شیطان.1.ریاکاری بزرگترین و خطرناک ترین مانع بر سر راه اخلاص ریاکاری و جلب خوش آیندی دیگران است که به منظور خود ستایی شهرت طلبی و ریاست طلبی می
16 مطلب یافت شد
تحليلي از شخصيت و قيام امام حسين (ع) (1)
و عدم رعایت اصل بی طرفی و حق مداری مانع جدی و اساسی در دست یابی به حقایق تاریخی محسوب می شود.بله یزید اهل بیت را مورد ترحم قرار داد اما این کارها زمانی بود که دید اگر ریاکاری
اعمال برباد رفته
مانع از ادامه کلام شد با رسوم گفت و گریست و برخاست تا از مسجد بیرون رود من دست بر دامنش زدم و گفتم مردی غریبم آمدهام تا حدیثی از احادیث پیامبر را بشنوم تو سه بار شروع کردی تا حدیثی گوئی ولی گریه مهلتت نداد به من بگو رسول خدا چه گفت؟گفت رسول خدا فرمود روز قیامت مردی را بیاورند و به او گویند ما تو را در دنیا ثروت فراوان دادیم با آن چه کردی گوید خداوندا صدقه دادم و انفاق نمودم گویند آری از آن ثروت صدقهدادی و انفاق کردی برای آن که مردم درباره تو بگویند فلانی آدم با سخاوتی است و از کرم و دست و دلبازی برخوردار است و مردم هم گفتند اکنون تو را از آن انفاق ریائی چه سود و منفعت است؟دیگری را بیاورند و به او گویند ما تو را قدرت و شجاعت و توان و قوت دادیم تو با آن توانائی و شجاعت چه کردی؟ گوید خدایا جهاد کردم و جان در راه جنگ و قتال بردم گویند آری جهاد کردی ولی برای آن که مردم بگویند فلانی نترس و شجاع و قهرمان است امروز که از مردمان عمل خالص میخرند تو را از جهاد و قتالت چه سود؟دیگری را میآورند و میگویند ما به تو فهم و دانش و علم و بینش دادیم از آن سرمایه معنوی چگونه بهرهگرفتی؟ گوید خدایا دانش آموختم و به دیگران تعلیم دادم و خلاصه به نشر و پخش علم همت گماشتم گویند آری چنین کاری کردی ولی برای آن که مردم بگویند به به فلانی عجب مرد عالمی است و چه معلم فعال و پرکاری است و مردمان نیز در حق تو آن بگفتند اکنون تو را از آن چه سود سپس دستور رسد که هر سه را بخاطر پوچ شدن عملشان و بر باد رفتن زحمت و کوششان و تهیدست ماندنشان به دوزخ برند کتاب خدا در آیه مورد بحث ریاکار را فاقد ایمان به خدا و قیامت به حساب آورده و به او در پایان آیه مارک کفر و داغ ناسپاسی زده و تا در ریاکاری
در وقت رویت هلال حضرت با این دعا با خدا راز و نیاز مى فرمودند
مانع شوی ای مهربانترین مهربانان عالم ای کسی که از من و از بدیهائی که از شرم خلق پنهان داشتم در گذشتی و ای کسی که مرا به ارتکاب گناهان مواخذه نفرمودی عفو تو عفو تو عفو تو شامل حالم باد ای ذات بزرگوار ای خدای من تو مرا موعظه کردی در کتابت و من نشنیدم و از هر حرام انزجار دادی و من ترک ننمودم چه عذر به درگاهت آورم از من درگذر ای خدای با کرم و بخشش عفو تو عفو تو شامل حالم باد ای خدا از تو درخواست می کنم راحتی در وقت مرگ و آمرزش هنگام حساب اگر گناه از بنده بزرگ است عفو و بخشش از تو نیکو است ای که تقوی و آمرزش سزاوار تست عفو تو عفو تو شامل حالم باد ای خدای من بنده ی تو فرزند بنده و کنیز توام ضعیف و ناتوانم و به رحمت بی پایانت محتاج و توئی که ثروت و برکت نازل بر بندگانت می کنی تو قاهر و مقتدری تو اعمال خلق به شمار آورده و روزیشان تقسیم کرده ای و زبانهاشان مختلف و رنگهاشان گوناگون ساختی خلقتی پس از خلقتی دیگر آفریدی بندگان از علم تو آگاه نیستند و به قدر و مقامت پی نتوانند برد و همه ما خلائق به رحمتت محتاجیم پس تو به کرم و بزرگواری خود روی از من مگردان و مرا در مقام عمل و آرزو و در قضا و قدر از شایستگان خلقت قرار ده خدایا مرا با بهترین حال باقی بدار و در بهترین حال بمیران که آن حال دوستی با اولیا تست و دشمنی با اعدایت و شوق لقایت و ترس از قهر و جلالت و حال خشوع به درگاهت و وفای به عهدت و به تسلیم و رضایت و با تصدیق به کتابت و پیروی از سنت پیغمبرت مرا بدین حال بمیران ای خدا آنچه در دلم از شک و ریب و انکار و یاس و نومیدی و شادی و سرکشی و عیاشی و اسراف یا تکبر و خودپسندی یا ریاکاری
دعا به جان مرزداران
ریاکاری از او دور دار و از دلبستگی به نام و آوازه اش برهان و چنان کن که اندیشه و یاد و کوچ و اقامت او همه در تو و برای تو باشد ̶ و هنگامی که با دشمن تو و دشمن خویش روبرو می شود آنها را در چشمش اندک جلوه ده و هیبت ایشان را در دلش کوچک ساز و او را بر خصمان چیره کن و دشمنان را بر او غالب مساز و اگر خواهی زندگانیش را به نیک بختی پایان بخشی و شهادت برای او مقرر فرموده ای چنان فرما که شهادت وی پس از ریشه کن شدن دشمنت با کشته شدن وی و اسارت کسان وی و پس از برقراری امنیت در مناطق مسلمانان و هنگامی باشد که دشمن تو روی در گریز نهاده باشد. ̶ بار خدایا هر مسلمانی که پس از روانه شدن جهاد گران و مرزداران به میدان جنگ عهده دار امور خانه ی وی گردد یا عهده دار جانشینان وی در غیاب وی شود یا به پاره ای از مال خود وی را مدد دهد یا او را به ساز و برگ یاری بخشد یا به نبرد بر انگیزد یا دعای نیک بدرقه ی راه وی گرداند یا حرمتش را در غیاب او نگاه دارد پس عینا همان پاداش مجاهد و شهید را مو به مو به او مرحمت فرما و در ازای کارش جزا نقد به وی بده و شادمانی عملی را که به انجام رسانده به زودی عاید او گردان و چون عمرش به انتها رسد پاداش آنچه را که به جا آورده به کرم و فضل خود به او مرحمت فرمای. ̶ بار خدایا هر مسلمانی که امر اسلام را بزرگ شمارد و دسته بندیهای مشرکان علیه مسلمانان او را اندوه زده سازد تا آنجا که آهنگ جنگ کند و هم جهاد نماید ولی ضعفی او را زمین گیر کند یا بی چیزی مایه ی کندی کار او شود یا پیشامد و رخداده ای بیرون از خواست وی مانع
دعا براى مرزداران
ریاکاری و تظاهر را از او بردار و او را برای خودت خالص فرما و از اینکه برای مردم کاری کند برحذر بدار و بدو توفیق ده تا فکر و ذکرش و سفر کردن و در وطن ماندنش فقط در راه تو و برای تو باشد. ̶ هرگاه با دشمن تو و دشمن خودش روبرو شد دشمن را در برابرش کم جلوه بده و مقامشان را در دلش کوچک ساز رزمنده ات را بر آنها پیروز کن و آنها را بر رزمنده ات پیروز مفرما و اگر زندگی را به نیکبختی به پایان رسانده شهادت را برایش مقرر فرما البته پس از آنکه دشمنت را از پای درآورد و از آنها اسیر بگیرد و ایشان را فلج کند و بعد از آنکه در مرزهای مسلمین امنیت برقرار کرده و باعث فرار دشمن گردیده است. ̶ بار الها هر مسلمانی که در پشت جبهه جانشین رزمندگان می شود و کارخانه رزمندگان را انجام می دهد و از خانواده آنها نگهداری می کند و یا کمک مالی می نماید و یا وسایل جنگی رزمندگان را آماده می سازد و آنها را به جهاد در راه خدا وادار می نماید و یا حداقل به دعاگویی آنها مشغول می شود و در پشت سر رزمنده آبرویش را حفظ می کند به همان اندازه که به رزمندگان مزد و پاداش می دهی به وی نیز پاداش ده و عوض کارش را در همین دنیا عطا فرما تا نتیجه کار خود را نسبت به آنچه انجام داده و شادی کاری که بجا آورده ببیند تا آن زمان که عمرش به پایان رسد و به آنچه در آخرت از فضل و کرمت برایش در نظر گرفته ای نایل گردد. ̶ بار الها هر مسلمانی که امر اسلام برایش مهم است و ساخت و ساز اهل کفر نگرانش می کند و تصمیم به شرکت در نبرد دارد ولی به خاطر ضعف جسمانی از جنگ باز می ماند و یا فقر و نداری او را وادار به درنگ می کند و یا حادثه ای او را برای شرکت در جنگ عقب می اندازد و یا بر خلاف خواسته اش اتفاقی برایش می افتد و مانع
تحليلي از شخصيت و قيام امام حسين (ع) (2)
مانع جدی و اساسی در دست یابی به حقایق تاریخی محسوب می شود.بله کارهایی که در متن سؤال بدان اشاره شده است مانند این که اهل بیت از سوی یزید مورد ترحم قرار گرفتند مطلب درستی است اما باید توجه داشت که این کارها بعد از خطبه امام سجاد علیه السلام 78 و حضرت زینب سلام الله علیها و... بوده است؛ یعنی زمانی که دید اگر ریاکاری
اعمال برباد رفته
مانع از ادامه کلام شد با رسوم گفت و گریست و برخاست تا از مسجد بیرون رود من دست بر دامنش زدم و گفتم مردی غریبم آمدهام تا حدیثی از احادیث پیامبر را بشنوم تو سه بار شروع کردی تا حدیثی گوئی ولی گریه مهلتت نداد به من بگو رسول خدا چه گفت؟گفت رسول خدا فرمود روز قیامت مردی را بیاورند و به او گویند ما تو را در دنیا ثروت فراوان دادیم با آن چه کردی گوید خداوندا صدقه دادم و انفاق نمودم گویند آری از آن ثروت صدقهدادی و انفاق کردی برای آن که مردم درباره تو بگویند فلانی آدم با سخاوتی است و از کرم و دست و دلبازی برخوردار است و مردم هم گفتند اکنون تو را از آن انفاق ریائی چه سود و منفعت است؟دیگری را بیاورند و به او گویند ما تو را قدرت و شجاعت و توان و قوت دادیم تو با آن توانائی و شجاعت چه کردی؟ گوید خدایا جهاد کردم و جان در راه جنگ و قتال بردم گویند آری جهاد کردی ولی برای آن که مردم بگویند فلانی نترس و شجاع و قهرمان است امروز که از مردمان عمل خالص میخرند تو را از جهاد و قتالت چه سود؟دیگری را میآورند و میگویند ما به تو فهم و دانش و علم و بینش دادیم از آن سرمایه معنوی چگونه بهرهگرفتی؟ گوید خدایا دانش آموختم و به دیگران تعلیم دادم و خلاصه به نشر و پخش علم همت گماشتم گویند آری چنین کاری کردی ولی برای آن که مردم بگویند به به فلانی عجب مرد عالمی است و چه معلم فعال و پرکاری است و مردمان نیز در حق تو آن بگفتند اکنون تو را از آن چه سود سپس دستور رسد که هر سه را بخاطر پوچ شدن عملشان و بر باد رفتن زحمت و کوششان و تهیدست ماندنشان به دوزخ برند 1 کتاب خدا در آیه مورد بحث ریاکار را فاقد ایمان به خدا و قیامت به حساب آورده و به او در پایان آیه مارک کفر و داغ ناسپاسی زده و تا در ریاکاری
اعمال برباد رفته
مانع از ادامه کلام شد با رسوم گفت و گریست و برخاست تا از مسجد بیرون رود من دست بر دامنش زدم و گفتم مردی غریبم آمدهام تا حدیثی از احادیث پیامبر را بشنوم تو سه بار شروع کردی تا حدیثی گوئی ولی گریه مهلتت نداد به من بگو رسول خدا چه گفت؟گفت رسول خدا فرمود روز قیامت مردی را بیاورند و به او گویند ما تو را در دنیا ثروت فراوان دادیم با آن چه کردی گوید خداوندا صدقه دادم و انفاق نمودم گویند آری از آن ثروت صدقه دادی و انفاق کردی برای آن که مردم درباره تو بگویند فلانی آدم با سخاوتی است و از کرم و دست و دلبازی برخوردار است و مردم هم گفتند اکنون تو را از آن انفاق ریائی چه سود و منفعت است؟ دیگری را بیاورند و به او گویند ما تو را قدرت و شجاعت و توان و قوت دادیم تو با آن توانائی و شجاعت چه کردی؟ گوید خدایا جهاد کردم و جان در راه جنگ و قتال بردم گویند آری جهاد کردی ولی برای آن که مردم بگویند فلانی نترس و شجاع و قهرمان است امروز که از مردمان عمل خالص میخرند تو را از جهاد و قتالت چه سود؟دیگری را میآورند و میگویند ما به تو فهم و دانش و علم و بینش دادیم از آن سرمایه معنوی چگونه بهرهگرفتی؟ گوید خدایا دانش آموختم و به دیگران تعلیم دادم و خلاصه به نشر و پخش علم همت گماشتم گویند آری چنین کاری کردی ولی برای آن که مردم بگویند به به فلانی عجب مرد عالمی است و چه معلم فعال و پرکاری است و مردمان نیز در حق تو آن بگفتند اکنون تو را از آن چه سود سپس دستور رسد که هر سه را بخاطر پوچ شدن عملشان و بر باد رفتن زحمت و کوششان و تهیدست ماندنشان به دوزخ برند 1 کتاب خدا در آیه مورد بحث ریاکار را فاقد ایمان به خدا و قیامت به حساب آورده و به او در پایان آیه مارکک کفر و داغ ناسپاسی زده و تا در ریاکاری
حق قربانى
ریاکاری است و گاهی مصانع در روابط اجتماعی به گونه ای می شود که افراد با ظاهرسازی حقه بازی و ادعای رفاقت به دیگران نزدیک می شوند. امام محمد باقر علیه السلام در این باره می فرمایند ان اقرب ما یکون العبد الی الکفر ان یواخی الرجل علی الدین فیحصی علیه عثراته و زلا ته لیعنفه بها یوما ما 1031 . بدترین چیزی که انسان را به مرز کفر نزدیک می کند این است که انسان باب دوستی و مراوده با برادر مومنش باز کند که گناهان و لغزشهای او را پیدا کند و روزی از این لغزشها و گناهان علیه او استفاده کند . این بدترین نوع ارتباطهای اجتماعی و رفاقت و دوستی است . پس مصانعه در هر شکل و صورتش مذموم و مورد نهی است ؛ به ویژه در عبادت . مصانعه در عبادت موجب حبط عمل می شود؛ چرا که همان طور که در مباحث مختلف توضیح دادیم با اصل عبادت تنافر و تنافی ماهوی دارد. شیوه مصرف نمودن نکته دیگری که مورد عنایت حضرت قرار گرفته پرخوری و ولخرجی است که از جمله اوصاف مذموم است . گاهی افراد برای خودنمایی و کسب شهرت و قدرت و فقط برای این نیات پلید و شوم مال خود را خرج می کند که این همان مصداق فرمایش امام سجاد علیه السلام است که فرمودند لان الکلفه و الموونه فی المتدهقنین . اینگونه خرج کردن اضافی و خود را به زحمت انداختن از نشانه کسانی است که به دنبال ریاست و قدرت هستند. این امور علاوه بر این که با خلوص در عبادت تنافی دارد گاهی موجب خروج از دین و مسلمانی می شود. در زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فردی از دنیا رفته بود بعد از این که مراسم غسل کفن و دفن انجام شد خدمت حضرت عرض کردند مرد بسیار خوبی بود همه اموالش را وقف کارهای خیر کرد حضرت فرمودند مگر فرزندی نداشت ؟ جواب دادند کفالت فرزندانش را ما دوستانش به عهده گرفتیم . حضرت فرمودند اگر قبل از دفن گفته بودید که چنین کاری کرده است اجازه نمی دادم او را در قبرستان مسلمانان دفن کنید 1032 . معنی این فرمایش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم این است که صرف مال برای این که انسان فقط در انظار و افواه دیگران به عنوان یک چهره باقی بماند و از او به عنوان یک انسان خیر یاد بشود ارزش عمل خوب را نابود و تباه می کند و او نه تنها در دنیا دنبال ریاست طلبی بوده حتی بعد از مرگ نیز نیتش همان بوده است . بنابراین در روایتی نقل شده است البته ماخذ روایت اهل سنت است که شخصی خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم عرض کرد ان عندی دینارا قال انفقه علی نفسک قال ان عندی آخر قال انفقه علی زوجتک قال ان عندی آخر قال انفقه علی ولدک قال ان عندی آخر قال انفقه علی خادمک قال ان عندی آخر قال انت ابصر به 1033 . من یک دینار دارم . پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند آن یک دینار را خرج خودت کن . گفت یک دینار دیگر هم دارم . فرمودند خرج زن و بچه ات کن . گفت یک دینار دیگر هم دارم . فرمودند خرج بچه هایت بکن . گفت یک دینار دیگر هم دارم . حضرت فرمودند خرج کسانی کن که از عایله و کسان تو هستند. گفت باز دینار دیگری هم دارم . حضرت فرمودند حالا وقتش است که اگر خواستی در خیرات مصرف کنی . رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و اولیای دین علیهم السلام شیوه خرج کردن را به ما آموخته اند که عمل به وظایف دینی و ایمانی باید خالص برای خداوند تبارک و تعالی و به قصد انجام وظیفه و مسوولیت دینی باشد نه فریب مردم و بهره مند شدن از منافع دنیوی مالی و عنوانی آن ؛ چه در غیر این صورت چنین کسی اگر در موقعیتی قرار بگیرد که فضایل و فرایض دینی و انسانی را مانع
تجلي قرآن و عترت در حماسه عاشورا
مانع از طغیان و غلبه یکی بر دیگری می شود. از آن دو دریا مروارید و مرجان خارج می شود.ابتدا لازم به ذکر است که آیات قرآن ظاهر و باطنی دارند به همین دلیل ممکن است یک آیه دارای چندین معنا باشد و آنچه در روایات برای تفاسیر آنها آمده از بطون قرآن است که از ائمه رسیده و منافاتی با ظاهر آن نداشته باشد. در حدیثی از امام صادق ع در تفسیر آیات مذکور آمده علی ع و فاطمه س دو دریای عمیقند که هیچیک بر دیگری تجاوز نمی کند و از این دو دریا لولو و مرجان یعنی حسن و حسین خارج شده اند 11 . در روایت دیگری نیز آمده منظور از دو دریا علی و فاطمه و منظور از برزخ و حائل میان آن دو رسول خدا و مقصود از لولو و مرجان حسن و حسین هستند. 12 تجلی قرآن از مدینه تا کربلا در مسیر حرکت امام حسین ع از مدینه تا کربلا اتفاقات و حوادث قابل تامل و شگفتی رخ داد و حضرت در مقابله و مواجهه با هر کدام با تاسی و استفاده از قرآن حرکت خود را قاطعانه و محکم پیش می بردند.در مدینه هنگامی که مروان نماینده یزید مامور شده بود تا از امام حسین ع هر طور که شده بیعت بگیرد اما رو به مروان کرد و فرمود وای بر تو تو پلیدی در حالی که ما خانواده ای هستیم که خدا در مقام و منزلت ما فرموده انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا و پس از آن از بیعت با یزید ممانعت کردند و به سوی مکه حرکت نمودند.هنگام خروج از مدینه نیز این آیه را تلاوت فرمودند که فنخرج منها خائفا یترقب قال رب نجنی من القوم الظالمین . 15 این آیه را خداوند از قول موسی ع می فرماید که هنگامی که از ترس فرعون به سوی مدین می رفت گفت پروردگارا مرا از قوم ستمکار نجات بده.آنگاه که امام حسین ع به سوی مکه رهسپار شدند گروه هایی از جنیان و فرشتگان برای یاری آن حضرت حاضر شدند اما امام این آیات را تلاوت فرمودند اینما تکنوا یدرککم الموت و لو کنتم فی بروج مشیده . 16 هر جا باشید ولو در برج های استوار و سر به فلک کشیده. مرگ شما را فرا می گیرد؛ و همچنین آیه لبرز الذین کتب علیهم القتل الی مضاجعهم 17 کسانی که کشته شدند در سرنوشتشان نوشته شده بود با پای خویش به قتلگاه خود رهسپار می شدند.در شب سوم شعبان سال 60 همین که وارد مکه معظمه گردید چون وارد شد این آیه را تلاوت فرمود و لما توجه تلقا مدین قال عسی ربی این یهدینی سوا السبیل . 18 این آیه را خداوند درباره احوالات موسی ع فرمود. موقعی که متوجه شهر مدین شد گفت امید است پروردگار من مرا به راه راست هدایت نموده و به مقصود برساند. در مکه نیز هنگامی که با ابن عباس به گفت وگو مشغول بودند درباره بنی امیه این آیات را تلاوت کردند انهم کفروا بالله و برسوله و لایاتون الصلاه الا و هم کسالی آنان به خدا و پیامبر او کفر ورزیده و جز با حالت کسالت به نماز نپرداخته اند 19 ؛ و همچنین آیه یرائون الناس و لایذکرون الله الا قلیلا با مردم ریاکاری
حقیقت ایمان و جلوههای آن
ریاکاری است و این دو از بدترین و پلیدترین آفتهایی است که دچار انسان میشود.والعصر ۱ ان الانسان لفی خسر ۲ الا الذین آمنوا وعملوا الصالحات وتواصوا بالحق وتواصوا بالصبر ۳ "سوگند به زمان انسانها همه زیانمندند مگر کسانی که ایمان میآورند و کارهای شایسته و بایسته میکنند و همدیگر را به تمسک به حق سفارش و به شکیبای توصیه مینمایند".ایمان با توصیفی که از پپیش گذشت ایمانی است قرآنی که خداوند آن را توصیه فرمود و خواستار آن است که بندگانش خود را بدان متصف گردانند.چنین ایمانی اگر تحقق یابد به نیروی سازنده و کار آمد در زندگی تبدیل میشود و همه چیز را دگرگون مینماید. ضعف را به نیرو شکست را به پیروزی ناامیدی را به امیدواری و خیالبافی را به عمل و کوش تغییر میدهد. انا لننصر رسلنا والذین آمنوا فی الحیاه الدنیا و یوم یقوم الاشهاد _ غافر ۵۱ "ما قطعا پیغمبران خود و مؤمنان را در زندگی دنیا و در آن روزی که گواهان به پا میخیزند یاری میدهیم و دستگیری میکنیم". و کان حقا علینا نصر المؤمنین _ روم ۴۷ ."همواره یاری مؤمنان بر ما واجب بوده است".● پیامدهای ایمانچنانچه انسان از طریق عقل و شناخت قلبی خدا را بشناسد این شناخت به ثمر مینشیند و آثار مفید و پر برکتی در قلبش به جا میگذارد و او را به سمت نیکی حق ترقی تکامل و زیبایی فرا میخواند.بعضی از پیامدهای ایمان مختصرا به شرح ذیل میباشد الف نفس را از قید و بند و سلطهی دیگران آزاد میکند. به این معنی که ایمان یعنی اقرار و اعتراف به اینکه تنها خداوند زنده کنندهی مردگان پایین آورنده یا بالا برنده مقام بندگان و سود و زیان رسانندهی حقیقی میباشد وبس. قل لا املک لنفسی نفعا ولا ضرا الا ما شا الله ولو کنت اعلم الغیب لا ستکثرت من الخیر و ما مسنیی السو ان انا الا نذیر و بشیر لقوم یؤمنون _ اعراف ۱۸۸ ."بگو من مالک سود و زیانی برای خود نیستم مگر آن مقداری که خدا بخواهد و اگر غیب میدانستم منافع فراوانی نصیب خود میکردم و اصلا شر و بلا به من نمیرسید. من کسی جز بیم دهنده و مژده دهندهی مؤمنان نمیباشم".آنچه که مانع
فرهنگ عاشورا(15)
مانع خروج هواداران سید الشهدا ع برای یاری آنحضرت در کربلا شدولی به هر حالتاریخ اسلام خاطره خوشی از عهد و پیمان مردمکوفه ندارد. 32 از ویژگیهای روحی و اخلاقی جامعه کوفیاینها را شمردهاند تناقض در رفتار نیرنگو تزلزلسرکشی نسبت به والیانفرصتطلبیاخلاق ناپسندطمع و آزمندی شایعهپذیری و ترکیب یافتن مردم آن از قبایل مختلف با گرایشهای قبایلی. 33 همینها سبب شد تاعلی ع از دست آنان خون دل بخورد و امام مجتبی ع بیوفایی ببیند و مسلم بن عقیل در این شهر غریبانه به شهادت برسد و سید الشهدا ع نزدیک کوفه در کربلا در محاصرهسپاه کوفه لب تشنه جان دهد.البته ترکیب جمعیتی این شهر نیزچندان منسجم نبود.مردمخود این شهربه اضافه قبایلی از یمن مثل قضاعهغسانبجیلهخثعمکندهحضر موتازدمذحج حمیرهمدان و نخع که پس از بنای این شهر از دوره سعد بن ابی وقاص ساکن این شهر شده و قدرت و نفوذی یافته بودند و جمعیتی از نژاد فارس که در کوفهمیزیستندسبب گرایشهای مختلفی در مردم شده بود.از سردمداران اموی نیز برخیکوفه را در تحت نفوذ خود داشتند و مردم را به هواداری بنیامیه فرا میخواندند و سلطهاموی را گسترده و ریشهدار میساختند. شیعیان اهل بیت نیز در کوفه کم نبودنداما تشیعشان در بعد خطبههای حماسی ونطقهای پر شور و عواطف سرشار نسبت به خاندان پیامبر ص بیش از پیروی از خطسرخ آل علی و پا نهادن در میدانهای درگیری بود.بیآنکه بخواهیم سختگیریها و شدتعمل امویان را در محدود ساختن یاری شیعیان نسبت به حسین بن علی ع نادیدهبگیریماز روحیه سستی و بیوفایی آنان نمیتوان بسادگی گذشت.حتی جمعی از آنان بادیدن پیکرهای حسین و یارانش در دم تیغهامیگریستند و دعا میکردند که خدایا پسرپیامبرت را یاری کن.یکی از خودشان بر آنان خروشید که چرا به جای دعابه یاریشنمیشتابید هلا تهبون الی نصرته بدل هذا الدعا؟ . 34 وای بر کوفه و بر رسم پذیرایی اوسست عهدی و ریاکاری
دعاى مرزداران
ریاکاری را از او دور و از دلبستگی به اسم و آوازه ی او را خالص فرما و اعزل عنه الریا و خلصه من السمعه . ― و بالاخره یک کاسه چنین می گوید فکر و ذکر و کوچ و اقامتش را در راه خود و برای خود قرار ده و اجعل فکره و ذکره و ظعنه و اقامته فیک و لک . ― و از این نظر که در رویاروئی نخستین کثرت و قلت جمعیت با دشمن تاثیر فراوانی در روحیه ی رزمنده می گذارد امام از خداوند چنین می خواهد هنگامی که این رزمنده ی الهی با دشمن تو و خودش در یک مصاف قرار گرفت آنان را در نظرش اندک و شان و ارزششان را در قلبش کوچک ساز فاذا صاف عدوک و عدوه فقللهم فی عینه و صغر شانهم فی قلبه . ― او را بر آنان پیروزی ده و دشمن را بر او چیره مفرما و ادل له منهم و لا تدلهم منه . ― اما از آن جهت که همه ی رزمندگان از جبهه سالم برنمی گردند و بعضی شربت شهادت می نوشند امام علیه السلام برای آنان چنین دعا می فرماید هرگاه عمرش را به نیکی و سعادت ختم فرمودی و شهادت را روزیش گردانیدی این نعمت را آن زمان به او ارزانی دار ― که با قتل و کشتار ریشه ی دشمنان تو را کنده باشد فان ختمت له بالسعاده و قضیت له بالشهاده فبعد ان یحتاج عدوک بالقتل . ― و بعد از آنکه با تلاش و زحمت آنها را به اسارت گرفته و بعد ان یجهد بهم الاسر . ― و پس از آنکه مرزهای بلاد مسلمین در امنیت و آرامش واقع شده و بعد ان تامن اطراف المسلمین . ― و بالاخره این شهادت آن زمان به وقوع پیوندد که دشمنانت از میدان جنگ فرار کرده باشند و بعد ان یولی عدوک مدبرین . ― در هشتمین فراز امام علیه السلام برای افراد پشت جبهه و کسانی که رزمندگان را به نحوی از انحا مدد می رسانند دعا نموده عرض می کند بار خداوندا هر مسلمانی که رزمنده ای یا مرزداری را در اداره ی امور خانه اش جانشین گردد یا در غیبت او عهده دار سرپرستی اهل و عیالش شود یا وی را با قسمتی از اموالش کمک نماید یا او را با ساز و برگ جنگی امداد رساند یا به رفتن جهاد تشویقش کند یا دعای خیری به هنگام حرکت به سوی جبهه بدرقه ی راهش سازد و یا پشت سرش احترام او را رعایت کند اجر و مزدی همچون اجر و مزد این رزمنده و هم وزن و همانند به او عطا فرما اللهم و ایما مسلم خلف غازیا او مرابطا فی داره او تعهد خالفیه فی غیبته او اعانه بطائفه من ماله او امده بعتاد او شحذه علی جهاد او اتبعه فی وجهه دعوه او رعی له من ورائه حرمه فاجر له مثل اجره وزنا بوزن و مثلا بمثل . ― و می افزاید به چنین شخصی در مقابل کارش مزد نقدی عطا فرما که در همین دنیا فایده آنچه را پیش از این فرستاده و شادی و سرور آنچه را که به جا آورده دریابد و عوضه من فعله عوضا حاضرا یتعجل به نفع ما قدم و سرور ما اتی به . ― این نعمت عاجل را در همین دنیا به او عنایت کن تا آنگاه که کاروان زمان او را در آخرت به فضل و احسانی که برایش جاری ساخته ای و کرامت و عزتی که برایش فراهم نموده ای برساند الی ان ینتهی به الوقت الی ما اجریت له من فضلک و اعددت له من کرامتک . ― در نهمین فراز امام علیه السلام کسانی را مورد دعای خویشتن قرار داده که به نحوی از انحا از شرکت در میدان جهاد وامانده اند با اینکه علاقمند به شرکت در آن میدان بوده اند نخست عرضه می دارد بار خداوندا هر مسلمانی که امر اسلام او را به خود مشغول دارد و تجمع و اتحاد اهل شرک در برابر مسلمین او را غمگین سازد و تصمیم مبارزه با آنها و یا آهنگ جهاد کند اللهم و ایما مسلم اهمه امر الاسلام و احزنه تحزب اهل الشرک علیهم فنوی غزوا او هم بجهاد . ― ولی ضعف و ناتوانی او را بازدارد یا فقر و نیاز شرکت او در این میدان را به تعویق یا حادثه و پیشامدی این امر را به تاخیر انداز و یا مانعی در برابر اراده اش ایجاد شود فقعد به ضعف او ابطات به فاقه او اخره عنه حادث او عرض له دون ارادته مانع
شفاعت در نهج البلاغه
مانع صفات ثابت نفسانی میگردد استعاره به کار برده است خوردن حسد نیکیها را بدین سبب است که شخص حسود مدام غرق در حالات و نعمتهای شخص مورد حسد میباشد. این حالت حسود را به از بین بردن هیزم به وسیله آتش تشبیه کردهاند زیرا حسد و آتش از این جهت که حسنات و هیزم را از بین میبرند شبیه یکدیگرند. 54 · مبادا آنچه مردم دنیا را فریفت شما را بفریبد که آن دامی است چون سایه گسترده- همه را به دام اندازد- و تا دم مرگ رهاشان نسازد. خطبه 898 55 معرفی کارهای ناپسند در بعضی موارد حضرت نفرموده اند که این کار را انجام ندهید ولی عوقب آن کار را بیان کرده اند و اینکه ایشان چنین رفتارهایی را نمی پسندند چون خدا نمی پسندد نمونه های در ادمه می آید که بدلیل وضوح مطالب و جلوگیری از طویل شدن مطلب از آوردن شرح خودداری شده است. · و آن کس که خویشتن را بیشتر میفریبد نزد خدا گناه کارترین انسانها است زیانکار واقعی کسی است که خود را بفریبد. خطبه 8610 · و شقاوتمند کسی است که فریب هوا و هوسها را بخورد. آگاه باشید ریاکاری
و ایثار التفضل و ترك التعییر
ریاکاری نبود اما مکتب اسلام حس فداکاری و ایثار را آنچنان در ضمیرشان پایه گذاری نموده بود که در دقایق آخر زندگی با آنکه تشنه بودند آب نخوردند و برادران خویشتن را بر خود مقدم داشتند. البته ملتی اینچنین ایثارگر و فداکار شایسته است به سرعت پیشروی کند و در جهان برتری و تقدم به دست آورد. امام سجاد علیه السلام در قطعه ی اول این قسمت از دعای شریف مکارم الاخلاق که موضوع سخنرانی امروز است به پیشگاه خداوند عرض می کند و ایثار التفضل بار الها مسلمانان را موفق بدار که نسبت به برادران دینی خود ایثار تفضل نمایند و آنان را مشمول عنایات ابتدایی و بدون علت خود قرار دهند. بی گمان ایثار تفضل که از عالیترین کرایم اخلاقی است می تواند در حفظ عدل اجتماعی اثری درخشان و بارز داشته باشد زیرا مردمی که با ایثار تفضل خو گرفته و افراد را مشمول عنایات ابتدایی خود قرار می دهند هرگز اندیشه ی ظلم در سر نمی پرورند و فکر گناهکاری و تعدی نمی نمایند تا بر اثر عمل ناروای آنان به عدل اجتماعی آسیب برسد و مردم دچار ستم و تجاوز گردند. امام سجاد ع در قطعه ی دوم این قسمت از دعای مکارم الاخلاق که موضوع نیمه ی آخر سخنرانی امروز است به پیشگاه خداوند عرض می کند و ترک التعییر بار الها مسلمانان را موفق بدار که سرزنش یکدیگر را ترک گویند و زبان به ملامت این و آن نگشایند. تعییر از عار است به معنای ننگ. فردی که مرتکب گناه می شود بر اثر آن در خویشتن عیب و ننگی به وجود می آورد سرزنش کننده آن عیب را به رخش می کشد و مورد ملامتش قرار می دهد. تعییر در اخلاق اسلام از صفات ناپسند و مذموم است و در این باره روایات بسیاری از اولیای گرامی اسلام رسیده که پاره ای از آنها در خلال سخنرانی به عرض شنوندگان محترم می رسد. لازم است در آغاز بحث این نکته تذکر داده شود که روایات مذمت تعییر ناظر به سرزنش نمودن یک فرد مسلمان است که دچار لغزش گردیده و مرتکب عملی شده که از نظر دینی حرام است و شارع اسلام آن را بر مسلمین ممنوع نموده است. بنابراین ملامتهای سیاسی اقتصادی اجتماعی و دیگر اموری همانند اینها که از ناحیه ی مردم نسبت به متصدیان خودسر و مستبد که مرتکب خطا شده اند اعمال می گردد مشمول روایات تعییر نیست و دعای امام سجاد ع شامل آنها نمی شود. اولین مطلبی که در بحث تعییر و ملامت باید مورد توجه قرار گیرد این است که اولیای گرامی اسلام ضمن روایات گناه را بیماری خوانده اند و انسان عاقل هرگز بیمار را ملامت نمی کند بلکه اگر بتواند باید در راه درمان وی بکوشد و مرضش را علاج نماید. عن علی علیه السلام قال الذنوب الدا و الدوا الاستغفار و الشفا الا تعود. علی ع فرموده گناهان بیماری است داروی آن بیماریها طلب آمرزش از پیشگاه حضرت باری تعالی است و نشانه ی شفا یافتن بیماری آن است که آدمی دوباره به آن راه برگشت ننماید و مرتکب گناه نشود. امام صادق علیه السلام ضمن حدیثی در مورد عیوب اخلاقی و گناهان از قول حضرت مسیح ابن مریم ع نقل نموده که فرموده است انما الناس رجلان مبتلی و معافی. فارحم المبتلی و اشکر الله علی العافیه . مردم دو گروه اند یا به بیماری گناه مبتلا هستند یا آنکه در سلامت و عافیت اند. مبتلایان به بیماری گناه را مورد ترحم و دلسوزی قرار دهید و شکرگزار خداوند در عافیت و سلامت خود باشید. حضرت مولی الموحدین امیرالمومنین علی ع در یکی از خطبه ها در مورد تعییر و سرزنش گناهکاران سخن گفته و ملامت کننده را از ابعاد مختلف محدود و محصور نموده است. به نظر می رسد که اگر شنوندگان محترم در این گفته ی حکیمانه دقت کامل مبذول دارند هرگز مسئولیت خود را از یاد نمی برند و به خویشتن اجازه نمی دهند مسلمانی را برای گناهی که مرتکب شده است مورد ملامت و تعییرش قرار دهند. و انما ینبغی لاهل العصمه و المصنوع الیهم فی السلامه ان یرحموا اهل الذنوب و المعصیه و یکون الشکر هو الغالب علیهم و الحاجز لهم عنهم فکیف بالعائد الذی عاب اخاه و عیره ببلواه؟ اما ذکر موضع ستر الله علیه من ذنوبه مما هو اعظم من الذنب الذی عابه به و کیف یذمه بذنب قد رکب مثله. فان لم یکن رکب ذلک الذنب بعینه فقد عصی الله فی ما سواه مما هو اعظم منه و ایم الله لئن لم یکن عصاه فی الکبیر و عصاه فی الصغیر لجراته علی عیب الناس اکبر. بی گمان شایسته است برای کسانی که از گناه منزه اند یا بر اثر تفضل الهی سالم مانده اند گناهکاران را مورد ترحم قرار دهند و شکر خداوند در سلامتشان از گناه شاغل اغلب اوقاتشان باشد و همان شکرگزاری مانع
English