معرفت اهل تقوا
اهل تقوا اول گناهان را شناختهاند ، كه در اين باره قرآن مىفرمايد :
» إِنَّ فِى ذَ لِكَ لَذِكْرَى لِمَن كَانَ لَهُقَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ «
يعنى عالم و آگاه شده است و بعد از معرفت به فحشا و منكر ، خود را از آلوده شدن به آنها حفظ مىكند و حقيقت تقوا را نشان مىدهد .
پرهيزكاران ، معرفت دينى نيز در وجود آنها تبادر به ذهن مىكند ، چون بدون شناخت ، تقوا معنا ندارد .
اين معرفت براى قبل از تقواست كه آنان موارد فحشا و منكرات را شناختهاند ، آياتى كه گناه را مطرح مىكند و بلافاصله وعده عذاب مىدهد ، منظور از آن گناه ، گناه كبيره است و آياتى كه بعد از بيان گناه ، وعده عذاب نمىدهد ، منظور گناه صغيره و معمولى است .
آياتى كه به حالات زشت اشاره مىكند ، گناهان باطنى مانند حسد است ، كه كيفيتى باطنى و زشت است . بخل ، ريا ، كبر و حالاتى كه فقط باطن انسان صفحه وجوديش است ، نه اعضا و جوارح ظاهرى ، البته هنگامى كه اين آتشهاى جهنمىِ باطنى ، ميدان ظهور پيدا كنند ، بدن را به كمك مىگيرند . بدن ، يار و كمك كار گناهان باطنى است ، و الا بدون حركات فيزيكى گناه باطنى نمىتواند ظهور كند .
شخص رياكار بايد همه بدن را در استخدام نماز يا كار خير و عمل مثبت بگيرد كه مردم آن حركات فيزيكى را ببينند و بعد قلب او شاد شود كه : مرا ديدند و من چه قيمتى نزد آنها پيدا كردم . اين گناه باطنى است .
اهل تقوا بين دو معرفت هستند . اين ملاك قرآنى دارد ، چون در سوره توبه مىفرمايد :
»وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنفِرُواْ كَآفَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَّائِفَةٌ لِّيَتَفَقَّهُواْ فِى الدِّينِ وَ لِيُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ«
براى اين كه عدهاى از شما دين شناس شويد و دين را به مردم ياد بدهيد ، زمينهسازى كنيد . اين معرفتِ قبل از تقواست . اما بعد از تقوا ، ديگر معلم معرفت ، عالم ربانى و امام مسجد نيست ، معلم معرفت بعد از تقوا فقط خداست :
» يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ إِن تَتَّقُواْ اللَّهَ يَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَانًا وَيُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيَِّاتِكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ «
پروردگار اسم اين معرفت را كه مايه تشخيص و تميز همه امور است و زشت را از زيبا جدا مىكند، فرقان گذاشته است . نه اين كه زيبا را زشت و زشت را زيبا ببيند . حق را باطل و باطل را حق ببيند . اين از بركات تقواست . با اين معرفت دوم در حقيقت اهل تقوا در محاصره آگاهى و در پوشش معرفت هستند .
درباره اين معرفت نيز حرفهاى زيبايى مىزنند . مىگويند : حروف »ميم ، عين ، راء ، فاء و تاء« معرفت ، هر كدام اشاره به واقعياتى دارد . مانند حروف مقطعه قرآن كه مىگويند : »الم « الف يعنى الله ، لام يعنى جبرييل ، ميم يعنى محمد صلى الله عليه وآله .
English