مطابق این دیدگاه آشفتگی و سرگردانی انسان در جهان مدرن ناشی از نبود ایمان و دست برداشتن از خدا و دین است. والتر. تی.
216 مطلب یافت شد
نوشداروی ایمان به خدا بعد از مرگ انسان
گیج هستند و ثابت نیستند؛ قدیمیها میگفتند افسوس که چون بوقلمون رنگ به رنگیم نه کافر مطلق نه مسلمان تمامیم پایان سرگردانی انسان در برزخنمیدانیم … با این در و آن در زدن با این فرهنگ با آن فرهنگ با آن آدم با آن زن و با آن مرد اصلا آدم به جایی نمیرسد و دائم در حیرت و سرگردانی است. بیمیلی انسان … انسان نوشته است این را میخوانیم تا ببینیم چطوری باید جواب این نامه را بدهیم؟ دنیا جواب همه نامهها را غیر از نامه خدا میدهم. آنهایی هم که جواب این نامه را میدهند نصف و نیمهکاره میدهند با بیمیلی جواب میدهند؛ یعنی دعوت به نماز را در این نامه عمل میکنند و نماز میخوانند اما اگر خود پروردگار صدایشان بکند و بگوید حج روزه و نمازت را به خودت بدهم چند میخری که من حالا از تو بخرم؟ خودت قیمت بده نصایح امیرمؤمنان ع به اصبغگفت حالا این نامه را میخوانیم تا صاحبش بیاید. علی مع القرآن و القرآن مع علی ؛ یک دفعه در را باز کرد و بیرون آمد و من آن قیافه الهی و عرشی را تماشا کردم اصبغ چهکار میکنی؟ گفت در عشق تو میغلتم چهکار میکنم آمدهام که شما را ببینم در نزدم و پشت در نشستم و قرآن میخوانم. آنوقت مولای من سه نصیحت به من کردند. زبان اولیا و انبیا به هدایت نصیحت و بیداری باز بود. الف لئن ثبتت قدمکاگر یکجا استقرار پیدا بکنی؛ دو روز اینجا باشی و پنجروز آنجا؛ چهار روز نماز بخوانی و شش روز نخوانی؛ بیست روز روزه بگیری و ده روز را بخوری؛ ماهی یکبار به مسجد بیایی و ماهی شش دفعه هم به سینما بروی و بدترین فیلم را ببینی؛ لئن ثبتت قدمک یکجا بایست اگر در کنار قرآن خدا و اولیای الهی بایستی اینطرف و آنطرف پریدن کاری برای تو نمیکند حیران و سرگردانی
دنیا، تجارتخانهای پُرسود برای اهل ایمان
سرگردانی انسان در شناخت خودکلام در خودشناسی بود. انسان باید آگاه شود که از کجا آمده به کجا آمده به چه منظور آمده و به کجا خواهد رفت . … سرگردانی حیرت و جهل به خود به انواع معاصی و گناهان پناه میبرند؛ تنها بهعنوان اینکه لحظاتی خوش باشیم از این افکار جدا باشیم و تحتتاثیر مسائلی قرار نگیریم که نمیدانیم. شما به هر گنهکاری بگویی که چرا به اینهمه گناه آلوده هستی میگوید میخواهم خوش باشم. چرا میخواهد خوش باشد؟ چون باطنش آرامش و امنیت ندارد. بهخاطر اینکه خودش را نمیشناسد بخصوص وقتی سالیانی از عمرش میگذرد بهشدت تحت فشار درونی قرار میگیرد و فکر میکند که اصلا برای چه ما را در دنیا آوردهاند فکر میکند که اگر مرگ برسد خاموشی کاملی زده میشود و ما معدوم میشویم. این فشار شدید روانی بهخاطر این است که خودش و شئون خودش را نمیشناسد؛ او را از کجا به اینجا سفرش دادهاند نمیداند برای اینکه چرا او را در اینجا نگه داشتهاند جوابی ندارد حتی نمیداند که میخواهد به کجا برود . عدم امنیت درون و فشار این جهل شخص را یا وادار به خودکشی کند؛ اینطور که آمار جهانی نشان میدهد خودکشی خیلی زیاد شده است یا او را دیوانه میکند و دچار یک بیماری روانی سختی میشود؛ یا گوشهگیر شده و نسبت به همۀ بستگان و مردم خیلی بیحوصله میشود. آرامش و امنیت در پرتو یاد خداوند-مؤمن واقعی در امنیت کاملشما از زمان آدم ع تا الآن برای قبل از پیغمبر عزیز اسلام مقدار کمی اخبار در اختیار ماست؛ ولی بعد از پیغمبر ص تا الآن شما نمیتوانید هیچ مؤمن واقعی نه به قول پیغمبر مؤمن ضعیفی که ارتباط تار عنکبوتی با حقایق دارد پیدا کنید که خودکشی کرده باشد. چرا؟ پروردگار در قرآن میفرماید الذین آمنوا و لم یلبسوا ایمانهم بظلم اولئک لهم الامن سوره انعام آیه 82 مؤمن در همین دنیا نسبت به خودش در امنیت کامل بهسر میبرد. این خبر پروردگار است. عجیب است که همین دیروز من این روایت را دیدم؛ امام صادق ع میفرمایند مؤمن بهخاطر همین آرامشش گرفتار جنون نمیشود؛ چون همهچیز خودش را میداند که از کجا آمدهام دقیقا هم به آن معتقد و عالم است و یقین دارد که انا لله ما از سوی خدا آمدهایم. -تجارت انسان
چگونه با حالت سرگردانی ، پوچ گرایی مبارزه کنیم ، راه درمان چیست ؟
و پوچی و نهایتا بیماری روانی و اختلال فکری و عاقبت به خودکشی یا دیوانگی دچار میشود.علاج و درمان سرگردانی و پوچی به این است که انسان … مجلات به بند خود اندازد و در دام خود گرفتار نماید و به اسارت خود در آورد و انسان در فضای آن جز شکم و شهوت و برهنگی و عریانی و دریا دریا فساد و گناه و معصیت و ظلم و ستم نبیند و نخواهد بی تردید دچار سرگردانی … سرگردانی و پوچی که در دنیای امروز گریبان بسیاری از مردم به ویژه جوانان و پسران و دختران را گرفته و آنان را به افسردگی و عزلت و دور شدن از منافع حیات و توقف از تبدیل شدن به منبع خیر و برکت دچار کرده بیماری خطرناکی است که محصول فرهنگ صد در صد مادی غرب است .آری هنگامی که یک فرهنگ که دست پخت صهیونیست و مسیحیت لائیک است و در آن از خدا که خالق جهان و انسان
مراتب خداشناسی
قطعا این تلاش یکی از این دو نتیجه را دارد یا انسان بعد از مدتی فکر کردن تحیر و سرگردانی چون به جائی نمی رسد خدا را انکار می کند و می گوید هر … انسان پرهیز نکند جای بسیار خطرناکی است. برخی افراد جاهایی وارد می شوند در حالی که توجه ندارند این تلاش به جایی نخواهد رسید. این تلاش ها در راه معرفت خدا نه تنها به معرفت منتهی نمی شود بلکه به گمراهی تحیر سرگردانی
توحید عملی و عبادی
به یگانگی نرسد به سعادت نائل نمی گردد و جز در پرتو حق پرستی به یگانگی نمی رسد.قرآن کریم در سوره مبارکه زمر آیه 29 تفرق و تشتت شخصیت انسان و سرگردانی
چرا نباید در ذات خدا فکر کرد؟
برای درک یک حقیقت باید احاطه به آن یافت و احاطه موجود محدود انسان بر ذات نامحدود خداوند محال و ناشدنی است.خلاصه سخن با توجه به این که درک کنه ذات خداوند محال و غیر ممکن است و تلاش در این زمینه چیزی جز حیرت و سرگردانی … و مطالعه نظام حاکم بر هستی دعوت کردهاند.بنا بر این اندیشه آزاد است؛ ولی اندیشیدن پیرامون موضوعاتی که هیچ نتیجهای عاید انسان نمیکند کاری منطقی نیست وجز تحیرو سرگردانی … انسان باشعور وقتی که این جهان وسیع را با این نظم دقیق و اسرار شگفتانگیز دید به حکم فطرت و عقل میباید که آفریدگاری عالم و توانا و حکیم این جهان را خلق کرده است و همین مقدار برای اصل اعتقاد به خدا کافیست .البته هر چه بیشتر به آثار علم و قدرت و حکمت خدا برخورد کند یقین او محکمتر و خلل ناپذیرتر میشود.به علاوه هر چه در راه عمل به وظیفه انجام دستورات الهی بیشتر کوشا باشد معرفت و شناسایی او نسبت به خدا زیادتر و محکمتر میشود ؛ تا آنجا که امام علی ع میفرماید "ما رایت شیئا الا وقد رایت الله معه" یعنی هیچ چیز را ندیدم مگر آنکه خدا را هم با او دیدم . یکی از معانیش این است که یک یک موجودات دلیل بر وجود خدای متعال است.بنابراین اینکه میگویند خدا را با دلیل و برهان بشناسید معنایش این نیست که به کنه ذات یا صفات او پی ببریم بلکه همین مقدار که به اصل وجود و صفات و کمال او پی ببریم کافیست و سعادت دنیا و آخرت ما را تامین میکند و اصولا خدا و صفات او که عین ذات اوست نامحدود است و برای آن حد و انتهایی فرض نمیشود . ولی جز او همهی موجودات محدود هستند از این جهت هیچکس نمیتواند کنه ذات و صفات او را درک کند؛ زیرا محدود نمیتواند نامحدود را درک کند فی المثل همانطور که یک کاسه گنجایش آب دریا را ندارد بشر محدود هم نمیتواند به کنه ذات نامحدود خدای جهان پی ببرد.همین برهان در کلمات پیشوایان دین هم وارد شده است که فرمودهاند "کلما میزتموه باوهامکم فی ادق معانیه فهو مخلوق مثلکم مردود الیکم" یعنی هر چه در ذهن شما بیاید و آن را تصور کنید در باریکترین جلوهها و مفهومهایش آن خدا نیست بلکه او هم مخلوقی مثل شماست که در وجودش احتیاج دارد و برگشت وجود او به شما است.اکنون که با این برهان واضح فهمیدیم که درک ذات خدای تعالی نامحدود برای بشر محدود ممکن نیست معنای روایاتی که از پیامبر و ائمه علیهم السلام در این باره رسیده است به خوبی روشن میشود که فرمودهاند دربارهی ذات خدا فکر نکنید که به جایی نمیرسید بلکه از این راه ممکن است شیطان سو استفاده کرده و شما را منحرف سازد . اما دربارهی نعمتها و آثار عظمت او فکر کنید تا هر ساعت به معرفت و ایمان شما افزوده گردد .ولی معنای این قبیل روایات این نیست که در بحث خداشناسی وارد نشوید بلکه همان طوری که توضیح داده شد بحث دربارهی خدا وجود او و صفات او در حد خود لازم است اما کسی نباید توقع داشته باشد که بر کنه ذات خدای جهان پی ببرد.بر همین اساس پیشوایان دینی مردم را از تفکر در ذات الهی منع کرده اند ؛ به این علت که پی بردن به کنه ذات الهی امری محال و غیر ممکن است. از این رو تلاش در این راه چیزی جز حیرت و سرگردانی
چرا نباید در ذات خدا فکر کرد؟
برای درک یک حقیقت باید احاطه به آن یافت و احاطه موجود محدود انسان بر ذات نامحدود خداوند محال و ناشدنی است.خلاصه سخن با توجه به این که درک کنه ذات خداوند محال و غیر ممکن است و تلاش در این زمینه چیزی جز حیرت و سرگردانی … و مطالعه نظام حاکم بر هستی دعوت کردهاند.بنا بر این اندیشه آزاد است؛ ولی اندیشیدن پیرامون موضوعاتی که هیچ نتیجهای عاید انسان نمیکند کاری منطقی نیست وجز تحیرو سرگردانی … انسان باشعور وقتی که این جهان وسیع را با این نظم دقیق و اسرار شگفتانگیز دید به حکم فطرت و عقل میباید که آفریدگاری عالم و توانا و حکیم این جهان را خلق کرده است و همین مقدار برای اصل اعتقاد به خدا کافیست .البته هر چه بیشتر به آثار علم و قدرت و حکمت خدا برخورد کند یقین او محکمتر و خلل ناپذیرتر میشود.به علاوه هر چه در راه عمل به وظیفه انجام دستورات الهی بیشتر کوشا باشد معرفت و شناسایی او نسبت به خدا زیادتر و محکمتر میشود ؛ تا آنجا که امام علی ع میفرماید "ما رایت شیئا الا وقد رایت الله معه" یعنی هیچ چیز را ندیدم مگر آنکه خدا را هم با او دیدم . یکی از معانیش این است که یک یک موجودات دلیل بر وجود خدای متعال است.بنابراین اینکه میگویند خدا را با دلیل و برهان بشناسید معنایش این نیست که به کنه ذات یا صفات او پی ببریم بلکه همین مقدار که به اصل وجود و صفات و کمال او پی ببریم کافیست و سعادت دنیا و آخرت ما را تامین میکند و اصولا خدا و صفات او که عین ذات اوست نامحدود است و برای آن حد و انتهایی فرض نمیشود . ولی جز او همهی موجودات محدود هستند از این جهت هیچکس نمیتواند کنه ذات و صفات او را درک کند؛ زیرا محدود نمیتواند نامحدود را درک کند فی المثل همانطور که یک کاسه گنجایش آب دریا را ندارد بشر محدود هم نمیتواند به کنه ذات نامحدود خدای جهان پی ببرد.همین برهان در کلمات پیشوایان دین هم وارد شده است که فرمودهاند "کلما میزتموه باوهامکم فی ادق معانیه فهو مخلوق مثلکم مردود الیکم" یعنی هر چه در ذهن شما بیاید و آن را تصور کنید در باریکترین جلوهها و مفهومهایش آن خدا نیست بلکه او هم مخلوقی مثل شماست که در وجودش احتیاج دارد و برگشت وجود او به شما است.اکنون که با این برهان واضح فهمیدیم که درک ذات خدای تعالی نامحدود برای بشر محدود ممکن نیست معنای روایاتی که از پیامبر و ائمه علیهم السلام در این باره رسیده است به خوبی روشن میشود که فرمودهاند دربارهی ذات خدا فکر نکنید که به جایی نمیرسید بلکه از این راه ممکن است شیطان سو استفاده کرده و شما را منحرف سازد . اما دربارهی نعمتها و آثار عظمت او فکر کنید تا هر ساعت به معرفت و ایمان شما افزوده گردد . ولی معنای این قبیل روایات این نیست که در بحث خداشناسی وارد نشوید بلکه همان طوری که توضیح داده شد بحث دربارهی خدا وجود او و صفات او در حد خود لازم است اما کسی نباید توقع داشته باشد که بر کنه ذات خدای جهان پی ببرد.بر همین اساس پیشوایان دینی مردم را از تفکر در ذات الهی منع کرده اند ؛ به این علت که پی بردن به کنه ذات الهی امری محال و غیر ممکن است. از این رو تلاش در این راه چیزی جز حیرت و سرگردانی
اسرار زیارت امام رضا (ع)
درگیر دنیای مادی و لذات است فرصت میدهد تا با رکنهای ایمان وچراغهدایت ارتباط برقرار کند و موجبات سعادتمندی خویش را فراهم کندزیارت؛ انسان را از سرگردانی
استخاره به چه معناست و چه زمانی می توانیم استخاره انجام دهیم؟
انسان مؤمن در حالت تحیر و دو دلی میباشد. بعنوان مثال شخصی تصمیم به انجام معامله و یا رفتن به سفر و یا ازدواج با فردی را میگیرد ولی از عاقبت کار مطلع نیست و به خوبی نمیداند آیا این کار او نتیجه مثبت و خوبی خواهد داشت یا نه؟ در چنین موردی ابتدا باید با عقل و فکر خودش مسئله را کاملا بررسی کند و نتایج آن را حساب کند و در مرحله بعد باید با صاحبان عقل و تجربه که انسانهای متدین نیز هستند مشورت شود اگر باز هم به حالت دو دلی باقی ماند در اینجا امامان معصوم ما در روایات متعددی ما را تشویق به انجام دادن استخاره نمودهاند. البته استخاره هم راههای مختلفی دارد و بهترین آن استخاره با قرآن مجید است. بنابراین شرعیت استخاره از زمان امامان معصوم ما میباشد و بسیاری از انسانهای مؤمن و معتقد تاکنون نتیجههای بسیار خوبی از عمل به استخاره گرفتهاند. استخاره برای رفع حیرت و تردید در انجام کارهای مباح وجایز و حلال است اعم از اینکه تردید در اصل عمل باشد یا در چگونگی آن بنابراین در کارهای خیر که سرگردانی
در چه مواردی استخاره کردن جایز است
انسان مؤمن در حالت تحیر و دو دلی میباشد بعنوان مثال شخصی تصمیم به انجام معامله و یا رفتن به سفر و یا ازدواج با فردی را میگیرد ولی از عاقبت کار مطلع نیست و به خوبی نمیداند آیا این کار او نتیجه مثبت و خوبی خواهد داشت یا نه؟ در چنین موردی ابتدا باید با عقل و فکر خودش مسئله را کاملا بررسی کند و نتایج آن را حساب کند و در مرحله بعد باید با صاحبان عقل و تجربه که انسانهای متدین نیز هستند مشورت شود و اگر باز هم به حالت دو دلی باقی ماند در اینجا امامان معصوم ما در روایات متعددی ما را تشویق به انجام دادن استخاره نمودهاند که البته استخاره هم راههای مختلفی دارد و بهترین آن استخاره با قرآن مجید است. بنابراین شرعیت استخاره از زمان امامان معصوم ما میباشد و بسیاری از انسانهای مؤمن و معتقد تاکنون نتیجههای بسیار خوبی از عمل به استخاره گرفتهاند.استخاره برای رفع حیرت و تردید در انجام کارهای مباح وجایز و حلال است اعم از اینکه تردید در اصل عمل باشد یا در چگونگی آن بنابراین در کارهای خیر که سرگردانی
دنيا از ديدگاه اميرالمؤمنين عليه السلام
حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه درباره دنیایی که برای انسان سود آخرتی ندارد و جز اتلاف وقت ثمری به انسان نمیرساند و غیر غرور و غفلت و سرگردانی
داستان تأسف بار عقبة بن ابى معيط
وادی هلاکت وامیگذارد.آری؛ همنشین بد به فرموده حق شیطان است و شیطان بیتردید دشمن انسان است و پس از آن که به انسان خسارت و زیان غیر قابل جبران وارد ساخت او را در حیرت و سرگردانی
زندگی عالی مؤمنین پس از مرگ
سؤال به کجا خواهم رفت -سرگردانی و ناآرامی انسان از نیافتن پاسخ سؤالات وجودیکلام در چند پرسش بود که از قدیمیترین روزگار برای انسان مطرح بوده ولی … سرگردانی و حیرت زندگی کردند و آرامشی درون خود نیافتند. یکی از پرسشها این بوده که من از کجا آمدهام؟ پرسش بعد به کجا آمدهام؟ پرسش بعد برای چه آمدهام؟ و پرسش دیگر اینکه به کجا خواهم رفت؟ ما خیلی از امتها خبر نداریم ولی دورنمای پاسخ این سؤالات را تقریبا از فرمایشات انبیای خدا مییابیم که با امتها حرف زدهاند و در قرآن آمده است هر کس با فرستادگان الهی تماس گرفت و این پرسشها را مطرح کرد طبق آیات قرآن به انسان
رنج نامهای از امام حسن علیهالسلام خطاب به حسن بصری
تا اینکه به پدرم علی و مادرم زهرا ملحق شدم.رنج نامه ای خطاب به حسن بصریدرد انسان امروز گرفتاری در منجلاب سرگردانی است. … انسان را نادیده گرفتند.شخصیتی که از صحابه نبود اما همنشین رسول خدا بودیکی از شخصیت های عجیب تاریخ اسلام حسن بصری نام دارد. هر چند او از صحابه نبود لیکن با اصحاب رسول خدا همنشین بود. از آنان حدیث شنیده بود و قرآن آموخته بود 3 و در مدتی اندک از بسیاری صحابه پیشی گرفته تبدیل به یکی از سران فقهی جامعه مسلمین شده بود مشهور است که او از امیرالمؤمنین علی علیه السلام حدیث بسیار شنیده بود لیکن پس از جنگ جمل از سر ناسپاسی بی شرمانه امیرالمؤمنین را متهم به ریختن خون مسلمانان کرد. 4 در حالی که آغازگر نبرد کسانی دیگر بودند. نه امیرالمؤمنین.مدتی پس از شهادت امیرالمؤمنین حسن بصری نامهای به امام حسن علیه السلام نوشت. در ابتدای نوشتار به مدح و ستایش اهل بیت پرداخته به مقام هدایتگری خاندان پیامبر و نیاز امت به عترت نبی اشاره کرد. سپس چنین نوشت اکنون دوران سرگردانی
داستان تأسفبار عقبة بن ابى معيط
وادی هلاکت وامیگذارد.آری؛ همنشین بد به فرموده حق شیطان است و شیطان بیتردید دشمن انسان است و پس از آن که به انسان خسارت و زیان غیر قابل جبران وارد ساخت او را در حیرت و سرگردانی
پیامی به مستأجرهای بازیگوش!!
زندگی انسان در دنیا ابتر نیست چنانکه حضرت امیر علیه السلام می فرماید پس آن کس که جز به حساب خویش پردازد خود را در تاریکی سرگردان و در هلاکت افکنده است... پس بدانید بهشت پایان راه پیشتازان و آتش جهنم سرانجام کسانی است که کوتاهی می کنند از این رو غفلت از مرگ سبب حیرت و سرگردانی … انسان را قبل از مواجهه با مرگ با رفتن به عالم جاودان آشنا میسازد.دنیا را با آخرت مبادله کنیدیاد مرگ و ترجیح جهان آخرت بر دنیای فانی یکی از شاخصه های بسیار مهم آموزه های مولای متقیان است در سخنان ایشان آمده است چون مردمی باشید که بر آنها بانگ زدند و بیدار شدند و دانستند دنیا خانه جاویدان نیست و آن را با آخرت مبادله کردند. خدای سبحان شما را بیهوده نیافرید مرگ تا شکل و صورت عدم و نیستی و فنا دارد آدمی از آن وحشت دارد زیرا آن چیزی که وحشتناک است عدم و نیستی است ولی همینکه تغییر شکل داد و به صورت انتقال و جابجا شدن درآمد دیگر وحشتناک نیست بلکه برای مردان خدا که جز در راه حق گام برنداشته اند مرگ قیافه ای جذاب و گیرنده دارد.در این سخن پیوند ذاتی دنیا با آخرت و تناسب هریک با دیگری بیان و در پایان بر معناداری زندگی تصریح شده است. مرگ به زندگی معنا می بخشدعلی علیه السلام در جایی دیگر می فرماید دنیا آنها را به راه کوری کشاند و دیدگانشان را از نور هدایت بپوشاند؛ در بیراهه سرگردان و در نعمت ها غرق شده اند؛ نعمت ها را خدای خود قرار دادند؛ هم دنیا آنها را به بازی گرفته هم آنها با دنیا به بازی پرداخته اند و آخرت را فراموش کرده اند. اندکی صبر کن به زودی تاریکی بر طرف می شود. در این سخن حضرت از بی معنایی زندگی به سرگردانی
داستان تاسف بار عقبه بن ابى معیط عقبه از مشرکین و بت پرستان مکه بود و با هم کیشان خود رفاقت تنگاتنگ داشت
آری ; همنشین بد به فرموده حق شیطان است و شیطان بی تردید دشمن انسان است و پس از آن که به انسان خسارت و زیان غیر قابل جبران وارد ساخت او را در حیرت و سرگردانی
استاد انصاریان: وابستگی به خدا، ارتباط با خدا و تکیه کردن به او؛ بهترین نوع تجارت/ ریشه و علت گناه و معاصی جهل و تحیّر است
دارالعرفان محقق و پژوهشگر علوم و معارف قرآن کریم گفت انسان ها به دلیل شدت سرگردانی و حیرت و جهل به خود به انواع معاصی و گناهان پناه میبرند و
اشتیاق به نماز
خواندن ورزش کردن یاد گرفتن زبان دوم نوشتن نامه ای که مدت ها است باید نوشته و ارسال شود و امثال اینها...وقتی انسان در این ناحیه دچار ضعف باشد بیشتر وقت خود را به حیرانی و سرگردانی
English