به چشم نمیخورد و تنها فاضل دربندی در دو کتاب خود اسرار الشهاده و جواهر الایقان از او نام برده و وی را در شمار شهیدان کربلا قلمداد کرده است و میگوید وی فرزند مالک اشتر یار نزدیک امیرمؤمنان علی علیه السلام و برادر ابراهیم بن مالک است. پس از شهادت حبیب بن مظاهر به میدان رفت و این رجز را خواند نفسی فداکم طاعنوا وجالدوا حتی یبان منکم المجاهد وارجلا تتبعها سواعد فی نصر مولای الحسین العابد بذاک اوصانا ... الوالد بنصر ابن المرتضی یا جحد ای یاران حسین جانم فدایتان شمشیر و نیزه بزنید تا مجاهدان شناخته شده و جدا گردند و پاها و در پی آن بازوان در یاری سرور عابدم حسین علیه السلام قطع شود ای انکارکنندگان پدر ما را به یاری فرزند مرتضی سفارش
881 مطلب یافت شد
استاد انصاریان: بد گفتن به یکدیگر نیش مار و عقرب بهدنبال دارد/ دل یکدیگر را نشکنید که خداوند از شما نمیگذرد
گزارش روابط عمومی و امور بین الملل مؤسسه علمی فرهنگی دارالعرفان استاد حسین انصاریان در سخنرانی خود در حسینیه همدانیها در مشهد به سفارش امام رضا ع به فرزند
عروة الوثقی
به دوستان معرفی کردم . گفتم این جوان فرزند یکی از علمای اهل سنت است که به سفارش فخررازی یکی از علمای بزرگ اهل سنت عمل کرده و به امیر المومنین ع و فرهنگ او که غنی ترین
آداب زفاف
به اخلاق و وقار نزدیکتر است.ایستاده عمل کردن برنامه حیوانات و موجب ناراحتی است.از برنامه زفاف در شب عید فطر و عید قربان و زیر درخت و روبروی خورشید و بین اذان و اقامه و شب پانزده شعبانو روی بام و شب سفر پرهیز شود.زفاف و عروسی در شب دوشنبه و ابتدای شب سهشنبه و شب پنجشنبه و روز پنجشنبه و شب جمعه و عصر جمعه دارای منافع مادی و منافع بسیار مهم معنوی است.در اوقاتی که از زفاف و زناشوئی منع شده احتمال پدید آمدن زیان و ضرر برای فرزند از قبیل جنون جذام حماقت چشمچپی گنگی کوری بخل زن صفتی جدائی و تفرقه عقیمی ششانگشتی چهارانگشتی فقر حرص بر تجاوز به جان مردم کوردلی بدصورتی و کودنی خواهد بود.و در زمانهائی که به آن سفارش … فرزند از قبیل حفظ قرآن رضایت به قضای حق ایمان ایمنی از عذاب مهر و عاطفه رقت قلب جود و سخاوت پاکزبانی علم و دانش سلامت دین و دنیا و رسیدن به مقام اولیااللهی تحقق خواهد یافت.این سلسله مسائل را نمیتوان با ابزار مادی و وسائل طبی تشخیص داد حقایقی است که رسول باکرامت اسلام به عنوان وصیت و سفارش
سفارش به دعا براي ديگري
به دعا برای دیگران بسیار سفارش شده است. من نمیتوانم همه روایات را بخوانم ولی روایات بسیاری ـتحت عناوین مختلفـ داریم که مضمون آنها این است که شما برای دیگران دعا کنید حتی آیات قرآنی متعددی هم در این رابطه وجود دارد که من به بعضی از آنها اشاره میکنم.1.سفارش به دعا برای والدینما میبینیم که در خصوص دعای پدر و فرزند … سفارش ویژهای شده است؛ چه پدر برای فرزند دعا کند و چه فرزند برای پدر دعا کند هر دو مورد مورد تاکید است. من یکی دو مورد از این آیات را به … به این مضمون که این دعاها سریعالاجابه هستند. در این رابطه یک روایت از پیغمبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم است که حضرت فرمودند دعا الولد للوالد کالآخذ بالید . الفردوس ج 2 ص 213 یعنی دعای فرزند برای پدرش مثل گرفتن با دست است. یعنی هیچ فاصلهای بین دعا و نتیجه دعا نیست. یا درباره دعای پدر برای فرزند روایت داریم دعا الوالد لولده مثل دعا النبی لامته . جامع الاحادیث عامه ج 12 ص 464 دعای پدر برای فرزندش مانند دعای پیغمبر برای امت خویش است. یعنی اینطور تشبیه میکند.در روایت دیگری از پیغمبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم آمده است دعا الوالد یفضی الی الحجاب . همان دعای پدر از حجاب میگذرد و دیگر مانعی بر سر راه خود ندارد. یعنی اگر پدر برای فرزندش دعا کند این دعا بدون حجاب خواهد بود و از تمام حجابها میگذرد. روایت دیگر در همین باب از پیغمبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم اینطور وارد شده است که کل شیئ بینه و بین الله تعالی حجاب الا شهاده ان لا اله الا الله و دعا الوالد لولده . جامع الصغیر و زیادته ج 1 ص 972 میان هر چیز و خدایتعالی ممکن است حجابی وجود داشته باشد مگر شهادت به وحدانیت او و دعای پدر برای فرزندش. اینجا دیگر هیچ حجابی در کار نیست. روایت در این باب زیاد است و این روایاتی که من میخوانم فقط از باب نمونه است.2.سفارش
محدوده اطاعت از والدین
الهی مهم تر از همه مسائل توجه به توحید و یگانگی ذات اقدس پروردگار و بعد از آن حرمت گزاردن به والدین است ؛ اما همین والدین با این همه ارج و قرب اگر بخواهند در حریم الهی وارد شده فرزند را به شرک سفارش … انسان را نسبت به پدر و مادرش توصیه می کنیم ؛ مخصوصا مادر که با سختی ضعف و مشکلات دوران بارداری را گذراند و دو سال فرزند را از شیره جانش سیراب کرد تا انسان شکر خدا و پدر و مادر را به جای آورد .در مکتب اسلام اهتمام به احترام پدر و مادر در کنار هم سفارش
زن و شوهر با تقوا
دوستان نمیبرد و در مسجد رفتن و شرکت در جلسات مذهبی راه افراط نمیپیماید.مرد باتقوا به این نکته توجه دارد که اسلام رعایت اعتدال و اقتصاد را در تمام امور حتی در عبادات سفارش فرموده و از کم گذاشتن از حق زن و فرزند … به بهانه رفت و آمد با دوستان یا شرکت در مجالس نهی فرموده است.در اینجا باید بر اساس فرمان اسلام عزیزان خود را که کارگردانان مساجد و هیئات هستند سفارش کنم که زمان جلسات را در مساجد و هیئات کوتاه کنید به یک نماز جماعت و ساعتی بیان احکام و معارف و دقایقی ذکر مصائب اهل بیت قناعت کنید این برنامه روش رسول حق و ائمه بزگوار بوده و آنان با وقت اندک و قناعت در بیان مردان و زنان بزرگی تربیت کردند.زیادهروی در عبادات بخصوص در مستحبات و طول دادن جلسات نشاط مستمع را از بین میبرد و بتدریج در روان او نسبت به برنامههای مذهبی ایجاد نفرت میکند و این برنامه جز خسارت برای مساجد و هیئات و ضرر و زیان برای مردم بخصوص آنان که از ظرفیت بالائی برخوردار نیستند چیزی به دنبال ندارد.در هر صورت مرد باتقوا در همه شئون زندگی آداب لازم را رعایت مینماید و از این راه به استحکام بنای خانواده و جلب محبت زن و فرزند
حقّ مادر از نگاه امام سجاد(ع)
فرزند را در برمی گیرد. هر انسانی وقتی این سخنان را می خواند بار دیگر همه رنج های مادر را مقابل چشم خود می بیند و صبر و بردباری او در تحمل محنت و رنج های فراوان را تحسین نموده در مقابل این موجود قابل تقدیس و تکریم خاضع می شود و بیشتر احساس وظیفه می کند. این تاثیر کلام کسی است که خود با مادر بر سر یک سفره هم غذا نمی شود و هنگامی که علت را سوال می کنند انت ابر الناس و لا نراک تؤاکل امک قال اخاف ان امد یدی الی شی و قد سبقت عینها علیه فاکون قد عققتها 293 . شما با این که از نیکوکارترین مردم هستید چگونه است که هرگز ندیده ایم با مادرتان بر سر یک سفره بنشینید؟ فرمودند می ترسم بر سر سفره دستم را به چیزی دراز کنم که قبلا چشم مادرم بر آن افتاد باشد و با این عمل موجبات نافرمانی او را فراهم کنم .اگر در کلام امام علیه السلام دقت شود رنج ها و آلام مادر تا پایان حیات ترسیم شده است ؛ یعنی گرچه فرزند در بزرگسالی باشد باز هم عواطف مادری او را همچنان نسبت به رفاه آرامش و آسایش فرزندش حساس نگه می دارد.در روایتی نقل شده است که شخصی خدمت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم رسید و گفت ان والدتی بلغها الکبر و هی عندی الان احملها علی ظهری و اطعمها من کسبی و امیط عنها الاذی بیدی و اصرف عنها مع ذلک وجهی استحیا منها و اعظاما لها فهل کافاتها قال لا لان بطنها کان لک وعا و ثدیها کان لک سقا و قدمها لک حذا و یدها لک وقا و حجرها لک حوا و کانت تصنع ذلک لک و هی تمنی حیاتک و انت تصنع هذا بها و تحب مماتها 294 . مادرم در سالهای کهولت است و من از او نگهداری می کنم و او را به پشت خود حمل می کنم . از حاصل رنج و کسب خود نیاز او را تامین می کنم و درست مانند یک طفل شیرخوار که نیاز به مواظبت دارد از او مراقبت و نگهداری می کنم . حتی در انجام بعضی از وظایف به چهره او هم نگاه نمی کنم که مبادا خجالت بکشد. آیا توانسته ام زحمات و خدمات مادرم را جبران کنم ؟ حضرت فرمودند نه تو همه این کارها را کرده ای ؛ اما توجه داشته باش که او علاوه بر این که تو را در شکم خود نگهداری کرده از شیره جانش به تو داده و هر گامی که برمی داشته برای حفاظت تو بوده است ؛ هر دستی که حرکت داده برای نگهبانی تو بوده و دامنش پناهگاه تو بوده است . با همه این احوال او این رنج و مشقت را تحمل می کرده در حالی که آرزوی زندگی و بزرگ کردن تو را داشته است ولی تو ضمن انجام این خدمات در دل به انتظار مرگ او هستی پس هرگز نخواهی توانست خدمات او را جبران کنی و جزا دهی .اهمیت اکرام والدینقرآن نیز در موارد بسیاری احسان و شکرگزاری والدین را بعد از توحید و نفی شرک از ذات ذوالجلال الهی قرار داده و بدان تصریح کرده است مثلا در سوره مبارکه انعام می فرماید قل تعالوا اتل ما حرم ربکم علیکم الا تشرکوا به شیئا و بالوالدین احسانا 295 . ای پیامبر بگو بیایید آنچه را پروردگارتان بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم چیزی را شریک خدا قرار ندهید؛ و به پدر و مادر نیکی کنید .این آیات سر سلسله دستورات اکید شرع و به عبارتی منشور عملی مسلمین در آغاز ضهور اسلام است و همین آیات بود که اسعد بن زراره بعد از استماع آنها ایمان آورد و درحالی که اسلام آورده بود از مکه به مدینه بازگشت و مژده نجات انسانها را از جهالت و بت پرستی برای مردم مدینه آورد.آیات مفصل است و سیاق واحدی دارد و شاهد بحث ما در آیه این است که اولین سخن دعوت پیامبر به توحید و دومین سخن او احسان به والدین است ؛ یعنی بعد از توصیه به توحید و نهی از شرک به ذات اقدس الهی بلافاصله احسان و نیکوکاری به والدین توصیه شده است . در سوره مبارکه اسرا می فرماید و قضی ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا 296 . پروردگارت فرمان داده که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید .در این آیه کریمه بعد از حکم و توصیه به توحید احسان به والدین توصیه شده ؛ یا در سوره مبارکه لقمان قرآن از زبان لقمان نقل می کند که و اذ قال لقمان لابنه و هو یعظه یا بنی لا تشرک بالله ان الشرک لظلم عظیم و وصینا الانسان بوالدیه 297 . به خاطر بیاور هنگامی را که لقمان به فرزندش در حالی که او را موعظه می کرد گفت پسرم چیزی را همتای خدا قرار مده که شرک ظلم بزرگی است . و ما به انسان در مورد پدر و مادرش سفارش
سفارش انبياء و اوليا به فرزندانشا نسبت به دين
محبت درست و سالم به فرزندان عشق ورزی صحیح به اهل و عیال توجه به امور اصلی خانواده و دغدغه خاطر نسبت به قیامت نسل اقتضا دارد که سرپرست زن و فرزند محور وصیت و سفارش
ويژگي هاي حضرت علي اکبر عليه السلام
به فرزند جوانش حکایت از آن دارد که مرگ برای علیاکبر نه پدیدهای نامانوس و وحشتآور بلکه به مثابه پلی برای رسیدن به خانه آسایش جاودانه و سرای استراحت همیشگی بوده است. تصویر چنین مرگی را که البته برآمده از یک زندگی پاکیزه و به دور از وابستگیهاست ـ حکیم نظامی گنجهای اینگونه به نظم درآورده است گر مرگ رسد چرا هراسمکان راه به توست میشناسمتا چند کنم زمرگ فریادچون مرگ ازوست مرگ من باداین مرگ که باغ و بوستان استکاو راه سرای دوستان استگر بنگرم آنچنان که رای استاین مرگ نه مرگ؛ نقل جای استاز خورد گهی به خوابگاهیوز خوابگهی به بزم شاهیخوابی که به بزم توست راهشگردن نکشم ز خوابگاهشچون شوق توهست خانه خیزمخوش خسبم و شادمانه خیزم ۹ ۲. این روزها روابط عاطفی بسیاری از پدران و فرزندان کم رنگ شده و کوتاهیهای برخی پدران در تربیت فرزندان به بروز ناهنجاریهای اخلاقی و رفتاری در فرزندان و رعایت نکردن حرمت پدری از سوی آنان انجامیده است. پیامد آشکار این مسئله نیز آن شد که بودن پدر و فرزند در کنار یکدیگر با تحمل کردن همدیگر و نوعی تکلف همراه گردیده و این دو را به دو آشنا بیشتر شبیه کرده تا پدر و فرزند. اما وقتی روابط پدری چون امام حسین ع را با فرزند جوانی چون علیاکبر بررسی میکنیم رابطهای همراه با عواطف عشق و دلدادگی میبینیم. در این روابط هم پدر وظیفه پدریاش را خوب ادا میکند و هم پسر با وظایف خویش کاملا آشناست. شاهد چنین ارتباط عاطفی و عاشقانه و گرمی میان این پدر و پسر سخن سوزمندانه پدر در شهادت پسر است آنگاه که فرمود علی الدنیا بعدک العفی؛ پسرم پس از تو خاک بر سر این دنیا. ۱۰ این سخن نشان میدهد که پسر جوان نزد پدر چنان جایگاهی داشت و دلربایی او از پدر تا بدان پایه بود که گویا همه لذت و جاذبه دنیا برای پدر در این جوان خلاصه شده بود و اکنون که جوان از دست رفت دیگر خاک بر سر دنیا و این نمونهای از بهترین الگوهاست برای همه پدران و پسرانی که به دنبال شیرینترین و صمیمیترین ارتباط پدر و فرزندی هستند.گفت که ای تازه گل باغ منرفتی و خون شد دل پر داغ منای علی ای نوگل بستان یارخاک پس از تو به سر روزگاربیتو اگر باغ جهان بیصفاستنوگل مهرش همه خار جفاستای علی ای سرو و گل باغ عشقای ز ازل بر دل تو داغ عشقبیتو مها تیره رخ ماه و مهربیتو شها خاک به فرق سپهر ۱۱ ۳. امام حسین ع خیرخواه همه بود؛ حتی دشمنانش؛ و از خدا سعادت آنها را نیز میطلبید. این امام رئوف تنها یک بار لب به نفرین گشود؛ و آن هنگامی بود که دشمنان پسرش را از او گرفتند؛ آنجا بود که فرمود قتل الله قوما قتلوک؛ خدا بکشد قومی را که تو را کشتند . ۱۲ رحمت از این قوم دغا بازگیرنیست کن این فرقه شوم شریرقهر بر این فوج تبهکار کنکیفر این دوزخیان نار کنزود بده کیفر کردارشاندر دو جهان ساز زیانکارشان ۱۳ و این درسی بزرگ است برای همه پدران که برای فرزند جوانشان حرمت قائل شوند و عواطف را در روابط پدر و فرزندی جدی بگیرند؛ همانگونه که حسین ع با فرزند جوانش علیاکبر چنین روابط دوستانه و عاشقانهای داشت و دورنمایی از این انس و الفت ژرف با فرزند در نفرین پدر در حق قاتلان پسر بازتاب یافته است.آنگاه که باید میان پسر و خدای پسر یکی را برگزیدگرچه در اسلام درباره مهر و محبت پدر به فرزند سفارش
جوانی به رنگ رسول صلی الله علیه و آله
به فرزند جوانش حکایت از آن دارد که مرگ برای علی اکبر نه پدیده ای نامانوس و وحشت آور بلکه به مثابه پلی برای رسیدن به خانه آسایش جاودانه و سرای استراحت همیشگی بوده است. تصویر چنین مرگی را که البته برآمده از یک زندگی پاکیزه و به دور از وابستگی هاست ـ حکیم نظامی گنجه ای این گونه به نظم درآورده است گر مرگ رسد چرا هراسمکان راه به توست می شناسمتا چند کنم زمرگ فریادچون مرگ ازوست مرگ من باداین مرگ که باغ و بوستان استکاو راه سرای دوستان استگر بنگرم آنچنان که رای استاین مرگ نه مرگ؛ نقل جای استاز خورد گهی به خوابگاهیوز خوابگهی به بزم شاهیخوابی که به بزم توست راهشگردن نکشم ز خوابگاهشچون شوق توهست خانه خیزمخوش خسبم و شادمانه خیزم9این روزها روابط عاطفی بسیاری از پدران و فرزندان کم رنگ شده و کوتاهی های برخی پدران در تربیت فرزندان به بروز ناهنجاری های اخلاقی و رفتاری در فرزندان و رعایت نکردن حرمت پدری از سوی آنان انجامیده است. پیامد آشکار این مسئله نیز آن شد که بودن پدر و فرزند در کنار یکدیگر با تحمل کردن همدیگر و نوعی تکلف همراه گردیده و این دو را به دو آشنا بیشتر شبیه کرده تا پدر و فرزند. اما وقتی روابط پدری چون امام حسین علیه السلام را با فرزند جوانی چون علی اکبر بررسی می کنیم رابطه ای همراه با عواطف عشق و دل دادگی می بینیم. در این روابط هم پدر وظیفه پدری اش را خوب ادا می کند و هم پسر با وظایف خویش کاملا آشناست. شاهد چنین ارتباط عاطفی و عاشقانه و گرمی میان این پدر و پسر سخن سوزمندانه پدر در شهادت پسر است آنگاه که فرمود علی الدنیا بعدک العفی؛ پسرم پس از تو خاک بر سر این دنیا. 10این سخن نشان می دهد که پسر جوان نزد پدر چنان جایگاهی داشت و دلربایی او از پدر تا بدان پایه بود که گویا همه لذت و جاذبه دنیا برای پدر در این جوان خلاصه شده بود و اکنون که جوان از دست رفت دیگر خاک بر سر دنیا و این نمونه ای از بهترین الگوهاست برای همه پدران و پسرانی که به دنبال شیرین ترین و صمیمی ترین ارتباط پدر و فرزندی هستند.گفت که ای تازه گل باغ منرفتی و خون شد دل پر داغ منای علی ای نوگل بستان یارخاک پس از تو به سر روزگاربی تو اگر باغ جهان بی صفاستنوگل مهرش همه خار جفاستای علی ای سرو و گل باغ عشقای ز ازل بر دل تو داغ عشقبی تو مها تیره رخ ماه و مهربی تو شها خاک به فرق سپهر11امام حسین علیه السلام خیرخواه همه بود؛ حتی دشمنانش؛ و از خدا سعادت آن ها را نیز می طلبید. این امام رئوف تنها یک بار لب به نفرین گشود؛ و آن هنگامی بود که دشمنان پسرش را از او گرفتند؛ آنجا بود که فرمود قتل الله قوما قتلوک؛ خدا بکشد قومی را که تو را کشتند .12رحمت از این قوم دغا بازگیرنیست کن این فرقه شوم شریرقهر بر این فوج تبهکار کنکیفر این دوزخیان نار کنزود بده کیفر کردارشاندر دو جهان ساز زیان کارشان13و این درسی بزرگ است برای همه پدران که برای فرزند جوانشان حرمت قائل شوند و عواطف را در روابط پدر و فرزندی جدی بگیرند؛ همان گونه که حسین علیه السلام با فرزند جوانش علی اکبر چنین روابط دوستانه و عاشقانه ای داشت و دورنمایی از این انس و الفت ژرف با فرزند در نفرین پدر در حق قاتلان پسر بازتاب یافته است. آنگاه که باید میان پسر و خدای پسر یکی را برگزیدگرچه در اسلام درباره مهر و محبت پدر به فرزند سفارش
سالروز ولادت حضرت علی اکبر 11 شعبان
به فرزند جوانش حکایت از آن دارد که مرگ برای علی اکبر نه پدیده ای نامانوس و وحشت آور بلکه به مثابه پلی برای رسیدن به خانه آسایش جاودانه و سرای استراحت همیشگی بوده است. تصویر چنین مرگی را که البته برآمده از یک زندگی پاکیزه و به دور از وابستگی هاست ـ حکیم نظامی گنجه ای این گونه به نظم درآورده است گر مرگ رسد چرا هراسمکان راه به توست می شناسمتا چند کنم زمرگ فریادچون مرگ ازوست مرگ من باداین مرگ که باغ و بوستان استکاو راه سرای دوستان استگر بنگرم آنچنان که رای استاین مرگ نه مرگ؛ نقل جای استاز خورد گهی به خوابگاهیوز خوابگهی به بزم شاهیخوابی که به بزم توست راهشگردن نکشم ز خوابگاهشچون شوق توهست خانه خیزمخوش خسبم و شادمانه خیزم92. این روزها روابط عاطفی بسیاری از پدران و فرزندان کم رنگ شده و کوتاهی های برخی پدران در تربیت فرزندان به بروز ناهنجاری های اخلاقی و رفتاری در فرزندان و رعایت نکردن حرمت پدری از سوی آنان انجامیده است. پیامد آشکار این مسئله نیز آن شد که بودن پدر و فرزند در کنار یکدیگر با تحمل کردن همدیگر و نوعی تکلف همراه گردیده و این دو را به دو آشنا بیشتر شبیه کرده تا پدر و فرزند. اما وقتی روابط پدری چون امام حسین علیه السلام را با فرزند جوانی چون علی اکبر بررسی می کنیم رابطه ای همراه با عواطف عشق و دل دادگی می بینیم. در این روابط هم پدر وظیفه پدری اش را خوب ادا می کند و هم پسر با وظایف خویش کاملا آشناست. شاهد چنین ارتباط عاطفی و عاشقانه و گرمی میان این پدر و پسر سخن سوزمندانه پدر در شهادت پسر است آنگاه که فرمود علی الدنیا بعدک العفی؛ پسرم پس از تو خاک بر سر این دنیا. 10 این سخن نشان می دهد که پسر جوان نزد پدر چنان جایگاهی داشت و دلربایی او از پدر تا بدان پایه بود که گویا همه لذت و جاذبه دنیا برای پدر در این جوان خلاصه شده بود و اکنون که جوان از دست رفت دیگر خاک بر سر دنیا و این نمونه ای از بهترین الگوهاست برای همه پدران و پسرانی که به دنبال شیرین ترین و صمیمی ترین ارتباط پدر و فرزندی هستند.گفت که ای تازه گل باغ منرفتی و خون شد دل پر داغ منای علی ای نوگل بستان یارخاک پس از تو به سر روزگاربی تو اگر باغ جهان بی صفاستنوگل مهرش همه خار جفاستای علی ای سرو و گل باغ عشقای ز ازل بر دل تو داغ عشقبی تو مها تیره رخ ماه و مهربی تو شها خاک به فرق سپهر113. امام حسین علیه السلام خیرخواه همه بود؛ حتی دشمنانش؛ و از خدا سعادت آن ها را نیز می طلبید. این امام رئوف تنها یک بار لب به نفرین گشود؛ و آن هنگامی بود که دشمنان پسرش را از او گرفتند؛ آنجا بود که فرمود قتل الله قوما قتلوک؛ خدا بکشد قومی را که تو را کشتند .12رحمت از این قوم دغا بازگیرنیست کن این فرقه شوم شریرقهر بر این فوج تبهکار کنکیفر این دوزخیان نار کنزود بده کیفر کردارشاندر دو جهان ساز زیان کارشان13و این درسی بزرگ است برای همه پدران که برای فرزند جوانشان حرمت قائل شوند و عواطف را در روابط پدر و فرزندی جدی بگیرند؛ همان گونه که حسین علیه السلام با فرزند جوانش علی اکبر چنین روابط دوستانه و عاشقانه ای داشت و دورنمایی از این انس و الفت ژرف با فرزند در نفرین پدر در حق قاتلان پسر بازتاب یافته است. آنگاه که باید میان پسر و خدای پسر یکی را برگزیدگرچه در اسلام درباره مهر و محبت پدر به فرزند سفارش
اسماء ائمه اطهار(ع)؛ بيشترين انتخاب ايرانیها در دهه هشتاد
برای کودک حقوق فراوانی در نظر گرفته شده است که از آن جمله میتوان به شناسایی حق تابعیت خانوادگی تامین امنیت شخصی و اجتماعی فرزند تلقین شعائر دینی و انتخاب نام شایسته برای کودک اشاره کرد. در این رابطه پیامبر اکرم ص نیز سفارش … فرزند که به عهده والدین است نهادن نام نیکو بر اوست. از نظر اسلام اما حق کودک تنها با نامگذاری ایفا نمیشود بلکه اسلام تاکید میکند که انتخاب نام نیکو و زیبا برای کودک حق اوست. تفاوت بین اسلام و جاهلیت در نامگذاری این است که اسلام به نامگذاری با نامهای زیبا سفارش
خوش رویی و حسن خلق در آینه عصمت
علی اخوانک فلایعد منک حسن الخلق و بسط البشر فانه من احسن خلقه احبه الاخیار و جانبه الفجار.حضرت صادق علیه السلام فرموده است لقمان حکیم به فرزند خود سفارش
شهادت وهب و جمعى از یاران
چون مادر وهب بی کسی تشنه لبی و بی باکی یاران حسین بن علی علیه السلام را مشاهده نمود به فرزند خویش سفارش کرد که همراه دیگر اصحاب سیدالشهدا جان
جوان در كلام امام صادق(علیه السلام)
به او فرمود یا ابن اخی علیک بالشباب ودع عنک الشیوخ؛ ۱ ای فرزند برادرم جوانان را دریاب و پیران را رها کن امام صادق ع در روایات دیگر نیز این مسئله را بیان نمودهاند که جوانها زودتر حرف حق را میپذیرند و به سوی خیر و نیکی میشتابند و آمادگی بیشتری دارند. از جمله از اسماعیل بن عبدالخالق چنین نقل شده است که من شنیدم حضرت صادق ع از ابوجعفر احول میپرسید به بصره رفتی؟ گفت بلی فرمود اقبال مردم را به امامت و ورود آنان را به این مرام چگونه یافتی؟ گفت به خدا سوگند که شیعیان اندکاند و تلاشهایی کردهاند اما آن هم اندک است.آنگاه امام صادق ع به او فرمود علیک بالاحداث فانهم اسرع الی کل خیر؛ ۲ بر تو باد به جوانان و به دنبال آنها رفتن که آنان در پذیرش هر نیکی و خیری با شتاب ترند. تجربه پیروزی انقلاب اسلامی و حضور جوانان در صحنههای مختلف و جذب شدن آنان به اسلام و انقلاب و روحانیت و رهبری انقلاب و همین طور حضور تمام عیار جوانان در صحنههای مختلف جنگ تحمیلی دوران سازندگی و پیشرفتهای علمی مهر تاییدی است بر مضامین احادیثی که مطرح گشت.جوان و کسب دانشفراگیری دانش در جوانی همچون نقشی است بر سنگ که تا پایان عمر انسان را همراهی میکند از اینرو هر کس هرچه دارد از جوانی دارد به همین سبب است که پیشوایان دینی سخت بر این مسئله سفارش … سفارش نمودهاند این است که آنها نباید همراهی پدر را رها کنند. خصوصا در این دوران که دوستان ناباب و دزدان فکر و ایمان فراواناند که بر ضرورت این کار میافزاید چرا که پدر دلسوز همیشه مواظب است که خطر انحراف جوانش را تهدید نکند.حضرت صادق ع فرمودهاند دع ابنک یلعب سبع سنین و یؤدب سبع سنین و الزمه نفسک سبع سنین؛ ۱۰ بگذار فرزندت هفت سال بازی کند و آزاد باشد و هفت سال تربیت شود و هفت سال او را با خود همراه بدار. جوان و خوش اخلاقیاخلاق نیک برای همه لازم مفید و مثمر ثمر است چنان که امام صادق ع میفرمایند حسن الخلق من الدین و هو یزید فی الرزق؛ ۱۱ خوش خلقی بخشی از دین است و روزی را افزون میکند. اما این امر برای جوان زیباتر مفیدتر و لازمتر است. ایشان در جای دیگری چنین میفرمایند که هرگاه ورقه بن نوفل بر خدیجه دختر خویلد وارد میشد به وی چنین سفارش میکرد اعلمی ان الشاب الحسن الخلق مفتاح للخیر مفلاق للشر؛ ۱۲ بدان که جوان خوش اخلاق کلید خوبیها و قفل بدیها است... .جوان و ازدواجاز مهمترین دغدغههای دوران جوانی مسئله ازدواج است. هر جامعه که امر ازدواج جوانها را به خوبی و سادگی حل نموده کمتر دچار انحرافات است. و هر جامعهای که نسبت به این امر بیتفاوت بوده ضربههای سختی از ناحیه انحرافات جنسی جوانان خورده است به همین سبب پیامبراکرم ص و امام معصوم ع طرحها و راهکارهای مفیدی برای این مسئله اندیشیدهاند.پیامبراکرم ص فرمودهاند هر جوانی که در سن کم ازدواج کند شیطان فریاد بر میآورد که وای بر من وای بر من دو سوم دینش را از دستبرد من مصون نگه داشت. پس بنده در یک سوم باقی مانده تقوای الهی پیشه سازد. ۱۳ حضرت صادق ع نیز بر این امر به عنوان یک راهکار مهم تاکید دارند آنجا که میفرمایند جوانی از انصار به نزد پیامبر ص آمد و از نیازمندیاش نزد ایشان شکوه کرد. پیامبر ص به وی فرمود ازدواج کن جوان گفت خجالت میکشم بار دیگر نزد پیامبر ص باز گردم و بگویم که با دست خالی چگونه ازدواج کنم؟ آن گاه مردی از انصار به وی رسید و گفت دختری زیبا دارم. پس آن را به ازدواج آن جوان درآورد. از آن به بعد خداوند در زندگی او گشایشی ایجاد کرد. جوان نزد پیامبر آمد و داستان را باز گفت. آنگاه پیامبر خدا ص فرمود ای جوانان بر شما باد به ازدواج. ۱۴ این دسته از احادیث این حقیقت را ثابت میکند که در ازدواج داشتن تمکن مالی شرط نیست بلکه حتی ممکن است ازدواج سبب تمکن مالی نیز شود.زمینهگاه در جوانیراز اینکه امامان ما این همه بر امر ازدواج تاکید داشتهاند این است که با توجه به اینکه شهوت جنسی در دوران جونی در اوج خود قرار دارد زمینه گناهان ناشی از آن بیشتر است و با عدم ازدواج احتمال آلودگی به گناهان بیشتر است.امام صادق ع فرمودهاند وقتی یوسف با همسر سابق عزیز مصر ازدواج کرد او را باکره یافت. به وی گفت چه چیزی تو را بر آن کار زشت که قبلا نسبت به من کردی واداشت؟گفت سه خصلت جوانی ثروت و اینکه همسر نداشتم. یعنی پادشاه ناتوانی جنسی داشت ۱۵ این حدیث نشان میدهد که یکی از عوامل انحرافات جنسی عدم ارضا صحیح میل جنسی در دوران جوانی است.حضرت صادق ع در جای دیگر فرمودهاند روز قیامت زنی زیبا آورده میشود که به خاطر زیباییاش فریب خورده است. زن میگوید خدایا مرا زیبا آفریدی و گرفتار شدم. مریم آورده میشود و گفته میشود تو زیباتری یا این؟او را زیبا قرار دادیم و فریفته نشد. و نیز مرد جوان و زیبایی آورده شود که به خاطر زیباییاش در دوران جوانی فریفته شده است و میگوید پروردگارا مرا زیبا آفریدی و چنین گرفتار زنان شدم. در این هنگام یوسف ع آورده میشود و به وی گفته میشود تو زیباتری یا این؟ او را زیبا قرار دادیم و فریفته نشد. سفارش به جوانانحضرت صادق ع برای اصلاح جوانان توصیههای مهم و کارسازی دارند که به نمونه هایی اشاره میشود الف. ایشان در حدیثی میفرمایند یا معشر الاحداث اتقوا الله و لاتاتوا الرؤسا دعوهم حتی یصیروا اذنابا لاتتخذوا و الرجال و لائج من دون الله انا و الله خیر لکم منهم ثم ضرب بیده الی صدره؛ ۱۶ ای گروه جوانان تقوا پیشه کنید و نزد رئیسان نروید. رهایشان کنید تا زمانی که از ریاست بیفتند. مردان شخصیتهای برجسته را به جای خداوند دوست همراز مگیرید. به خدا سوگند من برایتان بهتر از آنان هستم. آن گاه با دست بر سینهاش زد یعنی به جای ما به دنبال رهبران ستمکار نروید . در این حدیث گرانسنگ حضرت به چند نکته اشاره نمودهاند ۱ـ تقوا و پاکی را پیشه سازید.۲ـ به دنبال رؤسا و مقام داران نباشید.۳ـ شخصیت زده نشوید.۴ـ ما را در زندگی رها نکنید که از هر نظر مصالح شما را تامین میکنیم.ب. آن حضرت در جای دیگر سخنان لقمان به فرزند
سند صحیفه سجادیه
فرزند زید صحیفه ی کامله ی سجادیه را از میان جعبه ای قفل و مهر و موم کرده بیرون می آورد و می بوسد و بر روی چشم می گذارد و بعد می گوید ای متوکل اگر پسر عمویم امام جعفر صادق ع خبر نداده بود که من کشته می شوم و پیکرم بر سردار می رود این کتاب را به تو نمی دادم ولی سعی کنید این کتاب به دست بنی امیه نیفتد و در حفظ آن کوشا باشید و خلاصه آن را با کمال دقت حفظ کن و بدان که پس از من پسر عموهای دیگر من محمد و ابراهیم فرزندان عبدالله بن حسن نیز قیام خواهند کرد... متوکل وقتی به مدینه خدمت امام جعفر صادق می رسد که یحیی فرزند زید اول به شهادت می رسد و چون ماجرا را برای موسس فرقه ی جعفری بازگو می کند امام سخت متاثر می شود و می گرید و می فرماید خدا یحیی را بیامرزد و با پدرانش محشور فرماید. اما ای متوکل صحیفه کجاست؟ متوکل صحیفه را به دست امام می نهد. امام جعفر صادق پس از گشودن ادعیه نامبرده می گوید به خدا سوگند که این خط عموی من زید فرزند امام زین العابدین است و دعا از آن حضرت سجاد است. آنگاه امام صادق به فرزند خود اسماعیل فرمود فرزندم دعاهایی را که گفتم از بر کن بیاور. فرزند امام صحیفه را آورد و در حقیقت عین همان صحیفه یحیی فرزند زید بود. امام صادق بر آن صحیفه بوسه زد و آن را بر روی چشم نهاد و فرمود این صحیفه به خط پدرم امام محمد باقر و املای پدر بزرگم سید سجادست که خود من هم در وقت املای آن گواه بودم. متوکل از امام رخصت می طلبد که آیا اجازه می دهی این دو نسخه را با هم مقابله کنم؟ امام می فرماید تو صلاحیت این کار را داری. متوکل پس از مقایسه هر دو نسخه- یعنی نسخه یحیی و نسخه امام جعفر صادق- مشاهده می کند که هر دو عین همدیگرند و حتی یک کلمه- با یکدیگر- زیاد و کم ندارند. سپس امام نسخه دوم را به فرزندان یحیی می دهد و سفارش … به شهادت می رسند. متوکل بلخی از پدرش متوکل بن هارون نقل می کند که گفت با یحیی فرزند زید اول ملاقات کردم و وی در حال حرکت به سمت خراسان بود. پرسیدم از کجا می آیی؟ گفت از سفر حج. یحیی نوه ی امام سجاد از حال صادق آل محمد پرسید. وی در پاسخ می گوید که آن حضرت از ماجرای قیام و به دار آویخته شدن وی غمگین است. یحیی می گوید عموی من امام محمد باقر به پدرم زید فرمود از قیام بپرهیزد و گرنه کشته خواهد شد بعد یحیی از متوکل می پرسد آیا جعفر بن محمد را دیده ای؟ وی می گوید آری. یحیی با اصرار می پرسد آیا سخنی درباره ی من بر زبان نرانده است؟ متوکل می گوید آری ولی متوکل می گوید اگر آنچه را که وی گفته بگویم ناراحت می شوید یحیی پاسخ می دهد آیا مرا از مرگ می ترسانی؟ حتما بگو. متوکل می گوید از آن حضرت شنیدم که تو کشته خواهی شد و پیکرت را بردار می کشند همانگونه که پیکر زید پدرت را بردار کشیدند. چون این سخن را گفتم یحیی دژم شد و گفت خدا هر چه را بخواهد می زداید و هر چه را بخواهد نگاه می دارد و کتاب مادر در نزد اوست. سوره ی رعد آیه 39 آنگاه یحیی می گوید که از معارف دینی آیا چیزی به دست خود نوشته ای؟ متوکل می گوید که این دعا را امام محمد باقر به امام صادق املا فرموده و گفته است که از ادعیه صحیفه سجادیه است. یحیی لختی دعا را مطالعه می کند و خطاب به متوکل می گوید آیا اجازه می دهی من نسخه ای از این دعا بردارم؟ متوکل می گوید ای فرزند پیامبر ص برای چیزی که از خود شماست چگونه از من اجازه می خواهی؟ بعد یحیی می گوید آیا می خواهی نسخه ای کامل از صحیفه سجادیه را به تو نشان بدهم؟ ولی پدرم زید مرا سفارش
شکست بنیان خانواده در غرب
فرزند فرد دیگری را به عنوان فرزند خود بزرگ میکند.به گزارش این فصلنامه که در زمینههای ژنتیکی و بیولوژیکی تحقیق میکند یافتههای آزمایشات ژنتیکی در کشورهای غربی و اروپایی حاکی از آن است که درصد بالایی از مردان بدون آنکه بدانند در اثر خیانت همسرانشان فرزند شخص دیگری را بزرگ میکنند.یافتههای این محققان حاکی از آن است که در کشورهایی که قواعد خانوادگی سالمتر هستند این میزان به یک درصد کاهش مییابد حال آنکه در جوامعی که گرفتار معضلات خانوادگی هستند این آمار به 20 تا 30 درصد افزایش مییابد. محققان این مرکز در بررسی ژنتیکی 310490 مورد از پدران و فرزندان در کشورهای غربی دریافتند که از هر 5 پدر انگلیسی یکی بدون آنکه بداند فرزند شخص دیگری را به عنوان فرزند خود بزرگ میکند. نقش تقوا در خانوادهبا بررسی این وضعیت اسف بار شاید بهتر بتوان به اهمیت دیدگاه اسلام درباره خانواده پی برد مجموعه ای که باید با محوریت تقوا کانونی سراسر مهر و صفا و یک رنگی بیافریند و به تربیت نسل هایی پاک و الهی بپردازد .در نظام خانواده ایده آل اسلامی زن و مرد مکمل یکدیگرند که دست در دست هم این مجموعه مقدس را به سوی کمال هدایت می کنند .اکسیر تقوا در این میان می تواند نقشی اساسی ایفا کند .گاهی عشق با تمام قدرت و عظمتش نمی تواند جلوی فروپاشی بنیان الهی خانواده را به تنهایی بگیرد مخصوصا عشقهایی که بی اساس و بنیان است و بر پایه ملاکات گذرا و ضد اخلاقی استوار است . لذا نقش تقوا در حفظ خانواده و پیشگیری از هرزگی ها و به خطر افتادن نسل ها امری انکار ناپذیر است زن و شوهر با تقوامرد باتقوا برای تامین مخارج خانه جز به کسب حلال روی نمی آورد و به غیر از مال حلال مالی قبول نمی کند او با تحصیل حلال الهی مقید به رعایت حقوق تمام افرادی است که از طریق کسب و تجارت با او سروکار دارند و به عبارت دیگر از وجود او در بیرون از خانه به بندگان خدا ضرر و زیان نمی رسد او به خاطر تقوای الهی دور حرام نمی گردد و گنج عفت نفس و قناعت را از دست نمی دهد.مرد باتقوا چون از کسب و کار فارغ شود و به خانه بازآید تمام کوفتگی و خستگی خود را کنار درب خانه می ریزد و با نشاط و شادی و خوشدلی و خوشحالی وارد خانه می شود به همسرش لبخند محبت می زند و زحمات روزانه او را نسبت به نظافت خانه و پخت و پز و نگهداری فرزندان خسته نباشید می گوید و وی را ارج می نهد و با او و بچه ها با مهربانی و محبت برخورد می کند و هر یک را درخور شانش احترام می نماید.مرد باتقوا گاهی حلال و حرام و معروف و منکر و حسنات و سیئات را به اهل بیتش گوشزد می کند و نمی گذارد آنان در مسئله دین و دینداری دچار غفلت شوند.مرد باتقوا همه عمر و وقت خود را صرف بیرون نمی کند و خنده و نشاط خود را تنها برای دوستان نمی برد و در مسجد رفتن و شرکت در جلسات مذهبی راه افراط نمی پیماید.مرد باتقوا به این نکته توجه دارد که اسلام رعایت اعتدال و اقتصاد را در تمام امور حتی در عبادات سفارش
جوان در کلام امام صادق(ع)
به وی چنین سفارش می کرد اعلمی ان الشاب الحسن الخلق مفتاح للخیر مفلاق للشر؛ 12 بدان که جوان خوش اخلاق کلید خوبیها و قفل بدیها است... . جوان و ازدواجاز مهم ترین دغدغه های دوران جوانی مسئله ازدواج است. هر جامعه که امر ازدواج جوانها را به خوبی و سادگی حل نموده کم تر دچار انحرافات است. و هر جامعه ای که نسبت به این امر بی تفاوت بوده ضربه های سختی از ناحیه انحرافات جنسی جوانان خورده است به همین سبب پیامبراکرم ص و امام معصوم ع طرحها و راهکارهای مفیدی برای این مسئله اندیشیده اند.پیامبراکرم ص فرموده اند هر جوانی که در سن کم ازدواج کند شیطان فریاد بر می آورد که وای بر من وای بر من دو سوم دینش را از دستبرد من مصون نگه داشت. پس بنده در یک سوم باقی مانده تقوای الهی پیشه سازد. 13 حضرت صادق ع نیز بر این امر به عنوان یک راهکار مهم تاکید دارند آنجا که می فرمایند جوانی از انصار به نزد پیامبر ص آمد و از نیازمندی اش نزد ایشان شکوه کرد. پیامبر ص به وی فرمود ازدواج کن جوان گفت خجالت می کشم بار دیگر نزد پیامبر ص باز گردم و بگویم که با دست خالی چگونه ازدواج کنم؟ آن گاه مردی از انصار به وی رسید و گفت دختری زیبا دارم. پس آن را به ازدواج آن جوان درآورد. از آن به بعد خداوند در زندگی او گشایشی ایجاد کرد. جوان نزد پیامبر آمد و داستان را باز گفت. آنگاه پیامبر خدا ص فرمود ای جوانان بر شما باد به ازدواج. 14 این دسته از احادیث این حقیقت را ثابت می کند که در ازدواج داشتن تمکن مالی شرط نیست بلکه حتی ممکن است ازدواج سبب تمکن مالی نیز شود. زمینه گاه در جوانیراز اینکه امامان ما این همه بر امر ازدواج تاکید داشته اند این است که با توجه به اینکه شهوت جنسی در دوران جونی در اوج خود قرار دارد زمینه گناهان ناشی از آن بیشتر است و با عدم ازدواج احتمال آلودگی به گناهان بیشتر است.امام صادق ع فرموده اند وقتی یوسف با همسر سابق عزیز مصر ازدواج کرد او را باکره یافت. به وی گفت چه چیزی تو را بر آن کار زشت که قبلا نسبت به من کردی واداشت؟گفت سه خصلت جوانی ثروت و اینکه همسر نداشتم. یعنی پادشاه ناتوانی جنسی داشت 15 این حدیث نشان می دهد که یکی از عوامل انحرافات جنسی عدم ارضا صحیح میل جنسی در دوران جوانی است.حضرت صادق ع در جای دیگر فرموده اند روز قیامت زنی زیبا آورده می شود که به خاطر زیبایی اش فریب خورده است. زن می گوید خدایا مرا زیبا آفریدی و گرفتار شدم. مریم آورده می شود و گفته می شود تو زیباتری یا این؟او را زیبا قرار دادیم و فریفته نشد. و نیز مرد جوان و زیبایی آورده شود که به خاطر زیبایی اش در دوران جوانی فریفته شده است و می گوید پروردگارا مرا زیبا آفریدی و چنین گرفتار زنان شدم. در این هنگام یوسف ع آورده می شود و به وی گفته می شود تو زیباتری یا این؟ او را زیبا قرار دادیم و فریفته نشد. سفارش به جوانانحضرت صادق ع برای اصلاح جوانان توصیه های مهم و کارسازی دارند که به نمونه هایی اشاره می شود الف. ایشان در حدیثی می فرمایند یا معشر الاحداث اتقوا الله و لاتاتوا الرؤسا دعوهم حتی یصیروا اذنابا لاتتخذوا و الرجال و لائج من دون الله انا و الله خیر لکم منهم ثم ضرب بیده الی صدره؛ 16 ای گروه جوانان تقوا پیشه کنید و نزد رئیسان نروید. رهایشان کنید تا زمانی که از ریاست بیفتند. مردان شخصیتهای برجسته را به جای خداوند دوست همراز مگیرید. به خدا سوگند من برایتان بهتر از آنان هستم. آن گاه با دست بر سینه اش زد یعنی به جای ما به دنبال رهبران ستمکار نروید . در این حدیث گرانسنگ حضرت به چند نکته اشاره نموده اند 1ـ تقوا و پاکی را پیشه سازید.2ـ به دنبال رؤسا و مقام داران نباشید.3ـ شخصیت زده نشوید.4ـ ما را در زندگی رها نکنید که از هر نظر مصالح شما را تامین می کنیم.ب. آن حضرت در جای دیگر سخنان لقمان به فرزند … به او فرمود یا ابن اخی علیک بالشباب ودع عنک الشیوخ؛ 1 ای فرزند برادرم جوانان را دریاب و پیران را رها کن امام صادق ع در روایات دیگر نیز این مسئله را بیان نموده اند که جوانها زودتر حرف حق را می پذیرند و به سوی خیر و نیکی می شتابند و آمادگی بیشتری دارند. از جمله از اسماعیل بن عبدالخالق چنین نقل شده است که من شنیدم حضرت صادق ع از ابوجعفر احول می پرسید به بصره رفتی؟ گفت بلی فرمود اقبال مردم را به امامت و ورود آنان را به این مرام چگونه یافتی؟ گفت به خدا سوگند که شیعیان اندک اند و تلاشهایی کرده اند اما آن هم اندک است.آن گاه امام صادق ع به او فرمود علیک بالاحداث فانهم اسرع الی کل خیر؛ 2 بر تو باد به جوانان و به دنبال آنها رفتن که آنان در پذیرش هر نیکی و خیری با شتاب ترند. تجربه پیروزی انقلاب اسلامی و حضور جوانان در صحنه های مختلف و جذب شدن آنان به اسلام و انقلاب و روحانیت و رهبری انقلاب و همین طور حضور تمام عیار جوانان در صحنه های مختلف جنگ تحمیلی دوران سازندگی و پیشرفتهای علمی مهر تاییدی است بر مضامین احادیثی که مطرح گشت. جوان و کسب دانشفراگیری دانش در جوانی همچون نقشی است بر سنگ که تا پایان عمر انسان را همراهی می کند از اینرو هر کس هرچه دارد از جوانی دارد به همین سبب است که پیشوایان دینی سخت بر این مسئله سفارش
نجمه; نگین بندگی
این بانوی با عظمت را به فرزند خویش کرد و گفت و هبتها لک فاستوص بها خیرا. او را به تو بخشیدم و سفارش … به علت عقل دین و سجایای اخلاقی اش که در روایت بالا ذکرشده مورد توجه خاندان عصمت قرار گرفت.وجود نامهای متعدد برای این بانوی بزرگوار موید دیگری است که کنیز بودنش را اثبات می کند. در روایات نامهای این بانو راچنین نوشته اند و مادر امام رضا ع ام ولد کنیز صاحب فرزند است که به او ام البنین کنیه آن بانوست. می گفتند و اسمش نجمه بود و به او سکن نوبیه نیز می گفته می شد. تکتم نام دیگر او بود. 2 یکی از محققان می نویسد مادر امام رضا ع ام ولد است که به او ام البنین می گویند. اسم او اروی و لقبش شقرا نوبیه است. 3 با توجه به اینکه در عرب اسامی افراد با خصوصیات ظاهری قومی و شغلی افراد مناسبت دارد شایسته است چند اسم از نامهای این بانوی گرامی معنا شود تا به این وسیله برخی از خصوصیات وی آشکار گردد. تکتم از آن هنگام که توسط حمیده مصفا مادر امام کاظم ع خریداری شده نام این بانو بود. در لغت عرب تکتم به معنای چاه زمزم است و چشمه است و شاید این نام از صفای روح وادب این بزرگوار حکایت می کند. نجمه نیز به معنای ستاره درخشنده است.پس از تولد امام رضا ع نامش را طاهره گذاشتند که به معنای پاکیزه است.نام دیگر او صقر است که معنای آن تابش خورشید است. سمانه به معنای والا و بلند مرتبه است. سکن النوبیه به معنای ساکن نوبا است. کتب لغت نوبیه را یکی از سرزمینهای قوم بربر دانسته اند. شاید نامیمبیا که امروزه در نقشه های جغرافیایی مشاهده می شودمعرب همان نوبا باشد.طبق این صفت نجمه باید زنی سیاه پوست از قوم بربر باشد ولی با توجه به صفت دیگری که صاحب الفصول المهمه در کتاب خودنام می برد شقرا نوبیه باید رنگ پوست و موی حضرت روشن باشد; زیرا شقرا 4 به معنای سرخ و سفید و موی بور مایل به قرمز است و این صفت به سفید پوست ها بویژه مردم اروپا اختصاص دارد.با توجه به صفات و نامهای این بانوی بزرگوار نویسندگان ومورخان معاصر در تعیین قبیله و محل زندگانی وی احتمالهای گوناگون مطرح می کنند.1- شهر معروف مارسی در اسپانیا که در قرن 11 میلادی استقلال یافت; این از خیزران مرسیه 5 فهمیده می شود.2- تکتم یا طاهره زنی فرانسوی از ماریسی فرانسه است. 6 3- منظور از مغرب شمال آفریقا و مقصود از مرسی شهربندری الجزایر است و او الجزایری است. 7 این احتمالها با توجه به یکی از نامهای وی که خیزران مرسیه است و اینکه در روایت آمده از برده فروشانی که از مغرب می آمدند خریداری شد به ذهن می آید. گفتنی است که مغرب به شمال آفریقا مراکش و اروپا غرب اطلاق می شود.آنچه بیش از هر چیز باید مورد توجه باشد این است که نجمه باقطع نظر از نژاد و رنگ چهره اش یک انسان کامل بود و قابلیت هاو لیاقت های ویژه ای داشت که برای میزبانی معصوم و امام برگزیده شد. او صدف با ارزشی بود که خداوند متعال مروارید رضا ع رابه مهمانی او فرستاد. او در زمره ارحام مطهره قرار گرفت. چراکه طاهره بود. او چشمه ای پاک بود که هرگز آلودگی به وی راه نیافت. برای شناخت ژرفای وجود افراد توجه به ویژگیهای والای آنان بهترین وسیله است و همیشه نمی توان در آینه خانواده به عظمت انسانها پی برد.پرتو دوم در آینه آسمانی هایکی از راههای شناخت افراد توجه به سخنانی است که در موردآنان گفته شده است. بویژه اگر گویندگان آن سخنان خود ازبزرگان و برجستگان باشند شخصیت معنوی نجمه مادر معصوم بارهااز زبان ائمه معصومین علیهم السلام و بزرگوارانی چون حمیده مصفاه معرفی شده است. در این قسمت پرتوی از خورشید فضایل این بانوی گرامی را بررسی می کنیم علی بن میثم که به گفته کندی آشناترین افراد به امورائمه و ازدواجهای آنان است می گوید کانت من افضل النسا فی عقلها و دینها و اعظامها لمولاتهاحمیده المصفا حتی انها ماجلست بین یدیها منذ ملکتها اجلالالها. 8 او نجمه در تعقل و تدین و احترام و اکرام به مولایش حمیده مصفا از بهترین زنان است; تا جایی که به خاطر تعظیم و اکرام مولایش در برابر او نمی نشست.در جای دیگر می گوید حمیده مصفا به فرزندش امام کاظم ع فرمود یابنی ان تکتم جاریه مارایت جاریه قط افضل منها. 9 پسرم همانا تکتم کنیزی است که هرگز بهتر از وی کنیزی ندیدم.سپس سفارش
English