باز با مراجعه به قرآن درمی یابیم که خداوند تبارک و تعالی هنگام خلقت آدم ع او و حوا را از شیطان بر حذر می دارد.
634 مطلب یافت شد
عاشورا در آیینه شعر مولوی
حضرت امام حسین ع تا چه کین دارند دائم دیو و غول چون یزید و شمر با آل رسول گفت دانم کز تجوع وزخلا جمع آمد رنجتان زین کربلا ۲ آن غریب شهر سربالا طلب گفت میخسپم درین مسجد بهشب مسجدا گر کربلای من شوی کعبه حاجت روای من شوی ۳ مولوی در دفتر پنجممثنوی خود درباره ابتدای خلقت جسم آدم
ولادت حضرت عیسی مسیح (ع)
ع را نشانه الوهیت او عنوان می کردند. در این هنگام آیه نازل شد و جواب آنان را این چنین بیان نمود ولادت و خلقت حضرت عیسی ابن مریم ع همانند خلقت حضرت آدم ع و بلکه خلقت آدم مهم تر و … آدم که خلقت وی بدون پدر و مادر بوده نیز باید قائل به الوهیت شویم و حال آنکه کسی چنین نگفته است.نام حضرت مسیح در قرآندر قرآن نام 25 نفر از پیامبران آمده است. از میان اینان پیامبر اسلام ص با بیشترین اشاره و با قرینه های بسیار مورد خطاب واقع شده است؛ اگر چه نام حضرت موسی بیش از همه انبیا برده شده است.در قرآن نام حضرت مسیح بیست و سه مرتبه با اسم عیسی یازده بار با نام مسیح و دو مرتبه با وصف ابن مریم آمده است.کثرت استعمال نام این انبیا به سبب وقایع مهمی است که در زمان آنان رخ داده و می باید مورد عبرت مسلمانان قرار گیرد.ایمان به همه پیامبراندر قرآن کریم آمده است که خداوند متعال از همه انبیا میثاق گرفت که انبیای دیگر را تایید کنند و به پیامبر قبلی ایمان داشته باشند. مؤمنان نیز باید به انبیای گذشته و اوامری که بر آنان وحی شده ایمان داشته باشند. اعتقاد به نبوت حضرت مسیح ع
ائمه(علیهمالسلام) مظهر اسما و صفات الهی
نوری رسول خدا ص مشخص شد که آدم ع قبل از تعلیم اسما هیچچیزی نمیدانست؛ حالا بهسراغ آن آدم اول برویم ببینیم خلقت او چه خلقتی بوده روایات بسیار … خلقت نوری همۀ حقایق مندرج است. بحث خیلی پیچیدۀ مشکلی است وقتی آدم ع را بهوجود آورد به او یاد داد؛ اما پیغمبر ص را با همۀ علوم و ارزشها آفرید. … آدم ع اکنون به اول حرفم برگردم؛ همه تصور میکنند که این آدم آدم اول است و قبل از او آدمی نبوده. در صورتی که حضرت آدم با داستان مفصلی که در سورۀ بقره طه و چند سورۀ دیگر دارد آدم دوم است. پس آدم اول چه کسی بوده؟ این روایتی که میخوانم اصلا قابل ردکردن نیست و کسی هم آن را رد نکرده؛ جرئت رد آن هم نیست یک حقیقت است که بسیاری از روایات فوقالعادۀ ما مخصوصا روایات اصول کافی بهشکلهای گوناگون تاییدش کردهاند. رسول خدا ص در این روایت فرمودهاند کنت نبیا وآدم بین الما والطین 10 آن زمان که من پیغمبر بودم آدم جد شما انسانها بین آب و گل و خاک بود. اصلا اثری از او نبود و آفریده نشده بود. این آدم اول است؛ ولی پدر انسانها آدم دوم است. تجلی علمی آدم ع بعد از خلقتوقتی خدا هیکل پدر انسانها را درست کرد و آراست و روح در او دمید یک کلمه سواد نداشت و چیزی بلد نبود. خد در سورۀ بقره میفرماید وعلم آدم الاسما کلها 11 من همۀ اسما را به او آموختم. این آدم که معلمش خداست و او شاگرد و متعلم اسما را هم به او آموخت؛ معلوم میشود که وقتی خدا در او روح دمید یک کلمه بلد نبود و بیسواد محض بود. زمانی که علم را در او جلوه داد به فرشتگان گفت به او سجده کنید؛ الآن خیلی ارزش دارد. حالا این اسما چه بود که خدا به آدم ع آموخت؟ دانشمندان علما و مفسرین قرآن در مسئلۀ اسما حرفهای زیادی زدهاند که بهنظر میرسد بهترینش این است؛ عزیزانی که عربی خواندهاند میدانند در آیات بعد با ضمیر جمع مذکر از این اسما یاد شده است. خداوند به آدم ع فرمود انبئهم باسمائهم 12 اسمائی که به تو آموختم و تعلیم دادم برای ملائکه بگو. اینکه ضمیر جمع مذکر آورده معلوم میشود این اسما لفظ نبوده؛ مثلا ف ر و ش نبوده که به آدم یاد دادم این را فرش میگویند یا این را خورشید میگویند یا این را باد میگویند و یا این را ستاره میگویند. در واقع این اسما حقایق زندهای بوده که هر کدامش برای هر انسانی که در او تجلی عملی بکند آثار بسیار مهم دنیا و آخرتی دارد. احتمالا بنا به نقل صدوق 13 این اسما در آدم ع تجلی علمی داده شد. خلقت
حذف و انتخاب، دو کفۀ ایمان
آدم خودش را بهاندازه ظرفیت خودش از فکرها نیتها و اعمال خلاف حفظ کند. وقی یعنی خودنگهداشتن. ما چالهها و چاههای بسیاری از گناهان فکری قلبی اخلاقی و عملی تا آخر عمرمان سر راهمان است. واتقوا یعنی بیدار باشید و خودتان را از افتادن در چالههای گناهان صغیره و چاههای گناهان کبیره نگه دارید. این معنی تقواست. -خداخواهی در پرتو پیوند با متعلقات ایمانوقتی متعلقات ایمان را انتخاب کردید و به قول حضرت رضا ع به همهشان گره خوردید آنهم گرهی که کسی نتواند باز کند خداپرست خداخواه خدافهم و عاشق خدا میشوید. موحد چه در پای ریزی زرش ××××××××× چه شمشیر هندی نهی بر سرشچه معدنهای طلا زیر پای موحد بریزی و چه شمشیری که ساخت فولاد آبدیده و خطرناک است بر سرش بگذاری. امید و هراسش نباشد ز کس ×××××××××× بر این است آیین توحید و بسسیهزار شمشیر خنجر نیزه و تیر در کربلا کشیده شد و این سیهزارتا به جانب 72 نفر هدفگیری شد همه را هم زدند اما ذرهای به ایمان این 72 نفر زخم وارد نشد و فقط به بدنشان زخم وارد شد؛ یعنی این سیهزار اسلحه قفس را شکست یک لحظه مرغ ملکوتی جان این 72 نفر از قفس پر کشید و به لقای الهی رسید. این ایمان است. -کیفیت انتخاب انسان و قدرت ایمانانتخابی که این انتخابشده را از دست ندهم؛ حالا گرانی و سختی است به ادارهای رفتهام و کارم را انجام ندادهاند به من محل نگذاشتهاند و با من تلخی کردهاند درحالیکه قبل از انقلاب در خیابانها ناله و فریاد زده داد کشیدهام شب و روز آمدهام جوانم در جبهه از بالای بلندی ایمان بهطرف خدا پر کشیده و خیلی بلا بر سرم آمده است؛ ولی انتخابم باید بهگونهای باشد که به ایمان من تیر و خنجر شمشیر و نیزه نخورد. اگر میخواهد تیری بخورد به بدنم بخورد که شهید بشوم؛ اما دینم در معرض غارت قرار نگیرد چون الآن قدرتهای جهانی البته قدرتهای پوشالی و لولو سر خرمنی ما را با ناز کردن به اسلحه و علمشان میترسانند. ایمان ما باید بهگونهای باشد که اگر همه قدرتهای جهانی علیه یک نفر ما بشود به هیچعنوان به ایمان ما لطمه نخورد. سیهزار نفر حمله کردند گوشت را پاره کرده استخوان را شکسته و سر را جدا کردند ولی ایمان این 72 نفر را ببینید؛ امام صادق ع میگویند خداوند به ملکالموت اجازه نداد که جان یک نفر از این 72 نفر را بگیرد. ملکالموت سر جای خودش بود خدا هم اجازه نداد امام ششم میفرمایند خود پروردگار جان هر 72 نفر را قبض کرد. این ایمان است حالا بدن را بشکن استخوان را بشکن با اسب بتاز خیمهها را بسوزان جنسها را غارت کن و بچههایم را جلوی چشمم قطعهقطعه کن من از خدا قیامت ملائکه قرآن و انبیا دست برنمیدارم. اگر عمدا گران میفروشند آنها گناه میکنند؛ عمدا کارم را در ادارات حل نمیکنند آنها گناه میکنند؛ مردم بهخاطر مؤمن بودن مسجدی بودن هیئتی بودن و پامنبری بودنم مسخرهام میکنند آنها گناه میکنند؛ من مؤمن برای چه وارد گناه بشوم؟ اگر ایمان من ایمان قویای باشد اگر انتخاب این پنج حقیقت بهگونهای باشد که در وجودم رگ و پی و خونم ریشه دوانده من ضرر نمیکنم. مگر ابوذر میثم حجربنعدی این 72 نفر و عمار ضرر کردند؟ نه دشمن فقط قفس جان اینها را شکست اما به هیچ عنوان ایمانشان را نشکست. اینها گفتند که ایمان انتخاب و حذف است؛ لا اله حذف کردن همه بتهای جاندار و بیجان الا الله انتخاب کردن خدا و شئون خدا. این ایمان است. ب حذف گناهان-حذف سیئات و بدیها راهی برای مقابله با گناهان ولو ان اهل القری آمنوا واتقوا اگر مردم آبادیها شهرها و کشورها خدا و قیامت فرشتگان قرآن و انبیا را برای سروسامان دادن به زندگی انتخاب کنند همچنین اگر بدیها سیئات و گناهان را حذف کنند جلوی گناهان فکری قلبی نفسی و بدنی بایستند و بگویند که نه نمیگذارم ربا رشوه ستم زنا غیبت تهمت و دروغ وارد زندگی من بشود. این حذف است. حذف و انتخاب در زندگی یوسف ع جوانی که در زیباییاش از زمان خلقت
ارزش اندیشه و تفکر در نگاه امیرالمؤمنین(ع)
ع چه زمانی آفریده شده است؟ طبق مهمترین روایاتمان زمانی که هنوز خلقت آفریده نشده بود. معرفی امیرالمؤمنین ع در کلام امیرالمؤمنین ع امیرالمؤمنین ع دو مطلب درباره خودشان فرمودهاند که اگر نمیفرمودند سر دائمی بود و هیچکس نمیتوانست کشف بکند. حضرت باید میفرمودند امیرالمؤمنین ع بخیل که نبودند و برای خودنمایی هم نفرمودند؛ بلکه حقی بوده است و باید میفرمودند. بهواقع نباید از انسان پنهان میماند که علی ع کیست آن دو مطلب این است -مقام ولایتی پیش از خلقت آدم
انسان، محصول حکمتالله
آدم ع تا الآن دارای توحید تام شدهاند که حجت بر مردم تمام بشود. من سر این انسان هستم و انسان سر من است. لذا به تمام فرشتگان فرمود انی اعلم ما لا تعلمون 9 آن چیزی که من از این آفریده میدانم شما نمیدانید؛ چون علم شما علم بینهایت و کامل نیست. شما دانسته من را نمیدانید تحقق انی اعلم ما لا تعلمون در گودال قتلگاهمن کاملالزیارات را که ترجمه میکردم معنی این آیه را در ترجمه کاملالزیارات فهمیدم. امام صادق ع میفرمایند عصر عاشورا که همه شهید شده بودند و بدن قطعهقطعه ابیعبدالله ع در گودال بود لشکر به خیمهها حمله کردند و آتش زدند. آن اوضاع عجیب و غریب که اتفاق افتاد این 84 زن و بچه از بچه دوساله و سه ساله تا خانمهای مسن و آن 72 نفر شهید از بچه هشتنه ساله شهیدشان تا پیرمرد هشتادسالهشان که وقتی میخواست به میدان برود ابروهایش را با دستمال بسته بود تا جلوی چشمش را نگیرد یکی از این 84 زن و بچه یک نصفه نفس گلایهآمیز نسبت به خدا نکشیدند. آن 72 نفر هم که در کمال الهی رضا بقضائک 10 شهید شدند. آنگاه خدا به ملائکه فرمود آن چندهزار سال پیش که به شما گفتم انی اعلم ما لا تعلمون من چیزی از این موجود میدانم که شما نمیدانید؛ حالا به زمین کربلا گودال و اوضاع عصر عاشورا نگاه کنید. این چیزی است که من میدانستم و شما نمیدانستید. من میدانستم که انبیا ائمه و اولیا از نسل آدم بهوجود میآیند و بهطور ویژه هم میدانستم که از این نسل حضرت حسین بهوجود میآید. ایمان قطعی ملائک به پروردگارآنوقت یعنی در ابتدای خلقت … آدم ع یاد داد. صدوق در آن روایت نقل میکند که هر کس معانی این 99 اسم را در خودش اخلاقش عملش و افکارش ظهور بدهد و نشانی از اسمای حسنی بشود؛ مثل پیغمبر اکرم ص که در قرآن درباره او میفرماید بالمؤمنین روف رحیم . 3 منظور این نیست که لفظ رئوف و رحیم با پیغمبر ص بود؛ این که با همه هست وجود مقدس پیغمبر عظیمالشان اسلام رئوف و رحیم بودند؛ یعنی معدن تجلی عملی رئوفبودن و رحیمبودن خدا بودند. ویژگی مهم مؤمنین تخلق به اخلاق الهیوقتی اسمای حسنی مثل خونی که در بدنش در جریان است اینگونه در انسان جریان پیدا کند و معانی اسمای حسنی در اعمالش اخلاقش و رفتارش تجلی داشته باشد اگر انسان این تجلیگاه را ببیند یاد خدا میافتد. خود رسول خدا ص در یک روایت مهم دارند که روزی اصحاب خاص مسیح ع به حضرت گفتند یا روح الله من نجالس 4 در این دنیا با چه کسی همنشین و رفیق باشیم رفتوآمد کنیم؟ پیغمبر ص این روایت را نقل میکنند و خیلی باارزش است پیغمبر ص راوی روایت و مسیح ع هم گوینده روایت است. دو تا پیامبر اولوالعزم در کنار این روایت هستند. حضرت مسیح ع سه تا جواب به آنها داد که یک جوابش به همین مطلبی که شنیدید میخورد و میزان این مطلب است. مسیح ع فرمود من یذکرکم الله رؤیته با کسی نشستوبرخاست بکنید دوست و همراه بشوید که فقط دیدن او شما را به یاد خدا بیندازد. این آدمی که دیدنش انسان را به یاد خدا میاندازد همان آدمی است که صفات الهی را در خودش طلوع داده؛ به قول پیغمبر ص متخلق به اخلاقالله شده و پاک است شیطان و همرنگ ابلیس نیست. چنین انسانی بردبار مهربان خالص اهل دل اهل عبادت اهل خدا و اهل آخرت است. نظر ایشان این بود اسمائی که خدا به آدم ع تعلیم داد اسمای حسنی بود؛ آنهم یک نوع تعلیم که آدم ع تجلیگاه این اسما شد. لذا امام صادق ع او را پیغمبر میدانند و از آدم ع اسم میبرد. حضرت میگویند که انسان اول در درجه رسالت و نبوت بود. ابوذر هم روایت عجیبی نقل میکند و میگوید من خودم از پیغمبر ص شنیدم. ابوذر خیلی با پیغمبر ص رفتوآمد داشت و پیغمبر ص او را دوست داشتند. خدا جبرئیل امیرالمؤمنین ع و ائمه طاهرین علیهمالسلام هم ابوذر را دوست داشتند. علت محبت همه اینها و پروردگار به ابوذر این بود که وجودش مشرق طلوع اسمای حسنی بود؛ یعنی اخلاقش رفتارش و کردارش همه اخلاق خدا بود. آیا میشود آدم هماخلاق خدا بشود؟ اگر نمیشد پیغمبر ص امر نمیفرمودند به تخلقوا باخلاق الله 5 همه شما امت من متخلق به اخلاق خدا بشوید. اگر همه امت متخلق به اخلاق بودند و الآن میشدند اینهمه فرقه اینهمه دشمنی اینهمه نزاع و اینهمه جنگهای خانمانسوز بین این امت پیدا نمیشد آنچه که با این اخلاق در بین امت جریان داشت محبت فروتنی تواضع کمک تعاون و همکاری نانرسانی و بقیه مسائل اخلاقی بود. الآن یک امت دومیلیاردی بودند ولی یکواحد و یکپارچه؛ درحالیکه الآن دو میلیارد جدای از همدیگر هستند. اگر متخلق به اخلاق خدا بودند در سوره توبه میفرماید والمؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیا بعض . 6 شما ببینید چه جمله جالبی است این از ویژگیهای مؤمن واقعی است که قرآن میفرماید؛ تمام مردان و زنان مؤمن وابسته به هم مهرورز و علاقهمند به هم هستند و هیچ مرزی هم بین آنها نیست. مؤمنین نمیگویند این برای کجاست برای چه گروه و طایفهای است سفید یا سیاه است زرد یا سرخ است اصلا این مسائل بین آنها نبود؛ ولی حالا که این اتفاق نیفتاده است. در واقع بخش عمدهای از آیات قرآن و روایات اهلبیت در کتابها حبس است و وارد زندگی مردم نشده. جایگاه مؤمن حقیقی نزد پروردگارخداوند به فرشتگان میفرماید وقتی اسما را به او تعلیم دادم این موجود با تحقق معانی این اسما برترین و بالاترین موجود در عالم میشود. امام هشتم از پدرانشان نقل میکنند؛ از موسیبنجعفر امام صادق امام باقر زینالعابدین ابیعبدالله و امیرالمؤمنین علیهمالسلام و ایشان هم از پیغمبر ص . این سند روایت است. حضرت میفرمایند ان المؤمن عند الله عز و جل اعظم من ملک مقرب 7 جایگاه مؤمن در پیشگاه خدا از فرشتگان مقرب برتر است. روی زمین است و مغازه دارد بنا عطار مهندس ساختمانساز یا صنعتگر است؛ ولی مؤمن واقعی است. این شخص از فرشتگان مقرب خدا برتر است.من باید روی منبر راست بگویم خودم مؤمن واقعی نشدهام؛ ولی از دوران طلبگیام تا الآن مؤمن واقعی دیدهام. آدم واقعا حس میکند که این از فرشتگان مقرب بالاتر است؛ نورش عملش رفتارش کردارش برخوردش با مردم برخوردش با مخالفینش و قوموخویشهایی که اذیتش کردهاند نشان میدهد. او نه اهل خشم است نه اهل یاوهگویی نه اهل غیبت و نه اهل تهمت. من رفتارها و کردارهای اینها را دیده بودم. وقتی پروردگار فرمود در خلقت
مجالس روضه و وعظ باغی از باغهای بهشت هستند
سخنرانی خود در حسینیه هدایت با تاکید بر اینکه انسان آینهدار صفات خدوند است گفت پروردگار مهربان عالم اعلام کرد که توانمندی و قدرت -در ابتدای خلقت حضرت آدم ع
انسان، ظرف هدایت و خلیفةاللّهی
انسان آینهدار صفات پروردگارپروردگار مهربان عالم اعلام کرد که این توانمندی و قدرت را در ابتدای خلقت آدم ع به انسان عنایت کرده است تا چون آینهای
امر و نهی واجب پروردگار بر مردم مؤمن
ابلیس نام یک نفر است که در خلقت آدم ع و سجده بر او با پروردگار عالم درگیر شد و بعد هم رانده شد؛ چون در برابر امر حق تکبر کرد.
وقتی شیطان سپر میاندازد
نوشتار پیش رو از حصاری حصین خواهیم گفت که دست پلید شیطان به بلندای برج و باروی آن نخواهید رسید.شیطان حدود 9 هزار سال پیش در جریان خلقت جد بزرگمان آدم ع
رذایل اخلاقی، مانع بین انسان و پروردگار
آدم ع و خودشخدا به ابلیس امر کرد که آدم را سجده کن و او اطاعت نکرد؛ آنگاه به او فرمود ما منعک الا تسجد اذ امرتک 3 چهچیزی باعث شد که امر خدا امر وجود بینهایت علم بینهایت و محبت بینهایت را اطاعت نکردی؟ ابلیس یک ارزیابی بچهگانه بسیار غلط و اشتباه راجعبه خودش و آدم ع کرد و به پروردگار گفت انا خیر منه خلقتنی من نار وخلقته من طین 4 مایه وجود من از انرژی خاصی است؛ اما مایه وجودی او خاک است. آیا من که مایه وجودیام انرژی قویای است به این مشت خاک سجده کنم؟ آدم ع را با بدن ارزیابی کرد؛ ولی عقل روح و آن قلب الهی او را ندید؛ همچنین علم آدم الاسما کلها 5 و انی جاعل فی الارض خلیفه 6 را در او ندید. ارزش عمل در اطاعتاللهابلیس بهخاطر تاریکیاش که در همان خلقت
اسرائیلیات
بخش سوم اسرائیلیات در داستان های انبیا فصل اول اسرائیلیات و تاثیر آن بر داستان های انبیا در تفاسیر قرآن اسرائیلیات در داستان حضرت آدم ع 1- اسرائیلیات و خلقت
حوا و دنده چپ
دربارهی خلقت حوا پرسید و گفت گروهی از کسانی که در جامعهی ما زندگی میکنند میگویند خداوند حوا را از دنده چپ حضرت آدم آفریده است امام صادق ع … عقیدهاش این است که خداوند قدرت نداشت برای آدم همسری از غیر دنده او بیافریند؟ خدا میان ما و این نوع مردم حکم کندکه در تفسیر و کشف حقایق قرآن به اهل بیتی که قرآن در خانه آنان نازل شده مراجعه نمیکنند و به کژراهه میروند امام صادق ع بعد از آن جریان خلقت … آدم خطاب کرد تو به سوی او برو.حضرت صادق ع اضافه کرد اگر چنین نبود که آدم مامور شد به طرف حوا برود زنها به سراغ مردها میرفتند و خواستگاری میکردند.این حدیث که از لحاظ سند نیز کاملا صحیح است از جهاتی دلالت بر شان و موقعیت و جایگاه والای زن دارد.و نظیر این حدیث را در رابطه با آفرینش مستقل حوا نه از دنده چپ شیخ طوسی در تبیان و طبرسی در مجمعالبیان و بحرانی در برهان از حضرت باقر ع نقل کردهاند.حدیث حضرت صادق ع به نقل صدوق در رابطه با موقعیت زن به چند مطلب دلالت دارد 1- خلقت
ارزش انسان مؤمن از فرشته مقرب بالاتر است
مقدم و آدم مؤخر در قرآن کریم آمده استاستاد انصاریان در مورد تعابیر خداوند در قرآن از ادوار خلقت جسم عنوان کرد همه این حقایقی که در قرآن فرموده آن زمان در این نور بود؛ پس او آدم اول میشود و حضرت آدم ع … خلقت نوری آدم اول سالها پیش از آفرینش بوده استاین مبلغ عرصه بین الملل با اشاره به موضوع خلقت نوری آدم اول سالها پیش از آفرینش توضیح داد در این باره ما نه سال آن را میفهمیم نه کیفیت این نور را متوجه میشویم نه میدانیم که این عرش چیست و نه اینکه انوار چگونه گرداگرد عرش بودهاند ولی امام معصوم آن را بیان کردهاند؛ امامی که علمش تجلی علمالله است در این خصوص امام هادی ع … سال آن را میگویند اینکه خداوند دوهزار سال قبل از این خلقت و این آدم ابوالبشر پیغمبر ص را بهصورت نور آفرید نور یعنی حقیقتی که ظاهر لنفسه و مظهر لغیره برای خودش روشن است و هر تاریکی را روشن میکند. وی تصریح کرد در این باره امام هادی ع
گوهر وجود زن از ديدگاه اسلام
دربارهی خلقت حوا پرسید و گفت گروهی از کسانی که در جامعهی ما زندگی میکنند میگویند خداوند حوا را از دنده چپ حضرت آدم آفریده است امام صادق ع … عقیدهاش این است که خداوند قدرت نداشت برای آدم همسری از غیر دنده او بیافریند؟ خدا میان ما و این نوع مردم حکم کندکه در تفسیر و کشف حقایق قرآن به اهل بیتی که قرآن در خانه آنان نازل شده مراجعه نمیکنند و به کژراهه میروند امام صادق ع بعد از آن جریان خلقت … آدم خطاب کرد تو به سوی او برو.حضرت صادق ع اضافه کرد اگر چنین نبود که آدم مامور شد به طرف حوا برود زنها به سراغ مردها میرفتند و خواستگاری میکردند.این حدیث که از لحاظ سند نیز کاملا صحیح است از جهاتی دلالت بر شان و موقعیت و جایگاه والای زن دارد.و نظیر این حدیث را در رابطه با آفرینش مستقل حوا نه از دنده چپ شیخ طوسی در تبیان و طبرسی در مجمعالبیان و بحرانی در برهان از حضرت باقر ع نقل کردهاند.حدیث حضرت صادق ع به نقل صدوق در رابطه با موقعیت زن به چند مطلب دلالت دارد 1- خلقت
گوهر وجود زن از ديدگاه اسلام
درباره خلقت حوا پرسید و گفت گروهی از کسانی که در جامعه ما زندگی میکنند میگویند خداوند حوا را از دنده چپ حضرت آدم آفریده است امام صادق ع … عقیدهاش این است که خداوند قدرت نداشت برای آدم همسری از غیر دنده او بیافریند؟ خدا میان ما و این نوع مردم حکم کند که در تفسیر و کشف حقایق قرآن به اهل بیتی که قرآن در خانه آنان نازل شده مراجعه نمیکنند و به کژراهه میروند امام صادق ع بعد از آن جریان خلقت … آدم خطاب کرد تو به سوی او برو. حضرت صادق ع اضافه کرد اگر چنین نبود که آدم مامور شد به طرف حوا برود زنها به سراغ مردها میرفتند و خواستگاری میکردند.این حدیث که از لحاظ سند نیز کاملا صحیح است از جهاتی دلالت بر شان و موقعیت و جایگاه والای زن دارد.و نظیر این حدیث را در رابطه با آفرینش مستقل حوا نه از دنده چپ شیخ طوسی در تبیان و طبرسی در مجمعالبیان و بحرانی در برهان از حضرت باقر ع نقل کردهاند. حدیث حضرت صادق ع به نقل صدوق در رابطه با موقعیت زن به چند مطلب دلالت دارد 1- خلقت
كان من دعائه (ع) فى یوم الفطر اذا انصرف من صلوته قام قائما ثم استقبل القبله و فى الیوم الجمعه
یوم مضاف به معنی روز اجتماع و جمعه نامیده شده به سبب جمع شدن مردم در آن روز و در حدیث از پیغمبر آمده است که آن روز جمعه نامیده شده چون خلقت آدم ع
سپاهیان آسمانی امام مهدی (عج)
ع علاوه بر ابلاغ وحی این موارد را نیز از جمله وظایف خود بر میشمرد من امین خدا بر وحی اویم و من پیک خدا به سوی انبیا و مرسلینم و من متصدی خسوف و کسوفم و ملتی را خدا هلاک نکرده مگر به دست من .4جبرئیل ملک و انبیای الهی در طول مقاطع مختلف تاریخ جبرئیل حضوری ملموس و پررنگ به خصوص در تاریخ انبیا داشته که پرداختن به همه آنها در این مختصر ممکن نیست و به طور گزینشی به موارد محدودی در اینجا اشاره میشود. در ماجرای خلقت حضرت آدم
خلقت آدم و حوا و نسل آنان
انها خلقت من فضل طینه آدم عند دخوله الجنه از حضرت باقر ع … خلقت آدم به قدرت بینهایت خدا است؟آری اراده و علم و حکمت و بصیرت و قدرتش اقتضا نمود که از خاک زمین و از عنصر واحده مرد و زنی را بیسابقه داشتن پدر و مادر بیافریند و آنان را مبد و منشا به وجود آمدن میلیاردها مرد و زن قرار دهد.این که بعضی از مذهبیهای درس خوانده جمله ان الله اصطفی آدم را به این صورت معنا کردهاند که پیش از آدم ابوالبشر آدمیانی دیگر بودند که از نظر عقل و خرد به شدت در ضعف به سر میبردند و شایسته تکلیف و مسئولیت نبودند و آدم به عنوانی موجودی عاقل و شایسته مسئولیت از میان آنان برگزیده شد حرفی نادرست و خلاف قرآن و چیزی شبیه نظریه تبدل انواع داروین یهودی است و نشان از خودباختگی در برابر فرهنگ مادی غرب است شما اگر لغت اصطفاک* را در آیات قرآن مجید دقت کنید دارای معنای معنوی و گزیدن بر اساس ارزشهای عقلی و دینی است.به ویژه این که در آیهی شریفه از نوح و آل ابراهیم و آل عمران نام برده شده که ما را بیشتر به این حقیقت توجه میدهد که مقام اصطفا مقامی صد در صد معنوی است و قطعا نوح و آل ابراهیم و آل عمران از میان موجوداتی بیعقل شبیه به انسانها برگزیده نشدهاند.ای کاش بعضی از دانشمندان چه در شرق چه در غرب که متکی به آرا خود و دیگراناند زحمت تحصیل معرفت به خدا را به خود هموار میکردند و سپس به کتاب سالم و دست نخورده او قرآن که هدایتگر به سوی حقایق آفرینش و امور معنوی است مراجعه مینمودند و با بکار گرفتن عقل و انصاف امور مربوط به هستی و آفرینش و مسائل مربوط به تربیت و ادب را از این کتاب به دست میآوردند و به آسانی و روشنی واقعیات را تحصیل مینمودند.اینک نگاه دریای علم و بینش نخبهی آفرینش حکمت محض بصیرت خالص روح و جان پیامبر محبوب محبان چراغ قلب عارفان مولای موحدان حضرت امیرمؤمنان را به آفرینش انسان در خطبهی اول نهجالبلاغه ملاحظه کنید ثم جمع سبحانه من حزن الارض و سهلها و عذبها و سبخها تربه سنها بالما حتی خلصت و لا طها بالبله حتی لزبت فجبل منها صوره ذات احنا و وصول و اعضا و فصول. اجمدها حتی استمسکت و اصلدها حتی صلصلت لوقت معدود و اجل معلوم.ثم نفخ فیها من روحه فمثلت انسانا ذا اذهان یجیلها و فکر یتصرف بها و جوارح یختدمها و ادوات یقلبها و معرفه یفرق بها بین الحق والباطل والاذواق والمشام والالوان والاجناس معجونا بطینه الالوان المختلفه والاشباه المؤ تلفه والاضداد المتعادیه والاخلاط المتباینه من الحر والبرد والبله والجمود والمساه والسرور ... سپس خداوند سبحان از قسمتهای سخت و نرم و شیرین و شور زمین خاکی را جمع کرد و بر آن آب پاشید تا پاک و خالص گردید آنگاه آن مادهی خالص را با رطوبت آب به صورت گل چسبنده در آورد سپس از آن گل صورتی پدید کرد دارای جوانب گوناگون و پیوستگیها و اعضای مختلفه و گسیختگیها آن صورت را خشکانید تا خود را گرفت و محکم و نرم ساخت تا محکم و سفالین شد و آن را تا زمان معین و وقت مقرر به حال خود گذاشت سپس از نفخه خود بر آن ماده شکل گرفته دمید تا به صورت انسانی زنده در آمد دارای اذهان و افکاری که در جهت نظام حیاتش بکار گیرد و اعضائی که به خدمت در آورد و ابزاری که زندگی را بگرداند و معرفت و شناختی که میان حق و باطل را تمیز دهد و مزهها و بوها و رنگها و جنسهای گوناگون را از هم بشناسد در حالی که این موجود معجونی بود از طینت رنگهای مختلف و همسانهائی نظیر هم و اضدادی مخالف یکدیگر و اخلاطی متفاوت با هم از گرمی و سردی و رطوبت و خشکی و ناخوشی و خوشی.حوا همسر آدم هم بنا بر جمله و خلق منها زوجها به صورتی که آدم آفریده شد به وجود آمد این حقیقتی است که در روایات هم به طور صریح به آن اشاره شده است عن الباقر ع
English