عزلت و هجرت از گناهان شخصی باطنی و ظاهری چنانچه در سوره انعام آمده و لا تقربوا الفواحش ما ظهر منها و ما بطن .و به کارهای زشت چه آشکار و چه پنهانش
177 مطلب یافت شد
عزلت از گناهان شخصى
عزلت و هجرت از گناهان شخصی باطنی و ظاهری چنانچه در سوره انعام آمده و لا تقربوا الفواحش ما ظهر منها و ما بطن و به کارهای زشت چه آشکار و چه پنهانش
هجرت
فراگیری دانش به حوزههای علمی و درسی هجرت کند و در برابر استادان علم زانوی ادب بزند و به دانشهای لازم آراسته شود تا پس از بازگشت به وطن جامعه خود را از چاه جهالت نجات دهد و خیر دنیا و آخرت آنان را تامین نماید چنین هجرت هائی هجرت برای حفظ دین هجرت از گناهان … از طرف دشمن به شدت دچار محدودیت دینی و اجرای احکام پروردگار است و علاجی جز هجرت و دور شدن از وطن و مسکن گزیدن در جائی که برای خواستههای به حقش آزادی دارد وجود ندارد هجرت واجب است اگر به چنین هجرتی اقدام نکند و در دارالکفر بماند تا ارزشهای دینی و عملی را از دست بدهد مسلما در پیشگاه خدا مسئول و موجب کیفر است.ان الذین توفاهم الملائکه ظالمی انفسهم قالوا فیم کنتم قالوا کنا مستضعفین فی الارض قالوا ا لم تکن ارض الله واسعه فتهاجروا فیها فاولئک ماواهم جهنم و سات مصیرا قطعا کسانی که با ترک هجرت از دیار کفر و ماندن زیر سلطه کافران و مشرکان بر خویش ستم ورزیدند هنگامی که فرشتگان در حال قبض روح آنان هستند به آنان میگویند از نظر دینداری در زندگی در چه حالی بودید؟ میگویند ما در زمین زبون و مستضعف بودیم و به این خاطر در وطن ماندیم فرشتگان میگویند آیا زمین خدا وسیع و پهناور نبود تا از محیط شرک به دیار ایمان مهاجرت کنید؟ پس جایگاهشان دوزخ است و آن بد بازگشت گاهی است.از چنین هجرتی تعبیر به هجرت صغیر شده اما هجرت بزرگ یا بزرگتر هجرت از گناهان … هجرت برای فراگیری علوم لازم و با منفعت دارای منافع فراوان و پاداش بزرگ و سبب آمرزش گناهان است.و من یهاجر فی سبیل الله یجد فی الارض مراغما کثیرا و سعه و من یخرج من بیته مهاجرا الی الله و رسوله ثم یدرکه الموت فقد وقع اجره علی الله و کان الله غفورا رحیما و هر کس در راه خدا هجزت کند اقامت گاههای فراوان و فراخی معیشت خواهد یافت و کسی که از
ايمان واقعى
فراگیری دانش به حوزههای علمی و درسی هجرت کند و در برابر استادان علم زانوی ادب بزند و به دانشهای لازم آراسته شود تا پس از بازگشت به وطن جامعه خود را از چاه جهالت نجات دهد و خیر دنیا و آخرت آنان را تامین نماید چنین هجرت هائی هجرت برای حفظ دین هجرت از گناهان … از زیر درختانش نهرها جاری است وارد میکند.این ایمان واقعی است و یقین حقیقی و باور حتمی است که راه هجرت و جهاد فی سبیل الله را به روی انسان باز میکند و دور شدن از وطن را به خاطر حفظ دین و جهاد در راه حق را بر انسان آسان مینماید.چنین ایمانی است که راه بازگشت به شرک و کفر و جاهلیت را به روی انسان میبندد و از وجود آدمی در برابر هجوم حوادث کوهی استوار از صبر و استقامت میسازد. هجرتجائی که انسان از طرف دشمن به شدت دچار محدودیت دینی و اجرای احکام پروردگار است و علاجی جز هجرت و دور شدن از وطن و مسکن گزیدن در جائی که برای خواستههای به حقش آزادی دارد وجود ندارد هجرت واجب است اگر به چنین هجرتی اقدام نکند و در دارالکفر بماند تا ارزشهای دینی و عملی را از دست بدهد مسلما در پیشگاه خدا مسئول و موجب کیفر است.ان الذین توفاهم الملائکه ظالمی انفسهم قالوا فیم کنتم قالوا کنا مستضعفین فی الارض قالوا ا لم تکن ارض الله واسعه فتهاجروا فیها فاولئک ماواهم جهنم و سات مصیرا 5 قطعا کسانی که با ترک هجرت از دیار کفر و ماندن زیر سلطه کافران و مشرکان بر خویش ستم ورزیدند هنگامی که فرشتگان در حال قبض روح آنان هستند به آنان میگویند از نظر دینداری در زندگی در چه حالی بودید؟ میگویند ما در زمین زبون و مستضعف بودیم و به این خاطر در وطن ماندیم فرشتگان میگویند آیا زمین خدا وسیع و پهناور نبود تا از محیط شرک به دیار ایمان مهاجرت کنید؟ پس جایگاهشان دوزخ است و آن بد بازگشت گاهی است.از چنین هجرتی تعبیر به هجرت صغیر شده اما هجرت بزرگ یا بزرگتر هجرت از گناهان … هجرت برای فراگیری علوم لازم و با منفعت دارای منافع فراوان و پاداش بزرگ و سبب آمرزش گناهان است.و من یهاجر فی سبیل الله یجد فی الارض مراغما کثیرا و سعه و من یخرج من بیته مهاجرا الی الله و رسوله ثم یدرکه الموت فقد وقع اجره علی الله و کان الله غفورا رحیما 7 و هر کس در راه خدا هجزت کند اقامت گاههای فراوان و فراخی معیشت خواهد یافت و کسی که از
ايمان واقعى
فراگیری دانش به حوزههای علمی و درسی هجرت کند و در برابر استادان علم زانوی ادب بزند و به دانشهای لازم آراسته شود تا پس از بازگشت به وطن جامعه خود را از چاه جهالت نجات دهد و خیر دنیا و آخرت آنان را تامین نماید چنین هجرت هائی هجرت برای حفظ دین هجرت از گناهان … از زیر درختانش نهرها جاری است وارد میکند.این ایمان واقعی است و یقین حقیقی و باور حتمی است که راه هجرت و جهاد فی سبیل الله را به روی انسان باز میکند و دور شدن از وطن را به خاطر حفظ دین و جهاد در راه حق را بر انسان آسان مینماید.چنین ایمانی است که راه بازگشت به شرک و کفر و جاهلیت را به روی انسان میبندد و از وجود آدمی در برابر هجوم حوادث کوهی استوار از صبر و استقامت میسازد. هجرتجائی که انسان از طرف دشمن به شدت دچار محدودیت دینی و اجرای احکام پروردگار است و علاجی جز هجرت و دور شدن از وطن و مسکن گزیدن در جائی که برای خواستههای به حقش آزادی دارد وجود ندارد هجرت واجب است اگر به چنین هجرتی اقدام نکند و در دارالکفر بماند تا ارزشهای دینی و عملی را از دست بدهد مسلما در پیشگاه خدا مسئول و موجب کیفر است.ان الذین توفاهم الملائکه ظالمی انفسهم قالوا فیم کنتم قالوا کنا مستضعفین فی الارض قالوا ا لم تکن ارض الله واسعه فتهاجروا فیها فاولئک ماواهم جهنم و سات مصیرا 5 قطعا کسانی که با ترک هجرت از دیار کفر و ماندن زیر سلطه کافران و مشرکان بر خویش ستم ورزیدند هنگامی که فرشتگان در حال قبض روح آنان هستند به آنان میگویند از نظر دینداری در زندگی در چه حالی بودید؟ میگویند ما در زمین زبون و مستضعف بودیم و به این خاطر در وطن ماندیم فرشتگان میگویند آیا زمین خدا وسیع و پهناور نبود تا از محیط شرک به دیار ایمان مهاجرت کنید؟ پس جایگاهشان دوزخ است و آن بد بازگشت گاهی است.از چنین هجرتی تعبیر به هجرت صغیر شده اما هجرت بزرگ یا بزرگتر هجرت از گناهان … هجرت برای فراگیری علوم لازم و با منفعت دارای منافع فراوان و پاداش بزرگ و سبب آمرزش گناهان است.و من یهاجر فی سبیل الله یجد فی الارض مراغما کثیرا و سعه و من یخرج من بیته مهاجرا الی الله و رسوله ثم یدرکه الموت فقد وقع اجره علی الله و کان الله غفورا رحیما 7 و هر کس در راه خدا هجزت کند اقامت گاههای فراوان و فراخی معیشت خواهد یافت و کسی که از
عزلت
است.مواردی که باید از آن عزلت گرفت چون آفتاب روشن در آیات قرآن و روایات بیان شده که مجموع آن ها را در عناوین زیر میتوان خلاصه کرد.عزلت از گناهان شخصی1- عزلت و هجرت
عزلت
عزلت از گناهان شخصی1- عزلت و هجرت از گناهان شخصی باطنی و ظاهری چنانچه در سوره انعام آمده و لا تقربوا الفواحش ما ظهر منها و ما بطن 1 .و به کارهای
ویژگیهای راه یابی به رستگاری
از مکه به مدینه هجرت کردند. معنی کامل این است که آنان از تمام گناهان هجرت کردند با جان و مال خود در راه خدا کوشیدند. مقام آنان نزد پروردگار بزرگترین مقام است.
هجرت در روايات پيامبر و اهل بيت
از رسول خدا روایت شده البحر هجرتان هجر الحاضر و هجر البادی فهجر البادی ان یجیب اذا دعی و یطیع اذا امر و هجر الحاضر اعظمها بلی و افضلها اجرا هجرت بر دو گونه است هجرت آبادینشین و هجرت بیاباننشین هجرت بیاباننشین به این است که هر گاه فرا خوانده شود اجابت کند و هر گاه فرمان داده شود اطاعت نماید و هجرت آبادینشین مشقت و زحمتش بیشتر ولی پاداشش برتر است.و نیز آن حضرت فرمود افضل الاسلام ان یسلم المسلمون من لسانک و یدک و افضل الهجر ان تهجر ماکره ربک برترین اسلام دین است که همه مسلمانان از زبان و دستت در امان باشند و برترین هجرت این است که از آنچه پروردگارت خوش ندارد دور شوی.از حضرت هنگامی که پرسیدند کدام ایمان برتر است؛ فرمود هجرت. قیل و ما الهجر؟ قال ان تهجر السو قیل فای الهجر افضل قال الجهاد گفتند هجرت چیست؟ فرمود این که از گناهان
هجرت از گناه
از گناهان دور شو. در بین هجرتها این هجرت بالاترین است. اگر در این هجرت انسان از گناهی دوری کند که دامن او را نگیرد. … از نامحرم فاصله بگیرد که مشکل برایش ایجاد نکند. در حال این هجرت بمیرد مات شهیدا با شهادت رحلت کرده است. با آب رحمت او را غسل میدهند و با کفن لطف او را کفن میکنند. و این وظیفه ماموران غیبی پروردگار است.پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآله میفرماید کسی که از گناه کنارهگیری میکند اجر او کمتر از اجر کسی که در راه خدا در خون خود میغلتد نیست. کاش همه زیانها و عاقبت گناهان
ترویج فرهنگ اسلام
فرمود المهاجر من هجر السیئات مهاجر آن کسی است که از گناهان هجرت کند. … هجرت از گناهان اهجری المعاصی فانها افضل الهجره خانم با تمام گناهان ظاهر و باطن راهت را جدا کن هجرت کن از باطن آلوده و ظاهر آلوده؛ چون در هجرت
راه ریزش گناهان چیست؟
از واژه "حبط" به این معنا است که برخی گناهان چنان سنگین است و آثار منفی و تخریبی دارد که موجب باطل شدن و بی اثر گشتن تمام یا برخی اعمال صالح و کارهای خوب می گردد مانند آتشی که جنگل زیبا و پر درخت را می سوزاند. بر عکس برخی امور و کارها نزد خدا از چنان ارزشی و فضیلتی برخوردارند که باعث ریزش همه یا برخی گناهان می گردد که به آن "تکفیر" می گویند.به بیان دیگر خداوند به خاطر انجام آن کارهای نیک آثار تشریعی گناهان را می پوشاند.این عمل را "تکفیر" پوشانیدن آثار گناه به وسیله اعمال صالح می گویند.در ذیل به برخی از کارهایی که باعث تکفیر پوشش یا ریزش گناهان می گردد اشاره می کنیم 1- ایمان به خدا و وحی و آن چه از جانب خداوند بر حضرت محمد ص نازل شده است همراه با عمل صالح.قرآن کریم می فرماید "هر کس که به خدا ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد خداوند گناهان او را می پوشاند و محو می کند و او را در باغ هایی که نهرها در پایین آن جاری است وارد می سازد و برای همیشه در آن جا خواهد بود و این رستگاری بزرگی است".2- توبه و پشیمانی از گناهان توبه حقیقی تنها گفتن استغفرالله نیست بلکه پشیمانی واقعی که همراه با سوز و آه و حسرت از خطاها و گناهان گذشته و تصمیم بر ترک و جبران آن است. قرآن مجید می فرماید "ای افرادی که ایمان آوردهاید صادقانه به سوی خدا توبه کنید. امید است خداوند گناهان شما را بپوشاند و ببخشد و در بهشت هایی که از پایین آنها نهرها جاری است داخل نماید".3- پیوسته با وضو بودن و اقامه نماز با حضور قلب و در اول وقت. سلمان فارسی می گوید روزی در خدمت پیامبر اکرم ص زیر درختی نشسته بودیم. پیامبر شاخه خشک درختی را گرفت و تکان داد تا تمام برگ هایش فرو ریخت. بعد از من پرسید از علت این کار سؤال نکردی عرض کردم خودتان بفرمایید فرمود "وقتی که مسلمانی وضو می گیرد و خوب وضو می گیرد سپس نمازهای پنج گانه را به جا می آورد گناهان او فرو می ریزد همان گونه که برگهای این شاخه فرو ریخت".4- اجتناب از گناهان به خصوص گناهان کبیره.گناهان را از دو منظر می توان مورد مطالعه قرار داد یکی از آن جهت که "گناه" نافرمانی خدا است که در این صورت همه گناهان کبیرهاند و هیچ گناه صغیرهای وجود ندارد. در نگاه دوم برخی از آنها را با برخی دیگر مقایسه کنیم که در این صورت به دو نوع صغیره کبیره تقسیم می شوند.قرآن کریم می فرماید "اگر از گناهان بزرگ اجتناب نمایید گناهان کوچک شما را می پوشانیم و شما را در جایگاه ارجمندی وارد می سازیم".5- هجرت … هجرت در زمان پیامبر ص با دست کشیدن از مال و زندگی و وطن و کوچ کردن از مکه به مدینه تحقق می یافت اما منحصر به آن نیست بلکه در هر کشور یا شهری و حتی جمعی و جلسهای که معصیت خدا می شود و انسان توانایی ندارد با نهی از منکر تاثیر گذار باشد لازم است از آن مکان هجرت کند و دور شود.جهاد در راه خدا شهادت صدقه و انفاق پنهانی پرداختن مالیاتهای دینی چون خمس و زکات قرض الحسنه دادن عفو و گذشتن از خطای دیگران برای حفظ دین و مقدسات آن به استقبال خطر رفتن قرائت قرآن به خصوص در شب و بعد از نماز صبح و تقید به نماز شب... از اموری هستند که باعث ریزش گناهان
راه ريزش گناهان چيست؟
از واژه حبط به این معنا است که برخی گناهان چنان سنگین است و آثار منفی و تخریبی دارد که موجب باطل شدن و بی اثر گشتن تمام یا برخی اعمال صالح و کارهای خوب می گردد مانند آتشی که جنگل زیبا و پر درخت را می سوزاند. بر عکس برخی امور و کارها نزد خدا از چنان ارزشی و فضیلتی برخوردارند که باعث ریزش همه یا برخی گناهان می گردد که به آن تکفیر می گویند.به بیان دیگر خداوند به خاطر انجام آن کارهای نیک آثار تکوینی و تشریعی گناهان را می پوشاند. این عمل را تکفیر پوشانیدن آثار گناه به وسیله اعمال صالح می گویند.در ذیل به برخی از کارهایی که باعث تکفیر پوشش یا ریزش گناهان می گردد اشاره می کنیم 1- ایمان به خدا و وحی و آن چه از جانب خداوند بر حضرت محمد ص نازل شده است همراه با عمل صالح.قرآن کریم می فرماید هر کس که به خدا ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد خداوند گناهان او را می پوشاند و محو می کند و او را در باغ هایی که نهرها در پایین آن جاری است وارد می سازد و برای همیشه در آن جا خواهد بود و این رستگاری بزرگی است.2- توبه و پشیمانی از گناهان توبه حقیقی تنها گفتن استغفرالله نیست بلکه پشیمانی واقعی که همراه با سوز و آه و حسرت از خطاها و گناهان گذشته و تصمیم بر ترک و جبران آن است. قرآن مجید می فرماید ای افرادی که ایمان آوردهاید صادقانه به سوی خدا توبه کنید. امید است خداوند گناهان شما را بپوشاند و ببخشد و در بهشت هایی که از پایین آنها نهرها جاری است داخل نماید.3- پیوسته با وضو بودن و اقامه نماز با حضور قلب و در اول وقت. سلمان فارسی می گوید روزی در خدمت پیامبر اکرم ص زیر درختی نشسته بودیم. پیامبر شاخه خشک درختی را گرفت و تکان داد تا تمام برگ هایش فرو ریخت. بعد از من پرسید از علت این کار سؤال نکردی عرض کردم خودتان بفرمایید فرمود وقتی که مسلمانی وضو می گیرد و خوب وضو می گیرد سپس نمازهای پنج گانه را به جا می آورد گناهان او فرو می ریزد همان گونه که برگهای این شاخه فرو ریخت.4- اجتناب از گناهان به خصوص گناهان کبیره.گناهان را از دو منظر می توان مورد مطالعه قرار داد یکی از آن جهت که گناه نافرمانی خدا است که در این صورت همه گناهان کبیرهاند و هیچ گناه صغیرهای وجود ندارد. در نگاه دوم برخی از آنها را با برخی دیگر مقایسه کنیم که در این صورت به دو نوع صغیره کبیره تقسیم می شوند. قرآن کریم می فرماید اگر از گناهان بزرگ اجتناب نمایید گناهان کوچک شما را می پوشانیم و شما را در جایگاه ارجمندی وارد می سازیم.5- هجرت … هجرت در زمان پیامبر ص با دست کشیدن از مال و زندگی و وطن و کوچ کردن از مکه به مدینه تحقق می یافت اما منحصر به آن نیست بلکه در هر کشور یا شهری و حتی جمعی و جلسهای که معصیت خدا می شود و انسان توانایی ندارد با نهی از منکر تاثیر گذار باشد لازم است از آن مکان هجرت کند و دور شود. جهاد در راه خدا شهادت صدقه و انفاق پنهانی پرداختن مالیاتهای دینی چون خمس و زکات قرض الحسنه دادن عفو و گذشتن از خطای دیگران برای حفظ دین و مقدسات آن به استقبال خطر رفتن قرائت قرآن به خصوص در شب و بعد از نماز صبح و تقید به نماز شب... از اموری هستند که باعث ریزش گناهان
هجرت
از ترک هجرت را برای مسلمانان مکه فرستاد جندب بن ضمره از طایفه بنی لیث در حالی که عمر خود را در کهنسالی میگذرانید و تاب و توان سواری بر مرکب را نداشت به فرزندانش گفت شما مرا یاری داده بر تخت روانی به سوی مدینه حرکت دهید زیرا من با توجه به این آیات از مستضعفین نیستم من راه را میدانم و ثروت و دارائیام به اندازهای هست که مرا به مدینه و دورتر از آن برساند به خدا سوگند من همین امشب را هم در مکه نمیمانمفرزندانش او را بر تخت روانی قرار داده به سوی مدینه حرکت کردند چون به منطقه تنعیم که محلی نزدیک به مکه است رسید خود را مشرف به مرگ دید دست راستش را روی دست چپ گذارد سپس گفت خدا یا این دستم از تو و آن دستم از پیامبر فرستادهات من با تو بیعت میکنم بر همان اموری که پیامبرت با تو بیعت کرد این بگفت با حالتی خوش از دنیا رفت چو خبر این حادثه به اصحاب پیامبر رسید گفتند اگر در مدینه مرده بود پاداشش کامل و تمام بود و مشرکان در حالی که خنده مسخره میکردند گفتند آنچه که درخواست داشت به آن نرسید پس خدا در پاسخ هر دو طایفه این آیه شریفه را نازل کرد به همین خاطر به این معنا بزرگان اشاره کرده گفتند مؤمن چون قصد طاعتی کند سپس عذر موجهی او را از اجرای طاعت باز دارد و به اتمام آن موفق نگردد.خداوند ثواب کامل و پاداش تمام به او عنایت میفرماید. 1 باید این حقیقت را دانست که مضمون این آیات همه وقت و همه جا دربار مسلمانان جاری است. گرچه سبب نزول این آیات اوضاع و احوالی بود که مسلمانان در عهد رسول اسلام از هنگام هجرت به مدینه تا فتح مکه داشتند آن روز دو سرزمین وجود داشت یکی سرزمین اسلام که مدینه و حومه آن بود شهری که گروهی مسلمان در آنجا زندگی میکردند که در دین خود و عمل به آن و تبلیغ و رساندنش به دیگران آزادی داشتند و عدهای هم مشرک و کسان دیگر ساکن مدینه بودند که به واسطه پیمان میانی خود و مسلمانان و امثال آن کاری به مسلمانان نداشتند و مزاحم آنان نبودند.دیگری سرزمین شرک که مکه و حومه آن بود این شهر زیر سلطه مشرکین بود اینان هر آئین بتپرستی و فرهنگ شیطانی ثابتقدم بودند و در مسئله اسلام و پرستش حق و اجرای فرمانهای خدا و پیامبر مزاحم مسلمانان بودند تا جائی که آنان را به شدت شکنجه میکردند و فریب میدادند تا از دینشان دست بردارنداین آیات با ملاک کلی که دارد همیشه حاکم بر مسلمین است به این ترتیب که مسلمان موظف است یا در محلی اقامت کند که بتواند معالم دین را بیاموزد و شعائر دین را اقامه کند و به احکام دین عمل نماید و یا اگر در سرزمینی است که نه علم به معارف دین و نه راهی برای عمل کردن به احکام دین وجود دارد باید و الزاما از آنجا هجرت نماید. 2 هجرت در روایات پیامبر و اهل بیتاز رسول خدا روایت شده البحر هجرتان هجر الحاضر و هجر البادی فهجر البادی ان یجیب اذا دعی و یطیع اذا امر و هجر الحاضر اعظمها بلی و افضلها اجرا 3 هجرت بر دو گونه است هجرت آبادینشین و هجرت بیاباننشین هجرت بیاباننشین به این است که هر گاه فرا خوانده شود اجابت کند و هر گاه فرمان داده شود اطاعت نماید و هجرت آبادینشین مشقت و زحمتش بیشتر ولی پاداشش برتر است.و نیز آن حضرت فرمود افضل الاسلام ان یسلم المسلمون من لسانک و یدک و افضل الهجر ان تهجر ماکره ربک 4 برترین اسلام دین است که همه مسلمانان از زبان و دستت در امان باشند و برترین هجرت این است که از آنچه پروردگارت خوش ندارد دور شوی.از حضرت هنگامی که پرسیدند کدام ایمان برتر است؛ فرمود هجرت. قیل و ما الهجر؟ قال ان تهجر السو قیل فای الهجر افضل قال الجهاد 5 گفتند هجرت چیست؟ فرمود این که از گناهان
استاد انصاریان: اندیشه دربارۀ خود و عوالم بالا انسان را به خداوند می رساند
اینهایی که از کنار مسجد حرکت میکردند داخل و مردم را میدیدند این خانم دید رسول خدا تنها نشستند گفت حال که رسول خدا نشستند و مردم هم نیامدند بروم محضر مبارک ایشان درخواست نصیحت کنم. رسول خدا ص فرمودند اهجری المعاصی فانها افضل الهجره با تمام گناهان ظاهر و باطن راهت را جدا کن هجرت … از باطن آلوده و ظاهر آلوده؛ چون در هجرت ایمانی این هجرت برترین هجرت است. این یک دستور برای پاکسازی درون و برون است و من یخرج من بیته مهاجرا کسی که از خانۀ نفس هوای نفس شهوات حرام خواستههای نامشروع به سوی خدا هجرت کند من یخرج من بیته مهاجرا الی الله و رسوله و در مسیر این هجرت یعنی دوری از گناه بمیرد ثم یدرکه الموت فقد وقع اجره علی الله نسا 100 نه فرشتهای نه جنی نه انسی نمیتواند حساب مزد او را برسد مزد چنین مهاجری فقط بر عهدۀ خداست.وی گفت روزی پیامبر ص روی منبر بودند و به مردم فرمودند من المسلم؟ مسلمان چه کسی است؟ چند نفر از جمعیت داخل مسجد به پیغمبر گفتند خدا و رسول میداند مسلمان کیست خودتان بگویید. فرمودند المسلم من سلم المسلمون من یده و لسانه مسلمان کسی است که هیچ مسلمانی از زبان و عمل دست او ضربه نبیند؛ از زبان او ضربه نبیند یعنی غیبت نکند تهمت نزند آبرو نبرد و گناه پنهان کسی را برملا نکند. دوباره رسول خدا ص سؤال کرد من المهاجر؟ مهاجر کیست؟ حتما مردم میخواستند جواب بدهند آنهایی هستند که از مکه و مدینه آمدند جواب ندادند و گفتند آقا خدا و پیغمبر میداند مهاجر کیست خودتان بگویید. فرمود المهاجر من هجر السیئات مهاجر آن کسی است که از گناهان
ساری مصلی دههٔ دوم جمادیالاوّل 1395 سخنرانی سوم
از هشت صبح بیدار باشم و تا اذان ظهر پیش استاد بخوانم چهار بعدازظهر هم پیش استاد بخوانم کتابهای مایهدار را بخوانم تا خورشید ایمان با کمک عقلم با کمک فطرتم با کمک علم در وجود من طلوع کند و تمام باطن من را غرق نور کند. و هاجروا و آن مؤمنانی که اهل هجرت هستند دو نوع هجرت دارند یک هجرت از شهر خودشان برای اهداف مثبت به مناطق دیگر و یک هجرت از همه گناهان … از من یاد نگیرید و به من کاری نداشته باشید حدود چهلسال است وارد حرم حضرت رضا نشدهام؛ چون خودم را لایق ورود به آن حریم نمیدانم و خجالت میکشم میگویم اینجا باید یک کسی برود که لا یمسه الا المطهرون الواقعه 79 پشت دیوار حرم مینشینم که رویم بهطرف دیوار است عمامهام را برمیدارم و زیر عبا میگذارم و عبا را روی صورتم میکشم سرم پایین است و زیارتم را میخوانم و بعد گناهان گذشته و اشتباهات و تلفکردن عمرم با دل سیر گریه میکنم و بلند میشوم. نمیخواهم من را کسی در آن حال ببیند؛ چون مردم گاهی بیتوجهاند و یکمرتبه میآیند و میگویند آقا التماس دعا و سیم را قطع میکنند. دیگر آدم نمیتواند آن عشق را با حضرت رضا ادامه بدهد. چرا در حرم خدا و ابیعبدالله و حضرت رضا که خودمان را راه دادهاند و حرفمان را گوش میدهند به دیگری التماس دعا بگوییم؟ امام که صدایمان را میشنود و خودمان را هم که میبیند اشهد انک تسمع کلامی و تشهد مقامی برای چه التماس دعا؟ خب به خود حضرت بگو مهاجر مجاهد این دوتا گاهی با هم جمع میشوند. جهاد و هجرت
هجرت در روايات پيامبر (ص) و اهل بيت (ع)
هجرت کند اقامت گاه های فراوان و فراخی معیشت خواهد یافت. و کسی که از خانه خود به قصد مهاجرت به سوی خدا و پیامبرش بیرون رود سپس مرگ او را دریابد مسلما پاداشش بر خداست؛ و خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.شرح و توضیحآیه شریفه مسئله هجرت را که محدود به زمان و مکان نیست و به طور دائم تکلیفی بر عهده مسلمانان است مطرح میکند هجرتی که از واجبات مسلم اسلامی است و تارک آن در صورتی که عذر موجهی نداشته باشد اهل دوزخ است.آیه میگوید علی رغم مشکلات و موانع و مضیقههائی که اهل کفر و شرک برای اهل ایمان ایجاد میکنند گروهی از مؤمنان قدرت مالی فکری و بدنی برای هجرت دارند و میتوانند به این تکلیف عظیم الهی که در موارد خاص حافظ ارزشهای ایمانی و انسانی است عمل کنند.مناطق و شهرها و کشورهائی وجود دارد و در آینده وجود خواهد داشت که اکثریت مردم آنها مشرک و کافر و دولتهای حاکم بر آن مناطق علاوه بر این مشرک و کافرند با همدستی ملت خود به شدت با اسلام و مسلمانان دشمنی دارند و با تحمیل فرهنگ شیطانی و راه و رسم بیبندوباری و اشاعه انواع مفاسد و گناهان … از همه مهمتر پدید آمدن میدان توفیق برای تکمیل ارزشهای اعتقادی و عملی و رساندن پیام دین به دیگران و تبلیغ معارف الهیه و تحصیل آگاهی نسبت به امور دینیه و حلال و حرام خدا و فقه اسلامی است.اگر وظیفه مسلمانی هجرت است باید به هجرت اقدام نماید و از احتمالات منفی مثل این که اگر هجرت کنم رشته زندگیام میگسلد یا دچار سرگردانی میشوم یا به مضیقهها و مشکلاتی از سوی دشمنان دچار میگردم به شدت بپرهیزد و برای آبادی دنیا و آخرتش در راه هجرت برای خدا قدم بگذارد که خداوند به او رد این آیه شریفه وعده مکانهای فراوان و مناسب و توسعه در همه امور زندگی داده است وعدهای که هرگز تخلفی به آن راه ندارد.مهاجر مطیعدر روایتی آمده زمانی که رسول خدا آیات پرهیزدهنده از ترک هجرت را برای مسلمانان مکه فرستاد جندب بن ضمره از طایفه بنی لیث در حالی که عمر خود را در کهنسالی میگذرانید و تاب و توان سواری بر مرکب را نداشت به فرزندانش گفت شما مرا یاری داده بر تخت روانی به سوی مدینه حرکت دهید زیرا من با توجه به این آیات از مستضعفین نیستم من راه را میدانم و ثروت و دارائیام به اندازهای هست که مرا به مدینه و دورتر از آن برساند به خدا سوگند من همین امشب را هم در مکه نمیمانمفرزندانش او را بر تخت روانی قرار داده به سوی مدینه حرکت کردند چون به منطقه تنعیم که محلی نزدیک به مکه است رسید خود را مشرف به مرگ دید دست راستش را روی دست چپ گذارد سپس گفت خدا یا این دستم از تو و آن دستم از پیامبر فرستادهات من با تو بیعت میکنم بر همان اموری که پیامبرت با تو بیعت کرد این بگفت با حالتی خوش از دنیا رفت چو خبر این حادثه به اصحاب پیامبر رسید گفتند اگر در مدینه مرده بود پاداشش کامل و تمام بود و مشرکان در حالی که خنده مسخره میکردند گفتند آنچه که درخواست داشت به آن نرسید پس خدا در پاسخ هر دو طایفه این آیه شریفه را نازل کرد به همین خاطر به این معنا بزرگان اشاره کرده گفتند مؤمن چون قصد طاعتی کند سپس عذر موجهی او را از اجرای طاعت باز دارد و به اتمام آن موفق نگردد.خداوند ثواب کامل و پاداش تمام به او عنایت میفرماید. 1 باید این حقیقت را دانست که مضمون این آیات همه وقت و همه جا دربار مسلمانان جاری است. گرچه سبب نزول این آیات اوضاع و احوالی بود که مسلمانان در عهد رسول اسلام از هنگام هجرت به مدینه تا فتح مکه داشتند آن روز دو سرزمین وجود داشت یکی سرزمین اسلام که مدینه و حومه آن بود شهری که گروهی مسلمان در آنجا زندگی میکردند که در دین خود و عمل به آن و تبلیغ و رساندنش به دیگران آزادی داشتند و عدهای هم مشرک و کسان دیگر ساکن مدینه بودند که به واسطه پیمان میانی خود و مسلمانان و امثال آن کاری به مسلمانان نداشتند و مزاحم آنان نبودند.دیگری سرزمین شرک که مکه و حومه آن بود این شهر زیر سلطه مشرکین بود اینان هر آئین بتپرستی و فرهنگ شیطانی ثابتقدم بودند و در مسئله اسلام و پرستش حق و اجرای فرمانهای خدا و پیامبر مزاحم مسلمانان بودند تا جائی که آنان را به شدت شکنجه میکردند و فریب میدادند تا از دینشان دست بردارند این آیات با ملاک کلی که دارد همیشه حاکم بر مسلمین است به این ترتیب که مسلمان موظف است یا در محلی اقامت کند که بتواند معالم دین را بیاموزد و شعائر دین را اقامه کند و به احکام دین عمل نماید و یا اگر در سرزمینی است که نه علم به معارف دین و نه راهی برای عمل کردن به احکام دین وجود دارد باید و الزاما از آنجا هجرت نماید. 2 هجرت در روایات پیامبر و اهل بیتاز رسول خدا روایت شده البحر هجرتان هجر الحاضر و هجر البادی فهجر البادی ان یجیب اذا دعی و یطیع اذا امر و هجر الحاضر اعظمها بلی و افضلها اجرا 3 هجرت بر دو گونه است هجرت آبادینشین و هجرت بیاباننشین هجرت بیاباننشین به این است که هر گاه فرا خوانده شود اجابت کند و هر گاه فرمان داده شود اطاعت نماید و هجرت آبادینشین مشقت و زحمتش بیشتر ولی پاداشش برتر است.و نیز آن حضرت فرمود افضل الاسلام ان یسلم المسلمون من لسانک و یدک و افضل الهجر ان تهجر ماکره ربک 4 برترین اسلام دین است که همه مسلمانان از زبان و دستت در امان باشند و برترین هجرت این است که از آنچه پروردگارت خوش ندارد دور شوی.از حضرت هنگامی که پرسیدند کدام ایمان برتر است؛ فرمود هجرت. قیل و ما الهجر؟ قال ان تهجر السو قیل فای الهجر افضل قال الجهاد 5 گفتند هجرت چیست؟ فرمود این که از گناهان
راه رسیدن به رستگاری - جلسه اول - (متن کامل + عناوین)
از مکه به مدینه هجرت کردند. معنی کامل این است که آنان از تمام گناهان هجرت کردند با جان و مال خود در راه خدا کوشیدند. مقام آنان نزد پروردگار بزرگترین مقام است.
گناه و سبب آن - جلسه بیست و نهم (2) – (متن کامل + عناوین)
هجرت از گناهاما از اقسام این هجرتها پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله به آن زن فرمود واهجری المعاصی از گناهان دور شو. … هجرت انسان از گناهی دوری کند که دامن او را نگیرد. از نامحرم فاصله بگیرد که مشکل برایش ایجاد نکند. در حال این هجرت بمیرد مات شهیدا با شهادت رحلت کرده است. با آب رحمت او را غسل میدهند و با کفن لطف او را کفن میکنند. و این وظیفه ماموران غیبی پروردگار است.پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآله میفرماید کسی که از گناه کنارهگیری میکند اجر او کمتر از اجر کسی که در راه خدا در خون خود میغلتد نیست. 6 کاش همه زیانها و عاقبت گناهان
كيفيت عبادت
از ماه رجب را روزه بگیرد خدا میان او و آتش دوزخ خندقی قرار میدهد یا مانعی که طول آن پانصد سال راه است و خدا هنگام افطارش میگوید لقد وجب حقک علی و وجب لک محبتی و ولایتی اشهدکم یا ملائکتی انی قد غفرت له ماتقدم من ذنبه و ماتاخر 14 حق پاداش و مزدت برمن واجب شد و محبت و ولایتم نسبت به تو ضروری گشتای فرشتگان شاهد باشید که من گناهان گذشته و آیندهاش را آمرزیده ام.از حضرت رضا ع روایت شده است لیس العباده کثره الصلاه والصوم انما العباده التفکر فی امرالله عزوجل 15 عبادت نماز و روزه بسیار نیست عبادت اندیشه در برنامههای خدای عزوجل است.امام صادق از پدرانش از رسول اسلام روایت میکند العباده سبعون جز افضلها جز طلب الحلال 16 عبادت هفتاد جز است برترین جز آن طلب حلال است.حضرت سجاد ع میفرماید لاعباده الابتفقه 17 عبادت جز به فهم حقایق نیست.حضرت حق شب معراج به رسول اسلام خطاب فرمود یا احمد هل تدری متی یکون العبد عابدا قال لایارب قال اذ اجتمع فیه سبع خصال ورع یحجزه عن المحارم وصمت یکفه عما لایغنیه و خوف یزداد کل یوم من بکائه و حیا یستحیی منی فی الخلا و اکل مالابدمنه و یبغض الدنیا لبغضی لها و یحب الاخیارلحبی ایاهم 18 ای احمد آیا میدانی چه زمانی عبد در عبادت و بندگی است؟ عرضه داشت یا رب نمیدانم حضرت حق فرمود هنگامی که هفت خصلت در او جمع شود تقوائی که او را از افتادن در محرمات باز دارد و سکوتی که او را از آنچه مورد نیازش نیست مانع گردد و بیمی که هر روز بر گریهاش در پیشگاه من بیفزاید و حیائی که در خلوت از من حیا نماید و خوردن حلالی که از آن ناچار است و دشمنی با مجموعه هوا و هوسها که از آن تعبیر به دنیای مذموم میشود به خاطر دشمنی و کینهای که من به آن دارم و دوست داشتن نیکان چون من آنان را دوست دارم.چنانچه بخواهم به آنچه در فرهنگ الهی تحت عنوان عبادت از آن یاد شده اشاره کنم مثنوی هفتادمن شود آنچه ذکر شد نمونهای از مسائلی بود که از آنها به عنوان عبادت یاد شده است.برترین عباداتپارهای از عبادات در فرهنگ سعادت بخش الهی به مرحلهای که از آن تعبیر به برترین عبادت شده است از حضرت باقر ع روایت شده ان اشد العباده الورع 19 یقینا قوی ترین عبادت تقوا و پرهیزکاری است.از حضرت صادق ع نقل شده افضل العباده ادمان التفکر فی الله و فی قدرته 20 برترین عبادت تداوم دادن اندیشه در خدا و در قدرت اوست.از رسول اکرم روایاتی در این زمینه نقل شده از جمله افضل العباده الفقه 21 برترین عبادت فهم واقعیات است. افضل العباده قول لااله الاالله ولاحول ولاقوه الابالله و خیرالدعا الاستغفار 22 برترین عبادت گفتن لااله الاالله ولاحول ولاقوه الابالله است و بهترین دعا درخواست آمرزش از خداست.از امیرالمؤمین ع در این زمینه روایاتی نقل شده است از جمله افضل العباده العفاف 23 برترین عبادت پارسائی و پاکدامنی است. افضل العباده غلبه العاده 24 برترین عبادت پیروزی بر عادت ناپسند است. افضل العباده الزهاده برترین عبادت عدم دلبستگی به امور مادی و منقطع بودن از حرام است. افضل العباده الفکر برترین عبادت اندیشه در حقایق است. اعلی العباده اخلاص العمل بالاترین عبادت اخلاص ورزیدن در عمل است. غض الطرف عن محارم الله افضل العباده از حضرت باقر ع در این باب روایاتی نقل شده است از جمله ما عبدالله بشیئ افضل من عفه بطن و فرج 25 خدا به چیزی برتر از پاک نگاه داشتن شکم و شهوت از حرام عبادت نشده است. افضل العباده العلم بالله و التواضع له 26 برترین عبادت معرفت و شناخت خدا و فروتنی برای اوست. والله ما عبدالله بشیئی افضل من الصمت و المشئی الی بیته 27 به خدا سوگند خدا به چیزی برتر از سکوت و رفتن به سوی خانهاش عبادت نشده است.پیامبر شب معراج از حضرت حق پرسید؟ یارب ایالاعمال افضل؟ فقال الله عزوجل لیس شیئ عندی افضل من التوکل علی و الرضی ما قسمت ... 28 پروردگارا از میان اعمال کدامشان برتر است؟ خدای عزوجل فرمود چیزی نزد من برتر از توکل و اعتماد برمن و خوشنودی به چیزی که از حلال میان بندگانم تقسیم کرده ام نیست.در روایت بسیار مهمی نقل شده که زنی به نام ام انس به محضر پیامبراسلام علیهما السلام گفت ای رسول خدا مرا موعظه و وصیت کنید حضرت فرمود اهجری المعاصی فانها افضل الهجره وحافظی علی الفرائض فانها افضل الجهاد و اکثری من ذکرالله فانک لاتاتین الله عزوجل بشیئ غدا احب الی الله من کثره ذکره 29 از همه گناهان دوری کن که دوری از گناهان برترین هجرت
English