ و سرزنش میکنم . چگونه سرزنش نکنم با اینکه چشمها در فراق دوستان گریان و دلها در فراق عزیزان سوزان است .آه چه شگفت انگیز است که مردان بزرگ حزب خدا به دست حزب شیطان آن بردگان آزاد شده کشته شوند همین دستهای شماست که به خون ما خاندان پیامبر آغشته شده است و دهانتان از گوشت ما پر گردیده است . مگر نه اینکه آن بدنهای پاک و پاکیزه روی زمین افتاده و گرگهای بیابان بدنهای آنها را حلقه زدهاند و کفتارها آنها را در خاک میغلطانند . ای پسر سفیان اگر چه تو امروز کشتار و اسارت ما را غنیمت شمردهای و به آن میبالی اما طولی نمیکشد که مجبور میگردی غرامت و تاوان آن را پس بدهی
روايات مربوط به حق پدر و مادر
را نمیپردازد و برایشان از حضرت حق طلب مغفرت نمیکند پس خداوند عزوجل او را جز عاق شدگان ثبت میکند و گاهی انسان در زمان حیات پدر و مادرش عاق است چون مردند بدهی آنان را میپردازد و برای هر دو طلب مغفرت میکند خداوند او را نیکوکار به … به گرسنگی خود نداد تا تو را سیر کرد و تشنه ماند تا تو را سیراب نمود و پوشاندت در حالی که خودش برهنه ماند و حرارت گرما را تحمل کرد تا بر تو سایه افکند. و از خواب چشم پوشید تا تو بخوابی گرما و سرما را نشناخت تا تو راحت باشی تو نمیتوانی این همه زحمت او را سپاسگزاری کنی مگر خداوند مهربان تو را کمک کند و به تو توفیق دهد.اما حق پدرت توجه داشته باش که اگر او نبود تو نبودی پس هرگاه در خود توانائی دانش کمال یا هر چه یافتی اصل و اساس آن را که پدرت میباشد از یاد مبر خدا را به آن نعمتها سپاسگزار باش و قدر نعمتهای او را بدان و در این راه نیروئی و پناهگاهی جز خدا نیست. 7 فلیعمل العاق ماشا ان یعمل فلن یدخل الجنه. 8 آن که پدر و مادر از او ناراضی است هر چه میخواهد انجام دهد که چنین آدمی هرگز وارد بهشت نمیشود.مردی از قبیله بنی سلمه از رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسید پس از موت پدر و مادر چیزی از نیکی نسبت به آن دو بر عهده ما هست که انجام دهیم؟ فرمود آری نماز و استغفار برای آنان و اجرای تعهدشان و گرامیداشت دوستانشان و صله رحم از جانب آنان. 9 راوی به حضرت رضا علیه السلام عرضه داشت ادعو لوالدی ان کانا لایعرفان الحق؟ ادع لهما وتصدق عنهما و ان کانا حیین لایعرفان الحق فدارهما فان رسول الله صلی الله علیه و آله قال ان الله بعثنی بالرحمه لا بالعقوق. 10 به پدر و مادرم دعا کنم گرچه حق را نمیشناسند؟ فرمود آری هم دعا کن و هم برای آنان صدقه بده و اگر زنده هستند و در مدار حق نمیباشند با آنان به مدارا و رفق و نرمی برخورد کن که رسول الهی فرمود خداوند مرا به رحمت مبعوث کرده نه به عقوق و نافرمانی.مردی خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله عرضه داشت یا رسول الله من ابر؟ قال امک قال ثم من؟ قال امک قال ثم من؟ قال امک قال ثم من؟ قال اباک. 11 ای پیامبر خدا به که نیکی کنم؟ فرمود مادرت عرضه داشت سپس که؟فرمود مادرت پرسید سپس که؟ فرمود مادرت پرسید آنگاه به که نیکی کنم؟ فرمود پدرت.ان رجلا سال رسول الله ما حق الوالدین علی ولدهما؟ قال هما جنتک و نارک. 12 مردی از رسول خدا پرسید حق پدر و مادر بر فرزند چیست؟ فرمود آن دو بهشت و جهنم تو هستند.یعنی احسان به آنان و رعایت حقوقشان علت دخول در بهشت و عدم رعایت احترام و حقوق آنان باعث ورود به آتش جهنم است.رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود من سره ان یمد له فی عمره و یزاد له فی رزقه فلیبر والدیه ولیصل رحمه. 13 هر کس طول عمر و زیادی رزق میخواهد به پدر و مادر نیکی کند و صله رحم بجای آورد.امام علی علیه السلام میفرماید برالوالدین اکبر فریضه. 14 نیکی به پدر و مادر بزرگترین فریضه اسلامی است.امام صادق علیه السلام میفرماید بروا آباکم یبرکم ابناؤکم. 15 به پدران نیکی کنید تا فرزندانتان به شما نیکی نمایند.ابن مسعود از رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسید ای العمل احب الی الله؟ قال الصلاه علی وقتها. قلت ثم ای؟ قال بر الوالدین. 16 چه کاری نزد خداوند محبوبترین کار است؟ فرمود نماز در وقت گفتم بعد از آن؟ فرمود نیکی به پدر و مادر.خواهر رضاعی رسول خدا علیه السلام خدمت آن حضرت مشرف شد سپس برادر رضاعی حضرت آمد ولی محبتی که آن حضرت نسبت به خواهر ابراز داشت نسبت به برادر ابراز نکرد عرضه داشتند احترامی که به خواهر گذاشتی به برادر نگذاشتی؟ فرمود این زن نسبت به پدرش نیکوکارتر از برادرش بود. 17 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود رضا الله فی رضا الوالد وسخط الله فی سخط الوالد. 18 رضای خدا در رضای پدر و غضب خداوند در غضب و خشم پدر است.جابر جعفی میگوید شنیدم مردی به حضرت صادق علیه السلام عرضه داشت ان لی ابوین مخالفین فقال برهما کما تبر المسلمین ممن یتولانا. 19 برای من پدر و مادری غیر شیعه هست حضرت فرمود همان گونه که مسلمانان نسبت به شیعیان ما نیکی میکنند به آن دو نیکی کن.حضرت رضا علیه السلام میفرماید بر الوالدین واجب و ان کانا مشرکین و لاطاعه لهما فی معصیه الخالق. 20 نیکی به پدر و مادر واجب است اگر چه هر دو مشرک باشند ولی در معصیت خداوند از آنان پیروی کردن جایز نیست.حضرت باقر علیه السلام میفرماید انسان در زمان حیات پدر و مادر نسبت به آنان نیکوکار است ولی پس از مرگشان بدهی
English