در حکمتهای قدسی از قول پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله آمده است ما من یوم یمر الاوالباری عزوجل ینادی عبدی ما انصفتنی اذکرک و تنسی ذکری وادعوک
15 مطلب یافت شد
حكمت در كلام پيامبر صلى الله عليه و آله
در حکمتهای قدسی از قول پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله آمده است ما من یوم یمر الاوالباری عزوجل ینادی عبدی ما انصفتنی اذکرک و تنسی ذکری وادعوک
حكمت در قرآن و روایات
حکمت در کلام پیامبر صلی الله علیه و آلهدر حکمتهای قدسی از قول پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله آمده است ما من یوم یمر الاوالباری عزوجل ینادی
بهترین روش دعا در نظر پروردگار
حکمتهای قدسی در نحوه دعا الف دعا در حال گریه دعا نوعی عبادت است که باید با نیت پاک توجه قلبی و حالت فروتنی و تواضع در پیشگاه پروردگار مهربان
غفلت گروه زيادى از مردم
حکمتهای نهج البلاغه میفرماید ما اکثر العبر واقل الاعتبار عبرتها و پندها بسیار است ولی عبرتگیرنده کم است . انسان اگر در جزئیترین اجزای عالم و کلیترین آن اندکی اندیشه کند درمییابد که تمام حرکات و حوادث به انسان پند میدهند . بیداران راه حق برای بیداری انسان از آنچه بر جهان میگذرد به زبان نثر و نظم پندها ساخته و زنگهای بیدارباشی به صدا درآوردهاند . حافظ قدسی
نینوا معبر انتظار
واقعه عاشورا زمینهساز و مقدمه ظهور امام عصر عج است و معارف و حکمتهای جاودان آن در ظهور مهدی موعود متجلی است. با بررسی و دقت در حدیث قدسی
پيوند عميق فرهنگ عاشورا با فرهنگ انتظار
واقعه عاشورا زمینهساز و مقدمه ظهور امام عصر عج است و معارف و حکمتهای جاودان آن در ظهور مهدی موعود متجلی است. با بررسی و دقت در حدیث قدسی
راههاى بدست آوردن تقوا
قدسی است یعنی روحی که انسان در مقابل حقایق الهیه و تشریعیه حال قناعت دارد و با سیر مثبت به امور منفی میلی ندارد . اهل تقوا نیازی در خودشان به گناه حس نمیکنند . البته آنهایی که در اوج مرتبه تقوا هستند به قدری از عبادت خدا و ارتباط با خدا و زندگی کردن با او و به تعبیر قرآن از مع الله بودن لذت میبرد که هیچ گناهی به آنها آن لذت را نمیدهد لذا میل ندارند . این معنا معروف است که دنیا در عالم مکاشفه به صورت زن بسیار زیبایی است . 208 ما عالمهای زیادی داریم که مربوط به انسان است ؛ عالم غیب شهود مکاشفه حضور نفس مطمئنه نفس راضیه و مرضیه . در عالم مکاشفه - که برای ما روشن نیست که چگونه عالمی است - مجموع امور مادی که از آن تعبیر به دنیا شده است به صورت خاصی تجلی پیدا میکند . مانند روایت شماره 77 از حکمتهای
خوف ممدوح
حکمتهای لقمان به طور مفصل شرح داده شده. 2 - لقمان 31 12. 3 - بقره 2 251. 4 - نسا 4 54. 5 - مائده 5 110.و وجودش برای دیگران منبع خیر و فیض است و جامعه حکیم جامعهای است که براساس ضوابط و معیارهای اسلامی زندگی میکند.ترس از خدا ریشه حکمتبا توجه به اهمیتی که قرآن برای حکمت قائل شده و با توجه به ستایشی که از حکیمان در قرآن و روایات آمده میبینیم پیامبر بزرگ اسلام صلی الله علیه و آله در روایتی میفرماید راس الحکمه مخافه الله 1 .اصل و ریشه حکمت ترس از خداست.و از این جمله و امثال آن به موقعیت ترس از خدا و این که از ضروریات حیات عباد شایسته است پی میبریم.و در حدیث قدسی
غفلت
حکمتهای نهج البلاغه میفرماید ما اکثر العبر واقل الاعتبار 15 عبرتها و پندها بسیار است ولی عبرتگیرنده کم است.انسان اگر در جزئیترین اجزای عالم و کلیترین آن اندکی اندیشه کند درمییابد که تمام حرکات و حوادث به انسان پند میدهند.بیداران راه حق برای بیداری انسان از آنچه بر جهان میگذرد به زبان نثر و نظم پندها ساخته و زنگهای بیدارباشی به صدا درآوردهاند. حافظ قدسی
خوف
قدسی آمده راس الحکمه خشیه الله 18 .حقیقت و ریشه حکمت در خشیت از خداست. پی نوشت ها ______________________________ 1 - فجر 89 27- 30. 2 - وحدت. 3 - انسان حیات و نطق و مرگ دارد جامع السعادات 1 197. 4 - بحار الانوار 98 359 باب 31؛ مفاتیح الجنان 805؛ مصباح الکفعمی 501 دعای عرفه. 5 - قسم به خدای کعبه رستگار شدم بحار الانوار 41 2 باب 99 حدیث 4؛ اعلام الوری 86 باب 4. 6 - لانبالی بالموت بحار الانوار 44 367 باب 37؛ اللهوف 70. 7 - الهی قمشهای. 8 - جامع السعادات 1 203. 9 - محجه البیضا 7 251. 10 - نور 24 55. 11 - بقره 2 269. 12 - این فقیر کتابی تحت عنوان لقمان حکیم در چهارصد وپنجاه صفحه به نگارش آورده که تاکنون سه بار چاپ شده در این کتاب حکمتهای
تنها عبادتی که مورد شرک قرار نگرفت
قدسی استنباط کرد که فایده ظهور ذات که کنز مخفی بود ظهور ذات نیز همان تجلی حق در آیینه حق است آگاه شدن انسان سالک به غیب مطلق به اندازه وسع خویش است و اگر در سند حدیث یادشده سخنی باشد مضمون آن را آیه سوره طلاق ضمانت میکند زیرا آیه یادشده هم علم را هدف آفرینش میداند و هم قدرت را و چون قدرت خداوند عین علم او است قدرت انسان عارف نیز در همان علم وی تعبیه میشود زیرا عقل عملی و نظری در سالکان واصل متحد است. 5. آنچه در محور عمل جوارح یا در حد خاطره جوانح قرار میگیرد یا از احکام عبادت است و یا از آداب آن و هیچکدام سر عبادت نیست و آنچه در مدار شهود عقل نظر و انبعاث عقل عمل قرار میگیرد میتواند بهحساب حکمت عبادت آید زیرا صرف خطور دل که حصول آن سهل و در فقه اصغر کاربرد دارد گرچه به حمل اولی نیت است لیکن بهحمل شایع غفلت است؛ لذا نهتنها برای تداوم حضور دل کافی نیست بلکه در آغاز هم با هر خاطره دیگر سازگار است و آن توحید متصور که با هر شرکی بسازد شرکی است در کسوت توحید و عارف ناب سالک واصلی است که نهتنها شهود کثرت مانع شهود وحدت نگردد بلکه شهود وحدت نیز حاجب شهود کثرت نشود تا بتواند جامع هر دو باشد؛ لیکن بهشهود حق نه عرفان خلق؛ چهینکه نتیجه قرب فرائض است. همان طور که رعایت دستورهای فقه اصغر واجب است لیکن برای نیل به حکمتهای
شیطان و اهل تقوا - جلسه يازدهم - (متن کامل + عناوین)
قدسی است 206 یعنی روحی که انسان در مقابل حقایق الهیه و تشریعیه حال قناعت دارد و با سیر مثبت به امور منفی میلی ندارد . اهل تقوا نیازی در خودشان به گناه حس نمیکنند . البته آنهایی که در اوج مرتبه تقوا هستند به قدری از عبادت خدا و ارتباط با خدا و زندگی کردن با او و به تعبیر قرآن از مع الله 207 بودن لذت میبرد که هیچ گناهی به آنها آن لذت را نمیدهد لذا میل ندارند . این معنا معروف است که دنیا در عالم مکاشفه به صورت زن بسیار زیبایی است . 208 ما عالمهای زیادی داریم که مربوط به انسان است ؛ عالم غیب شهود مکاشفه حضور نفس مطمئنه نفس راضیه و مرضیه . در عالم مکاشفه - که برای ما روشن نیست که چگونه عالمی است - مجموع امور مادی که از آن تعبیر به دنیا شده است به صورت خاصی تجلی پیدا میکند . مانند روایت شماره 77 از حکمتهای
عظمت نهجالبلاغه
حکمتهای آن حضرت را انتخاب نموده و در این کتاب آورده است تاکنون که بسیاری از دانشمندان شیعه و سنی به تفسیر آن پرداختهاند به پایان معارف و اسرار آن نرسیدهاند.روزی با استاد شهید مرتضی مطهری درباره نهج البلاغه مشورت میکردم. ایشان هنگامی که از استاد نهج البلاغه خود مرحوم حاج میرزا علیآقای شیرازی که مقیم اصفهان بود صحبت میکرد واقعا دگرگون میشد و گاهی به گریه مینشست. مشخص بود که شرح نهج البلاغهای که حاج میرزا علیآقا گفته بود عجیب در شاگردانش و از جمله شهید مطهری اثر گذاشته بود؛ شاگردانی که خود زمانی از تربیتیافتگان برجسته آیتالله بروجردی و علامه طباطبایی بودند.آیتالله العظمی بروجردی به منبر حاج میرزا علیآقا به شدت علاقه داشت. وی در ایام فاطمیه دوم سالی ده روز شخصا از حاج میرزا علیآقا برای سخنرانی در قم دعوت میکرد. شهید مطهری میفرمود آقای بروجردی با شنیدن نهج البلاغه از زبان آن مرد به پهنای صورت اشک میریخت.کتاب نهج البلاغه روح را تصفیه میکند و نورانیت به انسان میبخشد و از همین رو حوزهها و دانشگاههای ما باید به کتاب خدا و نهجالبلاغه و صحیفه سجادیه بیش از پیش توجه کنند و بها دهند. دژهای عظیمامروز که مکاتب انحرافی ماهوارهها و هزاران پایگاه اینترنتی با فعالیت خود در پی جمعآوری مرید هستند قرآن نهجالبلاغه و صحیفه سجادیه مردم را در مقابل این جریانها قرنطینه میکنند و مصونیت میبخشند. در روایت آمده است ولایه علی بن ابی طالب حصنی 3 ولایت علی بن ابیطالب حصار محکم من است.و در حدیث قدسی
درس تفسیر قرآن ـ جلسه صد و بيست و يكم
حکمتهای نهج البلاغه هم آمده است که مردی استغفار میکرد امیرالمؤمنین ع فرمودند استغفار و آمرزش خواهی مقام برترینهای جهان است و تو تصور میکنی که توبه مردم گنهکار لفظی و زبانی است که با گفتن استغفرالله پرونده پاک و شسته بشود. اشتباه او را حضرت با توضیح در شش مرحله که از شرایط توبه است بیان کردند قطعۀ خیلی جالبی ازحکمتهای نهجالبلاغه است لازم است انسان بداند. اغلب آیات در کنار توبه لغت اصلاح را به کار گرفتند فمن تاب من بعد ظلمه و اصلح یا تابوا و اصلحوا و اگر به خدا برگردند و در این بازگشت تمام خرابیهای گذشته را اصلاح بکنند این جا اصلاح خرابیهای گذشته یک کار وسیعی است.پیغمبر به معاذ میفرماید اوصیک بتقوی الله که این سفارش معمولا در زبان همۀ انبیا و ائمۀ طاهرین علیهم السلام بوده است. میفرماید من تو را خیلی سفارش میکنم به افتادن در این چاله که چالۀ دوزخ است و آن این است و تکذب صادقا راستگویان عالم راتکذیب کنیم انبیا خدا راستگویند خدا راستگو است ومن اصدق من الله حدیثا من تو را بر حذر میدارم و تکذب صادقا او تصدق کاذبا یا دروغگوی را در فرهنگش تصدیق بکنی او تطیع آثما من تو را برحذر میدارم از اینکه از گنهکار پیروی کنی و قدم جای قدم او بگذاری تا میرسند به این جمله و احدث لکل ذنب توبه برای هر گناهی توبۀ مخصوص خودش را به کار بگیر.مثل این که در اواخر سوره بقره میفرماید آنهایی که رباخوار هستند آن اضافاتی را که گرفتند به صاحبانش برگردانند فلکم رؤس اموالکم سرمایههای اولیه را که پاک بوده و با حرام مخلوط نبوده مال خود شماست.این گناه رباخواری و توبهاش و قضای نمازهای نخوانده این اصلاح است. توبۀ هر گناهی به تناسب آن گناه که شروع میشود و مسئلۀ اصلاح در میان میآید ارادۀ پروردگار به این تعلق گرفته که با هجوم توبه به آتش افروخته شده ارزیابی کنیم که اگر این عنایت نبود بعد از تکلیف همان اولین گناهی که آدم مرتکب میشد آتش آن برای ابد میماند و دیگر قابل جبران نبود.اما چه محبتی و لطفی به گناهکاران عالم کرده که اگر توبه هم کنند عمل صالح انجام دهند اصلاح کنند گذشتۀ خود را مورد عفو مورد مغفرت مورد کفران سیئات قرار میگیرند.سه مرحله در قرآن مورد مغفرت و عفو و تکفیر گناه است یعنی پوشاندن گناه در مسئلۀ توبه و نقطۀ اوج محبت و مهربانی خدا به بندگان گنهکار است.حالا برای اینکه بدانیم با توبه کنندگان قیامت چگونه معامله میکند به جلد ششم بحارالانوار مراجعه کنید و همۀ روایات باب توبه را در این جلد بخوانید ان علیکم لحافظین کراما کاتبین یعلمون ما تفعلون در پرونده ثبت میکنند گوش و چشم و دست و پا و پوست همه گواه بر گناهند زمین گواه گناه است.به داود میفرماید درحدیث قدسی
English