فکر بالاترین و سودمندترین سفر معنوی است که پایانش هم پروردگار است.
20 مطلب یافت شد
رمضان، فرصتی برای سیر و سلوک
در سوره مبارکه فاطر خداوند متعال حقیقت سفر به سوی خود را که بالاترین سیر و پربرکت ترین سفر و سودمندترین سلوک است اینگونه بیان میفرماید الیه یصعد
ارزش انسان و عبادت - جلسه اول – (متن کامل + عناوین)
سپس به وجود حضرت حق یک معرفت بالایی پیدا کرده و فهمیده سفر به سوی او عالیترین پاکترین سودمندترین با منفعتترین سفر است و رسیدن به او رسیدن به
فلسفه وجوب حج چیست؟
سودمندترین حکمت حج اظهار عبودیت و بندگی به پیشگاه خداوند متعال است که این امر در تمام اعمال حج نظیر احرام و طواف و سعی و قربانی و.... مشهود و مشخص است.علاوه بر این منافع روحی و روانی و اخلاقی بسیاری به شخص حاجی و به جامعه اسلامی می رسد از جمله شخص با احرام و قطع وابستگی خود از تعلقات مادی و دنیوی از تمام قیود و وابستگی های خسران آور رها گشته و آماده عروج و پرواز در فضاهای معنوی و عرفانی می گردد. مسلمانان از اقصی نقاط کشورهای اسلامی و غیر اسلامی در ایام مشخص در کنگره عظیم حج جمع می گردند و با اتحاد و همفکری راه حل مشکلات مسلمانان جهان را بررسی کرده و در رفع مشکلات از نیروی عظیم مسلمانان کمک می گیرند. و اتحاد اسلامی را بین همه مسلمانان جهان برقرار می سازند انشا الله. تحرک بازار و اقتصاد مسلمانان. موسم حج از قدیم الایام فرصت خوبی برای رونق خرید و فروش بازرگانان مسلمان و گردش سرمایه در دست کسبه و مستمندان از شرق تا غرب عالم می شود. آشنایی با آثار و اخبار پیغمبر اکرم ص و زنده نگه داشتن این آثار.برای تیمن به نقل روایتی در این زمینه بسنده می کنیم هشام بن حکم می گوید از امام صادق علیه السلام پرسیدم چرا خداوند مردم را به انجام حج و طواف خانه خود فرمان داده است؟فرمود خداوند انسانها را آفرید... و آنان را به عملی حج دستور داد که اطاعت دین و مصالح دنیای آنان را در بردارد در موسم حج مسلمان از مشرق و مغرب گرد هم جمع می شوند تا با یکدیگر آشنا گردند و برای اینکه هر ملتی از تجارتها و فرآورده های اقتصادی ملتهای دیگر استفاده کند و بخاطر اینکه مسافران و حمل و نقل کنندگان در این سفر
روزه ى تن و روح
سفر کردن نباشد بلکه چنان که در معارف الهیه آمده است عبادتی است همراه با شرایط دیگر که آن شرایط شرایطی معنوی و سازنده و تربیت کننده ی انسان است .پیامبر اسلام درباره ی روزه ی عادی و غیر سازنده و روزه ای که قدرت تربیت انسان را ندارد می فرماید رب صائم حظه من صیامه الجوع والعطش ورب قائم حظه من قیامه السهر.چه بسا روزه داری که بهره اش از روزه فقط گرسنگی و تشنگی است و چه بسا قیام کننده برای عبادت شبانه که بهره اش از آن فقط بیداری است ولی درباره ی روزه ی حقیقی و روزه ی سازنده و تربیت کننده از اهل بیت علیهم السلام روایت شده که پیامبر به جابر بن عبدالله فرمود ای جابر این ماه رمضان است کسی که روزش را روزه بدارد و بخشی از شبش را به عبادت برخیزد و شکم و شهوت و زبانش را از حرام حفظ کند از گناهانش مانند بیرون رفتن از ماه رمضان بیرون می رود . جابر گفت ای پیامبر خدا چه نیکوست آنچه گفتی . فرمود ای جابر چه سخت است این شرایط ؟ازحضرت صدیقه ی کبری فاطمه ی زهرا علیها السلام روایت شده است ما یصنع الصائم بصیامه اذا لم یصن لسانه وسمعه وبصره وجوارحه ؟ روزه دار با روزه اش هنگامی که زبان و گوش و چشم و اعضای دیگرش را از گناه حفظ ننموده چه می کند ؟پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم از حضرت حق روایت کرده است که خدا می فرماید من لم تصم جوارحه عن محارمی فلا حاجه لی فی ان یدع طعامه وشرابه من اجلی.کسی که اعضا و جوارحش از محرمات من روزه نیست مرا چه نیازی است که خوردن و آشامیدن را برای خاطر من ترک کند ؟حضرت علی علیه السلام در روایاتی می فرماید صیام القلب عن الفکر فی الآثام افضل من صیام البطن عن الطعام.روزه ی دل از اندیشه در گناهان برتر از روزه ی شکم از خوراکی هاست .صوم النفس عن لذات الدنیا انفع الصیام.روزه ی نفس از لذت های دنیا سودمندترین
تفسیر قرآن ـ جلسه صد و چهارم
سودمندترین ماده زمین چه چیزی است؟ اگر کسی بگوید طلا کسی بگوید نفت کسی بگوید نقره و چیزهای دیگری که داخل زمین است حرف آنها را رد میکنیم. اینها البته به صورت معادن وسیع در دل زمین قرار داده شده است و کاربرد آنها هم زیاد است و ما بدون اینها به زحمت خواهیم افتاد ولی اکثر ثروت ما خاک است که تمام موجودات عالم برای بقای خود به خاک نیاز دارند. گیاهان آب و مواد خوراکی را مستقیما از خاک میگیرند.انسان و جانواران تغذیه آنها با شفاعت خاک است غذایی که به ما میرسد از خاک به دست میآید. میلیونها سال است که کشاورزی یکی از صنایع اساسی انسان است. نه فقط غذا و خوراکمان را از کشاورز تهیه میکنیم بلکه بسیاری از موارد لازم را برای تهیه لباس دارو ساختمان و بسیاری از امور دیگر از خاک به دست میآید.معلوم میشود که ما خاک خالص نداریم اغلب خاکها از مواد معدنی درست شدهاند که به صورت ذرات سنگ درآمدهاند که تحت اثر نیروهای طبیعی با خاک بودن سفر
استقامت بندگان در برابر مصائب و تکالیف الهی
سودمندترین پیوند است یک واقعیت را باید برای حفظ این پیوند رعایت کند. در کنار این یک واقعیت هم نباید حرفی بزند و داوری بکند. به قول حکمای الهی نباید یجوز لا یجوز بگوید که فارسیاش بمانم یا نمانم است؛ با ماندنم تحمل کنم یا با نماندن خودم را از فشار مسائل پیشآمده راحت کنم. آن حقیقتی که کنار وجود مقدس او باید رعایت شود پایداری ایستادگی استقامت صبر و شکیبایی است. کسانی که از طریق قرآن انبیا ائمه و دانشآموختن خودشان به این نتیجه رسیدهاند که ربنا الله مالک همهکاره زمامدار و مربی ما الله است و کس دیگری نیست. ثم استقاموا این استقامت را رعایت کنند و بماند. سخن فرشتگان با اهل استقامتحال اگر بماند چه میشود؟ قرآن میفرماید تتنزل علیهم الملائکه فرشتگان ما در دنیا هنگام بیرونرفتن از دنیا و در قیامت بر او نازل میشوند. آیه شریفه همه معانی را دارد. فرشتگانی که بر آنها نازل میشوند مخصوصا هنگام سفر
زيباترين دنيا
سودمندترین دنیا دنیای اولیای خداست که با عبادت و خدمت و جهاد و تقوا همراه است دنیایی که یک لحظه اش از عبادت جن و انس برتر است دنیایی که فقط به وسیله آن کسب رحمت می شود و سود جاوید و همیشگی اش بهشت است دنیایی که دارنده اش چون امیرالمؤمنین علیه السلام از آن نخلستان های آباد به وجود می آورد و به وسیله آن سفره تهیدستان و فقیران را رنگین می کند ولی خودش در سطحی بسیار ساده و با کمال قناعت از آن مصرف می نماید دنیایی که وقتی امیرالمؤمنین علی علیه السلام در آن زمام حکومت بر مملکتی پهناور را به دست می گیرد و با سپاه اسلام برای سرکوب کردن پیمان شکنان به سوی بصره حرکت می کند و به محل ذی قار می رسد و در آنجا مشغول وصله زدن کفشش می شود و پس از وصله زدن به ابن عباس می گوید این کفش چقدر می ارزد ؟ ابن عباس می گوید قیمت و ارزشی ندارد می فرماید به خدا سوگند ریاست و حکومت من بر شما از این کفش بی ارزش تر است مگر اینکه بتوانم با این حکومت حقی را زنده کنم و باطلی را براندازم .این دنیاداری دنیاداری مثبت و حقی است و پلی است که یک طرفش به عبادت و خدمت و طرف دیگرش به رحمت و جنت وصل است . حریصان به دنیاحضرت مسیح علیه السلام در پی حاجتی به سفر
فایدہ روزه
سفر کردن نباشد بلکه چنان که در معارف الهیه آمده است عبادتی است همراه با شرایط دیگر که آن شرایط شرایطی معنوی و سازنده و تربیت کنندهی انسان است.پیامبر اسلام دربارهی روزهی عادی و غیر سازنده و روزهای که قدرت تربیت انسان را ندارد میفرماید رب صائم حظه من صیامه الجوع والعطش ورب قائم حظه من قیامه السهر 11 . چه بسا روزهداری که بهرهاش از روزه فقط گرسنگی و تشنگی است و چه بسا قیام کننده برای عبادت شبانه که بهرهاش از آن فقط بیداری استولی دربارهی روزهی حقیقی و روزهی سازنده و تربیت کننده از اهل بیت علیهم السلام روایت شده که پیامبر به جابر بن عبدالله فرمود ای جابر این ماه رمضان است کسی که روزش را روزه بدارد و بخشی از شبش را به عبادت برخیزد و شکم و شهوت و زبانش را از حرام حفظ کند از گناهانش مانند بیرون رفتن از ماه رمضان بیرون میرود. جابر گفت ای پیامبر خدا چه نیکوست آنچه گفتی. فرمود ای جابر چه سخت است این شرایط؟ 12 از حضرت صدیقهی کبری فاطمهی زهرا علیها السلام روایت شده است ما یصنع الصائم بصیامه اذا لم یصن لسانه وسمعه وبصره وجوارحه؟ 13 روزهدار با روزهاش هنگامی که زبان و گوش و چشم و اعضای دیگرش را از گناه حفظ ننموده چه میکند؟پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم از حضرت حق روایت کرده است که خدا میفرماید من لم تصم جوارحه عن محارمی فلا حاجه لی فی ان یدع طعامه وشرابه من اجلی 14 . کسی که اعضا و جوارحش از محرمات من روزه نیست مرا چه نیازی است که خوردن و آشامیدن را برای خاطر من ترک کند؟حضرت علی علیه السلام در روایاتی میفرماید صیام القلب عن الفکر فی الآثام افضل من صیام البطن عن الطعام 15 . روزهی دل از اندیشه در گناهان برتر از روزهی شکم از خوراکیهاست.صوم النفس عن لذات الدنیا انفع الصیام 16 . روزهی نفس از لذتهای دنیا سودمندترین
فوايد روزه
سفر کردن نباشد بلکه چنان که در معارف الهیه آمده است عبادتی است همراه با شرایط دیگر که آن شرایط شرایطی معنوی و سازنده و تربیت کنندهی انسان است. پیامبر اسلام دربارهی روزهی عادی و غیر سازنده و روزهای که قدرت تربیت انسان را ندارد میفرماید رب صائم حظه من صیامه الجوع والعطش ورب قائم حظه من قیامه السهر 11 . چه بسا روزهداری که بهرهاش از روزه فقط گرسنگی و تشنگی است و چه بسا قیام کننده برای عبادت شبانه که بهرهاش از آن فقط بیداری است ولی دربارهی روزهی حقیقی و روزهی سازنده و تربیت کننده از اهل بیت علیهم السلام روایت شده که پیامبر به جابر بن عبدالله فرمود ای جابر این ماه رمضان است کسی که روزش را روزه بدارد و بخشی از شبش را به عبادت برخیزد و شکم و شهوت و زبانش را از حرام حفظ کند از گناهانش مانند بیرون رفتن از ماه رمضان بیرون میرود. جابر گفت ای پیامبر خدا چه نیکوست آنچه گفتی. فرمود ای جابر چه سخت است این شرایط؟ 12 از حضرت صدیقهی کبری فاطمهی زهرا علیها السلام روایت شده است ما یصنع الصائم بصیامه اذا لم یصن لسانه وسمعه وبصره وجوارحه؟ 13 روزهدار با روزهاش هنگامی که زبان و گوش و چشم و اعضای دیگرش را از گناه حفظ ننموده چه میکند؟ پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم از حضرت حق روایت کرده است که خدا میفرماید من لم تصم جوارحه عن محارمی فلا حاجه لی فی ان یدع طعامه وشرابه من اجلی 14 . کسی که اعضا و جوارحش از محرمات من روزه نیست مرا چه نیازی است که خوردن و آشامیدن را برای خاطر من ترک کند؟حضرت علی علیه السلام در روایاتی میفرماید صیام القلب عن الفکر فی الآثام افضل من صیام البطن عن الطعام 15 . روزهی دل از اندیشه در گناهان برتر از روزهی شکم از خوراکیهاست.صوم النفس عن لذات الدنیا انفع الصیام 16 . روزهی نفس از لذتهای دنیا سودمندترین
عقل: محرم راز ملكوت - جلسه اول - (متن کامل + عناوین)
سفر صرفنظر کنید ولی حضرت جواب دادند اشتیاق من به مرگ از اشتیاق یعقوب به دیدن یوسف بیشتر است. 11 به راستی که من در این مرگ سرمایه بندگی را حفظ میکنم و این تجارت و کسب را از دست نمیدهم. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در اینباره میفرمایند الکاسب حبیب الله . 12 کاسب دوست و حبیب خداوند عالم است.چنین کاسبی حبیب خدا به شمار میآید. او با پروردگار خویش معامله میکند و پروردگار نیز متاع او را به گرانترین قیمت میخرد. قرآن کریم در اینباره میفرماید ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و یقتلون وعدا علیه حقا فی التوراه و الانجیل و القرآن و من اوفی بعهده من الله فاستبشروا ببیعکم الذی بایعتم به و ذلک هو الفوز العظیم . 13 یقینا خدا از مؤمنان جانها و اموالشان را به بهای آنکه بهشت برای آنان باشد خریده است. همان کسانی که در راه خدا پیکار میکنند پس دشمن را میکشند و خود در راه خدا کشته میشوند. خدا آنان را بر عهده خود در تورات و انجیل و قرآن وعده بهشت داده است؛ وعدهای حق. و چه کسی به عهد و پیمانش از خدا وفادارتر است؟ پس ای مؤمنان به این داد و ستدی که انجام دادهاید خوشحال باشید؛ و این است کامیابی بزرگ. جهل بدترین تنگدستی انسان پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله بعد از اینکه خطاب به حضرت علی علیه السلام از عقل به عنوان سودمندترین … سودمندترین ثروت انسان در قرآن کریم در بیش از هزار آیه به عقل و آثار بابرکت این نعمت الهی پرداخته شده است. 2 بهعلاوه پیامبران و امامان معصوم در اینباره فراوان سخن گفتهاند 3 اما به واقع هیچکدام از انسانهاحتی انبیای خدااز عهده شکر نعمت عظیم عقل برنیامدهاند. 4 پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در جملهای بینظیر و پرارج درباره عقل به امیر المؤمنین علی علیه السلام میفرمایند یا علی لا مال اعود من العقل . 5 در این عالم ثروتی سودمندتر از عقل وجود ندارد.آری به راستی که همه عبادات و خدمات انبیای خدا و ائمه طاهرین علیهم السلام از عقل کامل آنها سرچشمه گرفته و در نهایت ایشان را به بهشت برین رهنمون ساخته است.خرد آن است که چون هدیه فرستاد به تو زو خداوند جهان با تو سخن گفت به راز 6 تاثیر عقل در سعادت و شقاوت انسان امام جعفر صادق علیه السلام میفرمایند العقل ما عبد به الرحمن .در این جمله واژه به حائز اهمیت فراوان است. امام صادق علیه السلام عقل را حقیقتی قلمداد میفرماید که انسان به وسیله آن به طرف عبادت پروردگار هدایت میشود. باری انسان عاقل درباره خدا انسان و جهان میاندیشد و به تحلیل و ارزیابی هریک از آنها میپردازد تا به این نتیجه میرسد که در این عالم که سفرهای بینقص از نعمتهای شگفتانگیز خدا به شمار میآید مخلوق و میهمان پروردگار است. بنابراین لازم است عبد و بنده خدای متعال باشد. او به این نکته میاندیشد که برای چه باید در مقابل غیر خدا تعظیم کند؟ برای چه در مقابل هر شاهی هر وزیری هر وکیلی هر اربابی و هر ثروتمندی سر تعظیم فروبیاورد؟ مگر نه این است که آنها هم مانند دیگر انسانها وظیفه دارند در مقابل صاحب حقیقی عالم سر تعظیم فروآورند؟ بدین ترتیب او نتیجه میگیرد که اگر به موجودی هممرتبه یا کممرتبهتر از خود تسلیم شود دیگر کمال زیان را دیده است. آری جماد و نبات طلا و نقره مال و ثروت و مقام و شهرت همگی در مرتبهای پایینتر از انسان قرار دارند و عاقل خود را بنده آنها قرار نمیدهد.خداوند در قرآن خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرماید قل انما انا بشر مثلکم یوحی الی انما الهکم اله واحد فمن کان یوجو لقا ربه فلیعمل عملا صالحا و لا یشرک بعباده ربه احدا . 7 بگو جز این نیست که من هم بشری مانند شمایم که به من وحی میشود که معبود شما فقط خدای یکتاست. پس کسی که دیدار پاداش و مقام قرب پروردگارش را امید دارد باید کاری شایسته انجام دهد و هیچکس را در پرستش پروردگار شریک نکند.همه انسانها در مقامات انسانی یکی هستند. حال این افراد هریک شغلی دارند یکی شاه است نفر بعدی رئیس جمهور است یک نفر وکیل است و دیگری وزیر. اینکه شغل مهم داشتن نمیتواند برای کسی امتیاز به حساب آید و همه موجودات مخلوق پروردگار و هممرتبه هستند از طریق عقل فهمیده میشود خرد راهنمای و خرد دلگشای خرد دست گیرد به هر دو سرای. 8 در اثر به کار گرفتن عقل انسان پیمیبرد که باید بسان تمام موجودات عالم یک خط سیر مستقیم را در پیش بگیرد. تنها در این صورت است که انسان عاشق بندگی آفریدگار میشود. پروردگار نیز به واسطه انبیای خود راه بندگی را به او نشان میدهد.به راستی وقتی انسان خدا را بندگی میکند ارزشی افزونتر از همه ارزشها مییابد و در روز قیامت مقام فی عیشه راضیه 9 را نصیب خود میکند. آری انسان از طریق عقل و به کمک آن عبد الله میشود.یادآور میشود امتیاز معنوی انبیا و ائمه طاهرین علیهم السلام به سبب همین عبد الله بودن آنها بوده است. همه عشق انبیا و ائمه در بندگی خدا خلاصه میشده است. گاهی حتی به سبب این عشق به بندگی پروردگار به شهادت میرسیدهاند ولی بندگی را رها نمیکردهاند؛ چون میدانستند پذیرش شهادت به سبب بندگی خدا یکی از بالاترین ارزشها محسوب میشود. عمل امام حسین علیه السلام گویای این حقیقت است به حضرت سید الشهدا پیشنهاد شد در هر شهری که میخواهند سکونت کنند و هر مالی که میخواهند در اختیار بگیرند و در عوض از یزید اطاعت کنند. بدین ترتیب از حضرت خواستند خدا را با یزید عوض کند خدا را کنار بگذارد و یزید را در زندگیاش بگنجاند چرا حضرت سید الشهدا علیه السلام در برابر این خواسته مقاومت کرد و تن به شهادت داد و فرمود مثلی لا یبایع مثله . 10 انسانی مثل من با فردی چون یزید بیعت نمیکند.عقل کامل و جامع آن حضرت پذیرش این دادوستد را زیانبار میدانست؛ زیرا عقل ایشان همه ارزشها را در وجود پروردگار بزرگ عالم میدید.در روایات آمده است در کنار دروازه مکه مردم برای حضرت سید الشهدا علیه السلام دلسوزی کردند و به ایشان گفتند یابن رسول الله این سفر
مقدمه استاد انصاریان بر ترجمه کتاب شریف اصول کافی
سفر کرده اند ـ باید گفت که بعضی از آن ها به صحت و سلامت نزدیک است ولی انشایی مبهم و پیچیده دارد و مناسب فهم همگان نیست و در آن ها لغاتی به کار برده شده که امروز از آن لغات در نگارش استفاده نمی شود.در بعضی از آن ها ترجمه آیات قرآن که در سراسر اصول کافی آمده خالی از اشتباه نیست و در ترجمه برخی روایات نکته های دقیق ادبیات عرب لحاظ نشده و خطای در ترجمه و به ویژه اشتباه در ترجمه لغات مشاهده می شود و برخی مترجمان نیز که از ترجمه های قبل استفاده نموده اند همان اشتباهات را تکرار نموده اند که در مجموع حدود چهار هزار مورد اغلاط و اشتباهات گوناگون در ترجمه های مختلف را رقم زدند. نسل مؤمن؛ اعم از دانش آموز دانشگاهی طلاب علوم اسلامی و حتی مردم عادی با شناختی که طی سالیان طولانی از آنان دارم تشنه معارف الهیه و به ویژه فهم روایات و به خصوص روایات اصول کافی هستند و ارائه اثری روان و فاخر برای پاسخ گویی به این نیاز امری ضروری است.در این اثر تاجایی که ممکن بود در ترجمه و اسلوب انشانگاری دقت شده و زحمت سنگینی تحمل کرده ام تا ترجمه ای روان صحیح و قابل فهم همگان تقدیم کنم.اصول کافی که دو جلد از دوره هشت جلدی کتاب شریف کافی است حدود 3هزار و 788 روایت در باب عقل و جهل دانش و دانشمند و دانش آموز توحید نبوت امامت ایمان و کفر حقایق اخلاقی دعا فضل قرآن و آداب معاشرت با مردم دارد.مؤلف محمد بن یعقوب کلینی رحمه الله است که تاریخ ولادتش روشن نیست ولی وفاتش در سال 329 یا 328 هجری قمری بوده و آرامگاه او در بغداد در ناحیه شرقی رود دجله کنار باب جسر عتیق واقع شده است. بزرگانی از علما و دانشمندان درباره شخصیتش این گونه نظر داده اند نجاشی رحمه الله م450 رجال شناس معروف شیعی می گوید او در روزگار خویش در ری پیشوای شیعه بود و روایت را از همه دقیق تر ضبط کرده و بیش از همه مورد اعتماد است .سید بن طاوس رحمه الله م664 که همگان در زهد و تقوا و پاکی و دانش او اتفاق دارند می گوید موثق بودن و امانت داری اش در آثار اهل بیت علیهم السلام مورد اجماع همگان است .علامه محمدتقی مجلسی رحمه الله م1070 می گوید حق این است که در بین عالمان شیعه مانندش نیامده و هرکس در روایات نقل شده از او و ترتیب و نظم کتابش دقت کند می یابد که او از جانب خداوند متعال مورد تایید بوده است .ابناثیر ـ از علمای عامه قرن هفتم هجری ـ صاحب کتاب الکامل می گوید او در قرن سوم به فرقه امامیه حیات تازه ای بخشید در آن مذهب پیشوا عالم بزرگ فاضل و دارای شهرت است .و از ابن حجر عسقلانی ـ دانشمند سنی مذهب قرن نهم هجری ـ نیز نقل شده که گفته است کلینی از رؤسای بافضیلت شیعه است .بزرگانی از دانشمندان عالمان و فقیهان شیعه درباره کتاب بی نظیرش که پس از قرآن مجید و نهج البلاغه و صحیفه سجادیه از جایگاه ویژه ای در میان شیعیان برخوردار است به این صورت نظر داده اند شیخ مفید رحمه الله م413 مرجع شیعه و مؤلف ارزشمند کتاب های متعدد علمی گفته است کافی در ردیف بزرگ ترین و سودمندترین
توحید (2) - جلسه بیست و سوم – (متن کامل + عناوین)
سودمندترین طرح و نقشه را ارائه نموده است. این طرح و نقشه یا به صورت کتاب آسمانی است مانند قرآن مجید؛ و یا به صورت معارف پرارزشی است که انبیا و ائمه طاهرین به مردم ارائه دادهاند. آثار زندگی طاغوتیان از دیدگاه امیر مؤمنانامیرالمؤمنین ع مطلب بسیار مهمی دربارۀ کسانی دارند که از خدا جدا زندگی میکنند و تسلیم طاغوت هستند؛ این مطلب را به صورت خبر ذکر میکند من شغل نفسه بغیر نفسه تحیر فی الظلمات 1 کسی که خود را فراموش میکند که انسان و موجود برتر است از یاد میبرد که او دارای قویترین استعدادها و معدن عقل و فطرت است؛ نهادی است که زمینۀ تبدیل شدن به شجرۀ طیبه انسانیت را دارد. چنین انسانی با غفلت از تادیب به آداب و تربیت و تصفیه و رشد خود هرگز قدمی بر نخواهد داشت. در این فضای غفلتزده دزدان انسانیت خیلی راحت او را میدزدند. بعد وقتی وارد جادهای که طاغوت برایش باز کرده میشود در تاریکیهای گوناگون سرگردان میشود. به تاریکی جهل ظلم بیشخصیتی و فشار روانی گرفتار میشود. وقتی دچار فشار روانی شد بیهدف میگردد؛ وقتی بیهدف شد خود را به هر آب و آتشی میزند که از این سرگردانی تاریکیها هدف امیدواری را پیدا کند و پیدا نمیکند.یا دچار ناامیدی و پوچی کامل میشود یا بیماری روانی سختی میگیرد؛ یا برای نجات جان خویش خودکشی میکند. این فرهنگ طاغوت است. مرگ باعزت در فرهنگ توحیداما در فرهنگ توحید حکومت جور ابوذر را به بیابانی که نه آب دارد و نه گیاه تبعید میکند. ذخیرۀ غذایی ابوذر در آن بیابان تمام شد؛ تا جایی که امکان دارد گرسنگی و تشنگی را تحمل میکند؛ در این گرسنگی و تشنگی باحالترین نماز و مناجات شبانه و نماز شب را دارد.سحرگاه از گرسنگی و تشنگی شمع وجود او در حال خاموشی است؛ به دخترش میگوید دخترم من بر اثر تشنگی و گرسنگی میمیرم قدمی در این بیابان بزن ببین چیزی پیدا میکنی. دختر او گشت و گفت چیزی پیدا نکردم. گفت بنشین بالای سر من یک چنین ساعتی را حبیب من پیغمبر اکرم ص به من خبر داده است. نگران نباش بعد از جان دادن من برو سر جاده کاروانی از مکه میآید که به مدینه میرود؛ فقط بگو ابوذر اینجا از دنیا رفته است. آنها میآیند من را غسل و کفن میکنند و سپس به خاک میسپارند. دختر او میگوید یک مرتبه دیدم پدرم با یک دنیا آرامش میگوید علیه السلام. دختر پرسید پدر جان با چه کسی حرف میزنی؟ گفت تو نمیبینی فرشته الاهی آمده من را ببرد؛ به من میگوید ابوذر قبل از اینکه جان تو را بگیرم خدا فرموده سلام من را به ابوذر برسان. 2 این توحید است. خطرها در کمین طاغوتزدههاامیرالمؤمنین ع میفرماید و ارتبک فی الهلکات این خیلی جمله سنگینی است که یک طاغوت زده در انواع خطرها دست و پا میزند و تمام راههای چاره به روی او بسته است.اما زینب کبری3 وقت وداع به امام حسین ع گفت حسین جان شما شهید میشوید؛ بعد از شما تکلیف ما اهل بیت چیست؟ سؤال واقعی بود. حضرت حسین ع فرمود خواهرم در سفر
دهه اول محرم 94 هیئت صاحب الزمان سخنرانی هشتم
سفر تبلیغی سوئیس بودم آنجا یک بیمارستانی است فقط برای خودکشی مردم میآیند پول میدهند کارت میگیرند نوبت میگیرند که بروند بخوابند و بکشندشان چون از زندگی خسته هستند دیگر لذتی نیست که ازش لذت ببرند چون هر گناهی را مرتکب میشوند سیر هستند راحت نیستند عذاب وجدان دارند. میکشند خودشان را.دولت هم جلوگیری نمیکند نهصد و پنجاه سال کم نیست که یک نفر برای نجات یک ملت برای هدایت یک ملت برای درمان دردهای روحی یک ملت چنانکه قرآن میگوید هم شب سراغ جمعیتها برود دعوتهم لیلا هم روز سراغ مردم برود و نهارا هم در پنهان سراغ مردم برود هم در آشکار خدا هم بهش گفته خسته نشو رها نکن مردم را بالاخره از صد تا د ه تا خوب میشوند.در بیشتر تفاسیر قرآن و روایاتمان است که در این نهصد و پنجاه سال یعنی نه قرن و پنجاه سال این عمری است که خدا برای نوح بیان کرده هشتاد و سه نفر آدم شدند بقیه هم قبول نکردند گوش ندادند انبیا دیگر هم همینطور بودند اهل خدمت به مردم بودند یک روایتی رسول خدا دارد من فکر نمیکنم هیچ فرهنگی در این دنیا این حرفها را داشته باشد من خیلی حوصله به خرج دادم در کتاب خواندن کتابهای مسیحیت را خواندم یهودیت را خواندم زرتشتیت را خواندم این عرفانهای دروغی و کاذب را خوانم کتابهای کمونیستی را خواندم هیچ جا ندارد این حرفها را رسول خدا میفرماید خیر الناس این ارزیابی پیغمبر است خیلی مهم است خیر الناس انفعهم للناس ببینید در این روایت بحث عبادت مطرح نیست عبادت سر جای خودش یک آدمی است که در حد خودش واجباتش را انجام میدهد اما خیلی پر خیر است حالا این خیر را چطوری انجام میدهد اگر پول دارد با پول اگر آبرو دارد پیش مردم میرود برای خدا گدایی میکند برای کار خیر هیچ هم برایش سنگین نیست که حالا در محل یا در مسجد یا در جامعه یک آدم جاافتاده و بزرگوار و با کرامت است ولی پول ندارد به مردم خدمت کند اما مردم دوستش دارند قبولش دارند میرود آبرویش را هزینه میکند میرود میگوید آقا ده تا جهازیه میخواهم درست کنم دو تا خانه میخواهم برای بیخانه بخرم پول یک بیمار را در بیمارستان میخواهم بدهم یک عروسی برای یک جوان با همسرش میخواهم راه بیندازم ندارم شما شرعا مسئول هستی پولی که از خدا پیشت است بده یک مقدار را برای این کارها.پول ندارد خیلی هم در بین مردم آن آبروی لازم را ندارد که هزینه کند با زبانش کار خیر میکند میآید تشویق میکند مردم را ترغیب میکند به مردم احترام میکند قربان صدقهشان میرود آمادگی بهشان میدهد و میگوید پول هم دست من ندهید من چهار تا آدرس بهتان میدهم به داد هم خونتان و هم جانتان و عباد خدا برسید. همه جوره میشود خدمت کرد اینجور آدمها را پیغمبر میفرماید بهترین مردم کسی است که برای مردم سودمندترین
نگاهى به مقام حضرت خديجه(ع)
سودمندترین در این عالم در اولین و آخرین خاندان وجود مبارک رسولخدا ص است که قرآن کریم تحت عنوان اهلبیتی که یطهرکم تطهیرا 2 هستند از آنها نام برده است.آنهایی که چه در عالم ظاهر؛ یعنی زمان حیات دنیویی این خانواده چه در عالم معنا؛ یعنی بعد از پرواز این خانواده به جانب خدا وارد این خانه و این بیت شدند و متوسل به این خانواده گشتند فقط محض خاطر این بود که مستقیم شوند و وجودشان از معنویت منش و روش آنها بهره ببرد و تبدیل به انسان مستقیم بشوند. یکی از آنهایی که در زمان خودشان وارد این خانه شد خانمی بود که به عنوان کارگری و یا به عبارت سادهتر به عنوان کلفتی وارد این خانه شد مردی میگوید که من در بیابان داشتم از جایی عبور میکردم که به خانم تنهایی برخوردم. ناراحت شدم و دلم سوخت که در این بیابان بی سر و ته عرب چی شده که این زن در این بیابان تنها و جدا مانده است. آمدم جلو و گفتم که کی هستی و چکارهای؟ چرا در این جا قرار گرفتی؟ برگشت به من گفت فقل سلام 3 فسوف تعلمون . 4 این آیههای قرآن را خواند که بگوید چرا ادب نکردی؟ مگر نگفتند به هر کس وارد شدی اول سلام کن. جواب بگیر و بعد بپرس. دیدم درست میگوید. این چه زنی است که به من با محاسن سفیدم درس میدهد؟ معلوم میشود که ما هنوز خیلی ادب نشدهایم. گفتم خانم این جا چه کار میکنی؟ او در جواب من این آیه را خواند و من یهد الله فما له من مضل 5 ؛ این سؤال تو بیجاست کسی که در مدار هدایت خدا است خیال میکنی گم شده؟ گم شده به آن میگویند که دین ندارد. کسی که دین دارد هر کجا باشد پیدا میشود. بر این خزانه خلقت گوهر آشکار حق است. گفتم آدمی هستی جنی پریای؟ هیچ سخنی نمیگویی جز این که قرآن میخوانی. آخر جز چه طایفهای هستی؟ او در جواب این آیه را خواند یا بنی آدم خذوا زینتکم عند کل مسجد . 6 فهمیدم آدمیزاد است. گفتم از کجا میآیی؟ این آیه را خواند اولئک ینادون من مکان بعید . 7 از این سخن معلوم شد او از راه دوری آمده است. گفتم کجا میروی؟ گفت و لله علی الناس حج البیت من استطاع الیه سبیلا . 8 فهمیدم قصد کعبه را دارد. گفتم چند روز است که در سفر
نگاهى به مقام حضرت خديجه(ع)
سودمندترین در این عالم در اولین و آخرین خاندان وجود مبارک رسولخدا ص است که قرآن کریم تحت عنوان اهلبیتی که یطهرکم تطهیرا 2 هستند از آنهاا نام برده است.آنهایی که چه در عالم ظاهر؛ یعنی زمان حیات دنیویی این خانواده چه در عالم معنا؛ یعنی بعد از پرواز این خانواده به جانب خدا وارد این خانه و این بیت شدند و متوسل به این خانواده گشتند فقط محض خاطر این بود که مستقیم شوند و وجودشان از معنویت منش و روش آنها بهره ببرد و تبدیل به انسان مستقیم بشوند. یکی از آنهایی که در زمان خودشان وارد این خانه شد خانمی بود که به عنوان کارگری و یا به عبارت سادهتر به عنوان کلفتی وارد این خانه شد مردی میگوید که من در بیابان داشتم از جایی عبور میکردم که به خانم تنهایی برخوردم. ناراحت شدم و دلم سوخت که در این بیابان بی سر و ته عرب چی شده که این زن در این بیابان تنها و جدا مانده است. آمدم جلو و گفتم که کی هستی و چکارهای؟ چرا در این جا قرار گرفتی؟ برگشت به من گفت فقل سلام 3 فسوف تعلمون . 4 این آیههای قرآن را خواند که بگوید چرا ادب نکردی؟ مگر نگفتند به هر کس وارد شدی اول سلام کن. جواب بگیر و بعد بپرس. دیدم درست میگوید. این چه زنی است که به من با محاسن سفیدم درس میدهد؟ معلوم میشود که ما هنوز خیلی ادب نشدهایم. گفتم خانم این جا چه کار میکنی؟ او در جواب من این آیه را خواند و من یهد الله فما له من مضل 5 ؛ این سؤال تو بیجاست کسی که در مدار هدایت خدا است خیال میکنی گم شده؟ گم شده به آن میگویند که دین ندارد. کسی که دین دارد هر کجا باشد پیدا میشود. بر این خزانه خلقت گوهر آشکار حق است. گفتم آدمی هستی جنی پریای؟ هیچ سخنی نمیگویی جز این که قرآن میخوانی. آخر جز چه طایفهای هستی؟ او در جواب این آیه را خواند یا بنی آدم خذوا زینتکم عند کل مسجد . 6 فهمیدم آدمیزاد است. گفتم از کجا میآیی؟؟ این آیه را خواند اولئک ینادون من مکان بعید . 7 از این سخن معلوم شد او از راه دوری آمده است. گفتم کجا میروی؟ گفت و لله علی الناس حج البیت من استطاع الیه سبیلا . 8 فهمیدم قصد کعبه را دارد. گفتم چند روز است که در سفر
موضوعات اخلاقی - جلسه دهم - خدیجه سلام الله عليها كيست؟
سودمندترین در این عالم در اولین و آخرین خاندان وجود مبارک رسولخدا صلی الله علیه و آله و سلم است که قرآن کریم تحت عنوان اهلبیتی که یطهرکم تطهیرا احزاب 33 هستند از آنها نام برده است. آنهایی که چه در عالم ظاهر؛ یعنی زمان حیات دنیویی این خانواده چه در عالم معنا؛ یعنی بعد از پرواز این خانواده به جانب خدا وارد این خانه و این بیت شدند و متوسل به این خانواده گشتند فقط محض خاطر این بود که مستقیم شوند و وجودشان از معنویت منش و روش آنها بهره ببرد و تبدیل به انسان مستقیم بشوند. یکی از آنهایی که در زمان خودشان وارد این خانه شد خانمی بود که به عنوان کارگری و یا به عبارت سادهتر به عنوان کلفتی وارد این خانه شد مردی میگوید که من در بیابان داشتم از جایی عبور میکردم که به خانم تنهایی برخوردم. ناراحت شدم و دلم سوخت که در این بیابان بی سر و ته عرب چی شده که این زن در این بیابان تنها و جدا مانده است. آمدم جلو و گفتم که کی هستی و چکارهای؟ چرا در این جا قرار گرفتی؟ برگشت به من گفت فقل سلام انعام 54 فسوف تعلمون انعام 67 . این آیههای قرآن را خواند که بگوید چرا ادب نکردی؟ مگر نگفتند به هر کس وارد شدی اول سلام کن. جواب بگیر و بعد بپرس. دیدم درست میگوید. این چه زنی است که به من با محاسن سفیدم درس میدهد؟ معلوم میشود که ما هنوز خیلی ادب نشدهایم. گفتم خانم این جا چه کار میکنی؟ او در جواب من این آیه را خواند و من یهد الله فما له من مضل زمر 37 ؛ این سؤال تو بیجاست کسی که در مدار هدایت خدا است خیال میکنی گم شده؟ گم شده به آن میگویند که دین ندارد. کسی که دین دارد هر کجا باشد پیدا میشود. بر این خزانه خلقت گوهر آشکار حق است. گفتم آدمی هستی جنی پریای؟ هیچ سخنی نمیگویی جز این که قرآن میخوانی. آخر جز چه طایفهای هستی؟ او در جواب این آیه را خواند یا بنی آدم خذوا زینتکم عند کل مسجد. فهمیدم آدمیزاد است. گفتم از کجا میآیی؟ این آیه را خواند اولئک ینادون من مکان بعید فصلت 44 . از این سخن معلوم شد او از راه دوری آمده است. گفتم کجا میروی؟ گفت و لله علی الناس حج البیت من استطاع الیه سبیلا آلعمران 97 . فهمیدم قصد کعبه را دارد. گفتم چند روز است که در سفر
دندانههای کلید معدن اطاعت
سودمندترین معامله معاملۀ با پروردگاراخلاص یک دندانه کلید باز کردن معدن اطاعت است؛ یعنی با کسی معامله کن که با تو بهخوبی معامله میکند. در قرآن میخوانیم ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه سوره توبه آیه 111 این پول ناقابل شما را که یکمیلیون دومیلیون چهارمیلیون پنجمیلیون یا صدمیلیون است و نسبت به کل عالم هم هیچ است همچنین زحمات وجودتان را میخرم و بعد از شصت هفتاد سال شما را به آنطرف میبرم مزدی که به شما میدهم اسمش جنت است کامل همیشگی و ابدی است و همهچیز دارد. حالا اگر بخواهی با یکنفر دیگر معامله کنی چهچیزی گیر تو میآید؟ پس با دیگری معامله نکن و اگر میخواهی قدمی برداری دستی در جیب ببری اشکی بریزی حرفی بزنی زن بگیری شوهر کنی و بچه تربیت کنی با من معامله کن من خوب میخرم. -خداوند عاشق معاملۀ خالصانههمین ذنون میگوید یک روز سحر اینها اهل سحر بودند بیدار شدم دیدم که یکمتر برف در مصر آمده و من هم بیرون مصر کار داشتم لازم بود که بروم. با خودم گفتم که در این برفها میروم. با چه زحمتی در برفها بیرون زدم تا به بیرون شهر رسیدم. آنوقتها شهرها کوچک بود و میشد در عرض ده دقیقه یکربع رفت. آنجا دیدم همسایه کوچهمان که گبر و آتشپرست است گونی ارزنی روی کول دارد در این برفها راه میرود و مشتمشت ارزن روی برفها میپاشد. به او گفتم چهکار میکنی؟ گفت من صبح بیدار شدم و دیدم خیلی برف آمده به فکر افتادم امروز این کلاغها گنجشکها و کبوترها هیچ چیزی گیرشان نمیآید. برای همین این گونی ارزن را کول کردم و آوردم روی برفها میپاشم تا آنها بخورند. به او گفتم تو گبر و آتشپرست هستی خدا قبول نمیکند. یک لحظه فکر کرد و گفت خدا قبول نمیکند اما آیا نمیبیند؟ من اصلا جوابش را ندادم ما خداحافظی کردیم و آمدیم. سال بعد آن مرد گبر در طواف خانه خدا از پشتسر روی شانهام زد و گفت هم دید هم قبول کرد و هم مرا به اینجا آورد. بله او میبیند قبول هم میکند محبت هم میکند خطرها را هم از آدم برطرف میکند؛ ولی باید با او معامله کرد. او عاشق معامله کردن صاف و پاک است. عبادت و خلق خوب دو دندانۀ اطاعتدندانه دوم این کلید کل این عبادتهاست. دندانه سوم این کلید هم تمام خلقیات خوب است؛ مهرورزی مهربانی فروتنی تواضع خشوع خاکساری و راستگویی. تمام این خوبیهای اخلاقی دندانه سوم است. محصول اطاعت از پروردگار در کلام وحیبنده من حالا این کلید را در معدن طاعت بینداز چه چیزی از درون آن درمیآید؟ 1 لقای من از آن درمیآید. این لقا دیوانهکننده است خداوند میفرماید فمن کان یرجوا لقا ربه فلیعمل عملا صالحا سوره کهف آیه 110 ببینید از معدن اطاعت لقا درمیآید. 2 و المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیا بعض یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و یقیمون الصلاه و یؤتون الزکاه و یطیعون الله و رسوله اولئک سیرحمهم الله سوره توبه آیه 71 از این معدن رحمت من درمیآید. 3 رضی الله عنهم و رضوا عنه سوره مائده آیه 119 از این معدن خشنودی من درمیآید. 4 لهم جنات تجری من تحتها الانهار ذلک الفوز العظیم از این معدن بهشت هم درمیآید. این کلید اخلاص عبادت و اخلاق این هم معدن بهعنوان طاعتالله و طاعتالرسول است؛ اینهم چیزهایی که وقتی در این معدن را با این کلید باز کردی از داخل این معدن درمیآید.باز هم آن سه آیه و یک روایت هم که کنار این سه آیه هست ماند؛ این زمان بگذار تا وقت دیگر .با خضر دانش یار شو ای موسی دل ××××××××× شاید کهاز این صحرا کنی طی منازلدر چاه تن تا کی برآی ای یوسف جان ×××××××× مصر تجرد را تویی سلطان عادلاز شهر تن جانا بباید رخت بستن ××××××××× زادی طلب تا فرصتی داری به منزلجز طاعت و خدمت نباشد زاد این راه ×××××××× بر دانش و دین کوش و منشین هیچ غافللذات جسمانی فانی دانه توست ×××××××× زور و زر و جاه است دام ای مرغ عاقلجز ذکر الله است هر ذکری ز شیطان ××××××××× جز عشق حق هر سود و سودایی است باطلبا عشق آن یکتای بیهمتا الهی ××××××××× همت طلب وز هر دو عالم مهر بگسل کلام آخر؛ رقیه س در غم هجران پدردختری از پادشه دین حسین ×××××××× بود سهساله به غم و شور و شینگفت همی کو پدر مهربان ×××××××× از چه نیامد بر ما کودکانگر ز من دلشده رنجیده است ×××××××× از دگر اطفال چه بد دیده استگفت بدو زینب زار ای عزیز ××××××× روز و شب اشک از غم هجران مریزکرده سفر
به مناسبت فرخنده میلاد حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام
سودمندترین گوهر و شی باارزشی را که در این عالم ساخته و پرداخته داده است؛ یعنی خداوند در این شاخه از طبیعت عقل را قرار داده است؛ چنانکه اگر ما عالم را به منزل یک درخت فرض کنیم و هم موجودات را هم شاخههای این درخت در نظر بیاوریم تنها شاخهای که با ارزشترین میوه و گوهر در آن قرار داده شده انسان است؛ خداوند به انسان عقل داد؛ عقلی که بنا به نقل از جلد اول اصول کافی در باب اول خداوند سبحان درباره آن فرموده است وقتی که آفریده شد به او خطاب گشت من مخلوقی محبوبتر از تو نیافریدم و به عقل فرمود من هر پاداشی را که به انسان بدهم و حتی این پاداش نهایی را که بهشت و فردوس اعلاست تنها به خاطر تو است؛ چون عقل را که از انسان بگیرند انسان دیوانهای زنجیری است و همینطور به هر کس که دوزخ بدهم تنها به خاطر تو به او دوزخ میدهم؛ برای این که این انسان به تو خیانت کرده و تو را به کار نگرفته است؛ تو را معطل کرده است؛ تو را با این عظمتت گرفتار هفتاد نوع معطلی کرده است پنیرشناسی کره شناسی شیرشناسی و اسکناسشماری در حالیکه من تو را در انسان قرار دادم تا او با توسل به تو به من برسد؛ به مقام قرب من برسد و در این عالم به ارزشها دست پیدا کند نه این که او بیاید تو را اسیر نماید و پشت خواهشهای شیطانی پنهان کند و در تاریکی نفس اماره تو را له سازد و من هم ببینم که ارزشمندترین گوهرم در عالم به دست انسان دارد نابود میشود و من هم در برابر این نابود کردن کاری انجام ندهم.در حقیقت خداوند متعال میخواهد به انسان بگوید اگر سنگی به شیش پنجره خانهات بزنند شیشهای که با دو سه هزار تومان میتوانی شکسته شدن آن را جبران کنی داد و فریادت در میآید و عربده میکشی؛ پسر سنگانداز را میآوری و به صورتش سیلی میزنی و بعد به درب خان آن پسر میروی و بر سر بابایش داد و هوار میکشی یا این که اگر کسی تیشه بردارد و یک آجر خانهات را بیرون بکشد یا کسی با نوک چاقو کتت را پاره کند و یا به ماشینت خشی بیاندازد تو میخواهی زمین و آسمان را به هم بدوزی. آن وقت کسی بیاید یکی از باارزشترین مخلوقات من را که به او امانت دادهام تا با آن به من برسد به اسارت بگیرد و در تاریکیهای متراکم گناه آن را گم نماید و من هم در برابر چنین کاری هیچ عکسالعملی نشان ندهم؛ یعنی من خدایی هستم که در مقابل نابود شدن ارزشها این قدر بیتفاوتم.قرآن و روایات ملاک هم برنامههای ارزشی را عقل قرار دادهاند و درجات بهشت به تناسب درجات عقل است؛ انسان با آن میتواند خوب و بد را و حق و باطل را تشخیص و تمییز دهد.معنای کرمنا بنی آدم این است که ما بنیآدم را با دادن عقل تکریم نمودیم؛ چنانکه اگر عقل را از انسان بگیرند او دیگر تکلیفی ندارد و خدا هم با او کاری نخواهد داشت؛ خداوند بر هیچ بیعقلی نماز و روزه را واجب نکرده است و تنها غیرعاقل جز حیوانات زنده است. معنای و حملناهم فی البر و البحر هر موجود زندهای در جای خاصی زندگی میکند و آن موجود هم برای ادام حیات خود از همان جای خاص مایه برداشت میکند؛ هیچ وقت این ماهی از آن منطق آبی که در آن زندگی میکند بلند نمیشود به داخل شهرها بیاید و آن مای لازم برای ادام حیات خود را از داخل شهرها بگیرد؛ زیرا اگر ماهی از آب بیرون بیفتد میمیرد؛ همینطور است اگر پرندگان هوایی بیپر بشوند؛ چون آنها فضای معینی برای زندگی دارند؛ حیوانات صحرایی هم فضای معینی برای حیاتشان دارند؛ حیوانات جنگلی هم فضای معینی برای زندگیشان دارند؛ اما انسان این قدر ارزش دارد که تمام بر و بحر را برای او قرار دادند و هم جادههای زمین و دریا را بر روی او باز کردند تا در هر فضایی که بخواهد برود زندگی کند. اکنون فضانوردان چندین ماه به آسمان میروند و در آن جا میمانند. اگر انسان بخواهد در دریا زندگی کند میتواند مدتی طولانی بر روی اسکلهها وکشتیهای بزرگ زندگی کند؛ همینطور انسان میتواند در جنگل صحرا و کویر زندگی کند. و به طور کلی خداوند میگوید ما برای انسان همه جا را جای زندگی قرار دادیم و در همه جا او میتواند از هم امکانات آن مکان استفاده کند؛ یعنی سفر
حماسه زنان در عاشورا
سفر امام به کوفه بودند بر حسبوظیفه دینی به دستیاری و تشریک مساعی اهل کوفه احکام و حقایق اسلام را ترویجکنند. وجود بانوان در این مسافرت حاکی از ا´ن بود که حضرت دعوت کوفیان را از صمیمدل قبول کرده و با زن و فرزند به طرف آنها رهسپار گردیده است و خیال حیله و دورنگی وفرار در کار نبوده است. این معنی در تهییج اشخاصی که به وعدههای خود وفا نکردند اثر مهمی داشت. نقش دوم ـ تعیین حد فداکاری در راه دین طبق آیات و روایات مختلف مسلماندر راه دین و حفظ آن باید از مالو جان خویش بگذرد. امام حسین عملا این مطلب را بهعموم مردم تعلیم داد. برای این که فطرت بشری طوری آفریده شده که در بیشتر وقتهااز جانبازی و کشته شدن خود چندان وحشتی ندارد اما هنگامیکه متوجه شد در صورتتسلیم نشدن زن و بچهاش گرفتار خواهند شد در برابر دشمن تسلیم میگردد و اعتذارمینماید. امام حسین در کربلا در شرایط سختی قرار گرفته بود. او و خانوادهاش با یاران کم ونبودن آب و آذوقه در میان سی هزار دشمن محاصره شده بودند. ناله و پریشانی خواهرانو دخترانش او را متاثر میسازد و مکرر از طرف دشمن به او تسلیم شدن در برابر یزیدپیشنهاد میشود. با این همه تا آخرین لحظه عزت و شهامت خود را حفظ کرد به خواریو ننگ تن نداد و در برابر ستمکاران سر تسلیم فرود نیاورد. روز عاشورا که به تدریج نشانههای گرفتاری بانوان ظاهر میشد آنان را به صبردعوت میکرد و به ثواب اجرهای پروردگار امیدوارمی ساخت. امام حسین با این رفتار وگفتار ارزش و اهمیت دین را بیان نمود و به تمامی مسلمانان درس دینداری داد. نقش سوم ـ گریه و ناله خاندان امام حسین در جاهای مختلف و حساس طوریناله و گریه نمودهاند که حتی دشمنان را هم منقلب و متاثر ساختهاند. این گریهها آن روزمانند شعله سوزانی بود که بر خرمن هستی و کاخهای بیداد حکومت بنی امیه میافتاد ونابودش میکرد. شهادت امام حسین و یاران وی با آن وضع رقت بار ا´نقدر مردم را متاثرنمیکرد که نالهها و گریههای بانوان مردم را تحت تاثیر قرار میداد. ناله و گریه بانوان درروز عاشورا مجلس ابن زیاد و یزید و سایر جاها پس از واقعه کربلا گویای یک نسیم جانافزا و حیات بخشی بود که هر ساعت بر پیکره این نهضت عظم میدمید بر افروختهترمیکرد و درهمه جا ا´ن را زنده نگه میداشت و نمیگذاشت نفوذ بنی امیه ا´ن را از بین ببردوبی اثر نماید. در شهر کوفه شام مدینه وبین راهها با گریهها و نالههای جان سوزخودطوری شهادت و واقعه عاشورا را مجسم میساختند گویا مردم ا´ن واقعه اسف بار رادیدند. نقش چهارم ـ اسیری بانوان موضوع اسیری ا´ل پیامبر پس از کشتن عزیز انشانا´ن روز نظر تمامی مسلمانان کاری بود برخلاف منطق دین و قرا´ن مخصوصا با ا´ن وضعرقت بار. شکنجه و فشاری که در کربلا در راهها و در شهر شام به آنان روا داشتند. دیگربنی امیه نتوانست روی این عمل خلاف دین و قرآن خود پردهپوشی کند در نتیجهدشمنی آنان با پیامبر و فرزندانش قرآن و اسلام جلوی چشم همه مردم آشکار شد.مسلمانان به تدریج حساب آنها را از اسلام و قرآن جدا کردند. بانوان هم موضوع اسیری خود را با لحن انکار و اعتراض به کارهای بنی امیه درجاهای متعدد ذکر مینمودند و مردم را منقلب میکردند. هنگامیکه اهل شام از اهلبیتعصمت پرسیدند شما کیستید؟ سکینه دختر امام حسین فرمود ما اسیران آل محمد هستیم . در مجلس یزید فاطمه دختر امام حسین صدا زد ای یزید دختران رسول خدااسیر باشند؟ بر اثر این سخن حاضران و خانواده یزید در پس پرده صدایشان به گریه بلند شد. شکی نیست این نوع تاثرات برای اسیری آل پیامبر خشم و نفرت مردم را برامویان برانگیخت و حکومت آنها را در نظر مردم منفور و متزلزل ساخت و آنچه در کربلادر کوفه و در مسیر شام به وقوع پیوست سودمندترین
English