دانش امیرالمؤمنین ع شعاع دانش پروردگاردانش امیرالمؤمنین ع شعاع دانش خداست. … امیرالمؤمنین ع چه زمانی آفریده شده است؟ طبق مهمترین روایاتمان زمانی که هنوز خلقت آفریده نشده بود. معرفی امیرالمؤمنین ع در کلام امیرالمؤمنین ع امیرالمؤمنین ع دو مطلب درباره خودشان فرمودهاند که اگر نمیفرمودند سر دائمی بود و هیچکس نمیتوانست کشف بکند. حضرت باید میفرمودند امیرالمؤمنین ع بخیل که نبودند و برای خودنمایی هم نفرمودند؛ بلکه حقی بوده است و باید میفرمودند. بهواقع نباید از انسان پنهان میماند که علی ع کیست آن دو مطلب این است -مقام ولایتی پیش از خلقت آدم ع کنت ولیا و آدم بین الما و الطین 3 آدم ع هنوز لابهلای خاک و گل و آب بود که من ولیالله بودم؛ نه اینکه ولیالله شدم بلکه بودم اگر حضرت فرموده بودند من ولیالله شدم این یک مطلب دیگر میشد؛ اما میفرمایند کنت ولیا من ولیالله بودم. از چه موقع بوده زمانش معلوم نیست -همراهی با پیامبران الهی در پنهانیک روایت هم میفرمایند کنت مع الانبیا سرا و مع الرسول جهرا 4 در پنهان با 124هزار پیغمبر بودم و در آشکار هم با پیغمبر ص . مولانا میگوید راز بگشا ای علی مرتضی ××××××××× ای پس از سوالقضا حسنالقضادر شعر دیگری نیز میگوید رومی نشد از سر علی کس آگاه ××××××××× زیرا که نشد کس آگه از سر الهیک ممکن 5 و اینهمه صفات واجب ×××××××× لا حول و لا قوه الا باللهشاعر دیگری هم میگوید روز ازل کهآدم و عالم نبود ××××××××× جلوهای از روی علی کم نبودآدم اگر چهره نسودی به خاک ××××××××× بر در پیرم علی آدم نبودای که نه گر کلک تو دادی نظام ×××××××× دفتر ایجاد منظم نبودکعبه ز میلاد تو این رتبه یافت ×××××××× ورنه بدین پایه معظم نبوددر شب معراج که حق با رسول ××××××× گفت سخن غیر تو محرم نبودکیستی ای آنکه همه عالمی ××××××× گر تو نبودی همه عالم نبود ترس انبیای الهی از بیان تمام حقایق ملکوتیپیغمبر ص واقعا حضرت را از ترس امت معرفی نکردند و از ارزش و شخصیت علی ع نگفتند غیرشیعه نقل کردهاند که حضرت فرمودهاند یا علی من میترسم تو را آنگونه که هستی معرفی کنم و بعد از من تو را به جای خدا در روی زمین بپرستند.بیچاره انسان که انبیا از ترسشان نتوانستهاند خیلی از اسرار را بگویند پیغمبر ص نیز از ترسشان نتوانستند خیلی از حقایق معنوی نه احکام فقهی را بگویند. انبیا چیزی از بیان احکام فقهی کم نگذاشتند؛ ولی ترسیدند که از حقایق ملکوتی به بشر اعلام بکنند. یکی از این حقایق ملکوتی امیرالمؤمنین ع است. ارزش اندیشه و تفکر از منظر امیرالمؤمنین ع این علم گسترده و علمالکتاب این نور و دریای بیساحل و بیعمق دانش … ع نبود علم ایشان نور مطلق بود و این دانش زمانی که جوان بودند طبق آخرین آیه سوره رعد در وجود ایشان موج میزد. آخرین آیه سوره رعد به پیغمبر ص خطاب میکند و میفرماید ویقول الذین کفروا لست مرسلا 2 کافران سیاهدل و سیاهجان اعلام میکنند که تو فرستاده خدا نیستی بگو کفی بالله شهیدا بینی وبینکم ومن عنده علم الکتاب من دو شاهد دارم که فرستاده خدا هستم. شاهد اولم خداست که با قرآنش شهادت میدهد و میگوید من فرستاده او هستم؛ شاهد دوم من هم کسی است که دانش کتاب پیش اوست. یقینا این کتابی که در آیه آمده است قرآن نیست که خدا با آن به رسالت پیغمبر ص شهادت میدهد. این کتاب یا لوح محفوظ است یا کتاب محو و اثبات و یا کتاب هستی است؛ غیر از این نمیتواند باشد. بعد هم میگوید من عنده علم الکتاب یعنی آنکه مطلق علم کتاب پیش اوست. این شخص امیرالمؤمنین
495 مطلب یافت شد
امیرالمؤمنین(ع)، وجود عینی قرآن
و علم علی من علم النبی دانش امیرالمؤمنین ع از پیغمبر ص است. و علمی من علم علی هرچه من ابنعباس بلد هستم از علم علی ع گرفتهام. … امیرالمؤمنین ع قرآن ناطقدر جلد اول کتاب ینابیعالموده صفحه 323 و 214 آمده است لما اراد اهل الشام ان یجعلوا القرآن حکما بصفین این نقل بزرگان اهلسنت است وقتی ارتش معاویه در حال شکستخوردن بود و دیدند کار از کار میگذرد عمروعاص نخستوزیر معاویه به او پیشنهاد کرد که ما نابود میشویم تنها راهش این است که پانصدتا قرآن به نیزهها ببندیم و بلند کنیم به لشکر علیبنابیطالب بگوییم ما مسلمان و اهل قرآن هستیم چرا با ما میجنگید؟ اینها چهچیزی را بالای نیزه کردند؟ قرآن کتبی را بالای نیزه کردند. قرآنها بالای نیزه رفت. کلاه عجیبی سر دو طرف یعنی هم ارتش معاویه و هم بعضی از افراد لشکر امیرالمؤمنین ع میرفت و جنگ به سود حق و به ضرر آنکسی تمام میشد که نباید وارد جنگ با جانشین پیغمبر ص میشد. امیرالمؤمنین ع جنگ صفین را شروع نکرده بودند بلکه جنگ صفین از شام شروع شده بود. قرآنهایی که بالای نیزه رفت قرآن کتبی بود قرآن ذهنی که در ذهن مردم بود و لفظی هم که میخواندند. قرآنی که الآن گم شده قرآن عینی یعنی وجود اصلی قرآن است. امیرالمؤمنین ع به مردم فرمودند ای مردم گول قرآنهایی را نخورید که کتبی است و به نیزه زدهاند. شما بهسراغ قرآن عینی و مصداقی بروید که در ظرف هستی موجود است. انا القرآن الناطق من آن قرآن واقعی در ظرف هستی و وجود خارجی هستم. شما وقتی الآن میخواهید به قرآنهای کتبی مراجعه کنید چه میفهمید؟ از این چهار وجود برای قرآن معلوم شد که وجود حقیقی و وجود موجود در ظرف هستی چیست؟ ب همۀ قرآن نزد امیرالمؤمنین ع علی ع بهدلیل روایات اهلسنت قرآن عینی خداست. وقتی روایت میگوید که علی ع قرآن عینی است آیا در دنیا و آخرت حلال و حرام مشکلات وسوسهها پیچیدگیهای فکری و مسائل اخلاقیمان آیا جایز است که با بودن امیرالمؤمنین ع به دیگری مراجعه کرد؟ دیگری که قرآن ناطق و عینی نیست همه قرآن نزد امیرالمؤمنین ع است. ابنابیالحدید از بزرگان اهلسنت و شخصیت معروفی است همه شما هم اسم او را از کودکی تا حالا شنیدهاید. در شرح نهجالبلاغه خود از امیرالمؤمنین ع نقل میکند که علیبنابیطالب به مردم فرمودند ذلک القرآن فاستنطقوه و لن ینطق این قرآنی که پیش شما و در قفسه است روبهروی خود بگذارید و به حرفش بیاورید؛ به آن بگویید از اعماق مطالبی به ما خبر بده که الآن تو داری و بهصورت کتبی روی کاغذ هستی. به قرآن بگوییم حرف بزند و به حرفش بیاوریم حضرت میفرمایند اگر تا ابد روبهروی قرآن بنشینید قرآن صدا ندارد گلو و زبان هم ندارد و حرف نمیزند. و لکن اخبرکم عنه الا ان فیه علم ما یاتی ولی قرآنی که میتواند حرف بزند و صدا دارد علی است. من به شما خبر بدهم چون من زبان قرآن هستم؛ در این کتاب سی جزئی 114 سوره و ششهزار و ششصدوچند آیه چه هست؟ بدانید و به هوش باشید که آنچه تا ابد به آینده مربوط است در این قرآن است. شما نمیتوانید خودش را به حرف بیاورید و به حرف نمیآید بیایید تا من به شما بگویم آنچه در قرآن از مسائل آینده تا ابدیت است همه اینها پیش من است. و الحدیث عن الماضی را از علی بپرسید. جریانات عالم گذشته از آن نقطه شروعی که خدا میخواست آفرینش را شروع کند تا الآن در قرآن است. از جریانات عالم خلقت و عالم طبیعت تا جریاناتی که قرنها و میلیونها سال بر انسانها گذشته است همه پیش من است بیایید از من بپرسید. خود قرآن به حرف نمیآید و فقط میگوید ان الساعه لآتیه قیامت میآید. حالا شما به قرآن بگو که به زبان دربیا و این ان الساعه لآتیه را برای ما توضیح بده؛ به زبان درنمیآید و توضیح نمیدهد یکی باید قرآن را توضیح بدهد تا ما بفهمیم و حجت بر ما تمام بشود. شما بیایید تا امیرالمؤمنین ع از لحظه مرگ تا تقسیم مردم به بهشت و جهنم و بعد از بهشت و جهنم خبر بدهد. و دوا دائکم داروی بیماریهای فکری روحی و قلبی شما در این قرآن است. و نظم ما بینکم نظامدهنده زندگیتان بر پایه عدالت در این قرآن است؛ بیایید تا من به شما خبر بدهم. ج علم اندک صحابه در برابر دریای بیکران علم امیرالمؤمنین ع نویسنده کتاب ینابیعالموده مطلبی را از ابنعباس در جلد اول صفحه 215 کتاب خود نقل میکند که اللهاکبر از این مطلب مطلب این است علم رسول الله من علم الله تبارک و تعالی دانش … امیرالمؤمنین ع شناخته شود. این مباحث هم جنبه اعتقادی دارد امامشناسی جز علومی است که در فرهنگ ائمه واجب معرفی شده هم شما را به مکتب راه مسیر و سلوکتان یقین میدهد؛ یقین میدهد که راهی که شما در آن قرار دارید و سلوک میکنید حق است. حقی که به قول قرآن مجید لا یاتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه سوره فصلت آیه 42 نه جادهای از پیش روی این حق برای ورود به باطل باز است و نه جادهای را میتوان از آیندۀ این حق باز دید که باطل از آن جاده به حق راه پیدا بکند.همه حکمای الهی حتی حکمای خارجی هم هم همین حرف را میزنند و چارهای ندارند چون واقعیت و حق است؛ اینها میگویند هر چیزی در این عالم هستی دارای چهار لباس از وجود است وجود کتبی وجود لفظی وجود ذهنی و وجود خودش که در ظرف جهان موجود است. کل موجودات عالم دارای چهار وجودحالا چند مثال میتوان دراینزمینه زد؟ به تعداد کل موجودات میتوان مثال زد که من یکیدو مثال آن را برایتان عرض میکنم. آب عنصری است که در عالم هست و چهار تا وجود دارد یک وجودش وجود کتبی است که الآن در هزاران کتاب ثبت است. ما وقتی کتاب را باز میکنیم آن آب کتبی را میبینیم و منکر آن هم نیستیم. اگر به بچه کلاس اولی بگوییم که پسرجان این لغت چیست؟ میگوید آب است. اتفاقا از اولین کلماتی که به بچهها یاد میدهند آب نان و بابا است. همین آب الآن در زبان بچه بود این نوشته چیست؟ آب است. این وجود لفظی است. مفهوم آب یک وجود ذهنی هم دارد که موجودی روان و خنک است در بسیاری از امور زندگی ما بهکار میرود و در ذهن ماست.یک وجودش وجود عینی است؛ عینی یعنی آنچه در خارج عالم و هستی موجود است همین بود که با آن وضو گرفتیم و وارد مسجد شدیم. پس چهارتا وجود کتبی لفظی ذهنی و عینی یعنی موجود در خارج شد. آثار برای کدام یکی از این چهارتا وجود است؟ آیا وجود کتبی ما را در تشنگی سیراب میکند؟ خیر سیراب نمیکند. آیا وجود لفظی ما را در تشنگی سیراب میکند؟ خیر سیراب نمیکند. آیا وجود ذهنی ما را در تشنگی سیراب میکند؟ خیر سیراب نمیکند. ما ا لآن میتوانیم اقیانوس اطلس را در ذهنمان تصور بکنیم اما کله ما خیس نمیشود و بزرگتر هم نمیشود. آثار برای این آب بیرونی و عینی است. اگر بهسراغ هرچه برویم همین است. برای مثال برق یک وجود کتبی دارد که در تمام ورقهها نوشته است اداره برق. آنچه روی کاغذ چاپ کردهاند وجود کتبی است و وقتی میگویم که ببینم برق ما چقدر شده این وجود لفظی است. در ذهنم هم هست که برق یعنی روشنایی در وجود خارج و عین هم همین است که الآن در مسجد روشن است. این برق عینی است یعنی موجود در خارج از لفظ و ذهن و کتابت. اکنون تقریبا حرف حکمای الهی از چندهزار سال قبل روشن شد.حالا بهسراغ شی پرقیمتی میآییم که در قیمت هموزن ندارد بسیار مورد عنایت پروردگار است انبیای خدا خبر آن را قبل از بهوجودآمدنش دادهاند. در قرآن هم در سوره بقره و هم در سوره مبارکه اعراف است؛ اگر بخواهم آیاتش را بخوانم طول میکشد. انبیا از این شی قیمتی خبر دادهاند که نمونه و هموزن ندارد سلامت دنیا و آخرت مردم هم به زلف این عنصر گره خورده است. این شی قیمتی قرآن است. قرآن دارای چهار جلوۀ هستیامروز نهتنها ما مسلمانها بلکه تقریبا دومیلیارد مسلمان و کل انسانها میدانند که قرآن وجود دارد این قرآن مجید هم مثل همه اشیا و عناصر عالم چهار وجود دارد یک وجود کتبی همین قرآن روی کاغذ است که در قفسههای خانهها و مساجد قرار دارد. یک وجود لفظی دارد که ما بخشی از آن را امروز در نماز ظهروعصر خواندیم بسم الله الرحمن الرحیم × الحمدلله رب العالمین × الرحمن الرحیم این وجود لفظی است. یک وجود ذهنی هم دارد که کل قرآن در ذهن بعضی از جوانهای کشور ما و مسنترهاست. این وجود ذهنی است. حالا سؤالم این است آیا امکان دارد قرآن مجید را از کل موجودات عالم که دارای چهار وجود هستند استثنا کنیم و بگوییم قرآن فقط سه وجود کتبی لفظی و ذهنی دارد اما وجود مصداقی و عینی کامل جامع همهجانبه ندارد؟ آیا میتوان گفت من قرآن کتبی را که سالی چند میلیون چاپ میشود قبول دارم؛ قرآن لفظی هم قبول دارم که میخوانیم؛ قرآن ذهنی را هم قبول دارم؛ اما قرآن مصداقی عینی و موجود در ظرف عالم را قبول ندارم؛ چون قرآن سه وجود دارد چهارتا ندارد. هیچکس این را نمیگوید؛ حتی بیدینها خارجیها شرقیها و غربیها هم نمیگویند هر کسی با دانش
معدن علم الهی
لازم است درباره گستره دانش امیرالمؤمنین ع یک مقدمه مهم از قرآن مجید برایتان بگویم.سوره مبارکه نمل داستان مفصل حضرت سلیمان ع و ملکه سبا را نقل
دانش و بينش اهل بيت و امامان معصوم
دانش و اسرار و رموز و معارف و حقایق است سخن گفت و او پس از پیامبر بر پایه دانشی که از حضرت رسالت پناه به ارث برد در آیات قرآن و تاویل و تفسیرش از همه تا قیامت داناتر و آگاهتر است.از ابن مسعود روایت است که همانا قرآن بر هفت حرف هفت ریشه و اساس علم که مایه همه علوم است نازل شده از آن حرفی نیست مگر این که برایش ظاهری و باطنی است و بیتردید علی ع کسی است که دانش و باطن نزد اوست.مؤلف کتاب فتوحات اسلامیه مینویسد علی رضیاللهعنه چنان بود که خدا دانش فراوان و کشفیات زیادی به او عطا کرده بود.ابوطفیل گفته دیدم علی ضمن سخنرانی میگوید از من هر چه بخواهید از کتاب خدا بپرسید والله قسم آیهای نیست مگر این که من داناترم شب نازل شده یا روز در هامون یا کوه؟ و اگر میخواستم هفتاد شتر از تفسیر فاتحه الکتاب بار میکردمابن عباس رضی الله عنه گفته دانش رسول خدا از دانش خدای تبارک و تعالی است و دانش علی از دانش پیامبر است و دانش من از دانش علی است و دانش من و دانش اصحاب محمد در برابر دانش علی چیزی نیست جز مانند قطرهای در هفت دریاو نیز ابن عباس گفته بیتردید نه دهم از علم و دانش به علی بنابی طالب داده شده و سوگند به خدا مسلما در یک دهم دیگر نیز شریک مردم است. 12 با توجه به دانش و بینش سرشار امیرالمؤمنین … امیرالمؤمنین و امامان پس از او میباشند 2 و روایات متقن و استواری که گویای این حقیقتاند که امامان معدن دانش و شجره نبوت و محل رفت و آمد فرشتگاناند 3 و نیز بیانگر این واقعیتاند که امامان دانش پیامبر و همه انبیا و اوصیائی که پیش از آنان بودند به ارث بردند 4 و پیروی از آنان بر همگان تا قیامت واجب است 5 و آنان والیان امر خدا و گنجینه دانش پروردگارند 6 و خلفای انتخابی حق در زمین هستند 7 و نور خدا 8 و ارکان زمین 9 و حامل همه علوم فرشتگان و پیامبران و رسولانند 10 به روشنی و بیتردید و شک استفاده میشود که پیامبر اسلام همه علوم خود را به اذن خدا به خاطر نورانیت و صفا و طهارت باطنی اهل بیت و امامان معصوم به آنان منتقل کرد که حجت الهی در وجوب طاعت از آنان بر همگان تمام باشد و در دنیا و آخرت نسبت به انحرافاتی که سر راه زندگی مردم قرار میگیرد عذر و بهانه قابل قبولی در پیشگاه خدا نداشته باشند.لئلا یکون للناس علی الله حجه 11 تا مردم را در دنیا و آخرت نسبت به انحرافشان در برابر خدا عذر و بهانهای نباشد.بر این اساس این اهل بیت و امامان معصوماند که با دریافت همه علوم از آن حضرت در مسئولیتی که در رابطه با رسالت از پروردگارش داشت تدبر نمودند و روی بصیرت و بینشی که در کار خود داشتند و هدایتی که از سوی خداوند در آستان پر ارزششان تجلی داشت در اقیانوس بیکران یقین و اطمینان و باور و ایمان فرو رفتند و در حمل علوم و معارف الهی به عالیترین مقام و بالاترین قله کمال رسیدند.امیرالمؤمنین ع … ع است که ابن عباس میگوید حضرتش از ابتدای شب تا پایان آن برای من تفسیر فاتحه الکتاب میگفت هنوز از تفسیر با بسم الله نگذشته بود و پس از آن فرمود من آن نقطهام که زیر با بسم الله است.از خود امیرالمؤمنین روایت است که آنچه در همه کتابهای خداست در قرآن است و آنچه در همه سورههای فرقانی قرار دارد در آیه بسمله نهاده شده و آنچه در بسم الله الرحمن الرحیم مندرج است با بسم الله مشتمل بر آن است و آنچه که در با بسم ثابت است نقطه با دال بر آن است و منم آن نقطهای که زیر با بسمالله است. 13 و این حقیقت بدان معناست که چون همه علوم و معارفی که به صورت کتبی در همه اعصار نظام یافته از نقطه شروع شده و به عبارت دیگر از دل نقطه بیرون آمد و نقطه برای همه علوم و معارف کتبی به منزله چشمه است که علوم و معارف از آن منتشر شده است پس امیرالمؤمنین ع نسبت به همه علوم و معارف به ویژه حقایق قرآنی چون چشمه فورانکنندهای است که هرگونه دانشی از آن حضرت به همه جهان منتشر شد چنان که خود حضرت در خطبه شقشقیه فرموده ینحدر عنی السیل 14 دانش
دانش و بينش اهل بيت و امامان معصوم
دانش و اسرار و رموز و معارف و حقایق است سخن گفت و او پس از پیامبر بر پایه دانشی که از حضرت رسالت پناه به ارث برد در آیات قرآن و تاویل و تفسیرش از همه تا قیامت داناتر و آگاهتر است.از ابن مسعود روایت است که همانا قرآن بر هفت حرف هفت ریشه و اساس علم که مایه همه علوم است نازل شده از آن حرفی نیست مگر این که برایش ظاهری و باطنی است و بیتردید علی ع کسی است که دانش و باطن نزد اوست.مؤلف کتاب فتوحات اسلامیه مینویسد علی رضیاللهعنه چنان بود که خدا دانش فراوان و کشفیات زیادی به او عطا کرده بود.ابوطفیل گفته دیدم علی ضمن سخنرانی میگوید از من هر چه بخواهید از کتاب خدا بپرسید والله قسم آیهای نیست مگر این که من داناترم شب نازل شده یا روز در هامون یا کوه؟ و اگر میخواستم هفتاد شتر از تفسیر فاتحه الکتاب بار میکردمابن عباس رضی الله عنه گفته دانش رسول خدا از دانش خدای تبارک و تعالی است و دانش علی از دانش پیامبر است و دانش من از دانش علی است و دانش من و دانش اصحاب محمد در برابر دانش علی چیزی نیست جز مانند قطرهای در هفت دریاو نیز ابن عباس گفته بیتردید نه دهم از علم و دانش به علی بنابی طالب داده شده و سوگند به خدا مسلما در یک دهم دیگر نیز شریک مردم است. 12 با توجه به دانش و بینش سرشار امیرالمؤمنین … امیرالمؤمنین و امامان پس از او میباشند 2 و روایات متقن و استواری که گویای این حقیقتاند که امامان معدن دانش و شجره نبوت و محل رفت و آمد فرشتگاناند 3 و نیز بیانگر این واقعیتاند که امامان دانش پیامبر و همه انبیا و اوصیائی که پیش از آنان بودند به ارث بردند 4 و پیروی از آنان بر همگان تا قیامت واجب است 5 و آنان والیان امر خدا و گنجینه دانش پروردگارند 6 و خلفای انتخابی حق در زمین هستند 7 و نور خدا 8 و ارکان زمین 9 و حامل همه علوم فرشتگان و پیامبران و رسولانند 10 به روشنی و بیتردید و شک استفاده میشود که پیامبر اسلام همه علوم خود را به اذن خدا به خاطر نورانیت و صفا و طهارت باطنی اهل بیت و امامان معصوم به آنان منتقل کرد که حجت الهی در وجوب طاعت از آنان بر همگان تمام باشد و در دنیا و آخرت نسبت به انحرافاتی که سر راه زندگی مردم قرار میگیرد عذر و بهانه قابل قبولی در پیشگاه خدا نداشته باشند.لئلا یکون للناس علی الله حجه 11 تا مردم را در دنیا و آخرت نسبت به انحرافشان در برابر خدا عذر و بهانهای نباشد.بر این اساس این اهل بیت و امامان معصوماند که با دریافت همه علوم از آن حضرت در مسئولیتی که در رابطه با رسالت از پروردگارش داشت تدبر نمودند و روی بصیرت و بینشی که در کار خود داشتند و هدایتی که از سوی خداوند در آستان پر ارزششان تجلی داشت در اقیانوس بیکران یقین و اطمینان و باور و ایمان فرو رفتند و در حمل علوم و معارف الهی به عالیترین مقام و بالاترین قله کمال رسیدند.امیرالمؤمنین ع … ع است که ابن عباس میگوید حضرتش از ابتدای شب تا پایان آن برای من تفسیر فاتحه الکتاب میگفت هنوز از تفسیر با بسم الله نگذشته بود و پس از آن فرمود من آن نقطهام که زیر با بسم الله است.از خود امیرالمؤمنین روایت است که آنچه در همه کتابهای خداست در قرآن است و آنچه در همه سورههای فرقانی قرار دارد در آیه بسمله نهاده شده و آنچه در بسم الله الرحمن الرحیم مندرج است با بسم الله مشتمل بر آن است و آنچه که در با بسم ثابت است نقطه با دال بر آن است و منم آن نقطهای که زیر با بسمالله است. 13 و این حقیقت بدان معناست که چون همه علوم و معارفی که به صورت کتبی در همه اعصار نظام یافته از نقطه شروع شده و به عبارت دیگر از دل نقطه بیرون آمد و نقطه برای همه علوم و معارف کتبی به منزله چشمه است که علوم و معارف از آن منتشر شده است پس امیرالمؤمنین ع نسبت به همه علوم و معارف به ویژه حقایق قرآنی چون چشمه فورانکنندهای است که هرگونه دانشی از آن حضرت به همه جهان منتشر شد چنان که خود حضرت در خطبه شقشقیه فرموده ینحدر عنی السیل 14 دانش
دانش و بينش اهل بيت و امامان معصوم
دانش و اسرار و رموز و معارف و حقایق است سخن گفت و او پس از پیامبر بر پایه دانشی که از حضرت رسالت پناه به ارث برد در آیات قرآن و تاویل و تفسیرش از همه تا قیامت داناتر و آگاهتر است.از ابن مسعود روایت است که همانا قرآن بر هفت حرف هفت ریشه و اساس علم که مایه همه علوم است نازل شده از آن حرفی نیست مگر این که برایش ظاهری و باطنی است و بیتردید علی ع کسی است که دانش و باطن نزد اوست.مؤلف کتاب فتوحات اسلامیه مینویسد علی رضیاللهعنه چنان بود که خدا دانش فراوان و کشفیات زیادی به او عطا کرده بود.ابوطفیل گفته دیدم علی ضمن سخنرانی میگوید از من هر چه بخواهید از کتاب خدا بپرسید والله قسم آیهای نیست مگر این که من داناترم شب نازل شده یا روز در هامون یا کوه؟ و اگر میخواستم هفتاد شتر از تفسیر فاتحه الکتاب بار میکردمابن عباس رضی الله عنه گفته دانش رسول خدا از دانش خدای تبارک و تعالی است و دانش علی از دانش پیامبر است و دانش من از دانش علی است و دانش من و دانش اصحاب محمد در برابر دانش علی چیزی نیست جز مانند قطرهای در هفت دریاو نیز ابن عباس گفته بیتردید نه دهم از علم و دانش به علی بنابی طالب داده شده و سوگند به خدا مسلما در یک دهم دیگر نیز شریک مردم است. 12 با توجه به دانش و بینش سرشار امیرالمؤمنین … امیرالمؤمنین و امامان پس از او میباشند 2 و روایات متقن و استواری که گویای این حقیقتاند که امامان معدن دانش و شجره نبوت و محل رفت و آمد فرشتگاناند 3 و نیز بیانگر این واقعیتاند که امامان دانش پیامبر و همه انبیا و اوصیائی که پیش از آنان بودند به ارث بردند 4 و پیروی از آنان بر همگان تا قیامت واجب است 5 و آنان والیان امر خدا و گنجینه دانش پروردگارند 6 و خلفای انتخابی حق در زمین هستند 7 و نور خدا 8 و ارکان زمین 9 و حامل همه علوم فرشتگان و پیامبران و رسولانند 10 به روشنی و بیتردید و شک استفاده میشود که پیامبر اسلام همه علوم خود را به اذن خدا به خاطر نورانیت و صفا و طهارت باطنی اهل بیت و امامان معصوم به آنان منتقل کرد که حجت الهی در وجوب طاعت از آنان بر همگان تمام باشد و در دنیا و آخرت نسبت به انحرافاتی که سر راه زندگی مردم قرار میگیرد عذر و بهانه قابل قبولی در پیشگاه خدا نداشته باشند.لئلا یکون للناس علی الله حجه 11 تا مردم را در دنیا و آخرت نسبت به انحرافشان در برابر خدا عذر و بهانهای نباشد.بر این اساس این اهل بیت و امامان معصوماند که با دریافت همه علوم از آن حضرت در مسئولیتی که در رابطه با رسالت از پروردگارش داشت تدبر نمودند و روی بصیرت و بینشی که در کار خود داشتند و هدایتی که از سوی خداوند در آستان پر ارزششان تجلی داشت در اقیانوس بیکران یقین و اطمینان و باور و ایمان فرو رفتند و در حمل علوم و معارف الهی به عالیترین مقام و بالاترین قله کمال رسیدند.امیرالمؤمنین ع … ع است که ابن عباس میگوید حضرتش از ابتدای شب تا پایان آن برای من تفسیر فاتحه الکتاب میگفت هنوز از تفسیر با بسم الله نگذشته بود و پس از آن فرمود من آن نقطهام که زیر با بسم الله است.از خود امیرالمؤمنین روایت است که آنچه در همه کتابهای خداست در قرآن است و آنچه در همه سورههای فرقانی قرار دارد در آیه بسمله نهاده شده و آنچه در بسم الله الرحمن الرحیم مندرج است با بسم الله مشتمل بر آن است و آنچه که در با بسم ثابت است نقطه با دال بر آن است و منم آن نقطهای که زیر با بسمالله است. 13 و این حقیقت بدان معناست که چون همه علوم و معارفی که به صورت کتبی در همه اعصار نظام یافته از نقطه شروع شده و به عبارت دیگر از دل نقطه بیرون آمد و نقطه برای همه علوم و معارف کتبی به منزله چشمه است که علوم و معارف از آن منتشر شده است پس امیرالمؤمنین ع نسبت به همه علوم و معارف به ویژه حقایق قرآنی چون چشمه فورانکنندهای است که هرگونه دانشی از آن حضرت به همه جهان منتشر شد چنان که خود حضرت در خطبه شقشقیه فرموده ینحدر عنی السیل 14 دانش
حدیث مدارا
ع در وصف پرهیزکارانی که صبر کردند فرمود بعد از این صبر آنها به آسایش طولانی دست یافتند . 26 امام صادق نیز در این باب فرمودند هر مردی که به دردی گرفتار شود و صبر کند و آن را در راه خدا به شمار آورد خداوند اجر هزار شهید را برایش رقم می زند . 27 پیامبر خدا نیز در باب اجر مدارا چنین می فرمایند هر مردی که به خاطر خدا و به امید پاداش او در برابر بداخلاقی همسرش صبر کند و آن را به حساب خدا گذارد خداوند متعال برای هر روز و شبی که شکیبایی می ورزد و مدارا می کند همان ثوابی را به او می دهد که به ایوب در قبال بلایی که دید عطا کرد و گناه زن نیز در هر روز و شب به اندازه ریگ های ریگستان باشد. 28 و هر زنی در برابر بداخلاقی شوهرش شکیبایی ورزد و مدارا کند خداوند همانند ثواب آسیه به او عطا می کند . 29 و چه قدر انسان باید شقی باشد که امری را با وجود این که مصالح دنیا و آخرت در آن است نادیده بگیرد و نه تنها دنیای زودگذر خود را به خطر اندازد بلکه آخرت همیشه جاودانش را نیز تباه گرداند پی نوشت ها 1 . غررالحکم ح 7232.2 . الخصال ص 426.3 . تحف العقول ص 218.4 . شرح نهج البلاغه ج 20 ص 318 .5 . غررالحکم ح 9947.6 . همان ح 5266.7 . همان ح 772.8 . همان ح 9006.9 . همان ح 7842.10 . ارشاد القلوب ص 321.11 . غررالحکم ح 6114.12 . همان ح 8400.13 . کنزالعمال ح 9453.14 . وسائل الشیعه ج 12 ح 288 .15 . تحف العقول ص 409.16 . کافی ج 2 ص 117.17 . همان ص 116.18 . همان جا.19 . غررالحکم ح 4629.20 . همان ح 5610.21 . فروغ ابدیت ج 2 ص 318.22 . دانش نامه امیرالمؤمنین
معنای حقیقی قرآن در وجود کیست؟
امیرالمؤمنین ع و فضل ابنعباس فرمود زیر بغل من را بگیرید بلندم کنید و به مسجد ببرید. همه نوشتند با کمک آن دو تا میآمد پایش قدرت ندارد پایش را میکشید راه هم طولانی نبود در خانهاش در مسجد باز میشد در مسجد پر بودند آمد دید پله اول و دوم را نمیتواند برود بالا میخورد زمین نشست روی پلۀ اول این تکلیف امت را تا قیامت معلوم کرد و رفت. انی تارک فیکم الثقلین؛ کتاب الله و عترتی اهل بیتی ما ان تمسکتم بهما... اگر شما چنگ به دامن این دو تا بزنید قرآن ـ نه فقط قرآن ـ و معلمان واقعی لن تضلوا من بعدی ابدا هرگز روی گمراهی نخواهید دید. دریای علم امیرالمؤمنین ع دانش
چرا به امام علی(ع)، «امیر المؤمنین» میگویند؟
ع امیرالمؤمنین است. در روایات آمده است که این لقب اختصاص به آنحضرت دارد و هیچکس حتی امامان دیگر هم نمیتوانند این لقب را برای خود استفاده کنند. امام صادق ع به مردی که با نام امیرالمؤمنین به ایشان سلام کرد فرمود این اسم فقط برای حضرت علی بن ابیطالب جایز است و این نامی است که خدا برای او انتخاب کرده استدر روایات در علت نامگذاری امام علی ع به امیرالمؤمنین چند وجه بیان شده است 1. امامت و ولایت در روایتی پیامبر اکرم ص امام علی ع را اینگونه توصیف میکند ...انت امام کل مؤمن و مؤمنه و ولی کل مؤمن و مؤمنه بعدی... ؛ و تو پس از من امام و ولی هر مرد و زن با ایمان هستی 2. اعطای علم در برخی از روایات معنای دیگری برای این عبارت بیان شده است که علت انتخاب این لقب برای امام علی ع به این دلیل است که به مؤمنان علم و دانش
ردّ جبر و تفویض در کلام حضرت امیرالمؤمنین (ع)
امیرالمؤمنین ع است. همان طور که بدیهی است حضرت امیرالمؤمنین ع باب علم پیغمبر ص و خزینۀ دانش خداوند و معدن حکمت است. … امیرالمؤمنین ع به عنوان من عنده علم الکتاب یاد میکند. کسیکه من عنده علم الکتاب است بدیهی است که صفحۀ وجودیش صفحۀ حقایق است. خطبۀ شقشقیه حضرت امیرالمؤمنین ع را اهل سنت نیز نقل کردهاند. بعضی از افرادیکه این خطبه را نقل کردهاند ابن ابی الحدید عبدالله خیاط یکی از عالمان مصر و محمد عبده است. البته بعضی افراد معاند منکر آن شدهاند. حضرت در قسمتی از این خطبه میفرماید ینحدر 3 عنی السیل 4 دانش … بگو کافی است که خدا با آیات حکیمانه قرآنش و کسی چون امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب ع که دانش کتاب نزد اوست میان من و شما نسبت به پیامبریام گواه
امیرالمؤمنین(ع)، برترین و کاملترین الگوی بشریت
امیرالمؤمنین ع الگوی کامل بشریتوقتی ایشان علی ع را با عینک این دانش نگاه میکردند از طرف خدا بر خودشان واجب میدانستند که امیرالمؤمنین ع را معرفی … امیرالمؤمنین ع از کتب غیرشیعه است و تمام روایات این کتب درباره امیرالمؤمنین ع از رسول خدا ص نقل شدهاند؛ من بهعلت ارزش و عظمت نعمت اطمینان برای اینکه شما به پیغمبر ص اطمینان پیدا بکنید لازم است که یک مقدمه از قرآن برایتان بگویم تا دلتان به پیغمبر ص آرام بشود؛ بعد نظریات حضرت را درباره امیرالمؤمنین ع با یقین و اطمینان قبول بکنید و تردید برایتان نیاید. تمام روایاتی که در اینجا بیان میشود از مهمترین کتابهای غیرشیعه است که خودشان این کتابها را قبول دارند روایات سند و مدرک دارد و در بیشتر روایاتشان هم میگویند اسناده صحیح یا صحیح بشرط شیخین یعنی مسلم و بخاری. علمای مؤلف آن کتابها میگویند این روایاتی که ما درباره امیرالمؤمنین ع نقل میکنیم یقین صددرصد به صحیح بودنش داریم؛ اگر ما یقین نداشتیم یا از طریق مؤلف کتاب یا از طریق خود کتاب یا از طریق راویان روایت رد میکردیم. آنها هم آماده خدشهزدن به مطالب هستند ولی خودشان میگویند که راه ایراد به این روایات بسته است. پیامبر خدا ص دریای بیساحل علم مطلق-معنای امی در لغت عربو اما آیه چه میگوید؛ آیه میفرماید هو الذی بعث فی الامیین سوره جمعه آیه 2 نکته آیه فقط همین الامیین است که این خیلی مهم است من متعجب هستم که چرا بعضی از کتابها این الامیین را از معنای اصلیاش به معنای دیگری بردهاند و گفتهاند الامیین یعنی مردمی که در مکه زندگی میکنند؛ درحالیکه معنایش این نیست تمام کتابهای لغت عرب را ببینید؛ چه لغاتی که مسیحیان عرب نوشتهاند چه لغاتی که مسلمانهای عرب نوشتهاند و چه لغاتی که قدیمیها نوشتهاند. امی یعنی انسانی که مطلقا خواندن و نوشتن بلد نیست به عمرش هم کنار معلم در مکتب و مدرسه زانو نزده است. -پیامبر خدا ص عالم به تمام علوماین امی است و قرآن میگوید من کسی را به رسالت مبعوث کردم که نه خوانده نه نوشته و نه معلمی دیده بود. از نظر عدم قرائت کتابت و معلم ندیدن مثل تمام مردم شهرش بیسواد محض بود. این بیسواد محض را برانگیختم چهکار با دل و روحش کردم یتلوا علیهم آیاته تا آیات سه کتاب را بین مردم بخواند و به آنها برساند آیات کتاب آفرینش آیات کتاب نفس یعنی وجود انسان و آیات قرآن. روز اول بعثت فوری او را عالم به تمام هستی تمام ظاهر و باطن انسان و تمام قرآن درآوردم؛ یعنی همه علم -هستیشناسی انسانشناسی و دینشناسی- را همان لحظه به او دادم. -روشهای تزکیه انسانی در اختیار پیامبر خدا ص و یزکیهم تمام روشهای تزکیه انسانی رشد انسان و به سلامتآمدن انسان را در اختیارش گذاشتم. میلیونها روانشناس در کنارش معلم کلاس اول هم نیستند شما روانکاویهای پیغمبر ص را درباره انسان در کتابها ببینید وسائلالشیعه سی جلدی بحارالانوار 110 جلدی اصول کافی دو جلدی مجموعه ورام تحفالعقول و من لایحضرهالفقیه . روانکاوی ایشان را در این کتابها ببینید که یک روانکاوی صددرصد کامل و جامع است. -تعلیم حکمت بهقدر ظرفیت مردم و یعلمهم الکتاب و الحکمه او را مبعوث کردم که تمام قرآن را بهاندازه ظرفیت مردم به مردم تعلیم بدهد نه بهاندازه خود قرآن و به مردم حکمت بیاموزد. از این آیه استفاده میشود که ایشان دریای بدون ساحل علم مطلق بودند و در یک کلمه کسی بوده که در مقابل هیچ سؤالی نمیدانم و بلد نیستم نداشته است؛ همهاش میدانم و بلد هستم بوده است. این دانش
خيانتها و جنايات شيطان
امیرالمؤمنین ع که کانون معرفت و دریای بی ساحل دانش و آگاه به همه حقایق است در رابطه با این دشمن بی رحم و خائن غدار که بیشتر در چهره جنس دو پا
ارزش علم
نور ظل احیا تامل و دقت شود و برای یافتن مفهوم معنوی آنها از روایات استفاده گردد روشن میشود که بازگشت همه اینها به علم و دانش و بصیرت و بینش است. 6 امیرالمؤمنین ع … که سبب شناختن خدا و قیامت و احکام الهیه و مسائل اخلاقی و شامل مواعظ و پندها و حکمت های استوار است.در رابطه با این علم شریف و دانش منیف است که امیرالمؤمنین ع … دانش و حکمت برشرف شریف میافزاید و برده را به چنان مقام و مرتبه ای میرساند که در مجالس شاهان برای افزودن به ارزش آن مجالس بنشیند.از نبی اکرم روایت شده اذا مات ابن آدم انقطع عمله الا من ثلاث صدقه جاریه او علم ینتفع به او ولد صالح یدعوله 21 هنگامی که فرزند آدم بمیرد پرونده عملش بسته میشود مگر از سه برنامه کار خیری که جریان داشته باشد دانشی که از آن بهره برند فرزند شایستهای که برایش دعا کند.از امیرالمؤمنین ع
ارزش علم
نور ظل احیا تامل و دقت شود و برای یافتن مفهوم معنوی آنها از روایات استفاده گردد روشن میشود که بازگشت همه اینها به علم و دانش و بصیرت و بینش است. 6 امیرالمؤمنین ع … که سبب شناختن خدا و قیامت و احکام الهیه و مسائل اخلاقی و شامل مواعظ و پندها و حکمت های استوار است.در رابطه با این علم شریف و دانش منیف است که امیرالمؤمنین ع … دانش و حکمت برشرف شریف میافزاید و برده را به چنان مقام و مرتبه ای میرساند که در مجالس شاهان برای افزودن به ارزش آن مجالس بنشیند.از نبی اکرم روایت شده اذا مات ابن آدم انقطع عمله الا من ثلاث صدقه جاریه او علم ینتفع به او ولد صالح یدعوله 21 هنگامی که فرزند آدم بمیرد پرونده عملش بسته میشود مگر از سه برنامه کار خیری که جریان داشته باشد دانشی که از آن بهره برند فرزند شایستهای که برایش دعا کند.از امیرالمؤمنین ع
امیرالمؤمنین(ع)، ملاک صراط مستقیم
امیرالمؤمنین ع برادران اهلسنت اگر امکان داشت من حدود صد کتاب میآوردم و بغل منبر میچیدم دانهدانه این کتابها را جلوی دوربین باز میکردم که فقط هفتاد بار به نقل خودتان ما نیازی نبوده که اینها را در کتابهایمان بنویسیم؛ ولی شما علمای بزرگ اهلسنت نوشتهاید شماره هم دارد در مسائل شرعی تفسیر قرآن و قضاوتها اشتباه پیش آمد عمر گفت لولا علی لهلک عمر اگر علی نبود آبرو برای من نمیماند. ایشان هفتادبار اقرار کرده است چون در قضاوتها و مسائل فقهی دچار اشتباه شده بود. چه کسی میتواند ادعا بکند که من ملاک صراط مستقیم و آگاه به همه حقایق قرآن هستم؟ حالا اینکه خود عمر هفتادبار اقرار میکند اگر علم فکر شخصیت و دانش … امیرالمؤمنین ع را به چه دلیل واجبالقتل میدانید؟ شاید شما را قانع کردند ما را که قانع نکردند. برادران اهلسنت اگر ماه رمضان ادامه داشت و وقت بود من با ضبط دوربین تلویزیون که واقعا در زمینه دین خدمت میکنند و صدای خدا را از مساجد در سه شب احیا به تمام کره زمین میرسانند. البته احیاهای علما را پخش میکنند حالا علاقه داشتند که احیاهای من را هم پخش بکنند. من از طرف خودم و همه آنهایی که احیاهایشان پخش شد و نیز پخش منبرها برای بیداری مردم واقعا از صداوسیما تشکر میکنم. کارتان بسیار بزرگ بود؛ چون اگر شما نبودید صدای ما در همین چهارچوب مسجد میماند. الآن صدای ما در کل کره زمین است و این کار شماست. کارتان بسیار باارزش و قابلتقدیر و تشکر است. خداوند زحمات همه شما از مدیریت بالا تا کارمندهای جز را واقعا نور دنیا و آخرت شما قرار دهد که کار مهمی میکنید. -اعتراف عمر به دانش … امیرالمؤمنین ع چهره انسانی صراط مستقیمحال این سؤال مطرح میشود ای امت پیغمبر از کسانی که در زمان مرگش بودید تا الآن انصاف بدهید و بگویید کدامهایتان حاضر هستید با دلیل ثابت بکنید که من ملاک شناخت صراط مستقیم هستم؟ کدامهایتان حاضر هستید اعلام بکنید که من به کل حقایق قرآن آگاه هستم؟ چرا هیچکدام از شما تا حالا چنین ادعایی را نکردید؟ آنهایی که بعد از مرگ پیغمبر ص بودند هیچکدام این ادعا را نکردند.برادران اهلسنت بزرگان قابلقبول شما نقل کردهاند که کتابهایتان هم در ایران پر است؛ قم تهران زاهدان سیستانوبلوچستان و کردستان. من تقاضا میکنم که کتابهای خودتان را اگر هم عربی بلد نیستید بخرید و پیش عالمان خودتان ببرید به آنها بگویید که نشان بدهند احدی بعد از پیغمبر ص تا الآن ادعا نکرده است که به کل حقایق قرآن وارد هستم بیایید از من بپرسید من ملاک صراط مستقیم هستم. -اقرار ابوبکر به امتیازات امیرالمؤمنین ع برای جانشینیالبته خلاف آن را ادعا کردهاند و کتابهای بسیار مهم شما بزرگواران نوشتهاند زمانی که ابوبکر را بعد از تشکیل سقیفه به مسجد آوردند و اولین روز سر جای پیغمبر نشست؛ خودتان هم ننوشتهاید که پیغمبر ص ایشان را به جانشینی انتخاب کردند بلکه نوشتهاید که شورای مردم ایشان را انتخاب کرد. ابنابیالحدید و دیگر بزرگان شما در کتابهایتان نوشتهاند اولین لحظهای که ایشان سر جای پیغمبر ص نشست به مردم گفت اقیلونی لست بخیرکم و علی فیکم بیعت خود را با من بشکنید من هم عین یکی از شما هستم و امتیازی ندارم. آنکه امتیاز همه برنامهها را دارد علی ع است. حتما با این اقرار عجیب و غریب مصلحت ندیدند که از منبر پایین بیایند و به امیرالمؤمنین ع بگویند شما بالای منبر برو که کل ارزشها نزد شماست.حالا مصلحت ندیدند اما تکلیف ما چیست؟ ایشان که خودشان فرمودند من بهتر از شما نیستم و مثل شما هستم؛ وقتی خودشان این را فرمودهاند شما برادران اهلسنت این زمینه را به ما میدهید که بهدنبال بهتر برویم؛ آنهم بهتری که ایشان معرفی کرده و گفتهاند و علی فیکم ؟ اگر ما بنابر هدایت ابوبکر بهدنبال امیرالمؤمنین ع برویم به ما ایراد دارید؟ آیا ما مجرم هستیم؟ آیا به فتوای علمای عربستان واجبالقتل هستیم؟ چون به حرف ابوبکر گوش دادهایم اگر ما بهخاطر گوش دادن به حرف ابوبکر واجبالقتل هستیم کل شما هم واجب القتل هستید؛ چون شما هم 1500سال است به حرف ابوبکر گوش میدهید. پس ابوبکر نه ادعا کرد که من به کل قرآن آگاه هستم و نه ادعا کرد که من ملاک صراط مستقیم هستم؛ بلکه گفت من یک فرد عادی مثل شما هستم. علی بین شماست نزد او بروید. ما 1500 سال است که به حرف ایشان گوش کرده و بهدنبال امیرالمؤمنین ع رفتهایم. آیا مجرم هستیم؟ آیا بهدنبال علم و صراط مستقیم رفتن جرم است؟ آیا بهدنبال دانش
استاد انصاریان: تأثیرات خواندن قرآن و ادعیه/ چگونه حافظه خود را تقویت کنیم
امیرالمؤمنین ع است. گوشه دیگر آن اینکه چند لحظه به وفات پیغمبر ص مانده و بناست که خدا هم جانش را بگیرد یکمرتبه به امیرالمؤمنین ع میفرمایند علیجان جلو بیا در کنار بستر من و گوشت را به کنار دهانم بیاور. چند ثانیه بعد پیغمبر سکوت میکند و حضرت سرش را بلند میکند. بعد از دفن پیغمبر خانواده از او پرسیدند علیجان پیغمبر در لحظه مرگ به شما چه گفته است؟ حضرت فرمودند پیغمبر در همان مقدار زمانی که گوشم در کنار دهان مبارکشان بود هزار رشته علم را به روی من باز کرد و از هر رشتهای هم هزار رشته دیگر باز کرد و یکمیلیون باب علم را در آن وقت به من انتقال داد. این نیروی حافظه استاستاد انصاریان با بیان اینکه حافظه باید با مطالعه با قرآن با حفظکردن دعا و حفظکردن اشعار حکیمانه ورزش کند و تقویت شود و میشود و برای هیچکس دیر هم نیست گفت این امیرالمؤمنین ع است که از یکطرف در اول رحلت پیغمبر ص یکمیلیون رشته علم به او انتقال داده شد و از یکطرف کل معانی بینهایت - چون کلامالله نهایت ندارد قرآن در ذهنش است از طرف دیگر هم پروردگار لحظهبهلحظه تا آخر عمرش به او دانش … امیرالمؤمنین ع انتقال پیدا کرد ایشان از یک طرف کل حقایق پایانناپذیر قرآن در ذهنش هست و از طرف دیگر پروردگار عالم دائما چشمه علم را بهطرف حضرت سرازیر کرده است لذا اگر بوی ایمان و اخلاق علی ع را بدهیم در قیامت گیر نخواهید بود و نجاتمان قطعی است.به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل مؤسسه علمی فرهنگی دارالعرفان استاد حسین انصاریان در سخنرانی خود در مسجد امیر ع تهران به بررسی مفهوم حافظه پرداخت و اظهار کرد واقعا حافظهای که خداوند به ما مرحمت فرموده و امیرالمؤمنین ع با کلمه وعا به آن اشاره کرده چیست؟ رحم الله امرا سمع حکما فوعا فقط شنیدن تنها نیست بلکه بشنود و در بایگانی حافظهاش حفظ کند. حدودا آخرین تحقیقات دانشمندان بدنشناس پیکرشناس و خلقت جسم آدمی را که مطالعه کردهاند دیدند و اعلام کردند حافظه همه مغز نیست مغز دارای بخشهای گوناگون است و تشکیلات کامل مغز از چهارده میلیارد سلول ترکیب شده که میدانید مغز ما یک بشقاب معمولی را پر نمیکند؛ اما قدرت اراده علم عظمت و رحمت خداوند در این ساختمان چه کرده هنوز بسیاری از اسرارش روشن نشده است.وی ادامه داد حافظه یک گوشه مغز است و تحقیقات نشان می دهد انسانی که پنجاهسال از عمرش گذشته خودآگاه یا ناخودآگاه هر چه هست در قدرت حافظهاش بایگانی کرده است چون گاهی ما مسائل را با اختیار بایگانی میکنیم و گاهی هم بیاختیار میبینیم میشنویم و بایگانی میشود؛ اگر بخواهند آنچه در بایگانی مغز است دربیاورند 160 میلیون قطعه روزنامه با صفحات بزرگ و سفید لازم است که هر یک از آن روزنامهها باید بیست صفحه کامل داشته باشد و با خط ریز هم چاپ شده باشد. این 160 میلیون بیست صفحه اندازه این است که بایگانیهای حافظه در آن نوشته شود. همانطور که گفته شد یک ناحیه مغز حافظه است و ما ظرفی را در موجودات زنده جهان نداریم که چنین گنجایشی را داشته باشد و نوار بایگانی را بیرون بیاورند و هرچه از نوار هست ریز یادداشت کنند و 160 میلیون روزنامه بیصفحه شود؛ این خلقت پروردگار در یک گوشه مغز است.استاد انصاریان گفت عالمان محقق نوشتهاند اگر ما کار حافظه یعنی ظرفیتش و آنچه را که در آن بایگانی است را در بیرون ایجاد کنیم باید بلندترین ساختمان جهان را درنظر بگیریم که این بلندترین ساختمان برای بایگانیکردن برق هم لازم دارد؛ چون حافظه انسان برقش را از اعصاب میگیرد تا کار کند؛ یعنی پروردگار عالم از نور به حافظه کمک داده که این نور یا انرژی یا برق را سلسله اعصاب انسان تامین میکند. برقی که باید به این ساختمان بدهند که کار حافظه را انجام دهد باید توربین برقش را زیر بزرگترین آبشار جهان نصب کنند که با گردش آن توربین برق ساختمان را تامین کند ولی مجموعه لامپها سیمها و موتورها چون داغ میشود و ممکن است منفجر شود باید کل آب آن آبشار را هم هدایت کنند که در این ساختمان بچرخد و لامپهای الکتریکی و سیمها نابود نشود؛ ولی این کار را پروردگار بهاندازه یکگوشه کف دست انجام داده است. وی به سخنی از امیرمؤمنان علی ع در مورد حافظه اشاره و تصریح کرد امام علی ع در کتاب نهج البلاغه می فرمایند خدا رحمت کند آن انسانی که حکمتها پندها و موعظهها را اول بشنود و سپس حفظ کند؛ یا بنویسد و بخواند و حفظ کند یا اگر سن پایینتر دارد و قدرت حفظ با شنیدن دارد از این طریق حفظ کند و بعد هم این محفوظات را در هر کجا که لازم است بهکار ببندد تا مشمول رحمتالله واقع شود.استاد انصاریان در مورد حافظه بی مانند امیرمؤمنان گفت تمام مفاهیم قرآن حکیم به حافظه امیرالمؤمنین انتقال پیدا کرده و میدانید که قرآن اول دارد و اولش هم با ب شروع شده است ولی معانی آن آخر ندارد و دلیلش هم خیلی روشن است؛ 1500 سال است که جهان اسلام برای قرآن تفسیر مینویسد و به جایی نرسیده است. اینگونه نیست که همه تفاسیر نوشته شده شبیه یکدیگر باشد و در واقع رونویسی نیست؛ اگر رونویسی باشد که باید بگوییم جهان اسلام ده تفسیر دارد درحالیکه جهان اسلام تقریبا تا چهارصد سال پیش بیستهزار نوع تفسیر داشته و همه هم از چهارصد سال پیش تاکنون حرف تازه دارند.استاد انصاریان به دریای علم بی نهایت علی ع اشاره و خاطرنشان کرد امیرالمؤمنین ع از یک طرف کل حقایق پایانناپذیر قرآن در ذهنش هست و از طرف دیگر پروردگار عالم دائما چشمه علم را بهطرف حضرت سرازیر کرده است. خطبه شقشقیه از مهمترین سخنرانیهای امیرالمؤمنین ع و محاکمه سه دولت زمانش است حضرت میفرمایند ینحدر سیل عنی دانش
خوش خُلقی و تواضع در پيشگاه معصومين(ع)
تو و آگاهی تو به قرآن به اندازه علی بن ابیطالب ع شده است؟ یعنی آیا الآن تو در دانش قرآنی هموزن امیرالمؤمنین … امیرالمؤمنین ع بود و در پیشگاه مقدس ولی الله الاعظم امیر مؤمنان ع خوب شاگردی کرده و نسبت به امیرالمؤمنین ع هم انسان فروتن خاکسار و متواضعی بود و تواضعش را من در یک روایت برای شما بگویم که هر کسی باید در برابر ولی الله الاعظم ـ چه اینکه ولی الله الاعظم بین انسانها باشد و چه نباشد ـ متواضع باشد فروتن باشد و اگر متواضع نباشد طلحه میشود زبیر میشود معاویه میشود ابوموسی اشعری میشود که بیماری اینها کبر باطن بود که در برابر امیرالمؤمنین ع سینه سپر کردند و خیلی از آنها کشته شدند و خیلی از آنها هم مردند و مجموعا به دوزخ رفتند.امیرالمؤمنین ع که در قیامت برای مخالف احترامی قائل نیست زیرا دشمن امیرالمؤمنین ع دشمن خداست و امیرالمؤمنین ع ولی خداست؛ لذا ما در اذان میگوییم اشهد ان امیرالمؤمنین علیا ولی الله . 3 سلمان میگوید که ما شهادت به ولی اللهی علی ع را در زمان خود پیغمبر ص هم اظهار میکردیم و میگفتیم اشهد ان علیا ولی الله . 4 پیغمبر ص در غدیر خم اعلام کرد من کنت مولاه فعلی مولاه 5 این دلیل بر این است که امیرالمؤمنین ع ولی خداست و ولی اعظم خداست و وقتی خودش را به مردم معرفی کرد تا مردم او را بفهمند ـ و اگر میفهمیدند به مردم نمیگفت. به مردم گفت برای اینکه مردم او را بفهمند ـ میفرمود من آیت کبرای پروردگار هستم؛ 6 یعنی بزرگترین نشانه خدا هستم؛ یعنی مرا ببینید و خدا را باور کنید. در آیت کبری آیت یعنی نشانه؛ یعنی علی ع را ببین و خدا را باور کن. اگر جهان خدا نداشت چه کسی علی ع را با چنین واقعیاتی میآفرید؟ضرورت تواضع در برابر اهل بیت ع این روایت را ابن عباس میگوید ـ اتفاقا خوب است که انسان تواضع متواضعانه را در برابر پیغمبر ص و اهل بیت ع بداند تا برایش درس باشد ـ ابن عباس از امیرالمؤمنین ع خیلی تفسیر قرآن یاد گرفت. امیرالمؤمنین ع بعد از پیغمبر اکرم ص مفسر واقعی کتاب خدا بود. اصلا قرآن بعد از پیغمبر ص بدون اهل بیت ع قابل فهم نبود. عده زیادی قرآن را در زمان ائمه ع تفسیر میکردند ولی ائمه ع به آنها میگفتند که آیا این تفسیری که شما میکنید به نظر شما صددرصد درست است و نظر خدا از این آیه همین است؟ امام صادق ع به ابوحنیفه فرمود شنیدم که در مدینه کلاس تفسیر قرآن باز کردی و قرآن را تفسیر میکنی؟ گفت بله حضرت فرمود معنی این آیه چیست؟ ان اول بیت وضع للناس للذی ببکه مبارکا و هدی للعالمین ٭ فیه ایات بینات مقام ابراهیم و من دخله کان امنا . 7 حضرت فرمود من نمیخواهم نظر خودت را درباره این آیه برای من بگویی من فقط جمله آخر آیه را از تو میپرسم که و من دخله کان امنا یعنی چه؟ابوحنیفه به امام صادق ع عرض کرد این بخش از آیه که روشن است یعنی هر مرد و زنی که وارد مسجد الحرام شد از خطرات در امان است حضرت فرمود آیا معنی آیه این است؟ گفت بله فرمود چیز دیگری نیست؟ گفت نه امام صادق ع فرمودند در روزگاری که نزدیک به زمان ماست عبد الله بن زبیر با سی یا چهل نفر از یارانش بخاطر هجوم حجاج بن یوسف به مسجد الحرام پناه آورد و تمام درها را هم قفل کردند تا دشمن به داخل مسجد نیاید آیا درست است؟ عرض کرد بله حضرت فرمود حجاج وقتی دید درها بسته است و نمیتواند وارد مسجد الحرام شود و اینها را دستگیر کند در بیرون دیوار مسجد منجنیق دستی کار گذاشت و اینقدر با منجنیق به نزدیک مقام ابراهیم ع سنگ پرتاپ کرد که همه اینها کشته شدند. خدا که میگوید هرکس وارد اینجا بشود در امان است پس چرا اینها در امان نبودند؟ مگر در زمان ما هم در کنار بیت الله جرثقیل بر روی مردم نیفتاد و 25 نفر را درجا نکشت؟ پس معنی این آیه چیست؟ابوحنیفه ساکت ماند و نتوانست چیزی بگوید چون آدمی که تفسیر قرآن را وارد نیست به چه دلیل به قرآن ورود میکند؟ آدمی که حقیقت آیه را نمیفهمد به چه دلیل مطلبی را به مردم به عنوان حقیقت میگوید؟ چرا در زمان امام به حق ناطق حضرت صادق ع در برابر آن حضرت کلاس تفسیر و فقه باز کردی؟ دریا که در مدینه بود اقیانوس علم که در مدینه بود چقدر شما نسبت به اهل بیت ع بیادبی کردید 8 ابن عباس از تفسیر امیرالمؤمنین ع خیلی بهره برده است اما به تواضعش نسبت به حضرت بارک الله میگوییم. به او گفته شد آیا الآن علم تو دانش … امیرالمؤمنین ع یک قطره در مقابل اقیانوس است. این قطره هم مال خودم نیست این قطره را هم من از اقیانوس علم علی ع برداشتم. 9 فروتنی و تواضع این است؛ چه امام در بین مردم باشد و چه نباشد باید به وجود مقدس او به دستورات او و در مقابل خواستههای الهی او تواضع کرد.حکایت بایزید بسطامی در باب تواضعمن بچه مدرسهای بودم که شعری را از بوستان سعدی 10 درباره تواضع حفظ کردم فکر میکنم که از حفظ آن شعر 65 سال گذشته است که برای شما تا آن مقداری که یادم میآید را میخوانم. خیلی شعر بلندی است؛ یعنی سعدی در ضمن وجود یک نفر و در ضمن وجود باران در بارش به دریا تواضع را معنی کرده فروتنی را معنی کرده است شنیدم که وقتی سحرگاه عیدز گرمابه آمد برون بایزیدیکی تشت خاکسترش بیخبرفرو ریختند از سرایی به سرعید بود خانمی خانهتکانی کرده بود و هرچه آشغال بود را جارو کرده بود و داخل تشتی ریخته بود. سحر بود و کوچه هم تاریک بود پنجره را باز کرد و سطل آشغال را خالی کرد و همه آشغالها را بر سر و روی بایزید ریخت که تازه از حمام بیرون آمده بود. بایزید که صبح روز عید خودش را شستشو داده بود و لباسهای تمیزش را پوشیده بود تا مردم که به دیدنش میآیند مشمئز نشوند حالا تمام سر و گردن و لباسهایش پر از آشغال و زباله و خاکستر خانه شد.شنیدم که وقتی سحرگاه عیدز گرمابه آمد برون بایزیدیکی طشت خاکسترش بیخبرفرو ریختند از سرایی به سرچکار کرد؟ آدم متواضع چکار میکند؟ آدم فروتن چکار میکند؟ آدمی که بیدار زندگی میکند چکار میکند؟ عصبانی نمیشود و فحش هم نمیدهد و ناسزا و عربده هم نمیکشد به در خانه مردم هم لگد نمیزند و به صاحبخانه هم نمیگوید که بیا پایین تا شکم تو را پاره کنم آدم مؤمن و فروتن و متواضع اینجوری قضاوت میکند همی گفت شولیده دستار و موی چون آن عمامهای که روی سرش بود با ریختن زباله و خاکستر از بالای پنجره به هم ریخته شد و محاسنش هم با خاکستر و آشغال به هم ریخته شد.همی گفت شولیده دستار و مویکف دست شکرانه مالان به روی که ای نفس به خودش گفت با خودش حرف زد. روایتی دیدم که پروردگار به یکی از انبیای بنیاسرائیل میفرماید عظ نفسک ؛ 11 حالا لازم نیست پای منبر بروی و حرفهای یک سخنران را گوش بدهی یا به مسجد بروی بلکه در خانه بنشین و خودت خودت را موعظه کن عظ نفسک ؛ آیا میتوانی خودت را موعظه کنی؟ حساب کن که چند سال داری و چقدر از خدا عمر گرفتی و چقدر روزی خدا را خوردی و چه مقدار در برابر روزی حق خدمت کردی و عبادت کردی چه مقدار وجودت را هزینه گناه کردی؟ خودت را نصیحت کن و برای خودت منبر برو. عظ نفسک ؛ یعنی خدا همه مردم عالم را منبری میداند اما منبریهایی که ساکت هستند و برای خودشان و نسبت به خودشان حرف نمیزنند.همی گفت شولیده دستار و مویکف دست شکرانه مالان به روی که ای نفس یعنی ای جناب خیلی عجیب است من در خور آتشم من بنده خوبی برای خدا نبودم من مستحق جهنم هستم. به خاکستری روی در هم کشم؟ حالا یک تشت خاکستر روی من ریختند من خودم را که محاسبه میکنم میبینم که دوزخی هستم حالا اهل خانهای حواسشان جمع نبود و آشغال را بر سر و کله من ریختندکه ای نفس من در خور آتشمبه خاکستری روی در هم کشم؟بزرگان نکردند در خود نگاهخدابینی از خویشتنبین مخواهاگر خودیت را برای خودت قائل باشی منیت قائل باشی بر روی توحید سایه میاندازی و خدا را با دل نمیبینی. سعی کن سایهات بر روی توحید نیفتد که تاریک کند و نفهمیتواضع سر رفعت افرازدتتکبر به خاک اندر اندازدتیکی قطره باران ز ابری چکیدخجل شد چو پهنای دریا بدید که جایی که او هست من کیستم؟ حالا خود ما نسبت به کل آفرینش قد ما وزن ما وقت ما چه مقدار است؟ یعنی خودم را با آسمانها مقایسه کنم خودم را با زمین مقایسه کنم خودم را با شهر تهران مقایسه کنم که من اصلا چقدر هستم؟ چه مقدار نسبت به آفرینش وزن دارم؟ چقدر دارایی دارم؟ چقدر نفس دارم؟ چقدر قدرت دارم؟یکی قطره باران ز ابری چکیدخجل شد چو پهنای دریا بدیدکه جایی که دریاست من کیستمگر او هست حقا که من نیستمچو خود را به چشم حقارت بدیدصدف در کنارش به جان پروریدسپهرش به جایی رسانید کارکه شد نامور لؤلؤ شاهوار 12 پیشتازی شیعیان خوشخلق و متواضع در بهشتابن عباس فروتنی کرد و گفت دانش
نشانههاي خشوع اهل علم و اهل توحيد
بعد میفرماید انما یخشی الله من عباده العلما اهل دانش و اهل فهم در مقابل من فروتن هستند.یک نکته در این آیات است که امیرالمؤمنین ع در روایتی فرمود
استاد انصاریان: پولپرستی، مقامپرستی، اختلاف و درگیری احزاب بالاترین ظلم به جامعه
امیرالمؤمنین ع به منبر رفته و چنین کلماتی را بیان کرده و مستمع این کلمات آن افراد بودند مستمع منبر امیرالمؤمنین ع باید افلاطون ارشمیدس فیثاغورث سقراط کندی ابونصر فارابی صدرالمتالهین حاجملاهادی سبزواری و خواجهنصیر طوسی بود. من فکر نمیکنم مستمعین آن روز منبر یک کلمه از حرفهای امیرالمؤمنین ع را درک کرده باشند. شما صفحه اول نهجالبلاغه را باز کنید و خطبه اول درباره آفرینش را ببینید؛ کتابهای درباره خلقت اروپا و آمریکا و روسیه را هم باز کنید و ببینید در کلیات مطلب اینها یک واو اضافهتر از علی ع دارند؟ با این دوربینهای عظیم نجومی با این مؤسسات عریض و طویل علمی روی منبر کوفه غیر از این خطبه خطبههای دیگر دارد. به مردم میگوید این ستارگانی که درسش را در زمان هیئت بطلمیوس در دانشگاههای ایران هند یونان و اسکندریه میدادند که آسمان طاق است و این میخهای نقرهای را به این طاق کوبیدهاند این نهایت دانش … امیرالمؤمنین ع میفرمایند رهایی از این خرابی غیرممکن است و آن که در آخرت بیمار است این بیماری او درمان ندارد؛ آن که دچار عذاب است تمام درهای نجات به روی او بسته است. زوری نیست و پروردگار در پشت سر ما اجباری نگذاشته که باید آخرت آباد بخواهی؛ فقط راه آخرت آباد و دنیای سالم را به ما نشان داده و پیغمبرش هم سیزدهسال به مردم مکه گفت فانی قد جئتکم بخیر الدنیا و الآخره من برای آبادکردن دنیا و آخرتتان آمدهام.استاد انصاریان در بخش دیگری از سخنان خود به ضرورت علم آموزی طلبه ها از آیات رویات و دعاها تاکید کرد و گفت مردی عرب به امام هشتم ع میگوید من یک تکه آیه سوره لقمان را نمیفهمم؛ حضرت فرمودند کجای آیه است؟ گفت یابنرسولالله ان الله لطیف خبیر لطیف یعنی چه؟ حضرت فرمودند پروردگار خالق موجوداتی است که با چشم مطلقا دیده نمیشود و آنها زنده هستند قدرت جاذبه دافعه و شعور دارند ولی خیلی ریز هستند. وی ریزساز و ریزنگر را به معنی لطیفبودن خداوند دانست و افزود در جلد اول اصول کافی آمده انسان وقتی روایات توحید اهلبیت ع را میخواند متحیر می شود - من دوسال کامل طول کشید تا خواندم؛ از بعد از نماز صبح گاهی تا یک نصف شب این دو جلد اصول کافی را علمی ادبی تحقیقی و عمقی ترجمه کردهام و یکسالونیم هم هست که از نظر ویراستاری لغتبهلغت با سه ویراستار پرقدرت کشور روی آن کار میکنم که این ترجمه در پنج جلد بهصورت صحیحترین کار به دست مردم برسد -. من گاهی روایات جلد اول را که درباره پروردگار ترجمه میکردم و جان میکندم که عمق روایت را درآورم از مغز ائمه طاهرین ع بهتزده میشوم که اینها چه عقل کاملی چه مغز خالصی چه دانش
درس پرهیزکاری از امیرالمؤمنین(ع)
پیشزمینۀ بحثاز نهجالبلاغه امیرالمؤمنین ع که کتاب علم و دانش دین و حقوق معارف فضایل و واقعیات است چند جملهای نقل میکنم که دانستن آن برای همه ما
English