دو چیز است؛ میگویند فلانی عالم است یعنی قبلا عالم نبوده و علم الآن صفت اوست که ممکن است از دست برود. درحالیکه وقتی میگوییم خدا علیم است یعنی علیم بوده اکنون هم هست و در آینده هم خواهد بود از دستش هم نمیرود اندازه هم ندارد و نامحدود است. معجزه قرآن مجید این است که چینش آن خیلی فوقالعاده است. شما به جای این ان الله ان الرحمن بگذار؛ معنی آیه بهطور کلی تعطیل میشود. -مهرورزی و دلسوزی بسیار پروردگار نسبت به بندگان ان الله بکم لرؤوف سوره حدید آیه 9 ؛ الله با ان ربکم هم در قرآن آمده است. رب هم همان بوی الله را میدهد. مالک و مربی شما نسبت به شما رئوف و بسیار مهرورز است. رئوف در این آیه صفت مشبهه است؛ یعنی مهرورزی او به شما الیالابد با اوست. مبادا از این نسیم مهرورزی فرار بکنی و خودت را با تقصیر و اشتباه خودت کنار بکشی که شامل حال تو نشود؛ وگرنه مهرورزی او سر جایش و ابدی است و تغییر هم نمیکند. خورشید که خورشید است بیرون میتابد و معلوم نیست چقدر منفعت دارد؛ اما اگر شما یک سال در اتاقی بروی و درهای بیپنجره هم برای آن درست بکنی تا آفتاب نتابد دهجور بیماری پوستی میگیری میکروب بر تو مسلط میشود و طهارت خورشیدی پیدا نمیکنی. ان الله بکم لرؤوف رحیم او بسیار مهرورز است مهرش را برای شما خرج و هزینه میکند و تعطیلی ندارد. همچنین خیلی رحیم است؛ اگر رحیم را به فارسی معنا بکنم یعنی دلسوز مهربان و رحیم به شماست. قدرت و غنا دستاورد رسیدن به مقامات الهیاکنون به اصل مطلب رسیدم؛ این رئوف و رحیم مقاماتی را برای شما فقیران و ضعیفان قرار داده است که با رسیدن به این مقامات تهیدستی شما به غنا و ناتوانیتان به قدرت تبدیل میشود. وقتی دست شما پر باشد ضعفتان هم جبران شود و قوی بشوید بهراحتی میتوانید بهطرف رضوان بهشت و مغفرت من پرواز کنید. دیگر سنگین نیستید که نتوانید بالا بیایید. رفعت و قدرت پیدا میکنید. همه این آیه را بلد هستید که قرآن میفرماید و لله العزه سوره منافقون آیه 8 عزت برخلاف توضیحش در ایران که همه تصور میکنند عزت بهمعنای آدم دوستداشتنی و عزیز است؛ عزت در قرآن بهمعنای قدرت غیرقابلشکست است. و لله العزه قدرت غیرقابل شکست برای خداست. ولرسوله اینقدر پیغمبر من قدرت دارد که شکستبخور نیست. وللمؤمنین همچنین قدرت برای شما مردم باایمان است که نه در برابر استعمار نه در برابر ماهوارهها نه در برابر شهوات حرام و نه در برابر پول حرام شکست نمیخورید. مؤمن قدرت شکستناپذیر است اول کار فقیر و ضعیف هستی؛ ولی من با مهرورزی و رحمتم مقاماتی برای تو قرار دادم که با رسیدن به آن مقامات دستت پر میشود و غنی میشوی. همچنین ضعف تو هم از بین میرود و قوی میشوی. وقتی با دست پر وارد قیامت شدی هشت بهشت برای توست. وقتی هم که با قدرت وارد بهشت شدی تو را از درون جهنم عبور میدهم راه بهشت از درون جهنم میگذرد آتشی که آسمانها و زمین تاب نمیآورد یک موی کوچک ندیدنی بدنت را نمیسوزاند. اینقدر قوی هستی که جهنم پیش تو شکستخورده است و تمام بهشت هم به تو تعلق دارد. لذا به آنهایی که خیلی قوی هستند و دستشان هم پر است میفرماید از هر در بهشت که میخواهید وارد بشوید وارد بشوید؛ بهشت برای شماست و من همه بهشت را به شما ارث میدهم. در قرآن میخوانیم الذین یرثون الفردوس هم فیها خالدون سوره مؤمنون آیه 11 . دو بال
253 مطلب یافت شد
سرود پرواز
اگر بال پروازت بسته است اگر دل کوچکت شکسته است این تحفهی سرخ هم دو بال پرواز است و هم مرهم سینه سوخته و دل شکسته پس بگیر و بخوان
سرودپرواز
اگر بال پروازت بسته است اگر دل کوچکت شکسته است این تحفهی سرخ هم دو بال پرواز است و هم مرهم سینه سوخته و دل شکسته پس بگیر و بخوان
سرود پرواز
اگر بال پروازت بسته است اگر دل کوچکت شکسته است این تحفهی سرخ هم دو بال پرواز است و هم مرهم سینه سوخته و دل شکسته پس بگیر و بخوان
سرود پرواز
اگر بال پروازت بسته است اگر دل کوچکت شکسته است این تحفهی سرخ هم دو بال پرواز است و هم مرهم سینه سوخته و دل شکسته پس بگیر و بخوانمنبع تبیان
تداوم معنویت
از حفظ خویشتن در بعد فردی بکوشیم که در عرصه اجتماعی نیز وضع بهتری را شاهد باشیم.بزرگان به ما آموخته اند محاسبه و مراقبه از نفس همواره دو بال برای پرواز
عاشورا و انتظار؛ پیوند ها، تحلیل ها، رهیافت ها
مگر می توان بی عاشورا انتظار داشت؟ انتظار بی عاشورا انتظار بی پشتوانه است.انتظار و عاشورا دو بال پرواز شیعه است؛ اگر این دو نبود چشمه غدیر هم
قدرت بخشش و لطف حق
همنشینی با دانشمندان افزونی است.عقل و علم مانند دو برادر با ریسمانی به هم بسته شده و از یکدیگر دور نمیشوند؛ زیرا هر دو از جنس نورند که دو بال پرواز
مرثیه ام البنین مادر حضرت عباس(ع)
فدای آن حضرت نمود تا این که در راه یاری او دو دستش را از بدن جدا کردند و خدا به جای دو دست او دو بال به آن جناب عنایت فرمود که مانند جعفر بن ابی طالب با آن دو بال همراه فرشتگان در بهشت پرواز
عاشورا و انتظار(پيوندها)
انتظار و عاشورا دو بال پرواز شیعه است ؛ اگر این دو نبود چشمه غدیر میخشکید.
حسين (ع) سرآغازي براي شناختن
آورد و آیا اولین فردی نبود که پیامبر را با آنچه از پیش خدا آورده است تصدیق نمود؟ آیا حمزه سیدالشهدا عموی من نیست؟ آیا جعفر که در بهشت با دو بال پرواز
حسين (ع) سرآغازي براي شناختن
آورد و آیا اولین فردی نبود که پیامبر را با آنچه از پیش خدا آورده است تصدیق نمود؟ آیا حمزه سیدالشهدا عموی من نیست؟ آیا جعفر که در بهشت با دو بال پرواز
چرا بر لعن فرستادن به دشمنان ائمّه و انبیا این قدر تأکید شده است؟ مگر شیرینی بخشش بیشتر نیست؟
است و با یک بال هیچ گاه نمیتواند از جای خود حرکت کند پرواز انسانها در آسمان رفیع حقانیت و کمال و رسیدن به قله بلند سعادت نیاز به دو بال … انسان بی گناه و مستعد برای سعادت و کمال را فراهم کرده باشند.در خاتمه باید بگوییم همان طور که یک پرنده هر چه هم ماهر باشد برای به پرواز در آمدن نیازمند دو بال
تاسوعای حسینی
خداوند نیز به او همانند جعفر بن ابی طالب در مقابل آن دو دست قطع شده دو بال عطا کرد که با آنها در بهشت با فرشتگان پرواز می کند. … او ماه زیبارویی است که در بهشت با دو بال پرواز می کند. بنده صالح خداوند است. پناه گاه بندگان خداست.
دل نوشته هایی در سوگ سید الساجدین علیهالسلام
سهراب آبرومندترین دست دعاسودابه مهیجیدستهایت آن دستهای آبرومند دعا چون دو بال پرواز تو را با خود بردند؛ تو را که آبرومندترین صدای نیایش بودی
تسلط بر مطالب علمی
در این باره جناب عبدالبها دوم شخص آیین بهائیت چنین تاکید می کنند دین و علم توام است از یکدیگر انفکاک ننماید و از برای انسان دو بال است که به آن پرواز
قرآن سرچشمه تمدن اسلامی
بال به پرواز نگشوده بود. از آسمان سیاهی می بارید و از زمین تباهی می رویید. نه در آسمان ستاره ای سوسو می زد و نه در زمین چشم چشمه ای پلک می گشود. پلیدی و کینه سینه ها را انباشته بود. همه به هم کینه می توزیدند. دلها از کینه مالامال بود بی هیچ روزنی به مهر و مهرورزی و رحمت. آغوشها سرد بود و دستها بی مهر و بخشش. قلبها سنگ بود و چشمه ها خشک. زمین بی رویش و آسمان بی بارش و ابرها نازا و بادها سوزان مسموم و ویران گر. غم بود که می بارید مرگ بود که اژدهاگون دهان می گشود. منشوری نبود که زندگی با آن تراز شود. شمشیرها و نیزه ها خنجرهای آخته و بازو و زور پهلوانان قبیله ها هم تراز بودند و هم شاقول. برای آب و نان برای ادامه زندگی بسان کرکسها به جان هم می افتادند و آن گروه که در این آوردگاه چیره می شد و با درندگی تمام گروه دشمن را شکم می درید شایستگی می یافت حکمرانی کند و بر دیگران مهتر باشد و سرور. کانونها همه سرد بودند و انباشته از خاکسترهای بی اخگر مشعلها همه خاموش فرو مرده و فسرده و شبستانها تاریک. از مشعلهای روشنی افروز زندگی بخش و گرما ز ا که سفیران حق سر بام جهان افروخته بودند شعله ای پیدا نبود که مردمان سرگردان و حیران و اسیران سرپنجه های باد و گرفتار آمده در گردبادهای سهمگین به آن سوی حرکت کنند و از آنها پرتو گیرند و برای ادامه حیات و روشن کردن کانونهای زندگی قبسی به کف آرند. از پیامبران پیشین کاروانهای دراز آهنگ نور ستارگان راهنما باورهای روشن جز فسانه اجاقهای سرد و خاموش نورهای کم سو و خرافه های اندیشه سوز به جای نبود. دوران فترت به درازا کشیده بود. چون دیر زمانی بود که کلام خداوند در زمین نور نیفشانده پرتو نیفکنده و اخگر نیفروخته بود انسان بر مدار نمی چرخید و به راه اوج نمی پویید و از گردونه کمال بیرون رفته بود و در نشیب زندگی سیر می کرد. افسون و فسانه خرد را از بالندگی شکوفایی حرکت و حرکت آفرینی و موج شکنی باز می داشت و با تارهایی که به دور آن می تنید توان پرواز را از آن می گرفت. خرد وقتی که از اوج گیری بازماند نشکفد و نشکوفاند نپوید و نپویاند جامعه در تاریکی فرو می رود و شومی و شوم بختی بر آن آوار می شود. زندگی وقتی سالم است و در دریای سعادت شناور که بر مدار خرد بگردد و خرد زمام امور را به دست بگیرد. حال اگر در جامعه ای خرد در زنجیر شد و درتارهای تنیده شده از خرافه افسون و فسانه گرفتار آمد و در بند شد زندگی واپس می گراید و بسان آب راکد از زلالی و گوارایی به آلودگی و ناگوارایی پستی می گیرد. و زندگی برهنه از خرد و به دور از سرچشمه های زلال خردورزی و خردگرایی مردگی است. در این شب دیرنده و دیجور و بامداد ناپیدا انسان این گل سرسبد آفرینش از جایگاه بلند خویش فرو افتاد و کرامت و عزت او بازیچه بت سازان و بت بانان هوسران زراندوز و بی احساس و بی عاطفه شد و او را از کرنش و نیایش در برابر خدای یکتا بی انباز کریم و عزیز کرامت ده و عزت بخش با دسیسه و دستان نیرنگ و فریب با گوناگون تبلیغها و رهزنیها باز داشتند و به کرنش در برابر بتان ساخته از سنگ طلا خرما و… واداشتند و این جفای بزرگ انسان را از دو
ابوالفضائل
اند خدا در عوض دو دستی که عباس در راه خدا داده دو بال به او مرحمت فرموده است که سیر در عالم ملکوت می کند مانند جعفر طیار بلکه بالاتر؛ این دو بال علم است و عمل که برای روح انسان به منزله دو بال است همانطور که پرندگان به واسطه دو بال پرواز … دو بال را نداشته باشند یا فاقد یکی از آنها باشند از تمامی آنها محروم خواهند بود بلکه روی خاک افتاده و پایمال می شوند انسان هم باید بداند و عمل کند. چه اگر ندانسته عملی کند یا بداند و نکند یعنی عالم بلا عمل باشدیا مثل اکثر مردم نداند و نکند وقتی روح وی از قفس تنش بیرون مکی شود نمی تواند پرواز
اهل بيت (عليهم السلام) و مقام عصمت
آن دو وجود دارد در حالی که آن دیگر نیست یا یکی قوی و توانا و آن دیگر ناتوان و ضعیف است .هرچه انسان رشد می کند و به سوی کمال می رود این دو بال پرواز
آخرین قد قامت الصلوة از مهدی میچانی فراهانی
یک عمر سراسر عاشق پرواز بودهایم. اینک با دو بال سرخ از باتلاق خون و نیزه و پیکر پر میکشیم.
English