آن بصائر قرآنی برای آنها خیلی خوب کار کرده بود. … او در بخش دیگری از سخنرانی خود به بصائر قرآنی و مقام شهودی امام حسین ع اشاره و خاطرنشان کرد یاران امام حسین ع نسبت به حضرت ایمان شهودی داشتند … قرآنی با بیان اینکه قرآن برای کل مردم روشنگری است گفت قرآن انقدر نور قوی است که پشت پرده گذشته و آینده عالم را هرچه هست به انسان نشان میدهد و راهنمایی برای یک زندگی سالم را در اختیار انسان میگذارد. اینها حرفهای امیرالمؤمنین ع در نهجالبلاغه است که یک خط این است علی ان فیه علم ما یاتی و الحدیث عن الماضی و الدوا دائکم و نظم ما بینکم اینقدر نور قوی است که وقتی دل شما با این نور گره میخورد در دنیا زندگی میکنی اما پشت پرده را میبینی و خوب هم میبینی. نگاهکردن به صفحات و آیات قرآن هم عبادت استاو ادامه داد نگاهکردن به صفحات و آیات قرآن عبادت است ولو کسی نخواند. یک قرآن در جیب ماشین و یا در مغازهاش است اما فرصت خواندن ندارد و تنها یک لحظه باز میکند تا نگاهی بکند بعد ببندد؛ این عبادت است النظر علی المصحف عباده یعنی بیسوادها هم میتوانند از قرآن بهره ببرند نیمساعت قرآن را باز کنند و به آن نگاه کنند خدا به پای آنها حساب میکند. امیرالمؤمنین میفرمایند خداوند با چشم قابلرویت نیست چون جسم و ماده و عنصر نیست؛ اگر چشم بخواهد ببیند باید مورد دیدش مادی و عنصر باشد؛ چون بندگانش نمیتوانستند او را ببینند وجود مقدسش از تماشای خودش محرومشان نکرد و در قرآن مجید تجلی کرد؛ حالا اگر کسی قرآن را باز و نگاه کند انگار پروردگار را تماشا میکند و عبادت است. قرآن مردم را از نفهمی جهالت و نادانی درمیآورداستاد انصاریان با بیان اینکه قرآن از ابتدای سوره حمد تا آخرین آیه یعنی من الجنه و الناس برای کل مردم روشنگری است. معنای روشنگری را مورد بررسی قرار داد و گفت روشنگری یعنی قرآن مردم را از نفهمی جهالت و نادانی درمیآورد و حقایقی را که برای آنها پنهان است نمیدانند و نمیفهمند روشن میکند. قرآن از همان لحظهای که نازل شده تا روز قیامت برای مردم روشنگری است. آن که قرآن را باور کرده هم هدایت شده و هم در معرض رحمتالله قرار گرفته استاو با اشاره به اینکه بسیاری آنقدر انسان های تاریک بددل و متکبری هستند که اصلا حاضر نیستند به قرآن گوش بدهند و حاضر نیستند حرف قرآن را برای آنها بزنند اظهار کرد کسانی که بصائر
17 مطلب یافت شد
تصدیق و باور نبوت در پرتو قرآن
آن بصائر قرآنی برای آنها خیلی خوب کار کرده بود و به قول مرحوم شهریار دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین . … بصائر قرآنی در واقعه کربلا ضربالمثلی در ایران هست که میگویند در جنگ شیرینی خیر نمیکنند بله در جنگ درگیری و کشتار و خرابی و بمب و تیربار هست شیرینی
محبت، عشق و مهرورزی از منظر قرآن
بصائر للناس و هدی 9 قرآنی که من برای شما فرستادم چراغ هدایت است و راه بهشت حق صدق صداقت و درستی را نشان میدهد.
قطرهای از دریای بیکران منزلت امیرالمؤمنین(ع)
بصائر من ربکم سوره اعراف آیه 203 . هذا اشاره به نزدیک است و این خیلی نکته عجیبی است که در آیه میگوید هذا یعنی این چیزی که بغل دست شماست اصلا دور نیست و پیش شماست. هذا یعنی این قرآن که از شما دور نیست و با معلمی که خدا تعیین کرده برای همه شما قابلفهم و درک است. هذا یعنی این قرآنی
جلسهٔ چهارم برنامهٔ سمت خدا
این خیلی مهم است این برای کلمه جاثیه.آیه بیستم جاثیه درباره خود قرآن است که میگوید این قرآنی که من برایتان فرستادم سهتا خصوصیت دارد یکی بصائر
جامعیت وحی محمدی صلی الله علیه و آله به گستره علم آن حضرت
علیه السلام در مورد علم پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و انبیای الهی و ائمه علیهم السلام که در اصول کافی و بصائر الدرجات نقل شده آمده است خدا در کتابش می فرماید "و اگر قرآنی … بصائر الدرجات جز 3 باب 5 نیز چندین حدیث بر این مضمون آمده است.42 ر.ک علامه حلی کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد تصحیح حسن حسن زاده آملی ص 34943 امام خمینی مصباح الهدایه ص 61 71 شبیه این سخن در کتب دیگری نیز آمده است؛ مانند سیدحیدر آملی تفسیر محیط الاعظم ج 1 ص 32 صدرالمتالهین تفسیر القرآن الکریم ج 2 ص 342 عبدالله جوادی آملی تفسیر موضوعی قرآن ج 7 ص 24544 ر.ک محمد بن عبدالرحیم النهاوندی تفسیر القرآن و تبیین الفرقان ج 1 ص 28 عبدالله جوادی آملی کیهان اندیشه ش 39 سال 7 ص 32؛ در مورد سخنان حضرت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ر. ک جلال الدین السیوطی معترک الاقران فی اعجاز القرآن ص 13 که از قول شافعی آمده است جمیع آنچه امت می گوید شرح سنت و سنت شرح قرآن است وتمام آنچه نبی به آن حکم کرده از قرآن کریم فهمیده است. 45 برای حضرات معصوم علیهم السلام منابع علمی دیگری نیز ذکر شده است ولی به نظر می رسد قرآن طرق رسیدن به آن منابع است. ر.ک ناصر مکارم شیرازی پیام قرآن ج 7 مبحث منابع پیامبراناحمد مطهری و غلامرضا کاردان علم پیامبر و امام در قرآن.46 عبد علی جمعه عروسی حویزی پیشین ج 1 ص 714 حدیث 6647 محمد بن عبدالرحیم نهاوندی نفحات الرحمن ج 1 ص 2848 محمدحسین طباطبائی پیشین ج 3 ص 7349 جلال الدین مولوی مثنوی معنوی دفتر سوم50 مانند و ما یعلم تاویله الا الله والراسخون فی العلم آل عمران 7 با ضمیمه روایتی از امام صادق علیه السلام که تاویل را به بطن تفسیر فرموده اند. ر. ک حسین الصفار القمی پیشین ص 196 ح 751 سید هاشم بحرانی البرهان فی تفسیر القرآن ج 1 ص 270 ح 652 محمدباقر مجلسی بحارالانوار ج 89 ص 9053 همان ج89 ص91؛ ونیزابی نصرمحمد بن مسعود العیاشی تفسیر العیاشی ج 1 ص 1254 ر.ک محمدحسین طباطبائی پیشین ج 1 ص 755 ر.ک محمد بن حسین صفار قمی پیشین ص 216 212 ابی جعفر بن یعقوب کلینی پیشین ج1 کتاب الحجه باب انه لم بجمع القرآن کله الا الائمه علیهم السلام و انهم یعلمون علمه کله ح 1 محمدباقر مجلسی پیشین ج 89 کتاب القرآن باب ان للقرآن ظهرا و بطنا و ان علم کل شی فی القرآن و ان علم ذلک کله عند الائمه علیهم السلام و لا یعلمه غیرهم الا بتعلیمهم. 56 برای اطلاع از بررسی روایات بطن ر.ک علی اکبر بابائی باطن قرآن معرفت سال هفتم ش 24 پاییز 1377 محمدکاظم شاکر روش های تاویل قرآن ص 8797 سید حیدر علوی نژاد ظاهر و باطن قرآن در گسترده روایات فصلنامه پژوهش های قرآنی
آثار فردی و اجتماعی ایمان از منظر قرآن
قرآنی یکی از پیامدهای ایمان آن است که انسان نه بر گذشته خویش اندوه میکشد و نه از آینده میهراسد مائده 69؛ یونس 62 .9. عزت هر چند دریافتن این حقیقت بر بیایمانان دشوار است اما عزت و سربلندی راستین از آن خداوند و رسول و مؤمنان است منافقون 8 .10. غیرت و جوانمردی قرآن کریم درباره اهل ایمان میفرماید آنان کسانیاند که به زنا و هرزگی تن نمیآلایند فرقان 68 . از پارهای روایات نیز بر میآید که غیرتمندی و دوری از بیبند و باری از ایمان سرچشمه میگیرد نهج الفصاحه 433 .11. فضیلت و برتری قرآن کریم درباره مؤمنان می فرماید آنان که ایمان آورده و کارهای نیک انجام میدهند بهترین انسانهایند. بینه 7 12. هدایت و فراست از نشانههای آشکار ایمان هدایت و فراست است که خداوند ارزانی میکند یونس 9 . در روایت آمده است از فراست مؤمن بپرهیزید که او به نور خدا مینگرد. بصائر
فرمول تبدیل علم به ایمان
قرآنی که اتبع الذین ظلموا اهواهم بغیر علم فمن یهدی من اضل الله...ولی ظالمان بدون علم و آگاهی از هوی و هوس های خود پیروی کردند پس چه کسی میتواند آنان را که خدا گمراه کرده است هدایت کند. روم29 جای دیگری هم هست که خشیت را از ثمرات علم میداند علمی که در کوره عمل پخته شده و تلازم یافته هست با ایمان.انما یخش الله من عباده العلمااهل علوم رسمی و درسیاند در تعریف علم و ایمان اصطلاحی دارند می گویند علم مطلق ادراک و ایمان تصدیق ذهنی است یعنی باور به وجود نسبتی قطعی بین دو چیز. البته معنای لغوی ایمان تصدیق هست اما باید بپذیریم که خود تصدیق ذهنی خود شاخهایست از علم. علمی که کسبی است و از دود چراغ خوردن حاصل شده است.اما قران و احادیث ایمان را جور دیگری معرفی میکنند. ایمان آنجا یک حقیقتی است که با قلب سر و کار دارد. ببینید و جحدوا بها و استیقنتها انفسهم ظلما و علوا…؛ نمل ۱۴ و آن را از روی ظلم و سرکشی انکار کردند در حالی که در دل به آن یقین داشتند. شاهد دیگری بخواهم بیاورم سخنی است که در جریان مواجهه موسی ع با فرعون از کام و کلام حضرتش تراوید که قال لقد علمت مآ انزل هولا الا رب السموات و الارض بصائر
قرآن يا ميزان و چراغ نجات
قرآنی و ملکه عرفانی آن در جان و قلب بنشیند و خوراک وجود او گردد. در این راه از بیان ژرفمعصومان علیهم السلام در الگو برداری از معارف قرآن و تفسیر آیات آن کسب فیض نمایند.ج- قصد او از گوش فرا دادن؛ پذیرش حق و راهیابی به صراط مستقیم قرآن باشد. با انتخاب راه قرآن ترسی از هزاران خط انحرافی نداشته و با اطمینان قلبی به انجام وظایف قطعی خود بپردازد تا به نفس مطمئنه برسد و به سوی حق تعالی آرام گیرد.در این باره رسول الله صلی الله علیه و آله میفرماید ان رحی الاسلام ستدور فحیث ما دار القرآن فدوروا به یوشک السلطان و القرآن ان یقتتلا و یتفرقا انه سیکون علیکم ملوک یحکمون لکم بحکم و لهم بغیره فان اطعتموهم اضلوکم و ان عصیتموهم قتلوکم. قالوا یا رسول الله فکیف بنا ان ادرکنا ذلک؟ قال تکونوا کاصحاب عیسی نشروا بالمناشیر و رفعوا علی الخشب. موت فی طاعه خیر من حیاه فی معصیه. 7 سنگ آسیاب اسلام به زودی به چرخش خواهد افتاد. پس شما بر محور قرآن بچرخید نزدیک است که قدرتها و حاکمان با قرآن به پیکار برخیزند و از هم جدا شوند. به زودی شاهانی بر شما حاکم خواهند شد که برای شما به گونهای حکم میکنند و برای خود به گونهای دیگر. اگر از آنان فرمان برید گمراهتان میکنند و اگر نافرمانی کنید شما را میکشند.گفتند ای رسول خدا ما وقتی آن زمان را درک کردیم چگونه باشیم؟حضرت فرمود مانند یارانی عیسی علیه السلام باشید که اخبار و دین عیسی را نشر میدادند تا جایی که به صلیب کشیده شدند. آری مرگ در حال اطاعت و بندگی خداوند از زندگی در معصیت و گناه بهتر است.پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در لحظههای پایانی عمر مبارک خویش چنین سفارش فرمود الا انی مخلف فیکم کتاب الله ربی عزوجل و عترتی اهل بیتی ثم اخذ بید علی علیه السلام فرفعها فقال هذا علی مع القرآن و القرآن مع علی خلیفتان نصیران لایفترقان حتی یردا علی الحوض فاسالهما ماذا خلفت فیهما. 8 آگاه باشید من در بین شما کتاب خدا پروردگار بزرگ و بلند مرتبهام را و خویشاوندانم؛ اهل بیت را به جا گذاردم سپس دست علی علیه السلام را گرفت و بالا برد و فرمود این علی با قرآن است و قرآن با علی این دو از هم جدا نمیشوند تا کنار حوض نزد من آیند پس آنچه را در دل آن دو جای نهادم بجویید. پی نوشت ها ______________________________ 1 - غرر الحکم 110 حدیث 1961. 2 - بحار الانوار 53 80 باب 29؛ مختصر بصائر
بخش دوم
قرآنی باید داشت با سبک شماری و سهل انگاری از این انذار هراس انگیز الهی نباید گذشت مکررا باید این آیه شریفه را بر خود خواند و در خود نگریست و با جد و اهتمام شدید از خود باید پرسید که آیا براستی من بینا و بصیر شده ام؟ با آفتاب حق و اولیای حق و آثار حق و صراط مستقیم حق آشنا گشته ام؟ و آیا پرده ها و حجابهای ظلمانی جهل و قساوت و غفلت را از مقابل دیده دل برکنار زده و نور جمال و جلال حضرت معبود را در صفحه آیینه جان مشاهده کرده ام تا زمینه برای تحقق دیدار و لقای خدا در آن سرا به وجود آمده باشد؟ چنانکه قرآن کریم می فرماید فمن کان یرجو لقا ربه فلیعمل عملا صالحا و لا یشرک بعباده ربه احدا پس هر آن کس که امید لقای پروردگارش را دارد باید عملی صالح انجام داده و احدی را در عبادت پروردگارش شریک نسازد. حقا چه توقع بیجا و خیال خامی است اگر کسی چنین پندارد که بدون بینا ساختن چشم دل در این جهان ممکن است به بینایی شایسته آن جهان نایل گردید و لذت و حلاوت لقا الله را به حقیقت حقه اش شناخت و چشید؟ آخر نه مگر این گفته خود صاحب دیدار است که و من کان فی هذه اعمی فهو فی الاخره اعمی کور دل در این جهان نابینای در آن جهان خواهد بود ؟ این دو بیت از یکی از صاحبان حکمت و عرفان نقل شده است که می گوید ترسم بروم عالم جان نادیده بیرون روم از جهان جهان نادیده در عالم جان چون روم از عالم تن در عالم تن عالم جان نادیده قرآن حکیم نیز از انسا ن نابینای محشری نقل قول کرده و می فرماید قال رب لم حشرتنی اعمی و قد کنت بصیرا قال کذلک اتتک آیاتنا فنسیتها و کذلک الیوم تنسی می گوید پروردگارا چرا مرا نابینا محشور کردی؟ با آنکه من بینا بودم می فرماید این بدانجهت است که آیات ما به تو رسید و تو آنها را فراموش کردی و نادیده گرفتی . حال امروز هم تو فراموش خواهی شد از سعادت دیدار حق محروم خواهی گشت . فوا اسفاه از این عما و والهفاه از این نابینایی رسوا که چه ناکامیها و سوز و گدازها به دنبال خواهد داشت حال ای مصدقان و باور داران قرآن نه مگر این کتاب برای هدایت ما آمده و آیات آن فی الحال از صقع ربوبی خالق منان به گوش قلب و جان ما تلاوت می گردد تا بصیرت و بینایی خاصه قلب انسانی را به ما عطا کرده و ما را از نابینایی دل برهاند؟ چنانکه خود می فرماید قد جاکم بصائر
روشنایی و رحمت، ذات دعوت حق
بصائر یعنی چراغی است که تا قیامت از همه وجود این چراغ برایتان نور پخش میشود. قرآن مجید میگوید و الله یدعوا الی الجنه و المغفره سوره بقره آیه 221 خدا شما را به بهشت و مغفرت دعوت میکند؛ ولی آنها شما را یدعون الی النار به آتش دعوت میکنند. حکایتی شنیدنی از مهمانداری ابراهیم ع و بندهنوازی پروردگارداستان خیلی زیبا برایتان بگویم؛ امروز قبل از اینکه به مسجد بیایم داشتم در جهات این داستان دقت میکردم که بتوانم تمام جوانبش را برایتان بگویم. نقلکننده داستان وجود مبارک حکیم فرزانه محدث خبیر و عارف شیعی ما عارف غیرشیعی هم داریم که در گمراهی است. آنکسی هم که در گمراهی است قلابی به او عارف میگویند و اصلا عارف گمراه نمیشود مرحوم فیض در کتاب محجه البیضا بهعنوان یک روایت از اهل خدا نقل میکند ابراهیم ع آدمی بود که عاشق مهمانی دادن بود نه مهمانی رفتن. عاشق بود که در خانهاش باز باشد و هر گرسنهای غیر از گرسنهای پولداری یا فقیری از راه میرسد و گرسنهاش است ببیند در این خانه باز است و با باز بودن در بفهمد که صاحبخانه لذت میبرد اگر گرسنهای وارد این خانه بشود. اینقدر عاشق مهمان بود که در متن قرآن مجید است وقتی فرشتگان الهی بر او نازل شدند . دوتا کار با او داشتند؛ البته نه به صورت اصلی خودشان بلکه به صورت تعدادی جوان نیرومند و قوی که از آیه استفاده میشود برای دوتا کار آمده بودند کار اول اینکه به خودش و حضرت ساره این مسئله در قرآن خیلی عجیب است ؛ اینکه میگویم حضرت ساره چون این خانم مادر تمام انبیای بعد از ابراهیم ع تا حضرت مسیح ع است. اینقدر مایه معنوی زن بالا بوده است؛ یعنی بعد از خودش دو پیغمبر اولوالعزم از فرزندان این خانم از ابراهیم ع هستند. یکی موسیبنعمران ع و یکی حضرت مسیح ع است. هاجر نسل بسیار پاکی داشت ولی یک پیغمبر از نسل او بهوجود آمد که وزن همان یکدانه از همه انبیا بیشتر بود. وجود مبارک حضرت محمدبنعبدالله ص و دوازده امام هم از نسل همین هاجر بهوجود آمدهاند. جایگاه ائمه طاهرین علیهمالسلام در این عالم و جهان هستی در پیشگاه پروردگار جایگاه معینی است. ما دلیل قرآنی
بخش شانزدهم- ساز و برگ حیات آدمى
قرآنی و روایاتی که مؤید این آموزه هاست خداوند انسان را از خاک آفریده و سپس از روح خود در آن دمیده است فاذا سویته و نفخت فیه من روحی.... ص آیه 72. پس چون او را راست و تمام گردانیدم و در وی از روح خود دمیدم. انسان به عنوان انسان از نسل میمون به صورت فعلی اش تعالی نیافته است. او از عالم روح تنازل یافته است؛ یعنی روح ما از خداوند است و سرانجام به او باز می گردد انا لله و اناالیه راجعون. بقره آیه 156. ما از آن خداییم و به سوی او باز می گردیم. این روح - همچنان که از معنای آن آشکار است - مبدا حیات است؛ یعنی هر زنده جانی به وسیله آن دارای احساس و حرکت ارادی است. اساسا در هر چیزی که منشا آثار نیکو و مرغوب است نیز واژه روح به کار می رود؛ چنانکه علم و دانش را حیات جان آدمی دانسته اند اومن کان میتا فاحییناه وجعلنا له نورا یمشی به فی الناس کمن مثله فی الظلمات لیس بخارج منها. انعام آیه 122. آیا کسی که به دل مرده گمراه بود پس به دانش زنده اش کردیم و برای او نوری از علم و معرفت قرار دادیم که بدان در میان مردم راه می رود همانند کسی است که در تاریکی هاست و از آن بیرون شدنی نیست؟ مقصود از حیات در این آیه هدایت به ایمان است. و گاهی نیز روح قرآن کریم است که در پرتو آیه های نورانی اش جانهای مرده زنده می شود و کذلک اوحینا الیک روحا من امرنا. شورا آیه 52. و همچنین از فرمان خویش روحی قرآن را به تو وحی کردیم. امام سجاد ع با تعبیر و متعنا بارواح الحیاه به اجمال به روح هایی اشاره می کند که خداوند آدمیان را به اقتضای مراتب متفاوت وجودی و نقص و کمالی ای که دارند برخوردار نموده است. حضرت ابوجعفر امام باقر ع نیز این مطلب را به تفصیل مطرح فرموده است. محمد بن حسن صفار در کتاب بصائر
استاد انصاریان: حضرت زهرا(س) لیلةالقدر ایام/حسابرسی در خلوت و جَلوت نتیجه اعتقاد به علمِ خداوند است
قرآنی ادامه داد چشمۀ فیض بینهایت الهی از این دو خطبه فوران کرده ولی مستمعین خود را از سعادت دنیا و آخرت محروم کردند و مهر شقاوت بر پرونده خودشان زدند و به حالت صم بکم عمی فهم لا یرجعون بقره 18 باقی ماندند و به صورت مرگ روزگار جاهلیت مردند. حضرت زهرا س در علم عقل ایمان اخلاق ارزشهای انسانی و ملکوتی هم وزن انبیای الهی بودنداستاد انصاریان با بیان اینکه حضرت زهرا س در علم عقل ایمان اخلاق ارزشهای انسانی و ملکوتی هم وزن انبیای الهی بودند تصریح کرد این شبیه معجزه است که یک انسانی در هجده سال عمر که نه سالش هم بیرون از تکلیف بوده یا در بیست و پنج سال که ده سالش هم خارج از تکلیف بوده پانزده سال از نظر درون اخلاص عمل مایههای عمل اخلاص در عمل عیار در عمل؛ خودشان را به چه قلهای رساندند که ائمۀ ما در حق ایشان میفرمایند ایشان در میان انسانها لیلهالقدر ایام هستند. چنانکه لیلهالقدر پنهان است و احدی نمیتواند پیدا کند که از این سه شب یا به قول امام صادق ع از دو شب 21 و 23 کدام است ایشان را هم نمیتواند دریافت کند نمیتواند آنگونه که هست عظمتش را بفهمد. علم وجود مقدس حضرت زهرا س حق استوی گفت علم سه گونه است یکی علم حضوری علم لدنی و علم حصولی است که علم وجود مقدس حضرت حق است و این علم ویژۀ خود اوست و در عالم هستی کسی آراستۀ به این علم نشده و نمیشود و از افق وجود احدی خورشید این علم طلوع نمیکند این علم بینهایت است به تعبیر دقیق خود ذات است که حدود رسم اسم مرز ندارد و درکش هم امکان ندارد چون یک حقیقت بینهایت در مغز ما که دارای نهایت و محدودیت است جا نمیگیرد و گنجایش آن را ندارد. تمام علوم غیب و دانش غیب نزد پروردگار استوی به علم بی نهایت پروردگار اشاره و خاطرنشان کرد خداوند در آیه 59 سوره انعام می فرماید و عنده مفاتح الغیب انعام 59 تمام علوم غیب و دانش غیب نزد اوست. معلوم نیست چه واقعیاتی در این غیب هست. خداوند در یک آیۀ دیگر در قرآن میفرماید فقط به کسی از فرستادگانم که رضایت داشته باشم رشحهای از این علم غیب را تجلی میدهم وگرنه اصل غیب کار کسی نیست و پیش اوست. در این پردۀ غیب چه معلومهایی وجود دارد که کسی نمیداند در این پردۀ غیب چه موجوداتی هستند که کسی نمیداند. حسابرسی در خلوت و جلوت نتیجه اعتقاد به علم خداوند استایشان افزود در آیات قرآن اصلا انسان نمیتواند بفهمد که تعداد فرشتگان در غیب چه تعداد هستند در عالم ملکوت در عالم لاهوت در عالم جبروت قیامتی که در پردۀ غیب است هیچکس مسائل آن را کامل نمیداند به جز آن مقداری که خودش در قرآن آن هم خیلی کلی بیان کرده است؛ مسائل دیگر که مربوط به غیب است و عنده مفاتح الغیب لا یعلمها الا هو این یک رشتۀ علم حق است و یعلم ما فی البر و البحر انعام 59 آنچه که در خشکیهاست و آنچه که در دریاست علمش نزد پروردگار است. و لا رطب و لا یابس تر و خشکی در این جهان نیست الا فی کتاب مبین مگر اینکه در علم من موجود است. وی در ادامه سخنان خود به ضرورت تفکر در خلقت انسان برای درک علم بی نهایت خداوند تاکید کرد و گفت در علم پزشکی عنوان شده که ترکیب کل بدن از سلول است به تعبیر سادهتر آجرهای بدن که نام آن را سلول گذاشتند و قرآن نام آن را ذره گذاشت؛ شمردن سلولهای بدن هر انسانی در این کرۀ زمین سه هزار سال طول میکشد. خداوند از زمان آدم تا حالا چقدر سلول آفریده؟ او همه را میداند. اگر آدم اعتقاد به علم خداوند پیدا کند و آن را باور کند دیگر خلوت و جلوت برای او حساب دارد دیگر خطایی نمی کند باطن و ظاهر برای او یکی میشود. اگر به این علم اعتقاد پیدا کنم به یک نامحرم نگاه نمی کنم دروغ نمی گویم غیبت نمی کنم تهمت نمی زنم یک درهم مال حرام داخل مالم نمی آورم. کسانی که اختلاس و دزدی کردند و میلیاردی بردند و خوردند به این دلیل است که ذرهای خدا و قیامت را باور ندارند؛ اگر انسان خدا را با این دانش باور داشته باشد مگر میتواند کار خلاف کند؟ مگر میتواند عمرش را ضایع کند؟ مگر میتواند با کسی بدخلقی کند؟ رابطه عمیق میان شیعیان و ائمه معصومین ع استاد انصاریان در پایان به رابطه عمیق میان شیعیان و ائمه معصومین اشاره و اظهار کرد کتاب بصائر
پیامبر رحمت و رأفت
بصائر للناس و هدی و رحمه ؛ 2 کتاب مایه بصیرت و عامل هدایت و رحمت در جای دیگری می فرماید و آیه لهدی و رحمه للمؤمنین؛ 3 براستی قرآن مایه هدایت و رحمت برای مؤمنان است این کتاب رحمت در جای جای متن خود از رحمت و رافت و مهربانی و دلسوزی و نرمی پیامبر خاتم سخن به میان آورده است که به نمونه هایی اشاره می شود 1ـ رحمت برای جهانیان و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین؛ 4 ما تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم. عموم مردم دنیا از مؤمن و کافر از وجود با برکت او بهره بردند و او رحمتی است برای تمام بشریت چرا که نشر آئینی را برعهده گرفته است که سبب نجات همگان است حال اگر گروهی از آن استفاده بردند و گروهی استفاده نکردند این مربوط به خودشان است و تاثیری در عمومی بودن رحمت وجود او نمی کند خود آن حضرت فرمود ایها الناس انما انا رحمه مهداه؛ 5 مردم من فقط رحمت هدایت یافته ام. وجود مبارک پیامبر اکرم ص نه تنها برای زمینیان رحمت است بلکه برای آسمانیان نیز رحمت است حدیث زیبا و جالبی این مسئله را تایید می کند. حدیث این است هنگامی که آیه فوق نازل شد پیامبر رحمت از جبرئیل پرسید هل اصابک من هذه الرحمه شی ؛ آیا چیزی از این رحمت عائد تو هم شد ؟ جبرئیل در پاسخ گفت نعم انی کنت اخشی عاقبه امری فآمنت بک لما اثنی الله علی بقوله عند ذی العرش مکین؛ 6 من از پایان کار خویش بیمناک بودم اما بخاطر آیه ای که در قرآن نازل شده است بر تو از وضع خود مطمئن شدم آنجا که خداوند مرا با این جمله مدح کرده است که صاحب قدرت یعنی جبرئیل در نزد خالق عرش بلند مقام و بلند مرتبه است. در این باره غربیان نیز اعتراف دارند که تمدن و پیشرفت های علمی آنان مدیون و مرهون وجود اسلام و شخص پیامبر اکرم است به نمونه هایی در این زمینه توجه شود. 1ـ ژول لابوم اندیشمند و نویسنده فرانسوی می گوید دانش و علم برای جهانیان از سوی مسلمانان به دست آمد و مسلمین علوم را از قرآنی
اوصاف قرآن
بصائر من ربکم و هدی و رحمه لقوم یؤمنون 35 . و هرگاه برای مخالفان به سبب تاخیر وحی آیهای نیاوری بر پایه گمان پوچ و باطلشان که قرآن را از پیش خود میآوری میگویند چرا آیهای از نزد خود انتخاب نکردی تا برای ما بیاوری ؟ بگو من فقط از آنچه که از سوی پروردگارم به من وحی میشود پیروی میکنم. این قرآن دلایلی روشن از سوی پروردگار شماست و برای گروهی که ایمان میآورند سراسر هدایت و رحمت است . و انه لهدی و رحمه للمؤمنین 36 . و یقینا قرآن برای مؤمنان سراسر هدایت و رحمت است .رحمت در انسان صفت نفسانی است و ریشه آن عبارت است از تاثیر خاطر به علت نقصی که در غیر مشاهده میکند؛ و این تاثیر باعث میگردد حس نوع دوستی و عاطفه تحریک شده و انسان برای کمک به انسان دیگر از هیچ فعالیتی دریغ نکند.ولی نسبت به پروردگار که منزه از هر نقصی است عبارت است از افاضه وجود به موجودات و قرار دادن آنها در چهارچوب نظامات و مقرراتی که متناسب با آنهاست. از این گونه عنایت حضرت او به موجودات تعبیر به رحمت عامه شده است.تجلی رحمت حضرت حق اما آموزش معارف و ارائه حسنات اخلاقی و بر شمردن و روشن نمودن آنچه به زیان انسان است و نشان دادن راه زندگی سالم و اعلام نیکیها و راه آراسته شدن به آن رحمت خاصه است و رحمت خاصه حضرت حق تجلی در قرآن دارد.میدانید که انسان در هر دورهای با مشکلات گوناگون فردی اجتماعی خانوادگی اقتصادی مادی و معنوی روبروست اگر در برخورد با مشکلات از قرآن مجید راه حل بخواهد قرآن برای هر مشکلی راه حل نشان میدهد و در صورت به کارگیری رهنمود قرآن انسان از مشکل رها شده و به عافیت و راحتی خواهد رسید؛ این است آن رحمتی که خداوند کتابش را به آن ستوده است.بدون شک قرآن نشاندهنده یک زندگی سالم و راحت در دنیا و آخرت است و همین کتاب است که انسان را مستحق بهشت و دور از عذاب جحیم میکند و هیچ رحمتی برای بشر برتر و بالاتر از این رحمت نیستحکیم 37 ذلک نتلوه علیک من الآیات و الذکر الحکیم 38 . این داستانهایی که بر تو میخوانیم از آیات الهی و پندهای حکیمانه است . الر تلک آیات الکتاب الحکیم 39 . الر- این است آیات کتاب استوار و خللناپذیر . و القرآن الحکیم 40 . سوگند به قرآن کریم .معنای آیات این است قرآنی
شرح دعای سوم(بخش اول)
بصائر الدرجات روایت می کند که شخصی به امام صادق علیه السلام عرض کرد مرا خبر دهید از قول خدای تعالی که درباره ی فرشتگان می فرماید یسبحون اللیل و النهار لا یفترون شبانه روز خدای را پیوسته تسبیح گویند سپس فرموده ان الله و ملائکته یصلون علی النبی... همانا خدا و فرشتگانش به پیغمبر درود می فرستند... چگونه فرشتگان پیوسته تسبیح گویند در صورتی که آنان به پیغمبر صلوات می فرستند؟ امام صادق علیه السلام فرمود خدای تعالی که محمد صلی الله علیه و آله و سلم را آفرید به ملائکه دستور داد که به هر مقدار که صلوات بر محمد صلی الله علیه و آله و سلم می فرستید از ذکر من کم کنید پس کسی که در نماز صلی الله علی محمد می گوید مثل آن است که می گوید سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر و از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمود نفس فرشتگان تسبیح است و از روایات غریبه آن که از جلال الدین سیوطی در کتاب الحباک نقل شده که ابن ابی شیبه از ابی امامه در کتاب الصف نقل می کند که ان الملائکه الذین یحملون العرش یتکلمون بالفارسیه فرشتگان حامل عرش فارسی صحبت می کنند. نکته از روایتی که از امام صادق علیه السلام نقل شد که فرمود انفاسهم تسبیح پاسخ پرسش روایت پیش از آن نیز معلوم می شود گویی اشاره است به آن که همان گونه که نفس کشیدن ما مانع از انجام کارهای دیگر نیست تسبیح ملائکه نیز مزاحمتی با صلوات بر پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم نخواهد داشت و این مطلب منافاتی نیز با جواب آن حضرت ندارد که فرمود خداوند به ملائکه دستور داد که به هر مقدار که صلوات می فرستید از ذکر من کم کنید زیرا ممکن است که آن نوع خاصی از تسبیح بوده که به جایش صلوات آمده است و در روایت نیز ذکر وارد شده نه تسبیح. نکته سر این که فرشتگان از تسبیح خسته و ملول نمی شوند شاید آن باشد که فرشتگان همچون آدمیان نیستند که صفات مختلف و گوناگونی داشته باشند و هر یک از آن صفات را تقاضایی جدا از دیگری باشد و همواره با یکدیگر در جنگ و جدال باشند به فرموده ی مولانا روز و شب در جنگ و اندر کشمکش کرده چالیش اولش با آخرش جان گشاده سوی بالا بالها تن زده اندر زمین چنگالها خستگی و سستی نتیجه ی همین تضاد و اختلاف قوای آدمی است از این رو می بینیم به هر نسبت که هر یک از دو قوه حیوانی و روحانی که قدرتش بیشتر شود و بر حریفش پیروز گردد به همان نسبت خستگی اش در اعمال مقتضای آن قوه کمتر می شود. جنایتکاران بشر از جنایت و اعمال خلاف انسانی خسته نمی شوند و مردان الهی از عبادت و اطاعت خدا تا آن جا که بعضی از آنها شبهای خود را تقسیم کرده بودند به اعمال عبادی شبی را تا صبح در رکوع بود و آن را لیله الرکوع می خواند و شبی را در سجده صبح می کرد که لیله السجودش نامیده بود. گوارا باد بر آنان لذت انس با محبوب و قیام به وظیفه عبودیت. بنابراین ملائکه که موجودات یک عنصری هستند و نیست اندر عنصرش حرص و هوا- نور مطلق زنده از عشق خدا نباید از عبادت حق خسته بشوند و ملالی درک کنند که شاکله ای جز این ندارند قل کل یعمل علی شاکله و به همین جهت است که لا یعصون الله ما امرهم و یفعلون ما یومرون نمی خواهیم بگوییم که فرشتگان سرشتشان بر طاعت است و قدرت بر شرور و معاصی ندارند چنانچه بعضی از فلاسفه و جبریون گفته اند که این معنی خلاف ظاهر بعضی از آیات قرآنی
سيري در قرآن و قرآن پژوهي (2)
قرآنی به بحث مستوفا در باب قرائت و اختلاف قراآت می پردازد. از دیگر آثار شیعه امامیه در عصر جدید القراآت القرآنیه اثر عبدالهادی الفضلی که به قلم دکتر محمدباقر حجتی به زبان فارسی ترجمه شده است ؛ کتاب جامع چهارده روایت در قرائت قرآن مجید ترجمه و تدوین دکتر محمد جواد شریعت؛ و مجلد دوم التمهید اثر آیت الله معرفت. قرا هفتگانه و دهگانه از قرا سبعه عده کثیری نقل کرده اند ولی قرآن پژوهان و قرائت شناسان بعدی روایت دو تن از راویان هر قاری را که از نظر ضبط و صحت سند و طول ملازمت و آموزش نزد قاریان یا مقریان هفتگانه دقیق تر و پذیرفتنی تر بوده است به اصطلاح استاندارد کرده اند لذا چهارده روایت پدید آمده است. در اینجا اسامی قاریان هفتگانه و راویان چهارده گانه آنها را که صاحبان چهارده روایت اند نقل می کنیم 1 عبدالله بن عامر دمشقی م 118 ق . راوی اول او هشام بن عمار؛ راوی دوم ابن ذکوان 2 عبدالله بن کثیر مکی 45 -120 ق راوی اول البزی احمد بن محمد 170-243 ق ؛ راوی دوم ابوعمرو محمد بن عبدالرحمن ملقب به قنبل 291-195 ق . 3 عاصم بن ابی النجود 76-128 ق . راوی اول حفص بن سلیمان 90-180 ق ؛ راوی دوم شعبه بن عیاش 95-194 ق . 4 زبان بن علا= ابوعمرو بصری 154-68 ق . راوی اول حفص بن عمر الدوری م 246 ق ؛ راوی دوم ابوشعیب سوسی صالح بن زیاد 190-261 ق . 5 حمزه بن حبیب کوفی 80-156 ق . راوی اول خلاد بن خالد کوفی= ابوعیسی شیبانی 142-220 ق ؛ راوی دوم خلف بن هشام 150-220 ق . 6 نافع بن عبدالرحمن مدنی 70-169 ق . راوی اول ورش عثمان بن سعید مصری 110-197 ق ؛ راوی دوم قالون عیسی بن مینا 120-220 ق . 7 کسائی علی بن حمزه 119-189 ق . راوی اول لیث بن خالد م 240 ق ؛ راوی دوم حفص بن عمر الدوری که راوی ابوعمرو بصری یعنی زبان بن علا هم بوده است . چون سه تن بر این قاریان هفتگانه قرا سبعه اضافه شود قاریان دهگانه قرا عشره به دست می آید. 8 خلف بن هشام 150-229 ق . راوی اول اسحاق ابویعقوب اسحاق بن ابراهیم بغدادی م 286 ق ؛ راوی دوم ادریس ابوالحسن بن عبدالکریم. 9 یعقوب بن اسحاق 117-205 ق . راوی اول رویس محمد بن متوکل م 234 ق . راوی دوم روح ابوالحسن روح بن عبدالمؤمن هذلی م 234 ق . 10 ابوجعفر یزید بن قعقاع م 130 ق . راوی اول عیسی ابوالحارث عیسی بن وردان مدنی م 160 ق ؛ راوی دوم ابن جماز سلیمان بن مسلم م ب 170 ق برای تفصیل بیشتر ــــ التیسیر دانی4-7؛ النشر ابن جزری 991-174؛ ترجمه ی الاتقان 2461؛ چهارده روایت محمد جواد شریعت مقدمه . قرآن پژوهان و اصولیان شیعه درباره ی حجیت قراآت هفتگانه و دهگانه بحث کرده اند. آیت الله خوئی اعلی الله مقامه - در پایان دو فصل پرباری که درباره ی قراآت و قرا دهگانه نوشته اند آورده اند در نماز قرائت بر وفق هر قرائتی که در زمان اهل بیت علیهم السلام متعارف بوده است جایز است. البیان 183 .12 تحریف ناپذیری قرآن نظرگاه رسمی و حتی اجماعی اهل سنت و شیعه ی امامیه اعتقاد به عدم تحریف قرآن مجید است. اما بعضی از بزرگان اهل سنت از قرون پنجم و ششم به بعد به شیعه تهمت زده اند که قائل به تحریف قرآنند. با تاسف باید گفت این تهمت بر مبنای بعضی از اقوال و آثار غیر مسؤولانه بعضی از محدثان و قرآن پژوهان شیعه زده شده است. به عبارت دیگر قول به تحریف قائلانی در میان شیعه ی امامیه داشته است. در بعضی از آثار متقدمین از جمله در کافی کتاب الحجه 2281 و در تفسیر عیاشی و بصائر
English