کسب و کار آغاز شود کاسبان با شادی و نشاط حدود نیم ساعت در کلاسهای این عالمان شرکت میکردند و درس حلال و حرام را یاد میگرفتند تا وقتی به مغازه میروند درآمد آنها فقط و فقط بر اساس خواست پروردگار فقه اهلبیت ع و حلال باشد؛ به عبارتی دیگر بازاریها قبل از آمدن به مغازه ابتدا فقیه میشدند. این استاد برجسته حوزوی تصریح کرد امیرالمومنین ع خودشان از پیغمبر ص شنیده بودند که گناه پول ربا در پرونده فرد خطاکار از بیست بار زنای با محارم سنگینتر است به همین دلیل اکثر روزها در کوفه به عنوان اولین کار خود از ابتدا تا انتهای بازار را پیاده میرفتند و به گونهای که همه مغازهدارها بشنوند با صدای بلند میفرمودند کاسبان تاجران و خریداران ابتدا حلال و حرام الهی را یاد بگیرید و سپس به خرید و فروش بپردازید چرا که اگر فقه خرید و فروش را یاد نگیرید مبتلا به حرام میشوید. گاهی حرامها بدون اینکه مسئله فقهی را بدانید سوار دوش شما میشوند و همه زندگی شما را نجس میکنند و این موضوع دغدغه امیرالمومنین ع برای بازار مسلمانان بود و متاسفانه این درد هنوز در دل او باقی مانده و علاج نشده است. وی با بیان اینکه به فرموده امیرالمومنین ع یکی از خصلتهای مومن
121 مطلب یافت شد
مومن کسی است که مردم به خیر او امیدوار و از شر او در امان باشند
و استاد حوزه علمیه در مراسم دهه سوم جمادیالاول در حسینیه همدانیها با بیان اینکه هیچ چیزی در این عالم برای پروردگار با ارزشتر از انسان مومن نیست اظهار داشت خداوند فقط از باب محبت به انسان و اینکه هیچ مسئله منفیای را برای انسان نمیپسندد واجبات را برای انسان تعیین کردهاست. هر دعوتی که خداوند از انسان کرده سودمند است و با اجابت این فرامین خیر دنیا و آخرت نصیب بندگان میشود. وی ادامه داد در قرآن آمده افرادی که مومن هستند و ایمان به خدا از اعضا و جوارح آنها طلوع پیدا میکند از تمام موجودات عالم هستی برتر هستند اما نکته مهم این است که این ایمان باید به صورت عملی ظهور و بروز پیدا کند. رسول خدا ص میفرمایند هر کس چشم از ناموس مردم و حرام الهی بپوشاند جلال و جمال پروردگار در وجود او خود را نشان میدهد و انسان با این عمل به معشوق ازلی و ابدی پیوند میخورد. استاد انصاریان افزود خدا میفرماید اگر تمام کره زمین را از طلا پر کنند و به بنده مومن من بگویند که این اموال حرام است بنده مومن آن را نمیخواهد چون حرص و طمع ندارد؛ این بندهی با ایمان به خاطر ارتباطی که با پروردگار دارد زمین پر از طلا را بدون خالق هستی هیچ می داند اما افرادی که از این اعتقاد تهی هستند همواره به دنبال تقلب در کار خود برای کسب
رابطه تلاش و فعالیت با توکل
و تحرجا عن طمع= شیعیان در راه کسب حلال تلاش می کنند نشاط و فعالیتی توام با هدایت دارند و از طمع ورزی در اموال و حقوق دیگران اجتناب می کنند. ● کسب حلال شاید ذکر این فراز در ادامه اوصاف متقین به این مناسبت باشد که با توجه به ویژگی هایی که پیش از این برای این افراد گفته شد از جمله این که لاغر اندام اند و رفتارشان به گونه ای است که دیگران آنها را بیمار یا حواس پرت می انگارند ممکن است این توهم برای کسانی ایجاد شود که متقین فقط در فکر عبادت شب زنده داری روزه داری و ذکر خدا هستند و قدرت و توان کار و فعالیت و همت و نشاط در رسیدگی به امور خود را ندارند؛ لذا زندگی آنها را دیگران باید تامین کنند. شاید امیرالمومنین ع برای دفع چنین ذهنیتی در ادامه توصیف شیعیان می فرمایند گمان نکنید که شیعیان ما افرادی تنبل و وارفته اند و از عهده کاری بر نمی آیند؛ برعکس آنها اهل کار و تلاش و کسب درآمد حلال اند؛ ولی در کسب مال حریص نیستند و برای ثروت اندوزی خود را به آب و آتش نمی زنند و به حقوق دیگران تجاوز نمی کنند. روایات فراوانی از معصومین ع در ستایش تلاش برای کسب حلال نقل شده؛ به عنوان مثال الکاد علی عیاله کالمجاهد فی سبیل الله کافی ۵۸۸ کسی که برای تامین زندگی خود و خانواده اش تلاش کند مثل کسی است که در میدان جهاد برای رضای خدا می جنگد. یا العباده عشره اجزا تسعه اجزا فی طلب الحلال بحار۰۱۰۹ ؛ اگر عبادت ده قسمت باشد نه جز آن طلب روزی حلال و فقط یک بخش آن برای نماز روزه و عبادات دیگر است. از سوی دیگر روایات فراوان دیگری در مذمت کسانی که بار خود را بر دوش دیگران می اندازند نقل شده است. ● توصیه به توکل انسان با ملاحظه این روایات تشویق می شود که بخش عمده ای از وقت خود را به کسب و کار اختصاص دهد و فقط مقدار کمی از فرصت خود را به سایر عبادت ها تحصیل علم دید و بازدید صله رحم و سایر امور بپردازد. اما در برابر احادیثی که این چنین تشویق به کار و کسب درآمد می کنند روایات فراوان دیگری نقل شده که اگر به تنهایی ملاحظه شوند تصور می شود انسان را از کسب و کار نهی می کنند. به عنوان مثال ان المال مقسوم بینکم مضمون لکم قد قسمه عادل بینکم بحار۱۵۷۱ ؛ اموال را خداوند عادل بین شما تقسیم کرده و سهم هر کس به او خواهد رسید. قرآن نیز می فرماید و ما من دابه فی الارض الاعلی الله رزقها هود۶ ؛ هیچ جنبنده ای در زمین نیست مگر اینکه روزی اش بدست خداست. به طریق اولی انسان ها به ویژه مومنین روزی شان برعهده خداست. پس چرا ما برای کسب روزی تلاش کنیم؟ علاوه بر این در دسته دیگری از آیات و روایات که توکل را ستوده توصیه شده که مومن
دهه اول محرم 94حسینیه همدانیها سخنرانی اول
و ائمه دنیا را خانه کسب معرفت میدانند. که این معرفت باید تبدیل به عمل بشود. معرفت هم عبارت است از شناخت پروردگار قیامت نبوت ولایت احکام حسنات سیئات. که با درس خواندن با مطالعه کردن با شرکت در مجالس مذهبی علمی به دست میآید.یکی از احکام الهیه هم احکام مربوط به معاش است یعنی در کنار معرفت و عبادت اخلاق دنبال معاش رفتن هم حکم خداست کرارا در قرآن فرموده ربه من فضل الله که این جمله در قرآن با اینکه تکرار هم شده تمامش یعنی دنبال معاش رفتن آن انسانی که مطابق طرح خداوند دنبال معاش میرود آن هم یک نوع عبادت است یک نوع خدمت است عمر تلف کردن نیست که انسان غصه بخورد چرا هفت ساعت هشت ساعت دنبال پول و کار هستم گاهی که به پیغمبر یا ائمه عرض میکردند ما میرویم دنبال معاش میرویم مغازه سر زمین و زراعت میرویم دنبال صنعت ما اهل دنیا هستیم یعنی مارک دنیاپرستی به ما میخورد؟ سوال میکردند برای چی دنبال معاش میروید حالا در یک روایت یکی از راویان به امام میگوید میروم دنبال کسب و کار شکم خودم را بدن خودم را زن و بچهام را اداره کنم اضافه بیاورم مکه بروم صدقه بدهم قرض بدهم کمک به مردم مومن
حديث عقل و نفس آدمى درآيينه قرآن - جلسه هفدهم - (متن کامل + عناوین)
و تفکر صحیح که ثمره به کار گرفتن عظیمترین و پرمنعفتترین نعمت خدا یعنی عقل است در معارف دینی ما از نشانهها و ویژگیهای مردم مؤمن شمرده شده است. 1 این بدان جهت است که مدرم باایمان عقل متحرک و فعالی دارند و از فرصتی برای تغذیه عقل خود با علم و دانش و معرفت و آگاهی استفاده میکنند؛ زیرا خداوند متعال برای هر عضوی از اعضای ظاهری و باطنی روزقی قرار داده و رزق عقل نیز بهرهوری از علم و دانش است. 2 کتاب بستان عالمان امیر المؤمنان درباره کتابهای درست و مفید فرمودهاند الکتب بساتین العلما . 3 کتابها باغ و بوستان عاشقان علماند.این تعبیر خیلی تعبیر مهمی است. باغ محل پردرختی است که انواع میوهها را به تناسب وجود انسان دربر دارد. کتاب نیز باغی است که هر صفحه یا سطرش حاوی هدایتی یا رشدی است و به انسان سود میرساند. بسیاری از مردم با کتاب انسی ندارند و مطالعه اندیشه دیگران را چه بسا کار عبثی میدانند درحالیکه مردم مؤمن میدانند که برای نوشتن یک کتاب مفید چهوقت و نیرویی صرف شده و چه زحمتی کشیده شده است. بنابر روایت علما و دانشمندان وارثان انبیا و اولیا هشتند. 4 در نتیجه حاصل عمر و زحمت انان نیز کار پیغمبران و ائمه طاهرین را انجام میدهد و این نشاندهنده ارزش حقیقی کتاب است؛ 5 به خصوص کتابی که در حوزه دین و معرفت دینی و براساس قرآن و اهل بیت نظام گرفته باشد که در احساسات و مشاعر و قلب و روح و زندگی مردم بسیار موثر است.یکی از اساتید دانشگاه سوریه پس از مطالعه متن عربی کتاب آغوش رحمت در نامهای به من نوشت که این کتاب در خانواده من اثر کرد و مشکل عبادت و نماز ما را حل کرد. پس از آن خودش هم زحمت کشید و این کتاب را به انگلیسی ترجمه کرد. این تاثیر مطالعه کتاب است و انسان پس از دیدن این تاثیرات است که ارزش کلام امیر المؤمنین را درک میکند. ویژگیهای مومن امیر المومنین روایت مهم دیگری دارند که در آن نشانههای مردم مؤمن را بیان میکنند و وقتی به مساله فکر و اندیشه مردم مؤمن میرسند تعبیر بسیار عمیقی دراینباره ارائه میدهند که بسیار درخور تامل است المؤمن بشره فی وجهه و حزنه فی قلبه. اوسع شئ صدرا و اذل شئ نفسا.یکره الرفعه و یشنو السمعه. طویل غمه. بعید همه. کثیر صمته. مشغول وقته.شکور صبور مغمور بفکرته ضنین بخلته سهل الخلیقه لین العریکه. نفسه اصلب من الصلد و هو اذل من العبد .دهمین نشانهای که حضرت در این روایت درباره مؤمن بیان میکنند مشغول وقته است؛ یعنی زمانی که خداوند در اختیار انسان مؤمن قرار داده همواره اشغال و مومن همواره مشغول است زیرا مؤمن کسی نیست که اجازه بدهد سرمایه عظیم عمر هدر برود و نابود شود. او میداند که زمان رفته باز نمیگردد و مجموعه عمرش جایگزین یک لحظه از دسترفته نخواهد شد و بازگشتی در کار نخواهد بود؛ چرا که اگر خداوند بخواهد انسان را به عقب برگرداند تا مثلا یک ساعت از عمر رفتهاش را جبران کند باید همه حرکات جهان هستی را در این یک ساعت به جای خود برگرداند؛ یعنی به تمام جهان باید فرمان بازگشت بدهد تا دوباره انسان در ابتدای زمان نابودشدهاش قرار بگیرد. این کار را خداوند برای کسی انجام نمیدهد پس باید هر لحظه را مغتنم شمرد و عمر را به بطالت بر باد نداد.هنگام سپیدهدم خروس سحری دانی که چرا همی کند نوحهگری؟یعنی که نمودند در آئینه صبح از عمر شبی برفت و تو بیخبر. 6 ازاینروست که مومن اینقدر مواظب لحظات عمرش است تا بیهوده حرام نشود و از دست نرود. او برنامه خود را طوری تنظیم میکند که به همه مسئولیتها و وظایفش رسیدگی کند. او ویژگیهای این برنامه را نیز از وجود مبارک امیر المؤمنین اقتباس میکند آنجا که در تقسیم ساعات روزانه میفرمایند للمؤمن ثلاث ساعات فساعه یناجی فیها ربه و ساعه یرم معاشه و ساعه یخلی بین نفسه و بین لذتها فیما یحل و یجمل . 7 یعنی مومن روزش را به سه قسمت تقسیم میکند هشت ساعتش را صرف مناجات و اطاعت پروردگار میکند؛ هشت ساعت را برای تامین معاش زندگی و نیازهای دنیاییاش صرف میکند؛ و هشت ساعت دیگر را صرف لذتبردن از زیباییها و لذتهای حلال میکند. این برنامه زندگی مومن است عبادت و لذت و کار و تلاش. کار برای کسب
انرژی درمانی واقعیت دارد؟
و یا کسب پول و یا احیانا تمتعات جنسی از دیگران این گونه ادعا ها را مطرح می کنند.در موارد دیگری هم افرادی وجود داشته اند که قدرت های غیر شرعی دیگری غیر از انرژی درمانی داشته اند و افراد ناآگاه چون نمی دانسته اند که این قدرت روحی با انرژی درمانی تفاوت دارد؛ به نفع این افراد تبلیغ کرده اند که فلان فرد انرژی درمانگر است. در حالی که انرژی درمانی نبوده است بلکه جن گیری بوده است.مثلا در یک مورد یک کسی که به نام انرژی درمانگر مشهور بود معلوم شد که از طریق بعضی کارهای ضد شرعی با پاره ای از اجنه کافر ارتباط دارد و اخباری را در مورد زندگی مریدانش از طریق کسب خبر از جنیان به هوادارانش میدهد و ایشان هم فکر می کردند که این فرد توان درمان گری دارد؛ در حالی که هیچ کار درمانی از وی ندیده بودند. و چون تصور می کردند که استادشان صاحب کرامت است؛ خیال کردند که هر کاری از وی ساخته است. به همین علت انرژی درمانی را هم برایش کاری راحت و قابل انجام می دانستند. 2. نکته دوم این که انرژی درمانی ـ صرف نظر از مدعیان دروغین زیادی که الان در بازار مرید پروری فعالند ـ یکی از توان مندی ها و واقعیت هایی است که خداوند در وجود انسان قرار داده است. یعنی مرتبه ضعیفی از انرژی که قدرت درمان گری دارد؛ در کالبد همه ما وجود دارد. نکته در این است که بعضی در سایه تمرین های تمرکزی و روحی می توانند مقدار بیشتری از این انرژی را به کار بیندازند. میزان انرژی که انسان در حالت عادی می تواند به کار بگیرد مقدار کمی است. اما می توان با تمرین های متناسب هم مقدار بیشتری انرژی جذب کرد و هم مقدار بیشتری انرژی برای دیگران ارسال کرد. 3. نکته سوم این که انرژی درمانی نه یک مسئله معنوی و نه یک قابلیت عرفانی که در حقیقت یکی از مزیت های جسم انسان است؛ که خداوند مثل دیگر قابلیت های جسم به انسان موهبت کرده است. انرژی درمانی اساسا ربطی به ایمان و تقوای افراد ندارد؛ یعنی یک فرد بی ایمان و حتی یک انسان ضد خدا هم می تواند در صورت تمرین و ممارست از این قدرت بهره بگیرد.نتیجه این که حتی اگر کسی در درمان گری با انرژی راستگو هم باشد حرف ها و ادعاهای معنوی و به ظاهر عرفانی اش یک فریب است. به عبارت دیگر ممکن است کسی در قدرت درمان گری راستگو باشد اما در ادعای عارف بودن و مرشد بودن یک شیاد و فریبکار از آب دربیاید.به همین علت است در غرب و در اماکن آکادمیک با انرژی درمانی برخوردی علمی کرده اند و نه روحی. چرا که انرژی درمانی و کار با انرژی را در قالب یک رشته علمی تدوین کرده اند و برای آن ضابطه و شرایط و فیلتر های آموزشی قرار داده اند. 4. نکته دیگر این که این طور نیست که همه امراض را بتوان با انرژی درمانی مداوا کرد. اولا بیشتر معطوف به جسم و امراض عضلانی و استخوانی کاربرد دارد؛ نه اختلالات روانی و روحی. دوم این که افرادی که انرژی درمان گر هستند خودشان در معرض تشعشعات انرژی حاصل از انرژی های مضر دیگران هستند. یکی از کتاب های مربوط به این حوزه آورده است هدف انرژی پرانایا اینست که دستگاه تنفسی در بهترین شرایط عمل کند باعث اصلاح گردش خون شود هضم و دفع دچار اشکال نشوند مریضیها تبدیل به سلامتی گردند . یوگا درمانی پرتو پرانایا آینگر ترجمهی مهیار خورزاد نشر کارون ص 43 هر چند منظور مولف امری فراتر از انرژی درمانی موجود است اما نباید فراموش کرد که حتی مراتب بالای درمان گری با انرژی که این مولف ادعا کرده است تنها یک اثر جسمی است و نه یک تعالی معنوی و اخلاقی. 5. نکته آخر این که در آزمایشگاه های مخصوص انرژی و دستگاههایی که در این جهت به کار گرفته شده اند؛ ثابت شده است که افراد مومن
دبیركل مجمع جهانی اهل بیت(ع): مهمترین رسالت مجمع جهانی اهل بیت(ع) معرفی مكتب اهل بیت(ع) به جهانیان است
و این یکی از گام های مهم مجمع برای حمایت از مردم مظلوم بحرین است. وی ادامه داد مجمع به روند کار خود امیدوار بوده و آینده خوبی در انتظار این نهاد است ضمن اینکه امیدواریم با کمک هایی که به این نهاد اهل بیتی می شود بتواند فعالیت های خود را گسترش دهد. حجت الاسلام و المسلمین اختری با بیان اینکه اقبال جهان به اسلام و جمهوری اسلامی ایران خوب و مطلوب است افزود اسلامی را که دنیا به عنوان الگو مدنظر دارد اسلامی که در لبنان و فلسطین توانست پیروزی مسلمانان را رقم بزند و امروز تحول در دنیای اسلام و بیداری اسلامی همه برگرفته از اسلام مکتب اهل بیت ع است که در ایران متبلور شده است. وی تصریح کرد منادی اسلام ناب محمدی امام خمینی ره است و امروز حضرت آیت الله العظمی خامنه ای به عنوان رهبر عظیم الشان انقلاب از آن حمایت و پشتیبانی کرده و آن را به پیش می برد و قدرت و جرئت ایستادگی در برابر سلطه گران ناشی از تفکر و باور حضرت امام ره بود که امروز مسلمانان را بیدار کرده است. حجت الاسلام و المسلمین اختری با بیان اینکه آینده از آن اسلام است و قدرتهای استکباری نمی توانند جلوی حرکت و اندیشه های اسلامی را بگیرند افزود در تونس و مصر شاهد بودیم که به رغم ماهها تلاش قدرتهای غربی و شیطانی مسلمانان پیروز شدند و اکثریت آرا را در انتخابات کسب کردند. وی ابراز امیدواری کرد که مجمع جهانی اهل بیت ع بتواند نقش خود در انعکاس و گسترش افکار مترقی حضرت امام ره در سراسر جهان را بخوبی ایفا کند و افزود البته این کار سخت و طولانی است که با کمک خبرنگاران و فعالان رسانه ای مومن
بخش بیست و هفتم
و دنبال کار نمی روم و عبادت می کنم و خدا روزی ام را می رساند. یعنی وسایل کار و روزی رساندن برایش فراهم است و توانا و قادر است. خوب این که اصلا آدم بدی است. ولی شخصی که حضرت در مورد او می فرمایند کسی که روزی اش را می دهد عبادتش بالاتر از عبادت اوست معلوم می شود که آن آدمی که در خانه نشسته است عبادتش درست است است منتها کسی که روزی اش را می دهد عبادتش بالاتر است. پس معلوم می شود که این بیچاره از بد روزگار به این حال افتاده است نه از باب تنبلی و دنبال کار نرفتن. درست مانند کاسبی که ورشکست می شود و دیگر وسیله ای هم ندارد. اینطور نیست که همه بتوانند هر کاری بکنند. خوب فرض کنید این شخص سرمایه ای داشته و با آن کسب و کاری کرده است ولی حالا ورشکسته شده است. اگر شما بخواهید به او بگویید زراعت بکن از او ساخته نیست که زراعت بکند یا کار دیگر از او ساخته نیست. بله انسان نباید از هیچ کاری عار داشته باشد اگر طرف تواناست برود هر کاری هست بکند ولی در مورد این شخص وقتی آقا احوالش را می پرسند معلوم است از اصحاب حضرت بوده است و آقا عنایتی به او داشته اند. این طور نبوده که تنبلی کند و دست از کار بکشد و در خانه بنشیند. اصابته الحاجه یا حاجت به او فشار آورده یا اتفاقی افتاده یا عیالوار شده یا مالش یا سرمایه اش کم شده است. یا دزد به مال او زده یا مریض شده یا... حالا دیگر نمی تواند دنبال کار برود. ولی باز با اینکه به این صورت و از روی اضطرار بوده و در خانه نشسته و دارد عبادت می کند امام می گویند کسی که خرجی اش را می دهد عبادتش از او بیشتر است فضیلتش بیشتر است. در روایات آمده است که انسان نباید بار زندگی خودش را بر روی دیگران بگذارد یعنی امید داشته باشد که دیگران به او کمک کنند یا اگر کاری برای اجتماع انجام ندهد و بخواهد از اجتماع استفاده کند از او تعبیر می کنند به کل. در فارسی هم می گوییم فلانی کل بر دیگری شده یعنی سربار دیگران شده است. آدم نباید در زندگی سربار دیگران باشد برای اینکه در روایت آمده است ملعون من القی کله علی الناس مورد لعنت خدا و مردم است کسی که کلش را و زحمت زندگی اش را بر دوش دیگران قرار بدهد . یعنی امید داشته باشد که دیگران زندگی او را آماده کنند. کار نکند. این جور آدم آدم بی ارزشی است. پس معلوم می شود آن شخص در خانه نشسته و عبادت می کرده است. از بد روزگار طوری اتفاق افتاده که دستش تهی شده بوده و نمی توانسته است کار بکند وگرنه اگر می توانست کار بکند کار می کرد. و الا اگر آدمی بود که کل بر مردم شده بود کار کسی هم که چیزی به او می دهد عبادت نیست. حتی این جور اشخاص یعنی اشخاصی که خودشان خود به خود دنبال کار و زندگی و تحصیل رزق نمی روند حسنی هم ندارد که آدم چیزی به آنان بدهد. این کار کلاش بیکار پروردن است. و اینجا که امام می فرماید یقوته اشد عباده پس معلوم می شود این جوری است. می خواستم به این نکته توجه بدهم که طبق این روایت حتی آن کسی که بیچاره شده و الان در خانه نشسته و می گوید نمی توانم کار بکنم نمی توانم زندگی بکنم و نمی توانم روزی خودم را تحصیل بکنم بنابراین فقط عبادت می کنم ولی یک جوانمرد و مومن … کار نمی رفت. و انسان اگر دنبال کار نرود ترقی که نمی کند هیچ اصلا به کلی می پوسد و نابود می شود. همه ی فسادهای روحی و جسمی و اخلاقی از بیکاری به عمل می آید. بیکاری بالاترین آفت زندگی است. حالا قطع نظر از اینکه روزی آدم هم برسد اصلا بیکاری باعث رشد فساد در جامعه است. اگر انسان بیکار باشد دنبال معصیت می رود. اگر بیکار باشد کارهای خلاف شرع می کند. و بالاخره اگر بیکار باشد بر فرض که فساد هم نکند بلکه بیکار صرف باشد آن هم از بین می رود و تلف می شود و نسل بشر ور می افتد. این همه از حکمت خدایی است که رزق ما را طوری قرار داده است که ما باید کار بکنیم. اگر نیازمندی های ما موجود بود هیچ کدام دنبال کار نمی رفتیم. دنبال کار نرفتن مساوی است با تباه شدن و فاسد شدن. این است که انسان باید به حکم عقل و شرع برود به دنبال کار و تلاش کند. حتی در اخبار و روایات آمده است کسی که در دنیایش کسل باشد و تنبلی بکند. در کار آخرتش تنبلتر است. دومین چیزی که گفتیم در روایات بر آن خیلی تاکید شده است کسب روزی از راه حلال است و ثوابهایی که برایش معین شده بسیار زیاد است. مثلا در روایتی آمده است که من طلب الرزق فی الدنیا استعفافا عن ا لناس و توسیعا علی اهله و تعطفا علی جاره لقی الله عز و جل یوم القیامه و وجهه مثل القمر لیله البدر. کسی که دنبال روزی برود. یکی برای اینکه قطع احتیاجش از مردم یعنی برود دنبال روزی برای اینکه محتاج به مردم نباشد و مایحتاجش را خودش بتواند تامین بکند و حاجت پیش کسی نبرد و باز تلاش و کوشش کردن برای اینکه زندگی اهل و عیالش را اداره بکند و آنهایی که تحت تکلفش هستند. اداره بکند و برای اینکه اضافه ی بر خود و اهل و عیالش به همسایگانش هم کمک بکند این آدم روز قیامت خدا را ملاقات می کند در حالتی که رو و صورت او مانند ماه شب چهاردهم می درخشد. یعنی رو سفید خواهد بود . پس یکی اینکه باید برای رزق و روزی تلاش کرد و زحمت کشید. و دوم اینکه این کسب روزی از راه حلال باشد نه از راه حرام. مطلب دیگری که در مساله طلب رزق به آن تاکید شده است اجمال در طلب روزی است که باید پیرامون آن کمی صحبت کنیم. اجمال در طلب روزی یعنی اینکه آدم به طور معتدل دنبال تحصیل رزق برود. یعنی به اندازه تامین حوایج زندگی دنبالش بروم. در اخبار و روایات که اخبارش متواتر است نیز این مطلب بسیار وارد شده است. اجملوا فی الطلب اجمال بکنید در طلب رزق . اجمال تفسیرش این است که آدم نه آنقدر سستی و تنبلی بکند که اصلا دنبال کار نرود یا اینکه به اندازه ی لزوم دنبال کار نرود و تنبلی بکند. نه اینکه بیفتد دنبال دنیاطلبی و حرص بزند و خودش را رنج بدهد و همه ی عمر و جان و فکر و اندیشه را صرف بکند برای اینکه تحصیل روزی بکند. این دو تا نباشد بینابین و حد وسط باشد. این را می گویند اجمال در طلب یعنی حد وسط نگاه داشتن. حضرت صادق علیه السلام در ضمن روایتی این اجمال در طلب را توضیح می دهند و می فرمایند لیکن طلبک للمعیشه فوق کسب المضیع و دون طلب الحریص الراضی بدنیاه المطمئن الیها... باید طلب روزی کردن تو طوری باشد که از کسب مضیع یعنی آدم تنبل بیهوده ی مهمل بالاتر باشد و از آن آدمی که حریص است و مرتب دل به دنیا بسته است و همه ی اعتمادش به دنیاست پایین تر باشد یعنی بین این دو شخص باشد یعنی در حد اعتدال. ولکن انزل نفسک من ذلک بمنزله المنصف المتعفف. یعنی نفس خودت را بین این دو منزلت قرار بده. یعنی منصف و متعفف. منصف یعنی انصاف داشتن یعنی در حد اعتدل عمل کردن. یعنی منزله ی منصف و معتدلی که متعفف است یعنی می خواهند آبروی خودش را نگاه دارد و دارای عفت باشد که برای حفظ آبرو کار می کند. این رقم کار بکن. خودت را از منزله ی آن آدمی که بیکار و تنبل و ناتوان است از آن منزله بالاتر بیاور و کسب روزی بکن آن مقداری که انسان به ناچار به آن احتیاج دارد. پس اجمال در طلب این شد که انسان به اندازه ای که امورش بگذرد و زندگی اش اداره بشود و یا احیانا اگر خواست خیر و خیرات بکند دنبال روزی برود ولی اگر خواست جمع بکند نه. یعنی تا آن اندازه ای که حاجت دارد برای زندگی دنیوی اش یا اخروی اش. خوب حاجات اخروی هم هست کسی دلش می خواهد خانه بهشت بخرد. موسسه خیریه بسازد یا تحصیل مال می کند و مسجد می سازد که خانه بهشت بخرد. یعنی آنچه مومن
تهران مسجد محمدی- دهه اول فاطمیه 94 سخنرانی دوم
و انتخاب معبودان باطل تقوا که نمیآورد بیتقوایی میآورد یعنی چنین فرهنگی مردم را با تمام فسادهای اخلاقی مالی اعتقادی اقتصادی فکری پیوند میزند. اینها در آن شهری که زندگی میکردند خیلی هم در رفاه بودند چون همشان درباری بودند حقوق سنگینی داشتند خانههای کاخمانند داشتند اما وقتی خداباور شدند دیدند آن دولت این ملت این کاخها این پولها این درآمدها پوچ است یعنی در خداباوری این حس به آدم دست میدهد.خود ماها که در حدی خداباور هستیم حالا امروز یک نفر بیاید دم در مسجد بگوید که به صف بایستید ما از حلقوم ایتام از حلقوم مظلومان از حلقوم مستضعفان پول بیرون کشیدیم یکی یک میلیارد تومان میخواهیم بهتان بدهیم خب این پول در باطن ما خودش را چطوری نشان میدهد؟ این خداباوری به آدم کمک میدهد که این پول را پول نبیند آتش دوزخ ببیند. هیچ عاقلی هم نمینشیند لقمه لقمه آتش بخورد میگوییم نه سخت هم نیست برایمان نمیگوییم هم یک جا بشینیم تعریف بکنیم ما یک کاری کردیم که صد تا رستم نمیتوانست این کار را بکند ولی با همه مشقت و سختی با همه تلخی ما انجام دادیم این که یک میلیارد پول حرام قبول نکردیم نه برای خداباوران اصلا سخت نیست.ما یک تفسیری داریم پنج جلد است نویسندهاش یکی از علمای رده اول شیعه است اهل همین بحرین بوده بسیار شخصیت ممتازی است. من در یک مقاله دیدم مرحوم علامه طباطبایی صاحب المیزان خیلی از ایشان تعریف کردند خب این دلیل بر عظمت این عالم است که یک شخصیتی مثل علامه طباطبایی ازش تعریف بکند.در این تفسیر در جلد پنجم نقل میکند این پنج جلد آنچه که تمام صفحاتش دارد فقط از قول پیغمبر و اهل بیت است شما در یک صفحه این پنج جلد هیچ چیز جز قال رسول الله قال علی قال الباقر قال الصادق در رابطه با شش هزار و ششصد و شصت و چند آیه قرآن نمیبینید. از ب بسم الله سوره حمد نظر ائمه طاهرین را نقل کرده تا من الجنه و الناس.یک کتاب کلیدی است یعنی خیلی از بزرگان دین ما در آیات که به مشکل برمیخورند و برایشان روشن نیست آیه شریفه چی میگوید چه منظوری دارد چه مقصودی دارد این کتاب حل کرده از قول اهل بیت. در جلد پنجم یا از قول حضرت صادق است یا امام باقر نقل میکند که ابوذر در اوج نداری افتاد دنیاست دیگر یک روز آدم دارد یک روز آدم ندارد یک روز مردم آدم را میخواهند یک روز نمیخواهند یک روز آدم پیر است یک روز آدم میمیرد یک روز آدم جوان است یک روز سالم است یک روز مریض است راه فراری از این امور وجود ندارد. یادمان هم باشد که پروردگار عالم به احدی ضمانت مالی نداده که اگر مومن باشی همیشه دستت از پول پر است همچنین ضمانتی نداریم نه در کتابهای آسمانی گذشته همچنین ضمانتی بوده نه در قرآن مجید.به هیچ کافری هم ضمانت نداده حالا که کافر هستی من بهشتت را در همین دنیا بهت میدهم میلیاردها مال از سر و کلهات بالا برود نه این اقتضای محدود بودن دنیاست که یک روز آدم دارد خیلی هم مومن است همان آدم یک روز ندارد خیلی هم مومن است خداباور خصوصیتش این است از ارزش برخوردار است دیگر بالاترین ارزش همین خداباوری است روزی که دارد خیلی هم دارد مست نمیکند به همان حالت متعادل ایمانیاش زندگی میکند و با پولش هم خیلی خوب برخورد میکند.از خدا یاد گرفته دیگر که با پولت چگونه برخورد کن.یک روایت خیلی جالبی نقل شده که یک مومنی آمد پیش رسول خدا گفت آقا کسب
مردان و زنان مؤمن در قيامت
و زنان مومن را میبینی که یسعی نورهم بین ایدیهم و بایمـنهم بشرلـکم الیوم نور آنان از دست راست و پیش روی آنها در حرکت است و این نور جاده بهشت و مکان در بهشت را نشان میدهد چون بعد در وسط روشنایی بشارت میدهند که شما حرکت میکنید این نور پیش رو و کنارتان است. جنـت تجری من تحتها الانهـر خــلدین فیها ذ لک هو الفوز العظیم شما از این جاده که نور نشان میدهد به طرف بهشت حرکت میکنید و این فوز عظیم برای شماست ولی این نور را در دنیا باید کسب کرد آخرت جای این پیوند نیست. در قرآن میفرماید خیلی پیوندها در قیامت قطع میشود تقطعت بهم الاسباب تمام ابزار که در دنیا برای حل مشکلات یا رفع گرسنگی و درد به کار
معرفت در اسلام - جلسه بیست و یکم
و قلب ابزارهای کسب معرفتاند. قرآن کریم در رابطه با این سه نعمت انسان را مسئول دانسته است. بدین معنا که در قیامت از انسان درباره نحوه استفاده از این سه عضو سوال میشود. البته ناگفته نباید گذاشت که سوال پروردگار در قیامت برای معلوم کردن مجهول برای خودش نیست بلکه نوعی توبیخ و اعتراض نسبت به نحوه استفاده از نعمتی است که در اختیار انسان گذارده شده است. قرآن مجید به صراحت بیان میدارد که هیچ کس در برابر اعتراضات پروردگار جواب قابل قبولی ندارد و اگر با همه وجود در برابر پروردگار در مقام عذرخواهی نیز بربیاید عذر او پذیرفته نخواهد شد. کسی که نعمتهای خدا را در راه ناصحیح هزینه کرده نه پاسخ مقبولی برای کار خویش دارد و نه عذرخواهی او مفید فایدهای است. در نتیجه برای او راه نجات بسته است و این پایان کار بدکاران است. در مقابل کسی که با پرونده صحیح وارد قیامت میشود راه هر گونه اعتراض را بر خویش بسته است. در نتیجه دادگاهی در انتظار او نیست و اعتراضی نیز به او نمیشود کلا ان کتاب الابرار لفی علیین * وما ادراک ما علیون * کتاب مرقوم * یشهده المقربون . این چنین نیست که این سبک مغزان درباره نیکان میپندارند بلکه پرونده نیکان در علیین است. تو چه میدانی علیین چیست؟ قضا و سرنوشتی حتمی برای نیکان است. مقربان آن را مشاهده میکنند.این آیه شریفه در بردارنده این بشارت است که پرونده نیکان عالم در اوج رفعت و علو و عظمت است و اعتراضی بر آنان وارد نیست. از این رو باید بر اساس آیات قرآن کریم مسائل مربوط به قیامت را از هم تفکیک کرد تا این خطا در ذهن ایجاد نشود که در قیامت خداوند همه انسانها را در دادگاه حاضر میسازد یا به همه اعتراض میکند. زیرا ممکن نیست خداوند درباره پرونده نیکان چنین بفرماید و سپس به آنان اعتراض کند. برای مثال فرض کنید کسی در دنیا نه به دیگران بدهکار است و نه در حق کسی ظلم کرده نه به کسی ستمی روا داشته است و همه مردم محل نیز او را به نیکی و خوبی میشناسند و به او اعتماد دارند. آیا رواست برای چنین کسی کلانتری یا دادگاه احضاریه بفرستد؟ آیا برای بدهکار و ظالم نبودن یا جرم و جنایت و خیانتی مرتکب نشدن میتوان کسی را بازخواست کرد؟ برای همین وقتی از وجود مبارک رسول خدا درباره میزان توقف انسانی که به حقیقت مومن … و برای مردم سودمند بوده سوال میکنند حضرت میفرماید ورود مومن به صحرای قیامت و داخل شدنش در بهشت کمتر از زمان آمدن رعد و برق و خاموش شدن آن طول میکشد. به واقع خداوند در قیامت به اولیا خود چه بگوید؟ بپرسد چرا در راه من کوشش کردید و زحمت کشیدید؟ چرا در مجالس علم نشستید و در پی کسب معرفت بودید؟ چرا حق زن و فرزند را رعایت کردید؟ به اولیا خدا و عباد صالح پروردگار اعتراض وارد نیست زیرا اعتراض متعلق به کمبودهایی است که مردم در بعد ایمان و عمل خود دارند. برای مثال از خطاکاران میپرسند چرا گوش خود را در راه مناسب به کار
قبل از ماه رمضان این خطبه را بخوانید!
و عادل شناخته شده شهادت او در محکمه پذیرفته می شود.2- ورع صالحین که اجتناب از شبهات است از بیم آنکه مرتکب گناه می شود.3- ورع متقین در این مرتبه مومن برخی از کارهای مباح را نیز ترک می کند از بیم آنکه مبادا گرفتار کار شبهه ناک و سرانجام حرام شود.4- ورع مالکین در این مرتبه مومن از غیر خدا چشم می پوشد و مراقب است که ساعتی از عمر خویش را برای جز خدا صرف نکند. 6 آثار شگفت انگیز ورع و تقوابرخی از آثار تقوا در حیات دنیوی انسان عبارت اند از 1- نجات از عذاب الهی ر.ک فصلت؛ آیه 18 2- عامل بصیرت افزایی 7 3-کسب
جهاد اقتصادي يكي از پايه هاي استواري ايمان از نگاه حضرت علي (ع)
و از عدالت محروم است. * کسب حلال برای تامین زندگی اسلام و اهل بیت عصمت و طهارت ع همواره بر برنامه ریزی صحیح در زندگی مسلمانان تاکید کرده اند دیدگاه اسلام نسبت به زندگی انسان جامع است و به تمام عرصه های زندگی توجه می کند. زهد و عبادت مولای متقیان در کنار تلاش و جهاد در عرصه اقتصادی و آبادانی نخلستان ها و انفاق آنها در راه خدا و برای معیشت مسلمانان در تاریخ ثبت شده است. حضرت امیرالمومنین علی بن ابی طالب ع درباره برنامه ریزی در زندگی مومنان می فرمایند مومن باید شبانه روز خود را به سه قسم تقسیم کند زمانی برای نیایش و عبادت پروردگار و زمانی برای تامین هزینه زندگی و زمانی برای واداشتن نفس به لذت هایی که حلال و مایه زیبایی است. ایشان در این رابطه فرمودند خردمند را نشاید جز آن که در پی سه چیز حرکت کند کسب حلال برای تامین زندگی یا گام نهادن در راه آخرت یا به دست آوردن لذت های حلال. * ضرورت حفظ اموال مدیریت و اهمیتی که جهاد اقتصادی و معیشت مسلمانان برای حضرت امیرالمومنین حضرت علی ع داشته است موجب شده تا ایشان پس از بازگشت از جنگ صفین در وصیتنامه ای که به وصیت نامه اقتصادی مشهور است نسبت به اموال شخصی خود و ضرورت حفظ این اموال برای مسلمانان تاکید کند. از نظر ایشان مدیریت اموال اقتصادی باید به اهل آن سپرده شود و به همین جهت است که در این وصیت نامه می فرمایند 'همانا سرپرستی این اموال بر عهده فرزندم حسن بن علی است آن گونه که رواست از آن مصرف نماید و از آن انفاق کند. اگر برای حسن حادثه ای رخ داد و حسین زنده بود سرپرستی آن را پس از برادرش بر عهده گیرد و کار
مومنان نسبت به یکدیگر مهر و محبت دارند
کسب و کار فعالیتهای اجتماعی و...- به رضایت پروردگار پیوند زده شود. من در طول عمر خود چنین انسانهایی را دیدهام و جالب توجه است که آنها همیشه خود را انسانهایی معمولی نشان میدادند و از درون خود دم نمیزدند. این مفسر قرآن کریم با اشاره به اینکه در سوره توبه شش ویژگی برای مومنان ذکر شده است تصریح کرد امام صادق ع در همین خصوص میفرمایند اگر این ویژگیها در شما وجود دارد خدا را شکر کنید و اگر این ویژگیها را ندارید دلسرد نشوید و تلاش کنید تا جای خالی این حقایق در وجودتان پر شود. استاد انصاریان گفت یکی از ویژگیهای مومنان این است که نسبت به همدیگر مهر و محبت داشته و دلهای آنان نسبت به همدیگر از کینه بخل حسد و سایر رذائل اخلاقی خالی است. محبت مومنان نسبت به یکدیگر در زیر مجموعه محبت مومن
دهه اول محرم 94 هیئت صاحب الزمان سخنرانی سوم
و من را کشتند یعلمون ببینید آدمهای مومن عجیب با محبت هستند کشتند ولی در عالم برزخ میگوید ای کاش این قاتلان من که یک جمعیتی بودند یک نفر نبوده قاتلان من میفهمیدند چی را میفهمیدند؟ بما غفر لی ربی که در این عالم برزخ پروردگار عالم من را مثل ماهی در آب غرق در مغفرتش کرده و جعلنی من المکرمین یس 27 و من را در اینجا به عنوان یکی از بندگان بزرگوار با ارزشش به حساب آورده است ای کاش میفهمیدم که هر کسی با خدا باشد هر کسی با انبیا باشد هر کسی مومن باشد اینجا چه بساطی دارد چه زندگی دارد دلش میخواست روی حساب محبتش آنها هم میفهمیدند توبه میکردند آنها هم برمیگشتند آدمهای خوبی میشدند آنی که در دنیا دارای تجارت الهی است و تجارت معنوی هم یک دنیای سالمی دارد و هم یک برزخ آبادی دارد.ما این برزخ را باز در آیات دیگر هم میتوانیم ببینیم و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا شهیدان را میت نخوانید نگویید که فلانی مرد اگر شهید شده نگویید مرده مرده در قبر است بل احیا اینها زندههای ویژه هستند بل احیا عند ربهم یرزقون آلعمران 169 که در پیشگاه پروردگارشان به آنها روزی داده میشود یعنی روح در عالم برزخ این توان را دارد که سر سفره خاص رحمت الهی باشد و تغذیه کند البته ائمه ما فرمودند که حالا به قول معروف دیگر صددرصد باور کردن این حرفها برای مومن آسان است خودمان هم که مومن هستیم میرویم و این حرفهایی که شنیدیم آنجا میبینیم ائمه ما میگویند به روح مومن یک بدنی داده میشود فقط شکل این بدن دنیاست ولی وزن ندارد عنصریت ندارد جسمیت ندارد اسمش را گذاشتند بدن مثالی یعنی بدنی که مانند این بدن است ولی لطیف است که روح بتواند با این بدن در برزخ روزیخور پروردگار باشد. و لذت ببرد.عالم برزخ عالم تکلیف یعنی بازار نیست فقط یک سفره است که مردم مومن سر سفره متنعم به نعمت حق هستند یا معذب به عذاب الهی هستند ارواح مجرمان و مفسدان در برزخ خواب نیستند آرام نیستند راحت نیستند در سوره مومن خدا میفرماید جز بیست و سوم قرآن است النار یعرضون علیها غدوا و عشیا روز برزخ و شب برزخ چون برزخ ترکیبی از این دنیا و عالم آخرت است نه کاملا دنیاست نه کاملا آخرت است بین دنیا و آخرت است لذا خدا میگوید روز و شب روز برزخ و شب برزخ آتش جهنم بر ارواح پلیدان حملهور میشود و این حمله ادامه دارد یوم تقوم الساعهوقتی برزخ زمانش تمام شد و قیامت برپا شد خطاب میرسد ادخلوا آل فرعون اشد العذاب غافر 46 همه فرعونیان تاریخ را در سختترین عذاب دوزخ بیندازید.خب بازار قیامت هم بازار کسب منفعت نیست بازار قیامت هم عین برزخ فقط محل یا سود بردن از بهشت است یا معذب شدن به عذاب جهنم است اما دنیا چرا بازار تجارت است لذا انبیا و ائمه برای دنیا ارزش بسیار بالایی قائل بودند چون هر کسی به هر مقامی رسید و میرسد در این دنیا میرسد و هر کسی هم پست و بدبخت و شقی و بیچاره میشوددر همین دنیا میرسد نه کاری به رحم دارد ونه به برزخ دارد و نه به قیامت خب حالا مواد تجارت آنهایی که تجارتشان سود ابدی میکند این هم واقعا عنایت ویژه پروردگار است که ما در این دنیا چهل پنجاه سال حرکاتی داریم مثبت اخلاقیاتی داریم خوب عبادتی داریم در حد خودمان خدمت به بندگان خدا داریم پنجاه سال شصت سال خب باید پنجاه سال به ما مزد بدهند یعنی در عالم بعد بگویند شما استحقاق پنجاه سال پاداش دارید بمانید در این بهشت به عنوان پاداشتان بعد از پنجاه سال هم خاموشتان میکنیم تا ابد اما این کار … و ائمه طاهرین بعد از این دنیا یک دنیای دیگری است به نام برزخ که بعد از برزخ قیامت است.و من ورائهم برزخ الی یوم یبعثون المؤمنون 100 برزخ هم بازار کسب چیزی نیست آنهایی که عمرشان تمام میشود وارد عالم برزخ میشوند در حد جهان برزخ با منافع تجارت مثبتشان روبرو خواهند بود این مطلب در سوره یس مطرح است اگر فرصت کنید ده دوازده تا آیه است پشت سر هم داستان یک انسان خردمند پاک و مومن به پیغمبران زمانش را بیان میکند ایشان مورد هجوم قرار گرفت داستان مفصل است آیات هم از این آیه شروع میشود و جا من اقصا المدینه رجل یسعی قال یا قوم اتبعوا المرسلین یس 20 ولی دنیاپرستان پولپرستان آنهایی که نمیخواستند مقید به مسائل الهی بشوند و به خاطر این نخواستنشان با انبیا با اهل ایمان مخالفت میکردند هجوم کردند به او و کشتند.قرآن مجید میفرمایدوقتی وارد عالم برزخ شد برزخ این قبر خاکی روی زمین نیست این قبر برای بدنی است که میت است و در آن قبر کاری به این بدن ندارند لذا شما اگر یک قبری را برایتان بشکافند که یک مردهای را ده روز پیش دفن کردند میبینید هیچ تغییری در او پیدا نشده کفن بسته است و صورت روی خاک است و برنامهای نداشته ائمه ماوقتی میگویند قبر شب اول قبر درون قبر خودشان میفرمایند منظور ما برزخ است در این قبر که بدن هر مومن و هر کافری به تدریج خاک میشود و به زمین برمیگردد منها خلقناکم و فیها نعیدکم و منها نخرجکم تاره اخری طه 55 پس هر وقت صحبت قبر شنیدید در سخنرانیها یعنی برزخی که حیات فقط روحی است و بدن در آنجا لازم نیست ما وقت مردنمان بدنمان مثل جفتی که از با ما از رحم مادر به دنیاآمد از ما جدا میشود چون ما دیگر در دنیا جفت را لازم نداریم لذا جفت را میبرند با اینکه جفت در رحم خیلی کار
مشهد حسینیه همدانیها سخنرانی پنجم
و سلامت کار انسان کافی است اصلا آدم در پاک بودن هیچ مایهای دیگر جز باور کردن خدا نمیخواهد.پولها را میآوردند روی هم میریختند پولهایی که تاجرها دلالی میداد به هر دو اینها در جیبشان یا در کیسه یا در یک کیف پر میکردند بعد میآمدند روی هم میریختند تقسیم میکردند مساوی برمیداشتند من یکیشان را دیده بودم یا دوتایشان را یکیشان از دنیا رفت پانزده سال بعد دومی از دنیا رفت دومی در این پانزده سالی که رفیقش از دنیا رفته بود پنجشنبه که دلالیهایش را میگرفت نصف میکرد بعد از ظهر نصفش را میبرد در خانه رفیقش در خانی آباد بود خانه رفیقش که مرده بود میداد به خانوادهاش همین یکی هم نبود که من دیدم باز هم دیده بودم این گفتار امیرالمومنین که ملاک برای رفیق شدن با رفیق سه چیز است در نبودت آبرویت را حفظ کند در مشکلات مالیات به دادت برسد بعد از مردنت هم از خانوادهات رعایت بکند.ده یازده هزار جمله که چهارصد و پنجاه سال پیش دانشمند کم نظیر شیعه که بعضیها او را مقدم بر شیخ بهائی میدانند آقا جمال خوانساری در زمان صفویه آمد این یازده هزار جمله را شرح مختصری به هر کدامش زد در هر صورت اسلام همه جوانب زندگی را آرامبخش میخواهد برای مردم مسلمان.و قلنا یا آدم اسکن انت و زوجک الجنه زندگی باید آرامش داشته باشد خیلی عجیب است قرآن میگوید زن باید مایه آرامش شوهر باشد شوهر باید مایه آرامش زن باشد امیرالمومنین میفرماید مومن کسی است که تمام مردم نه مومنون مومن کسی است یک روایتی است که هفت بخش است این یک بخشش است مومن کسی است که تمام مردم از ضرر او در امان باشند ولی برای هیچ کس زیان نداشته باشد یعنی تمام مردم باید در کنار او آرامش داشته باشند آرامش مسکن آرامش در رفاقت آرامش در ازدواج آرامش در خانواده آرامش در معاشرت آرامش در کسب
شرح عبارت «أعانَهُ اللّهُ عَلى نَفْسِهِ» از خطبه 86 نهج البلاغه | بخش هشتم
و آن فرمانها را برای آبادی معاد به کار میگیرند و سیرشان در این دنیا در صراط مستقیم است اعمالی را هم که انجام میدهند نظری برای انجام آن اعمال جز خدا ندارند یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا انما نطعمکم لوجه الله فقط دنبال کسب مقام قرب هستند به حضرت او و کسب رضایت او قهرا با تسلیم بودن به فرمانهای او و اجرا گذاشتنش با همت و با عشق و علاقه آخرتشان آباد میشود و دنیای پاکی هم برای آنها فراهم میشود. من عمل صالحا من ذکر او انثی و هو مؤمن فلنحیینه حیاه طیبه و لنجزینهم اجرهم باحسن ماکانوا یعملون که تمام این مقدماتی که خیلی مختصر عنایت فرمودید در این آیه شریفه جمع است. من عمل صالحا اجرای فرمانهای خدا با خلوص است. من ذکر او انثی فرقی بین زن و مرد در این زمینه معنوی وجود ندارد. فهو مومن
منبرهای خیابان زیبا
و معنوی رفتند . تاکنون نیز هر کدام را می بینم انسانهای مومن و پاکی هستند و از تاثیر گذاری مثبت من در زندگیشان قدردانی می کنند . سال 1354- 55 و فصل تابستان بود . مجالس در حیاط برگزار می شد و تا ساعت 511 شب طول می کشید . به جوانان خیلی نزدیک شده بودم و هر شب بعد از منبر با آنها گفتگو می کردم . شبی جوان 22- 23 ساله ای که خیلی شیک و مرتب بود نزدیک من آمد و بسیار مودبانه پرسید حاج آقا این حرفهایی که بالای منبر فرمودید حرفهای چه کسی است ؟ گفتم اینها ترکیبی از حرفهای پروردگار و پیغمبر ص و امامان علیهم السلام بزرگوار است . گفت من امشب خیلی چیزها فهمیدم و متوجه شدم که راه من در زندگی راه درستی نیست و خدای ناکرده به جهنم ختم می شود ؛ از این روی تصمیم گرفته ام که راه خود را عوض کنم تا بلکه بهشتی شوم . گفتم بسیار خوب است حتما راهت را عوض کن . منم معمولا از روی اطلاعاتی که هر کس از خودش می داد او را راهنمایی می کردم و کنجکاو نمی شدم تا ته و توی قضیه را در بیاورم و اصلا مایل نبودم کسی جلوی من به گناهان خود اعتراف کند . البته ما اجازه نداریم که از کار و کردار دیگران سر در بیاوریم و فقط باید امراض روحی و علاج آن و نیز حلال و حرام خداوند را بیان کنیم تا هر کس خود را با آنها مطابقت داده با توفیق خداوندی در مقام اصلاح برآید . به هر حال آن جوان از کسب
تهران حسینیه هدایت دهه سوم محرم سخنرانی دوم
و بچهداری رقم کسب رقم حلال و حرام چرا ندارد. به آنی که علم فراگیر دارد رحمت فراگیر دارد لطف فراگیر دارد چرا نباید گفت.کنار وجود مقدس او باید تسلیم بود یا به عبارت آخرین آیه سوره مبارکه بقره که شرح حال مردم مومن واقعی را میگوید باید گوش بود نه زبان ولی آدم زبان را بین خودش و خدا وارد کار
تهران_ حسینیه همدانیها رمضان 94 سخنرانی نوزدهم
کار تو است. آخه با دین هم میشود سر دین را برید با عبادت هم میشود سر عبادت را برید با عبادت هم میشود کلاهبرداریهای بزرگی کرد با پیرهن بییقه و چهار تا موی نجس هم میشود میلیاردی اختلاس کرد و روز روشن د زدی کرد میشود. با این لباس میشود خیلی سر شماها کلاه گذاشت میشود با سالوسبازی با مقدس مآبی با اشک بغل مژه پول حسابی از شما درآورد میشود گفت کار تو است باریک الله تو شیطان بسیار هنرمندی هستی برو.امام صادق میفرماید آمد کنار این عابد چند برابر خودش باحال و با سجده و با رکوع و با قنوت با گریه شروع کرد عبادت کردن کلاه سرم نرود دل نور میخواهد که کلاه سرم نرود دل روشنایی میخواهد که کلاه سرم نرود هر چی میخواست با این حرف بزند این با قطع یک عبادت مهلت نمیداد وصل باز به عبادت میکرد خودش را خوب که دل این را جذب کرد حالا یک فرصت کوتاه گذاشت بهش گفت که چه کار کردی به این مقام رسیدی؟ گفت یک دانه گناه گول نخور با گناه که آدم به کمال نمیرسد با گناه که آدم راه کمال را پیدا نمیکند نخوانید شعرها را در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد گر به طاعت نشود پس گنهی باید کرد چی داری میگویی می بخور منبر بسوزان مردمآزاری نکن می خوردن که آدم را میکشد جهنم سوزاندن منبر که خیلی گناه بزرگی است خب می نخور منبر هم نسوزان مردمآزاری هم نکن حرف را درستش کن مطلب را حکیمانهاش کن خیلی شعرا هم شعرهای خیلی جالبی دارند میگویند مثلا این عبادت را انجام نده تا کارت درست شود راست هم میگویند قاهانی اولین قصیده دیوانش که چهارصد پانصد صفحه است یک خط اول قصیدهاش به کل دیوانش میارزد. قصیده بلندی هم هست. قوی هم هست میگوید دوشم این بله این خیلی عالی است این راهنمایی بسیار زیبا است دوشم ندا رسید ز درگاه کبریا کای بنده کبر بهتر از این عجز باریا خب این درست است من را داری عبادت میکنی یا نظر دیگران را داری جلب میکنی؟ در محاسبه توجیهگر نشو صادقانه خودت را محاسبه کن چی کار داری میکنی؟علما نشسته بودند دور آیت الله العظمی بروجردی اواخر عمرش بود جلسه را کشاندند در تعریف از آقای بروجردی یکی گفت آقا زمان شما کتابهای چاپ نشده بزرگترین فقهای شیعه چاپ شد مثل خلاف برای شیخ طوسی رسائل قرب الاسناد یکی گفت آقا اسلام را تا اروپا بردی مسجد هامبورگ ساختی کجا چی کار کردی کجا چی کار کردی یکی گفت حوزه وقتی شما آمدید هفتصد تا طلبه داشت الان رساندی به هفت هزار طلبه هر کسی یک تعریفی کرد یک شیخ کهنه لباسی از یک شهرستان دوری آمده بود دیدن ایشان پیرمردی بود خیلی آرام نشسته بود در صف علما هیچی نمیگفت همه که حرفهایشان تمام شد آقای بروجردی فرمودند حاج شیخ شما هم مطلبی بفرمایید خیلی آقای بروجردی باادب بود گفت اجازه بدهید بگویم فرمود بگو نیم خط شعر خواند آقای بروجردی را از گریه نمیتوانستند آرام کنند گفت که بروجردی خلص العمل فان الناقد بصیر بصیر پرونده عبادت و کارهای خیرت را خالص بیاور قیامت چون زرگری که میخواهد اعمال تو را نقد بکند در کمال آگاهی است و تا عمق عملت را میبیند که قاطی دارد یا ندارد.دوشم ندا رسید ز درگاه کبریا کای بنده کبر بهتر از این عجز باریا چی کار کردی به این مقام رسیدی؟ گناه گناه سکوی پرواز است گناه سکوی رسیدن به خداست؟ عزیز دلم چرا گول این حرف را داری میخوری بزن در دهانش برود عزیز من آنی که میگوید امشب را بیا خانه خالی است دو تا سه تا دختر هم دعوت کردم امشب پایکوبی داریم تا صبح بهش میگویی نمیآیم میگوید میترسی؟ وقت داری توبه کنی این تصویل است به قول قرآن بل صولت لکم انفسکم یا دیگری دارد سر تو کلاه میگذارد یا خودت داری سر خودت را کلاه میگذاری حالا اگر رفتی در آن جلسه در اوج عشرت وقتت تمام شد ملک الموت آمد در آغوش یک زن بدکاره جانت را گرفت خب کی میخواهی توبه کنی نیستی که گول نزن خودت را.بدترین کلاهگذاری کلاهگذاری انسان سر خودش است در پول در سیاست در کار در کسب در عبادت در رفاقت واقعا خوش به حال آنهایی که خیلی صاف هستند صاف و دقیق هستند دقیق یک رفیق داشتم پنجاه سالش بود محاسنش هم سفید شده بود دوستان ما دوستان دورههای اول و دومم که از اولیا خدا بودند یکیشان نیست همه رفتند اصرار کردند ازدواج کن گفت گذشته از وقت ازدواج من ولی شما مومن
English