گناه و عصیان خطر بسیار سنگینی است که هویت و شخصیت و شؤون انسانی انسان را تهدید به فنا و نابودی میکند . اوامر و نواهی حضرت دوست بر وفق مصلحت انسان تنظیم شده و اجرای آن اوامر و نواهی و فرمانهای حضرت حق مولد سعادت دنیا و آخرت آدمی است . جرات بر گناه و جسارت
117 مطلب یافت شد
خسارت نسيان ذنوب
الله حسین انصاریان گناه و عصیان خطر بسیار سنگینی است که هویت و شخصیت و شؤون انسانی انسان را تهدید به فنا و نابودی میکند.اوامر و نواهی حضرت دوست بر وفق مصلحت انسان تنظیم شده و اجرای آن اوامر و نواهی و فرمانهای حضرت حق مولد سعادت دنیا و آخرت آدمی است.جرات بر گناه و جسارت
خسارت نسيان ذنوب
اللہ حسین انصاریان گناه و عصیان خطر بسیار سنگینی است که هویت و شخصیت و شؤون انسانی انسان را تهدید به فنا و نابودی میکند.اوامر و نواهی حضرت دوست بر وفق مصلحت انسان تنظیم شده و اجرای آن اوامر و نواهی و فرمانهای حضرت حق مولد سعادت دنیا و آخرت آدمی است.جرات بر گناه و جسارت
استاد انصاریان: راه جبران گناه میان بنده و پروردگار/ جسوران به گناه هرگز به سوی خداوند باز نمی گردند
جسارت کنندگان در ارتکاب گناه اشاره و خاطرنشان کرد فقهای شیعه میگویند کسی که اهل جرات است ظرف آبی را میبیند و نمیداند آب است و به نیت مشروب می خورد چون جرات خوردن مال حرام را دارد گناه در پرونده او قطعا ثبت می شود. ملاک ثبت آن هم خوردن آب نیست بلکه آن حال جراتش است که میگوید میخورم هرچه میخواهد بشود حرام یا حلال باشد این گناه ناشی از جرات است. وی افزود یکوقت کسی بر … جسارت گناه دائم است. کاسبی میکند به حلال و حرام خدا کار ندارد و از نظر بدنی و اخلاقی در محرمات میافتد چنین آدمی که اصلا بلی من کسب سیئه سوره بقره آیه 81 کسب او یعنی افعالش رفتارش اخلاقش و کردارش گناه است کارش به جایی میرسد که ان کذبوا بآیات الله همهچیز را منکر میشود و میگوید من قرآن نبوت و امامت را قبول ندارم. حال شما به او بگو قرآن بهاندازه آیاتش بر … گناه به همین جرات و روحیه کبر در برابر پروردگار عالم مربوط است اما عده ای گناهی را مرتکب می شوند و پافشاری و اصراری بر تکرار آن ندارند و قلبا زبانا حالا و نیتا با پروردگار مهربان عالم قرارداد ترک میبندد که دیگر انجام نمیدهد خدا ضمانت داده آیه نازل کرده عهد کرده و با گنهکار قرارداد بسته که گناهان او را با ترک میبخشد. به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل مؤسسه علمی فرهنگی دارالعرفان استاد حسین انصاریان در سخنرانی خود در حسینیه هدایت اظهار داشت خدا توفیق چشمپوشی از محرمات را نصیب بندگان خود میکند درباره محرمات نکات مهمی در قرآن کریم آمده است که این نکات حقیقت و ذات و واقعیت و ماهیت باطنی محرمات را بیان میکند. بعضی از این نکات خیلی سنگین است و اگر اتفاق بیفتد خطر دنیا و آخرت برای انسان اتفاق افتاده است. گناه گنهکاری که قصد مبارزه با خدا را ندارد ثبت نمی شودوی ادامه داد گاهی انسانی به خطا غفلت جهل و به ضعف دچار گناه و یک حرامی -حرام مالی حرام بدنی حرام اخلاقی- میشود. مالی را از راه نامشروع -غصب رشوه کمفروشی و تقلب در جنس- بهدست میآورد گنهکاری است که قصد مبارزه با خدا و قرآن و نبوت و امامت را ندارد و به تعبیر فقهای بزرگ شیعه اهل جرئت و سینهسپر کردن در برابر خداوند یا پیغمبر یا قرآن مجید یا ولی معصوم نیست و این حال را ندارد. وضعیت جسارت
حقیقت و ماهیت باطنی محرّمات
رحمت پروردگار نزدیک است؛ اما کسی هست که بر محرمات الهیه جرئت و جسارت دارد برای انجامش تکبر دارد حالت کینه و مخالفت با حلال و حرام دارد و اصلا ارتکاب محرمات کار اوست یعنی عادت و رسمش است؛ ببینید قرآن درباره این آدم چه میگوید که نتیجه این تداوم گناه … جسارت او بر نافرمانیاتفاقا پریروز یکی از همین مستمعین به من گفت کسی هست که ما با او کار میکنیم اول آدم خوبی بوده نماز میخوانده و روزه میگرفته حالا من به ایشان نگفتم که علتش چیست این علتی است که قرآن بیان میکند اما الآن منکر همهچیز است؛ یعنی میگوید من هیچچیز را قبول ندارم و راست هم میگوید چون ارتکاب گناه … گناه و یک حرامی -حرام مالی حرام بدنی حرام اخلاقی- میشود. مالی را از راه نامشروع -غصب رشوه کمفروشی و تقلب در جنس- بهدست میآورد گنهکاری است که قصد مبارزه با خدا و قرآن و نبوت و امامت را ندارد و به تعبیر فقهای بزرگ شیعه اهل جرئت و سینهسپر کردن در برابر خداوند یا پیغمبر یا قرآن مجید یا ولی معصوم نیست و این حال را ندارد.-جسارت در ارتکاب گناهآنکسی که اهل جرئت است با این فرق میکند و فقهای شیعه میگویند کسی که اهل جرئت است ظرف آبی را میبیند و نمیداند آب است و به این نیت برمیدارد و میخورد که مشروب است چون جرئت خوردن مال حرام را دارد؛ ولی حالا این ظرف را برداشت و کل آن را خورد آب از آب درآمد؛ این گناهی در پروندهاش ثبت میشود یا نمیشود؟ میگویند قطعا ثبت میشود ملاک ثبت ان هم خوردن آب نیست بلکه آن حال جرئتش است که میگوید میخورم هرچه میخواهد بشود حرام یا حلال باشد این گناه ناشی از جرئت است. یکوقت کسی بر
عامل ابتلاء به بیماری قلب !!
بر درک آدمی نسبت به آنچه مربوط به خدای تعالی و آیات اوست چیره میشود و نمیگذارد قلب با آن معارف که همان عقائد دینی است جوش بخورد و انسانی که مبتلای به آن شک و تردید است قلب او نسبت به خدا و آیاتش بسته است.حضرت علی علیه السلام می فرماید برای دلها هیچ دردی دردناک تر از گناه نیست. همچنین گفتهاند بیماریهای دل همان عقدههای روانی است که در صفات پست همچون حسد کینهتوزی خویشتن بزرگ بینی نومیدی ریاست دوستی و جدل بهناحق درباره خدا ظاهر میشود. 2 اگر انسان دچار مرض قلب شود ایمانش ضعیف می شود و به تدریج به گناهان مختلف گرایش می یابد. این گناهان و رذایل اعتقادی و اخلاقی بر انسان اثر می گذارد و طبق آیه قرآن باعث افزایش پلیدی در انسان می شود تا جایی که او را به مرحله نفاق و کفر می رساند و کافر از دنیا می رود. واما ٱلذین فی قلوبهم مرض فزادتهم رجسا الی رجسهم وماتوا وهم کافرون توبه125 با این وجود اگر شک و شبهه ای در مسائل دینی برای شخصی پیش بیاید اگر به دنبال پاسخ رفته و شبهه برطرف شود نه تنها موردی ندارد بلکه چون آن نکته را با دلیل و برهان پذیرفته است این شک پسندیده است. چنین شخصی در زمره فی قلوبهم مرض نیست. اما اگر شبهه در ذهنش پرورش یافته و بزرگ شود تا جایی که به ایمان و اعتقادات دینی او لطمه بزند در این زمره قرار می گیرد. پس باید هرچه سریعتر به دنبال پاسخ برود. گناه؛ عامل ابتلا به بیماری دلدر این زمینه حضرت علی علیه السلام می فرماید برای دلها هیچ دردی دردناک تر از گناه نیست. 4 امام باقر علیه السلام نیز معصیت را عامل زیر و رو شدن اساس وضعیت سالم دل میشمرد و میفرماید هیچ چیز مانند گناه تباه کننده دل نیست. دل سراغ گناه میرود و دچار معصیت میشود؛ همواره دست به گریبان با آن است تا آنکه گناه بر او چیره شود و دل را زیر و رو میسازد. 5 بر اساس آیات قرآن افرادی که دچار بیماری دل می شوند ویژگیهای خاصی پیدا می کنند. بهتر است انسان آنها را بداند تا به محض احساس یکی از این ویژگیها سریع اقدام به پیشگیری کند غافل و شهوتران می شوند. احزاب32 منکر وعده های خداوند می شوند. احزاب 12- نور50 با دشمنان اسلام دوست می شوند. مائده52 برای اینکه طبق آموزه های نهج البلاغه به بدترین بیماری یعنی بیماری دل و بدترین درد آن یعنی گناه دچار نشویم علاوه بر تمرین و تقوا خوب است دست به دعا برداریم.به مؤمنان افترا می زنند. انفال49 منافق می شوند و در دام فتنه های شیطان می افتند. حج53 به مقابله با پیامبران الهی می پردازند. احزاب60 از جنگیدن و مبارزه با دشمنان اسلام به شدت می ترسند. محمد20 در دنیا و آخرت رسوا می شوند و کینه توزیشان آشکار می شود. محمد29 در برابر آیات الهی و اوصاف تکان دهنده دوزخ بی اعتنا می شوند. مدثر31 بیماری آنان عامل دروغگویی سرکشی و طغیان آنان در برابر خداوند است. بقره10 و15 به طور کلی بیماری آنان زمینه ساز پلیدی بیشتر و تشدید انحرافات آنها است. بقره10- توبه125 راه پیشگیری برای این که انسان دچار مرض قلب نشود باید گناه نکند. از گناهان کوچک شروع کند آنها را بزرگ بداند و از انجام آنها اجتناب کند. چرا که با ارتکاب گناهان کوچکتر زشتی گناه در نظر انسان از بین می رود و مقدمه انجام گناهان بزرگتر و مرض قلب می شود.نقل است که حضرت موسی علیه السلام در راهی شیطان را دید در ضمن گفتگویی از او پرسید چه گناهی است که اگر انسان آن را انجام دهد تو بر آن چنان مسلط می شوی که هر کجا که بخواهی او را می کشانی؟ شیطان گفت انسانی که از عمل نیک خود خوشحال باشد و آن را بسیار تصور کند و گناهانش را کوچک و ناچیز بشمرد من بر او مسلط هستم.امیرالمؤمنین علیه السلام در توبیخ کوچک انگاشتن گناه می فرمایند سخت ترین گناهان گناهی است که گناهکار آن را ناچیز و آسان شمرد. در روایات میخوانیم اتقوا المحقرات من الذنوب فانها لاتغفر از گناهان کوچک پرهیز کنید که بخشیده نمیشود. شاید به این دلیل که در گناهان کوچک انسان احساس شرمندگی نمیکند و لذا به فکر توبه هم نمیافتد بلکه جسارت
استاد انصاریان: توبه حقیقی، جبران گناه است/ توبه کننده یقیناً مورد رحمت و آمرزش الهی قرار خواهد گرفت
گناه آلوده شد در صورتی که این گناهکار به عمد یا به سهو یا به غفلت وارد عرصه توبه شود یقینا مورد رحمت و آمرزش الهی قرار خواهد گرفت. به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل مؤسسه علمی فرهنگی دارالعرفان استاد حسین انصاریان در سخنرانی خود در مسجد امیر ع اظهار کرد همه هستی براساس آیات قرآن مجید روایات دعاها زیارتها جلوه رحمت پروردگار است. قلم اراده او عالم هستی را با همه موجوداتش و با رقم رحمت نوشت؛ در این میان وجود انسان هم در عرصه آفرینش تکوینی او جلوه رحمت خداست کتاب مقدس نازل شده او بر قلب پیغمبر تمامش جلوه رحمت اوست.توبه کننده یقینا مورد رحمت و آمرزش الهی قرار خواهد گرفتوی ادامه داد در روایات اهلبیت ع آمده که هر اشتباهکار و خطاکاری که اشتباه و خطایش به عمد یا غیرعمد بوده از روی جهالت به احکام خدا و از روی غفلت نسبت به حلال و حرام الهی گناهی را مرتکب شده است یا میدانسته که این کار گناه است ولی به آن گناه آلوده شد در صورتی که این گناهکار به عمد یا به سهو یا به غفلت وارد عرصه توبه شود یقینا مورد رحمت و آمرزش الهی قرار خواهد گرفت.توبه حقیقی جبران گناه استمؤلف کتاب ارزشمند شرح دعای کمیل با بیان اینکه اگر پروردگار رحمت و غفران را متوجه خطاکار نکند گناه تا قیامت بر عهده او میماند و گناه مانده حتما عقوبت و کیفر دارد؛ گفت مهربانی و رحمت او اقتضا کرده گنهکاری که با جرات و جسارت
قدرت غلبه بر ظلم
نماید او ظلمپذیر است و در قیامت همانند ظالم مورد پرسش و بازجویی قرار میگیرد؛ زیرا او بر جسارت و جرات ظالم میافزاید و راه ستم پیشگی را بر او هموار میسازد و در حقیقت در اعمال ظالمانه کمک میکند. پس گناه
جلوههای رحمت در نوشتههای دینی
بر قلب پیغمبر تمامش جلوه رحمت اوست. پیش از آن که یکی از آیات رحمت را به مناسبت امشب و جلوههای آن رحمت را در زندگی انسان قرائت کنم دو جمله درباره رحمت او از دعاها و روایات و زیارتها نقل میکنم. مبحث رحمت از منظر روایاتدر روایات اهلبیت آمده که هر اشتباهکار و خطاکاری که اشتباه و خطایش به عمد یا غیرعمد بوده از روی جهالت به احکام خدا و از روی غفلت نسبت به حلال و حرام الهی گناهی را مرتکب شده است یا میدانسته که این کار گناه است ولی آلوده شد به آن گناه در صورتی که این گناهکار به عمد یا به سهو یا به غفلت وارد عرصه توبه بشود یقینا مورد رحمت و آمرزش الهی قرار خواهد گرفت.اگر رحمت و غفران را متوجه خطاکار نکند گناه تا قیامت بر عهده او میماند و گناه مانده حتما عقوبت و کیفر دارد؛ ولی مهربانی و رحمت او اقتضا کرده گنهکاری که با جرات و جسارت
راه قرار گرفتن در راه سلوك و تهذيب نفس چيست؟
گناه نکنند.3ـ مراقبه یعنی انسان بعد از عهد با خویش برای طاعت خدا مراقب پاکی خود باشد و بداند که خداوند همواره مراقب اعمال او است و این آیه را همیشه در نظر داشته باشد که الم یعلم بان الله یری؛ آیا نمی داند که خداوند می بیند.4ـ محاسبه یعنی به حساب نفس رسیدن یا نفس را به حساب کشیدن. پیامبر اکرم ص بر محاسبه نفس تاکید ورزیدن و فرموده اند به حساب نفستان برسید قبل از آن که به حساب شما برسند و خودتان را بسنجید پیش از آن که شما را بسنجند.در جای دیگر فرموده اند انسان هرگز اهل ایمان نخواهد شد مگر این که در حسابرسی خویش سخت گیر باشد حتی سختگیرتر از حساب شریک نسبت به شریکش.بهترین طرز محاسبه نفس آن است که در آخر شب عمل روزانه خود را مرور کند. اگر کارشایسته ای انجام دادهآن را تقویت کند و خدا را سپاس گوید و اگر عمل زشتی مرتکب شده استغفار نماید.5ـ معاتبه یعنی نفس را سرزنش کردن و اگر انسان پس از محاسبه متوجه خطای خود شد باید واکنش نشان دهد تا باعث جرات و جسارت
ریشۀ گناهان و راهکارهای مقابله با آن
بر عهدهات بگذارم انجام میدهی؟ گفت حتما. عزیز گفت وقتی که بهطرف منطقۀ زندگیات میروی به فلان محل که رسیدی بالای بلندی برو و دوسه بار فریاد بزن یعقوب یعقوب پیرمردی اشکبار و نورانی میآید. به او بگو عزیز مصر به تو سلام رساند و گفت خدا امانتت را ضایع نکرده و نمیکند. بادیهنشین آمد تا به آن ناحیه رسید. بالای بلندی رفت و سهچهار بار صدا زد یعقوب دید پیرمردی محاسن سفید اشکبار و نورانی آمد. به او گفت شخصی به نام عزیز در کشور مصر به شما سلام رساند و گفت خدا امانتت را ضایع نمیکند. یعقوب غش کرد. ریختند و او را به هوش آوردند. یعقوب با این پیغام از خدا دریافت کرد که جگرگوشهاش زنده است. به این بادیهنشین گفت بهخاطر این پیامی که به من دادی چه میخواهی؟ یک پیام برای پیغمبر خدا آورده؛ یعقوب گفت چه میخواهی؟ بادیهنشین گفت من دهدوازده سال است که با دخترعمویم ازدواج کردهام ولی بچهدار نشدهایم دعا میکنی خدا به من بچه بدهد؟ امام صادق ع میفرمایند یعقوب دعا کرد و این شخص هم صاحب پنجشش بچه و اولاد خوب شد. مناجات و دعای پایانیخدایا پیامی به یک پیغمبر غیر اولوالعزم تو دادند؛ یعقوب گفت چه میخواهی؟ گفت بچه میخواهم. یعقوب دو رکعت نماز خواند گریه کرد و گفت خدایا به این شخص بچه بده. ما هرکدام بهتناسب سنمان خیلی پیش تو آمدهایم و از خودمان پیام فرستادهایم. ماه رمضان احیا شب جمعه محرم و عاشورا آمدهایم. از مسجدها خانههایمان حرم حضرت رضا ع حرم ابیعبدالله ع حرم موسیبنجعفر ع سی چهل یا پنجاه سال است که پیام میدهیم؛ یعنی امشب نمیخواهی یک کاری برایمان بکنی؟ تو که فرمودی من پشیمان و توبهکننده را دوست دارم. ما چقدر با نماز و دعا به تو پیام دادهایم. خدایا یعنی ما مردم این مملکت که نزدیک هشتادنود درصدمان به تو قیامت و اهلبیت ایمان داریم شیعه و گریهکن هستیم بهاندازۀ آن بادیهنشین پیش تو قیمت نداریم؟ بهاندازۀ یک دهاتی پیش تو نمیارزیم تا یک نهیبی به این میکروب بزنی که ما را رها کند. ما اینقدر نمیارزیم؟ دیگر پیامی نداریم تا به تو بدهیم. امشب پیام ما این است که غلط کردیم اشتباه کردیم پیاممان این است که نباید گناه میکردیم ولی گناه کردیم؛ اما وقتی گناه میکردیم با جرئت و جسارت
قویترین حربه ی شیطان
بنابراین غضب موجب تباهی ایمان می شود و در اثر آن نه تنها انسان مرتکب گناه کبیره می شود بلکه گاه به مقدسات دین و انبیا الهی و کتاب گرانسنگ قرآن بلکه بالاتر به ساحت مقدس پروردگار نیز جسارت می کند.عصبانیت بزرگترین مانع بر
و ایثار التفضل و ترك التعییر
بر اثر عمل ناروای آنان به عدل اجتماعی آسیب برسد و مردم دچار ستم و تجاوز گردند. امام سجاد ع در قطعه ی دوم این قسمت از دعای مکارم الاخلاق که موضوع نیمه ی آخر سخنرانی امروز است به پیشگاه خداوند عرض می کند و ترک التعییر بار الها مسلمانان را موفق بدار که سرزنش یکدیگر را ترک گویند و زبان به ملامت این و آن نگشایند. تعییر از عار است به معنای ننگ. فردی که مرتکب گناه می شود بر اثر آن در خویشتن عیب و ننگی به وجود می آورد سرزنش کننده آن عیب را به رخش می کشد و مورد ملامتش قرار می دهد. تعییر در اخلاق اسلام از صفات ناپسند و مذموم است و در این باره روایات بسیاری از اولیای گرامی اسلام رسیده که پاره ای از آنها در خلال سخنرانی به عرض شنوندگان محترم می رسد. لازم است در آغاز بحث این نکته تذکر داده شود که روایات مذمت تعییر ناظر به سرزنش نمودن یک فرد مسلمان است که دچار لغزش گردیده و مرتکب عملی شده که از نظر دینی حرام است و شارع اسلام آن را بر مسلمین ممنوع نموده است. بنابراین ملامتهای سیاسی اقتصادی اجتماعی و دیگر اموری همانند اینها که از ناحیه ی مردم نسبت به متصدیان خودسر و مستبد که مرتکب خطا شده اند اعمال می گردد مشمول روایات تعییر نیست و دعای امام سجاد ع شامل آنها نمی شود. اولین مطلبی که در بحث تعییر و ملامت باید مورد توجه قرار گیرد این است که اولیای گرامی اسلام ضمن روایات گناه را بیماری خوانده اند و انسان عاقل هرگز بیمار را ملامت نمی کند بلکه اگر بتواند باید در راه درمان وی بکوشد و مرضش را علاج نماید. عن علی علیه السلام قال الذنوب الدا و الدوا الاستغفار و الشفا الا تعود. علی ع فرموده گناهان بیماری است داروی آن بیماریها طلب آمرزش از پیشگاه حضرت باری تعالی است و نشانه ی شفا یافتن بیماری آن است که آدمی دوباره به آن راه برگشت ننماید و مرتکب گناه نشود. امام صادق علیه السلام ضمن حدیثی در مورد عیوب اخلاقی و گناهان از قول حضرت مسیح ابن مریم ع نقل نموده که فرموده است انما الناس رجلان مبتلی و معافی. فارحم المبتلی و اشکر الله علی العافیه . مردم دو گروه اند یا به بیماری گناه مبتلا هستند یا آنکه در سلامت و عافیت اند. مبتلایان به بیماری گناه را مورد ترحم و دلسوزی قرار دهید و شکرگزار خداوند در عافیت و سلامت خود باشید. حضرت مولی الموحدین امیرالمومنین علی ع در یکی از خطبه ها در مورد تعییر و سرزنش گناهکاران سخن گفته و ملامت کننده را از ابعاد مختلف محدود و محصور نموده است. به نظر می رسد که اگر شنوندگان محترم در این گفته ی حکیمانه دقت کامل مبذول دارند هرگز مسئولیت خود را از یاد نمی برند و به خویشتن اجازه نمی دهند مسلمانی را برای گناهی که مرتکب شده است مورد ملامت و تعییرش قرار دهند. و انما ینبغی لاهل العصمه و المصنوع الیهم فی السلامه ان یرحموا اهل الذنوب و المعصیه و یکون الشکر هو الغالب علیهم و الحاجز لهم عنهم فکیف بالعائد الذی عاب اخاه و عیره ببلواه؟ اما ذکر موضع ستر الله علیه من ذنوبه مما هو اعظم من الذنب الذی عابه به و کیف یذمه بذنب قد رکب مثله. فان لم یکن رکب ذلک الذنب بعینه فقد عصی الله فی ما سواه مما هو اعظم منه و ایم الله لئن لم یکن عصاه فی الکبیر و عصاه فی الصغیر لجراته علی عیب الناس اکبر. بی گمان شایسته است برای کسانی که از گناه منزه اند یا بر اثر تفضل الهی سالم مانده اند گناهکاران را مورد ترحم قرار دهند و شکر خداوند در سلامتشان از گناه شاغل اغلب اوقاتشان باشد و همان شکرگزاری مانع آن شود که به معصیت گناهکاران بپردازند. چگونه یک فرد مسلمان از برادر خود عیب می گیرد و او را در گناهش تعییر و ملامت می نماید؟ آیا به یاد نمی آورد گناهانی را که خودش مرتکب شده و خداوند آنها را مستور داشته از گناه شخصی که مورد عیب گیریش قرار گرفته بزرگتر بوده است. چگونه مذمت می کند او را در گناههایی که خودش آن را مرتکب شده است و اگر آن گناه را به عینه انجام نداده به گناه بزرگتری دست زده است. قسم به خدا اگر به معاصی کبیره آلوده نشده و معاصی صغیره داشته جرئت و جسارت … بر آن حکومت می کند اگر کسی مرتکب جرم شود باید طبق موازین و مقررات مجازات گردد و به کیفر قانونی برسد. در چنین جامعه ای تعییر و ملامت مایه ی دشمنی و عداوت و موجب تجری مردم در گناه و معصیت است. از این رو اسلام در زمینه ی جرایم از کیفر قانونی سخن گفته و اجازه نداده است مجرم مورد ملامت و سرزنش قرار گیرد. عن النبی صلی الله علیه و آله قال اذا زنت خادم احدکم فلیجلدها الحد و لا یعیرها. رسول اکرم ص فرمود اگر خدمتگزار یکی از شما زنا داد باید حد شرعی بر وی جاری شود نه اینکه مورد ملامت و تعییر قرار گیرد. از آنچه معروض افتاد روشن شد که تعییر نمودن و سرزنش کردن مسلمان برای گناهی که مرتکب شده است در اسلام مذموم و ناپسند است و پیروان قرآن شریف باید مراقبت کنند که به این خصلت مذموم و بد آلوده نشوند و برادران خود را با ملامت نیازارند ضمنا متوجه باشند که در روایات اسلامی خاطرنشان گردیده است که سرزنش کنندگان از کیفر الهی در دنیا و آخرت مصون نخواهند بود. عن ابی عبدالله علیه السلام قال من انب مومنا انبه الله فی الدنیا و الاخره. امام صادق ع فرمود کسی که مومنی را تعییر و سرزنش نماید خداوند او را در دنیا و آخرت مورد ملامت خود قرار خواهد داد. امام سجاد ع در این قطعه از دعای شریف مکارم الاخلاق به پیشگاه باری تعالی عرض می کند و ترک التعییر بار الها مسلمانان را موفق بدار که تعییر و ملامت را ترک گویند و برای گناهی که مرتکب شده اند لب به سرزنش یکدیگر نگشایند. هر فردی به طور طبیعی خویشتن را دوست دارد و به غریزه ی حب ذات به خود علاقمند است. هتک و تحقیر را تحمل نمی کند و آن را اهانت به شخصیت خود تلقی می نماید و تا آنجا که قدرت دارد برای دفاع از عرض خود می کوشد. تعییر و سرزنش که خود عمل موهنی است احساس ملامت شده را تحریک می کند برافروخته می گردد مهیای مقابله می شود زبان به اهانت تعییرکننده می گشاید تعییرکننده نیز پاسخ می گوید و در نتیجه بین آن دو سخنان تند و موهنی رد و بدل می گردد و ممکن است در پاره ای از مواقع وضع و محاذات طرفین به قدری شدید شود که دامنه ی کلام به دروغگویی و افترا منتهی گردد و احیانا به زد و خورد منجر شود و مایه ی بروز مفاسدی سنگین و غیر قابل جبران گردد. اولیای گرامی اسلام برای اینکه جامعه را از زیانهای ناشی از سرزنش مصون دارند و از اختلاف و پراکندگی جلوگیری نمایند به مسلمانان دستور داده اند که همیشه و همه جا از سرزنش مسلمانان بپرهیزند و خویشتن را به این گناه آلوده ننمایند. اگر در موردی مسلمانی این وظیفه ی اخلاقی را رعایت ننمود و برادر دینی خود را مورد تعییر و ملامت قرار داد به مسلمان ملامت شده توصیه نموده اند که عمل ناروای او را با ملامت تلافی ننماید و زمینه ی تشاجر را فراهم نسازد بلکه کار نادرست او را نادیده انگارد و بی تفاوت از کنارش بگذرد و بدین وسیله خویشتن را مشمول پاداش باری تعالی بنماید. قال اعرابی لرسول الله صلی الله علیه و آله اوصنی. فقال علیک بتقوی الله فان امرو عیرک بشی یعلمه فیک فلا تعیره بشی تعلمه فیه یکن و باله علیه و اجره لک. عربی بادیه نشین به رسول اکرم ص عرض کرد به من سفارشی بفرمایید. حضرت فرمود بر تو باد به تقوی پس اگر کسی تو را به چیزی که می دانست در تو وجود دارد ملامت نمود تو او را به چیزی که می دانی در وی هست سرزنش منما. با رعایت این کار وبال سرزنش برای او خواهد بود و پاداش الهی برای تو. اگر مسلمانان به دستور اسلام توجه کنند و در زمینه ی گناه از ملامت یکدیگر خودداری نمایند و گناهکاران فقط مورد مجازات قانونی قرار گیرند بعید نیست شرمندگی مجازات تا حدی گناهکاران را به خود آورد و گناه تقلیل یابد. اگر ملامت یکدیگر را به کلی ترک نگویند و گاه به گاه زبان به سرزنش اهل معصیت بگشایند بیش و کم اثر بد در جامعه می گذارد و به نسبت می تواند موجب فساد اخلاقی و اجتماعی گردد اما اگر سرزنش گناهکار در جامعه رنگ خلق عادی به خود بگیرد و افراد در ملامت این و آن به زیاده روی گرایش یابند رفته رفته پرده ی حیای اجتماعی دریده می شود قبح گناه از میان می رود معصیت صورت عادی به خود می گیرد. از آن پس گناهکاران نه تنها از ملامت این و آن شرمنده نمی شوند و احساس انفعال نمی نمایند بلکه تکرار در ملامت موجب جرئت و جسارت
پرده پوشى حضرت حق برگناه بندگان
روایات و دعاها آمده است.انسان گناه میکند مرتکب معصیت واشتباه و خطا میگردد از اوامر حضرت محبوب سرپیچی میکند به محرمات و نواهی الهیه خود را آلوده میسازد بی حیایی و بی شرمی را به اعلا مرتبه میرساند روزی حق را میخورد و در کمال جسارت و پررویی با حضرت او به مخالفت بر
اخلاق نیكو
گناه و خلاف و پیامدهای زیانبار آن خلافکار را به اشتباهی که مرتکب شده واقف کرد تا آن را ترک گوید و باید دانست که حلاوت گفتار خوشرویی استدلال قوی و منطق در سخن و اخلاص و دلسوزی بیش از هر چیز دیگر برطرف مقابل تاثیر می گذارد و سبب اصلاح می شود. ج ـ خوش خلقی و پرهیز از چاپلوسی متاسفانه بعضی به دلیل عدم شناخت و آگاهی لازم حسن خلق و رفتار نیکو را با تملق و چاپلوسی اشتباه می گیرند و به نا حق به مدح و ستایش صاحبان زور و زر می پردازند و در برابر آنان کرنش و کوچکی می کنند و شخصیت و ارزش والای انسانی خود را لگدکوب می سازند و با کمال وقاحت نام این رفتار ناشایست را حسن خلق و رفق و مدارا با مردم می گذارند نشانه چنین کسانی آن است که وقتی به افراد عادی و تهیدست می رسند گشاده رویی و نرمخویی را فراموش می کنند و حتی چهره ای عبوس و خشن به خود می گیرند. این صفت ناپسند نه تنها یک ارزش نیست بلکه گناهی بزرگ است که موجب خشم خداوند می شود. رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ در این باره می فرماید اذا مدح الفاجر اهتز العرش و غضب الرب 8 هرگاه شخص فاجری ستایش شود عرش الهی می لرزد و خداوند خشمگین می شود. پس ضروری است که در برخوردهای اجتماعی خود رفتار پسندیده را با چاپلوسی اشتباه نگیریم و افراد متخلفی را که گاه درصددند با چرب زبانی و چاپلوسی حق و باطل را بر ما مشتبه کنند طرد کرده و خود را از نیرنگ آنان ایمن سازیم. د ـ خوش خلقی و مزاح یکی دیگر از موضوعات مرتبط با حسن خلق بحث مزاح است. باید دانست که مزاح و شوخی در حدی که موجب زدودن غم و اندوه و شاد کردن مؤمن باشد و به گناه و افراط و جسارت
پردهپوشى خداوند در برابر رسوايى انسان
بر گناهان و عیبها بین دلها عشق و دوستی و پرده حیا قرار داده تا در کنار هم زندگی کنند.امام صادق علیه السلام میفرماید ان لله تبارک و تعالی علی عبده المؤمن اربعین جنه فمتی اذنب ذنبا کبیرا رفع عنه جنه فاذا عاب اخاه المؤمن بشی یعلمه منه انکشف تلک الجنن عنه و یبقی مهتوک الستر فیفتضح فی السما علی السنه الملائکه و فی الارض علی السنه الناس و لایرتکب ذنبا الا ذکروه و یقول الملائکه الموکلون به یا ربنا قد بقی عبدک مهتوک الستر و قد امرتنا بحفظه فیقول عزوجل ملائکتی لو اردت بهذا العبد خیرا ما فضحته فارفعوا اجنحتکم عنه فو عزتی لایؤول الی خیر ابدا. 5 خدای بلند مرتبه و برتر برای بنده مؤمن خود چهل سپر قرار داده است هر گاه گناه بزرگی از او سر زند یک سپر کنار میرود و چون از برادر مؤمن خود عیبی بداند و او را به آن سرزنش کند دیگر سپرها کنار روند و بیپرده ماند و به این ترتیب در آسمان به زبان فرشتگان و در زمین به زبان مردم رسوا میشود. و هر گناهی که مرتکب میشود او را یاد میکنند و فرشتگان موکل او میگویند ای پروردگار ما بنده تو بدون پرده مانده است و تو ما را به نگه داری از او فرمان دادی. پس خداوند متعال میفرماید فرشتگانم اگر خوبی در این بنده میخواستم او را رسوا نمیکردم بالهایتان را از او بردارید به بزرگواریم قسم هرگز به خیری باز نگردد.امام علی علیه السلام در بیان سرزنش غرور انسان در برابر پروردگار کریم میفرماید فتعالی من قوی ما اکرمه و تواضعت من ضعیف ما اجراک علی معصیته و انت فی کنف ستره مقیم و فی سعه فضله متقلب فلمیمنعک فضله و لمیهتک عنک ستره بل لمتخل من لطفه مطرف عین فی نعمه یحدثها لک او سیئه یسترها علیک او بلیه یصرفها عنک فما ظنک به لو اطعته؟. 6 بلند مرتبه است خدایی که با این قدرتش چه کریم است و تو با این ناتوانی و پستی چه جراتی بر معصیت او داری در حالی که در پناه پوشش او مقیمی و در فراخنای احسانش میگردی فضلش را از تو باز نداشته و پرده حرمتت را ندریده است بلکه در نعمتی که برای تو ایجاد میکند و گناهی که بر تو میپوشاند و بلایی که از تو دور مینماید چشم به هم زدنی از لطفش محروم نیستی پس به او چه گمان میبری اگر او را بندگی کنی؟و نیز فرمود من تاب تاب الله علیه و امرت جوارحه ان تستر علیه و بقاع الارض ان تکتم علیه و انسیت الحفظه ما کانت تکتب علیه. 7 هر که توبه کند خداوند او را بیامرزد و به اعضای بدن او و جای جای زمین دستور داده شود که آبروی او را حفظ کند و عیبهایش را بپوشاند و گناهانی که فرشتگان حافظ اعمال برایش نوشتهاند از یاد آنان ببرد.پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرماید من علم من اخیه سیئه فسترها ستر الله علیه یوم القیامه. 8 هر که از برادر خود گناهی بداند و آن را بپوشاند خداوند روز قیامت گناهان او را بپوشاند.اصبغ بن نباته میگوید اتی رجل امیرالمؤمنین علیه السلام فقال یا امیرالمؤمنین انی زنیت فطهرنی فاعرض امیرالمؤمنین علیه السلام بوجهه عنه ثم قال له اجلس فاقبل علی علیه السلام علی القوم فقال ایعجز احدکم اذا قارف السیئه ان یستر علی نفسه کما ستر الله علیه. 9 مردی خدمت امیرمؤمنان آمد و عرض کرد ای امیرمؤمنان من زنا کردهام مرا پاک گردان. امیرمؤمنان رویش را از او برگرداند سپس فرمود بنشین.آنگاه امام علی علیه السلام رو به مردم کرد و فرمود اگر کسی از شما این گناه را مرتکب شود مگر نمیتواند آن را بر خود بپوشاند همچنانکه که خدا بر او پوشانده است.یکی از صفات جمالی حق تعالی ستار العیوب است پردهپوشی عیبهایی که برای انسان رسوایی به بار میآورد.همانطور که در دعای اهل بیت المعمور آمده است یا من اظهر الجمیل و ستر القبیح یا من لمیؤاخذ بالجریره و لمیهتک الستر یا عظیم العفو یا حسن التجاوز. 10 ای خدایی که زیباییها را آشکار میکنی و زشتیها را میپوشانی و ای خدایی که بندگان را بر جسارت
حكايتى در رزق
بر بندگانش وسعت دهد در زمین سرکشی و ستم کنند.پس موسی به حکمت الهی اقرار کرد و از جسارت و خواهش خود طلب آمرزش و توبه نمود. قرآن پیوند روشنی میان مسائل معنوی و مادی برقرار میسازد و بازگشت به سوی خدا را مایه آبادانی و خرمی و سرسبزی و گسترش نعمتها میداند.این حقیقت در بسیاری از آیات قرآن به چشم میخورد از جمله در سوره نوح از زبان این پیامبر بزرگ که در برابر دعوتش روی میگرداندند؛ آمده است فقلت استغفروا ربکم انه کان غفارا* یرسل السمآ علیکم مدرارا* و یمددکم بامو ل و بنین و یجعل لکم جنت و یجعل لکم انهرا پس به آنان گفتم از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او همواره بسیار آمرزنده است.* تا بر شما از آسمان باران پی در پی و با برکت فرستد* و شما را با اموال و فرزندان یاری کند و برایتان باغها و نهرها قرار دهد استغفار که در آیه فوق به عنوان کلید گشایش رزق و روزی مطرح میشود از پیوندهای عمیق معنوی حق با گسترش امور مادی انسان است که در متن جامعه همچون تار و پود پارچه به هم میآمیزد و ریشه و ساقه را با گل و میوه ارتباط میدهد. کدام جامعه با آلودگی به گناه
گذشت و بخشش
بر علمم گناه او بر عفوم و درخواست او بر بخشایشم چیره شود شرم می کنم.امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود انا اهل بیت مروتنا العفو عمن ظلمنا 6 ما خاندانی هستیم که جوانمردی مان گذشت از کسی است که بر ما ستم کرده است.و از سوی دیگر پیروان خویش را به گذشت توصیه می کردند چنان که امام علی ـ علیه السلام ـ در عهدنامه خود به مالک اشتر می نویسد آنان مردم را از عفو و اغماض خویش برخوردار سازبگونه ای که دوست می داری خداوند تو را از عفو و اغماض خویش برخوردار سازد. 7 حدود عفواندکی تامل در موارد به کارگیری کلمه عفو در متون اسلامی نشان می دهد که این واژه گاهی در برابر انتقام و گاهی در برابر عفویت و مجازات به کار می رود. آنجا که عفو در برابر انتقام به کار گرفته شده چون منظور از انتقام تسکین خاطر انتقام گیرنده است و او تمام همت خود را صرف فرونشاندن آتش خشم خویش می سازد و هیچ گونه نظری به اصلاح و هدایت طرف مقابل ندارد در این صورت عفو صد در صد یک ارزش محسوب می شود و عمل انتقام جویانه نیز به طور مطلق زشت و ناپسند است و تا حدودی آنچه تاکنون در ستایش عفو و گذشت ذکر شد ناظر به همین معنای عفو است. ولی اگر عفو در برابر عقوبت و مجازات شخص خطاکار به کار رود و انسان متحیر شود بین این که خطاکار را ببخشد یا او را به طور عادلانه مجازات کنددیگر عفو به طور مطلق ارزش محسوب نمی شود و مجازات هم همیشه ناپسند و نکوهیده نیست بلکه انتخاب یکی از دو راه تا حدود زیادی بستگی به دو عامل تعیین کننده دارد 1 . نوع جرم 2 .وضعیت مجرماگر جرم و تجاوز نسبت به حقوق شخصی باشد و زیان ناشی از خطا و لغزش متوجه فرد یا گروه محدودی شوددر این صورت عامل دوم وضعیت مجرم تعیین کننده است؛ به این معنا که باید دید آیا عفو و اغماض موجب پشیمانی و اصلاح مجرم می شود یا بر جرات و جسارت
گذشت و بخشش
بر علمم گناه او بر عفوم و درخواست او بر بخشایشم چیره شود شرم می کنم. امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود انا اهل بیت مروتنا العفو عمن ظلمنا 6 ما خاندانی هستیم که جوانمردی مان گذشت از کسی است که بر ما ستم کرده است. و از سوی دیگر پیروان خویش را به گذشت توصیه می کردند چنان که امام علی ـ علیه السلام ـ در عهدنامه خود به مالک اشتر می نویسد آنان مردم را از عفو و اغماض خویش برخوردار سازبگونه ای که دوست می داری خداوند تو را از عفو و اغماض خویش برخوردار سازد. 7 حدود عفو اندکی تامل در موارد به کارگیری کلمه عفو در متون اسلامی نشان می دهد که این واژه گاهی در برابر انتقام و گاهی در برابر عفویت و مجازات به کار می رود. آنجا که عفو در برابر انتقام به کار گرفته شده چون منظور از انتقام تسکین خاطر انتقام گیرنده است و او تمام همت خود را صرف فرونشاندن آتش خشم خویش می سازد و هیچ گونه نظری به اصلاح و هدایت طرف مقابل ندارد در این صورت عفو صد در صد یک ارزش محسوب می شود و عمل انتقام جویانه نیز به طور مطلق زشت و ناپسند است و تا حدودی آنچه تاکنون در ستایش عفو و گذشت ذکر شد ناظر به همین معنای عفو است. ولی اگر عفو در برابر عقوبت و مجازات شخص خطاکار به کار رود و انسان متحیر شود بین این که خطاکار را ببخشد یا او را به طور عادلانه مجازات کنددیگر عفو به طور مطلق ارزش محسوب نمی شود و مجازات هم همیشه ناپسند و نکوهیده نیست بلکه انتخاب یکی از دو راه تا حدود زیادی بستگی به دو عامل تعیین کننده دارد 1 . نوع جرم 2 .وضعیت مجرم اگر جرم و تجاوز نسبت به حقوق شخصی باشد و زیان ناشی از خطا و لغزش متوجه فرد یا گروه محدودی شوددر این صورت عامل دوم وضعیت مجرم تعیین کننده است؛ به این معنا که باید دید آیا عفو و اغماض موجب پشیمانی و اصلاح مجرم می شود یا بر جرات و جسارت
تكبر ابليس از سجود در بيان قرآن
بر من برتری دادی سببش چه بود؟ اگر تا قیامت مهلتم بخشی بیتردید فرزندانش را جز اندکی لجام میزنم و به دنبال خود به عرصه هلاکت و نابودی میکشم. *خدا فرمود برو که از آنان هر کس تو را پیروی کند قطعا دوزخ کیفرتان خواهد بود کیفری سخت و کامل.* از آنان هر که را توانستی با آوازت به سوی باطل برانگیز و برای راندنشان به سوی طغیان و گناه با سوارهها و پیادههایت بر آنان بانگ زن و با آنان از راه سوق دادنشان به حرام در اموال و از طریق وسوسه کردنشان به زنا در اولاد شریک شو و به آنان وعده دروغ بده که از قیامت حسابرسی بهشت و دوزخ خبری نیست و شیطان آنان را جز از روی باطل و دروغ وعده نمیدهد.* ولی آگاه باش که یقینا تو را بر بندگانم هیچ تسلطی نیست و کافی است که پروردگارت نگهبان و کارساز آنان باشد.نتیجه این آیات به شرح زیر است 1- سر تافتن ابلیس از سجده بر آدم که امر حضرت حق بود.2- عجب و خودبینی شیطان نسبت به آدم که حق او نبود.3- اسائه ادب و جرات و جسارت
English