مطلق و الگوی حق شناسان می باشد در وصف حضرت سیدالشهدا علیه السلام نیز آمده است که-ای حسین در راه خدا جهاد کردی تا به درجه یقین رسیدی جاهددت فی الله حتی اتیک الیقین کامل الزیارات حسین علیه السلام و نور قرآن مجید را به نور نام گذاری کرده اند نورا مبینا زیرا مردم را از جهالت و تاریکی نجات می دهد. نسا درباره حضرت سیدالشهدا هم آمده است که کنت نورا فی الاصلاب الشامخه و الارحام المطهره یعنی تو ای حسین نوری در صلب های مهم و رحم های پاکیزه بودی. کامل الزیارات حسین علیه السلام در قرآن حسین علیه السلام مصداق نفس مطمئنه در قرآن است یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه... ای نفس مطمئنه مراجعت کن به سوی خدایت در حای که هم از خدا راضی هستی و هم خدا از تو راضی است. سورۀ فجرآیه27 حسین علیه السلام مصداق مظلومی است که یارش خدا بود قرآن در آیه سی و سه از سوره مبارکه اسرا می فرماید و من قتل مظلوما جعلنا لولیه سلطانا هرکس در را خدا مظلوم واقع شد خداوند بریا یاری او ولی و یاور قرار می دهد.حسین علیه السلام مصداق ذبح عظیم است آنکس که در راه خدافدا شده و تشنه شهید گشتهمان امام حسین علیه السلام است این فدایی عظیم راه خدا با ارادۀ
5 مطلب یافت شد
نگاهی به مقام امام حسین علیه السلام
مطلق البته خداوند متعال این وعده مردود نشدن دعا به صورت مطلق را به هیچ پیغمبر و امامی ضمانت نداد. در متن قرآن در سورۀ مبارکه توبه است. البته داستانی اتفاق افتاد که این آیۀ شریفه نازل شد. داستانش هم اینطور که شیعه و سنی نوشتهاند این بود که جوانی که به عنوان شان نزول این آیه است جوانی پاک مؤمن و متدین بود که در جنگ احد شهید شد و شهادت او هم مربوط به صبح عروسیاش بود. او پیش از شهادتش خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم آمد و به پیغمبر عظیمالشان اسلام که به خاطر ایمان این جوان و ارزشش خیلی به این جوان علاقه داشت عرض کرد پدرم از دنیا رفته و من هم می دانم که شما نظری به این پدر من نداشتید؛ چون پدرم باطن خبیث آلوده و زشتی داشت. شما اگر بر جنازه او حاضر نشوید و نماز نخوانید من میترسم خانوادۀ ما انگشتنما شوند و این مساله هم برای من سنگین و سخت است. حضرت فرمود بروید جنازهاش را بیاورید تا من بر او نماز بخوانم. آن جنازه را تشییع کردند و به کنار مسجد آورند. رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم بیرون آمد و بر آن نماز خواند. دیگر ما نمازی بالاتر از نماز رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم که نداریم؟ کمیت نماز ما با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم یکی است. ما در نماز میت پنج تکبیر میگوییم و رسول خد صلی الله علیه و آله و سلم هم پنج تکبیر میگفت؛ همانطور که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم صبح دو رکعت نماز میخواند ما هم این نماز را دو رکعت میخوانیم و هر چیزی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در این دو رکعت نماز صبح میخواند ما هم میخوانیم؛ کمیت نمازهای ما با نمازهای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مساوی است. دیگر ما نمازی بالاتر از نماز رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم که نداریم؟ فرق بین نمازهای ما و پیغمبر عظیمالشان اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در کیفیت است؛ یعنی دو رکعت نماز صبح او را پروردگار عالم در یک کفه بگذارد و کل نمازهای جن و انس را در یک کفه دیگر بگذارد کفه نماز ایشان سنگینترخواهد بود به خاطر باطن نمازش که برای ما هم روشن نیست. بعد از تکبیر چهارم ضرورتا و به صورت واجب نمازگزار میت باید بگوید اللهم اغفر لهذا المیت. این دعا درحالی که دعاکننده هم پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم است و در نتیجه کیفیت دعا هم بینظیر میباشد به محض این که پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم تکبیر پنجم را گفت و نماز تمام شد جبرئیل علیه السلام با این آیه نازل شد استغفر لهم او لاتستغفر لهم ان تستغفر لهم سبعین مره فلن یغفر الله لهم ذلک بانهم کفروا بالله و رسوله و الله لایهدی القوم الفاسقین حبیب من چه تو به جانب من دست به دعا برداری و از من بخواهی این جور مردهها را بیامرزم و چه چنین درخواستی را از من نکنی خواستنت یا نخواستنت برای من مساوی است من تا به ابد چنین افرادی را نمیآمرزم؛ یعنی این دعای تو در مورد چنین افرادی مردود است. اما نسبت به حضرت سیدالشهدا علیه السلام ارادۀ
موضوعات اخلاقی - جلسه هشتم -حسین عليه السلام کیست؟
مطلق البته خداوند متعال این وعده مردود نشدن دعا به صورت مطلق را به هیچ پیغمبر و امامی ضمانت نداد. در متن قرآن در سورۀ مبارکه توبه است. البته داستانی اتفاق افتاد که این آیۀ شریفه نازل شد. داستانش هم اینطور که شیعه و سنی نوشتهاند این بود که جوانی که به عنوان شان نزول این آیه است و جوانی پاک مؤمن و متدین بود که در جنگ احد هم شهید شد و شهادتش هم مربوط به صبح عروسیاش بود آمد خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم و به پیغمبرعظیم الشان اسلام که به خاطر ایمان این جوان و ارزشش خیلی به این جوان علاقه داشت عرض کرد پدرم از دنیا رفته و من هم می دانم که شما نظری به این پدر من نداشتید؛ چون پدرم باطن خبیث آلوده و زشتی داشت. شما اگر بر جنازه او حاضر نشوید و نماز نخوانید من میترسم خانوادۀ ما انگشتنما شوند و این مساله هم برای من سنگین و سخت است. حضرت فرمود بروید جنازهاش را بیاورید تا من بر او نماز بخوانم. آن جنازه را تشییع کردند و به کنار مسجد آورند. رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم بیرون آمد و بر آن نماز خواند. دیگر ما نمازی بالاتر از نماز رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم که نداریم؟ کمیت نماز ما با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم یکی است. ما در نماز میت پنج تکبیر میگوییم و رسول خد صلی الله علیه و آله و سلم هم پنج تکبیر میگفت؛ همانطور که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم صبح دو رکعت نماز میخواند ما هم این نماز را دو رکعت میخوانیم و هر چیزی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در این دو رکعت نماز صبح میخواند ما هم میخوانیم؛ کمیت نمازهای ما با نمازهای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مساوی است. دیگر ما نمازی بالاتر از نماز رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم که نداریم؟ فرق بین نمازهای ما و پیغمبر عظیمالشان اسلام صلی الله علیه و آله وسلم در کیفیت است؛ یعنی دو رکعت نماز صبح او را پروردگار عالم در یک کفه بگذارد و کل نمازهای جن و انس را در یک کفه دیگر بگذارد کفه نماز ایشان سنگینترخواهد بود به خاطر باطن نمازش که برای ما هم روشن نیست. بعد از تکبیر چهارم ضرورتا و به صورت واجب نمازگزار میت باید بگوید اللهم اغفر لهذا المیت. این دعا درحالی که دعاکننده هم پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم است و در نتیجه کیفیت دعا هم بینظیر میباشد به محض این که پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم تکبیر پنجم را گفت و نماز تمام شد جبرئیل با این آیه نازل شد استغفر لهم او لاتستغفر لهم ان تستغفر لهم سبعین مره فلن یغفر الله لهم ذلک بانهم کفروا بالله و رسوله و الله لایهدی القوم الفاسقین توبه 80 حبیب من چه تو به جانب من دست به دعا برداری و از من بخواهی این جور مردهها را بیامرزم و چه چنین درخواستی را از من نکنی خواستنت یا نخواستنت برای من مساوی است من تا به ابد چنین افرادی را نمیآمرزم؛ یعنی این دعای تو در مورد چنین افرادی مردود است علی بن ابراهیم قمی تفسیر قمی ج1 ص302 . اما نسبت به حضرت سیدالشهداعلیه السلام ارادۀ
توحید (2) - جلسه اول – (متن کامل + عناوین)
ارادۀ یک عزیز است. فقر و نیازمندی موجودات غنای مطلق و ابدی حق را نشان میدهد.کتاب آفرینش با زبان هویت و حال خود به انسان میگوید فرمانبر کسی باش که فرمانروای همۀ هستی است؛ و سر به پیشگاه کسی فرود آر که همۀ موجودات به پیشگاه او سر فرود میآورندخداوند متعال از زبان موجودات در قرآن با بندگانش سخن میگوید. نظم آفرینش اعلام میکند که هستی ناظم دارد. وجود موجودات نشان میدهد که دانایی مخلوقات را از عناصر مختلف بر آورده است. حرکت جوهری همۀ موجودات در راه حق و حقیقت فریاد میزند که هدایتگری حکیم امور را اداره میکند. اگر انسان با زبان موجودات آشنا نشود از بیان قرآن و روایات و کتابهای علمی لذت معرفت به خدا را نخواهد چشید.تمام موجودات عالم هستی از خدا سخن میگویند. در قرآن مجید آمده است یسبح لله ما فی السماوات و ما فی الارض الملک القدوس العزیز الحکیم 1 موجودات حرف دیگری ندارند. اگر حرف دیگری داشتند قطعا در قرآن مجید به آن اشاره میشد. حیوانات سخنگوی نظام آفرینشروایتی از وجود مبارک حضرت ابی عبدالله الحسین ع هست که بر پایه آیات قرآن نزدیک به 60 حیوان را نام میبرند. 2 آن بزرگواران عقل کامل بودند و الا امام نمیشدند؛ گوش آنها برای شنیدن صدای موجودات باز بوده و طبق آیات قرآن علمنا منطق الطیر 3 ضمیر نا ضمیر جمع است. این عبارت از گفتار حضرت سلیمان ع است. اگر بنا بود سلیمان خود را در نظر داشته باشد باید بگوید علمنی ؛ به من تنها یاد دادند. ولی فرمود علمنا یعنی این علم به تمام انبیا عطا شده است. حضرت سلیمان مبعوث به کل مردم عالم نبود. حضرت سلیمان پیغمبر منطقۀ فلسطین و خاورمیانه بود. به طور یقین وجود مبارک حضرت ابی عبدالله الحسین ع در سعه وجودی از سلیمان بالاتر بوده است.حضرت سلیمان میگوید علمنا منطق الطیر خدا زبان حیوانات و پرندگان را به ما یاد داده است. اگر جای هدهد در بارگاه حضرت سلیمان خالی است میگوید بیاجازۀ من غیبت کرده جریمه سنگینی دارد. حق هم همین است. آدم وقتی از عقل و عاقل اطاعت نکند جریمه میشود. 4 حالا یا جریمۀ طبیعی میشود و سرش به سنگ میخورد و در زندگی دچار شکست میشود. داراییاش را از دست میدهد و بعد میگوید ای کاش درست فکر کرده بودم یا جریمۀ حکومتی میشود و به زندان میرود و حکومت از او پول میگیرد یا شلاقش میزند. حضرت سلیمان گفت این پرنده غایب شده باید جریمۀ سنگینی برایش وضع کنم چون از عقل و نبوت فرار کرده است. فرار از امیرالمؤمنین عین جهل است و فرار از قرآن عین بیخردی است. میفرماید لکن لایشعرون 5 و انتم قوم تجهلون 6 فرارتان از پیامبر به دلیل نادانی شما است؛ نه اینکه ذاتا نمیفهمید بلکه نمیخواهید بفهمید. اگر گوش دهید و فکر کنید میفهمید. هر کس به انبیا گفت من سخن تو را نمیفهمم خدا در پاسخ میفرماید دروغ میگوید. یهودیان زمان پیامبر به پیامبر اکرم ص گفتند ما حرفهای تو را درک نمیکنیم و قالوا قلوبنا غلف 7 اصلا قدرت درک ما نسبت به حرفهای تو در پوشش و پرده است. خداوند
نور و ظلمت
ارادۀ پروردگار اکثرا گمنام هستند به تعبیر قرآن مجید تمام آنها هزینۀ نجات انسان از ظلمات جهل آلودگی باطن رذایل اخلاقی و سیئات عملی شدهاند. طبق تصریح قرآن مجید گاهی یکی از این ظلمات سبب هلاکت ابدی انسان میشود. اگر این تاریکی و ظلمت در انسان بماند و آن را با نور هدایت الهی که از افق وجود انبیا ائمه و اولیا علیهم السلام طلوع کرده فراری ندهد و از بین نبرد همه میدانیم که نور حسی هر کجا وارد شود اگر تاریکی باشد بیمعطلی تاریکی را فراری میدهد. وقتی در اتاق تاریک چراغ روشن میکنید تاریکی خواهش نمیکند که چند لحظه به من مهلت بده بلکه تا نور میآید تاریکی فرار میکند. نور معنوی نیز همینطور است. بدترین تاریکی تاریکی شرک است که انسان اعتقاد داشته باشد در کنار خدا کسی شریک اوست یا مستقلا کار در دستش است. این معنی خیلی زشتی دارد معنی آن این است که خدا ضعیف کم نیرو و کم قدرت است. چندین بت ظاهری بتهای زنده را مثل قدرتها کنار خود گذاشته تا همۀ کارها به سامان برسد. این تصور ظلمت سنگینی است یا بنی لا تشرک بالله ان الشرک لظلم عظیم 1 این ظلم معمولی نیست بلکه ایجاد رخنه در توحید و قلب است. در اصل توحید که رخنهای وارد نمیشود این به تعبیر قرآن مجید ظلم و ستم است. اما انبیا علیهم السلام این ظلمت باطنی را چگونه از باطن کسانی که خواستند ظلمت از درونشان برداشته شود فراری دادند؟ با هدایت کتابهای الهی زبان پاک و دل ملکوتی خودشان. اگر همین یک ظلمت بماند و معالجه نشود و مشرک بمیرد خدا که توان و قدرتش محدود نیست. وجود مقدس پروردگار در همۀ کمالات اسما و صفات با ذات یکی است. ما از تنگی قافیه آنجا آمدیم حرفهایی میزنیم میگوییم خدا رحیم است. خدا رحیم است جملۀ اشتباهی است؛ چون خدا خود رحیم است رئوف خودش است قدیر خودش است؛ ولی چون در عالم شئون مختلفی را ظهور میدهد ما دچار عدد میشویم. در حالی که اگر به روایات توحید مراجعه کنید در همین کتاب شریف اصول کافی در دعای جوشن کبیر هزار وصف پروردگار یک وصف است؛ یعنی خودش همین خدا عالم است؟ نه وجود مقدس او عین علم و قدرت است. لذا در قرآن مجید میبینید که بیشتر این مسائل با صفت مشبهه ذکر شدهاند؛ علیم قدیر سمیع و بصیر. عجز بشر از فهم اسما و صفات پروردگارنمیخواهم وارد مباحث اسمای الهی بشوم؛ چون نه در حد من است نه بلد هستم نه میفهمم. در تفسیر و معنای همین یک کلمۀ الله از زمان حضرت آدم ع تاکنون ماندهاند که یعنی ذات مستجمع جمیع صفات کمال . اگر به خودتان فشار بیاورید باز این معنا را نمیتوانید تصور کنید. خداوند اصل حقایق را به انبیا و ائمه علیهم السلام یاد داده است. سلسله حقایقی وجود دارد که اسم مجموعهاش الاسما المستاثره این حقایق است؛ یعنی فهم درک و علمش مختص خود پروردگار میباشد و ما هم خبر نداریم. چرا به هیچ کس یاد نداده و نگفته است و ما هم اصلا در این حوزه اجازۀ ورود نداریم که وارد شویم و به وجود مقدس او بگوییم چرا این اسما مستاثره را به هیچ کس یاد ندادی؟ جواب ما را هم نمیدهند. علت اینکه جواب نمیدهند این است که عقل ما کشش فهم و درک آن را ندارد. بر فرض جواب هم بدهد فقط سرگردانی و حیرت ما بیشتر میشود. هرچه که قوی باشم باز به من فشار میآید؛ یا میمیرم و یا دیوانه میشوم.آن انسان والا عابد کم نظیر و زاهد الهی مرحوم حاج میرزا ملاهادی سبزواری ره سر درس توحید مرد. به انسان خیلی فشار میآید. به خودم میگویم تو نماز واجب را بخوان روزهات را بگیر خمس مالت را بده که حرام نخوری و به زن و بچهات هم حرام نخورانی زکاتت را بده دروغ نگو غیبت نکن تهمت نزن آبروی مردم را نبر؛ به بهشت برو برای چه میخواهی با خدا بحث کنی که در حقایق پنهان و اسرار الهیه چه هست و چه نیست؟ بر فرض جواب ما را هم بدهند نمیکشیم نمیتوانیم تحمل کنیم. یا میمیریم یا باید ما را به دیوانهخانه ببرند. این نور و معنویت فشار شدیدی دارد. اظهار عجز حضرت موسی ع در برابر پروردگارهمین امروز بعد از منبر قرآن را باز کنید سورۀ نسا را بیاورید کلمۀ کلیم الله را در این سوره ببینید. حضرت موسی ع شخص کوچکی نبود که پروردگار دربارۀ او میفرماید کلم الله موسی تکلیما 2 تمام حرف آیه در همین تکلم است که باز ما متوجه نمیشویم. ظاهر آیه و لغت معلوم است؛ چون لغت عربی کلم طبق ترجمۀ غلط مترجمین؛ یعنی خدا با حضرت موسی ع حرف زد تکلیما مفعول مطلق
English