مقامات الهی، جلوۀ احسان خداوند
15 مطلب یافت شد
دین؛ برنامۀ سعادت انسان
خلقت و همۀ موجوداتش جلوۀ علم رحمت احسان لطف اراده و فعل پروردگار مهربان عالم است. … احسان بصیرت کرامت و دیگر صفات او وجود پیدا کرده است. پروردگار برای زندگی این انسان دو محل مقرر کرد و از ابتدایی که او را آفرید این دو محل را برای او قرار داد. بررسی معنا و مفهوم دنیاقرآن مجید از یک محل تعبیر میکند به محل معین که دارای زمان محدودی است. اسم این محل هم بنابر نامگذاری خودش دنیا است. دنیا کلمۀ مؤنث است که بهمعنای محل نزدیکتر و مذکر آن ادنی است. چرا به آن نزدیکتر میگویند؟ چون ابتدا در اینجا انسان زندگی خودش را شروع میکند و اینجا قبل از دنیای دیگر یعنی قبل از آخرت است. بنابراین اسمش را دنیا یعنی جای نزدیکتر به انسان یا نزدیکتر از آخرت گذاشتهاند. محل دیگر هم بنابر نامگذاری خود پروردگار آخرت است. مقایسۀ دنیا و آخرتدر این دنیا بنا به ارادۀ پروردگار زمان انسان محدود و معین است که برای هیچکس ابدی و همیشگی نیست. عزیزترین مخلوق او پیغمبر عظیمالشان اسلام است که به او خطاب کرد انک میت 1 تو در این دنیا ماندگار نیستی و مرگ حتما به سراغت میآید. تو هم مانند دیگر موجودات عالم مدت معینی داری. این مدت هم خیلی کوتاه یعنی 63 سال بود. وقتی ایشان به آن اجل معین رسیدند دیگر مهلتی پیدا نکردند و از دنیا رفتند. اما برای انسان در عالم آخرت مدت معین و اجل محدود و معدود قرار نداده است. آنجا انسان وصل به ابدیت است؛ یعنی دائمی است. حیات طیبه و عیش راضیهاین موجودی که بهصورت ویژه تجلی اسمای الهی و خیلی هم باارزش است مدت معینی در این دنیا به او مهلت داده است. ماندگار نیست و باید برود. از طرفی هم در عالم بعد یک زندگی ابدی را برای او مقرر کرده است. بنابراین باید برای زندگی این دنیا و آن دنیای او یک هدفگذاری میکرد که بهقول خود پروردگار در این دنیا یک حیات طیبه پیدا کند و در آن دنیا هم یک عیش راضیه به دست آورد. اینها همه خواست پروردگار است. این موجود که جلوۀ
استاد انصاریان: بهترین عمل در ماه رمضان حفظ خود از آلودگی ها و حرام هاست/ اجازه ندهیم شهوت ها وجود خدایی مان را نابود کند
جدیدی تحت عنوان کلمه که در سورههای مبارکۀ مریم کهف و لقمان مطرح است را بیان و اظهار کرد در این سورههایی که با بقیۀ سورهها جلوۀ رحمت خدا علم خدا لطف خدا و احسان
استاد انصاریان: شیعیان از اضافه گِل ائمه اطهار(ع) خلق شدند/ اختلاف در حدود وجود موجودات حتی در زبان و رنگ از نشانههای خداست
جلوۀ اسما و صفات خدای متعالوی با طرح پرسشی مبنی بر اینکه اگر تجلی این اسما و صفات نبود پس این موجود چگونه به وجود آمده؟ گفت یک موجودی که همۀ وجود و هویتش عالمانه حکیمانه سراسر نظم لطف و رحمت است؛ به غیر از اینها به وجود نیامده چرا که همۀ هویتش که نشان دهندۀ علم رحمت کرم عدل لطف و احسان
کلمۀ وجود انسان
در این سورههایی که با بقیۀ سورهها جلوۀ رحمت خدا علم خدا لطف خدا و احسان و محبت پروردگار عالم است؛ کلمه هم به صورت مفرد آمده و هم در سورههای کهف
تجلی اسما و صفات خداوند در هستی
غیر از اینها به وجود آمده؟ به چه دلیلی؟ چیزی که همۀ هویتش نشان دهندۀ علم است رحمت است کرم است عدل است لطف است احسان است کجا قابل انکار است؟ یقینا کل هستی با همۀ موجوداتش جلوۀ
نكتۀ اول: موجودات در صراط الهی
احسان و عشق برای کل موجودات قرار داده ـ است و نگاهی هم غیر از این به موجودات ندارد ـ با همین نگاه برای ما هم صراط مستقیم قرار داده است؛ اما صراط مستقیم ما تشریعی است. در اینجا فضای اختیار مطرح است. به ما هم اعلام کرده که تمام ابزار درک حق را به شما دادهام. تمام امکانات حرکت بعد از درک صراط مستقیم را هم به شما دادهام؛ اما این شما هستید که دو گروه شدید اما شاکرا و اما کفورا گروهی با همۀ ابزار درک حق را میفهمند و وارد راه مستقیم میشوند و گروه دیگر ناسپاس میورزند. و ان هذا صراطی راه من همین راهی است که جلوۀ
توحید (2) - جلسه هفتم – (متن کامل + عناوین)
احسان و عشق برای کل موجودات قرار داده ـ است و نگاهی هم غیر از این به موجودات ندارد ـ با همین نگاه برای ما هم صراط مستقیم قرار داده است؛ اما صراط مستقیم ما تشریعی است. در اینجا فضای اختیار مطرح است. به ما هم اعلام کرده که تمام ابزار درک حق را به شما دادهام. تمام امکانات حرکت بعد از درک صراط مستقیم را هم به شما دادهام؛ اما این شما هستید که دو گروه شدید اما شاکرا و اما کفورا 3 گروهی با همۀ ابزار درک حق را میفهمند و وارد راه مستقیم میشوند و گروه دیگر ناسپاس میورزند. و ان هذا صراطی 4 راه من همین راهی است که جلوۀ
مسلخ عشق ، قیام و نهضت جاودانۀ حسینی (علیه السلام) (1)
احسان و نیکی کند. سوره احقافآیه15 لذا حرمت نهادن به حضرت سیدالشهدا بر همگان فرض و واجب می باشد. در مجموع آیات قرآن بیش از پنجاه عنوان انتخاب شده است که اگر چه مستقیما در شان امام حسین علیه السلام نازل نشده است لکن به دلیل این که مصداق بارز این اوصاف آن حضرت بود. با صراحت می توان گفت که در وصف حسین بن علی علیه السلام آمده است اینکه می گوییم السلام علیک یا وارث القرآن و التوراه و الانجیل و الزبور و قرآن هم جامع و دربرگیرنده تورات و انجیل و زبور است و یا اینکه در قرآن آمده است این کتاب کجی و انحراف ندارد. لم یجعل له عوجا و در زیارت امام حسین علیه السلام هم آمده است که لم یمل من الحق الی الباطل و در تفسیر ثقلین در حدیث حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله که فرمود انی تارک فیکم الثقلین دو شی گرانبها یک ثقل آن قرآن است و ثقل دیگر اهل بیت علیه السلام جلوۀ
دین مهر و رحمت
جلوۀ رحمت پروردگار و دریای مهر و محبت هستی. دریای مهربانیات به خاطر عنایت خدا به توست. خداوند بافت وجود تو را بر مهربانی قرار داده است. سیر امواج رحمت در تمام احکام اسلامروایات فقهیمان راجع به دادگاه دادگستری دادرسی قاضی و حکم همگی بر اساس محبت تنظیم شدهاند. در تمامش قاضی حق ندارد که در برابر متهم اخمهایش را درهم کند و حرفهای تند و تلخ بزند یا به متهم بیمحلی کند؛ اگرچه اتهامش برای قاضی ثابت شود اسلام به قاضی میگوید با متهم نرم حرف بزن و باادب برخورد کن. بیش از حد جرم به مجرم حکم نده و تا جایی که امکان دارد اتهام را از متهم دور کن. این مسئلۀ خیلی مهمی است. جرم را در دهان متهم نگذار. با او طوری رفتار نکن که بترسد و اقرار کند بلکه در قضاوتت به گونهای رفتار کن که مجرم جرم خودش را نگوید. آبروی مردم محترم است. اگر جرم برایت ثابت شد جریمه را به اندازۀ جرم قرار بده. اگر قابل گذشت است گذشت کرده و آزادش کن. تمامش محبت احسان
دینداری در سایهٔ اهلبیت
جلوۀ نقاش شد سر هو الله ز من فاش شدکسی به حقیقت بخواهد خدا را با چشم دل ببیند مرا در گودال ببیند. نهتنها خودم بلکه ببیند با زن و بچهام چه کار کردند من باشم یا نباشم چنان زن و بچهام را به تو گره زدهام که بعد از من همین راه را طی میکنند.راه تو پویند یتیمان منکوی تو جویند سر و سامان منالبته در طول زمان تا امروز اهل ایمان زیاد داشتهایم که نسبت به جمعیت دنیا بسیار اندک ولی هرکدام از مؤمنان یک جهاناند. ما این گره را حس میکنیم چه کسی میتواند گره عشق ما را با ابیعبدالله ع باز کند؟ سر این گره دست کسی نیست که بتواند باز بکند. این یک سر الهی است پیغمبر ص میفرماید عشق و گره به حسین محبه مکنونه سر است. 6 اینهمه احمق و ماهواره و دشمن این سر را درک نمیکنند چون کلیدش را ندارند. در حقیقت سر را باید بفهمند که گره را باز کنند. جایگاه مؤمنان در بهشت و عملوا الصالحات 7 مؤمنان اهل عمل شایسته نماز و روزه و حج باادب با کمال شوق خمس و زکات باادب باوقار و خالص عمل بامعرفت و محبت فی روضات الجنات 8 در تمام باغهای بهشت آزادند. به آنان نمیگویند جایت اینجاست تکان نخور حق تو همین است. اینقدر اینها باارزشاند که میگویند حقتان تمام باغهای هشت بهشت است هر کجا میخواهید بروید و بمانید؛ پیش هرکدام از انبیا و اولیا و شهدا و صدیقین و صالحین میخواهید بروید آزاد هستید. مقام عندیتاین باغهای کل بهشت است اما فوق این باغها لهم ما یشاؤن عند ربهم 9 هرچیزی را که پیش من خداست بخواهند درجا به آنان میدهم. آنجا عقلی پیدا میکنند که آنچه نزد پروردگار است درکش میکنند.این مقام عندیت هم داستانی است عند ربهم یعنی بین من و اینها حجاب و فاصلهای نخواهد بود نه با چشم سر چشم سر که کار محدودی دارد . ذلک هو الفضل الکبیر 10 این احسان
بیتفاوتی در خانواده
جلوۀ لطف و رحمت الهی است. همچنان که خداوند در قرآن کریم دربارۀ حضرت ایوب میفرماید ووهبنا له اهله ومثلهم معهم رحمه منا وذکری لاولی الالباب 1 ؛ خانوادهاش و مانندشان را با آنان به او بخشیدیم تا رحمتی از سوی ما به او و تذکری برای خردمندان باشد که ما با هر صاحب ایمان و صبری اینگونه رفتار میکنیم . رسول خدا ص ضمن روایت ارزشمندی باایمانترین مردم را اینگونه معرفی میفرماید احسن الناس ایمانا احسنهم خلقا والطفهم باهله وانا الطفکم باهلی 2 ؛ مؤمنترین مردم کسی است که اخلاقش نیکوتر باشد و نسبت به خانوادهاش از همه مهربانتر قلمداد شود. بدانید که من از همۀ شما نسبت به خانوادهام مهربانتر هستم. تحقق زندگی مسالمتآمیز و پیوندی عاشقانه و رفتاری حکیمانه در کانون خانواده از اهداف والای فرهنگ اسلامی است و کسی که به این حقیقت با دقت و از منظر عقل بنگرد و آن را بهکار گیرد انسانی متدین و متعهد است. در مقابل کسانی که این واقعیت را نادیده میگیرند بدونشک از مراتب ایمان و تقوای الهی بهرهای نبردهاند و نسبت به ارزشهای اخلاقی بیتفاوت هستند.شایسته است در بحث از بیتفاوتی نسبت به خانواده رابطه و تعامل با همسر والدین و فرزندان را مورد اشاره قرار داد. بیتفاوتی نسبت به همسرانسان نباید در مقابل غم و ناراحتی دیگران و بهخصوص کانون خانوادۀ خود بیتفاوت باشد چراکه این بیتفاوتی دور از اخلاق الهی و انسانی است. حتی حیوانات هم در مقابل همنوعان خود بیتفاوت نیستند. در حقیقت حیوانات هم از روی غرایز فطری خویش به این معنا هدایت میشوند که درد و رنج دیگران را جبران کنند.بنابراین هر انسانی باید به ندای درون خویش گوش داده و از این موهبت ـ یعنی عدم بیتفاوتی در مقابل همنوع ـ خود و دیگران را بهرهمند نماید. زیرا بیتفاوتی موجب محرومیت انسان از فیوضات الهی میشود؛ محرومیتی که طبق فرموده قرآن کریم ظلم به نفس است 3 و ظلم و ستم خود موجب دوری از مقام قرب الهی است. داستان ذیل یکی از مصادیق و گونههای عدم بیتفاوتی نسبت به محیط خانواده میباشد.در زمان پیامبر اسلام ص مردی مسلمان پس از کسب و کار روزانه با خستگی به منزل بازگشت. در این هنگام همسر با محبت و رویی گشاده به صحبت با او پرداخت و علت غم و ناراحتی وی را پرسید. در واقع همسر ایشان با این رفتار خود به او فهماند که در مقابل غم و ناراحتی او بیتفاوت نیست عمده مشکلات در جوامع ثمرۀ بیتفاوتی است .مرد به همسر خویش گفت ناراحتی من به جهت امور مادی نیست؛ امروز به فکر آخرت افتادم 4 و به این مسئله میاندیشیدم که بعد از مرگ بر ما چه میگذرد؟ چیزی که مرا رنجیدهخاطر میکند این است که نمیدانم جایگاه من در روز قیامت بهشت است یا جهنم؟همسرش گفت آیا میتوانم در حل این مشکل کمکی کنم؟ گفت آری کلید حل این مشکل در دستان تو است. به منزل فاطمه زهرا برو که پرونده آیندۀ عالمیان نزد ایشان است و از حضرت درخواست کن که عاقبت مرا بازگو کنند. همسر آن مرد نزد فاطمه زهرا آمد و درخواست شوهر خود را مطرح کرد. حضرت فرمودند به همسرت بگو خداوند متعال میزانی به نام قرآن به پدرم داده است که اگر کسی تمام اعمال و رفتار خود را با آن اندازهگیری کند قطعا اهل بهشت خواهد بود. 5 بیتفاوتی نسبت به پدر و مادرخداوند متعال نسبت به مقام پدر و مادر ارزش خاصی قائل است. چنانکه در اغلب آیات قرآن حق پدر و مادر پس از حق خداوند سبحان بر بندگان ذکر شده است. خداوند ضمن آیات نورانی قرآن به فرزندان دستور اکید میدهد تا به پدر و مادر خویش احسان
تجلی رحمانیت و رحیمیت در محبت پروردگار
جلوۀ رحمانیت پروردگار در کلام وحی-دعای ابراهیم ع برای اهل مکهحالا در این آیه اولین خواستهاش این است رب اجعل هذا بلدا آمنا خدایا اینجا را منطقه امن قرار بده؛ دومین دعای او از معجزات است و عجیب هم مستجاب شده است. یک درخت میوه در تمام مکه ندارد؛ اگر به مکه رفته باشید از بیرون خاک آوردهاند و چهارتا چمن وسط اتوبانها کاشتهاند که خیلی هم برایشان تمام گران میشود. اصلا سبزی خوردن کاهو صیفیجات و درخت میوه هم آنجا درنمیآید و اگر بکارند خشک میشود. مکه هیچچیز ندارد برای همین ابراهیم ع به خداوند عرض کرد و ارزق اهله من الثمرات از هرچه میوه در این دنیاست نصیب اهل مکه کن. آنهایی که به مکه رفتهاند میدانند میوههای آسیایی آفریقایی و اجناس خوراکی اروپایی در انبارهای این هشهر بهطر دائم پر است. این دعای ابراهیم ع برای اهل مکه است که خودشان هیچچیز ندارند و ارزق اهله من الثمرات خدایا از تمام میوهها نصیب مردم این سرزمین کن. -قید ابراهیم ع در دعا و رد دعای اوبعد ابراهیم ع در دعایش قیدی زد و دعا را محدود کرد و ارزق اهله من الثمرات من آمن منهم بالله و الیوم الآخر تمام میوههای دنیا را نصیب کسانی کن که تو و آخرت را باور دارند؛ خدا اینجا و در همین آیه اعلام کرد که من این دعای تو را قبول ندارم چرا همه میوهها را فقط روزی مردم مؤمنی کنم که به من و آخرت ایمان دارند؟ و من کفر فامتعه قلیلا هر کس که در این منطقه به من کافر است مرا قبول ندارد و منکر من است آنها را هم سر این سفره مینشانم. به این رحمانیت میگویند؛ یعنی دشمن من است بتپرست است دینش دین ابلیس است ولی رحمانیت من اقتضا میکند که حتی نسبت به کافران هم نانبر نباشم. گشایش درهای رحمت الهی در پرتو احسان
تهران- حسینیۀ حضرت قاسم - دهۀ اول محرّم/ پاییز 1395هـ.ش- سخنرانی دوم
احسان است و هرچه هم که برای انسانها –مردشان زنشان کوچکشان بزرگشان سیاه و سفیدشان ضرر داشته- بیان کرده است؛ پس به یک عبارتی می شود گفت که قرآن روایات دعاها زیارتها درس زندگی است راهنمایی است پند است عبرت است آموزش است؛ اگر مردم بپذیرند درس بگیرند و عمل کنند. پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله میفرمایند حتما به خیر دنیا و آخرت می رسند اما اگر بفهمند و یاد بگیرند و عمل نکنند؛ پس مانند چراغی می شوند که نور ندارد . چراغی که نور ندارد خب در روز اثری برای زندگی ندارد شب هم خود چراغ بینور در تاریکی است و در ظلمت است؛ اگر عمل نکنند به ظلمت زندگی دنیا و به ظلمت زندگی آخرت دچار می شوند این مقدمۀ مطلب.یکی از زیارتهای پربار ما پردرس ما و پرعبرت ما زیارت وارث است که من در بحث مربوط به زیارت وارث به نکات خیلی پرارزشی برخوردم؛ اگر خدا به من کمک بدهد تا تفسیر این زیارت را تمام بکنم حداقل سه جلد پانصد صفحه ای خواهد شد که البته در راه تنظیم تفسیر زیارت وارث قرار دارند و به پروردگار هم امید دارم که تفسیر این زیارت را تمام کنم. در یک جملۀ این زیارت می خوانیم السلام علیک یا وارث ابراهیم خلیل الله وقتی می گوییم سلام بر تو ای حسین عزیز که وارث ابراهیم خلیل الله هستی معنایش این است که تو خلیل الله بودن ابراهیم را به ارث بردی یعنی تو پسر مانند پدر ریشه دار اولیه ات ابراهیم به مقام خلیل اللهی رسیدی. چرا قرآن مجید به ابراهیم خلیل الله می گوید؟ این را اگر توفیق داشته باشم دو شب یا سه شب باید مقام خلیل اللهی ابراهیم را برایتان توضیح بدهم؛ اما بحثی که امشب دارم در محور دومین صفت از صفات ابراهیم است که در اواخر سورۀ مبارکۀ نحل مطرح است.پروردگار عالم در دو سه آیه هفت ویژگی برای ابراهیم بیان می کند که مجموع این هفت ویژگی سبب شد تا ابراهیم خلیل الله شود و اتخذ الله ابراهیم خلیلا خداوند در قرآن مجید می گوید من ابراهیم را به عنوان خلیل الله انتخاب کردم. در همین خلیل اللهی ابراهیم هزار نکتۀ باریک تر از مو وجود دارد. ابراهیم با همین ویژگیهایی که سورۀ مبارکۀ نحل میگوید به مقام خلیل اللهی رسید؛ عین این مقام را حضرت حسین علیه السلام بدون هیچ کم و زیادی به ارث برده است؛ یعنی کاملا می توانیم بگوییم یکی از القاب حضرت ابی عبدالله ان الحسین خلیل الله است و حقایق این خلیل اللهی در وجود مقدس او تجلی کامل دارد.یک صفت در ابراهیم که در بحث گذشته شنیدید امت بودن ابراهیم بود ان ابراهیم کان امه قانتا لله حنیفا که در جلسۀ قبل شنیدید امت پنج معنا دارد و همۀ پنج معنا در ابراهیم بود و باز شنیدید که همۀ این پنج معنا در وجود مبارک حضرت سیدالشهدا علیه السلام هم جلوۀ
کعبۀ سنگی و کعبۀ حقیقی
احسان بینهایت لطف بینهایت ارتباط برقرار بکند و از او بخواهد که زمینۀ تحقق خواسته و یا حل مشکل را فراهم کند. این اصل مطلب است. خانۀ کعبهیکی از کسانی که عاشق دعا بود وابسته به دعا بود دلش متمرکز در دعا بود وجود مبارک حضرت ابراهیم ع است. ایشان یک دستوری از پروردگار مهربان عالم گرفت که در یک بیابان بیآب و علف در لابهلای کوهستان در یک شنزار داغ و آتشین یک خانه بنا کند. دستور گرفت چرا خدا این دستور را به او داد؟ مگر غیر از ابراهیم در آن روزگار معماری بنایی مهندسی و متخصصی نبود؟ بود اما با اهدافی که پروردگار از ساختن این خانه داشت یک دستی باید این خانه را میساخت و بنایی و معماری میکرد که این دست اتصال شدید به نیت خالص ایمان جامع فکر پاک و روح ملکوتی و الهی داشت.امر اطاعت شد واذ یرفع ابراهیم القواعد من البیت واسماعیل بقره 127 قرآن میفرماید این پدر و پسر خانه را بناکردند و خانه تمام شد. من دو نکته راجعبه خانه و به حضرت ابراهیم از قرآن برایتان بگویم که بسیار قابل توجه است. نکتۀ مربوط به خانه ان اول بیت وضع للناس للذی ببکه مبارکا و هدی للعالمین آلعمران 96 این هدی به کعبه برمیگردد. یک خانه گلی چه دارد که پروردگار عالم میفرماید هدی للعالمین مثل اینکه دربارۀ قرآن مجید میفرماید هدی للناس وبینات من الهدی والفرقان بقره 185 قرآن معلوم است علم خداست قوانین خداست راهنماییهای خداست طبعش هدایت است؛ اما این چند تا سنگ و این ناودان و این گلهای به کار گرفته شده این چند تا سنگ چطور هدی للعالمین است؟تاکنون دربارۀ این آیه فکر کردید؟ واقعا یک خانهای که یک زمانی گلی بود و بعد سنگی شد کوتاه هم بود سر به فلک کشیده نبود در یک درۀ خشک هم بود در یک درۀ بسیار پرحرارتی بود این چطور هدی للعالمین است؟ کمی آدم گیر میکند خانه که زبان ندارد خانه که علم ندارد خانه که حکمت ندارد سنگ است چطور هدی للعالمین است؟ به نظر میرسد که این موضوع را ما باید با یکی از آیات سورۀ مبارکۀ حج حل کنیم. مقام ابراهیماین برای خود خانه است اما در آیۀ سورۀ حج وجود مقدس ابراهیم مطرح است. دربارۀ همین خانه و همین کعبه آیه را ببینید اذن فی الناس آنجا گفت هدی للعالمین اینجا میگوید جار بکش فریاد بزن دعوت کن کل مردم را برای حج و اذن فی الناس بالحج یاتوک رجالا و علی کل ضامر یاتین من کل فج عمیق حج 27 همه لبه تیز و خورشید این آیه در سورۀ مبارکۀ حج یک دانه حرف کاف است یعنی کل آیه فانی در این حرف کاف است یاتوک .اعلام کن تمام مردم را که یاتوک . آیه نمیگوید بیایند بهطرف این خانۀ سنگی بیایند بهطرف صفا و مروه بیایند بهطرف مشعر و عرفات و منا؛ اعلام کن همه با پای بدن و با پای دل و با پای عقل بیایند به سوی تو که امام هدایت هستی امام ناس هستی چنانکه در سورۀ بقره مطرح است که میفرماید واذ ابتلی ابراهیم ربه بکلمات که این کلمات را امام باقر ع میفرماید سی تا آزمایش است. فاتمهن ایشان هم مسیر این سی تا آزمایش را مخلصانه تا به کمال رساندنش طی کرد قال انی جاعلک للناس اماما بقره 124 خانه که کاری از دستش برنمیآید منا و عرفات و مشعر کاری از دستش برنمیآید گاو و گوسفند و شتر در منا کاری از دستشان برنمیآید خود قرآن هم میگوید لن ینال اللـه لحومها حج 37 فکر میکنید کله پاچه این گوسفند و بز و گاو و شتر به خدا میرسد؟ یا کتف و شکم و آنچه در وجود این گاو و گوسفند و شتر است به خدا میرسد؟ اینها چه ارزشی دارند که به خدا برسند؟ چیزی که در حج به خدا میرسد تقواست نه حیوان نه گاو نه شتر نه گوسفند نه پول شما نه احرام نه گشتن دور این سنگهایی که خودم دستور دادم؛ اینها به خدا نمیرسد چیزی که ارزش دارد در این معرکه تقواست. تقوا صددرصدش در امام هدایت است یعنی شما به سوی امام هدایت حرکت کنید بعد از ابراهیم برو سراغ موسی بعد برو سراغ عیسی بعد برو سراغ پیغمبر اسلام بعد برو سراغ اهلبیت بیایند بهطرف شما نه بهطرف سنگ و چوب نه بهطرف گوشت و ران گاو و گوسفند که لن ینال اللـه لحومها .اساس این خانه و تبعاتش صفا و مروه مشعر و منا همه جلوۀ
English