-دعا یعنی اظهار گدایی بهسوی خداوند دنباله جمله اول است الدعا اظهار الافتقار الیه دعا یعنی من گدای تو هستم؛ تو خدایی هستی که به سینه گدا مشت بزنی … اظهار الاستغنا عن الله چه خطر سنگینی من اگر به در خانه خدا نروم در حقیقت اعلام میکنم که من بینیاز هستم؛ یعنی من هم مثل خدا هستم. بینیاز فقط یک نفر است پیغمبر اکرم ص میفرمایند الفقر فخری نیازمندی به او افتخار من است. یکبار یکی از همسرانش به ایشان گفت چقدر سحر بیداری میکشی و چقدر گریه و دعا میکنی؟ چه خبر است پیغمبر ص به او فرمودند افلا اکون عبدا شکورا آیا نمیخواهی من بنده سپاسگزار خدا باشم که هر نوع نعمتی را به من عنایت کرده است؟ چرا بیدار هستی چرا گریه میکنی چرا نماز میخوانی چرا سجدههای طولانی داری چرا دستت را به گدایی … گدایی از خدا نیست. او فکر میکند همهچیزش سر جای خودش است و اگر خللی هم ایجاد بشود اسکناس یا پارتی یا رفیق وکیل و وزیر دارد که کارش حل شود. اتفاقا اینهایی که اهل دعا نیستند خدا جوری آنها را گیر میاندازد که گره کارشان باز نشود. در آخر سوره یونس است و ان یمسسک الله بضر فلا کاشف له الا هو سوره یونس آیه 107 اگر به کار تو گره بزنم یک دست در تمام هستی پیدا نمیشود که این گره را باز کند. خیلی اشتباه زندگی میکنی که خیال میکنی همه گرهها در زمین باز میشود کل کار زمین با عالم ملکوت است زمین چیست؟ قدرت کیست؟ گره هیچچیز در زمین باز نمیشود مگر من بخواهم. -اعلام بینیازی ترککنندگان دعا از خداوندخیلی جمله زیبایی است ترک الدعا اظهار
75 مطلب یافت شد
دعا، راز و نياز با پروردگار
یکی از واقعیاتی که در دعای کمیل وجود دارد کیفیت سؤال و درخواست اظهار نیاز و گدایی صاحب دعا از محضر حضرت حق است.این دعا به انسان میآموزد که با
توحید (1) - جلسه سیزدهم – (متن کامل + عناوین)
دعا راز و نیاز با پروردگاریکی از واقعیاتی که در دعای کمیل وجود دارد کیفیت سؤال و درخواست اظهار نیاز و گدایی صاحب دعا از محضر حضرت حق است.این … بر روی دریــاببین تا تو از این خشخاش چنـدی سزد گر بـر به روی خود بخنـدی 14 اظهار فقر در برابر خداحالا شکل خواهش امیرالمؤمنین علیه السلام را ببینید؛ میفرماید اللهم انی اسئلک سؤال خاضع متذلل خاشع 15 خدایا گدایی
تهران هیئت محبانالزهرا دههٔ اوّل جمادیالاوّل 1395 سخنرانی اول
این گدایی است این اظهار نیاز است این اظهار حاجت است. دوتا خواسته دیگری هم داشت که حالا ربطی به بحث ما ندارد. … حرف میزنم سابقه ندارد هیچ گدایی را از در خانهام رد کرده باشم اصلا سابقه ندارد حالا یکچیز خیلی مهمی برایتان بگویم که کمتر شنیدهاید یا نشنیدهاید یا بعضیهایتان میدانید یا بعضیها نمیدانید یا همهتان نمیدانید.زینالعابدین عرض میکند من اصلا در گداییکردن از تو و اظهار
استاد انصاریان: آیا فقر کار خداوند است؟
اندازه نخ ته سوزنی باشد که زنها دیگر نمیتوانند با آن نخ بدوزند.وی در ادامه با اشاره به اهمیت تجارت و کسب مال در اسلام اظهار کرد پیغمبر اسلام ص فرموده است که گدایی
نگاه ویژهٔ خداوند به دعا و اجابت آن
صریح قرآن است که هر کس از دعا تکبر کند یعنی از اظهار نیاز به پروردگار و گدایی کردن از آن وجود مقدس غنی به ذات تکبر کند کیفر او دوزخ است.
شکر خداوند در خوشی و ناخوشی
اظهار نیاز نزد مخلوقاین را هم باید عنایت داشته باشید دعا یک عبادت است یک عبادت خیلی باحالی هم هست. دعا اتصال گدا به غنی است یک غنی که خودش هیچ نیازی به هیچ مخلوقی در این عالم ندارد. شما مشکلات و دردتان را به هر کسی بگویید معنیش این است که یک گدایی
شاخص های مکتب اخلاقی امام رضا (ع)
خلق انسانی نیک آن است که این ارتباط را در محدوده انسانی در چارچوب قوانین الهی و عقلانی سامان دهد و با دیگران اظهار دوستی نماید و محبت ایشان را گدایی
شاخص های مکتب اخلاقی امام رضا (ع)
خلق انسانی نیک آن است که این ارتباط را در محدوده انسانی در چارچوب قوانین الهی و عقلانی سامان دهد و با دیگران اظهار دوستی نماید و محبت ایشان را گدایی
صدق و صادقین - جلسه هشتم
افتادگان آن کسی که دردش را می آید می گوید چون آدم از غیب که نمی داند حالا آن غیب می دانستند آن کسی که می آید اظهار درد می کند و آبرومند هم هست سائل در این جا به معنی گدا نیست. پول گدایی
ميوه تلخ استعمار
ستون اصفهان به تفرح نشسته بودند.در این میان مرد سائل و گدایی پیش آمده از آنها طلب کمک مادی نمود.چون ایام عید بود هر یک از آن جمع مقدار قابل ملاحظهای به سائل مزبور کمک کردند در این هنگام آن مرد گدا جمعیت را مخاطب قرار داده و اظهار … اظهار داشتند این دو از همه استادترند.حاکم همه را مرخص نمود و از ما پرسید کدام یک از شما دو نفر استادترید؟دوست من مرا معرفی کرد و اضافه نمود که این شخص در فن خود سرآمد است و یکی از صنعتگران ورزیده این شهر است.فرماندار رفیق مرا هم مرخص کرد آنگاه به من روی کرد و گفت میرزا تقیخان امیرکبیر صدر اعظم ایران برای انجام کار مهمی تو را به تهران احضار کرده است.خرج مسافرتم را داد و مرا فورا به تهران گسیل داشت. پس از ورود به پایتخت خدمت امیر رسیدم و خود را معرفی کردم.امیرکبیر پس از استحضار کافی از حال من و پس از آنکه تشخیص داد در فن دواتگری استادم سماوری را که جلویش بود به من نشان داد و از من سؤال کرد آیا میتوانی مانند این را بسازی؟چون اولین مرتبهای بود که در اوایل حکومت ناصرالدین شاه سماور به ایران آمده بود و من تاکنون چنین چیزی ندیده بودم قدری به آن نگاه کرده از طرز ساختمان آن آگاهی حاصل کردم سپس پاسخ دادم آری.امیر گفت این سماور را به عنوان نمونه ببر و مانندش را بساز و بیاور من از نزد صدر اعظم خارج شده و به بازار آمدم مغازه دواتگری را پیدا کرده مشغول ساختن سماور شدم.پس از اتمام کار سماور را برداشته نزد امیر بردم کار من مورد پسند امیر واقع شد.پرسید این سماور با مزد و مصالح به چه قیمتی تمام شده است؟من در جواب گفتم روی هم رفته پانزده ریال امیر با چهرهای باز و متبسم به منشی خود دستور داد تا امتیاز نامهای برایم بنویسد که صنعت سماورسازی به طورکلی برای مدت شانزده سال منحصر به من باشد و برای فروش هر سماور بیست و پنج ریال تعیین کرد.پس از صدور این فرمان امیرکبیر به من گفت به اصفهان برگرد دستور کار تو را به حکومت اصفهان دادهام تا وسایل کارت را از هر جهت فراهم کند.من از تهران حرکت کرده و وارد اصفهان شدم بلافاصله پس از ورود من حکومت اصفهان مرا احضار کرد و گفت باید فورا مغازه و چند شاگرد فراهم کنی و آنچه مخارج آن میشود را نقدا از خزانه دولت دریافت نموده و مشغول سماورسازی شوی.بنابراین دستور مهم فورا چند مغازهای که خراب بود را از صاحبش اجاره کرده و آنها را به یکدیگر متصل کردم و بنا بر موقعیت و لزوم احتیاجات در هر یک از دکانها تعمیراتی را نموده به طوری که در یکی از مغازهها کورهای جهت ریختهگری بسته و در دیگری لوازم دواتگری و در سومی سکویی قرار داده تا شاگردان بنشینند و بدینوسیله به خوبی بتوانم سماورسازی کنم.جمعا مبلغ دویست تومان مخارج بنا و تعمیر دکانها و فراهم کردن اسباب کار شد ولی بدبختانه هنوز مشغول کار نشده بودم که یک فراش حکومتی مانند اجل معلق حاضر شده مرا مانند دزدان پیش حاکم بردبه محض این که فرمانده چشمش به من افتاد با تغیر تمام گفت چون میرزا تقیخان امیرکبیر را در تهران گرفتهاند و مبلغ دویست تومان نزد تو متعلق به دولت است باید بدون چون و چرا تمام آن را پس بدهی ولی چون آن پول خرج بنایی و غیره شده بود و من نیز از خود ثروت دیگری نداشتم که وجه مزبور را ادا کنم بالاجبار تمام هستی مرا حراج کرده که مجموعا صد و هفتاد تومان بیشتر نشد برای سی تومان دیگر آن نیز مرا سر بازار برده در انظار مردم چوب زدند تا مردم ترحم کرده و آن سی تومان به مرور پرداخته شددر نتیجه آن ضرب و شتمها و صدمات بدنی که به من وارد شد امروز چشمهایم تقریبا نابینا شده و دیگر نمیتوانم به کاری مشغول باشم؛ از اینرو به گدایی
ميوه تلخ استعمار
ستون اصفهان به تفرح نشسته بودند.در این میان مرد سائل و گدایی پیش آمده از آنها طلب کمک مادی نمود.چون ایام عید بود هر یک از آن جمع مقدار قابل ملاحظهای به سائل مزبور کمک کردند در این هنگام آن مرد گدا جمعیت را مخاطب قرار داده و اظهار … اظهار داشتند این دو از همه استادترند.حاکم همه را مرخص نمود و از ما پرسید کدام یک از شما دو نفر استادترید؟دوست من مرا معرفی کرد و اضافه نمود که این شخص در فن خود سرآمد است و یکی از صنعتگران ورزیده این شهر است.فرماندار رفیق مرا هم مرخص کرد آنگاه به من روی کرد و گفت میرزا تقیخان امیرکبیر صدر اعظم ایران برای انجام کار مهمی تو را به تهران احضار کرده است.خرج مسافرتم را داد و مرا فورا به تهران گسیل داشت. پس از ورود به پایتخت خدمت امیر رسیدم و خود را معرفی کردم.امیرکبیر پس از استحضار کافی از حال من و پس از آنکه تشخیص داد در فن دواتگری استادم سماوری را که جلویش بود به من نشان داد و از من سؤال کرد آیا میتوانی مانند این را بسازی؟چون اولین مرتبهای بود که در اوایل حکومت ناصرالدین شاه سماور به ایران آمده بود و من تاکنون چنین چیزی ندیده بودم قدری به آن نگاه کرده از طرز ساختمان آن آگاهی حاصل کردم سپس پاسخ دادم آری.امیر گفت این سماور را به عنوان نمونه ببر و مانندش را بساز و بیاور من از نزد صدر اعظم خارج شده و به بازار آمدم مغازه دواتگری را پیدا کرده مشغول ساختن سماور شدم.پس از اتمام کار سماور را برداشته نزد امیر بردم کار من مورد پسند امیر واقع شد.پرسید این سماور با مزد و مصالح به چه قیمتی تمام شده است؟من در جواب گفتم روی هم رفته پانزده ریال امیر با چهرهای باز و متبسم به منشی خود دستور داد تا امتیاز نامهای برایم بنویسد که صنعت سماورسازی به طورکلی برای مدت شانزده سال منحصر به من باشد و برای فروش هر سماور بیست و پنج ریال تعیین کرد.پس از صدور این فرمان امیرکبیر به من گفت به اصفهان برگرد دستور کار تو را به حکومت اصفهان دادهام تا وسایل کارت را از هر جهت فراهم کند.من از تهران حرکت کرده و وارد اصفهان شدم بلافاصله پس از ورود من حکومت اصفهان مرا احضار کرد و گفت باید فورا مغازه و چند شاگرد فراهم کنی و آنچه مخارج آن میشود را نقدا از خزانه دولت دریافت نموده و مشغول سماورسازی شوی.بنابراین دستور مهم فورا چند مغازهای که خراب بود را از صاحبش اجاره کرده و آنها را به یکدیگر متصل کردم و بنا بر موقعیت و لزوم احتیاجات در هر یک از دکانها تعمیراتی را نموده به طوری که در یکی از مغازهها کورهای جهت ریختهگری بسته و در دیگری لوازم دواتگری و در سومی سکویی قرار داده تا شاگردان بنشینند و بدینوسیله به خوبی بتوانم سماورسازی کنم.جمعا مبلغ دویست تومان مخارج بنا و تعمیر دکانها و فراهم کردن اسباب کار شد ولی بدبختانه هنوز مشغول کار نشده بودم که یک فراش حکومتی مانند اجل معلق حاضر شده مرا مانند دزدان پیش حاکم بردبه محض این که فرمانده چشمش به من افتاد با تغیر تمام گفت چون میرزا تقیخان امیرکبیر را در تهران گرفتهاند و مبلغ دویست تومان نزد تو متعلق به دولت است باید بدون چون و چرا تمام آن را پس بدهی ولی چون آن پول خرج بنایی و غیره شده بود و من نیز از خود ثروت دیگری نداشتم که وجه مزبور را ادا کنم بالاجبار تمام هستی مرا حراج کرده که مجموعا صد و هفتاد تومان بیشتر نشد برای سی تومان دیگر آن نیز مرا سر بازار برده در انظار مردم چوب زدند تا مردم ترحم کرده و آن سی تومان به مرور پرداخته شددر نتیجه آن ضرب و شتمها و صدمات بدنی که به من وارد شد امروز چشمهایم تقریبا نابینا شده و دیگر نمیتوانم به کاری مشغول باشم؛ از اینرو به گدایی
استاد انصاریان در دیدار با اسقف اعظم اوکراین: دین مبین اسلام با همه ادیان از جمله مسیحیت در صلح و محبت است
امام فرمود بر ما واجب است که به همه کمک کنیم.استاد حوزه علمیه در ادامه با ذکر روایتی از امیرالمؤمنین ع اظهار داشت امام علی ع در زمان حکومتش در خیابان فردی پیر و مسیحی را دید که گدایی
استاد انصاریان: با آراسته شدن به ایمان واقعی و عمل صالح، مورد دعای فرشتگان قرار خواهیم گرفت
اظهار کرد من همیشه به پدر و مادر خودم التماس میکردم و میگفتم من را دعا کنید گاهی دوتایی گریه میکردند و میگفتند دعایت میکنیم میگفتم دائم دعا کنید چون من با دین مردم با فکر مردم با عقل مردم با دنیا و آخرت مردم سروکار دارم و اگر دعا نباشد خرابکاری میکنم. اینقدر دعا مهم است که پروردگار عالم میفرماید آن کس که دعا نمیکند یعنی در پیشگاه من گدایی … گدایی بیرون بیایم و طبل استقلال بزنم این درست نیست و این خلاف خلقتم است.این استاد اخلاق حوزه علمیه قم با اشاره به ماموریت فرشتگان برای دعا به حال مردم عنوان کرد فرشتگان ماموریت دارند که مخصوصا فرشتگان عرش که مهمترین فرشتگان حق هستند به مردم مؤمن و به مردمی که توبه درست و حسابی دارند مثل حر دعا کنند امام هشتم میفرماید توبه گاهی مسخره کردن خداست و توبه نیست توبه حر هم ارزان تمام نشد.استاد انصاریان با اشاره به اهمیت دعای دستهجمعی اظهار
استاد انصاریان: رنجیدگی و آزردگی از دیگران را تا آخر عمر در قلب خود نگاه ندارید/از کسانی که به ناحق موجب آزار شما شدند، گذشت کنید
استاستاد انصاریان در مورد سه علت دیگر انتخاب و گزینش حضرت آدم توسط خداوند اظهار کرد مقام معرفت موجب شد خداوند آدم را انتخاب کند؛ و علم آدم الاسما کلها بقره 31 آدم معرفت نداشته باشد پوچ است. گر کیمیا دهندت بیمعرفت گدایی
استاد انصاریان: موضع گیری در برابر حق، موجب محرومیت از تمام فیوضات الهیه می گردد
اظهار کرد اگر امام نبود اگر این اتصال را نداشت مثل ما بود این را میدانیم که قرآن مجید واقعا یک علم بینهایت است و خود قرآن مجید میگوید این علم بینهایت بر قلب پیغمبر ص نازل شد. قرآن کریم میفرماید نزل الی قلبک روح الامین همه این علم به ائمه طاهرین ع انتقال داده شد. وی افزود بنابراین ما کسی را امروز در کره زمین نمیتوانیم پیدا کنیم که در هدایت مردم و در دلالت مردم عالمتر از رسول خدا و ائمه طاهرین ع باشد ما هیچ احتیاجی نداریم یک مطالبی را از بیرون از عقلمان و از دانشمندان برای شناساندن امام معصوم قرض کنیم. ما به وسیله آثار خود ائمه طاهرین امام را میتوانیم بشناسیم. نیاز به گدایی … گدایی کنیم و بگوییم مثلا موسی ابن جعفر ع این است. این مفسر قرآن کریم ادامه داد اگر آدم با انصاف باشد همین یک دانه روایت که حدود پنج شش صفحه اصول کافی است را دقت بکند و بفهمد مقام علمی امامت را فهمیده است. روایت نشان میدهد که این کار کار یک آدم درسخوانده و کار یک آدم عالم نیست بلکه نشان میدهد این روایت کار یک آدم متصل است عالم هم که زمان موسی ابن جعفر بسیار بوده است. یهودیها مسیحیها و یونانیها ایرانیها هندیها و... در عصر موسی ابن جعفر ع عالم داشتند. ایرانیها دانشگاه جندی شاپور را داشتند اما یک دانه از علمای این جغرافیای وسیع حرف اینها را ندارد. قبلش هم نداشتند بعدش هم نخواهند داشت و الآن هم ندارند. این استاد اخلاق حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد ولی یک دولت مثل دولت ما باید بداند که روز قیامت در برابر این روایات و امامت ائمه طاهرین ع و روش تربیتیشان مورد بازپرسی قرار خواهد گرفت چرا باید این روایات غریب باشد و چرا باید به کتابهای آموزش و پرورش و دانشگاهها انتقال پیدا نکند؟ قطعه اولی که انتخاب شد جمله اولش این است تواضع للحق برای حق آدم فروتنی باش و اهل موضعگیری در برابر حق نباش سینه سپر نکن سایه نینداز روی حق سایه خودیت خودت را روی حق نینداز که با سایه انداختن حق را از دید خودت و بصیرت خودت پنهان کنی. وقتی آدم سایه منیت خودش را روی حق بیندازد محور زندگیاش تبدیل به من خودم میدانم و نمیخواهد کسی من را راهنمایی کند میشود. استاد انصاریان با بیان اینکه این سایه انداختن آدم را از تمام فیوضات الهیه محروم میکند اظهار
دعای مخلوط با آلودگی، مستجاب نمیشود
اظهار داشت تمام انبیا اهل دعا بودند؛ دعا یعنی درخواست فقیر از غنی مطلق. پروردگار این درخواست و دعا را دوست دارد و همه مردم مؤمن را هم امر به دعا کرده است ادعونی استجب لکم 1 در پیشگاه من دعا کنید و من را بخوانید من هم به شما ضمانت میدهم که اگر دعای شما دعای درستی باشد و خودتان هم آدم درستی باشید دعا را مستجاب میکنم؛ اما اگر دعا دعای درستی نباشد یا خود دعاکننده آدم درستی نباشد این دعا بر زبان میماند؛ مثلا کسی به پروردگار بگوید که حکومت نصف کره زمین را به من بده. این دعاست اما دعای بیربطی است و مستجاب نمیشود و یا آدمی که منافق مجرم و بدکار است که توبه هم نکرده اگر دعا کند دعایش مستجاب نمیشود. وی ادامه داد استجابت دعا برای وقتی است که دعاکننده دعای صحیح و درستی داشته باشد و خودش هم آدم درستی باشد. البته نمیگویم معصوم باشد شما فرض کنید که دعای کمیل را میخوانم؛ همه دعای کمیل درخواست و گدایی … گدایی. دعا درست درست است و اگر بخواهد مستجاب شود من هم باید در حدی آدم درستی باشم. درستبودن من هم به این است که به خدا و قیامت ایمان داشته باشم و در حد خودم هم اهل عمل صالح باشم. اگر لغزشی هم برایم پیش آمد چون مؤمن هستم و عمل صالح دارم درجا پشیمان میشوم طلب مغفرت میکنم و آمرزیده میشوم. مسئله خیلی مهربانانه است امیرالمؤمنین ع درباره بهترین بندگان خدا در خطبه متقین نهجالبلاغه میفرمایند قلیلا ذلله 2 نمیگویم اینهایی که معرفی میکنم معصوم هستند. اینها لغزش هم دارند اما خیلی کم است. خدا بهخاطر آن لغزش کم درهای رحمتش را به روی اینها نمیبندد. استاد انصاریان افزود وقتی خانه کعبه ساخته شد ابراهیم ع و اسماعیل ع به پیشگاه پروردگار مهربان عالم دعا کردند؛ شروع دعایشان هم با ربنا بود نه با یا الله . ربنا یعنی ای مالک ما ای مالک ما یعنی ما مملوک تو هستیم و این کاری هم که انجام گرفته به اراده ما نبوده بلکه به عنایت لطف و محبت تو بوده است. تو مالک کلیددار مربی و تربیتکننده ما هستی. همه اینها در دل لغت رب قرار دارد. این محقق مفسر و پژوهشگر علوم قرآنی با بیان اینکه تمام انبیا کلمه رب را در دعاهایشان به کار گرفتهاند تصریح کرد یا بیشترین اسمی که در دعاهای ائمه ما از خدا هست همین رب است؛ مثلا در یک بخش از دعا امیرالمؤمنین ع نه بار گفتهاند یا رب . در یک قسمت گفتهاند یا رب یا رب یارب دو خط بعد دوباره گفتهاند یا رب یا رب یا رب و یک خط بعد دوباره فرمودهاند یا رب یا رب یا رب . دعای عرفه ابیعبدالله ع هم همینطور است و چقدر امام حسین ع روی کلمه رب تکیه کردهاند رب بما انعمت علی فهدیتنی و رب بما اغنیتنی واقنیتنی . استاد انصاریان گفت ابراهیم و اسماعیل پس از ساخت خانه کعبه به پروردگار فرمودند ربنا تقبل منا 3 خدایا این کار را از ما بپذیر و امضا و قبول کن؛ چون کار هرچه هم که باعظمت باشد اگر خدا قبول نکند یک قران یا یک جو نمیارزد. این یک تعلیم که وقتی کاری میکنید سعی کنید آماده برای قبول انجام بدهید. چطور کار را برای قبول انجام بدهم؟ کار را برای خودش و خالص انجام بده قبول میشود. کار پذیرش الهی را کم دارد همه شما شنیدهاید که وقتی زینب کبری س وارد گودال شد اولین حرفی که کنار بدن قطعهقطعه زد این بود اللهم تقبل منا هذا القلیل القربان 4 خدایا این کشته را از ما بپذیر. در حقیقت اگر تو قبول نکنی کار ما لنگ لنگ است. وی در خصوص چرایی قبول اعمال توسط پروردگار اظهار
استعمار
ستون اصفهان به تفرح نشسته بودند .در این میان مرد سائل و گدایی پیش آمده از آنها طلب کمک مادی نمود .چون ایام عید بود هر یک از آن جمع مقدار قابل ملاحظه ای به سائل مزبور کمک کردند در این هنگام آن مرد گدا جمعیت را مخاطب قرار داده و اظهار … اظهار داشتند این دو از همه استادترند .حاکم همه را مرخص نمود و از ما پرسید کدام یک از شما دو نفر استادترید ؟دوست من مرا معرفی کرد و اضافه نمود که این شخص در فن خود سرآمد است و یکی از صنعتگران ورزیده این شهر است .فرماندار رفیق مرا هم مرخص کرد آنگاه به من روی کرد و گفت میرزا تقی خان امیرکبیر صدر اعظم ایران برای انجام کار مهمی تو را به تهران احضار کرده است .خرج مسافرتم را داد و مرا فورا به تهران گسیل داشت . پس از ورود به پایتخت خدمت امیر رسیدم و خود را معرفی کردم .امیرکبیر پس از استحضار کافی از حال من و پس از آنکه تشخیص داد در فن دواتگری استادم سماوری را که جلویش بود به من نشان داد و از من سؤال کرد آیا می توانی مانند این را بسازی ؟چون اولین مرتبه ای بود که در اوایل حکومت ناصرالدین شاه سماور به ایران آمده بود و من تاکنون چنین چیزی ندیده بودم قدری به آن نگاه کرده از طرز ساختمان آن آگاهی حاصل کردم سپس پاسخ دادم آری .امیر گفت این سماور را به عنوان نمونه ببر و مانندش را بساز و بیاور من از نزد صدر اعظم خارج شده و به بازار آمدم مغازه دواتگری را پیدا کرده مشغول ساختن سماور شدم .پس از اتمام کار سماور را برداشته نزد امیر بردم کار من مورد پسند امیر واقع شد .پرسید این سماور با مزد و مصالح به چه قیمتی تمام شده است ؟من در جواب گفتم روی هم رفته پانزده ریال امیر با چهره ای باز و متبسم به منشی خود دستور داد تا امتیاز نامه ای برایم بنویسد که صنعت سماورسازی به طورکلی برای مدت شانزده سال منحصر به من باشد و برای فروش هر سماور بیست و پنج ریال تعیین کرد .پس از صدور این فرمان امیرکبیر به من گفت به اصفهان برگرد دستور کار تو را به حکومت اصفهان داده ام تا وسایل کارت را از هر جهت فراهم کند .من از تهران حرکت کرده و وارد اصفهان شدم بلافاصله پس از ورود من حکومت اصفهان مرا احضار کرد و گفت باید فورا مغازه و چند شاگرد فراهم کنی و آنچه مخارج آن می شود را نقدا از خزانه دولت دریافت نموده و مشغول سماورسازی شوی .بنابراین دستور مهم فورا چند مغازه ای که خراب بود را از صاحبش اجاره کرده و آنها را به یکدیگر متصل کردم و بنا بر موقعیت و لزوم احتیاجات در هر یک از دکان ها تعمیراتی را نموده به طوری که در یکی از مغازه ها کوره ای جهت ریخته گری بسته و در دیگری لوازم دواتگری و در سومی سکویی قرار داده تا شاگردان بنشینند و بدینوسیله به خوبی بتوانم سماورسازی کنم .جمعا مبلغ دویست تومان مخارج بنا و تعمیر دکان ها و فراهم کردن اسباب کار شد ولی بدبختانه هنوز مشغول کار نشده بودم که یک فراش حکومتی مانند اجل معلق حاضر شده مرا مانند دزدان پیش حاکم برد به محض این که فرمانده چشمش به من افتاد با تغیر تمام گفت چون میرزا تقی خان امیرکبیر را در تهران گرفته اند و مبلغ دویست تومان نزد تو متعلق به دولت است باید بدون چون و چرا تمام آن را پس بدهی ولی چون آن پول خرج بنایی و غیره شده بود و من نیز از خود ثروت دیگری نداشتم که وجه مزبور را ادا کنم بالاجبار تمام هستی مرا حراج کرده که مجموعا صد و هفتاد تومان بیشتر نشد برای سی تومان دیگر آن نیز مرا سر بازار برده در انظار مردم چوب زدند تا مردم ترحم کرده و آن سی تومان به مرور پرداخته شد در نتیجه آن ضرب و شتم ها و صدمات بدنی که به من وارد شد امروز چشم هایم تقریبا نابینا شده و دیگر نمی توانم به کاری مشغول باشم ; از این رو به گدایی
تهران حسینیه اهل بیت- فاطمیه 94 سخنرانی اول
گدایی کند که هم نیازمند است و هم بیارزد به پروردگار که آدم ازش بخواهد. این معنی دعا.حالا صدیقه کبری یک دعا دارند ظاهرا دوازده تا مسئله را از پروردگار درخواست کردند تیترش را من بخوانم سال قبل و سه سال قبل هم خواندم یادتان نمانده ولی خود اظهار
دعا در سیره معصومین
اظهار میکردند. حضرت علی ـ علیه السلام ـ در دعای کمیل نعمتهای معنوی خداوند را اینگونه یادآور میشوند خدایا چه زشتیهایی که از من پوشاندی... چه لغزشهایی که مرا در آن حفظ کردی... و چه تعریف و تمجیدهای زیبایی که من شایسته آن نبودم در بین مردم رواج دادی. و امام سجاد ـ علیه السلام ـ در دعای ابوحمزه ثمالی میفرمایند خدایا میدانم که آماده برآوردن حاجات امیدوارانی و مراتب حال پریشان خاطرانی.4. دعا با حال تضرع امام صادق ـ علیه السلام ـ میفرمایند خداوند به موسی وحی کرد وقتی در حضور من ایستادهای همچون شخص محتاج و ذلیل بایست. 2 انسان فقیر به معنای واقعی است چرا که هر چه دارد از خداست جان او و تمام نعمتهای ظاهری و باطنی از خداست لذا انسان باید وقت دعا به معنای واقعی گدایی
English