تحلیل آیه شریفه این است که روح زن و مرد هر چه باشد یک چیز است و از منظر قرآن تساوی واضح و کاملی بین زن و مرد برقرار است . … زن و مرد برای مرد هم تعمیم دهیم . نکات قابل توجه در تساوی حقوق زن و … میان زن و مرد است ؛ مثلا در شرایط بارداری یک سلسله برای زن قرار داده شده که دلیل آن برخوردار بودن از این ویژگی است و نمی توان با شعار ضرورت تساوی
58 مطلب یافت شد
برخی احکام عجیب تر از عجیب بهائی
دین مدرن و جدید برای بشر قرن بیست و یکم و قرون آتی می داند چه دستاوردهائی را به بشریت تشنه عدالت و آسایش به ارمغان آورده است و چگونه به تساوی حقوق زن و مرد … زن و مرد در سهمیه ارث در صفحات 7و 8 . بهاالله وارث را به هفت طبقه و کل ارث را به 42 سهم به شرح زیر تقسیم کرده است الف اولاد پسر و دختر 18 سهم 2- شوهر یا زن 56 سهم 3- پدر 55 سهم 4- مادر 54 سهم 5- برادران 53 سهم 6- خواهران 52 سهم 7- آموزگار 51 سهم؟ تساوی … زن و مرد را مشاهده کنید؟؟ ب خانه مسکونی و لباسهای مخصوص متوفی فقط به فرزندان پسر می رسد و دختران در آنها حقی ندارند.ج اگر کسی فوت کرد و فرزندی نداشت تمام ماترک او نصیب بیت العدل در حیفای اسرائیل می شود؟ 4- زنان شایسته بجا آوردن حج بهائی نیستند قد حکم الله لمن استطاع منکم حج البیت دون النسا صفحه 10 خوانندگان محترم مطلع باشند که حج در نزد بهائیان زیارت خانه میرزا علی محمد باب؟ در شهر شیراز و باغ رضوان در بغداد محل اقامت و ادعای نبوت میرزا حسینعلی و قبله آنان قبر میرزا حسینعلی در عکای اسرائیل است. یعنی بهائیان دارای دو کعبه هستند؟؟ و برای اولین بار قبر یک انسان قبله بشریت مدرن شده است.5- بشریت تا هزار سال بعد از نوشتن کتاب اقدس محکوم به پذیرش این احکام بوده و هر کس در طی این هزار سال مدعی دین جدیدی گردد دروغگوست صفحه 11 6- حکم جالب مجازات دزد و سارق اگر زن باشد حکمی در مورد وی گفته نشده قد کتب علی السارق النفی و الحبس و فی الثالث فاجعلوا فی جبینه علامه یعرف بها صفحه14 اگر مردی دزدی کرد اول او را تبعید کنید برای بار دوم او را به زندان اندازید و برای مرتبه سوم علامتی در پیشانی اش بگذارید. اگر برای بار چهارم دزدی کرد حکمش چیست؟ مدت زندان چقدر است؟ علامت روی پیشانی دارای چه مشخصاتی است و آیا نمی توان این علامت را پاک کرد و اگر دزدی توبه کرد و تصمیم گرفت دیگر دزدی نکند آیا با این علامت روی پیشانی جائی در میان جامعه مدعی وحدت عالم انسانی دارد. 7- بیت العدل محل جمع آوری پول زنا و روابط نامشروع میان زن و مرد به طور نامحدود است." قد حکم الله لکل زان و زانیه دیه مسلمه الی بیت العدل و هی تسعه مثاقیل من ذهب و ان عادا مره الاخری عودوا بضعف الجزا" صفحه15 اگر مرد و زنی مرتکب زنا شدند مقدار 9 مثقال طلا به بیت العدل می دهند و بخشیده می شوند و اگر هوس کردند برای بار دوم روابط نامشروع برقرار کنند مقدار دوبرابر 18 مثقال طلا به بیت العدل هدیه می کنند و با همین فرمول به روابط نامشروع خود ادامه می دهند و صندوق بیت العدل را با مثقالهای طلا پر می کنند و حدی براین عمل حرام متصور نیست. یعنی ناموس بهائی 9 مثقال طلا ارزش دارد؟؟ 8- دستور سوزاندن و آتش زدن انسانها به جرم ایجاد حریق من احرق بیتا متعمدا فاحرقوه و من قتل نفسا فاقتلوه صفحه 18 کسی که عمدا خانه ای را آتش زد پس او را با آتش بسوزانید و اگر کسی مرتکب قتل شد او را بی درنگ بکشید. 9- اجازه ازدواج یک مرد با دو زن و استفاده از کنیز و به استخدام در آوردن دختران دوشیزه برای خدمت رسانی به مردان؟؟قد کتب الله علیکم النکاح ایاکم ان تجاوزوا عن الاثنتین و الذی اقتنع بواحده من الاما استراحت نفسه و نفسها و من اتخذ بکرا لاباس علیهآیا اینست مفهوم تساوی
برخی احکام عجیب تر از عجیب بهائی
دین مدرن و جدید برای بشر قرن بیست و یکم و قرون آتی می داند چه دستاوردهائی را به بشریت تشنه عدالت و آسایش به ارمغان آورده است و چگونه به تساوی حقوق زن و مرد … ارث و تفاوت میان زن و مرد در سهمیه ارث در صفحات 7و 8 بهاالله وارث را به هفت طبقه و کل ارث را به 42 سهم به شرح زیر تقسیم کرده است 1- اولاد پسر و دختر 18 سهم 2- شوهر یا زن 56 سهم 3- پدر 55 سهم 4- مادر 54 سهم 5- برادران 53 سهم 6- خواهران 52 سهم 7- آموزگار 51 سهم؟ تساوی … زن و مرد را مشاهده کنید؟؟ 4_ خانه مسکونی و لباسهای مخصوص متوفی فقط به فرزندان پسر می رسد و دختران در آنها حقی ندارند. 5_ اگر کسی فوت کرد و فرزندی نداشت تمام ماترک او نصیب بیت العدل در حیفای اسرائیل می شود؟ 6_ زنان شایسته بجا آوردن حج بهائی نیستند قد حکم الله لمن استطاع منکم حج البیت دون النسا صفحه 10 خوانندگان محترم مطلع باشند که حج در نزد بهائیان زیارت خانه میرزا علی محمد باب؟ در شهر شیراز و باغ رضوان در بغداد محل اقامت و ادعای نبوت میرزا حسینعلی و قبله آنان قبر میرزا حسینعلی در عکای اسرائیل است. یعنی بهائیان دارای دو کعبه هستند؟؟ و برای اولین بار قبر یک انسان قبله بشریت مدرن شده است.7_بشریت تا هزار سال بعد از نوشتن کتاب اقدس محکوم به پذیرش این احکام بوده و هر کس در طی این هزار سال مدعی دین جدیدی گردد دروغگوست صفحه 11 8_ حکم جالب مجازات دزد و سارق اگر زن باشد حکمی در مورد وی گفته نشده قد کتب علی السارق النفی و الحبس و فی الثالث فاجعلوا فی جبینه علامه یعرف بها صفحه14 اگر مردی دزدی کرد اول او را تبعید کنید برای بار دوم او را به زندان اندازید و برای مرتبه سوم علامتی در پیشانی اش بگذارید. اگر برای بار چهارم دزدی کرد حکمش چیست؟ مدت زندان چقدر است؟ علامت روی پیشانی دارای چه مشخصاتی است و آیا نمی توان این علامت را پاک کرد و اگر دزدی توبه کرد و تصمیم گرفت دیگر دزدی نکند آیا با این علامت روی پیشانی جائی در میان جامعه مدعی وحدت عالم انسانی دارد.9_ بیت العدل محل جمع آوری پول زنا و روابط نامشروع میان زن و مرد به طور نامحدود است. " قد حکم الله لکل زان و زانیه دیه مسلمه الی بیت العدل و هی تسعه مثاقیل من ذهب و ان عادا مره الاخری عودوا بضعف الجزا" صفحه15 اگر مرد و زنی مرتکب زنا شدند مقدار 9 مثقال طلا به بیت العدل می دهند و بخشیده می شوند و اگر هوس کردند برای بار دوم روابط نامشروع برقرار کنند مقدار دوبرابر 18 مثقال طلا به بیت العدل هدیه می کنند و با همین فرمول به روابط نامشروع خود ادامه می دهند و صندوق بیت العدل را با مثقالهای طلا پر می کنند و حدی براین عمل حرام متصور نیست. یعنی ناموس بهائی 9 مثقال طلا ارزش دارد؟؟ 10_ دستور سوزاندن و آتش زدن انسانها به جرم ایجاد حریق من احرق بیتا متعمدا فاحرقوه و من قتل نفسا فاقتلوه صفحه 18 کسی که عمدا خانه ای را آتش زد پس او را با آتش بسوزانید و اگر کسی مرتکب قتل شد او را بی درنگ بکشید. 11_ اجازه ازدواج یک مرد با دو زن و استفاده از کنیز و به استخدام در آوردن دختران دوشیزه برای خدمت رسانی به مردان؟؟ قد کتب الله علیکم النکاح ایاکم ان تجاوزوا عن الاثنتین و الذی اقتنع بواحده من الاما استراحت نفسه و نفسها و من اتخذ بکرا لاباس علیه آیا اینست مفهوم تساوی
برای غیبت حکم درد دل میدهیم!
احیانا دانشگاه و نهایتا حوزه گرفتید ادعای تشخیص احکام دین می کنید؟ـ برای غیبت حکم درد دل میدهیمـ برای حجاب حکم دل پاک بودن میدهیم و حرف از تساوی زن و مرد
فعاليت ماهوارهای يك فرقه ضاله
نموده است.این شبکه ماهوارهای ضمن حمایت از اغتشاشگران در حوادث اخیر به معرفی تبلیغ و ترویج این فرقه انحرافی پرداخته و با طرح مسائلی چون معرفی تعالیم فرقه تساوی حقوق زن و مرد
جایگاه زن در بهائیت
و مردان." این چنین است که تساوی حقوق رجال و نسا یا به عبارتی برابری حقوق زنان و مردان به عنوان یکی ازاین ۱۲ تعلیم موجود است. ایشان معتقدند زن و مرد … ابتدای راه و در اجرای این تساوی حقوق از پا نشسته اند؟ چگونه است که مسلکی شعار تساوی کامل حقوق میان زن و مرد را فریاد می زند ولی حتی میان زنان … و نیز در پیام بیت العدل مرکز روحانی و اداری کنونی بهائیان در شهر حیفا در فلسطین اشغالی آمده است " تساوی حقوق زن و مرد برای شما امری ساخته و پرداخته
جایگاه زن در بهائیت
و مردان." این چنین است که تساوی حقوق رجال و نسا یا به عبارتی برابری حقوق زنان و مردان به عنوان یکی ازاین ۱۲ تعلیم موجود است. ایشان معتقدند زن و مرد … ابتدای راه و در اجرای این تساوی حقوق از پا نشسته اند؟ چگونه است که مسلکی شعار تساوی کامل حقوق میان زن و مرد را فریاد می زند ولی حتی میان زنان … و نیز در پیام بیت العدل مرکز روحانی و اداری کنونی بهائیان در شهر حیفا در فلسطین اشغالی آمده است " تساوی حقوق زن و مرد برای شما امری ساخته و پرداخته
چرا در فلسفه حقوق مرد باید به زن مهریه بپردازد؟
و فطرت خداوند متعال مرد و زن را طوری آفریده که مرد همیشه طالب و خواستگار زن است و زن همواره مطلوب بوده و مردان به دنبال آنان می رفته اند. این خاصیت ظاهرا در مورد موجودات دیگر غیر از انسان که جنس نر و ماده دارند بر اساس فطرت و خلقتشان نهادینه شده است. این موضوع نیز ربطی به دین اسلام و سایر ادیان الهی ندارد؛ حال چون مرد خواستگار است و زن خواسته شده و مطلوب است ؛ لذا مرد حاضر می شود چیزی به عنوان صداق و مهریه به زن بدهد تا اورا به ازدواج راضی کند و دین و ادیان الهی نیز همین فطرت را ارج نهاده و مورد تایید قرار داده اند لذا مهریه و صداق یکی از اجزای شکلگیری ازدواج در شریعت اسلامی به شمار میرود. قبل از ظهور مکتب نجات بخش اسلام مهریه بیشتر قیمت یا بهایی بود که جهت خریداری زن از اولیای وی پرداخت میگردید یا عوضی بود که مرد در برابر انتقال زن از خانه پدری به خانه همسری میپرداخت به همین خاطر از احکام تاسیسی در اسلام محسوب نمیشود اما وضع خاص آن در اسلام بر تمامی عقاید جاهلی رنگ بطلان کشید و مهریه موقعیت خاصی یافت. نیز شکل جدیدی به خود گرفت و جنبه معنوی پیدا کرد.تحفهای آسمانی شد از جانب مرد طالب همسر در نهایت صداقت و صفای باطن و هدیهای شد از سوی مرد برای قوام شریک و همسر آینده که آیه شریفه "و آتوا النسا صدقاتهن نحله؛ به زنان مهریه ایشان را به عنوان هدیه تقدیم کنید" نمایانگر آن است.به همین خاطر مهریه در متون روایی و حدیث با عنوان صداق نشان صداقت مرد و هدیه و پیشکش معرفی شده است.مهریه نتیجه تدبیر ماهرانهای است که در متن آفرینش برای تعدیل و حفظ حقوق در روابط زن و مرد و پیوند آنها به کار رفته است. مهریه هماهنگی با طبیعت است از این رو که نشانه و زمینه آن است که عشق از ناحیه مرد آغاز شده و زن پاسخگوی عشق او است و مرد به احترام او هدیهای نثارش میکند از این رو نباید قانون که یک ماده از اساسنامه زندگی است و به دست طراح طبیعت تدوین شده به نام تساوی
تبلیغ آئین زرتشت در ماهنامه "آ"
شد.در ماهنامه "آ" که تمرکز آن بیشتر روی موضوعات اقتصادی است گفت و گویی منتشر شده که رویکرد اصلی آن درباره حقوق زن در دوره هخامنشی است.در سراسر این مطلب سعی شده به این موضوع پرداخته شود که در آن دوران تساوی میان زن و مرد
گسترش دامنه تحرکات فرقه ضاله بهاییت
نموده است.این شبکه ماهوارهای ضمن حمایت از اغتشاشگران در حوادث اخیر به معرفی تبلیغ و ترویج این فرقه انحرافی پرداخته و با طرح مسائلی چون معرفی تعالیم فرقه تساوی حقوق زن و مرد
عوامل خيانت
و سلطه طلبی را در نهاد مرد نگذاشتهاند عوامل خیانت را محیطهای اجتماعی در مرد به وجود میآورد نه خلقت و طبیعت سخن پرفسور اشمید آلمانی نسبت به جنس مرد ابدا سخن درستی نیست آنجا که میگوید در طول تاریخ مرد همیشه خیانت کار بوده و زن دنباله رو خیانت حتی در قرون وسطی نیز برابر شواهد موجود 90 درصد از جوانان به دفعات رفیقه عوض میکردند و 50 درصد از مردان زندار به همسرانشان خیانت میورزیدند.رابرت کینزی محقق معروف آمریکائی در گزارشش که به کینزی راپورت مشهور شده نوشته است مردان و زنان آمریکائی در بیوفائی و خیانت دست سایر ملل دنیا را از پشت بستهاند کینزی در بخش دیگر گزارشش آورده است زن برخلاف مرد از تنوع جوئی در عشق و لذت بیزار است به همین دلیل بعضی اوقات از رفتار مرد سر درنمیآورد ولی مرد تنوع جوئی را نوعی ماجراجوئی تلقی میکند آسان از راه بدر میرود و به نظر او آنچه مهم است لذت جسمی است نه لذت عاطفی و روحی تظاهر به تماس عاطفی و روحی در مرد تا وقتی است که فرصتی برای درک لذت جسمی پیش نیامده است روزی پزشک مشهوری به من گفت پولیگام بدون مرد تنوع دوستی و تعدد خواهی و منوگام بودن زن انحصارخواهی و یکهشناسی یک امر بدیهی است زیرا در مرد میلیونها سلول اسپرم تولید میشود در حالی که زن در دوران آمادگی جز یک تخم از تخمدان تولید نمیکند صرف نظر از فرضیه کینزی بد نیست از خودمان بپرسیم آیا وفادار بودن برای مرد مشکل است؟هانری دومنترلان فرانسوی در پاسخ این سئوال نوشته است وفادار بودن برای مرد مشکل نیست بلکه غیر ممکن است یک زن برای یک مرد آفریده شده است و یک مرد برای زندگی و همه زنها مرد اگر به تاریکی میپرد و به زنش خیانت میکند تقصیر خودش نیست تقصیر خلقت و طبیعت است که همه عوامل خیانت را در او به وجود آورده استاین است نظریات آنان که در کلاس زندگی ژست معلمی و پرفسوری گرفته و در صدد هماهنگ کردن بشریت با اوهامات و خیالات خود هستند.متفکر شهید استاد مطهری میگوید به عقیده ما این توصیف از طبیعت مرد به هیچ وجه صحیح نیست الهام بخش این مفکران در این عقیده اوضاع خاص محیط اجتماعی آنان بوده نه طبیعت واقعی مرد.البته ما مدعی نیستیم که زن و مرد از لحاظ زیست شناسی و روانشناسی وضع مشابهی دارند برعکس معتقدیم زیست شناسی و روانشناسی مرد و زن متفاوت است و خلقت از این تفاوت هدف داشته است و به همین جهت نباید تساوی
شاخصه های موفقیت زنان از نگاه قرآن!
قرآن کریم برخلاف افراد مدعی تساوی حقوق زن و مرد برای زنان جایگاهی را ترسیم می کند که موقعیتی والاتر از جایگاه بسیاری از مردان دارد. … زن موفق به سفر به ماه شده یا خود را به عنوان کاندید سفر به مریخ معرفی کرده است.اگر اندکی بیشتر بیندیشیم نمونه های دیگری از این دست را خواهیم یافت؛ نمونههایی که شاید دل بسیاری از خانم ها را برده و در میان مردم به عنوان ارزش هایی که موقعیت ممتازی به زن می بخشد از آن ها یاد می شود. در حدی که ارزش آن را می یابد که دوربین های تلویزیونی روی چهره او زوم کنند و هنر او را به رخ سایرین بکشند.این ها به ارزش هایی تبدیل شدهاند که فاصله ما را از ارزش های دینی و حقیقی بیشتر می کنند. وقتی یک خانم از نداشتن یک شغل درآمدزا خود را عقب تر از سایرین می داند وقتی داشتن درآمد مستقل از شوهر را لازمه زندگی مشترک می داند وقتی همه سعی خود را به کار می گیرد تا مدرک تحصیلی خود را ارتقا دهد وقتی ثروت و موقعیت ممتاز اجتماعی ملاک مهمی برای او در انتخاب همسر می شود وقتی زیبایی یک خانم بر ارزش و میزان توجه به او می افزاید همگی نشان از این دور شدن است.قرآن چه می گوید؟قرآن کریم در مسیری متفاوت از مسیر جامعه امروز ملاک های متفاوتی را در معرفی زن نمونه به کار گرفته است؛ بدون اینکه به مدرک تحصیلی توجهی داشته باشد بی آنکه نظری به میزان دارایی آن زنان داشته باشد بدون اینکه موقعیت اجتماعی آنان را موجب امتیاز آن ها بداند یا اینکه آن ها را صاحب فن و هنری مردانه معرفی کند از آن ها به نیکی یاد نموده است. زنانی مانند آسیه همسر فرعون مریم دختر عمران ساره همسر ابراهیم نبی.حتی موقعیت های اجتماعی هم سبب برتری زنان شمرده نمی شود؛ چرا که خداوند به زنان پیامبر صلی الله علیه واله که موقعیت ممتازی در جامعه داشتند فرمود که بهتر از آن ها نیز زنانی هستندوضرب الله مثلا للذین آمنوا امراه فرعون اذ قالت رب ابن لی عندک بیتا فی الجنه ونجنی من فرعون وعمله ونجنی من القوم الظالمینومریم ابنت عمران التی احصنت فرجها فنفخنا فیه من روحنا وصدقت بکلمات ربها وکتبه وکانت من القانتین تحریم 11 و 12 و برای کسانی که ایمان آوردهاند خدا همسر فرعون را مثل آورده آنگاه که گفت پروردگارا پیش خود در بهشت خانهای برایم بساز و مرا از فرعون و کردارش نجات ده و مرا از دست مردم ستمگر برهان.و مریم دخت عمران را همان کسی که خود را پاکدامن نگاه داشت و در او از روح خود دمیدیم و سخنان پروردگار خود و کتابهای او را تصدیق کرد و از فرمانبرداران بود.واذ قالت الملائکه یا مریم ان الله اصطفاک وطهرک واصطفاک علی نسا العالمین؛ آل عمران 42 و یاد کن هنگامی را که فرشتگان گفتند ای مریم خداوند تو را برگزیده و پاک ساخته و تو را بر زنان جهان برتری داده است.در بلندی مقام این بانوان همین بس که فرشتگان الهی را می دیدند و با آن ها گفتگو می کردند؛ همان گونه که مریم سلام الله علیها فرشتگان را می دید و با آن ها سخن می گفت و از فرمانشان اطاعت می کرد. سورهی آل عمران در آیه 42 و 43 دیدن فرشته خداوند توسط همسر حضرت ابراهیم علیه السلام نیز نمونه دیگری از این دست است؛ زمانی که فرشتگان به محضر حضرت ابراهیم آمدند و در زمان پیری به او مژده آمدن اسحاق را دادند. این در حالی بود که همسر حضرت ابراهیم آن ها را می دید و از این سخنشان خندید و با آن ها در مورد پیری همسرش سخن گفت. هود71-73 قرآن کریم در مسیری متفاوت از مسیر جامعه امروز ملاک های متفاوتی را در معرفی زن نمونه به کار گرفته است؛ بدون اینکه به مدرک تحصیلی توجهی داشته باشد بی آنکه نظری به میزان دارایی آن زنان داشته باشد بدون اینکه موقعیت اجتماعی آنان را موجب امتیاز آن ها بداند یا اینکه آن ها را صاحب فن و هنری مردانه معرفی کند از آن ها به نیکی یاد نموده است. زنانی مانند آسیه همسر فرعون مریم دختر عمران ساره همسر ابراهیم نبیمسلما امتیاز این زنان نسبت به زنان روزگارشان و حتی زنان دیگر نه زیبایی بوده نه ثروت نه مدرک تحصیلی و نه یک شغل درآمدزا. این را همگی بر آن واقفیم. اینکه کدام ارزش ها ملاک برتری این زنان شده را نیز همه می دانند.تا ز انفاس خدا در ندمد روح الله مریمان شکرستان نشوند آبستن حتی موقعیت های اجتماعی هم سبب برتری زنان شمرده نمی شود؛ چرا که خداوند به زنان پیامبر صلی الله علیه واله که موقعیت ممتازی در جامعه داشتند فرمود که بهتر از آن ها نیز زنانی هستند. فراموش نکنیم که این بانوان تنها الگویی برای زنان نیستند بلکه خداوند آنها را الگویی برای همه مردم معرفی کرده است. به عبارت دیگر؛ افرادی که به دنبال احقاق حقوق از دست رفته زنان هستند و دم از تساوی حقوق مرد
اگر اسلام دین عادلانه است پس چرا بین ارث ودیه وحقوق دیگربین زن و مرد اختلاف وجود دارد؟
مرد و زن دو پیکره وجود هستند که طبق قانون خلقت در کنار هم رشد و کمال می یابند. جامعه ای سعادتمند است که این دو وجود الهی در بستر متوازن و در جایگاه واقعی خویش قرار گیرند تا با توجه به مسئولیت ها و وظایف خود به سوی کمال حقیقی که خلیفه الهی بودن است رهنمون شوند.اسلام میان زن و مرد برابری ارزش های انسانی را بنیان نهاده است ولی از لحاظ وظایف اختصاصیاسلام برای زن نقش خاصی را قایل است که با سرشت و طبیعت او سازگار است. این تکالیف است که زن و مرد به آن سبب از هم جدا شده اند و این به معنای تساوی … زن و مرد است ولی تشابه نیست.در بینش اسلامی خلقت جهان هدفمند حکیمانه و بر اساس لطف خداوند است. بنابراینتفاوت های طبیعی میان دو جنس معنا دار و حکیمانه است.به دلیل طبیعت متفاوت زن و مرد احکام متناسبی جعل کرده است. چه بسا در روابط اجتماعی برخی امور برای مردان و برخی دیگر برای زنان ارزشمند باشد چنانکه تامین مخارج اقتصادی خانواده از وظایف ارزشمند مرد و تنظیم اقتصاد مصرفی خانواده از ارزش هایی به حساب می آید که زنان در آن نقش محوری ایفا می کنند. پس اگر برخی مناصب اجتماعی مردانه به حساب آید نمایانگر نگرش فروتری نسبت به زنان نیست بلکه نمایانگر نوعی تقسیم وظایف برای دسترسی بهتر زن و مرد به کمال است.در مجموع آنچه که اسلام برای زن و مرد در نظر گرفته موجب تکامل و رستگاری آن ها خواهد بود و بر اساس ویژگی های فیزیکی و طبیعی آن ها می باشد که در سرشت و ماهیت انسانی تفاوتی با هم ندارند. اما تشابه کامل بین زن و مرد وجود ندارد تا حقوق و تکالیف آن ها یکی باشد. از این رو تفاوت امری معقول و منطقی است ولی تبعیض مردود است.بی انصافی است که سو استفاده های ناجوانمردانه که ازقوانین صورت گرفته و در تمام نظام ها این امر ممکن است چون قانون برای همه است را به حساب نظام اسلام و قانون آن بگذاریم زیرا جامعه بانوان شکایت از این دارند که با ایشان طبق قوانین و مقررات اسلامی رفتار نمی شود نه آن که قوانین خللی داشته باشد بلکه آن گونه که شایسته جامعه اسلامی است قوانین و مقررات اسلامی به طور صحیح در محاکم قضایی به کار گرفته نمی شود.در نظام تکلیف و برنامه تکامل انسانی هیچ تفاوتی بین زن و مرد وجود ندارد و تساوی … زن و مرد مؤمن کاری شایسته کند به بهشت وارد میشود و ذرهای به او ستم نمیشود و ان المسلمین و المسلمات. خداوند کلیه زنان و مردان مسلمان. برای همه آنها خدا مغفرت و پاداش بزرگ مهیا ساخته استهم چنین آیات فراوان دیگر مانند آل عمران آیه 195- النحل آیه 97- غافر آیه 40- حجرات آیه13و اما در مسائل حقوقی اگر مقصود از تساوی
آیا اسلام زن را موجود درجه دو نسبت به مرد می بیند؟
زن و مرد در خلقت یک سرشتی هستند نه دو سرشتی. قرآنکریم در این خصوص میگوید ... پروردگار شما او که شما را از یک نفس آفرید و از او جفت او را خلق کرد... بنابراین زن از همان جنس مرد آفریده شده است نه از جنس دیگری که درجه دوم به حساب آید.بنابر این هر دوی آنها یعنی زن و مرد از یک جنس خلق شدهاند و تقدم رتبی و منزلتی آن دو را از یکدیگر متمایز نمیسازد. در واقع در قرآن از آنچه در بعضی اظهار نظرها هست که زن از مایه پستتر از مایه مرد آفریده شده و یا این که به زن جنبه فرعی دادهاند و گفتهاند که همسر آدم اول از عضوی از اعضای طرف چپ او آفریده شد اثر و خبری نیست.بنابر این در اسلام نظریه تحقیرآمیز یا درجه دومی نسبت به زن از لحاظ سرشت و طینت وجود ندارد.آیاتی از قرآن در این خصوص وجود دارد که از هیچ کدام فرعیت و انشعاب خلقت زن از مرد استفاده نمیشود ؛ زیرا مخاطب این آیات انسانها هستند نه مردان.ثانیا در آیاتی آمده خداوند از انسان همسری برایش آفرید و مرحوم علامه طباطبائی در تفسیر المیزان در این خصوص فرموده ظاهر آیه و خلق منها زوجها این است که همسری از نوع مرد آفرید و افراد انسانی بازگشت به دو فرد همانند و مشابه دارند. به عقیده ایشان آنچه در پارهای تفاسیر نقل شده که مطابق این آیه زن از آدم مشتق شده و قسمتی از آدم است سخنی بدون دلیل است و آیه بر آن دلالت ندارد. به این معنا که زن از همان جنس مرد است نه بخشی از امر و فرع بر آن ؛ بنابراین علی رغم پندارهای غلطی که در مورد زنان وجود دارد در اسلام زن مقدمه وجود مرد نبوده و مرد علت غائی خلقت او به حساب نمیآید.قرآن خلقت زن و مرد را برای یکدیگر و آن دو را پوشش یکدیگر به حساب میآورد تا هر یک از آن دو دیگری را از دنبال شرو فساد رفتن و اشاعه آن باز دارد. هر کدام برای دیگری لباسی است که به وسیله او پلیدی از او آشکار نگردد. از آیات مختلفی از قرآن کریم بر میآید ـ زن چون مرد خلیفه خدا است. ـ هنگام خلقت هم از زن و هم از مرد پیمان گرفته شده است که شیطان را پرستشگر نباشند.ـ زنان و مردان دیگر نیز از جنس یکدیگر خلق شدهاند.هم چنین در نظام تکلیف و برنامه تکامل انسانی هیچ تفاوتی بین زن و مرد وجود ندارد و تساوی
حقوق و تکالیف زن از دیدگاه اسلام
حقوق زن و مرد تشابه حقوق و تکالیف آنها در همه امور بدون توجه به توانایی ها و خصلتهای روحی و جسمی آنها باشد می تواند از مصادیق ظلم به شمار آید. نقش مردانه دادن به زن و تقسیم وظایف بین زن و مرد بدون توجه به زن بودن او ظلمی مضاعف است.گویا مدعیان تساوی … زن و شوهر با قرارداد ازدواج حقوق و تکالیف مختلفی نسبت به یکدیگر پیدا می کنند. در حقوق اسلام و ایران اصل استقلال مالی زوجین مبنای روابط مالی زوجین است و هر یک از زن و شوهر در اکتساب و تصرف اموال خود استقلال کامل دارند. اما در حقوق کشورهای غربی از جمله فرانسه در رژیم اشتراک اموال مرد به عنوان رئیس اشتراک اداره اموال مشترک زوجین را در اختیار دارد و در رژیم جدایی مطلق اموال نیز مطابق فرض قانونی حق تصرف در اموال زن را دارد مگر اینکه زن صریحا آن را رد نماید. از طرف دیگر تامین هزینه خانواده در حقوق اسلام تعهدی یک جانبه است و زن در این زمینه هیچ تکلیفی ندارد ولی در حقوق فرانسه یک تعهد دو جانبه است و زن نیز مکلف به تامین آن است.ریاست شوهر بر خانواده با عنایت به ضرورت وجود مدیر و سرپرست در هر تشکل و جامعه ای یک ریاست اداری است نه استبدادی و هرگز زن ملزم به اطاعت از مرد در امور شخصی او نیست.هدف اساسی این مقاله بررسی تطبیقی میان حقوق اسلام و حقوق فرانسه و تبیین برجستگیهای قوانین اسلام در این زمینه است.یکی از مسائلی که به عنوان تبعیض بین زن و مرد عنوان گردیده روابط حقوقی میان زن و شوهر است. برخی در این باره ابراز داشته اند که بسیاری از قوانین فقهی بین زن و مرد تبعیض قائل شده است. و ضرورت دارد ایران هم به کنوانسیون بین المللی حقوق زنان که خواهان تساوی … و معاش خانواده نفقه یکی از حقوقدانان با انتقاد از قانون مدنی ما که به تبعیت از حقوق اسلام تامین هزینه زندگی خانواده را به عهده مرد گذاشته است چنین می گوید قانون مدنی ما از یک سوی مرد را وا می دارد که به زن خود نفقه بدهد; یعنی جامه خوراک و مسکن وی را آماده کند همچنان که مالک اسب و استر باید برای آنان خوراک و مسکن فراهم آورد مالک زن نیز باید این حداقل زندگی را در دسترس او بگذارد . 21 در بسیاری از حقوق کشورهای اروپایی از جمله فرانسه تامین هزینه زندگی مشترک و تکلیف انفاق یک تعهد دو جانبه است و زن و شوهر هر دو مکلف به کسب درآمد و تامین هزینه خانواده هستند. اما از نظر اسلام تامین هزینه خانواده و از جمله مخارج شخصی زن نفقه زن به عهده مرد است. و زن از این نظر هیچ گونه مسؤولیتی ندارد. بنابراین تکلیف مرد در دادن نفقه زن یک تکلیف یک جانبه است و موسر متمکن یا معسر بودن زن تاثیری در آن ندارد. حتی اگر زن دارای ثروت کلانی هم باشد الزامی ندارد که از اموال شخصی خود مخارج و مایحتاج زندگی خود را تامین کند.بنابراین اگر کسی بخواهد انتقادی بر حقوق اسلام نماید باید از جانبداری حقوق اسلام از زن بگوید. ولی چنان که برخی از اسلام شناسان معاصر اظهار نمودند حقیقت این است که اسلام نخواسته به نفع زن و علیه مرد یا به نفع مرد و علیه زن قانونی وضع کند. اسلام نه جانبدار زن است و نه جانبدار مرد. اسلام در قوانین خود سعادت مرد و زن و فرزندانی که باید در دامن آنها پرورش یابند و بالاخره سعادت جامعه بشریت را در نظر گرفته است . 22 از این رو مدعیان حمایت از حقوق زن به تعبیر مرحوم شهید مطهری بناچار به یک دروغ شاخدار متوسل می شوند و می گویند فلسفه نفقه این است که مرد خود را مالک زن می داند و او را به خدمت خود می گمارد همانگونه که مالک حیوان ناچار است مخارج ضروری حیوانات مملوک خود را بپردازد. باید از این مدعیان پرسید که از کجای قانون اسلام شما استنباط کردید که مرد مالک زن می باشد و علت نفقه دادن مرد مملوک بودن زن است. این چگونه مالکی است که از نظر اسلام حق ندارد به مملوک خود بگوید این ظرف آب را به من بده این چگونه مالکی است که مملوکش هر درآمدی کسب کند به خودش تعلق دارد و مالک حق دخالت در آن را ندارد این چگونه مالکی است که اگر زن به کودکش شیر دهد می تواند اجرت آن را مطالبه نماید 23 چنین نسبتی به آن دسته از نظامهای حقوقی کشورهای غربی از جمله فرانسه نزدیکتر است که در رژیمهای اشتراک اموال اختیارات شوهر مطابق قانون 1804 تا قبل از اصلاح 1965 شبه مطلق بوده است و مرد حاکم و ارباب اموال اشتراکی شناخته می شد. 24 گفتار دوم ریاست خانوادهریاست شوهر و اجازه زن از او در مسائلی که مربوط به اداره خانواده است هم قانونی است و هم شرعی.بر اساس شرع اسلام و ماده 1102 قانون مدنی پس از انعقاد قرارداد نکاح هر یک از زوجین حقوق و تکالیفی در مقابل یکدیگر پیدا خواهند نمود. همانطور که در قرآن کریم آمده است لهن مثل الذی علیهن بالمعروف 25 ; یعنی برای زنان همانند وظایفی که بر دوش آنهاست حقوق شایسته ای قرار داده شده است همچنان که تکالیفی بر عهده زنان قرار گرفته از حقوقی نیز برخوردارند و بین حقوق و تکالیف آنها تعادلی برقرار است. عدالت اقتضا می کند که حقوق و تکالیف بر اساس تواناییهای روحی و طبیعی و جسمی بین آنها تقسیم شود. از این رو در حقوق اسلام همانطوری که تکلیف انفاق و تامین هزینه زندگی خانواده مطابق آیه 34 سوره نسا بر عهده مرد نهاده شده است زن نیز در مقابل مکلف شده تا از مرد به عنوان رئیس تشکل خانواده اطاعت نماید. در ذیل به طور مختصر فلسفه و ادله و حدود اطاعت زن از مرد را بیان خواهیم نمود.الف فلسفه ریاست شوهر بر خانوادهخانواده به عنوان اولین و بنیادی ترین تشکل در جامعه نیاز به مسؤول یا سرپرست دارد و پر واضح است که هیچ تشکل و اجتماعی بدون مسؤول و رهبری واحد که تدبیر امور را در دست داشته باشد ممکن نیست. واگذاری اداره خانواده که متشکل از زن و مرد است به هر دوی آنها در واقع به معنای فقدان مسؤول و سرپرست در چنین تشکل بنیادی جامعه است. متاسفانه در بسیاری از کشورهای غربی که تا قبل از قرن بیستم زن از حداقل حقوق انسانی خود هم برخوردار نبود و با ازدواج در زمره محجورین در می آمد امروزه با افراطی گری فمینیسمی و واگذاری ریاست خانواده به هر دوی آنها یا به عبارت دیگر بی سرپرست نمودن کانون خانواده باعث اضمحلال این جامعه بنیادین شدند.اگر منظور مدعیان تساوی
مهدی(عج)؛احیاگر حقیقت عدالت
زن و مرد درهمه زمینهها فمینیستها مستلزم حذف همه تمایزهایی است که به لحاظ جنسیت مؤنث بر جنس زن تحمیل گردیده است. حال آنکه در نگرش اسلامی گرچه دو جنس زن ومرد در انسانیت برابرند ولی نسبتدادن تمایزات طبیعی آن دو به جامعه رد میگردد و با در نظر گرفتن ویژگیهای خاص زن تکالیفی بر عهده مرد قرار داده تا شان زن حفظ گردد ولی چنین وظایف سنگینی بر دوش زن نیست و این موضوع در نظر فمینیستها به بیعدالتی تعبیر شده است.اما معنای عدالت رعایت تساوی … زن و تلاش جهت ارتقای شان و منزلت وی در عهد اخیر به اروپای اوایل قرن نوزدهم باز میگردد. سردمداران این حرکت فمینیسم با اصرار بر ضرورت مشارکت زنان در همه عرصهها محرومیت آنان بنا به ملاحظات و ویژگیهای جنسی را مردود شمردند. از آن پس هر آنچه حضور زنان در عرصههای مختلف علمی اجتماعی سیاسی و اقتصادی را ـ هر چند استناد به دلایل متقن ـ محدود و مشروط مینمود ناشی از تفکیک جنسیتی مرد سالارانه که طی آن زن جنس دوم تلقی میشود شناخته و معرفی میگردد. چنین نگرشی که به بهانه تامین عدالت جنسیتی خصایص طبیعی و محدودیتهای ذاتی هر یک از دو جنس را نادیده میگیرد در چالش مستقیم با آموزههای عدل مدارانه اسلام قرار دارد. آنچه فمینیستها از برقراری تشابه کامل مرد و زن در همه حقوق و تکالیف پی میگیرند نه تنها عدالت جنسیتی را تامین نمیکند بلکه ظلم مضاعفی در حق زنان که به لحاظ فقر فرهنگی جوامع انسانی پائینتر از مردان قلمداد میشوند روا میدارد. چه آنکه تا زمانی که زن زن است و مرد مرد و اشتراکات و اختلافات تکوینی متعدد آنها پذیرفته شده است سخن گفتن از تشابه کامل حقوقی مبنای درست عقلی فلسفی و دینی ندارد.درنتیجه به دلیل غفلت از این مهم وبه رغم ادعای خرد ورزی وعقلانیت انسان مدرن هرچند ساز و کارهای جامعه بشری برقراری عدالت بین آحاد انسانی و رفع تبعیض رفتاری با زنان را وعده میدهند اما ظلم وتباهی حاکم برجامعه جهانی که کهتری زن را درقالبهای نوینی همچون حضور درهمه عرصه متناسب با شان وویژگیهای تکوینی مردان ونه همسو با توانمندیهای ذاتی زنان بازتولید مینماید انتظارتحقق حقیقت عدل که جزدرسایه عملیاتی شدن فرامین ذات سراسر عدل باری تعالی ـ همو که خود همه انسانهارا مامور نموده تادر تمام زمینههای زندگی خود ـ در اصول و فروع در نظام اجتماعی و اقتصادی سیاسی و نظامی در گفتار و کردار و... عدالت را مراعات کنند ـ حاصل نمیشود را دو چندان مینماید.پاسخ به این انتظار بر حق که چیزی جز سنتز و نتیجه تضاد و برخورد میان واقعیت بیعدالتی و حقیقت عدل مداری نیست به ید با کفایت آخرین ذخیره الهی مهدی موعود که عدالت در انتظار اوست حاصل میآید و یملا الله الارض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا.مقدمه و طرح موضوعمقوله نابرابری میان زن و مرد در عرصههای اجتماعی و سیاسی طی سالهای اخیرودر پرتو نگرههای مدرنیستی مورد بحث و عنایت طرفداران و فعالان حقوق زنان قرار گرفته است. به زعم آنان جنسیت نمیتواند بهانه تمایز حقوق زن و مرد قرار گیرد و از این رو بر برابری گزارهای تاکید دارند. بر این اساس نظام حقوقی اسلام که به مبنایی غیر از تشابه محض زن و مرد حقوق و تکالیف متفاوت برای هر یک از دو جنس در برخی زمینهها منظور میدارد ناعادلانه و تبعیضآمیز شناخته میشود و با عنایت به نشانههایی چون نصف بودن دیه زن در برابر مرد اختلاف در نحوه پذیرش شهادت زن و مرد در محاکم قضایی ضرورت پوشش برای زنان بیش از مردان و... با فضای مدرنیسم ناسازگاراست.این رویکرد ضمن آنکه بر عنصر تشابه میان زن و مرد پای میفشرد تامین رفاه مادی را غایت اصلی حیات انسانی قرار میدهد. نگاه مبتنی بر تشابه که اساسا از بن مایههای فرهنگ غربی و معیارهای جهانی حقوق بشر جان میگیرد با تفسیری مادی از ساختار انسان و غایت او میدان رقابت و تقابلی را طراحی میکند که زن و مرد در آن چارهای جز جستوجوی موقعیتهای برابر و امکانات مساوی برای حفظ بقای خویش و دستیابی به آرمانهای مادی و دنیوی خود نخواهند داشت. بنابراین در چنین نظامی تساوی … زن و مرد ساختار انسان و غایت وی را مورد توجه قرار میدهد. از این نگاه زن و مرد هر یک بر اساس طرحی خاص و هدفمند آفریده شدهاند و متناسب با غایات و اهداف در نظر گرفته شده برای هر یک ویژگیهایی در آن دو به ودیعت نهاده شده است.به این ترتیب تفاوتهای میان دو جنس و گوناگونی نقشها و مسئولیتهایشان در راستای همآهنگی با این نظام طبیعی و کارآمد کردن ویژگیهای خاص بوده و زمینه همیاری پیشرفت و همآهنگی در امور اجتماعی را فراهم میسازد.به استناد چنین رویکردقرآن مداری به منظور تحقق کمال و تعالی انسانی اسلام برای زن و مرد در همه موارد یک نوع حقوق و یک نوع وظیفه و یک نوع مجازات قائل نشده و در نتیجه پارهای از حقوق و تکالیف و مجازاتها را برای مرد و پارهای از آنها برای زن مناسبتر دانسته است.احکام اسلام در زمینه عدالت جنسیتی نشان از حاکمیت پارادایم تعاملگرا در زمینه حقوق زن دارد. چون این پارادایم بر این اصل مبتنی است که جنس مؤنث از لحاظ ویژگیهای بیولوژیک و نیز از حیث خاصههای روانشناختی تفاوتهایی با جنس مذکر دارد اما این تفاوتها اولا نه طولی بلکه عرضی هستند ثانیا فقط سویههای حقوقی زندگی دو جنس را در بر میگیرند و در عرصههای اخلاقی و انسانی اثری ندارند. اساس ویژگیهای دوگانه این پارادایم تفاوت و نابرابری در حقوق زن و مرد در مواردی که برقراری عدالت بدان منوط باشد پذیرفتنی است و آنجا که نابرابریها بر اصل اصیل عدل استوار نباشد یکسره مردود شمرده میشود.این قلم بر این باور است که چون اختلاف حقوق و احکام متفاوت زن و مرد در اسلام ناظر به تفاوتهای جنسیتی بر پایه ویژگیهای طبیعی و ذاتی هر یک از دو جنس استوار است نه تنها تبعیضی بین آن دو نیست بلکه پافشاری بر اجرایی ساختن این احکام و دستورات الهی است که عدالت واقعی جنسیتی را برای جامعه بشری به ارمغان میآورد.اما از آن جا که اجرای احکام قرآنی تحتالشعاع شوائب نفسانی انسانها و حتی مدعیان پیروی این احکام معطل میماند ناگزیر بشریت ظهور احیاگری را به انتظار میکشد که با زنده ساختن قرآن و سنت و حکمرانی برطبق احکام خالص دین با عملیسازی دستورات الهی درزمینه عدالت جنسیتی ضمن ارایه پاسخ مقتضی به نیازهای واقعی زنان و مردان زمینه شکوفایی و بالندگی نوع انسان را فراهم آورد و از این رهگذر بطلان ادعای واهی مدعیان تساوی
تحقق عدالت جنسیتی در انتظارمهدی
بین زن و مرد را ایجاب میکند و مقصود از تساوی … و خنثی ترکیب شده که طی آن نه مرد و نه زن هیچکدام کامل نیستند. حتی نویسندگان فمینیست متجدد هم قبول دارند که در گذشته زنان در اوایل دهه 1960میلادی روی هم رفته از یک احساس نسبی خوشبختی برخوردار بودند و یک دهه پیش از آن یعنی دهه 1950میلادی اکثر مردم هنوز بر اعتقاد به تقسیم کار مبتنی بر جنسیت و اقتدار مرد در خانواده استوار بودند. این اصول گرچه از یک نظام تشریع دینی استخراج نمی شد اما حداقل به دلیل همسویی با طبیعت و ذات بشر تا اندازهای ثبات اجتماعی را فراهم میکرد. امروز فمینیستها با نادیده انگاشتن نیازهای متفاوت دو جنس و به عنوان محو آپار تاید جنسی به طرح ایده هایی چون ضرورت حذف نمادهای جنسیتی از کتب درسی و الگوی مدارس مختلط و... قصد آن دارند تا به زعم خویش زنان را از نابرابریهای جنسیتی برهانند. گرچه در طول تاریخ بی عدالتی و سو استفاده ایی از زنان شده است اما راه کار پیشنهادی فمینیسم به بر کندن بینان استعدادها و حذف تفاوت هایی منجر میشود که وجود آنها موجب پویایی و شادابی زندگی است. اسلام اما نه انسانیت زن را منکر میشود و نه زنانگی او را نادیده میگیرد بلکه او را انسانی متفاوت و مستقل از مردان معرفی میکند. از منظر اسلام زن انسان تمام است اما با همه اوصاف و ویژگی هایی که وجود او را از مردان متمایز میکند.زن در صحنه هستی حضور دارد و ضمن آنکه به نفع مرد و مردانگی مصادره نمی شود به تمردو عصیان و طغیان نسبت به جنس مرد نیز وادار نمی گردد واین اوج عدالت جنسیتی است که اسلام در حق زن و جایگاه و حقوق وی روا داشته است. اسلام نه تنها حقایق متفاوت زن و مرد را میبیند بلکه آنها را به رسمیت میشناسد و معتقد است بر پایه این تفاوتها هر یک از زن و مرد برای یکدیگر آفریده شده اند؛ مرد به شخص زن نیاز مند است و زن به قلب مرد. مولفه اساسی رویکرد اسلام در احیا و دفاع از حقوق زنان توجه جدی و اساسی به واقعیات آشکار و گریز ناپذیر در زمیه مشترکات و تمایزات زنان و مردان و تقنین حقوق و قوانین متناسب با آن شرایط است که البته سیره عقلا جز این را اقتضا نمی کند. بدین سان به تعبیر شهید مطهری زن اگر بخواهد حقوق مساوی حقوق مرد و سعادتی مساوی سعادت مرد پیدا کند راه منحصرش این است که مشابهت حقوقی را از میان بردارد و برای مرد حقوقی مناسب با مرد و برای خودش حقوقی مناسب با خودش قائل شود.تنها از این راه است که وحدت و صمیمیت واقعی میان زن و مرد برقرار میشود و زن از سعادتی مساوی با مرد بلکه بالاتر از آن برخودارخواهد شد. بنابراین لازمه عدالت نه همگونی کامل بلکه عدم تشابه زن و مرد در پارهای از حقوق است. عدالت مورد ادعای انسان مدرن درقالب شعارهای فریبنده تساوی … زن و مرد به طور یکسان و به یک مقدار از فیض پروردگار متعال بهرهمند میشوند هرچند برحسب قابلیتهای مختلف ناشی از تمایز جنسی کیفیت این مقدارها متفاوت باشد. به عبارت دیگر برحسب جنسیت هیچکدام از زن و مرد برتری و مزیت بر دیگری ندارند و جنسیت موجب فضیلت مردان بر زنان در نزد باریتعالی نمیشود اما عدم تفاوت ارزشی به معنای همسانی در حقوق نیست زیرا حقوق مترتب بر امور تکوینی ونه نه امور ارزشی است. نتیجهزنان در آغاز این قرن خود را در موقعیتی متناقض نما مییابند. از آن جا که لذت و تفریح برای انسان متجدد در اولویت قرار گرفته است امور جنسی یک از امور غایی شده است. در حالیکه فمینیستها برای کسب حقوق و تساوی
قلب، جایگاه معرفت الهی
و خدمات به دیگران؛ این عمل صالح است. من عمل صالحا من ذکر او انثی خدا میفرماید فرقی نمیکند که این عمل صالح را مرد انجام بدهد یا زن هیچ فرقی نمیکند. -تساوی
تعدد زوجات از نگاه قرآن (2)
و سلطه طلبی را در نهاد مرد نگذاشتهاند عوامل خیانت را محیطهای اجتماعی در مرد به وجود میآورد نه خلقت و طبیعت سخن پرفسور اشمید آلمانی نسبت به جنس مرد ابدا سخن درستی نیست آنجا که میگوید در طول تاریخ مرد همیشه خیانت کار بوده و زن دنباله رو خیانت حتی در قرون وسطی نیز برابر شواهد موجود 90 درصد از جوانان به دفعات رفیقه عوض میکردند و 50 درصد از مردان زندار به همسرانشان خیانت میورزیدند.رابرت کینزی محقق معروف آمریکائی در گزارشش که به کینزی راپورت مشهور شده نوشته است مردان و زنان آمریکائی در بیوفائی و خیانت دست سایر ملل دنیا را از پشت بستهاند کینزی در بخش دیگر گزارشش آورده است زن برخلاف مرد از تنوع جوئی در عشق و لذت بیزار است به همین دلیل بعضی اوقات از رفتار مرد سر درنمیآورد ولی مرد تنوع جوئی را نوعی ماجراجوئی تلقی میکند آسان از راه بدر میرود و به نظر او آنچه مهم است لذت جسمی است نه لذت عاطفی و روحی تظاهر به تماس عاطفی و روحی در مرد تا وقتی است که فرصتی برای درک لذت جسمی پیش نیامده است روزی پزشک مشهوری به من گفت پولیگام بدون مرد تنوع دوستی و تعدد خواهی و منوگام بودن زن انحصارخواهی و یکهشناسی یک امر بدیهی است زیرا در مرد میلیونها سلول اسپرم تولید میشود در حالی که زن در دوران آمادگی جز یک تخم از تخمدان تولید نمیکند صرف نظر از فرضیه کینزی بد نیست از خودمان بپرسیم آیا وفادار بودن برای مرد مشکل است؟هانری دومنترلان فرانسوی در پاسخ این سئوال نوشته است وفادار بودن برای مرد مشکل نیست بلکه غیر ممکن است یک زن برای یک مرد آفریده شده است و یک مرد برای زندگی و همه زنها مرد اگر به تاریکی میپرد و به زنش خیانت میکند تقصیر خودش نیست تقصیر خلقت و طبیعت است که همه عوامل خیانت را در او به وجود آورده استاین است نظریات آنان که در کلاس زندگی ژست معلمی و پرفسوری گرفته و در صدد هماهنگ کردن بشریت با اوهامات و خیالات خود هستند.متفکر شهید استاد مطهری میگوید به عقیده ما این توصیف از طبیعت مرد به هیچ وجه صحیح نیست الهام بخش این مفکران در این عقیده اوضاع خاص محیط اجتماعی آنان بوده نه طبیعت واقعی مرد.البته ما مدعی نیستیم که زن و مرد از لحاظ زیست شناسی و روانشناسی وضع مشابهی دارند برعکس معتقدیم زیست شناسی و روانشناسی مرد و زن متفاوت است و خلقت از این تفاوت هدف داشته است و به همین جهت نباید تساوی
اصحاب عاشورا، آینۀ صفات الهی
و فرقی هم نمیکند مرد یا زن باشد. -برابری زن و مرد در هدف خلقتوقتی قرآن میگوید انسان معنیاش هم مرد است و هم زن؛ چون قرآن مجید در معنویت و ظرفیت و آینهبودن بین مرد و زن تفاوتی نمیگذارد. تفاوت مرد و زن فقط در بدنشان است و تفاوت دیگری ندارند. خلقت زن اقتضا میکند که چنین بدنی داشته باشد؛ مثلا اینکه برای رزق طفلش دو ظرف روی سینهاش باشد یا رحمی داشته باشد که پروردگار اسمش را در قرآن قرار مکین 3 گذاشته است تا بتواند خلیفهالله را در طول نه ماه یا حداقل شش ماه در آنجا پرورش بدهد. -اشاره به مدت بارداری در قرآنطبق قرآن حداقل حمل شش ماه است؛ یعنی اگر بچه ششماهه بهدنیا آمد خانواده نباید بترسند. پروردگار میفرماید وحمله وفصاله ثلاثون شهرا 4 بچه که بهدنیا میآید با دو سال کامل شیرخوردن باید مجموعا سی ماه بشود؛ یعنی قرآن حداقل حمل را در ششماهگی طبیعی میداند. وجود مبارک حضرت سیدالشهدا ع نیز ششماهه بهدنیا آمدند. گاهی مردم همدیگر را مسخره میکنند؛ مثلا یک نفر که برای انجام کاری عجله میکند به او میگویند که مگر ششماهه به دنیا آمدهای؟ ششماهه بهدنیاآمدن عیب و نقص نیست. ششماهه بهدنیاآمدن حقیقتی است که قرآن مجید بیان میکند. حداکثر حمل نه ماه و حداقل آن شش ماه است که رویهمرفته از ولادت تا شیردادن باید سی ماه باشد. اگر بچه نهماهه بهدنیا آمد از آن دو سال کم میشود که رویهمرفته سی ماه بشود. تساوی
English