بسم الله الرحمن الرحیم«الحمدلله رب العالمین صلاة و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین حبیب الهنا و طبیب نفوسنا ابی القاسم محمد صلی الله علیه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین و المعصومین المکرمین».
رحمانیت، جلوۀ فراگیر...
742 مطلب یافت شد
رمضان ماه رحمت
عبادات مالی بدنی قلبی و روحی همه تجلی محبت الهی بر بندگان و رابطه خاص میان انسان و خداست.
با کریمان کارها دشوار نیست!/ ماجرای آخوندی که به روضه شاه می رفت!!
پنج هزار تومان داخلش بود به او دادند و گفتند این هم برای بیماری شما آیت الله شیخ حسین انصاریان پس از تعریف کردن این ماجرا افزود اهلبیت ع تجلی محبت
استاد انصاریان: همه انسانها تجلی رحمت الله هستند/ علت همنشینی دشمنان با یکدیگر چیزی جزء پول و شهوت نیست
تجلی محبت دین اسلام در عملکرد امیرمؤمنان علی ع مؤلف کتاب ارزشمند سیمای نیکان به نمونه ای از محبت دین اسلام در عملکرد امیرمؤمنان علی ع اشاره و … محبت است. استاد انصاریان ادامه داد بین کتاب انفس و کتاب آفاق یک هماهنگی کامل وجود دارد ما یک زبان و یک گلو و یک مری و یک معده و یک روده نرمی داریم که خیلی هم ضخیم نیست ولی اینقدر ما را با کتاب آفاق هماهنگ قرار داده که با این همه عضو نرم درونی گردو میخوریم بادام میخوریم فندق میخوریم پسته میخوریم میوه خشک شده میخوریم کباب سفت میخوریم چنان هماهنگ است با ما که راحت هستیم.ما با کتاب قرآن هم هماهنگ هستیم چون قرآن با فطرت و عقل و قدرت ما میزان است تو چه کاره هستی طرح میریزی که این کار را میکنم؟ مگر در مقابل تو کسی نیست طرحت را به هم بریزد؟امیرالمؤمنین ع میگوید من با این که یکی دیگر بالای حیات من طرحهای من را به هم میریزد میفهمم عالم صاحب دارد. ایشان افزود قرآن میگوید کافران و منافقان دشمن همدیگر هستند اگر میبینید سر یک سفره نشستند علتش پول است یا شهوت است اما اگر این دو علت ضعیف بشود چاقو به روی هم میکشند اسلحه به روی هم میکشند. شخصی که دنبال حق است حق را پیدا میکندوی با بیان اینکه شخصی که دنبال جو است آخر هم جو گیرش نمیآید شخصی که دنبال حق است حق را پیدا میکند گفت ابنزیاد فرمان گرفتن یک شخصی را داد و گفت هر جا پیدایش کردید بگیرید این خیلی برای حکومت ما خطرناک است درجا هم باید کشته شود.همه دنبالش بودند صد تا مامور او فهمید خودش در یک وقت خلوت که گیر نیفتد دوید و آمد دارالعماره.آن شخص وارد سالن شد ابنزیاد گفت آسمان دنبالت میگشتم و زمین پیدایت شد با پای خودت هم آمدی سلاخخانه. گفت من نیامدم که من را سلاخی کنی چرا آدم بیفکری هستی؟ من وضع مالیام به هم خورده شمشیر میخواهم نیزه میخواهم سپر میخواهم اسب میخواهم تا دنبال لشکری که فرستادی کربلا برای کشتن حسین من هم بروم چیزی هم میخواهی به من بدهی من فرمانده دویست یا صد تا بشوم یک شغلی هم میخواهی بدهی بده ولی من دل خوشی از حسین بن علی ندارم وضعم به هم خورده است. استاد اخلاق حوزه علمیه افزود ابنزیاد قند در دلش آب شد وگفت گرانترین اسب را به او بدهید بهترین شمشیر را بدهید بهترین نیزه و سپر را هم بدهید خرجی راه هم بدهید گفت کی میخواهی بروی؟ گفت همین الآن اصلا درنگ کردن برای کشتن حسین گناه است همین الآن میخواهم بروم هفتاد کیلومتر از کوفه تا کربلابود وقتی که آمد آنجا هم تپه و بلند و پستی است از بالای سربالایی یک نگاه کرد دید آن لشکر انبوه برای ابنزیاد است یک تعداد خیمه محدود هم دویست قدمی آنها خورده فهمید اینجا هم اردوگاه ابیعبدالله است.دهانه اسب را کشید و آمد کنار خیمهها گفت خیمه ابیعبدالله کدام است؟ گفتند این است پیاده شد با یک دنیا ادب وارد خیمه شد امام فرمود دنبالت میگشتند که تو را بکشند چطور آمدی؟ گفت آقا کلاهی سرشان گذاشتم که نه جد و آبادشان کسی اینطور کلاه سرش رفته بود نه آیندگانشان من راهی دیگر نداشتم به تو برسم باید خدعه میکردم. وی تاکید کرد شخصی که دنبال حق است میرسد شخصی هم که دنبال جو است نمیرسد.یکبار دیگر بگویم شخصی که دنبال حق است به حق میرسد یقینا چون یک یار دارد برای رساندن یارش خداست. شخصی که جو میخواهد به جو نمیرسد چرا؟ چون یک نفر مانعش است که نرسد آن هم خداست. هر دو طرف خدا کار میکند. استاد انصاریان در پایان به هماهنگی دستگاه عظیم خلقت اشاره و اظهار کرد سه تا کتاب در پیشگاه حق است؛ کتاب آفاق یعنی جهان خلقت کتاب انفس یعنی وجود ما انسانها و قرآن مجید . آفاق آیات زیادی دارد کل موجودات آفاق آیات این کتاب هستند دست و چشم و گوش و پوست و مو و ناخن و عصب و مخ و مخچه و نای و مری و معده و کلیه و کبد و شش اینها هم آیات کتاب وجود ماستقرآن هم که هر روز میخوانید شش هزار و ششصد و شصت و چند آیه دارد.آیات قرآن و آیات وجود ما و آیات آفاق هر سه با هم هماهنگ است ما یک واحد رحمت هستیم که یک جلوهمان آفاق است یک جلوهمان انفس است یک جلوهمان قرآن است ولی ما همه تجلی
اثرگذارى و اثرپذیرى
محبت آمیز می باشد از نظر اثرگذاری فوق العاده شدید است .کسی که کسی را دوست دارد و به رفاقت و همنشینی با او علاقه مند است چه اینکه طرف او مثبت باشد و چه منفی می خواهد در همه شوون و اطوار به شکل او جلوه کند تا رضایت او را برای پیوند مستحکم تر به دست آورد .به عبارت دیگر انسانی که با انسان دیگر رابطه قلبی و دوستی برقرار می کند و به خاطر جاذبه و کشش طرف مقابل در سیطره او قرار می گیرد پس از مدتی وجود دوم طرف برابرش می شود تا جایی که دیگران با دیدن منش و روش او ـ چه در امور ظاهری و چه در جهات اخلاقی و عملی ـ به یاد دوست و رفیقش می افتند و می گویند انگار این شخص همان شخص است در این ارتباط و شکل گیری لازم نیست وجود فیزیکی محبوب انسان در میان باشد گاهی انسان به اوصاف مثبت و روش پاک انسانی از طریق مطالعه یا شنیدن از دیگران آگاه می شود و قلبش تجلی
نماز در آيينه حقيقت
محبوب من است اول قیام به شریعت علما و عملا که نتیجه آن پاکی اخلاق و حسن عمل است؛ دوم قیام به طریقت ذوقا و وجدانا که معنای آن یا محبت به نفس است برای تجلی
فضل و رحمت الهی - جلسه اول (1) - (متن کامل + عناوین)
که در دل خشوع دارند روزه و نماز برایشان بار و سنگینی و رنج نیست بلکه فضل و رحمت و تجلی عشق پروردگار است.عبادات مالی بدنی قلبی و روحی همه تجلی محبت
حكمت در اصطلاحات و كنايات عرفا
آن.عیش دوام حضور است با فراغت تمام.خم خانه محیط تجلیات عالم قلوب و مهبط غلبات عشق.میکده مقام مناجات.میخانه عالم لاهوت.باده عشق ابتدایی.ساقی تجلی محبت … محبت دوستی باشد با حق تعالی بیسببی و علاقهای و حرکتی.محبوب وجود مقدس او را گویند چنانچه در دعای بعد از زیارت حضرت رضا علیه السلام آمده یا محبوب من احبه .ای محبوب کسی که او را دوشت داشت.خرابات مرکز تجمع اولیا و یا خراباتی صفات بشریه را گویند.خراباتی شدن از خود رهایی است خودی کفرست اگر خود پارسایی استنشانی دادهاندت از خرابات که التوحید اسقاط الاضافات خرابات آشیان ملک جان است خرابات آستان لامکان است شاهد آنچه حاصل شود دل را از اثر مشاهده یا به علم لدنی علمی که تو را نبود و حق داد بیواسطه ادیب و استاد یا بطریق وجد یا حال یا تجلی … محبت سالک.قد استوای الهی.قامت سزاواری پرستش که هیچکس را جز حق تعالی این سزاواری نیست.زلف غیبت هویت که کسی را بدان راه نیست.موی ظاهر هویت.گیسو طریق طلب به عالم هویت.تاب زلف کتمان اسرار الهی را گویند.خم زلف معضلات و مشکلات اسرار الهی را گویند.رخ مظهر حسن خدایی و تجلیات محض نیز گویند.خط جناب کبریایی را گویند.خط سبز عالم برزخ را گویند.خال مرکز دور را گویند.خال سیاه عالم غیب را گویند.چشم صفت بصیرت الهی بر جمیع احوال از خیر و شر.لب کلام را گویند.لب لعل بطون کلام.سر صفت مشیت الهی.فرق صفت حیات الهی.روی مرآت تجلیات.چهره تجلیات که سالک بر کیفیت آن مطلع شود.سلسله اعتصام خلایق به حضرت الهیت به طریق عموم.سینه صفت علم الهیت.دست صفت قدرت.ساعد صفت قوت.انگشت صفت احاطت.سخن شیرین اشارت الهی را گویند انبیا را به وحی و اولیا را به الهام.لا ابالی باک نداشتن از حوادث و مصائب و پیشآمدها.شمع نور الله در قندیل دل افروخته.صبح طلوع احوال و اوقات.بامداد بدایت احوال و اوقات.شبانگاه نهایت احوال.شب عالم عمی را گویند و مقام غیب الغیب و عالم جبروت نیز گویند.توبه بازگشت از نقص و روی آوردن به کمال.ایمان مقدار دانش به حضرت حق تعالی.اسلام اعمال و متابعت.دین اعتقاد به واقعیات.زهد اعراض از زیادتی و فضولی دنیوی.عبادت اجتهاد سالک.روزه قطع التفات به غیر.زکات ایثار و تصفیه.کعبه مقام وصلت.حج سلوک الی الله.خرقه صلاحیت و سلامت ظاهر.سجاده سند باطن.رفتن عروج از عالم بشریت به عالم ارواح.درون عالم ملکوت.برون عالم ملک.سرو علو مرتبه.ریحان نوری که از تصفیه ریاضت در دل حاصل آید.نشو ترقی.نما عزت یافتن از پرورش ربوبیت.سیل غلبه احوال دل که از فرح باشد.باران نزول رحمت.آب روان فرح دل.زردی ضعف سلوک.سرخی قوت سلوک.سبزی کمال مطلق.سپیدی یک رنگی به توجه طلب یار و قطع ماسوی.نسیم یادآور عنایت.مطرب آگاهکننده در طریق.ترانه راز محبت.نالهزار آه محبت.هدیه نبوت و ولایت.وصال مقام وحدت مع الله در سرا و ضرا.کنار دریافت اسرار و دوام مراقبه.فراق غیبت از مقام وحدت.هجران التفات به غیر حق.غم بند اهتمام طلب معشوق.وجد و فقدان و خوف حالاتی که در دل پدید آید بعد از مفارقت و باعث طلب باشد به اهتمام تمام و متاسف از مفارقت.کلبه احزان وقت حزن.حزن حالتی که بعد از مفارقت در دل پدید آید.غمکده مقام مستوری.میدان مقام شهود.چوگان تقدیر امور به طریق جبر.گوی مقهوری سالک.تظلم استعانت و استعاذت بردن است به حضرت الهی از شیطان و نفس یا از تقصیر خود.ناله مناجات.فریاد ذکر جهری.آه علامت جمال عشق که زبان از بیان آن قاصر است و علامت کمال عاشق که زبان و بیان از شرح آن عاجز است.فغان ظاهر کردن احوال درون.رنج وجود امری برخلاف ارادت دل.مردن راندگی از حضرت حق.راحت وجود امر موافق با دل.افتادگی ظهور حالات الهی و ربوبیت و عدم قدرت.بیهوشی مقام طمس که محو صفات شود.دیوانگی ظفر و استیلای احکام عشق بر صفات عاشق در اعمال.مدهوشی استهلاک ظاهر و باطن در عشق.بندگی مقام تکلیف.آزادی مقام حریت.بینوایی ناتوانی.محنت زحمات.فقر خلو کلی.سعادت خواندن ازلی.شقاوت راندن ازلی.نزدیکی شعور به معارف اسما و صفات و افعال الهی.پاکبازی توجه خالص که نه در اعمال ثواب خواهد و نه در علو مرتبه بلکه خالص خدای را گوید و خواهد.حضور مقام وحدت.غیبت مقام اثنیت.گرمی حرارت محبت.خواب فنای اختیاری.بیداری عالم صحو جهت عبودیت.محمل اوامر تکلیفی.علف شهوات و مشتهیات نفس.ساربان راهنما.زر مجاهده و ریاضت.سیم تصفیه ظاهری و باطنی.شست و شوی برداشتن خودیها که از تقصیر در وجود آمده باشد و صفای حضور عاشق و معشوق.گوهر معانی و صفات الله.تجلی آن است که چون سلطان حق بر سر بنده غالب گردد تا در سر او جز حق چیزی نمانده از غلبه سلطنت حق چنان گردد گویی حق را میبیند و تا یک چیز در همه هستی پیش دل بنده است نشاید که دل بنده خدای را بیند.قال علی علیه السلام لو کشف الغطا ما ازددت یقینا 1 .امام علی علیه السلام فرمود اگر پردهها کنار رود بر یقینم افزوده نشود.هفتاد باب از حلال را رها میکنم از ترس آن که در حرام افتم یعنی در دلم جز خدای چیزی نیست و آنچه هست از شؤون اسمایی و صفاتی اوست.ای اسیر خود حجاب خود تویی پاک باید راهت از گرد دوییجان چو پروانه به روی شمع باش آنگهی در بزم وحدت جمع باشیک دل و صد آرزو بس مشکل است یک مرادت بس بود چون یک دل استهر که را دل در پریشانی کشد زود بنیادش به ویرانی کشدجان عاشق جمع در عین فناست مرغ آزاد است و با یار آشناستپرده راه تو هم اوصاف توست پردههای خویش بر در در نخستدل چو از سودای نفسانی برست بر سر تخت تجلی
همه در امت اسلامی باید حوزه جاذبه و محبت باشند
استاد حسین انصاریان مفسر قرآن کریم و استاد حوزه علمیه در مراسم عزاداری دهه اول ماه محرم در امامزاده صالح ع تجریش با بیان اینکه همه عالم تجلی مهر محبت
استاد انصاریان: ردپای کامل تقوا در عبادت و اخلاق/ محبت خداوند به اهل تقوا دائمی، ابدی و همیشگی است
محبت خداوند به اهل تقوا دائمی ابدی و همیشگی است؛ تجلی این محبت در قیامت جنات تجری من تحتها الانهار آلعمران 15 است.
حكمت از زبان امام على عليه السلام
آن.عیش دوام حضور است با فراغت تمام.خم خانه محیط تجلیات عالم قلوب و مهبط غلبات عشق.میکده مقام مناجات.میخانه عالم لاهوت.باده عشق ابتدایی.ساقی تجلی محبت … محبت دوستی باشد با حق تعالی بیسببی و علاقهای و حرکتی.محبوب وجود مقدس او را گویند چنانچه در دعای بعد از زیارت حضرت رضا علیه السلام آمده یا محبوب من احبه 3 .ای محبوب کسی که او را دوشت داشت.خرابات مرکز تجمع اولیا و یا خراباتی صفات بشریه را گویند.خراباتی شدن از خود رهایی است خودی کفرست اگر خود پارسایی استنشانی دادهاندت از خرابات که التوحید اسقاط الاضافات خرابات آشیان ملک جان است خرابات آستان لامکان است 4 شاهد آنچه حاصل شود دل را از اثر مشاهده یا به علم لدنی علمی که تو را نبود و حق داد بیواسطه ادیب و استاد یا بطریق وجد یا حال یا تجلی … محبت سالک.قد استوای الهی.قامت سزاواری پرستش که هیچکس را جز حق تعالی این سزاواری نیست.زلف غیبت هویت که کسی را بدان راه نیست.موی ظاهر هویت.گیسو طریق طلب به عالم هویت.تاب زلف کتمان اسرار الهی را گویند.خم زلف معضلات و مشکلات اسرار الهی را گویند.رخ مظهر حسن خدایی و تجلیات محض نیز گویند.خط جناب کبریایی را گویند.خط سبز عالم برزخ را گویند.خال مرکز دور را گویند.خال سیاه عالم غیب را گویند.چشم صفت بصیرت الهی بر جمیع احوال از خیر و شر.لب کلام را گویند.لب لعل بطون کلام.سر صفت مشیت الهی.فرق صفت حیات الهی.روی مرآت تجلیات.چهره تجلیات که سالک بر کیفیت آن مطلع شود.سلسله اعتصام خلایق به حضرت الهیت به طریق عموم.سینه صفت علم الهیت.دست صفت قدرت.ساعد صفت قوت.انگشت صفت احاطت.سخن شیرین اشارت الهی را گویند انبیا را به وحی و اولیا را به الهام.لا ابالی باک نداشتن از حوادث و مصائب و پیشآمدها.شمع نور الله در قندیل دل افروخته.صبح طلوع احوال و اوقات.بامداد بدایت احوال و اوقات.شبانگاه نهایت احوال.شب عالم عمی را گویند و مقام غیب الغیب و عالم جبروت نیز گویند.توبه بازگشت از نقص و روی آوردن به کمال.ایمان مقدار دانش به حضرت حق تعالی.اسلام اعمال و متابعت.دین اعتقاد به واقعیات.زهد اعراض از زیادتی و فضولی دنیوی.عبادت اجتهاد سالک.روزه قطع التفات به غیر.زکات ایثار و تصفیه.کعبه مقام وصلت.حج سلوک الی الله.خرقه صلاحیت و سلامت ظاهر.سجاده سند باطن.رفتن عروج از عالم بشریت به عالم ارواح.درون عالم ملکوت.برون عالم ملک.سرو علو مرتبه.ریحان نوری که از تصفیه ریاضت در دل حاصل آید.نشو ترقی.نما عزت یافتن از پرورش ربوبیت.سیل غلبه احوال دل که از فرح باشد.باران نزول رحمت.آب روان فرح دل.زردی ضعف سلوک.سرخی قوت سلوک.سبزی کمال مطلق.سپیدی یک رنگی به توجه طلب یار و قطع ماسوی.نسیم یادآور عنایت.مطرب آگاهکننده در طریق.ترانه راز محبت.نالهزار آه محبت.هدیه نبوت و ولایت.وصال مقام وحدت مع الله در سرا و ضرا.کنار دریافت اسرار و دوام مراقبه.فراق غیبت از مقام وحدت.هجران التفات به غیر حق.غم بند اهتمام طلب معشوق.وجد و فقدان و خوف حالاتی که در دل پدید آید بعد از مفارقت و باعث طلب باشد به اهتمام تمام و متاسف از مفارقت.کلبه احزان وقت حزن.حزن حالتی که بعد از مفارقت در دل پدید آید.غمکده مقام مستوری.میدان مقام شهود.چوگان تقدیر امور به طریق جبر.گوی مقهوری سالک.تظلم استعانت و استعاذت بردن است به حضرت الهی از شیطان و نفس یا از تقصیر خود.ناله مناجات.فریاد ذکر جهری.آه علامت جمال عشق که زبان از بیان آن قاصر است و علامت کمال عاشق که زبان و بیان از شرح آن عاجز است.فغان ظاهر کردن احوال درون.رنج وجود امری برخلاف ارادت دل.مردن راندگی از حضرت حق.راحت وجود امر موافق با دل.افتادگی ظهور حالات الهی و ربوبیت و عدم قدرت.بیهوشی مقام طمس که محو صفات شود.دیوانگی ظفر و استیلای احکام عشق بر صفات عاشق در اعمال.مدهوشی استهلاک ظاهر و باطن در عشق.بندگی مقام تکلیف.آزادی مقام حریت.بینوایی ناتوانی.محنت زحمات.فقر خلو کلی.سعادت خواندن ازلی.شقاوت راندن ازلی.نزدیکی شعور به معارف اسما و صفات و افعال الهی.پاکبازی توجه خالص که نه در اعمال ثواب خواهد و نه در علو مرتبه بلکه خالص خدای را گوید و خواهد.حضور مقام وحدت.غیبت مقام اثنیت.گرمی حرارت محبت.خواب فنای اختیاری.بیداری عالم صحو جهت عبودیت.محمل اوامر تکلیفی.علف شهوات و مشتهیات نفس.ساربان راهنما.زر مجاهده و ریاضت.سیم تصفیه ظاهری و باطنی.شست و شوی برداشتن خودیها که از تقصیر در وجود آمده باشد و صفای حضور عاشق و معشوق.گوهر معانی و صفات الله.تجلی آن است که چون سلطان حق بر سر بنده غالب گردد تا در سر او جز حق چیزی نمانده از غلبه سلطنت حق چنان گردد گویی حق را میبیند و تا یک چیز در همه هستی پیش دل بنده است نشاید که دل بنده خدای را بیند.قال علی علیه السلام لو کشف الغطا ما ازددت یقینا 6 .امام علی علیه السلام فرمود اگر پردهها کنار رود بر یقینم افزوده نشود.هفتاد باب از حلال را رها میکنم از ترس آن که در حرام افتم یعنی در دلم جز خدای چیزی نیست و آنچه هست از شؤون اسمایی و صفاتی اوست.ای اسیر خود حجاب خود تویی پاک باید راهت از گرد دوییجان چو پروانه به روی شمع باش آنگهی در بزم وحدت جمع باشیک دل و صد آرزو بس مشکل است یک مرادت بس بود چون یک دل استهر که را دل در پریشانی کشد زود بنیادش به ویرانی کشدجان عاشق جمع در عین فناست مرغ آزاد است و با یار آشناستپرده راه تو هم اوصاف توست پردههای خویش بر در در نخستدل چو از سودای نفسانی برست بر سر تخت تجلی
مهرورزى و محبّت در نگاه روحشناسان غرب
هستی کمال میبخشد اگر میخواهید به خدا نزدیک شوید محبت کنید ؛ محبت شما را قادر به نزدیک شدن به خدا میکند محبت بزرگترین صفت خداست و خدا در محبت تجلی
مهرورزی و محبّت در نگاه روح شناسان غرب
ناموس هستی کمال میبخشد اگر میخواهید به خدا نزدیک شوید محبت کنید؛ محبت شما را قادر به نزدیک شدن به خدا میکند محبت بزرگترین صفت خداست و خدا در محبت تجلی
محبت ابدی پروردگار به اهل تقوا
-تجلی محبت پروردگار در قیامتتجلی این محبت در قیامت جنات تجری من تحتها الانهار سوره آلعمران آیه 15 و رضوان من الله اکبر سوره توبه آیه 72 یزکیهم
عفو حضرت حق
من وقائی و اولیت ثمرها حکمه من مناجاتی و اجریت فی قلبک انهارا من دقائق علوم ازلیتی و وضعت فی قلبک جبالا من یقینی. 7 ای موسی قلبت را برای تجلی محبت … تجلی است.عالمیان همه رعیت و انسان الهی امیر این رعیت و میدان دار این صحنه و محل بروز حقیقت و بازار فضیلت و کرامت است. او مدار حقایق عرصه گاه وقایع نقطه پرگار دقایق زنده ناطق و امیر هفت اقلیم عشق و سری مخصوص از اسرار حضرت رب است.زهد کرامت اصالت شرافت معیت با حق خشوع خضوع جود سخا صداقت امانت عبادت اطاعت ورع تقوا نورانیت حقیقت و ... همه و همه اوصافی هستند که ظرفی جز وجود این موجود خاکی که روح از عالم پاک دارد ندارند.خضر نبوت ولی و والی ملک امامت خورشید واقعیت شمس عزت ابر رحمت داروی مغفرت جملگی در پی انسان و در جستجوی اویند.او را در طور معانی طوری دیگر و در سرزمین محبت
اثرگذارى و اثرپذيرى
محبت آمیز می باشد از نظر اثرگذاری فوق العاده شدید است .کسی که کسی را دوست دارد و به رفاقت و همنشینی با او علاقه مند است چه اینکه طرف او مثبت باشد و چه منفی می خواهد در همه شؤون و اطوار به شکل او جلوه کند تا رضایت او را برای پیوند مستحکم تر به دست آورد .به عبارت دیگر انسانی که با انسان دیگر رابطه قلبی و دوستی برقرار می کند و به خاطر جاذبه و کشش طرف مقابل در سیطره او قرار می گیرد پس از مدتی وجود دوم طرف برابرش می شود تا جایی که دیگران با دیدن منش و روش او ـ چه در امور ظاهری و چه در جهات اخلاقی و عملی ـ به یاد دوست و رفیقش می افتند و می گویند انگار این شخص همان شخص است در این ارتباط و شکل گیری لازم نیست وجود فیزیکی محبوب انسان در میان باشد گاهی انسان به اوصاف مثبت و روش پاک انسانی از طریق مطالعه یا شنیدن از دیگران آگاه می شود و قلبش تجلی … محبت به سوی شکل گرفتن و اثرپذیری از محبوب می رود تا جایی که در حد ظرفیت خود وجود دوم محبوب می گردد . نمونه های تاثیرپذیری مثبتکتاب های معتبر روایت می کنند که وقتی حضرت علی اکبر علیه السلام برای جهاد در راه خدا و دفاع از اسلام در کربلا عازم میدان شد امام حسین علیه السلام به حضرت حق توجه کرد و عرضه داشت . اللهم اشهد فقد برز الیهم غلام اشبه الناس خلقا وخلقا ومنطقا برسولک .خدایا بر این قوم گواه باش به یقین جوانی به جنگ با اینان به سوی میدان رفت که از نظر خلقت و اخلاق و گفتار شبیه ترین مردم به پیامبرت بود .حضرت علی اکبر علیه السلام اوصاف پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله را از عموی بزرگوارش حضرت امام حسن علیه السلام و پدر با کرامتش حضرت امام حسین علیه السلام شنیده بود و روش و منش آن انسان الهی را در قرآن مجید یافته بود و از طریق شنیدن و مطالعه کردن دلداده آن جناب و عاشق آن حضرت شده بود و بر اثر آن دلدادگی و عشقورزی نمونه و مثل پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله گشته بود تا جایی که امام معصومی چون امام حسین علیه السلام به این حقیقت اشاره و اقرار کرد .پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله بر اثر معرفت به حق و عشقورزی به حضرت رب تجلی
محبت امام زمان، همان محبت خدا
و اذا هاج ریح المحبه استانس ظلال المحبوب و آثر المحبوب علی ما سواه بحارالانوار علامه مجلسی ج 70 ص 23 ح 22 وقتی روشنایی معرفت در دل تجلی کرد نسیم محبت … چنین است چه محبت محبت مجازی باشد و چه محبت حقیقی یعنی محبت خدا و اولیا او.در مصباح الشریقه درباره این اثر محبت در حدیثی از امام صادق علیه السلام چنین نقل گردید است و اذا تجلی
عفو حضرت حق
من وقائی و اولیت ثمرها حکمه من مناجاتی و اجریت فی قلبک انهارا من دقائق علوم ازلیتی و وضعت فی قلبک جبالا من یقینی. 7 ای موسی قلبت را برای تجلی محبت … تجلی است.عالمیان همه رعیت و انسان الهی امیر این رعیت و میدان دار این صحنه و محل بروز حقیقت و بازار فضیلت و کرامت است. او مدار حقایق عرصه گاه وقایع نقطه پرگار دقایق زنده ناطق و امیر هفت اقلیم عشق و سری مخصوص از اسرار حضرت رب است.زهد کرامت اصالت شرافت معیت با حق خشوع خضوع جود سخا صداقت امانت عبادت اطاعت ورع تقوا نورانیت حقیقت و ... همه و همه اوصافی هستند که ظرفی جز وجود این موجود خاکی که روح از عالم پاک دارد ندارند.خضر نبوت ولی و والی ملک امامت خورشید واقعیت شمس عزت ابر رحمت داروی مغفرت جملگی در پی انسان و در جستجوی اویند.او را در طور معانی طوری دیگر و در سرزمین محبت
اساس و اصول دين
دین بر پایههای بسیار محکم و غیر قابل تغییری قرار گرفته که آن پایههای تجلی حکمت و علم و عدل و احسان و محبت و لطف خداست.تحقق آن اساس و اصول ضامن
اساس و اصول دين
دین بر پایههای بسیار محکم و غیر قابل تغییری قرار گرفته که آن پایههای تجلی حکمت و علم و عدل و احسان و محبت و لطف خداست.تحقق آن اساس و اصول ضامن
English