-شیعیان از اضافه طینت اهلبیت علیهمالسلام مگر میشود که درختی در این عالم تحت عنوان شجره طیبه باشد و ریشهاش به فرموده امام صادق ع نحن اصل کل خیر … میفرمایند خیلی هم این روایت عجیب است و دلخوشی عجیبی هم این روایت به ما میدهد شیعتنا خلقوا من فاضل طینتنا خدا ما چهارده نفر را که ساخت گل و طینت ما اضافه
23 مطلب یافت شد
وجود شیعیان در سیطرهٔ اهلبیت(علیهمالسلام)
الآن کجا قرار داریم؟-آفرینش شیعیان از اضافه طینت وجود اهلبیت علیهمالسلام شیعتنا منا شیعیان ما از ما هستند؛ یعنی زیر نظر و در سیطره ما و با ما … اضافه خلق کرد. اینکه میگوییم شیعتنا منا چون وجودشان حقیقتشان ساختمانشان و عنصرشان از گل ماست. مگر در زیارت جامعه نمیخوانید ارواحکم فی الارواح و اجسادکم فی الاجساد بدن شما در بدنها و روحتان در ارواح است. این معنی خلقوا من فاضل طینتنا است. -خمیره وجود شیعیان از آب ولایت اهلبیت علیهمالسلام حالا خاک باید گل بشود که بشود آن را شکل داد؛ خود خاک که شکل نمیگیرد امام میفرمایند و عجنوا بما ولایتنا خدا این خاک را با آب ولایت ما گل و خمیر کرد و شیعیان ما را آفرید. فهم روایت خیلی مشکل است حل مسئله طینت
عارف واقعی کیست؟
روحک من روحی وطینتک من طینتی و شیعتک خلقوا من فضل طینتنا .روح تو از روح من و طینت تو از طینت من است و شیعیان تو از اضافه طینت ما خلق شدهاند.بنابراین
استاد انصاریان: اهل توحید برای اینکه تسلیم معبود باطل نشوند سختی های بسیاری می کشند/ دنیا جای باز شدن درِ همهٔ خوشیها نیست
قیامت شود شاخههایش هم وارد قیامت میشود؛ لذا امام در یک تعبیری میفرمایند شیعتنا خلقوا من فاضل طینتنا خدا ما چهارده نفر را که ساخت گل و طینت ما اضافه
شیعه با ایمان
می شود بهشت جایگاه شیعیان شیعیان رستگاران روز قیامت شیعه از طینت ائمه آفریده شده و دارای عقل بالایی می باشند شیعیان اصحاب یمین و طعن بر آنها طعن بر خداوند است. 6 بعد از این مقدمه ابتدائا باید تذکر داده شود که قید ایمان اضافه
تجلی نور معصومین(علیهم السلام) در وجود شیعه
مسئله مشکل است که چرا عده معینی تا قیامت از این اضافه گل آفریده شدهاند؟ -عجز اندیشمندان شیعه از درک حقیقت طینتاینجا نقطهای است که بزرگترین اندیشمندان شیعه ماندهاند و در حل روایتش هم خیلی دستوپا زدهاند شخصیتهای عظیمی وارد توضیح روایات طینت
داستانى از گنج مادى و معنوى
طینت حلال خور و بزرگواری بود که از ثروت خود به خوبی استفاده میکرد؛ مسجد با عظمت و مدرسه مروی فعلی را او ساخت.روزی که کلنگ این مدرسه و مسجد را میخواستند به زمین بزنند از علما فقها بزرگان و شخصیتهای با ایمان بازار تهران دعوت کردند. خان مروی کلنگ را روی دستش بلند کرد و گفت هر کسی که از شب اول تکلیف تا کنون نماز شب او ترک نشده است بیاید این کلنگ را بگیرد و برای افتتاح به زمین بزند. من چنین دستی میخواهم که کلنگ بزند. هیچ کس نیامد. خودش کلنگ را زد. یعنی یک خان نماز شب او از اول تکلیف ترک نشده بود.اما خیلیها نماز واجب خود را عمدا نمیخوانند. خیلیها نماز صبح را بیدار نمیشوند پیغمبر صلیاللهعلیهوآله میفرمایند نماز خواندن بعضی مانند نوک زدن کلاغ به دانه میباشد که اسم نمازشان را باید نماز کلاغی گذاشت؛ یعنی به قدری به نماز بیمیل هستند و به زور نماز میخوانند که از تکبیره الاحرام تا سلام نماز همه را در هم میکنند و ادب نماز موالات و ترتیب را رعایت نمیکنند.شیخ عبدالنبی فرمودند من در ایام جوانی در این مدرسه طلبه بودم و هوس کردم که به دنبال گنج بروم. پشت اتاق مدرسه پستویی بود که طلبهها رختخواب چراغ خوراکپزی و اثاث اضافه
داستانى از گنج مادى و معنوى
طینت حلال خور و بزرگواری بود که از ثروت خود به خوبی استفاده میکرد؛ مسجد با عظمت و مدرسه مروی فعلی را او ساخت.روزی که کلنگ این مدرسه و مسجد را میخواستند به زمین بزنند از علما فقها بزرگان و شخصیتهای با ایمان بازار تهران دعوت کردند. خان مروی کلنگ را روی دستش بلند کرد و گفت هر کسی که از شب اول تکلیف تا کنون نماز شب اوترک نشده است بیاید این کلنگ را بگیرد و برای افتتاح به زمین بزند. من چنین دستی میخواهم که کلنگ بزند. هیچ کس نیامد. خودش کلنگ را زد. یعنی یک خان نماز شب او از اول تکلیف ترک نشده بود.اما خیلیها نماز واجب خود را عمدا نمیخوانند. خیلیها نماز صبح را بیدار نمیشوند پیغمبر صلیاللهعلیهوآله میفرمایند نماز خواندن بعضی مانند نوک زدن کلاغ به دانه میباشد که اسم نمازشان را باید نماز کلاغی گذاشت؛ 1 یعنی به قدری به نماز بیمیل هستند و به زور نماز میخوانند که از تکبیره الاحرام تا سلام نماز همه را در هم میکنند و ادب نماز موالات و ترتیب را رعایت نمیکنند.شیخ عبدالنبی فرمودند من در ایام جوانی در این مدرسه طلبه بودم و هوس کردم که به دنبال گنج بروم. پشت اتاق مدرسه پستویی بود که طلبهها رختخواب چراغ خوراکپزی و اثاث اضافه
فضيلت رمضان در كلام اهلبیت(ع)
طینت من است.خداوند مرا آفرید و تو را پدید آورد و هر دوی ما را انتخاب نمود مرا برای نبوت تو را برای امامت منکر امامت تو منکر نبوت من است. تو جانشین من و پدر فرزندان من و شوهر دختر من و خلیفه من در امتم در حیات و ممات منی.امر تو امر من است نهی تو نهی من است قسم به آن که مرا مبعوث به رسالت کرد و به عنوان بهترین آفریدگان قرار داد هر آینه تو حجت خدا بر مردم و امین سر او و خلیفهاش در میان بندگانی. 1 امام رضا علیه السلام از پدران بزرگوارش روایت میکند که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود به حقیقت که ماه رمضان ماه بزرگی است حسنات در آن اضافه
فضیلت و حرمت ماه مبارک رمضان
طینت من است. خداوند مرا آفرید و تو را پدید آورد و هر دوی ما را انتخاب نمود مرا برای نبوت تو را برای امامت منکر امامت تو منکر نبوت من است. تو جانشین من و پدر فرزندان من و شوهر دختر من و خلیفه من در امتم در حیات و ممات منی.امر تو امر من است نهی تو نهی من است قسم به آن که مرا مبعوث به رسالت کرد و به عنوان بهترین آفریدگان قرار داد هر آینه تو حجت خدا بر مردم و امین سر او و خلیفه اش در میان بندگانی. 2 امام هشتم از پدران بزگوارش روایت می کند که رسول خدا فرمود به حقیقت که ماه رمضان بزرگی است حسنات در آن اضافه
فضيلت و حرمت ماه مبارك رمضان
طینت من است.خداوند مرا آفرید و تو را پدید آورد و هر دوی ما را انتخاب نمود مرا برای نبوت تو را برای امامت منکر امامت تو منکر نبوت من است.تو جانشین من و پدر فرزندان من و شوهر دختر من و خلیفه من در امتم در حیات و ممات منی.امر تو امر من است نهی تو نهی من است قسم به آن که مرا مبعوث به رسالت کرد و به عنوان بهترین آفریدگان قرار داد هر آینه تو حجت خدا بر مردم و امین سر او و خلیفهاش در میان بندگانی. 2 امام رضا علیه السلام از پدران بزرگوارش روایت میکند که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود به حقیقت که ماه رمضان ماه بزرگی است حسنات در آن اضافه
داستانى از گنج مادى و معنوى
طینت حلال خور و بزرگواری بود که از ثروت خود به خوبی استفاده میکرد؛ مسجد با عظمت و مدرسه مروی فعلی را او ساخت.روزی که کلنگ این مدرسه و مسجد را میخواستند به زمین بزنند از علما فقها بزرگان و شخصیتهای با ایمان بازار تهران دعوت کردند. خان مروی کلنگ را روی دستش بلند کرد و گفت هر کسی که از شب اول تکلیف تا کنون نماز شب اوترک نشده است بیاید این کلنگ را بگیرد و برای افتتاح به زمین بزند. من چنین دستی میخواهم که کلنگ بزند. هیچ کس نیامد. خودش کلنگ را زد. یعنی یک خان نماز شب او از اول تکلیف ترک نشده بود.اما خیلیها نماز واجب خود را عمدا نمیخوانند. خیلیها نماز صبح را بیدار نمیشوند پیغمبر صلیاللهعلیهوآله میفرمایند نماز خواندن بعضی مانند نوک زدن کلاغ به دانه میباشد که اسم نمازشان را باید نماز کلاغی گذاشت؛ 1 یعنی به قدری به نماز بیمیل هستند و به زور نماز میخوانند که از تکبیره الاحرام تا سلام نماز همه را در هم میکنند و ادب نماز موالات و ترتیب را رعایت نمیکنند.شیخ عبدالنبی فرمودند من در ایام جوانی در این مدرسه طلبه بودم و هوس کردم که به دنبال گنج بروم. پشت اتاق مدرسه پستویی بود که طلبهها رختخواب چراغ خوراکپزی و اثاث اضافه
عطر اخلاق امام رضا(علیه السلام)، در نسیم شعر شاعران
طینت او با آب رسالت سرشته شده و ریشه در گوارای وحی دوانیده است. آیا از چنین ذاتی جزمشک هدایت و عنبر تقوا میتواند ظاهر شود؟ اخلاق امام علیه السلام در بیان روایاتاو بسیار به مستمندان رسیدگی میکرد. به دادن صدقه به ویژه در شبهای تار و به صورت پنهانی بسیار مبادرت میکرد. با خدمتگزارانش کنار یک سفره مینشست و غذا میخورد.هیچ فرقی میان غلامان و اشراف و اقوام و بیگانگان نمیگذاشت مگر براساس تقوا. همواره متبسم و خوشرو بود. بهترین بخش غذای خود را قبل از تناول برای گرسنگان جدا میساخت. با فقرا مینشست. در تشییع جنازه شرکت میجست. خدمتکاری را که مشغول خوردن غذا بود به خدمت فرا نمیخواند. با صدای بلند و با قهقهه هرگز نمیخندید.رفع نیاز مؤمنان و گرهگشایی از ایشان را بر دیگر کارها مقدم میداشت. روی حصیر مینشست. قرآن زیاد تلاوت میکرد. با گفتارش دل کسی را نرنجانید. سخن هیچ کس را ناتمام نمیگذاشت و نمیشکست. هیچ نیازمندی را تا حد امکان رد نکرد. پای خود را هنگام نشستن در حضور دیگران دراز نمیکرد. در حضور دیگران همواره از دیوار فاصله داشت و هیچ گاه تکیه نزد.همواره یاد خدا بر زبان جاری داشت. از اسراف و تبذیر سخت پرهیز داشت. به مسافری که پول خود را تمام و یا گمکرده بود بدون چشمداشت هزینه سفر میداد. در دادن افطاری به روزهداران کوشا بود. به عیادت بیماران میرفت. در معابر عمومی آب دهان خود را نمیانداخت. از میهمان شخصا پذیرایی میکرد. هنگامی که بر جمعی کنار سفره وارد میشد اجازه نمیداد تا برای احترام وی از جای برخیزند. به سخن دیگران که وی را مورد خطاب قرار داده از او پرسشی داشتند با دقت کامل گوش میداد.خویش را به بوی خوش معطر میکرد به خصوص برای نماز. به نظافت جسم و لباس به ویژه موی سر توجه داشت. قبل از غذا دستها را میشست و با چیزی خشک نمیکرد بعد از غذا نیز آنها را میشست و با حولهای خشک میکرد.یاسر خادم میگوید روزی غلامان حضرت میوهای خوردند و آن را به پایان نرسانده به دور انداختند. حضرت رضا علیه السلام به آنها فرمود سبحان الله اگر شما از همین میوه نیم خورده بینیاز هستید- بدانید- افرادی هستند که به آن محتاجاند آن را به افرادی که احتیاج دارند برسانیداگر غذایی از حد نیاز زیاد میآمد آن را هرگز دور نمیریخت. در حضور دیگران به تنهایی چیزی نمیخورد. بسیار بردبار و شکیبا بود. کارگری را که به مبلغ معین اجیر میکرد در پایان افزون بر مزدش به او عطا میکرد. با همگان با رافت و خوشرویی روبرو میشد. بسیار فروتن بود. به فقرا و بیچارگان بسیار میبخشید و آن را برای خود پس انداز میدانست.این همه که یاد شد بیگمان خوشه ای از خرمن شخصیت اخلاقی آن امام بزرگ است و نه تمام. مهمانی و آداب آنشبی حضرت رضا علیه السلام مهمانی داشتند که یک مرتبه چراغ تغییری کرد- و احتیاج به اصلاح داشت- مهمان دست خود را دراز کرد تا چراغ را درست کند.حضرت رضا علیه السلام دست او را کنار زدند و خودشان به اصلاح چراغ پرداختند و فرمودند ما قومی هستیم که مهمانهایمان را به کاری وا نمیداریم احترام مهمان بیش از این است که به خدمت صاحبخانه بپردازد. حقوق کارگرسلیمان جعفری میگوید ... من با حضرت رضا علیه السلام وارد منزلشان شدیم حضرت دیدند غلامانشان مشغول گلکاری هستند و کارگر سیاه چهرهای هم با آنها مشغول کار است.حضرت فرمود این کیست با شما؟ غلامان گفتند او را آوردهایم به ما کمک کند و چیزی هم به او بدهیم.حضرت فرمود آیا مزد او را معین کردهاید؟ گفتند نه ما هر چه به او بدهیم راضی است.حضرت بسیار خشمگین شدند به طوری که میخواستند غلامان خود را با تازیانه ادب کنند من پیش رفته گفتم فدایتان شوم چرا ناراحت شدید؟حضرت فرمود آخر من چندین بار آنها را از مانند این کار منع کردهام که به هیچ کس کاری ندهند مگر مزد و اجرت او را تعیین کنند.- ای سلیمان- بدان اگر کارگری برای تو کاری کرد بدون تعیین اجرت غالبا چنین است- اگر سه برابر اجرتش را هم به او بدهی باز گمان میکند. کم دادهای و اگر مزد او را تعیین کردی اگر همان مقدار هم بدهی ترا سپاسگزار است و اگر یک ذره اضافه
استاد انصاریان: چشمهٔ خاک شیعیان گریهٔ بر حسین(ع) است/ خاک وجود شیعیان مانند ائمه(ع)، در حد خود آثاری دارد
طینت سایر ائمه ع نیز مثال زدنی است. پیغمبر ص به امیرالمؤمنین ع گفتند علی جان خدا شش چیز به تو داده که به احدی از مردم عالم حتی به من هم نداده است. یکی از آن ششتا دو پسر به تو مثل حسن و حسین داده که به احدی از جهانیان نداده است. این نکته نشان دهنده ثمرات خاک وجود علی ع است. پیغمبر ص در روایت بعدی میفرمایند شهیدان فوق برتر و بالاتر تمام مردم عالم من الاول الی الآخر هستند و آقای تمام شهیدان عالم من الاولین و الآخرین شهیدان حسین من هستند و آقای تمام شهیدان کربلا که فوق همه قرار دارد حسین من است. خانواده امام حسین ع نیکوکارترین و با پیوندترین خانواده در تمام جهان هستندوی با بیان اینکه اهلبیت امام حسین ع نیکوکارترین و باپیوندترین خانواده در عالم هستند گفت امام حسین ع در شب عاشورا اعلام کرد فانی لا اعلم اصحابا خیرا من اصحابی نمونه یاران مرا در اولین و آخرین جستوجو نکنید پیدا نمیشود؛ اگر بهتر از یاران من در یاران انبیا جدم پدرم و یاران فرزندان بعد از من بودند که امام هستند من خبر داشتم. و لا اهلبیت عبر و اوصل من اهلبیتی و خانواده من نیکوکارترین و با پیوندترین خانواده در این عالم و تمام جهان هستند. خاک وجود شیعیان مانند ائمه ع البته در حد خود آثاری دارداستاد انصاریان در توضیح روایت شیعتنا منا خلقوا من فاضل طینتنا تصریح کرد این روایت یعنی شیعیان ما از ما هستند و خاکشان از اضافه
خلقت آدم و حوا و نسل آنان
طینت رنگهای مختلف و همسانهائی نظیر هم و اضدادی مخالف یکدیگر و اخلاطی متفاوت با هم از گرمی و سردی و رطوبت و خشکی و ناخوشی و خوشی.حوا همسر آدم هم بنا بر جمله و خلق منها زوجها به صورتی که آدم آفریده شد به وجود آمد این حقیقتی است که در روایات هم به طور صریح به آن اشاره شده است عن الباقر ع انها خلقت من فضل طینه آدم عند دخوله الجنه از حضرت باقر ع روایت شده حوا از اضافهی گلی که آدم از آن آفریده شد ساخته شد و این هنگام ورود آدم به بهشت بود.روایاتی هم در برخی از کتابها آمده که حوا از دنده چپ آدم آفریده شده که اینگونه روایات مخالف با متن آیه شریفه و در تضاد با روایات استواری است که آفرینش حوا را از اضافهی گل آدم میداند بنابراین روایات مقبولی نیست و چه بسا ساختهی بازرگانان حدیث و برگرفته از افسانههای یهود باشد یک بار دیگر به متن آیه دقت کنید خلقکم من نفس واحده و خلق منها زوجها شما را از عنصر واحده آفرید و زوج را نیز از همان عنصر پدید آورد.در تایید این معنا و این برداشت درستی که از آیهی شریفه میشود به روایت زیر دقت کامل بنمائید عمرو بن ابیالمقدام از پدرش روایت میکند که گفتهاست از حضرت باقر ع پرسیدم خداوند حوا را از چه چیز آفرید؟ فرمود این مردم در این مسئله چه میگویند؟ گفتم میگویند خداوند او را از دندهای از دندههای آدم آفرید فرمود دروغ میگویند آیا خداوند از آفریدن حوا از غیر دنده آدم ناتوان بود؟گفتم پسر پیامبر فدایت شوم حوا را از چه چیز آفرید فرمود پدرم زینالعابدین از پدرش روایت کرد که رسول خدا فرمود خداوند مشتی خاک برگرفت و آن را با دست قدرتش به هم آمیخت و آدم را از آن آفرید بخشی از آن اضافه
نشانههایی از آثار خاک وجودی اهلبیت(علیهمالسلام)
طینت اهلبیت علیهمالسلام چه آثاری را از خودش بروز داده است. -اهلبیت امام حسین ع نیکوکارترین و باپیوندترین خانواده در عالمو اما شهیدان کوی او که امام در شب عاشورا اعلام کرد اهلسنت هم این را دارند فانی لا اعلم اصحابا خیرا من اصحابی نمونه یاران مرا در اولین و آخرین جستوجو نکنید پیدا نمیشود؛ اگر بهتر از یاران من در یاران انبیا جدم پدرم و یاران بچههای بعدیام بودند که امام هستند من خبر داشتم. و لا اهل بیت عبر و اوصل من اهل بیتی و خانواده من نیکوکارترین و با پیوندترین خانواده در این عالم و تمام جهان هستند. اوصل یعنی جان خانواده من به من بسته است و عبر یعنی نیکوکارتر از اینها در کل جهان وجود ندارد. این خاک وجود انسان است. آثار خاک وجودی اهلبیت علیهمالسلام حالا به سراغ روایت برویم شیعتنا منا خلقوا من فاضل طینتنا شیعیان ما از ما هستند و خاکشان از اضافه
بشارت الهى
اضافه میکند سخنان پروردگار و وعدههای الهی تغییر و تبدیل ندارد و خداوند به این وعده خود نسبت به دوستانش وفا میکند.درباره بشارتی که خداوند در آیات فوق به دوستانش در دنیا و آخرت ارزانی داشته میان مفسران اختلاف است بعضی آن را مخصوص به بشارتی دانستهاند که فرشتگان در آستانه مرگ و انتقال از این جهان به مؤمنان میدهند و میگویند وابشروا بالجنه التی کنتم توعدون 10 و شما را به بهشتی که وعده میدادند بشارت باد.و بعضی دیگر آن را اشاره به وعدههای پیروزی پروردگار و غلبه بر دشمنان و حکومت در روی زمین مادام که مؤمنند و صالحند میدانند.در بعضی از روایات این بشارت به خوابهای خوش که مؤمنان میبینند تفسیر شده است. 11 رؤیای صادقانهاحتمالا منظور حضرت زین العابدین علیه السلام از جمله و بشرنی بذلک فی العاجل دون الآجل بشری اعرفها در آخر جملات دعا از این نمونه خوابها باشد که در معارف اسلامی از آن تعبیر به رؤیای صادقه و بخشی اندک از نبوت شده است.حضرت عبدالمطلب خواب دید درختی بر پشتش روئیده که سربه آسمان دارد و شاخه هایش شرق و غرب را گرفته و نوری از آن جلوه گر است که از نور خورشید عظیمتر میباشد. این خواب را برای کاهنی نقل کرد او خواب را تفسیر کرد از صلب تو فرزندی به وجود میآید که مالک شرق و غرب میشود و در میان مردم از جانب خداوند به عنوان پیامبر ظاهر میگردد. 12 قرآن مجید میفرماید اذ قال یوسف لابیه یا ابت انی رایت احد عشر کوکبا و الشمس و القمر رایتهم لی ساجدین 13 یاد کن آنگاه که یوسف به پدرش گفت پدرم من در خواب دیدم یازده ستاره و خورشید و ماه برایم سجده کردند یعقوب سالخورده با دقت به سخنان یوسف نورستهاش گوش داد و ماجرای رؤیای پر معنای فرزند عزیزش را درست در نظر عقل خود مجسم ساخت و با کمک استعداد فطری و صفای صاحبان وحی و رجال آسمانی دریافت که رؤیای یوسف پاک طینت
خلقت آدم و حوا و نسل آنان
طینت رنگهای مختلف و همسانهائی نظیر هم و اضدادی مخالف یکدیگر و اخلاطی متفاوت با هم از گرمی و سردی و رطوبت و خشکی و ناخوشی و خوشی.حوا همسر آدم هم بنا بر جمله و خلق منها زوجها به صورتی که آدم آفریده شد به وجود آمد این حقیقتی است که در روایات هم به طور صریح به آن اشاره شده است عن الباقر ع انها خلقت من فضل طینه آدم عند دخوله الجنه 4 از حضرت باقر ع روایت شده حوا از اضافهی گلی که آدم از آن آفریده شد ساخته شد و این هنگام ورود آدم به بهشت بود.روایاتی هم در برخی از کتابها آمده که حوا از دنده چپ آدم آفریده شده که اینگونه روایات مخالف با متن آیه شریفه و در تضاد با روایات استواری است که آفرینش حوا را از اضافهی گل آدم میداند بنابراین روایات مقبولی نیست و چه بسا ساختهی بازرگانان حدیث و برگرفته از افسانههای یهود باشد یک بار دیگر به متن آیه دقت کنید خلقکم من نفس واحده و خلق منها زوجها شما را از عنصر واحده آفرید و زوج را نیز از همان عنصر پدید آورد.در تایید این معنا و این برداشت درستی که از آیهی شریفه میشود به روایت زیر دقت کامل بنمائید عمرو بن ابیالمقدام از پدرش روایت میکند که گفتهاست از حضرت باقر ع پرسیدم خداوند حوا را از چه چیز آفرید؟ فرمود این مردم در این مسئله چه میگویند؟ گفتم میگویند خداوند او را از دندهای از دندههای آدم آفرید فرمود دروغ میگویند آیا خداوند از آفریدن حوا از غیر دنده آدم ناتوان بود؟گفتم پسر پیامبر فدایت شوم حوا را از چه چیز آفرید فرمود پدرم زینالعابدین از پدرش روایت کرد که رسول خدا فرمود خداوند مشتی خاک برگرفت و آن را با دست قدرتش به هم آمیخت و آدم را از آن آفرید بخشی از آن اضافه
خلقت آدم و حوا و نسل آنان
طینت رنگهای مختلف و همسانهائی نظیر هم و اضدادی مخالف یکدیگر و اخلاطی متفاوت با هم از گرمی و سردی و رطوبت و خشکی و ناخوشی و خوشی. حوا همسر آدم هم بنا بر جمله و خلق منها زوجها به صورتی که آدم آفریده شد به وجود آمد این حقیقتی است که در روایات هم به طور صریح به آن اشاره شده است عن الباقر ع انها خلقت من فضل طینه آدم عند دخوله الجنه 4 از حضرت باقر ع روایت شده حوا از اضافهی گلی که آدم از آن آفریده شد ساخته شد و این هنگام ورود آدم به بهشت بود. روایاتی هم در برخی از کتابها آمده که حوا از دنده چپ آدم آفریده شده که اینگونه روایات مخالف با متن آیه شریفه و در تضاد با روایات استواری است که آفرینش حوا را از اضافهی گل آدم میداند بنابراین روایات مقبولی نیست و چه بسا ساختهی بازرگانان حدیث و برگرفته از افسانههای یهود باشد یک بار دیگر به متن آیه دقت کنید خلقکم من نفس واحده و خلق منها زوجها شما را از عنصر واحده آفرید و زوج را نیز از همان عنصر پدید آورد. در تایید این معنا و این برداشت درستی که از آیهی شریفه میشود به روایت زیر دقت کامل بنمائید عمرو بن ابیالمقدام از پدرش روایت میکند که گفتهاست از حضرت باقر ع پرسیدم خداوند حوا را از چه چیز آفرید؟ فرمود این مردم در این مسئله چه میگویند؟ گفتم میگویند خداوند او را از دندهای از دندههای آدم آفرید فرمود دروغ میگویند آیا خداوند از آفریدن حوا از غیر دنده آدم ناتوان بود؟گفتم پسر پیامبر فدایت شوم حوا را از چه چیز آفرید فرمود پدرم زینالعابدین از پدرش روایت کرد که رسول خدا فرمود خداوند مشتی خاک برگرفت و آن را با دست قدرتش به هم آمیخت و آدم را از آن آفرید بخشی از آن اضافه
قضاء حتمی و غیر حتمی
اضافه کنیم نیز قضا و قدرهای حتمی و به عبارت دیگر جریانهای غیر قابل تبدیل هست در طبیعت هر موجودی مسبوق به دم است و باید از موجود دیگر سرچشمه بگیرد این قضا حتمی است هر موجود طبیعی باید راه فنا و زوال پیش بگیرد مگر اینکه تبدیل شود به موجود غیرمادی این نیز قضا و قدر حتمی است موجودات جهان طبیعت به مرحله ای می رسند که تغییر مسیر برای آنها غیر ممکن می شود یا باید معدوم شوند و یا همان جریان را طی کنند یعنی تقدیر حتمی پیدا می کنند مثلا سلول نطفه یک مرد که با تخمک یک زن جفت می شود و مجموعا یک واحد سلول را تشکیل می دهند سرشت و طینت
English