امام سجاد علیهالسلام- خطاب به بیماری که بهبود یافته بود پاک شدن از گناهان بر تو مبارک باد خداوند تو را یاد کرده است .
961 مطلب یافت شد
چرا دعای گناهکاران مستجاب می شود؟
از گناهان گذشته و تصمیم بر اجتناب از گناه در آینده و جبران عملی اعمال بد بوسیله اعمال نیک بوده باشد. آیاتی که بر این معنی دلالت دارد فراوانند.حقیقت" توبه" ندامت و پشیمانی از گناه است که لازمه آن تصمیم جدی بر ترک گناه در آینده است و جبران کارهایی که قابل جبران است. گفتن استغفار نیز بیانگر همین معنی است. به این ترتیب ارکان توبه را می توان در پنج چیز خلاصه کرد " ترک گناه- ندامت-تصمیم بر ترک در آینده- جبران گذشته- استغفار.2 کارهای خوبی که سبب آمرزش اعمال زشت می گردد چنان که قرآن می فرماید کارهای نیک آثار پاره ای از گناهان را از بین می برد. هود- 114 3 پرهیز از گناهان" کبیره" که موجب بخشش گناهان" صغیره" می گردد.4 تحمل گرفتاری ها و مصائب دنیا بار گناهان مومنان را سبک می کند و سختی های برزخ و مواقف آغازین رستاخیز ناخالصی هایش را می زداید .اثر دیگر گناه این است که شخص گناهکار لذت مناجات را از دست می دهد و خداوند از این راه یعنی محروم کردن گناهکار از این لذت بزرگ او را تنبیه می کند.5 شفاعت حقیقت شفاعت ضمیمه شدن موجودی قویتر به موجود ضعیف تر برای کمک به او است. این کمک ممکن است برای افزایش نقاط قوت و یا پیرایش نقاط ضعف باشد.شاید بتوان گفت که بزرگترین و نهایی ترین امید مومنان گنهکار شفاعت است و این شفاعت مورد نظر اسلام با شرایط خاص آن یکی از راههای تربیت افراد و ایجاد امید به جبران کاستیها برای پاک … شدن از گناهان و حرکت و تعالی به سوی ارزش ها است.6 عفو الهی که شامل افرادی می شود که شایستگی آن را دارند و آنان مومنانی هستند که از نظر عمل کوتاهی یا آلودگی داشته اند. اینان اگر مشمول عفو الهی شوند و شایسته آن باشند به گروه بهشتی می پیوندند و اگر مشمول عفو الهی نشوند به دوزخ می روند اما ماوی و جایگاهشان آنجا نخواهد بود و تا ابد در آن باقی نخواهند ماند.یک سوال مهم اما اینکه با وجود ارتکاب گناه خداوند باز هم دعایی او را مستجاب می کند ممکن است به دلایل زیر باشد 1 همه گناهان مانع استجابت دعا نمی شوند بلکه گروه خاصی از گناهان مانع استجابت دعا می شود. 2 بنده گناهکار عمل یا اعمال خیری انجام داده است که خداوند استجابت دعا در بعضی موارد را پاداش آن کار خیر او قرار داده است زیرا خداوند هیچ کار خیری را بدون پاداش نمی گذارد.3 پدر یا مادر یا یکی از اولیا کسی در حقش دعای خیری انجام داده اند که نتیجه آن عنایت پروردگار به این بنده گناهکار است و خواسته های او برآورده می شود زیرا دعای پدر و مادر در حق فرزند رد نمی شود.بزرگترین و نهایی ترین امید مومنان گنهکار شفاعت است و این شفاعت مورد نظر اسلام با شرایط خاص آن یکی از راههای تربیت افراد و ایجاد امید به جبران کاستیها برای پاک
معنی انتظار فرج چیست ؟
سراسر گیتی از نعمت ها و رفاه و خرمی پر می شود و در آن از کبرو نخوت و ریا و ظلم و پایمال شدن حقوق خبری نیست.امید بستن به چنین روزگاری و دلگرم بودن به تحقق چنین زمانی با تکیه بر آیات قرآن و روایات و آماده کردن خود با پاک شدن از همه گناهان
توبه آغوش رحمت
از گناهان به سوی معبود مهربان است. نگارنده در شش فصل به تبیین مباحث مربوط به توبه و توضیح هر یک با عنایت به آیات و روایات شیعه پرداخته است. در فصل اول باعنوان نعمت ها ومسئولیت انسان به نعمت هایی که خداوند به انسان عنایت کرده اشاره کرده و فراوانی وگستردگی و بی شمار بودن نعمت و راه تحصیل وتوجه به آن را بر می شمرد و در ادامه چگونگی شکر نعمات الهی و پرهیز از ناسپاسی را بیان کرده و به زشتی بخل واسراف وعلل از دست رفتن نعمت و پاداش بجا خرج کردن آن اشاره دارد. در فصل دوم به گناه وراه درمان آن پرداخته وگناه را بیماری روح می داند وتوبه را کلید آشتی باپروردگار و پاک شدن … گناهان معرفی می کند و ضمن واجب فوری و واجب اخلاقی دانستن توبه تمسک به طبیبان معالج روح اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام را لازم وبسیار موثربر می شمارد. در سومین فصل با سرفصل بازگشت به حق توبه را میراث حضرت آدم وحوا علیهماالسلام می خواند و به تبیین آثارسوگناهان و راه توبه واقعی و نیز توبه حقیقی از دیدگاه امام علی علیه السلام می پردازد. وسپس مسئله توبه در قرآن را با آوردن آیاتی ازقرآن به بحث می نشیند و امر به توبه درقرآن وراه توبه واقعی وپذیرش توبه وسایر مسائل آن را مطرح می کند. در فصل چهارم که یکی ازجذاب ترین بخش های کتاب است با عنوان داستان توبه کنندگان داستان هایی زیبا و معروفی از توبه گناهکاران را بیان کرده و به ترغیب میل به توبه در انسان و بازگشت به فطرت پاک ملکوتی انسان می پردازد. در فصل پنجم کتاب سود سرشارخود نگهداری وسرپیچی از فرمان نفس را گوشزد کرده و به بررسی انسان وامیال وخواسته های او پرداخته و بت نفس را مادر بتها می خواند و راه اصلاح انسان را در جهاد اکبر با نفس و مبارزه مستمر با آن دانسته تا جایی که نفس سرکش مطیع و فرمان بردار گردد و در برابر حلال و حرام الهی تسلیم شود که این تنها راه سعادت انسان ودوری ازعذاب آخرت است. در آخرین فصل ازکتاب به آراسته شدن
توبه آغوش رحمت
از گناهان به سوی معبود مهربان است. نگارنده در شش فصل به تبیین مباحث مربوط به توبه و توضیح هر یک با عنایت به آیات و روایات شیعه پرداخته است. در فصل اول باعنوان نعمت ها ومسئولیت انسان به نعمت هایی که خداوند به انسان عنایت کرده اشاره کرده و فراوانی وگستردگی و بی شمار بودن نعمت و راه تحصیل وتوجه به آن را بر می شمرد و در ادامه چگونگی شکر نعمات الهی و پرهیز از ناسپاسی را بیان کرده و به زشتی بخل واسراف وعلل از دست رفتن نعمت و پاداش بجا خرج کردن آن اشاره دارد. در فصل دوم به گناه وراه درمان آن پرداخته وگناه را بیماری روح می داند وتوبه را کلید آشتی باپروردگار و پاک شدن … گناهان معرفی می کند و ضمن واجب فوری و واجب اخلاقی دانستن توبه تمسک به طبیبان معالج روح اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام را لازم وبسیار موثربر می شمارد. در سومین فصل با سرفصل بازگشت به حق توبه را میراث حضرت آدم وحوا علیهماالسلام می خواند و به تبیین آثارسوگناهان و راه توبه واقعی و نیز توبه حقیقی از دیدگاه امام علی علیه السلام می پردازد. وسپس مسئله توبه در قرآن را با آوردن آیاتی ازقرآن به بحث می نشیند و امر به توبه درقرآن وراه توبه واقعی وپذیرش توبه وسایر مسائل آن را مطرح می کند. در فصل چهارم که یکی ازجذاب ترین بخش های کتاب است با عنوان داستان توبه کنندگان داستان هایی زیبا و معروفی از توبه گناهکاران را بیان کرده و به ترغیب میل به توبه در انسان و بازگشت به فطرت پاک ملکوتی انسان می پردازد. در فصل پنجم کتاب سود سرشارخود نگهداری وسرپیچی از فرمان نفس را گوشزد کرده و به بررسی انسان وامیال وخواسته های او پرداخته و بت نفس را مادر بتها می خواند و راه اصلاح انسان را در جهاد اکبر با نفس و مبارزه مستمر با آن دانسته تا جایی که نفس سرکش مطیع و فرمان بردار گردد و در برابر حلال و حرام الهی تسلیم شود که این تنها راه سعادت انسان ودوری ازعذاب آخرت است. در آخرین فصل ازکتاب به آراسته شدن
التوبة حضن الرحمة
از گناهان به سوی معبود مهربان است. نگارنده در شش فصل به تبیین مباحث مربوط به توبه و توضیح هر یک با عنایت به آیات و روایات شیعه پرداخته است. در فصل اول باعنوان نعمت ها ومسئولیت انسان به نعمت هایی که خداوند به انسان عنایت کرده اشاره کرده و فراوانی وگستردگی و بی شمار بودن نعمت و راه تحصیل وتوجه به آن را بر می شمرد و در ادامه چگونگی شکر نعمات الهی و پرهیز از ناسپاسی را بیان کرده و به زشتی بخل واسراف وعلل از دست رفتن نعمت و پاداش بجا خرج کردن آن اشاره دارد. در فصل دوم به گناه وراه درمان آن پرداخته وگناه را بیماری روح می داند وتوبه را کلید آشتی باپروردگار و پاک شدن … گناهان معرفی می کند و ضمن واجب فوری و واجب اخلاقی دانستن توبه تمسک به طبیبان معالج روح اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام را لازم وبسیار موثربر می شمارد. در سومین فصل با سرفصل بازگشت به حق توبه را میراث حضرت آدم وحوا علیهماالسلام می خواند و به تبیین آثارسوگناهان و راه توبه واقعی و نیز توبه حقیقی از دیدگاه امام علی علیه السلام می پردازد. وسپس مسئله توبه در قرآن را با آوردن آیاتی ازقرآن به بحث می نشیند و امر به توبه درقرآن وراه توبه واقعی وپذیرش توبه وسایر مسائل آن را مطرح می کند. در فصل چهارم که یکی ازجذاب ترین بخش های کتاب است با عنوان داستان توبه کنندگان داستان هایی زیبا و معروفی از توبه گناهکاران را بیان کرده و به ترغیب میل به توبه در انسان و بازگشت به فطرت پاک ملکوتی انسان می پردازد. در فصل پنجم کتاب سود سرشارخود نگهداری وسرپیچی از فرمان نفس را گوشزد کرده و به بررسی انسان وامیال وخواسته های او پرداخته و بت نفس را مادر بتها می خواند و راه اصلاح انسان را در جهاد اکبر با نفس و مبارزه مستمر با آن دانسته تا جایی که نفس سرکش مطیع و فرمان بردار گردد و در برابر حلال و حرام الهی تسلیم شود که این تنها راه سعادت انسان ودوری ازعذاب آخرت است. در آخرین فصل ازکتاب به آراسته شدن
توبه آغوش رحمت
از گناهان به سوی معبود مهربان است. نگارنده در شش فصل به تبیین مباحث مربوط به توبه و توضیح هر یک با عنایت به آیات و روایات شیعه پرداخته است. در فصل اول باعنوان نعمت ها ومسئولیت انسان به نعمت هایی که خداوند به انسان عنایت کرده اشاره کرده و فراوانی وگستردگی و بی شمار بودن نعمت و راه تحصیل وتوجه به آن را بر می شمرد و در ادامه چگونگی شکر نعمات الهی و پرهیز از ناسپاسی را بیان کرده و به زشتی بخل واسراف وعلل از دست رفتن نعمت و پاداش بجا خرج کردن آن اشاره دارد. در فصل دوم به گناه وراه درمان آن پرداخته وگناه را بیماری روح می داند وتوبه را کلید آشتی باپروردگار و پاک شدن … گناهان معرفی می کند و ضمن واجب فوری و واجب اخلاقی دانستن توبه تمسک به طبیبان معالج روح اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام را لازم وبسیار موثربر می شمارد. در سومین فصل با سرفصل بازگشت به حق توبه را میراث حضرت آدم وحوا علیهماالسلام می خواند و به تبیین آثارسوگناهان و راه توبه واقعی و نیز توبه حقیقی از دیدگاه امام علی علیه السلام می پردازد. وسپس مسئله توبه در قرآن را با آوردن آیاتی ازقرآن به بحث می نشیند و امر به توبه درقرآن وراه توبه واقعی وپذیرش توبه وسایر مسائل آن را مطرح می کند. در فصل چهارم که یکی ازجذاب ترین بخش های کتاب است با عنوان داستان توبه کنندگان داستان هایی زیبا و معروفی از توبه گناهکاران را بیان کرده و به ترغیب میل به توبه در انسان و بازگشت به فطرت پاک ملکوتی انسان می پردازد. در فصل پنجم کتاب سود سرشارخود نگهداری وسرپیچی از فرمان نفس را گوشزد کرده و به بررسی انسان وامیال وخواسته های او پرداخته و بت نفس را مادر بتها می خواند و راه اصلاح انسان را در جهاد اکبر با نفس و مبارزه مستمر با آن دانسته تا جایی که نفس سرکش مطیع و فرمان بردار گردد و در برابر حلال و حرام الهی تسلیم شود که این تنها راه سعادت انسان ودوری ازعذاب آخرت است. در آخرین فصل ازکتاب به آراسته شدن
لطافت و برکات در روایات معصومین علیهم السلام
درعالیترین درجات بهشت هستی.این گونه روایات و روایتی که امیر المؤمنین علیه السلام بالای سر بیمار رفت زبان انسان را از گلایه میبندد که بلاها و سختیها یا سبب پاک شدن گناهان
آثار توبه
معنای توبه توبه یعنی پاک شدن از گناهان باطن و گناهان ظاهر یعنی اگر گناه باطنی هست در بیا از این گناه اگر گناهان ظاهری هست کنار بکش از این گناهان
فاکتورهایی برای استجابت دعا
از زیادی گل ما آفریده شده اند؛ آن چه که ما را بدحال یا خوش حال می سازد آنان را بدحال و خوش حال می گرداند . مجلسی بحار الانوار ج65 ص24 حال با توجه به فراهم شدن چنین شرایطی و باز بودن درب های توفیق الهی در این ایام و به دست آوردن دل اهل بیت علیهم السلام یک توفیق دیگری نیز با ما همراه است که اگر به آنها توجه کنیم دریافت هایمان را از مراسم و ایام افزون تر خواهیم کرد.در ادامه به فرصت هایی که برای هرکدام ما حتما پیش آمده می پردازم ... با ما همراه باشید ...به دعای آخر مجالس بی توجه نباشیددعا در شرایط جمعی به استجابت نزدیک تر است؛ چنانچه امام صادق علیه السلام می فرمایند شیوه پدرم امام باقر علیه السلام این بود که چون از امری غمگین می شد زنان و کودکان را جمع می کرد سپس دعا می کرد و آن ها آمین می گفتندبا تحقیق و بررسی یک مجلس خوبی که از لحاظ سخنرانی و مراسم مداحی و ساعت برگزاری خوب و اهل بیت پسند باشد را انتخاب کردم... به واقع هم سخنرانیه بسیار پرباری بود ... بعد از سخنرانی مداحی خوبی انجام شد ... نزدیک به آخر مجلس یک دفعه دیدم که چراغ ها را مردم روشن کردند و عده ی زیادی با ایجاد سر و صدا مشغول به خروج از مراسم شدند ...با خود گفتم چه حیف که این عزیزان خودشان را از لحظه ی استجابت دعا محروم می کنند ... بله استجابت دعا در پایان روضه و بعد از ریختن اشک اباعبدالله الحسین علیه السلام در مجلس عزاداری ... چنانچه نتیجه عزاداری آمرزش گناهان است و طبق روایات اگر کسی وارد جلسه عزای امام حسین سلام الله علیه شود و عزاداری کند گناهان او آمرزیده می شود. تفسیر القمی ج 2 ص 292؛ بحار الانوار ج 45 ص 257 و جز این نیست که با پاک
مسئله كتمان حق
از مردم را به گمراهی انداختند و مانع مسلمان شدن تعداد زیادی از آنان شدند در آیه 42 سوره مبارکه بقره گذشت.اینان در برابر بهای ناچیزی از قلدران و ستمکاران و حاکمان ظالم وقت و عوام مردم میگرفتند حق را که سبب هدایت مردم بود و آنان را به رحمت و رضوان الهی میرسانید پنهان میکردند.آنان به این مسئله توجه نمیکردند که ثروت و متاع دنیا و ابزار مادی به هر مقدار باشد در برابر دین فروشی آنهم دینی که ضامن نجات انسان در دنیا و آخرت است و نیز در مقابل کتمان حقایق کتابهای نازل شده بیارزش و بسیار اندک است و در این خرید و فروش خسارتهای غیرقابل جبران وجود دارد.خداوند مهربان براساس رحمت و لطفش و به منظور حفظ سلامت و صحت بدن و روان انسان و رعایت مصالح حیات بشری در کتابهای آسمانی حلال و حرام را بیان کرد ابلاغ حلال و حرام الهی در هر روزگاری بر عهده عالمان و آگاهان به آیات کتاب خداست و توده مردم برای شناخت حلال و حرام جز این راهی ندارند ولی با کمال تاسف عالمان یهود و نصاری علاوه بر کتمان آثار نبوت رسول اسلام و مانع شدن از مسلمان شدن عوام یهود و نصاری فقط و فقط به انگیزه هواهای نفسانی خویش و طمع به ثروت مردم و جذب و جلب هواهای عوام و متنفذین و قدرت مندان حلال و حرام را ناگفته گذاردند یا به تحریف مقررات حق دست زدند یا کتمان نمودند اینان هرچه به دست آورند که جز ثمن قلیل و متاع اندک چیزی نبود در برابرش رضایت خدا و سعادت ابدی را از دست دادند و سعادت خلق خدا را در برابر هواهای بت صفت خویش قربانی کردند. این بزرگ منشان که به عنوان دین حدود حلال و حرام را کتمان مینمایند و مردم را سرگردان و منحرف میسازند چون خود کانون هواها میباشند و دین حق را حرفه خود و کالای زندگی نمودهاند و با این روش انحرافی فطرتشان خاموش و درونشان تیره و دوزخی گردید هرچه در این معامله خطیر بیندوزند و بخورند مایه ذخیرهای و هیمه چنین دوزخی خواهد شد اولئک ما یاکلون فی بطونهم الا النارقید و ظرف فی بطونهم و جمع آن چنین انبار عمیق و درونی و تودرتوی دوزخی را مینمایاند که سراسرش پر از آتش است و این نابکاران به جرم عظیم کتمان آیات حق باید شکم خود را از آن پر کنندعلمای یهود و نصاری به خاطر هوای نفس و روح مادی گری در مورد ارزش گزاری به متاع دنیا دچار انحراف فکری بودن انحرافی که فضای سیاه و ظلمانی و شیطانی آن تا این زمان بر فکر بسیاری از مردم دنیا سایه انداخته و در آینده هم ادامه دارد و براین اساس زمینه دین فروشی و کتمان حقایق در آنان فراهم آمد و خود و بسیاری از مردم زمان خویش و روزگاران خود را به تباهی کشیدند و در سعادت را به روی خود و مقلدانشان بستند.اگر متولیان تبلیغ دین و آنان که در این زمینه مسئولیت خطیری برعهده دارند حریص به دنیا و دلبسته به پول و ثروت نباشند یقینا چنین خطری که دور نگاه داشتن مردم از حقایق الهیه باشد پیش نمیآید.چهرههای مخلص و دلسوز و آنان که برای نجات امت و سعادت ملت دغدغه دارند و قلبشان برای رهائی انسان از قیود شیطانی میطپد در هر شرایطی گرچه خود به مضیقه مالی گرفتار آیند یا جانشان در معرض خطر قرار گیرد از اعلام مسائل دین و حلال و حرام الهی دریغ نمیکنند و در این زمینه از قلدران و زورگویان و ثروتمندان حرفهای نمیهراسند.جمله ما یاکلون فی بطونهم پس از ثمنا قلیلا دلالت قطعی بر این حقیقت دارد که ثروت تحصیل شده از راه دین فروشی و کتمان حقایق آتشی است که دین فروشان آن را بلعیده به شکم فرو میریزند و این آتش از باب تجسم عمل که در آیه 25 سوره بقره بسیار مفصل و مشروح و مستدل و استوار بحث شد در قیامت ظهور عینی خواهد کرد.خداوند مهربان که رحمت واسعهاش نسبت به کل شیئ فراگیر است در قیامت با این خائنان دین فروش که وجودشان مانع قرار گرفتن بندگان در صراط مستقیم بود سخن نمیگوید و لا یکلمهم الله یوم القیامه و این عدم سخن گفتن دلالت بر خشم و غضب حضرت حق از آنان دارد و نوعی اهانت و استخفاف به آنان است که حکایت از عذاب سخت روحی نسبت به آنان دارد.آنان تا ابد از مغفرت حضرت رب العزه که سبب پاک شدن از گناهان
عملی که کاستی هایمان را جبران می کند
از ریشه شفع به معنای جفت شدن و کنار هم قرار گرفتن دو چیز معنا شده است. 2 در کاربرد اصطلاح کلامی این واژه به معنای وساطت اولیا الهی برای رساندن بندگان به فیض رحمت و مغفرت و دستگیری و نجات آنان از عذاب جهنم تعریف شده است. 3 از معنای لغوی و اصطلاحی شفاعت این چنین استفاده میشود که در شفاعت گویی منزلت شفاعت کننده با دیگر عوامل نجات موجود در شخص شفاعت شونده همراه میگردد؛ و این دو با هم مایه نجات میشوند. به همین جهت میتوان این چنین بیان داشت شفاعت به تنهایی نمیتواند موجب نجات افراد باشد؛ چرا که شفاعت زمانی موجب نجات افراد واقع میشود که پیش از این برای شفاعت لیاقتش فراهم شده باشد. به عبارت دیگر حداقل موانع استحقاق شفاعت بر طرف شده باشد. به هر جهت شفاعت دری از درهای رحمت الهی است 4 که خداوند متعال آن را بر بندگانش گشوده است تا از این گذر آنان را ببخشاید و از نقایص عملشان را جبران نماید. بخشایش الهی همانند دیگر نعمتها و رحمتهای الهی پیرو نظامی ویژه است و شفاعت کنندگان واسطههایی هستند که از طریق آنان بخشایش و آمرزش الهی به گناهکاران میرسد. 5 شرایط مهم بهره مندی از شفاعتاز آموزههای قرآنی و همچنین منابع و متون روایی این چنین بدست میآید که همه انسانها توفیق بهره مندی از شفاعت را پیدا نمیکنند؛ چرا این افراد نتوانستهاند به درستی در مدت حیات دنیوی مقدمات استفاده از شفاعت را تحصیل نمایند 1-رضایت الهی مجوز شفاعت بر اساس آموزههای قرآنی این چنین استفاده میشود که اولین شرط تحقق شفاعت رضایت پروردگار عالم است. به این معنا که خداوند از شفاعت شونده راضی باشد. قرآن کریم در این خصوص میفرماید ... ولا یشفعون الا لمن ارتضی وهم من خشیته مشفقون؛ سوره انبیا آیه 28 و آنها شفیعان جز برای کسی که خدا از او راضی است شفاعت نمیکنند و از ترس او بیمناکاند . قرآن کریم بیش از این شفاعت شوندگان را وصف نکرده است اما میتوان از قید رضایت پروردگار استنباط کرد که مراد آن است که خداوند از ایمان آنان راضی است نه اعمال و رفتارشان. پس شفاعت شوندگان مؤمنانی هستند که گناهانی دارند و به همین دلیل نیازمند شفاعتند. 6 2-دوستی و تبعیت از اهل بیت پیامبر اکرم علیهم السلام از جمله مهمترین شاخصهای تاثیر گذار در بهره مندی از شفاعت دوستی و محبت اهل بیت پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم است. روایات فراوانی در متون روایی حاکی از ضرورت وجود این شرط برای استفاده از شفاعت است. کما اینکه در منابع روایی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم نقل شده است الزموا مودتنا اهل البیت فانه من لقی الله یوم القیامه و هو یودنا دخل الجنه بشفاعتنا؛ 7 به دوستی ما اهل بیت چنگ زنید؛ زیرا هر کس در روز قیامت خدا را دیدار کند در حالی که ما را دوست داشته باشد با شفاعت ما به بهشت رود . در روایتی دیگر از صدیقه کبری سلام الله علیها این چنین نقل شده است شیعیان ما از بهترین افراد اهل بهشتند و همه دوستان ما و دوستان دوستان ما و دشمنان دشمنان ما و کسی که با قلب و زبان تسلیم ما اهل بیت شده در صورتی که از اوامر ما سرپیچی کنند و نواهی و موارد پرهیز را محترم نشمرند از شیعیان واقعی ما نخواهند بود با این حال جایگاهشان در بهشت خواهد بود ولی بعد از پاک شدن از گناهان
توشه راه کمال
از آن انجام داده پاک می شود . همچنانکه رسول اکرم ص می فرمایند هنگامی که انسان به نماز می ایستد اگر تمام فکر و ذکرش به خداو قلبش متوجه او باشد بعد از تمام شدن نماز همانند روزی است که از مادر متولد شده است . پاک و مبرا از همه گناهان … از او کسی را شایستگی پرستش و اطاعت شدن نیست . که این همان اقرار به توحید و شهادت به یگانگی خداوند است که انسان مسلمان باید در همه حال متوجه آن باشد و با همه وجودش آن را بپذیرد و از مرحله زبان به ایمان قلبی او برسد .2 - 2 . دوری از تکبر و غرور فردی که با تمام وجود و با احساس حقارت و کوچکی در مقابل خداوند سر به خاک می گذارد و خود را در پیشگاه رب العالمین هیچ می بیند و زبان به الله اکبر گفتن می گشاید دیگر نباید در او غرور و تکبر و خودپسندی راه یابد . چرا که کسی باید به خود بنازد و فخرفروشی کند و تکبر ورزد که از خود چیزی داشته باشد . والا انسانی که همه وجودش فقر و نیاز به خداوند است دیگر چه جای خود بزرگ بینی و غرور می ماند؟ و به چه چیز خود می خواهد مباهات کند؟ به علمش؟ به مال و دارائیش؟ به مقام و درجه و پستش؟ به ... بالاخره به چه چیز می خواهد دل خوش کرده و فخر بفروشد که از آن خدا نباشد؟ اوست که همه اینها را به انسان عطا کرده است و شخص عاقل هیچگاه به چیز امانتی و مال دیگران نباید افتخار و مباهات کند . بنابراین همچنان که در حدیث دیگری از حضرت فاطمه زهرا س آمده است که فرض الله الصلوه تنزیها من الکبر نماز انسان را از کبر و غرور پاک می سازد و او را متواضع و فروتن می کند .3 - 2 . پاک شدن از گناهان
براى هر گناهى توبهاى مخصوص است
از مردم تصور میکنند اگر به خاطر انواع گناهان خود از خداوند عذرخواهی کنند و جملهی استغفرالله ربی واتوب الیه را بر زبان جاری کنند و گوشهی مسجد یا حرمی از حرمهای اهل بیت زیارتی بخوانند و اشکی بریزند توبه حاصل میشود؛ در صورتی که آیات و روایات مربوط به توبه این روش را به عنوان توبه قبول ندارند اینگونه مردم باید توجه داشته باشند که توبه بر حسب اختلاف گناهان مختلف است برای هر گناهی توبهای خاص مقرر است که اگر انسان توبهی مخصوص به آن گناه را تحقق ندهد پروندهی او از آن گناه پاک نمیشود و مظلمهی آن تا قیامت بر عهدهی او باقی میماند و در آن روز به اسارت عذاب آن گناه دچار خواهد شد.تمام گناهان را میتوان در سه مرحله خلاصه کرد 1- گناهانی که به صورت ترک عبادات واجبه و طاعات لازمه صورت گرفته مانند ترک نماز روزه زکات خمس جهاد و...2- گناهانی که به صورت تخلف از نواحی حق صورت گرفته و اصطکاکی با حق مردم ندارد مانند شرب خمر چشم چرانی زنا قمار لواط استمنا استماع موسیقی حرام و...3- گناهانی که علاوه بر نافرمانی از اوامر حق حقوقی از مردم را ضایع نموده مانند قتل نفس سرقت ربا غصب خوردن مال یتیم رشوه ضربه زدن به بدن یا مال مردم و...توبه از گناهان دستهی اول انجام ترک شدههاست خواندن نماز گرفتن روزه رفتن به حج پرداخت خمس و زکات تمام دورانی که خمس و زکات به انسان تعلق گرفته.توبه از گناهان دستهی دوم استغفار و پشیمانی و عزم بر ترک جدی نسبت به آن گناهان است به صورتی که انقلاب حال انسان باعث شود که اعضا و جوارح از هوس بازگشتن به گناه باز مانند.توبه از گناهان دستهی سوم رجوع به مردم و پاک شدن
حج از ديدگاه حضرت زين العابدين عليه السلام
از گناهان بیرون آیی آن چنان که فرزند از مادر متولد میشود؟ گفت نه.فرمود در حقیقت به منی نرفتی و رمی جمرات نکرده و حلق راس ننمودهای و قربانی سر نبریده و در مسجد خیف نماز نخواندهای و به سوی حضرت حق حرکت ننمودهایفرمود پس از بازگشت به مکه آیا در دل این چنین قصد داشتی که به سوی او در حرکتی و به خاطر تقرب به مقام او از خانه خود بیرون آمدهای؟ گفت نه.فرمود پس در حقیقت وارد حرم نشده و خانه کعبه را ندیده و در آنجا نماز بهجای نیاوردی.فرمود پس از ورود به مکه طواف خانه نمودی و دست بر ارکان گذاشتی و آخرین سعی صفا و مروه نمودی؟ گفت آری.فرمود وقت سعی در نظر داشتی که از همه روی تافته و به سوی او گریخته و به بارگاه قدس او آمد و شد میکنی؟ گفت نه.فرمود در حقیقت طواف خانه نکرده و استلام ارکان ننموده و سعی صفا و مروه بجای نیاوردهای برگرد دوباره حج بهجای آر؛ زیرا تو این سفر را به آن معنایی که از تو خواستهاند نرفتهای و مطابق با اهداف عالیه این برنامه بزرگ الهی قدم برنداشتهای و خود را مستعد و آماده ورود به حریم قدس یار ننمودهایشبلی سخت گریست و از آن ساعت به کوشش برخاست تا خدایش برای سال بعد موفق به آن سفر روحانی و سیر الهی و مشی ملکوتی کرد و به آنچه حضرت زین العابدین علیه السلام فرموده بود در آن سفر عمل کرد 1 .آری آنجا حرم امن حریم قدس بارگاه معنی مهبط ملائکه و منبع هدایت و مشعل نور محبوب است مگر هر کسی در آنجا راه دارد و هر بیسر و پایی را در آنجا مقام و محل است؟ آنجا جایگاه پاکان و موقف صالحان و پناه اولیا و تکیهگاه نیکان و جای ورود پاکان است.آنجا از نظر معنی بلندترین نقطه اوج حقیقت و با ارزشترین محل صدق و صفاست که اهل دل از همان جا با چشم دل بیننده جمال پاک محبوب و ناظر حضرت یارند و به گفته عارف بزرگ حاجی سبزواری با زبان حال در محضر آن یکتا عرضه میدارند دل و جانم فدای حضرت دوست نی؛ فدای گدای حضرت دوستهر دمی صد جهان زجان خواهم تا فشانم به پای حضرت دوستهست پاداش نیستی هستی نیست شو در هوای حضرت دوستگر فنا شد وجود ما گو شو باد دائم بقای حضرت دوست از دل ودین و هست و نیست برست هر که شد مبتلای حضرت دوستخلد و کوثر به جرعهای بفروش غیر مگزین به جای حضرت دوست توبه خالص شرط سفر حج سفر بسیار مهمی در پیشداری نتیجه این سفر دخول در حرم قدس دوست و ملاقات با حضرت اوست ورود به آن حریم معنوی و رسیدن به نقطه باعظمت لقای او کار هر کس نیست این سفر و نتیجه آن که وصول به مقام لقا است مقدماتی لازم دارد اولین مقدمه آن پاک شدن
فصلی برای رویش (آغاز روزهای اعتکاف)
رسول مکرم اسلام چه زیبا فرموده است هرکس از روی ایمان و اخلاص اعتکاف نماید تمام گناهان گذشته اش آمرزیده می شود . آثار فردی اعتکاف الف پاکی و نجات اعتکاف آثار معنوی بسیاری دارد که پاک شدن … از عذاب الهی در روایتی می خوانیم هر کس برای رضایت خداوند یک روز معتکف شود خداوند بین او و آتش جهنم سه مانع بزرگ قرار می دهد . در روایتی دیگر آمده است که گناهان معتکف زدوده می شود و اجر کسی را به او می دهند که تمام نیکی ها را به جا آورده است. ب فرصتی برای خدایی شدن اعمالی که انسان در اعتکاف انجام می دهد هر کدام چنان تحولی در وجودش ایجاد می نماید که گویی خدا را در قلبش می بیند. اعتکاف بهترین فرصت برای انس با خدا و درک شیرینی و لذت بندگی اوست و به راستی که بنده او از تمام بندها آزاد است. اعتکاف بهترین میدان برای به زمین زدن وابستگی ها و زدودن عشق به دنیاست. معتکف بعد از اعتکاف دنیا را طور دیگری می بیند. خدا را همه جا احساس می کند. سبک بال است. از طرفی نشاط در وجودش پر می کشد و از طرفی اشک در چشمانش حلقه می زند و مانند کسی است که می خواهد با ماه مبارک رمضان خداحافظی کند. حال و هوای دیگری دارد و آرزو می کند که ای کاش همیشه در محضر دوست باشد. آری اعتکاف انسان ساز است. نفس کشیدن در جمع معتکفان غبار از آینه دل می زداید تا جایی که جمال یار را به روشنی می توان در قلب معتکف دید. او دیگر خدایی شده است. ج گاه تامل ذهن انسان همیشه با پرسش ها و مشکلاتی درگیر است که به طور معمول در جامعه شلوغ و پر ترافیک افکار و وقایع به آسانی نمی شود در مورد آن مشکلات و مسایل اساسی اندیشید. ولی تنهایی چند روزه بهترین فرصت برای رویش نهال تفکر در انسان است؛ تفکر در مبدا وجود انسان و شناخت نقاط قوت و ضعف و چاره جویی برای ضعف ها. از این روست که عاقلان و عالمان با خلوت و تنهایی مانوس اند. اعتکاف زمینه تفکر و اندیشه را فراهم می آورد و عبادت همراه با تفکر دگرگونی انسان را به ارمغان خواهد آورد. آثار اجتماعی اعتکاف الف دعوت به خوبی ها امر به معروف و نهی از منکر همانند نماز و روزه از فروع دین هستند و آیات و روایات بسیاری در حرمت ترک این دو مهم وجود دارد و ترک این ها صدمات جبران ناپذیری بر جوامع اسلامی وارد می سازد. در جامعه کنونی که به هر عنوانی می شود انزوای معنویت را نه احساس بلکه مشاهده نمود عده ای در زمان خاصی در پاکیزه ترین مکان ها یعنی مسجد جامع شهر گرد هم می آیند و خدا را صدا می زنند و از گناهان خویش توبه می کنند. این امر به معروف و نهی از منکر عملی است که به یقین از امر و نهی زبانی برنده تر و کارسازتر است. چه قلب های ناپاکی که با اعتکاف پاک
آیین های کلیسا
آن موقع او از گناهان پاک و روح وی راحت می شود.بدین ترتیب فرد با احساس پشیمانی برای توبه کردن آماده می شود و با گوش فرا دادن به ندای وجدان و بدون تحمیلی از جانب غیر شخصا متوجه می شود که خود در مورد همنوعان خویش مرتکب بی عدالتی شده است.وقتی می گوییم آیین توبه وسیله پاک شدن … از گناهان پاک می شود آیا توبه مشوق ارتکاب گناه نیست؟ یعنی انسان می تواند با درک و تعمدا گناه انجام دهد و آنگاه با توبه کردن از گناهان خود آزاد شود. ممکن است افرادی با چنین طرز تفکری پیدا شوند ولی این فکر بخشودنی نیست. چنین تفکری به خودی خود به صورت سو استفاده از مسائل روحانی و ‹‹داد و ستد›› در می آید. متعاقب ندامت آیین توبه مرحله اعتراف پیش می آید برای منزه شدن … شدن خون او برروی صلیب است. مراد از تبرک عبارت است از ملحق شدن به چیزی و شرکت در امری؛ و در مراسم دعا عشای ربانی ما با تبرک نان و شراب که نماد جسم و خون حضرت عیسی مسیح است در تقدیس آن مشارکت می کنیم.در جریان آیین تبرک مقدس نان و شراب مورد استفاده قرار می گیرد. در کلیسا نان فطیری به نام ‹‹نشخارک›› و شراب پاک و بی آلایش به کار می رود. هنگام انجام دعای عشای ربانی نان و شراب تقدیس می گردد و نماد جسم و خون حضرت عیسی مسیح نامیده می شود. برای دیدگان و حواس ما نان نان است و شراب شراب؛ لکن در جریان تقدیس و تبرک مبدل به نماد جسم و خون حضرت عیسی مسیح می گردد.توسط آیین تبرک نه تنها در دعای عشای ربانی شرکت می کنیم بلکه از گناهان
آمادگى در سفر حج
از حقوق الله وحقوق الناس خود را پاک کند تو هم با سفر حج همین معامله را انجام بده.اوقات واجبات حضرت حق را با کمال جدیت رعایت کن که چیزی در این عالم ارزش واجبات الهی را ندارد که هرکس به هر جا رسید از ادای واجبات و ترک محرمات رسید. به تمام برنامههای پیامبر صلی الله علیه و آله و آداب و سنن آن جناب احترام کن که نجات و سعادت در سایه هماهنگی با برنامههای پیامبر گرامی میسر است.سختیها و مشقتهای این سفر را چه سختی راه چه آزاری که از همسفران میبینی برای خدا تحمل کن و راه صبر و شکر و مهربانی و سخا پیشه کن و در تمام اوقات آنچه در قدرت داری در گردونه ایثار قرار بده. ثم اغسل بما التوبه الخالصه ذنوبک والبس کسوه الصدق والصفا والخضوع والخشوع توبه خالص شرط سفر حجسفر بسیار مهمی در پیشداری نتیجه این سفر دخول در حرم قدس دوست و ملاقات با حضرت اوست ورود به آن حرم با معنی و رسیدن به نقطه باعظمت لقای کار هر کس نیست این سفر و نتیجه آن که وصول به مقام لقای است مقدماتی لازم دارد اولین مقدمه آن پاک شدن از گناهان
آمادگي در سفر حج
از حقوق الله وحقوق الناس خود را پاک کند تو هم با سفر حج همین معامله را انجام بده.اوقات واجبات حضرت حق را با کمال جدیت رعایت کن که چیزی در این عالم ارزش واجبات الهی را ندارد که هرکس به هر مقام معنوی رسیده از ادای واجبات و ترک محرمات بوده است.به تمام برنامه های پیامبر صلی الله علیه وآله و آداب و سنن آن جناب احترام کن که نجات و سعادت در سایه هماهنگی با برنامه های پیامبر گرامی میسر است.سختی ها و مشقت های این سفر را چه سختی راه چه آزاری که از هم سفران می بینی برای خدا تحمل کن و راه صبر و شکر و مهربانی و سخا پیشه کن و در تمام اوقات آنچه در توان داری در گردونه ایثار قرار بده. ثم اغسل بما التوبه الخالصه ذنوبک والبس کسوه الصدق والصفا والخضوع والخشوع توبه خالص شرط سفر حجسفر بسیار مهمی در پیش داری نتیجه این سفر دخول در حرم قدس دوست و ملاقات با حضرت اوست ورود به آن حریم معنوی و رسیدن به نقطه باعظمت لقای او کار هر کس نیست این سفر و نتیجه آن که وصول به مقام لقا است مقدماتی لازم دارد اولین مقدمه آن پاک شدن از گناهان
براى هر گناهى توبه اى مخصوص است
از مردم تصور می کنند اگر به خاطر انواع گناهان خود از خداوند عذرخواهی کنند و جمله ی استغفرالله ربی واتوب الیه را بر زبان جاری کنند و گوشه ی مسجد یا حرمی از حرم های اهل بیت زیارتی بخوانند و اشکی بریزند توبه حاصل می شود ; در صورتی که آیات و روایات مربوط به توبه این روش را به عنوان توبه قبول ندارند اینگونه مردم باید توجه داشته باشند که توبه بر حسب اختلاف گناهان مختلف است برای هر گناهی توبه ای خاص مقرر است که اگر انسان توبه ی مخصوص به آن گناه را تحقق ندهد پرونده ی او از آن گناه پاک نمی شود و مظلمه ی آن تا قیامت بر عهده ی او باقی می ماند و در آن روز به اسارت عذاب آن گناه دچار خواهد شد .تمام گناهان را می توان در سه مرحله خلاصه کرد 1 ـ گناهانی که به صورت ترک عبادات واجبه و طاعات لازمه صورت گرفته مانند ترک نماز روزه زکات خمس جهاد و . . .2 ـ گناهانی که به صورت تخلف از نواحی حق صورت گرفته و اصطکاکی با حق مردم ندارد مانند شرب خمر چشم چرانی زنا قمار لواط استمنا استماع موسیقی حرام و . . .3 ـ گناهانی که علاوه بر نافرمانی از اوامر حق حقوقی از مردم را ضایع نموده مانند قتل نفس سرقت ربا غصب خوردن مال یتیم رشوه ضربه زدن به بدن یا مال مردم و . . .توبه از گناهان دسته ی اول انجام ترک شده هاست خواندن نماز گرفتن روزه رفتن به حج پرداخت خمس و زکات تمام دورانی که خمس و زکات به انسان تعلق گرفته .توبه از گناهان دسته ی دوم استغفار و پشیمانی و عزم بر ترک جدی نسبت به آن گناهان است به صورتی که انقلاب حال انسان باعث شود که اعضا و جوارح از هوس بازگشتن به گناه باز مانند .توبه از گناهان دسته ی سوم رجوع به مردم و پاک شدن
English