ما مسافر باطن هستیم و شیر از ما حساب میبرد راهکار فرار از شیطان در کلام پیغمبر ص آدم در عبادت با خدا و کل موجودات آشنا میشود؛ ولی با دشمن باید
14 مطلب یافت شد
هماهنگی موجودات عالم در عبادت پروردگار
ما مسافر باطن هستیم و شیر از ما حساب میبرد راهکار فرار از شیطان در کلام پیغمبر ص آدم در عبادت با خدا و کل موجودات آشنا میشود؛ ولی با دشمن باید
چهار راهکار برای دوری شیطان از انسان
چهار راهکار پیامبر ص برای دوری شیطان از انسان وی برای فرار از شیطان به راهکاری در کلام پیامبر ص اشاره و خاطرنشان کرد انسان در عبادت با خدا و
حقیقت شرک در کلام امام حسین(ع)
فرار کنند و بیایند مصاحبههای خیلی جالبی کردهاند بعضی از چیزهایی که آنها در تلویزیون خودمان اقرار کردهاند بهخاطر ادب منبر نمیگویم که اینها چه بلایی سر دخترها زنهای جوان شوهردار و بچهدار در پادگان اشرف عراق صدام به آنها داده بود آوردند هر کدام از این زنان شوهردار را که زیبا بودند بدون طلاق به رجبی تعارف میکردند. این شرک است. -راهکار
اسلام در طلب اصلاح
راهکار هایی توانست در مدتی کوتاه دنیا را در تصرف خواسته های خویش در آورد؟آیا اسلام همانند مارکسیست ها و تفکرات چپ در عرض چند ماه با استفاده از آشوب و اعتراض و خشونت توانست بر سر کار بیاید و یا از روشی دیگر بهره گرفت؟به نظر نگارنده اسلام رفورمیست و خواستار اصلاح است. اسلام قائل به تغییرات تدریجی است و نمی خواهد در عرض یک شب وضع موجود را تغییر دهد و وضع مطلوب خود را جایگزین کند. همچنین نمی خواهد با زور و اجبار به قدرت برسد بلکه می خواهد مردم خودشان با اختیار اسلام را بپذیرند و با عمل اختیاری به دستوراتش رشد کنند.برای بدست آورد پاسخ دقیق این سوال باید به سراغ سیره نبوی برویم.معمولا نیرو های چپ در تفکر امروزی آن وقتی به هدف فتح خود دست می یابند اولین اقدامی که می کنند تشگیل دادگاهی برای محاکمه دشمنان سابق خود است. اما بسیار عجیب است که در جریان فتح مکه حتی یک قطره خون هم از بینی کسی نریخت و حتی ابوسفیان دشمن قسم خورده اسلام و مسلمین را هم اعدام نکردند.پیامبر قبل از اسلامپیامبر گرامی اسلام تا چهل سالگی همانند همه مردم عادی در کنار آن ها زندگی می کردند و مانند آن ها مشغول کار و تجارت بودند و هیچ تحرک سیاسی خاصی در طول این چهل سال از او مشاهده نمی شود. مردم مکه فقط او را به محمد امین می شناسند و نه یک جوان پر شور که به دنبال تغییر وضع موجود است و یا دائما در حال مبارزه با حکومت وقت است.اقدامات پس از اسلامپیامبر عظیم القدر اسلام پس از انتخاب شدن به عنوان نبی رسالتش را آغاز می کند اما باز هم بوئی از حرکات دفعی و سریع و خشن مشاهده نمی شود. چه در سه سال دعوت خاص و چه در دعوت عام خود و چه زمانی که او و پیروانش در شعب ابی طالب چند سال محصور شدند ایشان هیچ اقدام مسلحانه ای علیه دشمنان خود نمی کنند. پیمان با اهل یثربپیامبر در مکه حتی یک بار هم دست به خشونت نمی زند حتی یک نفر را هم ترور نمی کند بلکه دائما در خطر ترور قرار دارد. اهل یثرب با پیامبر پیمان میبندند و ایشان از مکه فرار
آزاررسانی از منظر قرآن
راهکار بیان می کند تا از آسیب در امان مانند. از جمله راهکارهای قرآنی برای امنیت بخشی به زنان این است که زنان افزون بر عفت باطنی و رعایت آن با استفاده از پوشش حجاب خود را از آزار دیگران در امان نگه دارند. پوشش کامل موجب می شود تا ازعوامل تحریک دور شوند و مردان را به سوی خود نکشانند.رعایت پوشش ظاهری همراه با متانت در راه رفتن و سخن گفتن راهکارهای قرآنی است که برای رهایی از آزار توصیه و سفارش شده است. نگاه کنید الفرقان ج۲۱ ص۸۰۲ و تفسیر کبیر فخر رازی ج۲۵ ص۰۳۲ و نیز آیات مربوطه و یا مرتبط چون احزاب آیه۹۵ و سوره نور قرآن در صورتی که منشا آزار عقیده ستیزی طرف مقابل است از راهکارهای دیگری برای رهایی از اذیت و آزارهای روحی و بدنی استفاده می کند. به منظور رهایی از فشارهای مخالفان و دشمنان شخص مومن می تواند از ابزار تقیه استفاده کند و با نهان کردن دین و مذهب خود جان و مال و عرض خود را از خطر تعرض دور نگه دارد. از این رو پنهان ساختن باور درونی و عدم اظهار آن در شرایط قدرت داشتن مخالفان و دشمنان و اعمال نفوذ آن جایز شمرده شده است نحل آیه۱۰۶ در برخی از روایات تقیه نه تنها جایز بلکه در برخی موارد برای رهایی از آزار دیگران واجب شمرده شده است. وسایل الشیعه ج۱۶ ص۲۱۰ هجرت و کوچ نیز از دیگر راهکارهای قرآنی برای فرار
ارزش ملکوتی انسان در گرو انتخاب درست
راهکار دین برای رفع گرفتگی باطندین خیلی خوب است. این دین است که مردان و زنان شما هماخلاق و هم پیاله اروپاییها و آمریکاییها نیستند. آنها ابلیسی و شیطانی و دوزخی نیستند. این دین است. گاهی هم اگر کسل شدیم بهترین راه رفع کسالت و گرفتگی باطن یاد خداست. همچنین یک گوشه پنج دقیقه گریه برای ابیعبدالله ع و خواندن دو رکعت نماز در گوشهای خلوت است؛ حتی در رکوع و سجود نماز واجب هر چندتا که میخواهید یارب بگویید و گریه کنید ببینید چقدر حالتان عوض میشود و چقدر راحت میشوید. گاهی این کسالت برای شما میآید.چرا آزردهحالی ای دل ای دلهمه فکر و خیالی ای دل ای دلبرو کنجی نشین شکر خدا کنکه شاید کام یابی ای دل ای دل 9 کلام آخر؛ تدفین پیکر مطهر شهدای کربلادیگر صدا و ناله خانمهای بیاباننشین درآمد و گفتند اگر شما این 72 بدن را دفن نکنید ما خانمها بیل و کلنگ برمیداریم و این بدنهای افتاده روی خاک را دفن میکنیم. چقدر غربت اینقدر بنیامیه جو وحشت درست کرده بود که مردم جرئت نمیکردند بدن جگرگوشه زهرا س را دفن کنند.مردها به خانمها گفتند که شما در چادرها بمانید ما میرویم. در نور کم ماه دیدند یک شترسوار بهسرعت میآید. اول فکر کردند مامور است میخواستند فرار
دین، جامعه و انحرافات اجتماعی
فرار از پیامدهای منفی از انحراف باز ایستد. د توبیخ و تحقیر فرد منحرف از طریق زبان و کلام؛ توبیخ و تحقیر نوعی تنبیه بیرونی است که درباره نیازهای عاطفی تعلق و عزت نفس اعمال می گردد. این تنبیه بیرونی در صورت همسازی با تنبیه درونی می تواند فرد منحرف را از انحراف بازدارد. 3- برخوردهای یدی در این مرحله به واسطه زدن مجروح نمودن و امثال آن فرد متخلف تادیب می شود. بعضی از فقها برخورد یدی را عبادت می دانند برخورد یدی به این معنا در حیطه وظایف حکومت و مبتنی بر اذن حاکم است. برخوردهایی که از طریق ید اعمال می شود نوعی تنبیه جسمانی است که در صورت همسازی با تنبیه درونی خود سنجی می تواند به بازداشتن فرد متخلف از انحراف اجتماعی بیانجامد. به طور خلاصه شکل های گوناگون امر به معروف و نهی از منکر از طریق پاداش یا عقوبت بیرونی یا درونی واقعی یا مورد انتظار در جهت کنترل انحرافات عمل می شود. کارایی امر به معروف و نهی از منکر در جوامع امروزیمشاهده مواردی از ناکامی و بی تاثیری در مکانیزم امر به معروف و نهی از منکر چنین احساسی را به افراد القا می کند که این راهکار … راهکار نظری توصیف و سپس ساز و کار این راهکارها بیان می گردد الف راهکارهای نظری معارف و شناخت های دین که در بازداشتن افراد از انحرافات مؤثر است تحت سه مقوله می باشد ترسیم و ساز و کار پاداش و عقوبت؛ بدی و خوبی و معارف بنیادین. ترسیم و ساز و کار پاداش و عقوبت دین برای افراد مؤمن نیکوکار و به طور کلی کسانی که دستورها و هنجارهای دینی مربوط به اندیشه و عمل را به خوبی رعایت می کنند متناسب با میزان پایداری آنان بر هنجارهای مذکور پاداش هایی معرفی می نماید که آن اعم از پاداش دنیوی و اخروی است که به چند عنوان نمونه آن در قرآن کریم اشاره می گردد پاداش هایی چون نعمت های بهشتی احساس رضایت مندی سرور و افتخار جلب نظر و توجه الهی به دست آوردن یقین اطمینان و آرامش برخورداری از کمک های ویژه الهی در دنیا و برخورداری از هدایت بیشتر الهی و… .در مقابل دین عقوبت هایی را برای کفار بدکاران و کسانی که از هنجارهای دینی تخلف می نمایند ترسیم می کند. عذاب های اخروی پشیمانی و سرافکندگی برخوردار نبودن از نگاه توجه و رضایت الهی شک تردید و ناآرامی از جمله این عقوبات است. سازوکار شناخت مربوط به پاداش و عقوبت در درون طبیعت و فطرت انسان نیازهای متنوعی وجود دارد که با تامین آن احساس آرامش خوشی و لذت می نماید و در صورت عدم تامین دچار ناآرامی و ناخوشی می گردد. از همین جهت انسان نسبت به رفتار و عملی که مقرون به پیامد خوشایند تامین نیاز است رغبت داشته و از عملی که پیامد ناخوشایند را به دنبال دارد گریزان است. بر اساس نظریه یادگیری اجتماعی همانگونه که پیامدهای واقعی عمل تشویق یا تنبیهی که مقارن عمل دریافت شود رفتار فرد را بر می انگیزد پیامدهای مورد انتظار آن هم که به صورت نمادین در ذهن بازنمایی شده است نیز رفتار فرد را بر می انگیزد.بنابراین شناخت هایی که از دین در باره پاداش و عقوبت دریافت می شود در صورت درونی شدن می تواند آدمی را به سوی کارهای شایسته که مقرون با پاداش های مورد انتظار است سوق دهد و از کارهای ناشایست که همراه با عقوبت مورد انتظار است باز دارد. به عبارت دیگر انسان را به رعایت هنجارهای دینی و دوری از انحراف وادار نماید.ترسیم و ساز و کار بدی و خوبیانسان بر طبق طبیعت و فطرت خویش و همچنین بر اساس آموزه های اجتماعی چیزهایی را خوشایند و زیبا و چیزهایی را ناخوشایند و نامطلوب می یابد؛ به گونه ای که درک این زیبایی و زشتی در انسان نهادینه شده است. امور خوب و بد دینی نیز به همین ترتیب شکل می گیرد زیرا دین با بیاناتی متنوع و با استفاده از تعابیری خاص سعی می نماید تا زشتی و بدی زیبایی و خوبی بعضی اعمال را همچون ناخوشایندی و زشتی ها و یا خوشایندی و زیبایی های طبیعی و اجتماعی مجسم نموده و برای ما درونی سازد. به عنوان نمونه در قرآن کریم از قمار شراب گوشت خوک مردار و خون به رجس و پلیدی تعبیر می شود. از منافقین به سبب اعمال ناشایست شان به عنوان افراد بیمار دل یاد می شودو از مال حرام عقاید نادرست و افراد بدکار به خبیث آلوده و ناپاک تعبیر می گردد .در مقابل درباره چیزهای حلال عقاید درست و افراد درستکار از تعبیر طیب پاک و دلپذیر استفاده می شود. همچنین از افراد مومن و درستکار با صفاتی چون سمیع بصیر هدایت شده دارای نور زنده دل صاحب عقل و دانش توصیف می گردد. سازوکار شناخت مربوط به خوبی و بدی همان گونه که یک عمل می تواند پیامدهای بیرونی مثبت یا منفی خواه پیامدهای واقعی؛ خواه پیامدهای مورد انتظار داشته باشد می تواند پیامدهای درونی نیز داشته باشد. پیامدهای درونی یک عمل طی واکنش خود سنجی و بر اساس معیارهای درونی شخص در باره خوبی یا بدی یک عمل ایجاد می گردد. البته اگر شناخت های دین در باره زشتی و زیبایی خوبی و بدی اعمال به نحوی درونی گردد که هر عملی را که دین زشت دید انسان نیز زشت ببیند و آنچه را زیبا ببیند آدمی زیبا ببیند از اعمال خلاف هنجار های دینی به جهت فرار
«ادخال سرور» در قلب مومن
فرار کرد. همراهان حضرت از پی او دویدند و در نهایت او را به همراه عبا تسلیم حضرت کردند. امام علی علیهالسلام با اشاره به آن فرد از همراهانش پرسید که او کیست؟ عرض شد این فرد دلقکی است که با کارهایی از این قبیل مردم مدینه را می خنداند و موجبات شادی آنها را فراهم می کند. حضرت بی توجه به آن شخص فرمود به او بگویید خدا روزی دارد که در آن روز اهل کارهای بیهوده و باطل میفهمند که دستشان خالی است. 4 اگر ادخال سرور به همان معنایی بود که بین ما شایع است حضرت می بایست از کار آن مرد تقدیری شایسته به عمل می آورد؛ ولی می بینیم او را حکیمانه مورد سرزنش قرار می دهد.امام صادق علیهالسلام فرمود خداوند به حضرت داود علیهالسلام وحی کرد همانا اگر بنده ای از بندگان من حسنه ای را به درگاه من بیاورد من بهشتم را بر او مباح می کنم. حضرت داود علیه السلام پرسید پروردگارا آن چه کار خیری است؟ که چنین پاداشی دارد؟ خداوند متعال فرمود شاد کردن دل بنده ای از بندگان مؤمن من ولو با دادن یک دانه خرما به او. پس ادخال سرور در قلب مومن به معنای خنداندن او نیست بلکه خندیدن حالتی است که گاهی در پی سرور قلبی در چهره کسی پدیدار می شود.از مجموع روایاتی که در این باره به ما رسیده است به دست می آید که معنای ادخال سرور شاد کردن دل مومن است؛ آن هم از راهی که شرعا حرام نباشد. امام حسین علیهالسلام از نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله روایت میکند افضل الاعمال بعد الصلاه ادخال السرور فی قلب المؤمن بما لا اثم فیه 5 ؛ برترین اعمال بعد از اقامه نماز شاد کردن دل مومن است؛ البته از طریقی که گناه در آن نباشد.از این روایت استفاده می شود شاد کردنی در اسلام ارزشمند است که بر خلاف موازین شرعی نباشد و اگر مخالف بود ممنوع است و حرام؛ حتی اگر باعث خنده و به ظاهر شادی دل عده ای شود.اکنون جای این پرسش است که با چه کارهایی می توان قلب مومنی را شاد کرد؟ باز در اینجا عده ای بر این گمانند که تنها راه ایجاد سرور و بهجت در قلب مومنی دست زدن به کاری خنده دار یا بیان لطیفه ای مسرت بخش است و بس.ما منکر چنین روشهایی بر فرض حلال بودنشان نیستیم؛ اما آنچه از بررسی و جستجو در روایات نصیبمان میشود گوهری است که این امور را توان قیاس با آن نیست.روایات این بخش نه تنها ما را دعوت به ایجاد شادی در دل مؤمن می کنند؛ بلکه راه رسیدن به آن را نیز برای ما شرح می دهند که با دقت در آنها این سوال ما نیز پاسخ داده می شود.آنچه فرهنگ اسلام به ما می آموزد این است که برادر و خواهر دینی خود را با کمک به او دلشاد کن و گل لبخند را بر لبان او بنشان. به چند روایت در این باب توجه کنید آنچه فرهنگ اسلام به ما می آموزد این است که برادر و خواهر دینی خود را با کمک به او دلشاد کن و گل لبخند را بر لبان او بنشان. عن ابی عبد الله علیه السلام قال قال اوحی الله عز و جل الی داود ع ان العبد من عبادی لیاتینی بالحسنه فابیحه جنتی فقال داود یا رب و ما تلک الحسنه قال یدخل علی عبدی المؤمن سرورا و لو بتمره 6 ؛ امام صادق علیهالسلام فرمود خداوند به حضرت داود علیه السلام وحی کرد همانا اگر بنده ای از بندگان من حسنه ای را به درگاه من بیاورد من بهشتم را بر او مباح می کنم. حضرت داود علیه السلام پرسید پروردگارا آن چه کار خیری است؟ که چنین پاداشی دارد؟ خداوند متعال فرمود شاد کردن دل بنده ای از بندگان مؤمن من ولو با دادن یک دانه خرما به او.عن ابی عبد الله علیه السلام قال من احب الاعمال الی الله عز و جل ادخال السرور علی المؤمن اشباع جوعته او تنفیس کربته او قضا دینه 7 ؛ در این روایت امام صادق علیه السلام پس از بیان ارزش والای شاد کردن دل مؤمن سه راهکار
«ادخال سرور» در قلب مومن
فرار کرد. همراهان حضرت از پی او دویدند و در نهایت او را به همراه عبا تسلیم حضرت کردند. امام علی علیهالسلام با اشاره به آن فرد از همراهانش پرسید که او کیست؟ عرض شد این فرد دلقکی است که با کارهایی از این قبیل مردم مدینه را می خنداند و موجبات شادی آنها را فراهم می کند. حضرت بی توجه به آن شخص فرمود به او بگویید خدا روزی دارد که در آن روز اهل کارهای بیهوده و باطل میفهمند که دستشان خالی است. 4 اگر ادخال سرور به همان معنایی بود که بین ما شایع است حضرت می بایست از کار آن مرد تقدیری شایسته به عمل می آورد؛ ولی می بینیم او را حکیمانه مورد سرزنش قرار می دهد. امام صادق علیهالسلام فرمود خداوند به حضرت داود علیهالسلام وحی کرد همانا اگر بنده ای از بندگان من حسنه ای را به درگاه من بیاورد من بهشتم را بر او مباح می کنم. حضرت داود علیه السلام پرسید پروردگارا آن چه کار خیری است؟ که چنین پاداشی دارد؟ خداوند متعال فرمود شاد کردن دل بنده ای از بندگان مؤمن من ولو با دادن یک دانه خرما به او. پس ادخال سرور در قلب مومن به معنای خنداندن او نیست بلکه خندیدن حالتی است که گاهی در پی سرور قلبی در چهره کسی پدیدار می شود. از مجموع روایاتی که در این باره به ما رسیده است به دست می آید که معنای ادخال سرور شاد کردن دل مومن است؛ آن هم از راهی که شرعا حرام نباشد. امام حسین علیهالسلام از نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله روایت میکند افضل الاعمال بعد الصلاه ادخال السرور فی قلب المؤمن بما لا اثم فیه 5 ؛ برترین اعمال بعد از اقامه نماز شاد کردن دل مومن است؛ البته از طریقی که گناه در آن نباشد. از این روایت استفاده می شود شاد کردنی در اسلام ارزشمند است که بر خلاف موازین شرعی نباشد و اگر مخالف بود ممنوع است و حرام؛ حتی اگر باعث خنده و به ظاهر شادی دل عده ای شود. اکنون جای این پرسش است که با چه کارهایی می توان قلب مومنی را شاد کرد؟ باز در اینجا عده ای بر این گمانند که تنها راه ایجاد سرور و بهجت در قلب مومنی دست زدن به کاری خنده دار یا بیان لطیفه ای مسرت بخش است و بس. ما منکر چنین روشهایی بر فرض حلال بودنشان نیستیم؛ اما آنچه از بررسی و جستجو در روایات نصیبمان میشود گوهری است که این امور را توان قیاس با آن نیست. روایات این بخش نه تنها ما را دعوت به ایجاد شادی در دل مؤمن می کنند؛ بلکه راه رسیدن به آن را نیز برای ما شرح می دهند که با دقت در آنها این سوال ما نیز پاسخ داده می شود. آنچه فرهنگ اسلام به ما می آموزد این است که برادر و خواهر دینی خود را با کمک به او دلشاد کن و گل لبخند را بر لبان او بنشان. به چند روایت در این باب توجه کنید آنچه فرهنگ اسلام به ما می آموزد این است که برادر و خواهر دینی خود را با کمک به او دلشاد کن و گل لبخند را بر لبان او بنشان. عن ابی عبد الله علیه السلام قال قال اوحی الله عز و جل الی داود ع ان العبد من عبادی لیاتینی بالحسنه فابیحه جنتی فقال داود یا رب و ما تلک الحسنه قال یدخل علی عبدی المؤمن سرورا و لو بتمره 6 ؛ امام صادق علیهالسلام فرمود خداوند به حضرت داود علیه السلام وحی کرد همانا اگر بنده ای از بندگان من حسنه ای را به درگاه من بیاورد من بهشتم را بر او مباح می کنم. حضرت داود علیه السلام پرسید پروردگارا آن چه کار خیری است؟ که چنین پاداشی دارد؟ خداوند متعال فرمود شاد کردن دل بنده ای از بندگان مؤمن من ولو با دادن یک دانه خرما به او. عن ابی عبد الله علیه السلام قال من احب الاعمال الی الله عز و جل ادخال السرور علی المؤمن اشباع جوعته او تنفیس کربته او قضا دینه 7 ؛ در این روایت امام صادق علیه السلام پس از بیان ارزش والای شاد کردن دل مؤمن سه راهکار
راهکار قرآن برای آشنایی با معارف الهی
راهکار قرآنی برای آشنایی با معارف دینی کتابهای علمای بزرگ شیعه و فقهای مکتب باعظمت اهلبیت علیهمالسلام جامع همه معارف و مسائلی است که همه انسانها برای دین و دنیا و آخرتشان به آن نیازمندند. جدا زیستن از عمل به این کتابها انسان را از خداوند انبیا ائمه طاهرین علیهمالسلام و قرآن کریم دور میکند. قرآن برای آشنایی با این معارف دو راه پیشنهاد میدهد الف تحصیل علوم دینییکی اینکه گروهی دینشناس بشوند لیتفقهوا فی الدین سوره توبه آیه 122 . فقه در اینجا یعنی فهم؛ این گروه به مناطقی بروند که امکان تحصیلات این علوم برایشان فراهم است. در روایات دیگرمان هست که محصلین علوم دین باید نشاط داشته باشند خسته و کسل نشوند و در برخورد با حوادث از این علوم روی برنگردانند. -تصمیم دیرهنگام سدیدالدین به تحصیل علوم دینیعالم بزرگ شیعه سدیدالدین حمصی برای یکی از همین دهاتهای اطراف تهران بود. به زمان خودش اسم این روستا حمص بود که به ده کلین زادگاه محمدبنیعقوب کلینی و پدرش نزدیک است. شما ببینید که این دو طلبه یکی مرحوم کلینی و یکی سدیدالدین حمصی به کجا رسیدند روزگار تحصیل آنها راحت و آسان نبود. سدیدالدین حمصی پنجاهساله بود و مغازه نخودفروشی در همین ده داشت. آن منطقه نخود زیاد میکاشتند و الآن هم بخش عمدهای از آن کشاورزی است. اینها از دهاتهای شهر ری است. عالمی آمد که نخود بخرد مرد دیگری هم آمد که نخود بخرد. این عالم با آن مرد بحثشان شد؛ آنهم یک بحث زیبای دلنشین علمی. روان بودن بحث سبب شد که این نخودفروش صددرصد بیسواد هم بفهمد این دو عالم چه میگویند عاشق علم شد و مغازه را در پنجاهسالگی به قوموخویش خودش واگذار کرد که درآمدی هم به سدیدالدین بدهد. سر پنجاهسالگی رفت و طلبه شد. آنوقت شام حوزه علمیه شیعه بود؛ این مرد سی سال در شام تحصیل علم کرد و به مقام مرجعیت رسید بیست سال هم کارگردان امور دینی دنیایی و آخرتی شیعه بود و نزدیک سی جلد هم کتاب نوشته است. سر صدسالگی هم از دنیا رفت. نوشتهاند که توانش تا صدسالگی هم بر جا بود و بهخوبی کار کرد. -سختیهای روزگار تحصیل و پایداری شیخ طوسییک راه فهم این کتابها تحصیل علوم الهی بیکسالت و بیخستگی است و در برخورد با حوادث تلخ هم نباید از حوزه تحصیل فرار
نگاهی به راهبردهای ارزشی پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله
راهکار سازگاری و همدلی موضوع اصلاح ذات البین و سفارشها و موضعگیری های پیامبر اکرم صلی الله علیه وآلهپیرامون آن نیز در ردیف راهکارهای ایجاد برادری قرار می گیرد ... وفی الخبر عن ابی ایوب قال قال رسول الله صلی الله علیه وآله یا ابا ایوب الا ادلک علی صدقه یحبها الله و رسوله قال بلی. فقال رسول الله تصلح بین الناس اذا تفاسدوا... و فی راویه تسعی فی صلاح ذات البین اذا تفاسدوا و تقرب بینهم اذاتباغضوا . 7 و نیز نقل شده که درباره آیه اخوت از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله پرسش کردند فرمود مزد آن کس که در برقراریآشتی میان مردمان بکوشد; برابر مزد کسی است که در راه خدا پیکار کند. 8 بدین ترتیب یکی از این شیوه ها را در تصمیمی که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله مبنی بر اصلاح ذات البین در موردتقسیم غنایم جنگ بدر می گیرد مشاهده می کنیم. قطعا فقدان قانون خاص تقسیم غنایم و نیز عدم آمادگی تربیتی و اخلاقی کامل مسلمانان آن دوره عواملی بود تا در وحدت پویای جامعه اسلامی ایجاد خلل کند. از این رو پیامبرصلی الله علیه وآله مامور به اصلاح امور و حفظ یکپارچگی ملت می شود و مؤمنان نیز موظف به رعایت همدلی و تبعیت از رسول اکرم صلی الله علیه وآله که فاتقوا الله واصلحوا ذات بینکم واطیعوالله ورسوله ان کنتم مؤمنین . انفال 1 پیامبرصلی الله علیه وآله به گونه ای اختلاف زدایی می کند که شقاقی هر چند ناچیز در پیکره وحدت دینی مسلمین سر برنیاورد; چنان که مورخان نقل کرده اند پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله حتی برای گروهی هم که در جنگ حاضر نبودند سهمی از غنیمت قرار می داد. 9 جالب توجه است که پیش از آغاز جنگ بدر پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله با وجود اعلام حمایت عده ای از مهاجران درانتظار اعلام رضایت انصار مبنی بر آمادگی جهاد نبرد با دشمن است; چون محتوای قرارداد انصار با پیامبرصلی الله علیهوآله درباره دفاع از حضرت در داخل شهر مدینه بود و نه همراهی در جنگ های خارج لذا پیش از حرکت به دنبال رای ونظر انصار بود و پس از اطمینان از یاری آنان آماده کارزار می گردد.این امر در واقع نشان از اهتمام پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله به رعایت سنت های اجتماعی و ملاحظه شرایط خاصسیاسی زمان دارد. 10 تفوق به جای تفرق رویداد دیگری که در جریان جنگ احد شاهدیم دستوری است که قرآن به پیامبرصلی الله علیه وآله می دهد مبنی بر عدم ملامت پاره ای مسلمانان به سبب فرار
نگاهی به راهبردهای ارزشی پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله
راهکار سازگاری و همدلی موضوع اصلاح ذات البین و سفارشها و موضعگیری های پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله پیرامون آن نیز در ردیف راهکارهای ایجاد برادری قرار می گیرد ... وفی الخبر عن ابی ایوب قال قال رسول الله صلی الله علیه وآله یا ابا ایوب الا ادلک علی صدقه یحبها الله و رسوله قال بلی. فقال رسول الله تصلح بین الناس اذا تفاسدوا... و فی راویه تسعی فی صلاح ذات البین اذا تفاسدوا و تقرب بینهم اذا تباغضوا . 7 و نیز نقل شده که درباره آیه اخوت از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله پرسش کردند فرمود مزد آن کس که در برقراری آشتی میان مردمان بکوشد; برابر مزد کسی است که در راه خدا پیکار کند. 8 بدین ترتیب یکی از این شیوه ها را در تصمیمی که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله مبنی بر اصلاح ذات البین در مورد تقسیم غنایم جنگ بدر می گیرد مشاهده می کنیم. قطعا فقدان قانون خاص تقسیم غنایم و نیز عدم آمادگی تربیتی و اخلاقی کامل مسلمانان آن دوره عواملی بود تا در وحدت پویای جامعه اسلامی ایجاد خلل کند. از این رو پیامبرصلی الله علیه وآله مامور به اصلاح امور و حفظ یکپارچگی ملت می شود و مؤمنان نیز موظف به رعایت همدلی و تبعیت از رسول اکرم صلی الله علیه وآله که فاتقوا الله واصلحوا ذات بینکم واطیعوالله ورسوله ان کنتم مؤمنین . انفال 1 پیامبرصلی الله علیه وآله به گونه ای اختلاف زدایی می کند که شقاقی هر چند ناچیز در پیکره وحدت دینی مسلمین سر برنیاورد; چنان که مورخان نقل کرده اند پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله حتی برای گروهی هم که در جنگ حاضر نبودند سهمی از غنیمت قرار می داد. 9 جالب توجه است که پیش از آغاز جنگ بدر پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله با وجود اعلام حمایت عده ای از مهاجران در انتظار اعلام رضایت انصار مبنی بر آمادگی جهاد نبرد با دشمن است; چون محتوای قرارداد انصار با پیامبرصلی الله علیه وآله درباره دفاع از حضرت در داخل شهر مدینه بود و نه همراهی در جنگ های خارج لذا پیش از حرکت به دنبال رای و نظر انصار بود و پس از اطمینان از یاری آنان آماده کارزار می گردد. این امر در واقع نشان از اهتمام پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله به رعایت سنت های اجتماعی و ملاحظه شرایط خاص سیاسی زمان دارد. 10 تفوق به جای تفرق رویداد دیگری که در جریان جنگ احد شاهدیم دستوری است که قرآن به پیامبرصلی الله علیه وآله می دهد مبنی بر عدم ملامت پاره ای مسلمانان به سبب فرار
غفلت؛ پیامدها و راههای نجات
فرار به سبب آن است که همه دنیا اگر به عنوان نشانه خداوند مورد توجه قرار نگیرد می تواند دامی برای آدمی باشد و او را به غفلت براند. کسی که غافل شود و مجذوب امری گردد دیگر به سادگی نمی توان او را بیدار کرد. اهل غفلت همانند جاهل مرکب است که نمی داند که نمی داند که نمی داند. به این معنا که اهل غفلت آن چنان مجذوب چیزی می شود که به سادگی نمی توان او را بیدار کرد. برای بیداری چنین شخصی می بایست نخست او را از جهل مرکب و دیدن های نادرست رهایی بخشید. شخص غافل با هر حرکتی بیدار نمی شود؛ زیرا شخصی مجذوب است. از این رو قرآن بر ذکر و یاد کرد دایمی خداوند تاکید می ورزد؛ زیرا انسان از همان آغاز چنان ساخته و پرداخته شده که می تواند خداوند را پیش از خود بشناسد. یعنی شخص پیش از آن که خود را بشناسد خداوند را شناخته است؛ زیرا شناخت خود به معنای شناخت دیگری است و اگر شخصی بخواهد خود را بشناسد می بایست دیگری را بشناسد که آن دیگری چیزی جز خداوند نیست. پس هر کسی پیش از شناخت و دیدن خود خدا را دیده است. از این رو خداوند می فرماید هنگامی که پروردگار تو از فرزندان آدم از پشت هایشان پیمان و آنان را بر خودشان گواه گرفت و گفت آیا پروردگار شما نیستم؟ گفتند بله گواهی دادیم. این گواهی دادن به معنای آن است که آدمی پیش از این که خود را بشناسد و بیابد خدا را یافته و شناخته است. حال اگر این شناخت را تداوم بخشد می تواند در مسیر کمالی قرار گیرد و از غفلت رهایی یابد. اما اگر این گونه عمل نکند ناچار در دام می افتد و خود و خدا را فراموش می کند؛ زیرا اهل غفلت پیش از آن که خدا را از یاد ببرد خود را به عنوان آیه بودن فراموش کرده و گرفتار نسیان خود شده است.بر این اساس برای پیشگیری می بایست همواره خود را به عنوان آیه به یاد آورد و خدا را یاد کند. این همان چیزی است که در آیات قرآنی به یاد خود بودن از آن تعبیر می شود؛ زیرا کسی که به یاد خود است و خود را فراموش نمی کند خدا را فراموش نخواهد کرد چنان که کسی اگر خدا را فراموش نکند و همواره متوجه و متذکر باشد خود را فراموش نمی کند و اهل غفلت نمی گردد.راه رهایی آن است که آدمی همواره آیه بودن را در نظر گیرد و با تصحیح نگرش و بینش خود نسبت به هستی و خود رفتاری براساس بینش حقیقی داشته باشد. چنانکه گفته شدخداوند برای آن که مؤمنان گرفتار آثار و پیامدهای وخیم و زیانبار غفلت نشوند در آیات قرآنی و آموزه های وحیانی راهکار
English