حضرت استاد انصاریان در جلسه دوم از حضورش در شیراز و در حرم سیدعلا الدین حسین به موضوعات متعددی چون ارزش هدایت و هدایتگر احساس مسئولیت افراد جامعه در برابر رفتار
50 مطلب یافت شد
نشانههای بندگان وارسته و اهل استقامت
اصلا کل وجودشان کلیدهای درهای هدایت شد؛ به این معنا که سکوت حرف منش رفتار و اخلاقشان هدایتگر شد.
استاد انصاریان: اصطلاح «به من چه» در فرهنگ دینی اسلام مردود است!
رفتار نادرستش برحذر بدارد.این استاد حوزه در ادامه با بیان آیه تعاونوا علی البر و التقوی و لا تعاونوا علی الاثم و العدوان به این آموزه قرآنی توجه داد که بر اساس آیه مذکور همگان باید در همه کارهای خیر و نیک مشارکت داشته باشند و از هرگونه اعمال زشت و نادرست ابا ورزند و نباید با سکوت خویش به این افراد خطاکار یاری رسانند و اگر کسانی دست به چنین کاری بزنند در دنیا و آخرت خسران میبینند و در پست ترین مرتبه انسانی قرار میگیرند ثم رددناه اسفل سافلین . معظم له در پایان با اشاره به یکی از نامه های هدایتگر
عاشورا پيامد تغيير ارزشها
در ادامه به این مساله اشاره خواهد شد.ارزشها هدایتگر رفتارابتدا لازم است منظور از ارزشها و رابطه آنها با رفتار بیان گردد جامعهشناسان ارزشها را … بدون استمداد و بهرهگیری از ارزشها در ادامه حیات اجتماعی خود دچار مشکلات هنجاری خواهد شد؛ چه اینکه رفتار اجتماعی افراد در جامعه مبتنی بر ارزشهای حاکم بر آن میباشد؛ یعنی ارزشها نقش هدایتگر … رفتار و عقیدهشان پاکی میورزیدند؟... شما در میان جمعی از مردم پست و دونصفت ماندید که به دلیل پستی و بیارزشی آنها لبها جز به مذمت آنها حرکت نمیکند فانا لله و انا الیه راجعون.مفاسد آشکارشده نه انکارکننده و تغییردهندهای پیدا میشود و نه بازدارندهای به چشم میخورد. آیا با این وضع میخواهید در دار قدس خدا و رحمتش قرار گیرید و از عزیزترین اولیایش باشید؟ هیهات... 24 آری وقتی به جای ارزشهای ناب الهی ارزشهای مادی و ساخته حکام و حدیثسازان را فراروی افراد جامعه میگذارند رفتاری جز آنچه امام در خطبه نورانیاش اشاره دارد نباید انتظار داشت؛ چه اینکه ارزشها هدایتگر
سرشت اخلاقي دين
رفتار انسانی به صورت شریعت و قوانین وحی شده حضور می یابد. دین که قدمت آن به درازای عمر انسان است و همواره بخش مهم زندگی انسان و بلکه تمام زندگی او را تحت تاثیر خود قرار داده چیزی نبوده و نیست که بشر بآسانی به کنارش گذارد و بی دغدغه آن به زندگی خود ادامه دهد. بحث دین و اخلاق بررسی انواع ارتباطی است که این دو پدیده می توانند داشته باشند. مساله اصلی این است که آیا اخلاق میوه درخت تنومند دین است و یا اینکه دین درختی است که ریشه هایش در اخلاق فرورفته و از آن مدد می گیرد و در آن زمینه می روید. یا اینکه ارتباط اینها دشوارتر از آن است که به وابستگی یکی بر دیگری ختم شود و اینها در یک ارتباط متقابل و همسخنی با هم به رشد و تعالی زندگی انسان مدد می رسانند. موضوع مقاله حاضر حکایت و شرح اجمالی این تعاون و همیاری است. البته با توجه به اینکه مساله رابطه دین و اخلاق در اینجا از جهت نظری موضوع بحث است و پرداختن به ارتباط تاریخی اینها و اینکه در بستر تاریخ دین چه مددهایی به اخلاق رسانده و چگونه اخلاق در فضای تعهد ایمانی برآمده و رشد کرده و ستبر و استوار گشته است و نیز برعکس اخلاق در صفحات تاریخ چگونه زمینه مناسبی برای اقبال به دین و ایمان آوری شده است و اشاره به موارد و مصادیق آن در تاریخ اگرچه دلکش و شیرین است اما از حوزه بحث حاضر که به ارتباط دین و اخلاق خارج از تحقق تاریخی آنها می پردازد بیرون است. 2 2. معمولا برای بررسی ارتباط دو مقوله از تعریف و تحلیل دقیق هریک از آن دو شروع می کنند. اما درباره دین و اخلاق چنین آغازی دشواریهای زیادی دارد. زیرا ما را به بحث از مسائل پیچیده ای همچون ماهیت ارزشهای اخلاقی و یا تعیین و تبیین اجزا سازنده یک دین می کشاند. برای اجتناب از این مشکل می توان به تعریف اجمالی هریک از آنها که برگرفته از فهم عام و متعارف بشری است اکتفا کرد. دین معمولا به عنوان یک مجموعه دو بخشی از عناصر معرفتی همچون اعتقاد به خدا و معاد و تحلیل صفات الهی و عناصر توصیه ای و هدایتگر
داعی الله
سلم را هدایتگر و کسی که مردم را به سوی خدا فرا میخواند و مشعل فروزان برای رهروان راه خداست میشناسد و دربارهی آن حضرت میفرماید و داعیا الی الله باذنه وسراجا منیرا 2 .اهل بیت نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم هم چون آن حضرت سر سلسله بلکه معلم یکتاپرستان هر زمان بودهاند. رفتار … مردم را به سوی خدا فرا میخوانید. 6 در برابر پیشوایان پاک و هدایتگر به سوی خدا امامان و پیشوایان کفر و فساد و ستم هستند که به جای خدا پرستی هوا میپرستند و آدمیان را به خدا و بهشت و اعمال نیک فرا نمیخوانند بلکه به خود و رفتار
گوشه هائی از شمائل خدای وهابیت!
ابعاد گوناگون زندگی انسان رفتار افکار عقاید اخلاق و معاشرت های فردی و اجتماعی اش جهت خدایی داشته باشد و حرکت او در همه شئون حیات فردی و اجتماعی به سوی خدا باشد.بنابراین اگر این حقیقت را پذیرفتیم که اسلام به حرکت انسان به سوی کمال مطلق و قرب الهی جهت میدهد و هدایتگر
بُرير بن خُضَيْر هَمْدانى؛ شهید والامقام کربلا
رفتار کرد؟ گفت خداوند سرنوشت مرا نیک و سرنوشت تو را بد رقم زد. یزید گفت ای بریر تو پیش از این دروغگو نبودی ولی اکنون دروغ گفتی. آیا به یاد میآوری که در محله بنیلوذان راه میرفتیم و تو میگفتی که عثمان بر خود ستم میکند معاویه گمراه و گمراهکننده است و پیشوای راستین و هدایتگر
رابطۀ زبان و تقوا
شوم یک انسان امر به معروف کننده و نهی از منکر کنندهای شوم یک انسان هدایتگر مردم در حد خودم شوم یک انسان نرمگو و محبتگویی با همۀ مردم باشم؛ من وارد تجارتی شدم که در قیامت سود این تجارت قابل ارزیابی نیست؛ بر خلاف این رفتار
پیشوای دانایی (ولادت امام محمد باقر علیه السلام)
رفتار کند . همراهی خضر امام باقر علیه السلام در بیان جایگاه امام در جامعه اسلامی و نیاز امت به هدایتگر و مربی مقایسه ای میان عالم طبیعت و نظام ارزش ها و … هدایتگر خلق خدا بود. سخنان و محتوای درسی او به گونه ای بود که شخصیت های ممتاز علمی را به سوی خود می کشاند. چهره امام از نظر تقوا و عصمت شناخته شده و روشن بود. همگان به جایگاه بلند او در علم و معرفت و وابستگی به اهل بیت علیهم السلام و مقام نبوت اذعان داشتند و حتی متعصب ترین آنان می کوشید به تعظیم و تکریم امام بپردازد. باری رهبری علمی و فکری امام فراتر از حد مردم عادی بود و این نکته را زبدگان در علم و فقاهت می فهمیدند و به همین دلیل برخی از آنان از راهی دور ترک خانه و زندگی می کردند و در مدینه ساکن می شدند تا از محضر او استفاده کنند. حامی محرومان کمک به محرومان نیازمندان و ستمدیدگان جامعه اصل بزرگی در زندگانی امام باقر علیه السلام بود و ایشان برطرف کردن نیازهای مادی و روحی آنان را از مهم ترین فعالیت های اجتماعی خود به شمار می آورد. امام آنان را دور خود جمع می کرد سخنانشان را می شنید و دردهایشان را آرامش می بخشید. امام صادق علیه السلام در این باره می فرماید روزی نزد پدرم رفتم در حالی که مشغول تقسیم هشت هزار دینار طلا به نیازمندان مدینه بود و یازده غلام را آزاد ساخت . در روایتی دیگر از ایشان آمده است با وجود این که پدرم از نظر بنیه مالی ضعیف تر از دیگر افراد خاندانش بوده مخارج زندگی اش نیز بیشتر از بقیه بود ولی در هر روز جمعه به نیازمندان کمک می کرد حتی اگر کمک او به اندازه یک دینار بود و می فرمود پاداش صدقه و کمک به نیازمندان در روز جمعه برتری دارد؛ همان گونه که روز جمعه در مقایسه با دیگر روزهای هفته دارای برتری است . مالکیت اجتماعی ضرورت احترام به حقوق مالی و دارایی های مردم حتی اقلیت های دینی از مسائلی است که اسلام به آن توجه ویژه ای دارد. دین اسلام صرف نظر از رعایت حقوق مسلمانان رعایت حقوق دیگر کسانی را که با مسلمانان زندگی می کنند ضروری می داند و تجاوز به حقوق مالی و دارایی های فرقه ها و گروه هایی را که معصومان آنها را لعن و نفرین کرده اند برنمی تابد و مالکیت آنها را محترم می شمارد. ابوثمامه در این باره می گوید روزی به امام باقر علیه السلام عرض کردم فدایت شوم من قصد دارم در مکه اقامت گزینم و ساکن آنجا باشم ولی به یکی از پیروان فرقه مرجئه بدهکارم حال می خواهم نظر شما را بدانم. امام در پاسخ او فرمود نزد طلبکار خود بازگرد و طلبش را بپرداز و به گونه ای زندگی کن که وقتی به دیدار پروردگارت شتافتی از سوی کسی دینی بر گردنت نباشد؛ زیرا مسلمان هرگز خیانت نمی کند . اعتدال در مزاح اسلام اهمیت زیادی به خوش خلقی و برخورد نیکو با مؤمنان داده و آن را یکی از ارزش های والای اخلاقی برمی شمارد. امام باقر علیه السلام می فرمود لبخند مرد به روی برادر مؤمنش بسیار پسندیده است و ستردن غبار اندوه از روی او نیکی است و خداوند به چیزی برتر از شاد کردن دل مؤمن پرستش نشده است . امام از شاد کردن دیگران خشنود می شد و از زبان جد بزرگوارش رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم این روایت را برای مردم می خواند که هر کس مؤمنی را شاد کند مرا شاد کرده و هر کس مرا شاد کند خدای را خشنود ساخته است . ایشان گاه اطرافیان را به شوخی ها می ستوده و در حد اعتدال که موجب سرور و خوشحالی افراد می شود تشویق می کرد و به آنها می فرمود همانا خداوند کسی را که در میان جمعی شوخی ستوده می کند دوست می دارد؛ در صورتی که مزاح او آمیخته با سخنان ناروا نباشد . ابراز محبت به دیگران از سجایای اخلاقی که اسلام بر آن تاکید کرده ابراز محبت دو مؤمن به یکدیگر است؛ زیرا محبت اگر ابراز شود صمیمیت طرف مقابل را نیز به همراه دارد و او پس از آگاهی از محبت می کوشد به آن پاسخ گوید و این تلاش به تحکیم رابطه دوستی و ایجاد صمیمیت بیشتر بین آنها می انجامد. این موضوع نمود فراوانی در رفتار
بهشت ابدی
رفتار و کردار ماست . جاذبه های کاذب دنیا بر شدت این وابستگی ها می افزاید و نمی گذارد انسان بیشتر به فکر مسایل اخروی و معنوی خود باشد . علاقه های پست مادی گرایش به زندگی آن قدر زندگی ها را روزمره ساخته است که اگر رسانه هایی چون صدا و سیما و مطبوعات نبود خیلی از همین مناسبت های عمومی را نیز فراموش می کردیم چه رسد به مناسبت های خاصی چون نهم ربیع الاول بعد از سپری شدن ماه های محرم و صفر ماه های گریه و عزای سیدشهیدان حسین بن علی علیه السلام و خاندان پاک و طاهرش ماه ربیع الاول از راه می رسد . ماه ربیع الاول ماه شادی و سرور است . ماهی است که عید بزرگ آل محمد صلی الله علیه و آله در آن واقع شده است . آنچه بر اهمیت این ماه می افزاید نهمین روز از ماه ربیع الاول است روزی که می بایست در ذهن مسلمانان به ویژه شیعیان پایدار بماند . نهم ربیع الاول هرسال یادآور آغاز امامت آخرین پیشوای شیعیان و موعود تمامی ادیان الهی و جوامع بشری است این روز روز طلوع ولایت خورشید پنهان امامت است . نهم ربیع الاول سالروز امامت فردی از خاندان رسول است که پیشوایی دادگستر است; برگزیده خداست و بهترین جهان و آفتاب امامت و ولایت است . نهم ربیع الاول; آغازین روز امامت مردی از خاندان رسالت با منصب خلیفه الهی است . هدایتگر
ارزشها و لغزشهای نفس - جلسه اول
رفتار و کردار و دعا و مناجات او و اخلاق زیبای او در چاه و بر تخت سلطنت تا کنون هم درسآموز است. به همین علت است که خداوند به پیامبر صلی الله علیه و آله میفرماید ما بهترین داستانها را برای تو بازگو میکنیم. چگونگی بیان داستان در جمله بما اوحینا الیک هذا القران 3.ما بهترین داستان را با وحی کردن این قرآن بر تو میخوانیم .میفرماید ما این داستان را از راه وحی بر تو بازگو خواهیم کرد ؛ یعنی آن را کامل و جامع برای تو بیان میکنیم و همه حقایقش را به فصیحترین بیان خواهیم آورد.و حکمت بیان آن در قرآن اینست که ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین 4.در وحی بودن و حقانیت این کتاب با عظمت هیچ شکی نیست ؛ سراسر آن برای پرهیزگاران هدایت است .ما با این داستان میخواهیم مردم را اهل تقوای باطن تربیت کرده انسانهای صاحب عقل را هدایت کنیم. این است که داستان را قرآنی کردهایم که هر گوشهای از آن هدایتگر
زندگی در آینه نگاه فاطمه(س)
رفتار خویش فکر کردم به یاد پایان عمر خویش و منزلگاه دیگر به نام قبر افتادم که امروز از خانه پدر به خانه شما منتقل شدم و روزی دیگر از اینجا به طرف قبر و قیامت خواهم رفت؛ در این آغازین لحظه های زندگی تو را به خدا سوگند می دهم بیا به نماز بایستیم تا با هم در این شب خدا را عبادت کنیم . 7 قناعتانسان اصالتا موجودی اجتماعی است و حیات و زندگی پویای آدمی در گروی روابط مؤثر مفید و متقابل با دیگران است. روابط درون خانوادگی از اهمیت و حساسیت فوق العاده ای برخوردار است. بدیهی است برقراری و حفظ و استمرار روابط خوشایند و هدایتگر
تلاشهای علمی امام حسن عسکری علیه السلام
رفتار کرد تا آنکه زمینه برای طرح مطلب مساعد گردید. سپس سؤال امام را مطرح و جواب پیش بینی شده را گرفت. استاد که می دانست شاگرد او چنین سؤالی را از پیش خود نمی تواند طرح نماید و در حد اندیشه او نیست رو به شاگرد کرد و گفت تو را قسم می دهم که حقیقت را به من بگویی چنین سؤالی از کجا به فکر تو خطور کرد؟ شاگرد چه ایرادی دارد که چنین سؤالی به ذهن من آمده باشد؟ استاد نه تو هنوز زود است که به چنین مسائلی رسیده باشی. به من بگو این سؤال را از کجا یاد گرفته ای؟ شاگرد حقیقت این است که ابو محمد مرا با این سؤال آشنا کرد. وجود پرسش و طرح شبهه می تواند باعث بالندگی و رشد جامعه شود به شرطی که به آن پاسخ صحیح و هدایتگر
ارزشها و لغزشهاى نفس - جلسه اول – (متن کامل + عناوین)
رفتار و کردار و دعا و مناجات و اخلاق زیبای او در چاه و بر تخت سلطنت تا کنون هم درسآموز است. به همین علت است که خداوند به پیامبر صلیاللهعلیهوآله میفرماید ما بهترین داستانها را برای تو بازگو میکنیم. چگونگی بیان داستاندر جمله بمآ اوحینآ الیک هذا القران میفرماید ما این داستان را از راه وحی بر تو بازگو خواهیم کرد ؛ یعنی آن را کامل و جامع برای تو بیان میکنیم و همه حقایقش را به فصیحترین بیان خواهیم آورد. و حکمت بیان آن در قرآن این است که ذلک الـکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین 3 ما با این داستان میخواهیم مردم را اهل تقوای باطن تربیت کرده انسانهای صاحب عقل را هدایت کنیم. این است که داستان را قرآنی کردهایم که هر گوشهای از آن هدایتگر
گوشهای از تلاش علمی امام حسن عسکری (ع)
رفتار کرد تا آنکه زمینه برای طرح مطلب مساعد گردید. سپس سؤال امام را مطرح و جواب پیش بینی شده را گرفت. استاد که می دانست شاگرد او چنین سؤالی را از پیش خود نمی تواند طرح نماید و در حد اندیشه او نیست رو به شاگرد کرد و گفت تو را قسم می دهم که حقیقت را به من بگویی چنین سؤالی از کجا به فکر تو خطور کرد؟ شاگرد چه ایرادی دارد که چنین سؤالی به ذهن من آمده باشد؟ استاد نه تو هنوز زود است که به چنین مسائلی رسیده باشی. به من بگو این سؤال را از کجا یاد گرفته ای؟ شاگرد حقیقت این است که ابو محمد مرا با این سؤال آشنا کرد. وجود پرسش و طرح شبهه می تواند باعث بالندگی و رشد جامعه شود به شرطی که به آن پاسخ صحیح و هدایتگر
گوشه هایی از تلاش علمی امام حسن عسگری (ع)
رفتار کرد تا آنکه زمینه برای طرح مطلب مساعد گردید. سپس سؤال امام را مطرح و جواب پیش بینی شده را گرفت. استاد که می دانست شاگرد او چنین سؤالی را از پیش خود نمی تواند طرح نماید و در حد اندیشه او نیست رو به شاگرد کرد و گفت تو را قسم می دهم که حقیقت را به من بگویی چنین سؤالی از کجا به فکر تو خطور کرد؟ شاگرد چه ایرادی دارد که چنین سؤالی به ذهن من آمده باشد؟ استاد نه تو هنوز زود است که به چنین مسائلی رسیده باشی. به من بگو این سؤال را از کجا یاد گرفته ای؟ شاگرد حقیقت این است که ابو محمد مرا با این سؤال آشنا کرد. وجود پرسش و طرح شبهه می تواند باعث بالندگی و رشد جامعه شود به شرطی که به آن پاسخ صحیح و هدایتگر
دعا در حق پدر و مادر
رفتار نمایم. خدایا اطاعت از پدر و مادر و نیکی به ایشان را در نظرم از خواب شیرین خوشتر و از سیراب شدن تشنه گواراتر گردان تا خواسته آنها را بر خواسته های خویش مقدم قرار دهم و خشنودی ایشان را بر خشنودی خویش برگزینم و گرچه آنها نیکی و لطفشان به من کم باشد ولی زیاد جلوه بده و اگر چه محبت من به آنها زیاد باشد کم به نظر آور. ̶ پروردگارا یاری ام کن تا صدایم را در برابرشان آهسته و سخنم را پاکیزه و برخوردم را ملایم نمایم و دلم را نسبت به ایشان عطوف و مهربان کن و مرا با آنها رفیق و شفیق و دلسوز فرما. ̶ خدایا به خاطر زحماتی که در تربیتم کشیدند و مرا تکریم نمودند اجر و پاداش عنایت کن و همانطور که در کودکی در حفظ و حراست من کوشیدند تو آنها را نیز حفظ فرما. ̶ پروردگارا آنچه از ناحیه من به آنها آزار رسیده و یا کاری ناخوشایندشان انجام داده ام و یا حقی را از ایشان ضایع کرده ام همه را وسیله آمرزش گناهانشان و بالا رفتن مقاماتشان و زیادی حسناتشان قرار ده ای خدایی که بدیها را چندین برابر به خوبیها تبدیل می فرمایی. ̶ خدایا آنچه را که پدر و مادرم در گفتار به من تعدی کردند و یا در عمل درباره ی من بدرفتاری نمودند و یا حقی را از من ضایع کردند و یا از آنچه واجب و وظیفه ی ایشان بوده کوتاهی کرده اند همه را به آنها بخشیدم و آن را وسیله احسان و محبت به ایشان گردانیدم و از تو می خواهم که تبعات و گرفتاری آن را از آنها برداری زیرا که من درباره ی خودم ایشان را متهم نمی کنم و آنها را در نیکی به خودم سهل انگار نمی دانم. ای خدای من نسبت به آنچه پدر و مادرم به خاطر تربیت من انجام داده اند دلگیر نیستم. ̶ زیرا که آنها حقوقشان بر گردن من واجب تر است و احسانشان به من قدیمی تر است و منتشان بر من بزرگتر از آن است که آنها را تقاص به عدل کنم و یا مقابله به مثل نمایم و اگر چنین کنم پس اینهمه زحمتشان در راه تربیت من چه می شود و آنهمه حراست و مواظبتی که با سختی و ناراحتی از من داشتند چگونه به حساب می آید و آنهمه فشار و گرفتاری که برای آسایش من تحمل نمودند چه می شود؟ ̶ شگفتا که آن دو بزرگوار نمی توانند آن طور که سزاوارند حقشان را از من بستانند و من نمی توانم آنچه از ناحیه آنها بر من واجب شده ادا کنم و شرط خدمتگزاری آنان را به خوبی انجام دهم پس بر محمد و آل او درود فرست و مرا در خدمت به ایشان یاری کن ای بهترین کسی که از او یاری می طلبند و توفیقم ده ای بهترین هدایتگر
ذكر خدا از نگاه قرآن مجيد
رفتار پیامبر خدا سرمشق نیکوئی است برای کسی که همواره به خدا و روز قیامت امید دارد و میخواهد بسیار به یاد خدا باشد.کشفالاسرار در جلد اول ص 414 میگوید حقیقت ذکر طاعتداری است و حسن کردار نه آراستن سخن و مجرد گفتار.فاذکروا الله کذکرکم مرا یاد کنید در سرای محنت به زبان فاقت از سر ذلت به صدق و ارادت بر بساط مجاهدت تا من شما را یاد کنم در سرای قربت به زبان عنایت از سر رعایت به صدق هدایت بر بساط مکاشفت.مرا یاد کنید بر بساط خدمت در ایام غربت در مشاهده منت بر ترک عادت میان شرم و حرمت تا من شما را یاد کنم بر بساط زلفت در ایام مشاهدت میان انبساط و رؤیت فاذکرونی بالطاعات اذکرکم بالمعافات فاذکرونی بالموافقات اذکرکم بالکرامات فاذکرونی بالدعا اذکرکم بالعطا فاذکرونی فی النعمه و الرخا اذکرکم فی الشده و البلا فاذکرونی بقطع العلائق اذکرکم بنعت الحقائق فاذکرونی من حیث انتم اذکرکم من حیث انا مرا به طاعات یاد کنید تا شما را به بخششها یاد کنم مرا به انجام اعمال هماهنگ با خواستههای من یاد کنید تا شما را به کرامات یاد کنم مرا به دعا یاد کنید تا شما را به عطا یاد کنم مرا در نعمت و راحتی یاد کنید تا شما را در سختی و بلا یاد کنم مرا به قطع علایق نامعقول یاد کنید تا شما را به بیان حقایق یاد کنم مرا از جائی که هستید یاد کنید تا شما را از مقامی که هستم یاد کنم.از رسول خدا پرسیدند از کارها کدام بهتر و از کردارها کدام نیکوتر؟ فرمود این که هنگام مردن زبانت به ذکر خدا باز باشد.غزالی در کتاب احیا میگوید ذکر گاهی به زبان است و مرحلهای با قلب و گاهی با جوارح.ذکر خدا به زبان تسبیح و تمحید و تمجید و قرائت کتاب او و آیات هدایتگر
ذكر خدا از نگاه قرآن مجيد
رفتار پیامبر خدا سرمشق نیکوئی است برای کسی که همواره به خدا و روز قیامت امید دارد و میخواهد بسیار به یاد خدا باشد.کشفالاسرار در جلد اول ص 414 میگوید حقیقت ذکر طاعتداری است و حسن کردار نه آراستن سخن و مجرد گفتار.فاذکروا الله کذکرکم مرا یاد کنید در سرای محنت به زبان فاقت از سر ذلت به صدق و ارادت بر بساط مجاهدت تا من شما را یاد کنم در سرای قربت به زبان عنایت از سر رعایت به صدق هدایت بر بساط مکاشفت.مرا یاد کنید بر بساط خدمت در ایام غربت در مشاهده منت بر ترک عادت میان شرم و حرمت تا من شما را یاد کنم بر بساط زلفت در ایام مشاهدت میان انبساط و رؤیت فاذکرونی بالطاعات اذکرکم بالمعافات فاذکرونی بالموافقات اذکرکم بالکرامات فاذکرونی بالدعا اذکرکم بالعطا فاذکرونی فی النعمه و الرخا اذکرکم فی الشده و البلا فاذکرونی بقطع العلائق اذکرکم بنعت الحقائق فاذکرونی من حیث انتم اذکرکم من حیث انا مرا به طاعات یاد کنید تا شما را به بخششها یاد کنم مرا به انجام اعمال هماهنگ با خواستههای من یاد کنید تا شما را به کرامات یاد کنم مرا به دعا یاد کنید تا شما را به عطا یاد کنم مرا در نعمت و راحتی یاد کنید تا شما را در سختی و بلا یاد کنم مرا به قطع علایق نامعقول یاد کنید تا شما را به بیان حقایق یاد کنم مرا از جائی که هستید یاد کنید تا شما را از مقامی که هستم یاد کنم.از رسول خدا پرسیدند از کارها کدام بهتر و از کردارها کدام نیکوتر؟ فرمود این که هنگام مردن زبانت به ذکر خدا باز باشد.غزالی در کتاب احیا میگوید ذکر گاهی به زبان است و مرحلهای با قلب و گاهی با جوارح.ذکر خدا به زبان تسبیح و تمحید و تمجید و قرائت کتاب او و آیات هدایتگر
English