پروردگار اسم این آدم را در قرآن تائب گذاشته است؛ یعنی از جادۀ گناه برگشت و در جادۀ الهی آمد از ضلالت برگشت و در حوزۀ هدایت آمد از گناه و در آغوش
8 مطلب یافت شد
صراط روشن
اگر کنار جادۀ من جادۀ دومی ارائه شد عین ضلالت و گمراهی است.
گریه، جزئی از دین و دانهای پرقیمت
ضلالت و گمراهی سرانجام انحراف از دو شاقول الهیاز متن قرآن معلوم میشود که شاقول تشخیص دین واقعی پروردگار اهلبیت علیهمالسلام هستند. همچنین از آیه ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم و یبشر المؤمنین الذین یعملون الصالحات ان لهم اجرا کبیرا 4 هم معلوم میشود که هدایت قرآن شاقول است. اگر این دو شاقول بهکار گرفته نشود جامعه اسلامی دچار هزار نوع جاده میشود که مارک دین روی آن خورده است. در کنار دین اسلام هزاران جادۀ
راهنمایان انسان در جادۀ توحید
-تخریب ساختمان انسانیت در جادۀ ضلالتشیاطین و حزب شیاطین هزاران راه دیگر را ساختهاند که قرآن مجید آن جادهها را ضلالت گمراهی و تخریب ساختمان انسانیت
ماندگاری در مسیر توحید با تکیۀ بر نشانهها
این نشانهها را در صراط مستقیم یعنی جادۀ خودش وان هذا صراطی مستقیما سوره انعام آیه 153 و بهعبارت دیگر در راه توحید قرار داده است تا مردم با اندیشه در این نشانهها برای یافتن توحید حرکت کنند و به توحید برسند با بودن این نشانهها منحرف نشوند و در جاده ضلالت
نتایج پیروی از امام هدایت
ضلالت پیروی کند؟ امام هدایت را خداوند برای انسانها قرار میدهد؛ چنانچه قرآن کریم میفرماید وجعلناهم ائمه یهدون بامرنا انبیا و ائمه ع خودشان را پیشوا قرار ندادند بلکه خدا آنها را به این سمت گمارده است؛ چرا؟ برای این که خیر دنیا و آخرت را به همۀ مردم برساند.هر چیز در این عالم مسیر و مجرایی دارد دلیل یک ساختمان محکم و خوب نقشۀ مهندس است و نقشه و مسیر عالم شدن بچههای ما تحصیل در دبستان دبیرستان دانشگاه و حوزههای علمیه است. مجرای سیر شدن شکم ما زمین است که در خود آب و مواد غذایی دارد و هر چیز دیگری نیز در این دنیا همینگونه است؛ لذا مجرا مسیر نقشه و دلیل ما برای به دست آوردن همۀ خیرهای دنیا و آخرت هم امام هدایت است. اگر جدای از امام هدایت زندگی کنیم به هیچ خیری نمیرسیم؛ چنانچه قرآن کریم میفرماید واتوا البیوت من ابوابها برای رسیدن به هر مقصدی باید از راه صحیح آن رفت؛ مثلا اگر میخواهید به شهر یزد بروید راه و مسیر و نقشه خاص خود را دارد؛ لذا اگر از غیر آن راه بروی به مقصد نمیرسی و عاقبت آن خستگی هلاکت و خسران است.اگر کسی تصور کند که از غیر کانال امام هدایت به خیر دنیا و لذت آن و نیز به رستگاری در آخرت میرسد اشتباه کرده است.این روایت خیلی جالب است که پیغمبر ص به امیرالمؤمنین ع میفرماید قیامت خداوند متعال تو را اول جادۀ
موعظهگری یاد مرگ
ضلالت مسلم و یقینی است.در یکی از بخشهای تقریبا پرجمعیت شاهرود نه خود شهر چند کیلومتر بیرون از شهر عالمی کل برنامههای دینی مردم را انجام میداد. این عالم برای مردم کلانتری دادگستری دادگاه و محل حل اختلاف بود. برای جلب بچهها و مردم به دین جاذبۀ عجیبی داشت. نمازش نماز بود و منبرش مردم را میساخت. سازندۀ خرابیهای باطن مردم بود و ظاهر مردم را نیز اصلاح میکرد. این روحانی به دین و مردم خدمت کاملی کرد و مرد. همانجا در ده دفنش کردند. چهرههای دینی مسجد محل نزد پسرش آمدند. لباس روحانیت نداشت گفتند لباس پدرت را بپوش و از امشب که پدرت نیست داخل محراب بیا و بعد هم منبر برو. قبول کرد؛ اما نه آگاه به فقه بود نه به مسائل شرعی نه به قرآن ولی مردم تصورشان این بود آقازاده آقاست. مگر کم است آقازادۀ آقا؟ آن پسر دید بیکار است چه شغلی بهتر از شغل پدرش؟ به محراب و منبر برود. مردم به خاطر عشقی که به روحانیت واجدالشرایط دارند در آن منطقه روغن میآورند گوشت پارچه و میوۀ فصل را میآورند. چراگاه مهمی برایش آماده است متاعا لکم و لانعامکم . 13 چند ماهی محراب و منبر را گرداند. بعضی از متدینین دقت کردند دیدند ایشان آیات را اشتباه میخواند و عوضی معنا میکند روایات را درست بلد نیست خوب هم معنی نمیکند. خیلی عصبانی شدند. شبی که فهمیدند این پسر پوک و پوچ است بر سرش ریختند؛ چرا ریختند؟ برای اینکه یک شب روی منبر گفت ملت من هرچه برایتان منبر رفتم اشتباه بوده. هرچه آیه و دعا معنی کردم عوضی بوده. هرچه به من سهم امام دادهاید غاصبانه خوردهام. هرچه برایم روغن و گوشت آوردهاید بیخود آوردید. من اقرار میکنم و از شما عذر میخواهم و به پیشگاه پروردگار توبۀ واقعی میکنم. مردم عصبانی ریختند او را از روی منبر پایین کشیدند و تا جایی که جان داشت کتکش زدند. عمامه و عبا و قبایش پاره شد. با یک پیراهن و زیرشلواری به او گفتند گورت را از اینجا گم کن. اگر اینجا بمانی بیچارهات میکنیم. از ده بیرون آمد. دید پول ندارد. آن وقتها شاهرود ماشین هم نبود. شاهرود تا تهران تقریبا نصف جادۀ
سعادت انسان در گرو سفر در راه دین
ضلالت خودپرستی صندلیپرستی پولپرستی شهوتپرستی ریاستپرستی علمپرستی و گناهان آتش دوزخ است و این آتش هم ابدی است؟ همه دوزخیان میگویند بله هشداردهنده آمد. به آنها میگویند اگر 124هزار هشداردهنده دوازده امام هشداردهنده و میلیونها عالم واجد شرایط دلسوز هشداردهنده آمد پس چرا به جهنم آمدید؟ پاسخ میدهند لو کنا نسمع او نعقل سوره ملک آیه 10 اگر ما در حرفها و هشدارهای آنها و عاقبت خودمان اندیشه میکردیم یا به حرف آنها گوش میدادیم و قبول میکردیم ما کنا فی اصحاب السعیر الآن دوزخی نبودیم. ارزشگذاری پروردگار برای انسانحالا شروع زندگی در کره زمین با یک مرد و زن است. خدا در سوره بقره به این مرد و زن خطاب میکند و با آنها حرف میزند. خدای به این باعظمتی چقدر به ما انسانها ارزش داده که حاضر شده از ابتدای زندگی با ما حرف بزند. حالا با ما امت اسلام که با قرآن حرف زده و این خیلی عجیب است حرفهای خدا را در قرآن شنیدهاید؟ آنهایی که اهل گناه هستند نشنیدهاید؟ یقینا شنیدهاند که خدا در قرآن سورههای بقره و آلعمران ربا را حرام کرده است؛ جوانهای گنهکار حرفهای یقینا شنیدهاند که خدا زنا را حرام کرده است؛ همه مردم یقینا سخن خدا را در قرآن شنیدهاند که خدا دروغ تهمت غیبت و حتی فحشدادن به دشمن را حرام کرده است. اگر شنیدهاند پس چرا عمل نمیکنند؟ چون گرفتار نفس اسکناس و شهوت هستند. تا وقتی که آزاد نشوند به حرف خدا گوش نمیدهند. اینها باید آزاد بشوند تا حرف خدا را گوش بدهند. خدا خیلی به ما ارزش داده که با ما حرف زده است وگرنه ما که یکذره خاک هستیم؛ خاک کجا و پروردگار جامع همه صفات کمال جلال و جمال کجا به قول قدیمیها این التراب و رب الارباب . خدایی که فوق هستی و کلیددار هستی است میلیاردها میلیارد جماد نبات حیوان انسان و عوالم را آفریده است کجا و من خاک شصتهفتاد کیلویی کجا اما به من ارزش داده که با من حرف زده است. سرانجام حرکت در جادههای ضد پروردگارخداوند به این زن و شوهر فرمود قلنا اهبطوا منها جمیعا سوره بقره آیه 38 زندگی را روی زمین شروع کنید. فاما یاتینکم منی هدی راه و جاده از سوی من برای شما میآید. این راه و جاده خدا همان است که آدرس آن را در ابتدای سخن دادم. مجموعه اعتقادات اخلاقیات اعمال و حلال و حرام که آنهم خدا میگوید از سوی من است؛ یعنی من به کسی اجازه نمیدهم که به اسم کمونیسم بودائیسم و کاپیتالیسم برای شما جادهسازی بکند. من اجازه نمیدهم که مارکس و لنین برای شما جاده بسازند. من اجازه نمیدهم که بعد از مرگ پیغمبر ص گوشهای جمع بشوند و براساس هوای نفس دینی برابر دین من درست بکنند و جاده بسازند. در ساختن این جاده صاحب این جاده امیرالمؤمنین ع را کنار بزنند. حالا خودشان با کبر غرور بخل و حسد جادهسازی میکنند شما گول نخورید دست به دست این شیاطین ندهید و جاده آنها را جاده حق ندانید. و ان هذا صراطی مستقیما فاتبعوه و لا تتبعوا السبل سوره انعام آیه 153 فقط در راه من حرکت کنید و بهسراغ جادههای دیگر نروید. فتفرق بکم عن سبیله روح دین اجتماع قلب و عقلتان را متلاشی میکنند. از انسان بودن شما یک حیوان شاخدار دمدار و سمدار درست میکند اسلحه به دستش میدهد که انبیا را بکشد ائمه را شهید کند و 72 نفر را مظلومانه در کربلا قطعهقطعه کند. این نتیجه جاده سازندگان جادههای ضد پروردگار است. شما حرکت در آن جادهها را قبول نکنید فاما یاتینکم منی هدی فمن تبع هدای سوره بقره آیه 38 هر کسی در راه من حرکت کند فلا خوف علیهم و لا هم یحزنون نه دچار ترس منفی میشود و نه غصۀ منفی. نیاز انسان به راهنمایان واقعی در جادۀ
English