پیغمبر و ائمه مردم را در این روایات دقیقا روانکاوی و روانشناسی کردهاند و پیش از آنکه از قرن هجدهم به بعد رشته روانکاوی و روانشناسی در غرب پیدا شود این رشته را کامل جامع و دقیق … نیست امام صادق میفرمایند دل یک انبار برای اعضا و جوارح است و اعضا و جوارح مصرفشان از موجودی این انبار است خودشان کارهای نیستند؛ این یک روانکاوی دقیق … ایمان وکفر روایت بسازد چون به دردش نمیخورد و اگر آدم بدی هم بوده به ضررش بوده است.روایاتی که در این ده جلد وارد شده انسان بهقدری دقیق روانشناسی و روانکاوی
25 مطلب یافت شد
خطر سوءخلق در وجود انسان
-روانکاوی دقیق انسان در احادیث ائمهواقعا لازم است که برای شناخت حضرت باقرالعلوم ع و حضرت صادق ع ما این کتاب را یک دور عمقی ببینیم؛ چون بخش عمدهای
استاد انصاریان: بهترین درمان بیماری های جسمی و روحی با قرآن و روایات تحقق می یابد
ع مردم را در این روایات دقیقا روانکاوی و روانشناسی کردند عنوان کرد آنان پیش از آنکه از قرن هجدهم به بعد رشته روانکاوی و روانشناسی در غرب پیدا شود این رشته را کامل جامع و دقیق … امام صادق ع میفرماید دل یک انبار برای اعضا و جوارح است اعضا و جوارح مصرفشان از موجودی این انبار است و خودشان کارهای نیستند این یک روانکاوی و روانشناسی دقیق
محبت ابدی پروردگار به اهل تقوا
-روانکاوی دقیق امیرالمؤمنین ع این جملۀ خیلی مهمی است که جز روانکاویهای دقیق امیرالمؤمنین ع بهشمار میرود. … روانکاوی. حضرت میفرمایند التقی رئیس الاخلاق یعنی اگر باطن و روان پاک نورانی و ملکوتی میخواهی بهسراغ تقوا برو و خودت را از بخل کبر کینه حرص و حسد مصونیت بده تا آنچه ضد این رذائل است در صفحۀ باطن تو نقش ببندد. ترک محرمات هم که خودش قویترین تقوا و پرقدرتترین روحیۀ تقواست. پاداش پروردگار به تقوای حضرت یوسف ع همه شما داستان هفت سال برخورد یوسف ع را با آن بانوی کاخ میدانید؛ من نمیخواهم آن را نقل کنم. حدودا سیچهل سال بعد از افتادن یوسف ع در چاه وقتی ده برادر او را در سفر سوم شناختند بهتزده شدند آنها فکر میکردند که این بچه در همان زمان یعنی وقتی او را در چاه انداختند صدتا کفن پوسانده است؛ چون دیگر از او خبر نداشتند. برادران وقتی بعد از سیچهل سال دیدند که او عزیز مصر شده است بهتزده شدند. وجود مبارک یوسف ع بهت برادران را برطرف کرد و گفت چرا شگفتزده شدهاید؟ چه شد که من از خاک خواری چاه به عزت عزیزی مصر رسیدم؟ علت چه بود؟ قرآن بیان میکند انه من یتق و یصبر سوره یوسف آیه 90 کسی که تقوا پیشه کند و این تقوا را نگه دارد نبازد و از دست ندهد فان الله لا یضیع اجر المحسنین یقینا خداوند اجر نیکوکاران را تباه نمیکند. منظور از نیکوکاران اهل تقوا هستند؛ چون تقوا و صبر بهترین نیکی است و خداوند پاداش نیکوکاران را تباه نخواهد کرد. -نتیجه تقوا و استقامت حضرت یوسف ع اگر ما هفت سال در کاخ عزیز و در برابر آن زن جوان زیبای شوهردار قرار گرفتیم و هفت سال به او گفتیم معاذالله . این نیست که تو به این آسانی از من میخواهی؛ من در پناهگاه عوذ تعویذ معاذ الهی هستم که صدمیلیون نفر مثل تو به من دسترسی ندارند. من در اختیار هوای نفس نیستم که بار اول به تو بگویم بله در اتاق خلوت برویم من در پناهگاه هستم و دیوارهای پناهگاهم اینقدر بلند است که اصلا تو را نمیبینم و صدایت را نمیشنوم. این پناهگاه پناهگاه الله است.حضرت یوسف ع به آن زن گفت معاذالله ؛ این کلمه بهمعنی لبگزه نیست معاذالله گفت تا به او بفهماند که من در پناهگاهی هستم و شیطان شیاطین هوای نفس شهوت هیجان و غریزه به این پناهگاه دسترسی ندارند. تو نمیتوانی مرا از این پناهگاه دربیاوری. این تقواست؛ همین تقوا و استقامت بر این تقوا هم یوسف ع را که ته چاه بود به خورشید مملکت مصر تبدیل کرد و یک ملت در برابرش تواضع کردند مثل یک سرباز برای او بالا زدند رژه رفتند و به حرف او گوش دادند. -تواضع حضرت یوسف ع در برابر حقحالا از تختنشینی یوسف ع بشنوید؛ اولین روزی است که پادشاه مصر بالاترین پست مملکت را به یوسف ع داده و او عزیز مصر یعنی مرد نیرومند کشور شده است. عزیز یعنی قوی و نیرومند. امروز نخستوزیر شده است. کشور مصر هم در زمان یوسف ع کشور معمولی نبود. من نمیدانم که تاریخ یوسف ع تا امروز چند سال است؛ ولی مصر از نظر تمدن یکی از قدیمیترین کشورهای جهان است و در زمان یوسف ع مملکت متمدنی بود. اداره قانون جاده خبررسانی و خبرگیری داشت. صندلی این مملکت متمدن را به یک جوان دادهاند؛ هیچ اتفاقی روی این صندلی برای او نیفتاد فکر میکنم که ابوالفتوح قرن هفتم در تفسیرش نقل میکند؛ من این مطلب را شاید سی سال پیش دیدم الآن نمیتوانم دقیق
تسويل نفس برادران حضرت يوسف عليه السلام
روانکاوی انبیا علیهم السلام چقدر دقیق است. اصلا ما روانشناسی مانند انبیا و ائمه علیهم السلام در عالم نداریم.
تهران حسینیهٔ همدانیها دههٔ سوم رجب 1396 سخنرانی هفتم
عاجز بشوم منکر میشوم و میگویم نه دروغ هم میگویم؛ وقتیکه از معرفتالله عاجز شوم قرآن مجید میفرماید اذا ذکر الله اشمئزت قلوبهم این یک روانکاوی بسیار دقیق
رذایل اخلاقی، مانع بین انسان و پروردگار
علامه مجلسی جستوجوی دقیق روانکاوی درباره حسد کرده است؛ ایشان میگوید حسد کفر به پروردگار است.
حلال و حرام مالی - جلسه بیست و ششم (متن کامل +عناوین)
روانکاوی انبیا علیهم السلام چقدر دقیق است. اصلا ما روانشناسی مانند انبیا و ائمه علیهم السلام در عالم نداریم.
ارزش انسان مؤمن از فرشته مقرب بالاتر است
دیگر نمیخورد؟ کهکشان ما به کهکشان بعدی خود نمیخورد؟ آنهم گردش اینقدر دقیق که منجمین میگویند تحویل سال در ساعت یک و دوازده دقیقه و هشت ثانیه است و زمین به انتهای گردشش میرسد سال تحویل میشود. چقدر منظم است؟ روانکاوی
حقیقت آدم مقدّم و آدم مؤخر در کلام وحی
دیگر نمیخورد؟ کهکشان ما به کهکشان بعدی خود نمیخورد؟ آنهم گردش اینقدر دقیق که منجمین میگویند تحویل سال در ساعت یک و دوازده دقیقه و هشت ثانیه است و زمین به انتهای گردشش میرسد سال تحویل میشود. چقدر منظم است؟-روانکاوی
شرح عبارت «قَدْ خَلَعَ سَرابيلَ الشَّهَواتِ» از خطبه 86 نهج البلاغه | بخش دوم
دقیق از انسان است. یعنی به تمام انسانها تا قیامت فهماندهاند که تو چگونه هستی .چه گرفتاری یا مشکلی در باطن داری. تو بیماری و این بیماری ناعلاج نیست. علاج دارد در خطبۀ 108 نهجالبلاغه. چه روانشناسی و روانکاوی
عيد فطر روز پيروزى بر طاغوت نفس
دقیق انسان به سوی کمالات است. و به طور روشن موجب سعادت انسان میگردد. هرگاه انسان در پرتو فیوضات و برکات ماه رمضان و عبادت روزه به این درجهرسید به حقیقت مفهوم عید فطر رسیده است و آغاز ماه رمضان در واقع برای او عیداست و باید جشن پیروزی بگیرد وگرنه هرگز برای او عید نخواهد بود. جالب این که در آیه مذکور دین قیم و استوار و به عبارت دیگر خالص و نابآن دینی است که با فطرت بیآلایش و سالم آمیخته شده باشد. نکته قابل توجه این که شواهد زنده متعدد عینی وجود دارد که نشاندهنده فطریبودن ایمان به حق است; مانند واقعیتهای تاریخی که نشان میدهد در میان هر ملتیدر هر دورهای اعتقاد به خداشناسی و مذهب وجود داشته است چنانکه شواهدباستانشناسی و آثار و علائم به جا مانده از دورههای قبل از تاریخ بیان کننده اینواقعیت است. مطالعات روانی و اکتشافات روانکاوی
خودشناسی و خداشناسی
دقیق قراردهد; هرگاه اخلاق و افعال ناپسند و عیوب پنهان و آشکاری از او ببیند به او اطلاع دهد همانگونه که بعضی از بزرگان دین میفرمودند رحم الله امر اهدی الی عیوبی; خدا رحمت کند کسی که عیوب مرا به من هدیه کند. 23 تعبیر به هدیه تعبیر جالبی است که دلیل بر اهمیت فوقالعاده این مطلب است ... ولی این گونه افراد نیز کماند زیرا دوستان غالبا مداهنه و مجامله میکنند و بعضی بعکس به خاطر حسد عیوب را بیش از اندازه بزرگ میسازند. به داوود طائی 24 گفتند چرا از مردم کنارهگیری کردی و با آنها آمیزش نداری؟ گفت من چه کنم با کسانی که گناهان مرا از من پنهان میکنندآری افراد دیندار شدیدا علاقه داشتند که با استفاده از نصیحت دیگران از عیوبشان آگاه شوند; ولی امروز کار ما به جایی رسیده که منفورترین افراد نزد ما کسانی هستند که ما را نصیحت میکنند و از عیوبمان آگاهمان میسازند; نه تنها از تذکرات آنها خوشحال نمیشویم بلکه به مقابله با آنان بر میخیزیم و میگوییم تو خود نیز دارای این عیوبی و چنین و چنان کردی کینه او را به دل میگیریم و از نصایح او محروم میمانیمطریق سوم آن است که انسان عیوبش را از زبان دشمنانش بشنود چرا که دشمنان با دقت تمام مراقب لغزشها و عیوب انسانند; به همین دلیل گاهی انسان از دشمن کینهتوزش بیش از دوست متملق و چاپلوسش بهره میگیرد.طریق چهارم این است که انسان با مردم معاشرت کند آنچه را از صفات آنها نکوهیده میبیند در مورد خودش نیز بررسی کند که آیا او نیز دارای این صفات نکوهیده هستیا نیست؟ زیرا مؤمن آیینه و مرآت مؤمن است و میتواند عیوب خویش را با مشاهده عیوب دیگران ببیند. به عیسیبنمریم علیهما السلام گفتند چه کسی تو را ادب آموخت؟ گفت کسی مرا ادب نیاموخت ولی من جهل جاهل را دیدم و در نظر ناپسند آمد و از آن دوری نمودم.پاورقیها 1- اعجاز روانکاوی
شیطان و اهل تقوا - جلسه بيست و نهم - (متن کامل + عناوین)
روانکاوی روانشناسی بالینی درمانی - مباحث جامعه شناسی و دیگر مباحث ارزشمندی که به دهها رشته علمی مصطلح امروز ارتباط پیدا میکند. ج - مباحث فوق تخصصی دستهای دیگر از مباحث نهج البلاغه فوق تخصصی است و تنها با داشتن تخصصهای مصطلح و معمولی در رشتههای علمی نمیتوان در ژرفای مفاهیم آن شنا کرد بلکه ابزار و علوم و فنون خاص خودش را میطلبد تا بدرستی شرح و تفسیر گردند. دراین قسمت نیز ترجمهها و برخی از شروح موجود نهج البلاغه نمیتوانند به همه نیازهای پژوهشگران پاسخ مثبت دهند مانند الف - شناخت متشابهات نهج البلاغه ب- شناخت مباحث عمیق فقهی و حل تضادهای ظاهری. ج - شناخت ضرب المثلها و استخراج پیامهای اصلی آن. د - روش رفع تعارض ظاهری بین حدیث و قرآن. ه - رفع تعارض ظاهری نهج البلاغه با مبانی اعتقادی.با کمال تاسف باید اعتراف کنیم که تمام ترجمههای موجود و اکثر شروح نهج البلاغه نسبت به این قسمت از مباحث فنی آسان گذشتهاند. نه تنها پیام اصلی ضرب المثلها را نیاورند بلکه تنها با ترجمه ظاهری عبارات مشکلاتی نیز به وجود آوردهاند. عام و خاص مطلق و مقید درست ترجمه نشده و اهداف آموزشی امام علیه السلام نا شناخته مانده زیرا معلوم نشده چرا یک جا دنیا را نکوهش کرده و در جای دیگر آن را میستاید؟در خطبه ای تعقیب فراریان مطرح است و در نامهای دیگر ترک تعقیب؟ یک جا دستور ریشه کن شدن مهاجمان و در چند خطبه دیگر دستور مدارا کردن با زخمیها و فراریان مطرح است؟ در خطبه ای حکومت را نکوهش و در خطبه ای دیگر ستایش میکند؟و نسبت به بانوان مطالبی به ظاهر متضاد وجود دارد؟ دنیا گرایی و ترک دنیا به هم آمیخته شده؟دخالت در مسائل سیاسی را با انزوا گرایی در کنار هم قرار داده است؟ کار و تولید با ترک مال دنیا در کنار هم قرار داده شده؟در نتیجه خوانندگان ترجمههای موجود دچار نوعی سرگردانی و اضطراب میشوند که سرانجام اهداف آموزشی امام علی علیه السلام کدام است؟ و کدام یک را باید باور داشت؟ این دسته از مباحث فوق تخصصی باید با روشهای دقیق
شیطان و اهل تقوا - جلسه بيست و يكم – (متن کامل + عناوین)
روانکاوی روانشناسی بالینی درمانی - مباحث جامعه شناسی و دیگر مباحث ارزشمندی که به دهها رشته علمی مصطلح امروز ارتباط پیدا میکند. ج - مباحث فوق تخصصی دستهای دیگر از مباحث نهج البلاغه فوق تخصصی است و تنها با داشتن تخصصهای مصطلح و معمولی در رشتههای علمی نمیتوان در ژرفای مفاهیم آن شنا کرد بلکه ابزار و علوم و فنون خاص خودش را میطلبد تا بدرستی شرح و تفسیر گردند. دراین قسمت نیز ترجمهها و برخی از شروح موجود نهج البلاغه نمیتوانند به همه نیازهای پژوهشگران پاسخ مثبت دهند مانند الف - شناخت متشابهات نهج البلاغه ب- شناخت مباحث عمیق فقهی و حل تضادهای ظاهری. ج - شناخت ضرب المثلها و استخراج پیامهای اصلی آن. د - روش رفع تعارض ظاهری بین حدیث و قرآن. ه - رفع تعارض ظاهری نهج البلاغه با مبانی اعتقادی.با کمال تاسف باید اعتراف کنیم که تمام ترجمههای موجود و اکثر شروح نهج البلاغه نسبت به این قسمت از مباحث فنی آسان گذشتهاند. نه تنها پیام اصلی ضرب المثلها را نیاورند بلکه تنها با ترجمه ظاهری عبارات مشکلاتی نیز به وجود آوردهاند. عام و خاص مطلق و مقید درست ترجمه نشده و اهداف آموزشی امام علیه السلام نا شناخته مانده زیرا معلوم نشده چرا یک جا دنیا را نکوهش کرده و در جای دیگر آن را میستاید؟در خطبه ای تعقیب فراریان مطرح است و در نامهای دیگر ترک تعقیب؟ یک جا دستور ریشه کن شدن مهاجمان و در چند خطبه دیگر دستور مدارا کردن با زخمیها و فراریان مطرح است؟ در خطبه ای حکومت را نکوهش و در خطبه ای دیگر ستایش میکند؟و نسبت به بانوان مطالبی به ظاهر متضاد وجود دارد؟ دنیا گرایی و ترک دنیا به هم آمیخته شده؟دخالت در مسائل سیاسی را با انزوا گرایی در کنار هم قرار داده است؟ کار و تولید با ترک مال دنیا در کنار هم قرار داده شده؟در نتیجه خوانندگان ترجمههای موجود دچار نوعی سرگردانی و اضطراب میشوند که سرانجام اهداف آموزشی امام علی علیه السلام کدام است؟ و کدام یک را باید باور داشت؟ این دسته از مباحث فوق تخصصی باید با روشهای دقیق
مشهد مکتب الزهرا سخنرانی اول
دقیق و اصولی نوشته است.معمولا من شهرهایی که میروم به خصوص ایامی که در ارتباط با امام صادق است یکی دو تا از آن سی جلد را با خودم میبرم که اول خودم بهرهبرداری کنم برای خودم مطالب آسمانی امام صادق را یاد بگیرم بفهمم بتوانم عمل بکنم و بعد هم در سخنرانیها برای برادران و خواهران بزرگوارم بگویم و بخشی از این فرهنگ الهی و عرشی و آسمانی را انتقال به مردم بدهم. چون همه ما نسبت به اهل بیت نسبت به چهارده معصوم مسئول هستیم چنانکه پیغمبر اکرم فرموده قیامت من از تک تک امتم درباره قرآن و اهل بیتم بازجویی میکنم باید جواب من را بدهند که بعد از مرگ من آنهایی که هی به دنیا آمدند تا روز برپا شدن قیامت با قرآن و اهل بیت من چگونه برخورد کردند چه کار کردند.البته رضایت پیغمبر از مردو زنی است که زندگیشان را با کتاب خدا و با روایات اهل بیت هماهنگ کرده باشند مرد و زنی که هماهنگ با روایات اهل بیت و قرآن هستند هیچ وقت با هم جنگ ندارند نزاع ندارند دعوا ندارند تلخی ندارند بگو مگو ندارند کارشان هم به طلاق نمیکشد و روحیه بچههایشان را هم چون دعوا ندارند با هم نمیکشند از بین نمیبرند یعنی یکی دو تا سه تا امانتهایی که به عنوان فرزند خدا به آنها عنایت کرده نابود نمیکنند از بین نمیبرند عصبی نمیکنند و عضو غیرفعال نمیکنند.شما کافی است به زندگی خانوادگی و زن و شوهری ائمه طاهرین مراجعه بکنید ببینید سبک زندگی این زنان و شوهران با همدیگر چگونه بوده از باب مثل عرض میکنم همسر اول ابی عبدالله از دنیا رفت مادر زین العابدین فقط یک لحظه بچهاش رادید وقتی امام چهارم به دنیا آمد همسر حضرت حسین بر اثر شدت درد زایمان از دنیا رفت امام یک ازدواج دیگر کردند با مادر حضرت علی اکبر با مادر علی اکبر ازدواج کردند که مادر علی اکبر هم عمر طولانی نداشت از دنیا رفت دیگر حضرت همسر دیگری را انتخاب کردند به نام رباب رباب دو تا دیگر هم خواهر داشت پدر و مادر رباب که مادر علی اصغر است هر دو مسیحی بودند و در مدینه هم زندگی میکردند یک روزی امیرالمومنین که در سن جوانی بودند داشتند با حضرت حسن و حضرت حسین از کوچه میآمدند مادر رباب که یک مسیحی مدینهای بود از دور امیرالمومنین و دو فرزندشان را دیدند به قول شماها دل است دیگر دل را جلویش را نمیشود گرفت مگر آدم وارد مقدماتش نشود ولی اگر وارد مقدماتش بشود خب دل از دست میرود این که قرآن اصرار دارد مردها جوانها به زنان نامحرم جوان چشم ندوزند و به زنان و دختران جوان اصرار دارد به صورت مردان جوان و جوانان چشم ندوزند برای این است که میخواهد مقدمات از دست رفتن دل فراهم نشود یک وقت دل به نامحرم نبندند آشیانه خودشان را خراب نکنند زندگی خانوادگی دیگران را تخریب نکنند باعث نشوند همسر خود را طلاق بدهند و همسر او را که دیدند و عاشقش شدند وادار بکنند طلاق بگیرد خب در این نگاهها عوارض سنگینی به وجود میآید اسلام قوانینش روانشناسانه است روانکاوی
منابع شناخت امام حسین(ع)
روانکاوی توضیح بدهم. اگر یک روانکاو حادثۀ آن شب را کاملا بررسی کند یک طرف 30 هزار قاتل بسیار خبیث و یک طرف هم جمعیتی محدود این جنگ در جهان نابرابرترین جنگ بود.در جنگ بدر که اولین جنگ اسلام بود 313 نفر با رسول خدا ص بودند و دشمن هزار نفر بود. رسول خدا ص کلا دو اسب داشتند بقیهاش شتر و حیوانهای دیگر بود. آنها بالای 100 اسب داشتند که کار تانک را میکرد. آشپزخانۀ دشمن بسیار آباد بود ولی آشپزخانۀ پیغمبر ص خیلی محدود و در حد بخور و نمیر بود. وقتی حضرت تعداد یاران دشمن را دید سه برابر بودن آنها او را نترساند. فقط گفت خدایا اگر ما شکست بخوریم دیگر پرچم دین تو در عالم بلند نخواهد شد و توحید برچیده میشود. ما را پیروز کن دعا کرد و یاری خواست تا پیروز شد. در جنگ بدر کسی یقین به کشته شدن خودش نداشت خیالش راحت بود؛ اما در این جنگ نابرابر کربلا یقین داشتند فردا یکی از آنها زنده نمیماند. خود ابی عبدالله ع به آن 72 نفر فرمود اگر با من بمانید یکی از شما زنده نمیماند. من میگویم چراغ خیمه را خاموش کنند پرده را کنار بزنند راه باز است. تا جنگ نشده هر کس میخواهد به سراغ شهر خانواده کار و کسبش برود. خیالتان را راحت کنم اصحابم من بیعتم را از شما برداشتم.این حرف را هیچ پیغمبر و امامی نزد که بیعتم را برداشتم؛ یعنی فردای قیامت هم با خودم هستید. میخواهید بروید بروید. مدتی گذشت بعد چراغ را آوردند دیدند یک نفر هم بلند نشده است. البته امام زمان ع آن شب را کاملا توضیح میدهد که ابی عبدالله ع با یاران و اهلبیتشان نیز حرف زدند. یکی را از قول امام عصر ع بگویم که خیلی بامحبت بود ابی عبدالله ع خدای عشق و مهر در اصحاب بود. به یکی از آنها فرمود تو چرا نمیروی؟ این را امام عصر ع روایت میکنند که خیلی با ادب بلند شد عرض کرد آقا اگر مرا بردارند داخل تمام بیابانهای خاردار ریگزار درهها و تپهها تا نوک کوهها پیاده بدوانند و بعد بگویند دست از حسین ع بردار من نمیروم. کجای دنیا خوشتر از اینجاست که کسی کنار شما باشد؟ این ایمان و درک است. از درک وجود امام عقب نمانیم متوقف نشویم. خود را به ابلیسها و شیاطین ندهیم. ما مردها شما خانمها و دختران جوان خودتان را لو ندهید. چادر برای مادر مادربزرگ و خواهر ابی عبدالله علیهم السلام است؛ چادرت را نبرند حجابت را غارت نکنند. مواظب باش همین کسانی که دارند تبلیغ سو میکنند تو را داخل جهنم میاندازند.آرامش و یقین امام ع نسبت به حقایق پشت پرده و گودال وقتی شب با آن چهار عبادت بیدار بود صبح هم دائم در ذکر بود قرآن میخواند. جنگ شروع شده بود تا چهار بعدازظهر روز عاشورا که خودش شهید شد در کتابهای مهم ما نوشتهاند وقتی شمر تیزی خنجر را بر گلوی حضرت گذاشت ابی عبدالله ع تبسم کرد. این یقین است. به خدا قسم من که یک طلبهام و درسی نخواندهام ولی میدانم عالمترین عالمان شیعه و استادترین اساتید دانشگاهها هم نمیتوانند این خنده را معنا کنند. برای اینکه من باید بفهمم در قلب او چه میگذشت که از شدت خوشحالی تبسم کرد. آن را نمیتوان فهمید؛ یعنی آن حقیقت قلب را نمیشود درک کرد. امام حسین ع ؛ مهاجر الی اللهاین آیه از نمونه آیاتی است که با آن حضرت را میتوان شناخت ان الذین آمنوا والذین هاجروا وجاهدوا فی سبیل الله اولئک یرجون رحمت الله * والله غفور رحیم 6 چه هجرتی از این هجرت بالاتر که تمام دین در خطر نابودی افتاده بود؟ ابی عبدالله ع در یک سخنرانی یا نامه فرمودند اگر این ملت و دین به دست یزید بیفتد و علی الاسلام و السلام 7 فاتحۀ دین خدا و زحمات انبیا علیهم السلام خوانده خواهد شد. دیگر چیزی از دین نمیماند. این هجرت برای حفظ دین بود و دین نیز خیلی زیبا حفظ شد. آخر آن روز او بود با یک طفل شش ماهه ولی امروزه 45 کشور با سنگینترین هزینه برای این طفل جلسه و همایش برگزار میکنند. دین حفظ شد. دین در حال رشد است و دارد در تمام دنیا پخش میشود. چند روز گذشته رئیس زرتشتیهای ایران که شخصیت خیلی مهمی در آیین خودشان است مثل مرجع تقلید ماست به او موبد موبدان میگویند به قم رفت و در روضه شرکت کرد گفت بلندگو را 10 دقیقه به من بدهید گفتند بفرما گفت واقعا شما شیعیان فکر میکنید امام حسین ع برای شماست؟ من دقیق
انسان، گوهر گرانبهای دریای خلقت
دقیق و قوی که میتواند این شنیدهها را حفظ کند؛ یعنی مغزی به او دادهام که در جمجمهاش است و هرچه گوش او میگیرد به آن مغز انتقال پیدا میکند. امروزیها میگویند من بهخاطر آشنایی با روایات و آیات حرف امروزیها را خیلی قبول ندارم؛ امروزیها یعنی دانشمندان به قول خودشان فیزیولوژیست و انسانشناسی. عبارات انسانشناسی و فیزیولوژیست برای آنهاست اگر این مغزی را که در جمجمه است و یک بشقاب معمولی را پر نمیکند دربیاورند و داخل بشقاب بگذارند باز هم جا دارد که دو سه کفگیر پلوی دیگر داخل این بشقاب بریزند. این مغز به این کوچکی قدرت دارد این قدرت را سازنده به او داده است که چهلمیلیون صفحه کتاب را حفظ کند؛ اما رسول خدا ص این حرف را قبول ندارد. امروزیها این حرف را میگویند ولی رسول خدا ص پانزده قرن قبل گفته است که انسان از دانش سیر نمیشود منهومان لا یشبعان طالب دنیا و طالب علم . حالا شاهدمثال من جمله اول است که انسان از دانش سیر نمیشود؛ یعنی اگر چهلمیلیون کتاب علمی را به مغزش بدهد اینطور نیست که بگوید دیگر جا ندارم نفرست جا دارد و این خیلی معجزه است که پیغمبر ص میفرمایند وقتی میت را در قبر گذاشتید تلقین بخوانید. تلقین دو صفحه مفاتیح است. مگر مرده صدای تلقینخوان را میشنود؟ پیغمبر ص فقط فرمودهاند تلقین بخوانید؛ دانشمندان باز به قول خودشان فیزیولوژیست انسانشناس نوشتهاند همه عضوها با مردن از کار میافتند اما آخرین عضوی که در مرده از کار میافتد و 24 ساعت بعد از مردن هنوز کار میکند گوش است. بله مرده میشنود؛ ما هم در دنیا میشنیدیم هم آنطرف میشنویم. آنطرف قویتر از اینجا میشنویم؛ حتی خیلی قویتر میشنویم و حالیمان هم میشود. البته نه اینکه فقط صدای تلقینخوان را بشنویم بلکه هم صدا را میشنویم و هم حالیمان میشود که به ما چه میگویند. -انسان کتابی نوشتهشده به دست قدرت خداوندقرآن آیات انسان را خیلی مطرح کرده و این آیات جنبههای فکری عقلی روانی قلبی و معنوی انسان را نمایانده و تعریف کرده است. آدم وقتی این آیات را مطالعه میکند حرف امیرالمؤمنین ع را مورد توجه قرار میدهد که امیرالمؤمنین ع میفرمایند انسان کتابی است که خدا به دست قدرت خودش نوشته و تمام این عوالم وجود را در این کتاب خلاصه کرده است. -اتصال انسان از نظر آفرینشی به تمام هستیمن هنوز وقت نکردهام جغرافیای بدن را در یک منبر بگویم؛ البته این مسئله را یادداشتبرداری کردهام. دانشمندان نشان میدهند که تمام عوالم وجود در تمام بدن ما قرار داده شده است. یک شعر هم از امیرالمؤمنین ع برایتان بخوانم که شعر جالبی است. امیرالمؤمنین ع انسانشناس کاملی بودهاند. بحث انسانشناسی قرآن جامع و کامل است. شعر امیرالمؤمنین ع این است و تزعم انک جرم صغیر ×××××××× و فیک انطوی العالم الاکبر واقعا خیال کردی که وجود تو همین چند کیلو پوست و استخوان است؛ یعنی تویی انسان همین خدا عالم کبیر را در تو قرار داده است. ما از نظر آفرینش به همه هستی وصل هستیم؛ چون از همه هستی در وجودمان برای نمونه موجود است. ما چه کسی هستیم؟ ما خیلی بزرگ هستیم و نمیدانیمبود قدر تو افزون از ملائک ××××××× تو قدر خود نمیدانی چه حاصل؟ ب روایاتدر روایات هم همینطور است و انسان را شناساندهاند چه شناساندنی حیف که بیشتر مردم عربی بلد نیستند و الا عرض میکردم. عنوانی که خود مرحوم مجلسی روی ده جلد کتاب بحارالانوار از 110 جلدش گذاشته این عنوان است ایمان و کفر . روایاتی را در این ده جلد نقل کرده است که مغز آدم داغ میشود؛ در انسانشناسی روانکاوی
زندگی آرام در پرتو توجه قلبی به آیات الهی
روانکاوی در کره زمین نسبت به آنهایی که به آنها مراجعه میکنند نه بنیان حرفهای این آیه را دارد و نه درمانکننده قطعی است. مردم میروند و میگویند که بیحوصله خسته و دلسرد هستیم دیگر هیچچیز را دوست نداریم و دلمان نمیخواهد هیچکاری انجام بدهیم. نهایتا روانکاو دو سه یا چهار بسته قرص و کپسول میدهد که مهمترین کار آن قرص و کپسولها این است که بیمار را خواب میکند تا دیگر توجهی به بیحوصلگی و دلسردی خودش نداشته باشد. -قرآن ذکری آرامبخشقرآن مجید نازلشده وجود مقدسی است که انسان را آفریده و همهچیز انسان را میداند؛ ظاهر و باطنش دردهایش علت دردهایش و راه معالجهاش را میداند. قرآن مجید را برای این نازل کرده که بندگانش هیچوقت در زندگی اگر به آیات قرآن دل بدهند و عمل کنند دلسرد ناامید و کسل نشوند نیازی هم به دواهای شیمیایی و گیاهی نداشته باشند. شما این دو آیه را زیاد شنیدهاید یکی اینکه پروردگار میفرماید الا بذکر الله تطمئن القلوب سوره رعد آیه 28 یک معنای ذکر بهطور یقین قرآن است. ذکر اسم قرآن است و ننزل من القرآن سوره اسرا آیه 82 ؛ انزلنا الیک الذکر سوره نحل آیه 44 . ذکر نام قرآن است. ذکر یعنی چه؟ -حقیقت معنایی ذکرمن در کتب لغت مهم عرب و کتابهای مختلف که نوشته عالمان عرب بوده گشتهام؛ عالمانی که مورد اعتماد اهل علم در قرنهای مختلف بودهاند. این کتابهای لغت را دارم. ما چارهای هم نداریم جز اینکه برای فهم کلمات یا آیات هم به لغت و هم به روایات اهلبیت علیهمالسلام مراجعه کنیم. یک معنی ذکر در لغت عرب توجه قلبی به یک حقیقت است؛ توجهی که میوه شیرینش باور میشود و میوه شیرین باور هم عمل صالح میشود. اضطراب و ناآرامی نقطۀ مقابل آرامش و اطمیناناینکه میفرماید الا بذکر الله تطمئن القلوب مقابل اطمینان چیست؟ مقابل و ضد اطمینان اضطراب و ناآرامی است. به قول خارجیها که خیلی هم دوست ندارم کلمات آنها را روی منبر پیغمبر ص بگویم استرس است. این اضطراب ناامنی درون و استرس آثار مخربی در همه وجود انسان دارد؛ در فکرش حالش روحیهاش اخلاقش و اعمالش. شخصی بود که من او را دیده بودم. مغازهاش روبهروی مغازه یکی از دوستان نزدیک من بود. وقتی به در مغازه این دوستم میرفتم از در مغازه او را میدیدم. یکوقتی دوست من آمد و گفت فلانی مرد. گفتم چه شد که مرد؟ گفت دکتر به او گفته بود مضطرب و ناآرام نشو و استرس پیدا نکن همینجا در مغازه پسرش یا شاگردش اشتباهی کرده بود؛ حالا جنسی را فروخته بود اما در قیمتش اشتباه کرده بود. باید پنج تومان میفروخت سه تومان فروخته بود و او از کوره در رفت. واقعا مؤمن نباید نسبت به امور دنیا از کوره در برود؛ چون امور دنیا اصلا نباید با انسان مقایسه بشود. حالا این مقدار مالم به علتی از دست رفت پروردگار در قرآن به مؤمن میگوید لکیلا تاسوا علی ما فاتکم سوره حدید آیه 23 اصلا من دوست ندارم شما در مقابل چیزی که از دستتان رفته بیتابی کنید رنج ببرید و غصه بخورید. طرف دیگرش هم میگوید و لا تفرحوا بما آتاکم حالا زمین یا ارثی به تو رسید خیلی دلت خوش نشود و شاد نشو؛ مگر چه چیزی به تو رسیده است؟ در آیات دیگر قرآن مجید میگوید دلت به آن چیزی شاد باشد که پیش خداست. چه چیزی پیش خداست؟ رحمت مغفرت بهشت و رضایت الهی. به اینها دلت خوش باشد و اگر حس کردی که اینها را بهدست نیاوردهای امام صادق ع میفرمایند از خدا بخواه تا به تو بدهد؛ حیف است اگر نداشته باشی. دوستم گفت دکتر به این بنده خدا گفته بود اضطراب و ناامنی به خودت راه نده برای قلبت ضرر دارد؛ اما او بهخاطر یک قیمت دوتا داد سر شاگردش حالا من دقیق
تهران مسجد المجتبی دهه دوم صفر 95 سخنرانی دوم
دقیق است اولا سرعت سیر نور ثانیهای سیصد هزار کیلومتر است یعنی این ها همه محاسبه شده اگر محاسبات غلط بود اصلا این صنعت و تمدن به وجود نمیآمد این ها همه روی محاسبات درست است یعنی شما ا زاین مسجد یک نوری را روشن بکنید تا مشهد برود ثانیهای سیصد هزار کیلومتر سیصد هزار برابر تهران تا مشهد این نور حرکت میکند ثانیه سیصد هزار کیلومتر یک د قیقه شصت ثانیه است حالا این سیارهای که پیدا کردند نوشتند نورش حالا نورش از بالا به پایین نه از پایین به بالا اگر یک مسافری روی کره زمین سوار مرکبی بشود موتورش را روشن کند برود به طرف آن سیاره در ثانیه سیصد هزار کیلومتر راه برود کی میرسد به آن ستاره؟ پانصد میلیارد سال دیگر که در قرآن میگوید پهنای بهشت پهنای آسمانها و زمین است این یک گوشه آسمان است این سیاره که همه آسمان نیست حداقل در کتاب های علمی من خواندم یاد داشت برداری کردم صد میلیون کهکشان تا حالا کشف شده که کهکشان ما کوچکترینش است که زمین ما مریخ زهره عطارد مشتری زحل اورانوس نپتون پلوتو در یک گوشه بازوی کهکشان است کهکشان ترکیبی از هزاران منظومه است یکیش ما هستیم این قدر هم منظومه ما بزرگ است که زمین ما سیصد و شصت و پنج شبانهروز میکشد دور خورشید بگردد آخرین سیاره منظومه شمسی این قدر دور است که یک دور دور خورشید بگردد هشتاد و سه سال طول میکشد تازه این مجموعه در بازوی کهکشان است شما شب ها در دهاتهایی که بودید دیدید روی پشت بام میخوابیدید میگفتند خط شیری یک خط سفید رنگ که کشیده در آسمان است این کهکشان است که نوشتند پهنای این کهکشان یک کسی از آن طرفش بخواهد بیاید این طرف آن هم ثانیهای سیصد هزار کیلومتر دو میلیون سال طول میکشد این در بازوی این کهکشان منظومه ما قرار دارد صد میلیون تا حالا کشف کردند یکی از یکی بزرگتر میگوید من این بهشت را برایتان گذاشتم برای چی دارید میروید جهنم؟کجا میروید؟ خب این بهشت کجاست؟ میگوید در صدره المنتهی پهنای بهشت چقدر است میگوید عرض بهشت عرض کل آسمانها و زمین است آن ستارهای که بهشت در آن قرار دارد چه خبر است در عظمت؟ خب یک نشانه مردم مومن و اولیا خدا و یحذرون الآخره در بعضی آیات دارد یحذر الآخرهدر بعضی آیات دارد یخافون یوما تتقلب فیه القلوب و الابصار النور 37 این ها قیامت را باور دارند پروردگار هم میگوید این قیامت یک بخشی هفت طبقه جهنم است در مسیرتان است بپائید که گیر این هفت طبقه نیفتید با گناهان باطن و با گناهان ظاهر.خب بپائید اهل ایمان و اولیا خدا خودشان را در این دنیا پائیدند و دارند میپایند که گیر نیفتند خب خیلی کارها باید در دنیا انجام بگیرد دار تکلیف و دار مسئولیت دنیاست آنی که مجرم وارد بر پروردگار بشود این جا جای حفاظت نیست کسی بخواهد گیر جهنم نیفتد این جا باید خودش را بپاید این جا باید سعی بکند قدم جهنم رفتن پیدانکند آن جا کاری نمیشود کرد.خب دنیا خودش زیباترین بحث را در آیات و روایات دارد برزخ زیباترین بحث را در قرآن و روایات دارد قیامت هم که آیات و روایاتش معرکه است اقلا کتاب کتاب برای قیامت نوشته شده است. و اما دنیا روز گذشته بنابر این شد که من نظر پروردگار عالم را راجع به دنیا از آیه بیست سوره حدید بیان بکنم خدا دنیا را که میگوید در آیات میگوید حیات دنیا این نکته خیلی لطیفی است خود دنیا را نمیگوید خود دنیا عبارت از مجموعه آفریدههای پروردگار است خیلیهایش هم به ما کاری ندارد در آیات میگوید حیات دنیا حیات دنیا یعنی چی؟ یعنی آن زندگی که شما براساس نیتها و شکل دهیهایی به زندگی دارید این دنیاست این نیتها و شکلدهیها یا آدم را جهنمی میکند یا بهشتی چطوری جهنمی میشود ادم چطوری بهشتی؟ این در آیه بیست دورنمایش بیان شده است امروز دیگر نمیرسم آیه را بخوانم از آیات فوق العاده قرآن است یک وقت یادم است یک روانشناسی با من ملاقات داشت خیلی هم روانشناس پرقدرتی بود در رشتههای روانشناسی روانکاوی
English