قدرت و توانایی از صفات کمال وجودی است و خداوند که همه کمالات وجودی را دارا است صفت قدرت را نیز دارد از دیدگاه فلاسفه صفت قدرت را نیز دارد از
805 مطلب یافت شد
جاذبه حسین علیه السلام، موجب تعالی انسان
توجه به حقیقت الهی و به دوراز هرگونه احساس ترس و لذت و توقع پاداش نشان از تعالی و کمال وجودی انسان دارد. … باز نشر خواهد شد که قسمت 33 آن را در ادامه می خوانید...توجه به حقیقت الهی و به دوراز هرگونه احساس ترس و لذت و توقع پاداش نشان از تعالی و کمال وجودی … کمال آدمی است خدا انبیا و ائمه اطهار علیهم السلام هستند. قرار گرفتن در جاذبه این بزرگواران انسان را در جاذبه خدا قرار می دهد چراکه تمام هدف آنان قرار دادن انسان در همین مسیر است. به بیان ساده تر اگر محبت انبیا و علی و اولاد علی در دل انسان باشد درصورتی که کمترین چشم داشتی به پاداش این حب و علاقه نداشته باشد بلکه تمام توجه او به حقیقت وجودی
توحید در عبادت
اکنون اگر کسی آن کمال وجودی را از خود او دانسته و او را مستقل در آن بداند هر چند میداند که او آفریده خدا است و در بسیاری از کمالات وجودی خود … ب آن موجود کمال وجودی مورد نظر را دارا است ولی نه به صورت مستقل و بالذات چنان که همهموجودات عالم ممکن این گونهاند. … وجودی خود مستقل و خودکفا است. ب خالق و پدید آورنده هستی انسان و جهان و یا برخی از موجودات است. ج مالک سود و زیان انسان و سایر موجودات است. د در سرنوشت انسان و جهان به طور مستقل دخالت داشته و دارای مقام ربوبیت است. بنابراین حقیقت عبادت از دو رکن تشکیل میشود 1. عقیده 2. عمل. عقیده مربوط به یکی از جهات یاد شده است و عمل هر گونه کاری است که با تذلل و خضوع همراه باشد ولی هیچ یک از عقیده و عمل به تنهائی عبادت نامیده نمیشوند. این مطلب گذشته از این که از مطالعه آیات یاد شده به روشنی به دست میآید قرائن و شواهد دیگری نیز بر آن دلالت میکند 1. اگر بگوئیم هر نوع خضوع در برابر دیگران اگر چه با اعتقاد به خالقیت و ربوبیت همراه نباشد عبادت به شمار میرود باید بگوئیم خضوع فرزند در برابر والدین و خضوع شاگرد در برابر استاد و جوان در برابر پیر و عامی در برابر عالم و... همگی عبادت و پرستش بوده و در نتیجه انجام این اعمال شرک در عبادت است با آن که همه این اعمال مورد ترغیب و ستایش شرع و عقل است از طرفی شرک قبح ذاتی داشته و تخصیص بردار نیست چنان که قرآن شرک را ظلم بزرگ توصیف نموده است و ظلم قبح ذاتی دارد. 2. سجده در برابر دیگران به عنوان آخرین مرحله خضوع عملی به شمار میرود ولی فرشتگان مامور شدند تا در برابر آدم سجده کنند 10 چنان که به نص قرآن یعقوب و همسر و فرزندانش در برابر یوسف سجده کردند 11 اگر خضوع بدون اعتقاد به الوهیت عبادت باشد عمل فرشتگان و یعقوب و فرزندان او مصداق بارز شرک در عبادت میباشد. 3. اصولا باید گفت خضوع ناقص در برابر کامل از سنتهای عمومی حاکم بر آفرینش است هرگاه موجودی در برابر موجود دیگر احساس ضعف و نقصان نموده و او را قویتر و کاملتر از خود بداند به طور ناخودآگاه در درون خود نسبت به آن موجود احساس خضوع و تذلل مینماید آن گاه برای بهرهمندی از کمال
اختیار و قدرت الهی
به بیان دیگر قدرت و اختیار از صفات کمال وجودی است و فطرت و خرد انسان که وی را به وجود خداوند رهنمون میگردد او را موجودی کامل و برین میشناسد … قدرت و توانایی از صفات کمال وجودی است و خداوند که همه کمالات وجودی را داراست صفت قدرت را نیز دارد بنابراین خداوند قادر و تواناست.
نكتهاى درباره آيه 90 سوره نحل
زیرا الله وجودی است که مستجمع جمیع صفات کمال است.چنین وجودی به انسان امر میکند که به عدل و احسان رفتار کند و جویای احوال نزدیکان خویش باشد یامر
صفات ذاتیه و فعلیه خداوند متعال
صفات ذاتیه و فعلیهصفاتی که به خدای متعال نسبت داده میشود یا مفاهیمی است که از ذات الهی با توجه به نوعی از کمال وجودی انتزاع میشود مانند علم و … وجودی مانند علم یا قدرت را در نظر میگیرد بالاترین مرتبه آن را برای ذات الهی اثبات میکند زیرا وجود او در عین بساطت و وحدت واجد همه کمالات نامتناهی میباشد و هیچ کمالی را نمیتوان از او سلب کرد و به عبارت سوم صفات ذاتیه واجب الوجود مفاهیمی است عقلی که از مصداق واحدی انتزاع میشوند بدون اینکه نشانه هیچگونه تعدد و کثرتی برای ذات الهی باشند و گاهی از این حقیقت اینگونه تعبیر میشود که کمال
آیاخداوند نور است؟
هویداست چو نور ذرات مکونات ازو یافت ظهور هر چه که از فروغ او افتد دور در ظلمت نیستی بماند مستور روشن است که اسما و صفات خداوند صرف و خالص هر کمال وجودی
نكتهاى درباره آيه 90 سوره نحل | عمل به همین یک آیه حکومت اسلام را جهانی میکند
زیرا الله وجودی است که مستجمع جمیع صفات کمال است.
اخلاق در اسلام
در حقیقت بیان کننده راه های تحقق کمال انسان می دانیم یعنی هر دستور یا رهنمود اخلاقی در واقع بیان می کند که اگر فلان فعل را انجام دهیم به کمال وجودی … کمال آسان تر سریع تر و مطمئن تر صورت می گیرد. اخلاق اسلامی در میان نظام های اخلاقی دینی این ویژگی ها و امتیازات حداقل از دید متدینان به آن دین کم و بیش وجود دارد اما در این میان نظام اخلاقی اسلام افزون بر داشتن همه این امتیازات برجستگی های زیر را نیز دارا می باشد 1 - اخلاق اسلامی همه عرصه های حیات را در بر می گیرد. برخی از ادیان جهان نظام اخلاقی خود را به تنظیم بخشی از روابط انسان محدود کرده اند این ویژگی تکلیف اخلاقی افراد را در عرصه های دیگر نامعلوم می گذارد. در حالی که اسلام به همه ابعاد وجودی
صفات الهى
مقدم علم را اثبات کرده باشند صفات ذاتیه و فعلیه صفاتی که به خدای متعال نسبت داده میشود یا مفاهیمی است که از ذات الهی با توجه به نوعی از کمال وجودی … وجودی مانند علم یا قدرت را در نظر میگیرد بالاترین مرتبه آن را برای ذات الهی اثبات میکند زیرا وجود او در عین بساطت و وحدت واجد همه کمالات نامتناهی میباشد و هیچ کمالی را نمیتوان از او سلب کرد و به عبارت سوم صفات ذاتیه واجب الوجود مفاهیمی است عقلی که از مصداق واحدی انتزاع میشوند بدون اینکه نشانه هیچگونه تعدد و کثرتی برای ذات الهی باشند و گاهی از این حقیقت اینگونه تعبیر میشود که کمال … وجودی آنها حکایت میکند و یک دسته مفاهیمی است که با فعالیتخود عقل بدست میآید و هر چند از نوعی ادراک شخصی و حضوری مایه میگیرد ولی در چارچوبه حدود آن محدود نمیگردد و قابل توسعه و تضییق میباشد . همه شناختهای عقلانی در باره وجود و مراتب آن و هر چیزی که از سنخ ماهیات نیست و همچنین در باره ماورا طبیعت به کمک این مفاهیم حاصل میشود چنانکه مفاهیم عدمی و سلبی هم از همین قبیل میباشد . با توجه به این نکته روشن میشود که مفاهیم ماهوی که نشانگر محدودیتهای موجودات امکانی هستند قابل اطلاق بر خدای متعال نیستند و اما دیگر مفاهیم عقلی در صورتی که از وسعت و کلیت کافی برخوردار و از شوائب نقص و امکان برکنار باشند میتوانند وسیلهای برای شناخت صفات و افعال الهی قرار بگیرند چنانکه مفاهیم واجب الوجود و خالق و رب و سایر اسما حسنای الهی از همین قبیلاند ولی باید توجه داشت که این مفاهیم نوعا مشکک و دارای مصادیق مختلف هستند و مصداق این مفاهیم در مورد خدای متعال با سایر مصادیق تفاوت دارد تفاوتی که به هیچ وجه قابل سنجش و اندازهگیری نیست زیرا تفاوتی است بین متناهی و نامتناهی . و به همین جهت پیشوایان معصوم علیهم السلام در مقام تعلیم صفات خدای متعال این مفاهیم را با قید تنزیه و نفی مشابهت با صفات مخلوقین بکار میبردهاند و مثلا میفرمودهاند عالم لا کعلمنا قادر لا کقدرتنا و همین است معنای کلام خدای متعال لیس کمثله شی . صفات ثبوتیه و سلبیه مفاهیم را بطور کلی میتوان به مفاهیم ثبوتی و مفاهیم سلبی تقسیم کرد مفاهیم ثبوتی گاهی از موجودات محدود یا حیثیت محدودیت و نقص آنها حکایت میکنند بگونهای که اگر از جهت محدودیت و نقص آنها صرف نظر شود به مفاهیم دیگری تبدیل میشوند مانند همه مفاهیم ماهوی و یک دسته از مفاهیم غیر ماهوی که نشانگر ضعف مرتبه وجود و نقص و محدودیت آن است نظیر مفاهیم قوه و استعداد بدیهی است چنین مفاهیمی را نمیتوان برای خدای متعال اثبات کرد ولی سلب آنها را میتوان بعنوان صفات سلبیه قلمداد کرد مانند سلب شریک و ترکیب و جسمیت و زمان و مکان . یک دسته دیگر از مفاهیم ثبوتی از کمالات وجود حکایت میکنند و متضمن هیچ جهت نقص و محدودیتی نیستند گو اینکه ممکن است بر مصادیق محدودی هم اطلاق شوند مانند مفهوم علم و قدرت و حیات اینگونه مفاهیم را با شرط عدم محدودیت مصداق میتوان بعنوان صفات ثبوتیه به خدای متعال نسبت داد و سلب آنها صحیح نخواهد بود زیرا لازمهاش سلب کمال
خیر و شر در جهان
از این نظر که نقص موجود دیگری به آن استناد یافته متصف به شر شده است پس خیر بالذات همان کمال وجودی و شر … اجزا علت تامه برای حصول کمال مفروض شمرد و از این جهت آن را خیری برای چنین موجودی محسوب داشت و بر عکس هر گاه نقض موجودی معلول مزاحمت موجود دیگری باشد میتوان موجود مزاحم را شری برای آن تلقی کرد ولی از نظر دقیق فلسفی اتصاف امر عدمی به خیر و همچنین اتصاف امر وجودی … به شر بالعرض است زیرا امر عدمی از آن جهت که کمال موجود دیگری بنوعی استناد به آن پیدا کرده متصف به خیر شده است و همچنین امر وجودی
استعانت به صبر و نماز
پرهیزگاران است.نصیب بنی اسرائیل از این استعانت و صبر فرجام نیکو و تحقق وعده تخلف ناپذیر الهی درباره آنان خواهد بود.ناگفته نماند که صبر یک کمال وجودی … قبیله را در ادعای استعانت از خدا کاذب است.به طور خلاصه می توان گفت با توجه به نیازمندی مطلق انسان به خدا اولا استعانت برای انسان لازم و کمال وجودی … کمال آن را رعایت می کنند و پاداش نماز گزاران راستین نیز بهشت است. اولئک فی جنات مکرمون؛ 20 آنان در بوستان بهشتی خواهند بود و در آن مورد احترام قرار خواهند گرفت. معیت خدا با صابراندر پایان آیه خداوند به عنوان برهان قضیه می فرماید ان الله مع الصابرین؛ خداوند در حقیقت با صابران است و این همراهی و معیت همراهی خاص است و گرنه خدا با همه در همه حالات هست. توضیح آن که معیت خدای متعال سه قسم است.1 معیت مطلق و آن این که خدا با هر موجودی هست هو معکم اینما کنتم؛ 21 او با شماست هرجا که باشید. زیرا خداوند جامع همه کمالات وجودی
حیات الهی
فالحیاه نحو وجود یترشح عنه العلم و القدره . 9 حقیقت حیات در خداوند از تحلیل پیشین به دست آمد که حیات ـ به ویژه در معنی اخیر آن ـ مرتبهای از کمال وجودی … با توجه به مطالب پیشین برهان حیات الهی نیز روشن گردید زیرا هر گاه صفتی از کمالات وجودی باشد یعنی از کمالات موجود بما هو موجود باشد نه از کمالات موجود خاص طبیعی یا مقداری و مانند آن بدون شک خداوند آن کمال
علم الهی
بدیهی است که هر کاملی مراتب وجودی ناقص را دارد به علاوه مرتبهای از کمال که ناقص آن را ندارد. … بنابراین به حکم این که خداوند فاقد هیچ مرتبهای مراتب کمال وجودی نیست همه کمالات وجودی را که در موجودات به صورت کثرت و تعدد موجود است او به نحو … کمال است و در ثبوت این صفت برای خداوند جای هیچ گونه تردیدی نیست. فلاسفه و متکلمان اسلامی بلکه همه خداپرستان بر این مطلب اتفاق نظر دارند؛ با این حال در حدود و چگونگی علم خداوند اقوال و آرا مختلف است. علم الهی را میتوان در سه مرحله مورد بحث قرار داد. مرحله نخست علم خداوند به ذات خود؛ مرحله دوم علم خداوند به موجودات قبل از ایجاد آنها علم به اشیا در مقام ذات = علم ذاتی مرحله سوم علم خداوند به موجودات پس از ایجاد آنها علم به اشیا در مقام فعل= علم فعلی 1. علم خداوند به ذات خود علم خداوند به ذات خویش علم حضوری است؛ همان گونه که علم نفس انسان به خود علم حضوری است. اساسا علم عبارت است از حضور معلوم نزد عالم. هر گاه موجودی مجرد از ماده باشد بدون شک واقعیت آن موجود برای خودش حاضر است؛ زیرا آنچه مانع حضور چیزی نزد خود میباشد مادی و متغیر بودن آن است و چون خداوند منزه از ماده و پیراسته از تغیر است ذات او نزد خودش حاضر است و او به ذات خود علم دارد. 2. علم ذاتی خداوند به موجودات در چگونگی علم ذاتی خداوند به موجودات آرای مختلفی نقل شده است. این آرا به سه مطلب مربوط میشود یکی این که آیا علم ذاتی و پیشین خداوند به موجودات حضوری است یا حصولی؟ و دیگری این که آیا علم پیشین الهی به اشیا اجمالی است یا تفصیلی؟ و سوم این که متعلق علم پیشین خداوند چه چیز است؟ وجود آنهاست یا ماهیت آنها؟ الف علم پیشین خداوند به موجودات حضوری و اجمالی است و به وجود آنها تعلق دارد. این نظریه را شیخ اشراق و پیروان او برگزیدهاند. بیان آن این است که چون خداوند به ذات خود عالم است و از طرفی ذات خداوند علت موجودات است و علم به علت سبب علم به معلول است به طور اجمال؛ بنابراین خداوند در مقام ذات به همه چیز عالم است و علم او حضوری و اجمالی است. اشکال این نظریه این است که علم تفصیلی بر علم اجمالی برتری دارد؛ در این صورت بنابر نظریه یاد شده علم ذاتی خداوند بر موجودات کاملترین علم نخواهد بود در حالی که ذات خداوند همه کمالات را به وجه اکمل داراست و لله الاسما الحسنی . ب علم پیشین خداوند به موجودات حصولی و تفصیلی است و به ماهیت آنها تعلق گرفته است؛ زیرا ماهیت آنها قبل از آن که موجود شود ماهیات معدومه دارای نوعی ثبوت میباشد. چون ثبوت اعم از وجود است. این نظریه به معتزله منسوب است که به ثابتات ازلیه قائل شدهاند. اشکال این نظریه علاوه بر این که علم حصولی چنان که خواهد آمد در خداوند راه ندارد این است که ثبوت مساوق وجود است و چیزی که موجود نیست ثبوت عینی ندارد. بنابراین اعتقاد به ثابتات ازلیه از اساس نادرست است. ج علم پیشین خداوند به موجودات علم تفصیلی و حصولی است که به وجود ذهنی ماهیات تعلق گرفته است همان گونه که انسان به کارهایی که میخواهد انجام دهد قبل از ایجاد آنها علم تفصیلی دارد و این علم به وجود ذهنی ماهیات افعال او تعلق میگیرد. ابن سینا و پیروان او این نظریه را برگزیدهاند. اشکال این نظریه این است که علم حصولی مربوط به موجوداتی است که در ذات یا فعل خود با ماده در ارتباط باشند و با دستگاههای ادراکی مخصوصی که دارند از موجودات مادی صورت برداری کرده و ماهیات آنها را نزد خود حاضر میکنند و به آنها علم پیدا میکنند و از طریق آن ماهیات ذهنی به وجود عینی اشیا نیز عالم میگردند. 1 و از آنجا که خداوند از نظر ذات و فعل مجرد از ماده است علم حصولی در او راه ندارد. علم خداوند ـ خواه به ذات خود و خواه به افعال خود ـ علم حضوری است. د علم پیشین خداوند به موجودات علم حضوری است و از نظر اجمالی یا تفصیلی بودن اجمالی در عین کشف تفصیلی است زیرا خداوند در مقام ذات کمالات وجودی
اقسام صفات الهی
ولی دیگران به توقیفی بودن اسما و صفات الهی قائل نیستند و اطلاق هر اسم یا صفتی را که بر کمال وجودی دلالت کند و موهم نقص و عیب در خداوند نباشد … کمال وصف میشود و با صفات جلال از نواقص پیراسته میگردد . 5 صفات سلبی کاربرد دیگری نیز دارد و آن صفاتی است که بر سلب نقص از خداوند دلالت میکنند مانند غنی واحد قدوس حمید و مانند آن. 2. صفات ذات و صفات فعل در تقسیم صفات الهی به صفات ذات و صفات فعل دو اصطلاح و دو نظریه است الف هر گاه برای انتزاع صفتی از ذات و وصف کردن ذات به آن صفت تصور ذات کافی باشد و تصور فاعلیت خداوند لازم نباشد آن صفت صفت ذات یا ذاتی خواهد بود. مانند صفت حیات و حی اراده و مرید علم و عالم قدرت و قادر. و هر گاه تصور فاعلیت خداوند لازم باشد آن را صفت فعل یا فاعل گویند. مانند خلق و خالق رزق و رازق اماته و ممیت احیا و محیی مغفرت و غافر انتقام و منتقم و مانند آن. ب هر صفتی که بتوان خداوند را به مقابل و ضد آن وصف کرد صفت فعل است و هر صفتی را که نتوان خداوند را به مقابل و ضد آن وصف کرد صفت ذات است. بنابراین قدرت علم و حیات از صفات ذاتی الهیاند چون خداوند به مقابل و ضد آنها وصف نمیشود زیرا مقابل آنها نقص وجودی
اراده و مشیت الهی
معنایی که پس از پیرایش باقی میماند از صفات کمال وجودی موجود مطلق است ولی اگر با پیرایش آن ویژگیها اصل آن صفت نیز از بین برود آن صفت از کمالات
ارزش يادگرفتن و آموختن
دریائی پر از موج دانش از بصیرت و بینائیاش و علم و دانشش نسبت به اسما بر فرشتگان بخروشد و آنان را از اسما مسمیات خبر دهد تا به دانش جامع او و کمال وجودی
جایگاه و واژه عشق در عرفان
پس عشق به ملزوم همان عشق به لازم است پس هر علتی نسبت به معلول خود عشق دارد و از این طرف همهر موجودی عاشق ذات و کمالات ذات خویش است و کمال وجودی … هر معلولی همان مرتبه وجودی علت اوست پس هر معلولی عاشق علت خویش است و چنانکه وجود دارای مراتب مختلف است از واجب الوجود تا اضعف موجودات عالم عشق هم دارای مراتبی است از عشق ضعیف ترین مرحله هستی تا عشق واجب الوجود. پس هر موجودی طالب کمال
رویکرد قرآن به مسأله آرامش در مقایسه با سایر ادیان
او و راستی ادعاهایش برایشان آشکار شود و یا با خوردن آن به آرامش اعتقادی دست یابند. 16 2ـ آرامش روانیجان انسان همواره طلب رسیدن به مراحل کمال وجودی
مقام تائبین در کلام وحی
کمال وجودی در رسیدن به مقامات عالیمقاماتی در قرآن مجید بیان شده است که وقتی انسان به آن مقامات برسد شجره طیبه و کامل میشود و میوه وجودش میرسد
English