و برتر از دیگری ببیند و لازمه تواضع آن است که در کردار و گفتار طوری عمل کند که دلالت بر احترام و اکرام دیگران باشد و بر این امر مداومت به خرج دهد که این بهترین معالجه برای مرض کبر میباشد که اخبار زیادی در فضیلت آن وارد شده است. در روایتی پیامبر گرامی ص … پیامبر گرامی ص فرمود داخل بهشت نمیشود هر که به قدر یک دانه خردل کبر در دل او باشد و فرمودند که خداوند عالم فرموده کبر یا بزرگی ردای من است و عظمت و برتری سزاوار من است پس هر کس خواهد در یکی از اینها با من برابری کند او را به جهنم خواهم افکند. اما راه این که انسان دچار تکبر نشود این است که انسان تواضع … تواضع نکرد مگر این که خدا او را بلند گردانید. توصیه ما در این مورد این است که زندگانی معصومین ع خصوصا پیامبر گرامی ص را در برخورد با مردم و انجام کارهای شخصی در منزل را مطالعه و آنها را الگویی
239 مطلب یافت شد
پیامبر اکرم(ص)؛ تجسم زهد، پرهیزگاری و عطوفت
از تواضع پیامبر بود که هر دعوتی را قبول می کرد و حتی نان جو را به عنوان هدیه ای در کمال تواضع و فروتنی می پذیرفت. در گفتار پیامبر اکرم ص … پیامبر اکرم ص نقل شده حاکی از آن است که آن حضرت در مورد مسئله رحمت آورده است که هر کس که به دیگران رحم کند خداوند به او رحم خواهد کرد یعنی اگر کسی در زمین رحم کند خداوند در آسمان به او رحم می کند.حضرت محمد ص از نظر اخلاق بهترین خلق را دارا بود و در همه حال با تمام مردم با عفو و مهربانی برخورد و آنها را مورد لطف قرار داده و می بخشید. تواضع … حضرت محمد ص تا اندازه ای بود که با همه مردم چه فقیر چه غنی چه بنده و چه آزاد با مهربانی و فروتنی برخورد و از کبر و غرور و نخوت دوری می گزید .همانگونه که در روایتها از او منقول است مانند بندگان می نشست و مانند بندگان غذا می خورد و در همه امور تواضع را رعایت می کرد. پیامبر
استاد انصاریان: پیامبر درمانگری که از بیماران خود سنگ خورد/ استقامت هیچکس برای عبادت خدا بیشتر از پیغمبر نبود
که داروی او یعنی قرآن در دستش بود؛ مطب اتاق و درمانگاه نداشت و این طبیب با دارویی که در دستش بود دورهگردی میکرد و این نشان می دهد پیامبر ص تا چه حد تواضع … پیامبر ص اشاره کرد و افزود اینکه ما در قرآن میخوانیم نور علی نور همین است. نور در نور با نور به نور و برای نور که درک آن سخت است. فدعاهما حسن و حسین ع را به اطاعت دعوت کرد فعطاهاه هر دو دعوت به اطاعت را قبول کردند. فسمانا خداوند در همان روزگار نوری ما برای ما اسم گذاشت؛ یعنی اسمهای ما مربوط به بعد از بهدنیاآمدن ما نیست و نامگذار خود خدا بوده و نه پدر و مادران ما بخمسه اسما من اسمائه نام ما پنجتا را از اسم خودش گرفت فالله المحمود اسم پروردگار محمود است و نام من را خودش از همین ماده گذاشت وانا محمد . والله العلی پروردگار و خداوند علی است یعنی برتر از هر چیزی وهذا علی . سلمان این نامی که روی علی است از نام خداست. والله الفاطر پروردگار فاطر است که یک سوره در قرآن به همین نام داریم وهذه فاطمه . والله الاحسان یک نام خدا احسان است وهذا حسن این نام از آن نام است. والله المحسن کار خدا بهطور دوام نیکیکردن است. یحسن یعنی موجودی که نیکیکردنش حد ندارد و دوام دارد وهذا الحسین . این حسین از محسنبودن خدا گرفته شده است. ثم خلق من نور الحسین سلمان اینقدر نور حسین شدید و پر بود که نهتا امام را از نور این یکنفر ساخت.خداوند پیش از خلق آسمانها پنج تن را به صورت نوری آفرید وی در پاسخ به اینکه خداوند چه زمانی پنج تن را به صورت نوری آفرید؟ گفت قبل ان یخلق الله سماا مبنیه پیش از اینکه این آسمانها را خلق کند پیش از اینکه زمین گسترده را خلق کند پیش از اینکه هوا را خلق کند پیش از آنکه فرشتگان را خلق کند پیش از آنکه بشر را خلق کند؛ پس پنج تن اولین مخلوقات خدا هستند و بهصورت نوری در علم خدا بودند؛ آنان نسبحهه و نسمع له و نطیع هم تسبیحگو و هم شنوای فرمان و هم عملکننده به فرمان خداوند بودند.احدی در این عالم بهاندازه پیغمبر نسبت به پروردگار خشیت قلبی نداشته استاستاد انصاریان اظهار کرد ائمه ع میفرمایند کان رسول الله اخشی الناس لربه احدی در این عالم بهاندازه پیغمبر نسبت به پروردگار خشیت قلبی نداشته است. یعنی هر دل با خشیتی در این عالم بوده کل خشیت او بهتنهایی در قلب پیغمبر ص جمع بوده است؛ واتقاهم له در این عالم کسی در کنار پروردگارش باتقواتر از پیغمبر نبود یعنی همه تقوا پیش این یکنفر بود و هرکسی هم در این عالم بعد از او تقوا دارد از او گرفته از آن مایه هزینه کرده است.استقامت هیچکس برای عبادت خدا بیشتر از پیغمبر نبودوی با اشاره به اینکه واعلمهم به معرفت احدی از انسانها به پروردگار بیشتر و پرمایهتر از پیغمبر ص نبوده است گفت واقواهم فی طاعته در اطاعتکردن از خدا قویتر از پیامبر در عالم نبود واصبرهم علی عبادته استقامت هیچکسی برای عبادت خدا بیشتر از پیغمبر نبود واکثرهم حبا لمولاه احدی در عالم نسبت به خدا عاشقتر از پیغمبر نبود وازهدهم فیما سواه زاهدتر از پیامبر در این عالم کسی نبود. دل پیامبر از همه وسائل و ابزار دنیا آزاد بود و تمام میل و رغبتش به خدا جهتگیری داشت نه به ابزار مادی زندگیاش فقط خدا بود و بس.استاد انصاریان برای اینکه بدانیم درجه زهد پیامبر ص در چه حدی بوده به روایتی که شیعه نقل کرده و در کتاب پنججلدی لئالیالاخبار آمده اشاره و تصریح کرد روزی پیامبر ص به دیدن زهرا س آمد وقتی وارد شد فرعانها علی حصیر افترش بفرش من سعف نخل دید در اتاق دخترش زهرا س فرشی از تخته نازک بدنه درخت خرما افتاده است و من جلد الشات کنار این فرش حصیری یک پوست گوسفند هم افتاده بود یک پیراهن هم از پوست شتر تن دخترش بود خشبا در حالیکه زبر و زمخت بود. فشکت من شده الفقر به پدر گفت زندگی من را میبینی؟ همین است من هستم و این حصیر و این پوست گوسفند که با علی و حسن و حسین روی آن زندگی میکنیم قال لها فرمودند فقال لها لا تعتمدی علی انک بنت رسول الله و زوجه علی و ام الحسن و الحسین عزیزدلم مبادا تکیه کنی و بگویی که من دختر پیغمبر همسر امیرالمؤمنین و مادر حسن و حسین هستم و دلت را به ما چهارتا خوش کنی؛ عزیزدلم فوالذی نفسی بیده قسم به خدایی که جان من در اختیار اوست لا یؤذنک ان ترفعی قدما من قدم خدا در قیامت به تو - زهرا - اجازه نمیدهد که قدم از قدم برداری حتی تفرغی من حساب هذا الحصیر و هذا الثوب تا از حساب این حصیر زیر پایت و این پیراهن از پشم شترت فارغ شوی و باید به خدا جواب دهی. پیامبر در اوج تواضع
عرفان اسلامي: شرح مصباح الشريعه (جلد 10)
صفت اخلاقی جود و سخاوت عزت نفس آداب برادری و نعمت برادری واخوت مشورت و برکات آن ستایش حلم و بردباری و نکوهش غضب ستایش تواضع و فروتنی حقیقت اقتدا کردن به پیامبر اسلام ص
ارائه بیش از50 مقاله با موضوع امام حسن مجتبی(ع) در پایگاه عرفان
حسن ع قرآن در سخن امام مجتبی ع پرتوی از زندگی امام حسن ع امام مهدی عج فرزند امام حسن ع یا امام حسین ع ؟ همراه با پیامبر ص تاریخ شهادت و مدت عمر آن حضرت در وقت شهادت تواضع
ارائه بیش از 60 مقاله با موضوع امام حسن مجتبی(ع) در پایگاه عرفان
حسن ع قرآن در سخن امام مجتبی ع پرتوی از زندگی امام حسن ع امام مهدی عج فرزند امام حسن ع یا امام حسین ع ؟ همراه با پیامبر ص تاریخ شهادت و مدت عمر آن حضرت در وقت شهادت تواضع
سلام کردن در اسلام
و خاکساری است و تواضع جز رفعت مقام و والایی موقعیت رهاوردی ندارد. در گفتاری دیگر پیامبر اکرم ص … ص در این زمینه می فرماید سلام درود ملت ماست. اهمیت این موضوع آنگاه بیشتر و بهتر فهمیده می شود که بدانیم پیامبر اکرم ص بخیل ترین مردم را کسی معرفی کرده است که در ادای سلام بخل ورزد.برنامه های دین اسلام به گونه ای تنظیم شده است که افراد در جامعه اسلامی آداب اسلامی را ناگزیر باید رعایت کنند؛ زیرا گاهی تخلف از یک دستور دینی پیامدهای تحمل ناپذیری برای فرد در پی دارد. برای نمونه دستور دین این است که آغاز سخن گفتن و شروع ایجاد ارتباط باید با سلام باشد و هر کس این دستور را رعایت نکند از برخورد مناسب و شایسته محروم می شود. پیامبر اکرم ص در سخنی می فرماید سلام مقدم بر سؤال و درخواست است. پس هر کس پیش از اسلام درخواستش را مطرح کرد پاسخش را ندهید. سلام حق متقابل میان دو مسلمان دانسته شده است که در دیدار با یکدیگر وظیفه دارند به هم سلام کنند.بدیهی است که در هر کار نیکی آن کس که پیشتاز باشد فضیلت بیشتری را کسب می کند. درباره سلام نیز همین گونه است. رسول خدا ص می فرماید آنکه سلام آغاز می کند از تکبر بر کنار است. و در گفتاری دیگر می فرماید مرد مسلمان هرگاه بر گروهی گذر کند و بر آنها سلام کند و جوابش را دهند وی را بر آنها فزونی مرتبت است که سلام را به یادشان آورده است و اگر جوابش ندهند کسی که از آنها بهتر و پاکیزه تر است جوابش دهد. اگر موضوعی حق متقابل میان دو مسلمان شناخته شود روشن است که هر دو طرف وظیفه ای بر عهده دارند. به این معنی که اگر یکی از دو طرف زودتر از دیگری سلام گفت دیگری موظف است پاسخ سلام او را بدهد و این جواب دادن لازم و الزامی است. در سخنی پیامبر اکرم ص می فرماید جواب نامه نیز مانند جواب سلام واجب و لازم است. و در اهمیت جواب سلام این سخن پیامبر گویاست که می فرماید سلام کردن از روی میل و به دلخواه است واجب و الزامی نیست ولی جواب سلام واجب است. در فرهنگ سخنان پیامبر رحمت با نگاهی دیگر به برخی از گفتارهای آن حضرت با آثار و پیامدهای مثبت سلام آشنا می شویم. پیامبر خدا ص درباره نقش گسترده سلام در ایجاد دوستی و الفت عمومی می فرماید سلام را آشکار کنید تا دوستی و محبت در میان شما استوار گردد. و سلام را آشکار کنید تا در پرتوی آن به سلامتی دست یابید. رمز این گفتار پیامبر از سخن دیگرش به دست می آید که می فرماید سلام نامی از نامهای خداوند است که آن را در زمین نهاده است. پس سلام را در میان خودتان بگسترانید. این سخن رسول گرامی به آیه ۲۲ از سوره حشر اشاره دارد که سلام در این آیه یکی از نامهای خداوند معرفی شده است.در گفتاری دیگر پیامبر اکرم ص حسادت و دشمنی را عامل دین زدایی معرفی فرموده و راه ورود به بهشت را ایمان و شرط ایمان را دوستی همگانی و فراگیر دانسته است و آنگاه راهکار دوستی را گسترش سلام در میان افراد جامعه معرفی کرده است. در سخنی دیگر گسترش سلام را در کنار اطعام دیگران و صله ارحام و نماز شب از راههای ورود به بهشت معرفی کرده است.آمرزش و مغفرت الهی موهبتی است که نصیب هر کس نمی شود؛ زیرا آمرزش خداوند آنجا محقق می شود که بنده با اعمال خویش رضایت حق تعالی را به دست آورده باشد. یکی دیگر از آثار و فواید سلام در گفتار نبوی این است که می فرماید از جمله لوازم آمرزش ادای سلام و نیکی کلام است. رهایی از تکبر و خارج شدن از خودبینی و کبر از فضایل مهم اخلاقی است که راهکارها و نشانه هایی دارد. در اندیشه الهی پیامبر بزرگوار اسلام آنکه سلام آغاز می کند از تکبر برکنار است؛ زیرا آغاز کردن به سلام نشانه آن است که انسان برای خود نسبت به دیگران امتیاز و برتری قایل نیست.بر این اساس در فرهنگ دینی نه تنها آغاز به سلام به دوری از تکبر می انجامد نشانه تواضع
امام حسين (ع) در آغوش پيامبر (ص)
پیامبر ص امام حسین ع را از دست پدرشان میگرفت روی زمین میخواباند سپس دو دست مبارکشان را شبیه حالت سجده بالای سر فرزندش میگذاشت و ایشان را زیر سینهشان قرار میداد. در این حالت ابتدا سر فرزندش را میبوسید سپس دستها صورت و لب مبارکشان را میبوسید.امام حسین ع بر بالین پیامبر ص در آخرین لحظات عمر مبارک رسول خاتم ص و بعد از تحمل سختیهای فراوان ایشان به بستر بیماری افتادند. در آن هنگام امیرمؤمنان علی ع حضرت زهرا3 امام حسن مجتبی ع و حضرت زینب کبری3 بر بالین ایشان حاضر شدند و برای ایشان دعا میکردند. در لحظات واپسین پیامبر ص به اطراف خود نگاه کرد و متوجه شد همه فرزندان ایشان به جز حضرت سیدالشهدا ع حاضر هستند. در آن لحظه خطاب به امیرالمؤمنین ع فرمود علی جان حسینم را بر سینه من بگذار. 3 رسول خاتم ص آن چنان به فرزند خود وابسته بودند که دوست داشتند قبل از رحلت و با وجود آن که ناتوان شده بودند فرزندشان را بر روی سینه خود بگذارند.این حکایت علاوه بر آنکه ارتباط ویژه پیامبر اسلام ص با حضرت سیدالشهدا ع را نشان میدهد مقام عظیم امام حسین ع را به همگان گوشزد میکند و به دیگران میفهماند که در هنگام مرگ از نام و یاد حضرت سیدالشهدا ع غافل نشوند.توسل پیامبر ص به امیرمؤمنان ع در بحث توسل و وسیله قرار دادن افراد مقرب نزد پروردگار برای رسیدن به حوائج مباحث زیادی مطرح شده است؛ اما آنچه که تعجب همگان را در پی دارد این است که هرگاه رسول خاتم ص به مانعی برخورد میکرد به امیرمؤمنان علی ع متوسل میشد. پیامبر ص خطاب به امیرالمؤمنین ع میفرمود یا علی کنت مع الانبیا سرا؛ ای علی جان قبل از آنکه وارد این عالم شوی در باطن با تمام انبیا ص همراه بودی. ومعی جهرا وقال علی ناصری ومعینی 4 ؛ و در آشکارا با من بودی و نیز میفرمود علی ناصر و یاریکننده من است. خداوند قدرت معنوی امیرمؤمنان ع را در عالم دنیا به عنوان پشتیبان برای من عطا کرد تا بتوانم اهداف دین مبین اسلام را به سرانجام برسانم. ایشان همان کسی است که در جنگ خندق بدون هیچ هراسی با عمروبنعبدود 5 مبارزه کرد و او را به هلاکت رساند و جنگ را به سود مسلمانان به پایان رساند. در جنگ احد نیز بعد از شکست لشکریان اسلام و فرار کردن سربازان 6 تنها کسی که از مقام نبوت و رسالت دفاع کرده و زخمهای فراوانی را به جان خرید امیرالمؤمنین ع بود. 7 هر چیزی که در عالم آفرینش وجود دارد نشانهای از نشانههای وجود خداوند متعال است. پروردگار سبحان میفرماید و آیه لهم اللیل نسلخ منه النهار 8 خداوند نشانههای دیگری را نیز در قرآن مثال زده و میفرماید و الشمس و القمر و النجوم 9 همچنین انبیای الهی و معصومین نشانههای عظیم الهی در زمین هستند؛ اما خود امیرمؤمنان علی ع میفرماید ما لله نبا اعظم منی وما لله آیه اکبر منی؛ برای خداوند خبری مهمتر از من و نشانهای بزرگتر از من نیست. 10 و در حدیث دیگری چنین آمده است ما وقع نبی فی شده الا وقال این علی بن ابیطالب... ؛ هیچ پیامبری در سختیها قرار نگرفت مگر اینکه از نام علی مدد جست. 11 گاهی پیامبر خاتم ص دچار مشکلاتی میشد که با قدرت مالی یا نظامی قابل رفع نبود؛ در آن هنگام فقط نام امیرالمؤمنین ع را به زبان آورده و از ایشان طلب یاری میکرد. فیجیبه بالتلبیه فیکشف عنه همه و ینجی غمه کما یشهد بذلک... ؛ پس حضرت علی ع او را اجابت کرده هم و غم او را برطرف مینمود همانگونه که این جمله جبرئیل بر این امر شهادت میدهد. 12 به عنوان مثال وقتی در جنگ احد مشکلات گوناگونی برای رسول خاتم ص به وجود آمد جبرئیل بر قلب نازنین ایشان نازل شد و فرمود ناد علیا مظهر العجائب 13 ؛ صدا بزن علی ع را و از او مدد بخواه که او ظاهر کننده عجایب است. حضرت نیز بلافاصله به امیرالمؤمنین ع متوسل شد و به کمک ایشان توانست از چنگال دشمنان و کفار رهایی پیدا کند.البته این نکته هم پوشیده نیست که توسل پیامبر اسلام ص به حضرت علی ع به معنای این نیست که خود پیامبر ص از انجام کارهای خارقالعاده ناتوان است بلکه نشاندهنده آن است که پیامبر اکرم ص با اشاره به این روایات قصد داشتند مقام والای امیرالمؤمنین علی ع را بازگو نمایند و ایشان را نفس خود معرفی کنند 14 و بیان کنند ایشان از چنان جایگاهی برخوردارند که مقام امامت و ولایت پس از نبوت ویژه حضرت امیرالمؤمنین ع است همانگونه که در جمله دیگری خطاب به حضرت علی ع میفرماید انت منی بمنزله هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی 15 .این در حالی است که حضرت علی ع خود را بندهای از بندگان پیامبر ص معرفی کرده و در مقابل پیامبراکرم ص نهایت تواضع
استاد انصاریان: ملاک پیامبراکرم(ص) برای محبت به مردم پول و مقام آنها نبود
مسجد امیر تهران به مناسبت دهه اول محرم ضمن برشمردن برخی ویژگی های رسول گرامی اسلام بیان داشتند وجود مبارک پیامبر اکرم ص هیچگاه دچار کبر و خود بزرگ بینی نمی شدند و در نهایت تواضع
کتاب آیین اشک و عزا در سوگ سیدالشهدا(ع) از آثار ارزشمند انتشارات دارالعرفان
فطرس" "امام حسین ع در آغوش پیامبر ص " "امام حسین ع بر بالین پیامبر ص " "توسل پیامبر ص به امیرمؤمنان ع " "توسل امیرمؤمنان ع به سیدالشهدا ع " "فرهنگ عاشورا و امام حسین ع مرکز ثقل اصول دین" "طهارت امام حسین ع و یارانشان" "عفو امام حسین ع در هنگام ناسزاگویی" "تواضع
خطرات هوای نفس در زندگی انسان
پیامبر اکرم ص نسبت به پروردگاررسول خدا ص به جبرئیل میفرمایند من هنوز مامور نبودم که نبوتم را آشکار کنم و سری پیش پروردگار بودم. تا چهلسالگی هم سری پیش پروردگار بودم و بعد به من گفت سر وجودت را آشکار کن. مدتی چوپانی میکردم و گوسفند به صحرا میبردم و مزد میگرفتم. فدایت بشوم چقدر تواضع … پیامبر ص و ولایت امیرالمؤمنین ع اگر این روایت را فیض کاشانی محبوبم پانصد سال پیش در دو کتاب بسیار مهم شیعه یعنی وافی و شافی نقل نکرده بود یکخرده بهنظرم ضعیف بود و میگفتم برای مردم نگویم. یک روایت بتونآرمهتر قویتر و محکمتر را پیدا کنم و برای مردم بگویم. وجود مبارک فیض نوشتهاند که پیغمبر ص بعد از مبعوثشدن به رسالت به جبرئیل فرمودند آن زمانی که هنوز به من اعلام نشده بود پیغمبریام را آشکار کنم. پیغمبر ص چه زمانی پیغمبر شده بودند که میگویند هنوز اعلام نشده بود آشکار کنم. خودشان میگویند من چه زمانی پیغمبر شدم کنت نبیا و آدم بین الما والطین . 3 کان فعل ماضی است و کنت یعنی بودم . من پیغمبر خاتم با همه این علمها بودم و هنوز حضرت آدم ع خاک و گل روی زمین بوده و اصلا خلق نشده بود. من در آن وقت پیغمبر بودم. اینهم قابلاثبات است. اینقدر روایت در خلقت ارواح اهلبیت علیهمالسلام داریم که جای هیچ شکی باقی نمیگذارد. یک روایت نصفهخط است کنت نبیا وآدم بین الما والطین . عین آن را هم محبوب و معشوق ما تاج سر و دنیا و آخرت ما امیرالمؤمنین ع میفرمایند کنت ولیا وآدم بین الما والطین 4 من ولیالله بودم آنوقتی که آدم خاک و گل بود. جلالالدین بلخی در شعرش به امیرالمؤمنین ع میگوید راز بگشا ای علی مرتضیای پس از سوالقضا حسنالقضالااقل از خودت برای ما بگو که چه کسی هستی یا چی هستی؟ بگو از چه موقع بودهای؟ همه آنهایی که قبل از تو بودند و جای تو نشستند سوالقضا بودند. تواضع
استاد انصاریان: اندیشه دربارۀ خود و عوالم بالا انسان را به خداوند می رساند
پیامبر ص برای تحقق هدف خود سنگینترین حملات آزارها و تهمتها را تحمل کردندبه گزارش روابط عمومی و امور بین الملل مؤسسه علمی فرهنگی دارالعرفان استاد حسین انصاریان در سخنرانی خود در حسینیه آیتالله علوی بروجردی ره اظهار داشت رسول خدا ص با همت عشق محبت خیرخواهی و دلسوزی نسبت به مردم برنامۀ رسالت خودشان را در مکه با سه مسئله شروع کردند. اگر در سورههای نازل شده در مکه که بخشی در جز بیست و پنجم به بعد قرآن است دقت کنیم این سه برنامه را به راحتی از آیات قرآن مجید به دست میآوریم. پیامبر ص برای تحقق این سه هدف سنگینترین حملات و آزارها و تهمتها را تحمل کردند خسته نشدند و رو از مردم برنگرداندند خود را عبد پروردگار و فرمانبری از وجود مقدس حق را واجب میدانست. پیامبر ص مردم را به اندیشه و تفکر وادار کردندوی به اقدامات پیامبر در این مسیر اشاره و خاطرنشان کرد اقدام اول ایشان این بود که مردم را به اندیشه و تفکر وادار کردند دربارۀ خودشان عاقبت خودشان دربارۀ عالم خلقت دربارۀ موجوداتی که در اختیارشان است تا از طریق این اندیشه به توحید برسند شرک را که ظلم عظیم است از وجودشان پاک کنند و خود را با موحد شدن از شر دنیا و آخرت برهانند. این بیداری فکری جریان پیدا کرد حبس نشد و در امت اسلام رشتههای عظیم علمی و کتابخانههای معتبر به وجود آورد و تالیفات سنگینی تحقق پیدا کرد. خیلی از اسرار طبیعت را دانشمندان اسلامی کشف کردند و یک سفرهای را در کرۀ زمین گستردند که با اقرار خود غربیها غرب سر سفرۀ حاضر آماده ای نشست.استاد اخلاق حوزه های علمیه ادامه داد غرب به جای نمکشناسی با یک مقدار پیشرفت علمی و ساختن یک نیروی دریایی قوی مسلط بر کشورها شد و بعد با نیروی نظامی زمینی دولتهای اسلامی را در این چهارصد سال اخیر غرق در وحشت از خودشان کرد و به دست آنها پیشرفت ملت اسلام محدود شد. حال ملت اسلام کمکم در حال بیدار شدن است که از برکات پیغمبر چه گذشتهای داشت و در این سه چهار قرن دچار چه ذلتی شد؛ اکنون یک بیداری ابتدایی پیدا شده است. غرب باید با تمام وجودشان تا زنده بودند و هستند سپاسگزار پیغمبر عظیمالشان اسلام ص باشد. تمام تحولات علمی و تمدن به همین کار پیغمبر اکرم ص برگشت میکند؛ یعنی ما گوشه به گوشۀ جهان که برویم انواع دانشگاهها و کتابخانهها را که ببینیم ریشه در زحمات پیغمبر اسلام ص دارد. متاسفانه در این زمینه هم کار نشده تا حداقل ده یا بیست کتاب استوار نوشته شود که جهان در این هزار و پانصد سالۀ بعد از بعثت در خرد عقل فکر اندیشه کشف مسائل و پیشرفت علوم مدیون رسول خداست. پیامبر ص با مردم بسیار متکبر برتریجو جاهل و نفهم روبهرو بودندوی ترویج عبادت و اطاعت در اسلام را دومین اقدام پیامبر ص دانست و تصریح کرد پیامبر ص با مردم بسیار متکبر برتریجو جاهل و نفهم روبهرو بودند که ابدا حاضر به کرنش نبودند. برای آن مردم خیلی سخت بود که بیایند از یک نفر اطاعت کنند. به عنوان مثال در کتابها نوشتهاند یک روز ابوجهل سلام گرمی به پیغمبر ص کرد و احوالی پرسید. رفیق ابوجهل وقتی این سلام کردن و احوالپرسی را دید گفت چطور با این سلامت و احترامت از او پیروی نمیکنی و فرهنگش را قبول نمیکنی؟ ابوجهل گفت اولا این آدم برای قبیلۀ ما نیست اگر خدا بخواهد من دیندار شوم یک پیغمبر از قبیلۀ خودمان برای ما بفرستد. ثانیا این یتیم عبدالله است ارزشی برای ما ندارد. او مبلغ فکر و کبر مردم بود. ابوجهل در حقیقت نمایندۀ جاهلیت عصر بعثت است و سایر افراد هم همینگونه بودند. حال شما ببینید رسول خدا ص چه رنج و زحمتی را متحمل شدند تا که این مستکبران برتریجوی ابلیس خصلت را به رکوع و سجود در برابر پروردگار عالم کشیدند. از همان زمان رسول خدا ص حتی نماز شب شروع شد یعنی ابتدا روح تفکر و سپس روح عبودیت را در میان آنها زنده کردند. بسیار کار پر مشقتی بود که پیامبر ص سیصد و شصت بت را از قلب مردم بیرون بکشد و بتخانۀ درون آنها را خانۀ توحید کند. پیامبر ص هم مردم را موعظه کردند و هم روحیۀ موعظهطلبی را در مردم زنده کردندمبلغ عرصه بین الملل ترویج موعظهخواهی در اسلام را سومین اقدام پیامبر در عصر جاهلیت عنوان و بیان کرد پیامبر ص هم مردم را موعظه کردند و هم روحیۀ موعظهطلبی را در مردم زنده کردند. عربی که یک کلمۀ حق بلد نبود عربی که سخن استوار نداشت عربی که تقاضای مثبت معنادار نداشت حال با یک دنیا تواضع
تواضع و فروتنی
بنابراین و اخفض جناح کنایه از تواضع آمیخته با محبت است همانگونه که پرندگان هرگاه میخواهند به جوجههای خود اظهار محبت کنند بال و پر خود میگسترانند و آنها را زیر بال و پر میگیرند تا هم در برابر حوادث احتمالی مصون بمانند و هم از تشتت و پراکندگی حفظ شوند پیامبر اسلام ص … پیامبر مامور به تواضع آمیخته با محبت در برابر مؤمنان باشد تکلیف افراد امت روشن است چرا که پیغمبر سرمشق و الگو و اسوه برای همه امت است.شبیه همین تعبیر در آیه 88 سوره حجر نیز آمده است آنجا که میفرماید واخفض جناحک للمؤمنین که باز مخاطب در آن شخص پیامبر است و مامور میشود برای مؤمنان خفض جناح و تواضع آمیخته با محبت داشته باشد.شبیه این تعبیر با اندک تفاوتی در مورد فرزندان در مقابل پدران و مادران در سوره اسرا آمده آنجا که میفرماید واخفض لهما جناح الذل من الرحمه; بالهای خود را در برابر آن دو پدر و مادر از محبت و لطف فرود آر و تواضعی آمیخته با احترام و محبت در برابر آنان داشته باش .از مجموع آنچه در آیات فوق آمده به خوبی استفاده میشود که قرآن مجید نه تنها تکبر و استکبار را مورد مذمت قرار داده بلکه نقطه مقابل آن یعنی تواضع و فروتنی را با تعبیرات گوناگون مورد تمجید قرار داده است.تواضع و فروتنی در روایات اسلامیدر منابع شیعه و اهل سنت احادیث فراوانی در مورد تواضع به چشم میخورد که بعضی در باره اهمیت تواضع است و بعضی در باره علامت و آثار متواضعان و یا ثمره تواضع و حد و آداب آن میباشد.در اهمیت تواضع تعبیرات بسیار جالبی در روایات آمده 1- در حدیثی از رسول خدا ص … تواضع را گلچین کرده مورد بررسی قرار میدهیم هر چند آیاتی که به کنایه یا به ملازمه به آن اشاره میکند بیش از اینها است .1- یایها الذین آمنوا من یرتد منکم عن دینه فسوف یاتی الله بقوم یحبهم و یحبونه اذله علی المؤمنین اعزه علی الکافرین... سورهمائدهآیه54 2- و عباد الرحمن الذین یمشون علی الارض هونا و اذا خاطبهم الجهلون قالوا سلاما سورهفرقانآیه63 3- واخفض جناحک لمن اتبعک من المؤمنین سورهشعراآیه215 ترجمه1- ای کسانی که ایمان آوردهاید هر کس از شما از آیین خود بازگردد به خدا زیانی نمیرساند; خداوند به زودی جمعیتی را میآورد که آنها را دوست دارد و آنان نیز او را دوست دارند; در برابر مؤمنان متواضع در برابر کافران سرسخت و نیرومندند.2- بندگان خاص خداوند رحمان کسانی هستند که با آرامش و بی تکبر بر زمین راه میروند; و هنگامی که جاهلان آنها را مخاطب سازند و سخنان نابخردانه گویند به آنها سلام میگویند و با بی اعتنایی و بزرگواری میگذرند .3- ای پیامبر بال و پر خود را برای مؤمنانی که از تو پیروی میکنند بگستر و نسبتبه آنها تواضع و مهربانی کن .تفسیر و جمعبندیدر نخستین آیه مورد بحثسخن از گروهی از مؤمنان به میان آمده که مشمول فضل و عنایات الهی هستند هم خدا را دوست میدارند و هم محبوب پروردگارند.یکی از اوصاف بارز آنها این است که در برابر مؤمنان متواضعند اذله علی المؤمنین و در برابر کافران نیرومند و قوی هستند اعزه علی الکافرین . اذله جمع ذلول و ذلیل از ماده ذل بر وزن حر در اصل به معنی نرمی و ملایمت و تسلیم است در حالی که اعزه جمع عزیز از ماده عزه به معنی شدت است حیوانات رام را ذلول میگویند چون ملایم و تسلیمند و تذلیل در آیه ذللت قطوفها تذلیلا اشاره به سهولت چیدن میوههای بهشتی است.گاه ذلت در مواردی به کار میرود که معنی منفی دارد و آن در جایی است که از سوی غیر به انسان تحمیل میشود وگرنه در ماده این لغت مفهوم منفی ذاتا وجود ندارد دقت کنید .به هر حال آیه فوق دلیل روشنی بر اهمیت تواضع و عظمت مقام متواضعین است تواضعی که از درون جان انسان برخیزد و برای احترام به مؤمنی از مؤمنان و بندهای از بندگان خدا باشد.در دومین آیه باز اشاره به اوصاف برجسته و فضائل اخلاقی گروهی از بندگان خاص خداست که در طی آیات سوره فرقان از آیه63 تا آیه 74 دوازده فضیلتبزرگ برای آنها ذکر شده است و جالب اینکه نخستین آنها همان صفت تواضع است این نشان میدهد همان گونه که تکبر خطرناکترین رذائل است تواضع مهمترین یا از مهمترین فضائل میباشد میفرماید بندگان خاص خداوند رحمان کسانی هستند که با آرامش و بی تکبر بر زمین راه میروند و عباد الرحمن الذین یمشون علی الارض هونا هون مصدر است و به معنی نرمی و آرامش و تواضع است و استعمال مصدر در معنی اسم فاعل در اینجا به خاطر تاکید است یعنی آنها چنان آرام و متواضعند که گویی عین تواضع شدهاند و به همین دلیل در ادامه آیه میفرماید و اذا خاطبهم الجهلون قالوا سلاما; و هنگامی که جاهلان آنها را مخاطب سازند و سخنان نابخردانه گویند به آنها سلام میگویند و با بی اعتنایی و بزرگواری میگذرند .و در آیه بعد از آن سخن از تواضع آنها در برابر ذات پاک خداست میفرماید والذین یبیتون لربهم سجدا و قیما; آنها کسانی هستند که شبانگاه برای پروردگارشان سجده و قیام میکنند و به بندگی و عبادت میپردازند . راغب در کتاب مفردات میگوید هون دو معنی دارد یکی از آنها خضوع و نرمشی است که از درون جان انسان بجوشد که این شایسته ستایش است سپس به آیه مورد بحث اشاره میکند و در حدیث نبوی آمده است المؤمن هین لین. 2 دوم خضوع و تذللی است که از سوی دیگری بر انسان تحمیل شود و او را خوار کند.ناگفته پیداست که منظور از الذین یمشون علی الارض هونا این نیست که فقط راه رفتن آنها متواضعانه است بلکه منظور نفی هرگونه کبر و خودخواهی است که در تمام اعمال انسان و حتی در کیفیت راه رفتن که سادهترین کار است آشکار میشود زیرا ملکات اخلاقی همیشه خود را در لا به لای گفتار و حرکات انسان نشان میدهند تا آنجا که در بسیاری از مواقع از چگونگی راه رفتن انسان میتوان به بسیاری از صفات اخلاقی او راه برد.آری عباد الرحمن بندگان خاص خدا نخستین نشانشان همان تواضع است تواضعی که در تمام ذرات وجودشان نفوذ کرده و حتی در راه رفتن آنها آشکار است و اگر میبینیم خداوند در آیه37 سوره اسرا به پیامبرش دستور میدهد و لاتمش فی الارض مرحا; روی زمین با تکبر راه مرو منظور فقط راه رفتن نیستبلکه هدف تواضع در همه کار است که نشانه بندگی و عبودیتخداست.در سومین آیه روی سخن رابه پیامبر ص
پرهيز از رفتار و راه رفتن مغرورانه
توجه مردم به او, هنگام راه رفتن پا به زمین بکوبد, یا گردن بر آسمان بکشد.بر همین اساس پیامبراکرم ص و امامان ع نهایت تواضع را در راه رفتن و سایر شوون زندگی مراعات می کردند, تا آنجا که پیامبر … پیامبر ص و امامان ع به مساله حسن معاشرت و برخوردهای صمیمانه, سفارش بسیار شده است از جمله روایت شده ; شخصی به محضر رسول خدا ص آمد و تقاضای نصیحت کرد, آن حضرت در ضمن گفتاری به او فرمود الق اخاک بوجه منبسط; برادر مسلمانت را با روی گشاده و خندان, ملاقات کن. 5 و امیرمومنان علی ع فرمود زینه الشریف التواضع; فروتنی و برخوردهای متواضعانه با مردم, زینت و آراستگی انسان های با شرافت و ارجمند است. 6 نتیجه این که ما باید به حرکات و برخوردهای خود هنگام ملاقات, مصاحبت و جدایی, با اخلاق نیک اسلامی هماهنگ بوده, و از هرگونه انحراف اخلاقی, و برخوردهای خصمانه و بیمارگونه دور باشد, تا موجب صفا و صمیمیت, و مدینه فاضله و ممتاز و آرام بخش گردد.2ـ راه رفتن مغرورانهیکی از مظاهر تکبر و خودخواهی که لقمان پسرش را به پرهیز از آن دعوت کرده راه رفتن مستانه یا مغرورانه است, که نشان دهنده حالت درونی زشت خودخواهی و خودبزرگ بینی است. این گونه راه رفتن که از آن به مشی مرح با مستی و غفلت تعبیر شده, یک نوع بلند پروازی و خود برتربینی است که موجب سرکشی و طغیان شده, و انسان را از مرز بندگی خدا خارج می سازد, بر همین اساس خداوند در مورد دیگر از قرآن می فرماید و عباد الرحمن الذین یمشون علی الارض هونا; بندگان خدا کسانی هستند که با تواضع
نگاهی به کتاب «آیین اشک و عزا در سوگ سیدالشهدا(ع)» اثر استاد حسین انصاریان
ع در آغوش پیامبر ص ؛ امام حسین ع بر بالین پیامبر ص ؛ توسل پیامبر ص به امیرمؤمنان ع ؛ توسل امیرمؤمنان ع به سیدالشهدا ع ؛ فرهنگ عاشورا و امام حسین ع مرکز ثقل اصول دین الگوهای رفتاری و اخلاقی سیدالشهدا ع طهارت امام حسین ع و یارانشان؛ عفو امام حسین ع در هنگام ناسزاگویی؛ تواضع
میلاد امام حسین(ع) و خنده رسولالله(ص)!
ص و پدر گرامیشان حضرت علی ع و مادرشان حضرت زهرا س دنبال کردند و بدینگونه شعاع شخصیت آن حضرت تجسم فکری اخلاقی و علمی مکتب الهی است.هنگامی که شخصیت امام حسین ع را از نظر اخلاق و رفتار مورد توجه قرار می دهیم برخورد آن حضرت با اقشار مختلف را از این جهت که رهبر نمونه و سرآمد امت اسلامی محسوب می گردد لمس می کنیم . در اینجا به برخی از مصادیق برخورد و رفتار بالنده و تابناک آن حضرت اشاره می کنیم .روایتی از فروتنی آن حضرتامام حسین ع بر جمعی از فقیران و تهیدستان گذشت در حالی که بر زیراندازی نشسته سرگرم خوردن چند تکه نان بودند به ایشان سلام داد آنها حضرت را بر سفره خویش فراخواندند امام حسین ع در جمعشان نشست و فرمود اگر خوراک شما صدقه نمی بود شریک خوردن شما می شدم سپس افزود برخیزید و به خانه من درآیید . سپس آنان را از غذا سیر کرده لباس مناسب به ایشان پوشاند و دستور داد درهمی به آنها بدهند. 2 همین نمونه علمی و گویا کافی است که میزان فروتنی آن حضرت و ژرفای آن را شناسایی کنیم به ویژه وقتی ذهن خود را به این حقیقت معطوف داریم که امام حسین ع شایسته ترین فرد برای رهبری امت است و تنها سر رشته دار اندیشه و رهبری امت بشمار می رود.و باز با توجه به این واقعیت که احدی از معاصرینش به مرتبه اجتماعی او نایل نشده است تا جایی که صحابی بزرگوار ابن عباس به خاطر تعظیم و تکریم او رکاب حضرت را می گیرد تا امام حسین ع بر مرکب خویش سوار شود به همین دلیل وقتی آن حضرت با پای پیاده برای حج بیت الله الحرام سفر می فرمود تمام کسانی که در طول راه با حضرت برخورد می کردند به خاطر احترام به ایشان پیاده می شدند و همراه حضرت پیاده حرکت می کردند.درک و دریافت موقعیت اجتماعی امام حسین ع در جهان اسلام و در میان مسلمین ما را قادر می سازد تا میزان تواضع و فروتنی آن حضرت را بهتر درک نماییم زیرا ملاحظه می کنیم که آن امام در جامعه اسلامی با ساده ترین فرد نیز با همان شیوه معاشرت و رفتار بلند انسانی برخورد می فرمود. یکی از نمونه های عینی بر تواضع آن حضرت این است که در صفه ایوان جنب مسجد پیامبر
اسرافیل
خدا ص قرار گرفت و عرضه داشت ای محمد پروردگارت تو را سلام می رساند و مخیر می سازد که پیامبری پادشاه باشی یا پیامبری بنده پیامبر ص فرمود جبرئیل با دست اشاره کرد که تواضع
غرق شدن در رفاه و دنیازدگی موجب فراموشی خدا است
پیامبر پاک و پاکیزهات ص پیروی کن زیرا راه و رسمشسرمشقی است برای آن کس که به خواهد تاسی جوید و انتسابی است برای کسی که بخواهدمنتسب گردد و محبوب ترین بندگان نزد خداوند کسی است که از پیامبرش سر مشق گیردو قدم به جای قدم او گذارد.پیامبر ص بیش از حداقل نیاز از متاع دنیا استفاده نکرد و به آنتمایلی نشان نداد. پهلویش از همه لاغرتر و شکمش از همه گرسنهتر بود.چرا؟ آیا به این دلیل که نمی توانست به دنیا دست یابد؟ نه عرضت علیه الدنیا فابی ان یقبلها وعلم ان الله سبحانه ابغض شیئا فابغضه وحقر شیئا فحقره وصغر شیئا فصغره. ولو لم یکن فینا الا حبنا ما ابغض الله وتعظیمنا ما صغر الله لکفی به شقاقا لله ومحاده عن امرالله ؛ دنیا به وی عرضه شد اما از پذیرفتن آن امتناع ورزید. او از آنچه مبغوض خداوند است آگاهی داشت لذا خود نیز آنها را منفور می شمرد و آنچه خداوند آن را حقیر شمرده بود او نیز حقیر می دانست و کوچک ها را کوچک و کم اهمیت. اگر در ما چیزی جز محبت آنچه مورد غضب خدا و رسول و بزرگداشت آنچه خداوند و پیامبرش آن را کوچک شمردهاند نباشد همین خود برای مخالفت ما با خدا و سرپیچی ازفرمانش کافی است.سپس نمونه ای از ساده زیستی های پیامبر را تبیین کرد و فرمود پیامبر ص روی زمین بدون فرش مینشست و غذا می خورد و با تواضع
زندگی نامه و شخصیت امام حسن (ع)
و کمالات اخلاقی انسانی کامل بود قرابت و نزدیکی آن حضرت به رسول الله ص علاقه و محبت پیامبر نسبت به وی دارا بودن بیشترین شباهت به رسول الله یکی از مصادیق آیۀ تطهیر و حدیث کسا بودن حضور با پیامبر در جریان مباهله تواضع … پیامبر اسلام ص در سن چهل و هفت سالگی 8 به دست همسرش جعده دختر اشعث کندی از طریق سم به شهادت رسید.این حادثه با دسیسه و نیرنگ معاویه و وعدۀ ازدواج با پسرش یزید بن معاویه صورت پذیرفت. سرانجام امام ع با نوشیدن زهر به دست همسرش و پس از چهل روز تحمل مریضی 9 به دیدار حق شتافت و امام حسین ع پس از مراسم غسل و کفن برادرش را در کنار مقبره مادر بزرگشان فاطمه بنت اسد ره در قبرستان بقیع به خاک سپرد. 10 تاریخ نویسان درباره امام حسن مجتبی ع فضایل و مناقبی را ذکر کردند که برخی از آنها چنین است 1. نام گذاری امام حسن از سوی خداوندجابر بن عبدالله می گوید هنگامی که حضرت زهرا امام حسن ع را به دنیا آورد به امام علی ع گفت برایش نام انتخاب کن. علی ع فرمود من در نام گذاری این فرزند بر پیامبر ص پیش نمی گیرم. قنداقۀ امام حسن را خدمت رسول الله ص آوردند و گفتند یا رسول الله برایش نام انتخاب کن. پیامبر فرمود در این نام گذاری بر خدای متعال سبقت نمی گیرم. پس خدای متعال به جبرئیل وحی فرستاد که محمد ص صاحب فرزند شد به جانب وی برو تبریک بگو و به او بگو که علی نسبت به تو مثل هارون است نسبت به موسی پس نام فرزند هارون را بر وی بگذار. جبرئیل بر پیامبر ص فرود آمد تولد فرزند را از جانب خداوند بر وی تبریک گفت و گفت خدای متعال فرمود نام مولود فاطمه را به اسم پسر هارون نام گذاری کن. پیامبر فرمود نام پسر هارون چیست؟ جبرئیل گفت شبر.پیامبر ص فرمود زبان ما عربی است پس جبرئیل در جواب گفت او را حسن نام بگذار و پیامبر نام حسن را برایش برگزید. 11 2. امام حسن ع سرور جوانان بهشتجابر از پیامبر ص نقل می کند هر کس خواست سرور جوانان بهشت را ببیند پس به چهره حسن بن علی ع نگاه کند. 12 3. هیبت و ابهت امام حسن ع هیبت رسول خدا ص ابن علی رافعی از پدرش از جده اش زینب دختر ابی رافع نقل می کند حضرت فاطمه با دو پسرش حسن و حسین ع خدمت رسول الله ص رسید ... و فرمود این دو پسرانت هستند پس چیزی به ارث و یادگار آن دو را بیاموز پیامبر ص چنین دربارۀ آنها فرمود "حسن هیبت و ابهت مرا دارد و اما حسین دارای جود و بخشش و شجاعت من است". مؤید این روایت روایتی است که محمد بن اسحاق نقل کرده است. کسی در شرافت بعد از رسول خدا ص به حسن بن علی ع نرسیده است. وی می گوید من در مسیر مکه خود شاهد بودم که امام حسن ع از مرکبش پایین آمد و پیاده می رفت از همراهانش کسی نماند مگر این که او نیز از مرکبش پیاده شد حتی سعد بن ابی وقاص هم پیاده شد و در کنار حضرت راه می رفت. 13 4. امام مجتبی ع شبیه ترین مردم به رسول خدا ص از انس بن مالک نقل شده است که کسی در شباهت به رسول الله ص مانند حسن بن علی ع نبود. 14 5. شدیدترین ابراز محبت های رسول خدا ص نسبت به امام مجتبی ع در کتاب صحیح مسلم روایتی است که پیامبر ص دربارۀ امام حسن می فرماید "من حسن را دوست می دارم خدایا تو نیز او را و هر کسی که او را دوست می دارد دوست بدار". 15 در روایتی دیگر از برا بن عازب آمده است من دیدم که حسن بر دوش رسول الله ص بود در حالی که می فرمود "خدایا من او حسن را دوست می دارم تو نیز او را دوست بدار". 16 6. زهد و عبادت امام حسن ع در کتاب امالی آمده است امام مجتبی عابدترین زاهدترین و با فضیلت ترین مردم زمانش بود و زمانی که عازم حج می شد با پای پیاده می رفت و گاهی هم پا برهنه امام حسن ع زمانی که یاد مرگ می کرد می گریست و هنگامی که به یاد قبر و قیامت می افتاد اشک از چشمانش سرازیر می شد. 17 7. بذل و بخشش در راه خداامام مجتبی اهل جود و بخشش بود و در میان مردم به این خصلت معروف بود. روایات فراوان در این باره آمده است. علامه مجلسی صاحب کتاب بحار الانوار از حلیه الاولیا نقل می کند امام حسن ع دو بار تمام زندگی اش را در راه خدا بین مستمندان تقسیم کرد. 18 8. تواضع
چگونه از آسیبهای اخلاقی برحذر باشیم؟
کلام امیرالمومنین ع در نهج البلاغه شریف در تبیین مشی و منش حضرت رسول ص و مرور دیگر احادیث رسیده در این زمینه دغدغه پیامبر مهربانی ها در نهادینه کردن صفاتی چون صبر و شکیبایی تواضع
English