یزید بن مذعور میگوید اوزاعی را پس از مرگ به خواب دیدم و به او گفتم بهترین عملی که به آن تقرب جویم چیست ؟ گفت درجهای بلندتر از درجه اهل معرفت
3,551 مطلب یافت شد
درجه اهل معرفت
یزید بن مذعور میگوید اوزاعی را پس از مرگ به خواب دیدم و به او گفتم بهترین عملی که به آن تقرب جویم چیست؟ گفت درجهای بلندتر از درجه اهل معرفت ندیدم
درجه اهل معرفت
یزید بن مذعور میگوید اوزاعی را پس از مرگ به خواب دیدم و به او گفتم بهترین عملی که به آن تقرب جویم چیست؟ گفت درجهای بلندتر از درجه اهل معرفت ندیدم
درجه اهل معرفت
یزید بن مذعور میگوید اوزاعی را پس از مرگ به خواب دیدم و به او گفتم بهترین عملی که به آن تقرب جویم چیست؟ گفت درجهای بلندتر از درجه اهل معرفت ندیدم
اهل معرفت و اهل توحيد
امیرالمؤمنین علیه السلام وقتی که اهل معرفت و اهل خدا را معرفی میکند همه این معرفت آنان طبق قرآن در کلمه تقوا نهفته است.
اهل معرفت و اهل عمل
در همه جای عالم اهل معرفت و اهل عمل وجود دارد. اما قصور و کوتاهی در این است که قدر آنان ناشناخته بماند. … معرفت زیارت کند بهشت بر او واجب میشود و بدنش بر آتش حرام میگردد.بنابراین آدم نادان و بیسواد و دینناشناس نمیتواند نتیجه بگیرد که پس با این حساب بدن ما دیگر بر آتش جهنم حرام شده است. اگر جسم زائر بر آتش جهنم مطلقا حرام باشد پس شاه ایران که سالی یک بار با دربار و خانوادهاش به زیارت میرفت باید در قیامت اهل … اهل بهشت باشد. چنین نیست که عدهای در جوار حضرت رضا7با 200 میلیون تومان قبر بخرند و خیال کنند این قبر به آنان در برابر دادگاههای قیامت و گناهان دوره عمرشان مصونیت میدهد اصلا بنای خدا این است که افراد جاهل و بیمعرفت را به دوزخ بریزد؛ بهشت جای چنین مردمی نیست.وقت جان دادن افلاطون این دو حرفم گفت و رفتحیف دانــا مــردن و افســوس نــادان زیستــن* * *گــر کیمیــا دهنـدت بـی معـرفت گـدایی ور معـرفت دهنـدت بفـروش کیمیـــا راما در معرفت
مقام والاى اهل معرفت
است که ظهور یافته است و عین حقایق گشته و حضرت الهی بدنی اختصاص که انسان راست در کمال معرفت حقیقت اشارت می کند که انا عرضنا الامانه علی السماوات والارض والجبال ما عرض کردیم امانت شناخت حقیقت را بر اهل
مقام والاى اهل معرفت
منابع مقاله:
کتاب : تفسیر و شرح صحیفه سجادیه جلد یک
نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان
هر انسانى بالقوّه داراى برترى بر تمام موجودات است و بر او واجب است اين استعداد بالقوّه را به فعليّت برساند.
روح اعظم عبا...
ديدگاه توحيدي اهل معرفت
در حرم حضرت رضا (ع) يک کسي نامهاي به عالم کمنظير، شخصيت فرهيخته حاج شيخ مرتضي آشتياني داد. ايشان روي پاکت را خواند كه نوشته است: محضر حضرت آيت الله العظمي عالم بزرگ، انديشمند و تکيهگاه اهل دانش، آقاي حاج شيخ مرتضي...
ایمانِ عارفانِ اهل معرفت
معرفت بصری و قلبی نداری. زمان زیادی طول نکشید؛ همینهایی که این دو جور حرف را شنیدند اول در کوفه دیدند که میثم را به دار کشیدند دست و پایش را قطع کردند نیزه در شکمش فرو بردند و زبانش را هم با خنجر بریدند. یکی دو ماه بعد هم دیدند که قاتل سر حبیببنمظاهر را به گردن اسبش آویزان کرده و جولان میدهد. پسرش قاسم هم گریهکنان دنبال سر بریدۀ پدرش است. برادرانم خواهرانم به شما نمیگویم واقعا به شما نمیگویم. به آنهایی هم نمیگویم که اهل … معرفت نور و روشنایی است. در این روشنایی است که انسان حقایق را در حد خودش میشناسد و بالاتر از شناختن حقایق را میبیند. زبان رمزگونۀ عارفانحافظ میفرماید البته شعر معنای بلندی دارد و من دیدم که چهارپنج نفر این شعر را با بقیۀ اشعارش تفسیر کردهاند. اشعار حافظ یک تفسیر یکجلدی دارد و یک تفسیر چهارجلدی که مخلوطی از این اشعار و منازلالسائرین خواجه عبدالله انصاری است. مفصلترین تفسیر ده جلد است که شنیدههایی از علامه طباطبایی صاحب المیزان است. یکی از شاگردان علامه آن تفسیر را که میشنیده مینوشته و بعد که نظام داده ده جلد شده است. بهقول حضرت امام هیچوقت ظاهر کلام عارفان را نگیرید بعد چماق بردارید و بر سرشان بزنید؛ اینها بیشتر حرفها و شعرهایشان با رمز اشاره و کنایه است. شما دیوان عالم بزرگ شیعه و محدث کمنظیر حکیم فیلسوف خبیر مفسر قرآن ملا محسن فیض کاشانی را ببینید که آخرین چاپ آن سه جلد است و از این کنایهها اشارات و لطایف پر است. از مسجد و محراب شدم سوی خرابات****تسبیح بیفکندم و زنار ببستماگر ظاهر شعر را بگیریم معنی شعر این مرد بزرگ الهی این است از مسجد و محراب به کلیسا رفتم و در گردن خود صلیب انداختم آیا معنیاش این است؟ یعنی چنین معنایی را میشود به این مرد الهی نسبت داد؟ یک مردی که در نماز شب او کسی کنار دستش مینشست و به او کمک میداد تا در نماز شب جان ندهد من در این کتاب پانزدهجلدی عرفان اسلامی تمام این کنایهها اشارات و لطایف را معنی کردهام و گفتهام که منظور اولیای پروردگار از این کلمات چه بوده است. خود این کنایات داستانی است. خود قرآن مجید هم از این کنایات پر است. ساقی شراب و شرابخور هر سه در یک آیه است وسقاهم ربهم شرابا طهورا سورۀ انسان آیۀ 21 هم کلمۀ شراب در آن است هم ساقی و هم خورنده. ساقی را در آیه میفرماید خودم هستم سقاهم ربهم . گرچه مستیم و خرابیم چو شبهای دگر****باز کن ساقی مجلس سر مینای دگرامشبی را که در آنیم غنیمت شمریم****شاید ای جان نرسیدیم به فردای دگرواقعا منظور شاعران عالم و عارف ظاهر این الفاظ بوده؟ نظامی را که میشناسید؛ در گنجه دفن است و دیوان بسیار باعظمتی به نام خمسۀ نظامی دارد که در پنج بخش است. شعرهای خیلی قویای دارد؛ برای نمونه ای همه هستی ز تو پیدا شده****خاک ضعیف از تو توانا شده هشت میلیارد انسان را از این خاک زیر پاافتاده به وجود آورده است. میلیاردها درخت پرقدرت میوه با قدرت تو از این خاک درآمده است.زیرنشین علمت کائنات****ما به تو قائم چو تو قائم به ذاتما همه فانی و بقا بس تو راست****ملک تعالی و تقدس تور استهر که نه گویای تو خاموش به**** هرچه نه یاد تو فراموش به ایشان میگوید اگر در کتابهای من لفظ شراب دیدی من حکیم عالم و عارف را متهم میکنی؟ من که خمسهام جزو دیوانهای کمنظیر جهان است این را استاد من میفرمود که خمسۀ نظامی جزو دیوانهای کمنظیر است . حالا من که لفظ شراب را آوردهام تو میخواهی به من تهمت بزنی که من هم اهل
آرامش بىنهایت براى اهل معرفت
حرفهایی که ملائکه در محشر با مردم بامعرفت میزنند آرامشی بینهایت در دل اهل معرفت میاندازد.قرآن کلامی بسیار نورانی است.
رابطه اهل معرفت با خدا
نداری دعا است و انس با وجود مقدسی که هنوز از او غایبی انس است.کلام امیرالمؤمنین علیه السلامامام علی علیه السلام در نهج البلاغه رابطه صحیح اهل معرفت
رابطه اهل معرفت با خدا
با توجه عقل و قلب به قرآن و آثار با عظمتى كه حضرت او در صفحه پهناور گيتى قرار داده، عظمت و كبريايى او را در وجودت محقق كن و با چشم دلت آگاهى او را بر آنچه در ضميرت هست ببين و به طور حتم بدان كه وجود مقدس او بر سرّ باطن ت...
خصوصیات و جایگاه اهل معرفت
ابتدا این را به شما عرض کنم؛ اینهایی که در زمان ائمه طاهرین اهل معرفت بودند روحانی و حوزه دیده نبودند. … -جایگاه اهل معرفت جایگاه شهداروایات باب معرفت بیشتر باعث حرکت مردم شد؛ مثلا در بعضی از روایات دارد کسی که در راه تحصیل معرفت حرکت کند و در این … این معرفت برای اینگونه افراد اهل استعداد عملا چه میوههایی را به بار آورده است لزوم همراهی معرفت با کوشش و عمل صالحاینها فقط معرفت نداشتند بلکه
چهار خواسته اهل معرفت از خدا
نهايتاً اهل ايمان از خداوند بزرگ چهار حقيقت را كه در حيات دنيا و آخرت آنان جنبه كار بردى و اثرات قابل توجه دارد درخواست مىكنند و اميد قاطعانه دارند كه دعاى مؤمن مستجاب و حاجاتش در پيشگاه قاضى الحاجات برآورده مىشود. چرا...
آغوش باز خداوند بر اهل معرفت
اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین المکرمین . زندگی ظلمانی پیامد جهل انسان نسبت به خودکلام در انسانشناسی بود. معرفت
دوستى اهل بیت نسبت به اهل معرفت
آرى، لطف خدا شامل حال ایرانیان است. یکى از آنان، که مورد لطف خداوند قرار گرفت، اسماعیل بزنطى بود.نقل است که روزى اسماعیل در خراسان به خانه امام رضا علیه السلام رفت. ائمه قدس سرهما گاهى خود به پیشواز مهمان مىرفتند. امام...
معرفت اهل تقوا
با این معرفت دوم در حقیقت اهل تقوا در محاصره آگاهی و در پوشش معرفت هستند . درباره این معرفت نیز حرفهای زیبایی میزنند . … اهل تقوا اول گناهان را شناختهاند که در این باره قرآن میفرماید ان فی ذ لک لذکری لمن کان لهقلب او القی السمع و هو شهید یعنی عالم و آگاه شده است و بعد از معرفت … معرفت برای قبل از تقواست که آنان موارد فحشا و منکرات را شناختهاند آیاتی که گناه را مطرح میکند و بلافاصله وعده عذاب میدهد منظور از آن گناه گناه کبیره است و آیاتی که بعد از بیان گناه وعده عذاب نمیدهد منظور گناه صغیره و معمولی است . آیاتی که به حالات زشت اشاره میکند گناهان باطنی مانند حسد است که کیفیتی باطنی و زشت است . بخل ریا کبر و حالاتی که فقط باطن انسان صفحه وجودیش است نه اعضا و جوارح ظاهری البته هنگامی که این آتشهای جهنمی باطنی میدان ظهور پیدا کنند بدن را به کمک میگیرند . بدن یار و کمک کار گناهان باطنی است و الا بدون حرکات فیزیکی گناه باطنی نمیتواند ظهور کند . شخص ریاکار باید همه بدن را در استخدام نماز یا کار خیر و عمل مثبت بگیرد که مردم آن حرکات فیزیکی را ببینند و بعد قلب او شاد شود که مرا دیدند و من چه قیمتی نزد آنها پیدا کردم . این گناه باطنی است . اهل
آسیه بانوی اهل یقین و معرفت
اهل یقین و حق شناس بود ازسوی فرعون محکوم به سخت ترین شکنجهها شد و فرعون ذی الاوتاد معنای ظاهر آیه این است که او به دستور فرعون با میخهای متعدد محکوم به مجازات شد که دو دست و پای او را با میخهای بلند به زمین بکوبند. سپس ماموران سنگی بزرگ بر بدن به چهارمیخ کشیده او رها کنند. راه برای نجات آسیه خیلی آسان بود با دو کلمه دروغ به فرعون بگوید من نبوت موسی بن عمران را قبول ندارم و خدایی تو را قبول کردم. دوباره درجایگاه ملکه کشور مصر می نشست.اما برای آسیه یقینی است که با شکنجه سخت و مرگ در پیشگاه پروردگار مهربان جایگاه ویژه دارد. به خاطر یقین خود به راحتی از بلایی که برای دیگران طاقت فرساست استقبال میکند. نظرپروردگار به استقامت آسیه از عنایات عجیب پروردگار است.نگاه خدا به آسیه چنین است ضرب الله مثلا للذین آمنوا امرات فرعون او به خاطر معرفت
زندگی خوش اهل ایمان در سایۀ معرفت
مؤمن اهل معرفت و شناخت مؤمن اهل معرفت است؛ یعنی در حد خودش خداشناس قیامتشناس پیغمبرشناس امامشناس و خودشناس است. … دارد و این خیلی مهم است او بهخاطر ایمان و معرفتش اهل عمل صالح است. گوشهای از معرفت … یک اهل دل با اهتمام به چهار آیۀ قرآنمؤمن میداند که چهکار کند. مؤمن میفهمد و داناست. مؤمن در حد خودش معرفت
English