تاثیر گفتار یک نفر قرار می گیرد و یکدفعه به اصطلاح لوطی گری اش گل می کند می بیند مثلا یک ثلث مال خودش را می بخشد و می گوید این قدرش را من دادم ولی این لوطی گری یک بار است. آن یک حالت موقت است اعتبار ندارد؛ برخلاف آنچه که انسان مداومت کند. وقتی که انسان مداومت بر یک عمل داشته باشد این نشانه ای است از اختیارش و اینکه از عمق روح خودش برخاسته است نه اینکه دیگری او را تحت تاثیر خود قرار داده باشد.شخصی از یک واعظ نقل می کرد که من منزل یک کسی منبر رفتم و آنجا منبرم خیلی گرم شد. بعد هم یک روضه خیلی طولانی و گرمی خواندم. صاحب مجلس هم خیلی گریه کرد. وقتی پایین آمدم پاکتی به من داد. دیدم یک پول خیلی زیادی داده ولی یک مقدارش تا کرده و بقیه مچاله شده است. فهمیدم او همین جور که تحت تاثیر قرار می گرفته و گریه میکرده پانصد تومان علاوه کرده باز کمی بیشتر پانصد تومان دیگر ریخته و همین طور پانصد تومان پانصد تومان مچاله کرده و داده است. معلوم است او در حالی که دارد گریه می کند و تحت تاثیر قرار گرفته پول می دهد دو ساعت دیگر هم پشیمان می شود که چرا اینقدر پول دادم.این است که نه نماز یکسره که یکدفعه انسان تحت تاثیر قرار بگیرد ارزشی دارد نه انفاق یکدفعه که لوطی گری شمرده می شود. آنچه که مداومت داشته باشد مثلا انسان هر هفته یا هر ماه این انفاق را می کند در حالات مختلف برایش فرق نمی کند و در تمام هفته تصمیمش این است که مثلا روز جمعه این را من انفاق کنم آن وقت است که این کار از عمق روحش برمی خیزد. یا همان نماز و عبادت … انسان آن را خیرترین خیرها می شمارد نه تنها منوع نباشد بلکه برای نیازمندان حقی در مال خود قائل باشد و این حقی را که در مال خود هست و به دیگران بدهد. این چقدر کمال است برای انساناز ائمه سؤال شده است که مقصود از حق معلوم چیست؟ گویا در تفاسیر اهل تسنن گفته اند مقصود همین حق واجب مثلا زکات است؛ والذین فی اموالهم حق معلوم للسائل والمحروم یعنی کسانی که زکات مال خودشان یا حقوق واجبه مال خودشان را می دهند. ولی ائمه اطهار فرموده اند این بالاتر از زکات است. همین طور که در الا المصلین الذین هم علی صلاتهم دائمون سوره المعارج آیات 22 و 23 غیر از نمازگزاران همان کسانی که بر نمازشان پایدارند گفتیم مقصود نوافل است اینجا هم مقصود زکات نیست چون زکات فریضه است مقصود بالاتر از زکات است؛ یعنی افرادی که با اینکه حقوق واجبه خودشان را ادا کرده اند یک حقوقی به صورت نافله و مستحب خودشان در مال خود برای دیگران قرار داده اند اضافه بر آنچه واجب است. تازه تعبیر هم این است که حقی معین در مال آنها برای سائل و محروم هست یعنی حقی که خودشان قرار داده اند نه خدا قرار داده باشد که آن بدون شک از قبیل واجبات می شود.البته شک ندارد که خود همان صدقات واجبه هم در تربیت انسان اثر دارد به نص آیه قرآن که می فرماید خذ من اموالهم صدقه تطهرهم و تزکیهم بها توبه103 از اموال اینها صدقات و زکوات و واجبات را بگیر به این وسیله آنها را پاکیزه می کنی و رشد و نمو می دهی ؛ یعنی خود گرفتن حقوق واجب از مردم در ناحیه اخلاق اقتصادی بدون شک یک عامل تطهیر و تربیت است. ولی دادن این حق بر انسان واجب است؛ نماینده پیغمبر به عنوان حاکم شرعی می آید از انسان می گیرد؛ واجب را گرفته و برده است. از آن بالاتر برای اصلاح و تزکیه نفس انسان این است که او زائد بر واجبات یک میزان معین ثابت و مستقری همیشه قرار داده است که آن را به مستمندان به مواردی که خیر است به آنچه که فی سبیل الله شمرده می شود اختصاص داده و فی سبیل الله انفاق می کند.آنگاه نکته در اینجا این است آنجا راجع به نافله فرمود الذین هم علی صلاتهم دائمون. نگفت آنهایی که نماز علاوه می خوانند فرمود آنهایی که بر نماز علاوه و نافله مداومت می کنند. اینجا هم نفرمود کسانی که اضافه بر واجباتشان چیزی می دهند؛ فرمود آنهایی که اضافه بر واجبات به طور مستمر چیزی می دهند حق معلوم للسائل والمحروم یعنی یک کارهای خیر جاری و مستمری دارند؛ مثلا هفتگی بر خود فرض کرده اند که این مقدار از مال خود را در فلان مصرفی که می دانند مصرفی خیر و موجب رضای خداست صرف کنند؛ ماهانه یا سالانه برای خود قرار داده اند و بالاخره یک چیزی قرار داده اند اضافه بر واجبات ولی یک امر مداوم است نه یک بار یک بارها اثرش کم است چرا؟ برای اینکه یک بار نماز خواندن یک بار انفاق کردن این گونه است که گاهی انسان تحت تاثیر یک حالت موقت قرار می گیرد و این کار را می کند.مثلا یک واعظی به یک شکل مؤثری برای انسان صحبت می کند در آن وقت در انسان حالت عبادت … کمیل و غیره یک وقت شخص تحت تاثیر یک کسی قرار بگیرد یکدفعه یک شب جمعه ای تا صبح برود دعا بخواند بعد همه شبهای جمعه دیگر تا صبح خر و پف داشته باشد این اثری ندارد. ولی اینکه انسان فرض کنید هر شب جمعه قرارش این باشد دو ساعتش را به عبادت و دعا بپردازد اما بر
565 مطلب یافت شد
تاثير نماز بر روي بدن نمازگزار
انسان با حالتی تمنا گونه درخواست خود را ابراز می دارد که باید علت این حالت را بررسی کرد. خداوند در قرآن می فرمایند الذین آمنوا وتطمئن قلوبهم بذکر الله الا بذکر الله تطمئن القلوب رعد ۲۸ " آن ها که ایمان آورده اند دل هایشان با یاد خدا آرام می گیرد به درستی که با یاد خدا دل ها آرام می گیرد."همچنین خداوند در جای دیگری می فرمایند اقم الصلاه? لدلوک الشمس الی غسق اللیل وقرآن الفجر ان قرآن الفجر کان مشهودا ۷۸ ومن اللیل فتهجد به نافله? لک عسی ان یبعثک ربک مقاما محمودا اسرا ۷۹ نماز را اقامه کن از غروب خورشید تا تاریکی شب و خواندن نماز صبح را که نماز صبح را همگان گواه اند. ??. قسمتی از شب را برای خواندن نماز بیدار باش که نمازی اضافه برای تو است باشد که به زودی پروردگارت مقام تو را به جایگاهی بالا ببرد."حضرت محمد سلام و درود خداوند بر او و خاندانش باد زمانی که ناراحتی ایشان را فرا می گرفت می فرمودند ای بلال اذان بگو و با آن ما را به آرامش برسان.مطالعه علمیبا بررسی چندین مورد مشخص شده است که نماز و دعا بر روی پایایی مغز و نحوه کارکرد آن تاثیر به سزایی دارد و همچنین مشخص شده است که تاثیراتی بر روی بدن می گذارد. در بین این تاثیرات اثر تنظیمی خون در بعضی قسمت های مغز است. تاثیر دعا در فعالیت فکریاین تحقیق توسط پروفسور Newberg در بخش اشعه ایکس مرکز پزشکی دانشگاه پنسیلوانیا بر روی تعدادی از انسان هایی که ایمان قوی به خدا دارند و دارای ادیان مختلفی هستند در هنگام عبادت
تاثير نماز بر روي بدن نمازگزار
انسان با حالتی تمنا گونه درخواست خود را ابراز می دارد که باید علت این حالت را بررسی کرد. خداوند در قرآن می فرمایند الذین آمنوا وتطمئن قلوبهم بذکر الله الا بذکر الله تطمئن القلوب رعد ۲۸ " آن ها که ایمان آورده اند دل هایشان با یاد خدا آرام می گیرد به درستی که با یاد خدا دل ها آرام می گیرد."همچنین خداوند در جای دیگری می فرمایند اقم الصلاه? لدلوک الشمس الی غسق اللیل وقرآن الفجر ان قرآن الفجر کان مشهودا ۷۸ ومن اللیل فتهجد به نافله? لک عسی ان یبعثک ربک مقاما محمودا اسرا ۷۹ نماز را اقامه کن از غروب خورشید تا تاریکی شب و خواندن نماز صبح را که نماز صبح را همگان گواه اند. ??. قسمتی از شب را برای خواندن نماز بیدار باش که نمازی اضافه برای تو است باشد که به زودی پروردگارت مقام تو را به جایگاهی بالا ببرد."حضرت محمد سلام و درود خداوند بر او و خاندانش باد زمانی که ناراحتی ایشان را فرا می گرفت می فرمودند ای بلال اذان بگو و با آن ما را به آرامش برسان.مطالعه علمیبا بررسی چندین مورد مشخص شده است که نماز و دعا بر روی پایایی مغز و نحوه کارکرد آن تاثیر به سزایی دارد و همچنین مشخص شده است که تاثیراتی بر روی بدن می گذارد. در بین این تاثیرات اثر تنظیمی خون در بعضی قسمت های مغز است. تاثیر دعا در فعالیت فکریاین تحقیق توسط پروفسور Newberg در بخش اشعه ایکس مرکز پزشکی دانشگاه پنسیلوانیا بر روی تعدادی از انسان هایی که ایمان قوی به خدا دارند و دارای ادیان مختلفی هستند در هنگام عبادت
رابطه اخلاق و پرستش در روایات
عبادت رها شوند مدت زیادی بر آنها میگذرد و از یاد خدا غافل میشوند لذا دلهای آنها قساوت پیدا میکند. عیون اخبار الرضا مطابق نقل نور الثقلین جلد1 صفحه39 حدیث39 .به این ترتیب روشن میشود که عبادت پروردگار قلب را بیدار و روح را هشیار میکند و مایه یاد خداست که آن نیز خمیر مایه اصلاح درون و برون است.در حدیث دیگری از امام علیبنموسیالرضا علیهما السلام میخوانیم که در ضمن بر شمردن آثار سازنده نماز میفرماید مع ما فیه من الایجاب و المداومه علی ذکر الله عزوجل باللیل و النهار لئلا ینسی العبد سیده و مدبره و خالقه فیبطر و یطغی و یکون فی ذکره لربه و قیامه بین یدیه زاجرا له عن المعاصی و مانعا له عن انواع الفساد; علاوه بر این که عبادت سبب تداوم ذکر خداوند متعال در شب و روز میشود تا بنده مولی و مدبر و خالقش را فراموش نکند و نعمتهای الهی مایه مستی و غرور او نشود و به طغیان بر نخیزد و یاد پروردگار و قیام در برابر او وی را از معاصی باز میدارد و مانع انواع فساد میشود وسائل الشیعه جلد3 صفحه 4 .در حدیث دیگری از امام صادق علیه السلام در مورد آثار نماز و میزان قبولی آن چنین آمده است من احب ان یعلم ان قبلت صلاته ام لم تقبل فلینظر هل منعت صلاته عن الفحشا و المنکر فبقدر ما منعته قبلت; هر کس میخواهد بداند آیا نماز او قبول شده یا نه ببیند آیا نمازش او را از زشتیها و بدیها باز داشته استیا نه؟ به همان اندازه که او را باز داشته نمازش قبول شده است مجمع البیان جلد 8 صفحه 285 ذیل آیه45 سوره عنکبوت .این عبارت با صراحت و وضوح روشن میکند که نماز صحیح و کامل رابطه مستقیم و تنگاتنگی با مسایل اخلاقی و دعوت به خوبیها و نهی از بدیها دارد; و آنها که نمازشان این اثر را ندارد تنها به جسم نماز پرداختهاند; و به تعبیر دیگر نمازی است اسقاط کننده تکلیف نه مورد قبول پروردگار.در حدیث دیگری از رسولخدا صلی الله علیه و آله در مورد فلسفه روزه چنین میخوانیم ان الصوم یمیت مراد النفس و شهوه الطبع الحیوانی و فیه صفا القلب و طهاره الجوارح و عماره الظاهر و الباطن و الشکر علی النعم و الاحسان الی الفقرا و زیاده التضرع و الخشوع و البکا و جعل الالتجا الی الله و سبب انکسار الهمه و تخفیف السیئات و تضعیف الحسنات و فیه من الفوائد ما لا یحصی; روزه هوای نفس و شهوت طبیعتحیوانی را میمیراند و طغیان آن را فرو مینشاند و در آن صفای قلب و پاکی اعضا و آبادی بیرون و درون انسان و شکر بر نعمتها و احسان به فقرا و فزونی تضرع و خشوع و گریه است; و وسیلهای استبرای التجا به پروردگار و سبب شکستن دلبستگیها و کم شدن سیئات و فزونی حسنات است; و در آن فوائد بیشماری است بحارالانوار جلد93 صفحه 254 . در این حدیث چهارده اثر مثبتبرای روزه ذکر شده که مجموعهای از صفات فضیلت و افعال اخلاقی است.امیرمؤمنان علی علیه السلام می فرماید دوام العباده برهان الظفر بالسعاده;استمرار و پیگیری عبادت دلیلی بر وصول به سعادتاست غرر الحکم شماره5147 .از روایات بالا و روایات دیگری که در این زمینه در لابه لای کتب معروف روایی وارد شده رابطه بسیار نزدیک عبادت و پاکسازی روح و صفای دل و تهذیب نفوس را روشن میسازد. مخصوصا هر قدر عبادت خالصتر و بیریاتر و آمیخته باحضور قلب و آداب باشد این تاثیر … انسان و خدا ایجاد میکند و او را گام به گام به ذات مقدسش نزدیکتر میسازد.زندگی پیشوایان دینی نیز سرتاسر بیانگر همین مساله است که آنها در همه جا به فضائل اخلاقی دعوت میکردند و خود الگوی زنده و اسوه حسنهای در این راه بودند و به واستخدا در مباحث آینده در هر بحثی به نمونههای اخلاقی آنها آشنا خواهیم شد; و همین بس که قرآن مجید به هنگام بیان مقام والای پیامبراسلام صلی الله علیه و آله میفرماید وانک لعلی خلق عظیم; تو اخلاق عظیم و برجستهای داری سوره قلم آیه4 همچنین در تمام روایاتی که سخن از فلسفه احکام به میان آمده اشاره به تاثیرعبادت در تهذیب نفوس و پالایش روح و صفای دل شده است; از جمله در کلمات قصار امیرمؤمنان علی علیه السلام آمده است فرض الله الایمان تطهیرا من الشرک والصلوه تنزیها عن الکبر و الزکاه تسبیبا للرزق و الصیام ابتلا لاخلاص الخلق; خداوند ایمان را برای تطهیر دل از شرک واجب فرموده و نماز را برای پاک شدن از تکبر و زکات را سبب روزی قرار داده و روزه را وسیلهای برای پرورش اخلاص بندگان ... نهج البلاغه کلمات قصار جمله 252 .شبیه همین معنی با مختصر تفاوتی در خطبه معروف بانوی اسلام فاطمه زهرا س دیده میشود آنجا که میفرماید فجعل الله الایمان تطهیرا لکم من الشرک و الصلوه تنزیها لکم عن الکبر و الزکاه تزکیه للنفس و نما فی الرزق و الصیام تثبیتا للاخلاص ... ; خداوند ایمان را سبب پاکسازی شما از شرک قرار داده است و نماز را وسیلهای برای تطهیر قلوب از کبر و زکات را موجب تزکیه نفس از بخل و حرص و دنیا پرستی و نمو روزی و روزه را عامل تثبیتخلوص نیت . در حدیث معروفی که درباره نماز از پیامبراکرم صلی الله علیه و آله آمده نماز را تشبیه به نهر آب زلال جاری میکند که بر در خانه انسان باشد و همه روز انسان خود را پنجبار در آن شستوشو کند; بدیهی است که براثرآن چیزی از آلودگیها در وی باقی نمیماند; این حدیث نیز دلیل روشنی بر این مدعاست محجهالبیضا جلد 1 صفحه339 .و به همین ترتیب درباره هر یک از عبادات آثاری ذکر شده که شاهد گویای تاثیر عبادت … انسان وقتی عبادتی را خالصانه و مخلصانه و با حضور قلب انجام میدهد بعد از آن نورانیت و صفای دیگری در قلب و جان خود احساس میکند میل او به خوبیها بیشتر میشود و تنفر او از بدیها افزون میگردد; خود را به خدا نزدیکتر میبیند و روح خضوع و تواضع و عبودیت و تسلیم در برابر حق را در خود زنده میبیند. این نکته قابل توجه است که همه عبادات یک اثر مشترک دارند و هر کدام یک تاثیر ویژه اثر مشترک همه آنها پرورش روح خضوع و اخلاص و تسلیم در مقابل حق و بیداری و هوشیاری و ترک غفلت است. به طور کلی عبودیت نهایت اوج تکامل روح یک انسان و قرب او به خداست و عبودیت تسلیم مطلق در برابر ذات پاک اوست; عبادت تنها رکوع و سجود و قیام و قعود نیست بلکه روح عبادت تسلیم بی قید و شرط در برابر کمال مطلق و ذات بی مثالی است که از هر عیب و نقص مبراست.بدیهی است چنین عملی بهترین انگیزه توجه به کمال مطلق و پرهیز از هرگونه آلودگی و ناپاکی است; چرا که انسان سعی می کند خود را به معبود خویش نزدیک و نزدیکتر سازد تا پرتوی از جلال و جمال او در وجودش ظاهر شود که گاه از آن تعبیر به مظهر صفات خدا شدن می کنند.در حدیثی از امام صادق علیه السلام می خوانیم العبودیه جوهره کنهها الربوبیه; عبودیت گوهری است که ربوبیت در درون آن نهفته شده است مصباح الشریعه صفحه 536 طبق نقل میزان الحکمه واژه عبد اشاره به این که عبد تلاش و کوشش می کند که خود را در صفات شبیه معبود سازد و پرتوی از صفات جلال و جمال او را در خود منعکس کند و نیز انسان در سایه عبودیت به جای می رسد که به اذن پروردگار می تواند در جهان تکوین تدبیر و تصرف کند و صاحب ولایت تکوینیه شود همان گونه که آهن سرد و سیاه بر
رابطه اخلاق و پرستش در روایات
عبادت رها شوند مدت زیادی بر آنها میگذرد و از یاد خدا غافل میشوند لذا دلهای آنها قساوت پیدا میکند. عیون اخبار الرضا مطابق نقل نور الثقلین جلد1 صفحه39 حدیث39 .به این ترتیب روشن میشود که عبادت پروردگار قلب را بیدار و روح را هشیار میکند و مایه یاد خداست که آن نیز خمیر مایه اصلاح درون و برون است. در حدیث دیگری از امام علیبنموسیالرضا علیهما السلام میخوانیم که در ضمن بر شمردن آثار سازنده نماز میفرماید مع ما فیه من الایجاب و المداومه علی ذکر الله عزوجل باللیل و النهار لئلا ینسی العبد سیده و مدبره و خالقه فیبطر و یطغی و یکون فی ذکره لربه و قیامه بین یدیه زاجرا له عن المعاصی و مانعا له عن انواع الفساد; علاوه بر این که عبادت سبب تداوم ذکر خداوند متعال در شب و روز میشود تا بنده مولی و مدبر و خالقش را فراموش نکند و نعمتهای الهی مایه مستی و غرور او نشود و به طغیان بر نخیزد و یاد پروردگار و قیام در برابر او وی را از معاصی باز میدارد و مانع انواع فساد میشود وسائل الشیعه جلد3 صفحه 4 . در حدیث دیگری از امام صادق علیه السلام در مورد آثار نماز و میزان قبولی آن چنین آمده است من احب ان یعلم ان قبلت صلاته ام لم تقبل فلینظر هل منعت صلاته عن الفحشا و المنکر فبقدر ما منعته قبلت; هر کس میخواهد بداند آیا نماز او قبول شده یا نه ببیند آیا نمازش او را از زشتیها و بدیها باز داشته استیا نه؟ به همان اندازه که او را باز داشته نمازش قبول شده است مجمع البیان جلد 8 صفحه 285 ذیل آیه45 سوره عنکبوت .این عبارت با صراحت و وضوح روشن میکند که نماز صحیح و کامل رابطه مستقیم و تنگاتنگی با مسایل اخلاقی و دعوت به خوبیها و نهی از بدیها دارد; و آنها که نمازشان این اثر را ندارد تنها به جسم نماز پرداختهاند; و به تعبیر دیگر نمازی است اسقاط کننده تکلیف نه مورد قبول پروردگار. در حدیث دیگری از رسولخدا صلی الله علیه و آله در مورد فلسفه روزه چنین میخوانیم ان الصوم یمیت مراد النفس و شهوه الطبع الحیوانی و فیه صفا القلب و طهاره الجوارح و عماره الظاهر و الباطن و الشکر علی النعم و الاحسان الی الفقرا و زیاده التضرع و الخشوع و البکا و جعل الالتجا الی الله و سبب انکسار الهمه و تخفیف السیئات و تضعیف الحسنات و فیه من الفوائد ما لا یحصی; روزه هوای نفس و شهوت طبیعتحیوانی را میمیراند و طغیان آن را فرو مینشاند و در آن صفای قلب و پاکی اعضا و آبادی بیرون و درون انسان و شکر بر نعمتها و احسان به فقرا و فزونی تضرع و خشوع و گریه است; و وسیلهای استبرای التجا به پروردگار و سبب شکستن دلبستگیها و کم شدن سیئات و فزونی حسنات است; و در آن فوائد بیشماری است بحارالانوار جلد93 صفحه 254 . در این حدیث چهارده اثر مثبتبرای روزه ذکر شده که مجموعهای از صفات فضیلت و افعال اخلاقی است.امیرمؤمنان علی علیه السلام می فرماید دوام العباده برهان الظفر بالسعاده;استمرار و پیگیری عبادت دلیلی بر وصول به سعادتاست غرر الحکم شماره5147 . از روایات بالا و روایات دیگری که در این زمینه در لابه لای کتب معروف روایی وارد شده رابطه بسیار نزدیک عبادت و پاکسازی روح و صفای دل و تهذیب نفوس را روشن میسازد. مخصوصا هر قدر عبادت خالصتر و بیریاتر و آمیخته باحضور قلب و آداب باشد این تاثیر … انسان و خدا ایجاد میکند و او را گام به گام به ذات مقدسش نزدیکتر میسازد.زندگی پیشوایان دینی نیز سرتاسر بیانگر همین مساله است که آنها در همه جا به فضائل اخلاقی دعوت میکردند و خود الگوی زنده و اسوه حسنهای در این راه بودند و به واستخدا در مباحث آینده در هر بحثی به نمونههای اخلاقی آنها آشنا خواهیم شد; و همین بس که قرآن مجید به هنگام بیان مقام والای پیامبراسلام صلی الله علیه و آله میفرماید وانک لعلی خلق عظیم; تو اخلاق عظیم و برجستهای داری سوره قلم آیه4 همچنین در تمام روایاتی که سخن از فلسفه احکام به میان آمده اشاره به تاثیرعبادت در تهذیب نفوس و پالایش روح و صفای دل شده است; از جمله در کلمات قصار امیرمؤمنان علی علیه السلام آمده است فرض الله الایمان تطهیرا من الشرک والصلوه تنزیها عن الکبر و الزکاه تسبیبا للرزق و الصیام ابتلا لاخلاص الخلق; خداوند ایمان را برای تطهیر دل از شرک واجب فرموده و نماز را برای پاک شدن از تکبر و زکات را سبب روزی قرار داده و روزه را وسیلهای برای پرورش اخلاص بندگان ... نهج البلاغه کلمات قصار جمله 252 . شبیه همین معنی با مختصر تفاوتی در خطبه معروف بانوی اسلام فاطمه زهرا س دیده میشود آنجا که میفرماید فجعل الله الایمان تطهیرا لکم من الشرک و الصلوه تنزیها لکم عن الکبر و الزکاه تزکیه للنفس و نما فی الرزق و الصیام تثبیتا للاخلاص ... ; خداوند ایمان را سبب پاکسازی شما از شرک قرار داده است و نماز را وسیلهای برای تطهیر قلوب از کبر و زکات را موجب تزکیه نفس از بخل و حرص و دنیا پرستی و نمو روزی و روزه را عامل تثبیتخلوص نیت . در حدیث معروفی که درباره نماز از پیامبراکرم صلی الله علیه و آله آمده نماز را تشبیه به نهر آب زلال جاری میکند که بر در خانه انسان باشد و همه روز انسان خود را پنجبار در آن شستوشو کند; بدیهی است که براثرآن چیزی از آلودگیها در وی باقی نمیماند; این حدیث نیز دلیل روشنی بر این مدعاست محجهالبیضا جلد 1 صفحه339 .و به همین ترتیب درباره هر یک از عبادات آثاری ذکر شده که شاهد گویای تاثیر عبادت … انسان وقتی عبادتی را خالصانه و مخلصانه و با حضور قلب انجام میدهد بعد از آن نورانیت و صفای دیگری در قلب و جان خود احساس میکند میل او به خوبیها بیشتر میشود و تنفر او از بدیها افزون میگردد; خود را به خدا نزدیکتر میبیند و روح خضوع و تواضع و عبودیت و تسلیم در برابر حق را در خود زنده میبیند. این نکته قابل توجه است که همه عبادات یک اثر مشترک دارند و هر کدام یک تاثیر ویژه اثر مشترک همه آنها پرورش روح خضوع و اخلاص و تسلیم در مقابل حق و بیداری و هوشیاری و ترک غفلت است. به طور کلی عبودیت نهایت اوج تکامل روح یک انسان و قرب او به خداست و عبودیت تسلیم مطلق در برابر ذات پاک اوست; عبادت تنها رکوع و سجود و قیام و قعود نیست بلکه روح عبادت تسلیم بی قید و شرط در برابر کمال مطلق و ذات بی مثالی است که از هر عیب و نقص مبراست.بدیهی است چنین عملی بهترین انگیزه توجه به کمال مطلق و پرهیز از هرگونه آلودگی و ناپاکی است; چرا که انسان سعی می کند خود را به معبود خویش نزدیک و نزدیکتر سازد تا پرتوی از جلال و جمال او در وجودش ظاهر شود که گاه از آن تعبیر به مظهر صفات خدا شدن می کنند.در حدیثی از امام صادق علیه السلام می خوانیم العبودیه جوهره کنهها الربوبیه; عبودیت گوهری است که ربوبیت در درون آن نهفته شده است مصباح الشریعه صفحه 536 طبق نقل میزان الحکمه واژه عبد اشاره به این که عبد تلاش و کوشش می کند که خود را در صفات شبیه معبود سازد و پرتوی از صفات جلال و جمال او را در خود منعکس کند و نیز انسان در سایه عبودیت به جای می رسد که به اذن پروردگار می تواند در جهان تکوین تدبیر و تصرف کند و صاحب ولایت تکوینیه شود همان گونه که آهن سرد و سیاه بر
شب زنده دارى ائمه اطهار عليهمالسلام
بر زمین میآمد و ابدا آن حضرت را تزلزلی نبود و وحشتی در ساحت وجود مقدسش راه نداشت ؛ به هنگام شب آن چنان در عبادت و گریه غرق بود که گاهی غش میکرد و مهمتر از همه اینکه حضرت علی بن الحسین علیهالسلامبا آن کثرت عبادت و نماز میفرمود ومن یقوی علی عباده علی بن ابیطالب علیه السلام؟چه انسانی را توانایی عبادت علی بن ابیطالب علیهالسلام است؟ امام صادق علیهالسلام میفرماید امام حسن علیهالسلام در زمان خود از همه اهل زمان عبادت و زهدش بیشتر بود.هرگاه یاد مرگ و قبر و بعث و نشور و گذشتن بر صراط میکرد گریه میکرد و چون عرض اعمال را بر حضرت حق توجه مینمود نعره میکشید و مدهوش میگشت و چون به نماز میایستاد بندهای بدنش میلرزید ؛ برای اینکه خود را در برابر حضرت ذوالجلال میدید و چون یاد بهشت و دوزخ میکرد مضطرب میشد مانند اضطراب کسی که دچار گزش مار و عقرب شده در آن حال از خداوند طلب بهشت میکرد و به حضرت او از عذاب جهنم پناه میبرد. ابن بابویه به سند معتبر از امام مجتبی علیهالسلام روایت میکند که حضرت فرمود در شب جمعه مادرم فاطمه علیهاالسلام در محراب خود ایستاده و مشغول بندگی حق تعالی گردید و پیوسته در رکوع و سجود و قیام و دعا بود تا صبح طالع شد.ابنعبد ربه - که از علمای بزرگ اهل سنت است - در کتاب عقد الفرید روایت کرده که خدمت حضرت علی بن الحسین عرض شد چرا اولاد پدر شما کم است؟فرمود تعجب است که چگونه مثل من اولادی از برای او باشد؟ چه آن که پدرم در هر شبانه روز هزار رکعت نماز میگذارد پس چه زمان فرصت رفتن پهلوی زن داشت؟امام چهارم علیهالسلام عابدترین مردم اهل روزگار بود و کسی از مردم عالم طاقت عبادت او را نداشتآن حضرت در شبانه روز هزار رکعت نماز میخواند و به وقت نماز بر بدنش لرزه میافتاد و رنگش زرد میشد و چون به نماز میایستاد مانند ساق درخت بیحرکت بود و چون به مالک یوم الدین میرسید چندان آن را تکرار میکرد که نزدیک بود قالب تهی کند و وقتی که به سجده میرفت سر بر نمیداشت تا عرق از جبین مبارکش جاری شود و شبها را به عبادت به روز میآورد.از حضرت صادق علیهالسلام روایت شده که پدرم امام باقر علیهالسلام فرمود روزی که بر پدرم علی بن الحسین علیهالسلام وارد شدم دیدم که عبادت در آن حضرت بسیار تاثیر کرده و رنگ مبارکش از بیداری زرد گردیده و دیدهاش از بسیاری گریه مجروح گشته و پیشانی نورانیش از کثرت سجود پینه کرده و قدم شریفش از زیادی قیام در نماز ورم کرده چون او را بر این حال مشاهده کردم خودم را نتوانستم از گریه حفظ کنم بسیار گریستم آن حضرت متوجه تفکر بودند بعد از زمانی به من نظر انداختند و فرمودند که بعضی از کتاب ها که عبادت علی علیهالسلام در آنجا نوشته شده به من ده چون بیاوردم و پارهای بخواندند بر زمین گذاشتند و فرمودند چه کسی یارای آن را دارد که مانند علی بن ابیطالب عبادت کند.برای هریک از ائمه علیهمالسلام به همینگونه عباداتی به خصوص به وقت شب نوشتهاند که انسان
عقاب و عذاب بی نماز !
انسان عاق پدر و مادر شدن ربا گرفتن خوردن مال یتیم به ناحق فرار از جهاد و تعرب بعد از هجرت. عبید میگوید از امام پرسیدم یک درهم از مال یتیم خوردن بزرگتر است یا ترک نماز؟ حضرت فرمود ترک نماز. عرض کردم شما ترک نماز را از گناهان کبیره به حساب نیاوردید. حضرت فرمود اولین چیزی که از گناهان کبیره برایت گفتم چه بود؟ عرض کردم کفر به خداوند. فرمود همانا تارک نماز کافر است. الکافی ج 2 ص 278 رسول خدا - صلی الله علیه وآله - من ترک الصلوه متعمدا من غیر عله فقد بر من ذمه الله و ذمه رسوله؛ کسی که نماز را عمدا و بدون علت ترک کند از امان خدا و رسولش دور خواهد بود 7- اگر اقامه کنندگان نماز نبودند بی نمازها در دنیا هلاک می شدند .امام صادق علیه السلام ان الله لیدفع بمن یصلی من شیعتنا عمن لا یصلی من شیعتنا و لو اجمعوا علی ترک الصلاه لهلکوا الکافی ج 2 ص 451 ؛ همانا خداوند به وسیله شیعیان نمازگزار ما از شیعیان بی نماز ما بلا را دفع می کند ولی اگر همه تارک نماز بودند هر آینه همه هلاک می شدند. 8 - لعن خدا بر تارک الصلوهحضرت علی - علیه السلام - اللهم العن من ترک الصلاه متعمدا مستدرکالوسائل ج 3 ص 91 ؛ خدایا لعنت کن کسی را که عمدا نماز را ترک کند. 9- مطرود اسلام و مسلمینرسول خدا - صلی الله علیه وآله - من اعان تارک الصلوه بلقمه او کسوه فکانما قتل سبعین نبیا اولهم ادم و اخرهم محمد جامعالاخبار ص 74 ؛ کسی که ترک کننده نماز را به دادن طعامی یا لباسی یاری کند مثل این است که هفتاد پیغمبر را کشته که اول آنها آدم و آخر آن ها محمد ص است . 10 - بدست آوردن زیان و خسران آخرتعبید بن زراره می گوید از امام صادق ع از سخن خدای عز و جل هر کس به ایمان کافر شود به تحقیق عملش نابود شده و او در آخرت از زیانکاران است المائده 5 آیه 5 پرسیدم فرمود ترک کردن نماز است چنان نمازی که به آن اقرار کرده است . بحارالانوار ج 79 ص 219 امام صادق علیه السلام ان الله لیدفع بمن یصلی من شیعتنا عمن لا یصلی من شیعتنا و لو اجمعوا علی ترک الصلاه لهلکوا؛ همانا خداوند به وسیله شیعیان نمازگزار ما از شیعیان بی نماز ما بلا را دفع می کند ولی اگر همه تارک نماز بودند هر آینه همه هلاک می شدند 11- بی بهره از اسلامامام صادق - علیه السلام - لا حظ فی الاسلام لمن ترک الصلاه بحارالانوار ج 79 ص 232 ؛ تارک نماز حظ و بهره ای از اسلام ندارد. 12- از بین رفتن دینرسول خدا - صلی الله علیه وآله - فمن ترک صلاته متعمدا فقد هدم دینه بحارالانوار ج 79 ص 202 ؛ کسی که عملا نمازش را ترک کند به تحقیق که دینش را منهدم کرده است . نتیجه با توجه به روایات گفته شده به راحتی می توان این نتیجه را گرفت که عاقبت شومی در انتظار بی نماز می باشد و از این نکته نیز نباید غافل شویم که همه ما بسیاری از ساعت های متمادی عمر خود را به خاطر کارهای بیهوده ای تلف می نمائیم ؛ کارهایی که انجام دادن و یا رها نمودن آنها تاثیر چندانی در زندگی مادی و معنوی ما ندارد پس چرا باید از عبادت
نقش انسان در مقدرات شب قدر
انسان را بر سرنوشت او ارزیابی کرد. می بینیم ابوبصیر که یک راوی زبردست و کار کشته در فن روایت است با پیش بردن مرحله به مرحله سوال ها در صدد آن است که ژرفای شب قدر و اهمیت عمل در آن شب را به دست آورد؛ امام ع هم چنان بر اهمیت عبادت در شب قدر پافشاری می فرمایند که رضایت نمی دهند بنده حتی اگر بیمار باشد از نتیجه اعمال صالح خویش محروم گردد. نکته در خور توجهی که تاثیر … بر می گردد و اینکه تا چه حد خود را آماده بهره برداری از برکات شب قدر و فضیلت های آن کرده باشند. اگر معنویاتی که در شب قدر نصیب انسان شده و در زندگی آن ها تحولی آفریده هیچ ارتباطی با آنان نداشته باشد و تنها به خدا و فرشتگان و نویسندگان مربوط باشد که هر چه بخواهند برای هر کس بدون ملاحظه حالاتش تقدیر کنند در این صورت مقتضای حکمت و مصلحت این است که یا به هیچ کس هیچ ندهند و یا آنچه می دهند به همه یکسان و علی السویه بدهند؛ در حالی که ما می دانیم همه برکات خداوندی در شب قدر برای بندگان سرازیر می گردد و با اختلاف و تفاوت به آنان داده می شود؛ پس نتیجه می گیریم تنها دلیل این تفاوت کارها و اعمال و میزان تلاش خود بندگان است و بس. نتیجه اینکه یکی از راه های رسیدن به اینکه آیا افراد در مقدرات منتخب قدر صاحب نقش هستند یا نه این است که ببینیم چه اندازه دگرگونی در همین شب با برکت در آنان ایجاد گشته است.شناساندن شب قدرخداوند تبارک و تعالی با نزول سوره ای خاص شب قدر را به مردم معرفی فرموده است. در دو آیه این سوره مبارکه فرموده است قرآن در شب قدر نازل شده و فرشتگان در آن شب فرود میآیند. سپس افزوده است شب سلامت است. و فرموده است عمل صالح در او برابر با عمل صالح در طول هزار ماه است. فردی به امام باقر ع عرض کرد مراد و مقصود از اینکه شب قدر بهتر از هزار ماه است چیست؟ حضرت فرمودند والعمل الصالح فیها من الصلاه والزکاه و انواع الخیر خیر من الف شهرلیس فیها لیله القدر ؛ کار شایسته از قبیل نماز و زکات صدقات و انفاقات و انواع خوبی ها در آن شب برتر از هر کار شایسته ای است که در مدت هزار ماه که شب قدر در آن نیست انجام شود. اگر کارهای نیک بندگان و چند برابر پاداش آن تاثیری در مقدرات و سرنوشت افراد در شب قدر ندارد از گفتن و دانستن آن چه سودی عاید بندگان می شود؟ اگر نزول قرآن در شب قدر و بیان کردن این مطلب سود و زیانی را متوجه هیچ کس نمی کند چه انگیزه ای در اعلام این شب نهفته است؟ اگر دانستن نزول فرشتگان در نتیجه تلاش افراد سودمند نباشد چرا باید مردم در جریان آن باشند و دانستن آن چه گره ای از کار بندگان می گشاید؟ می دانیم که کار بیهوده حتی از افراد عادی و معمولی پسندیده نیست چه رسد به پروردگار آسمان و زمین که هیچ کاری را بدون حکمت و مصلحت انجام نمی دهد. حکمت معرفی شب قدر به عنوان شبی که قرآن در آن نازل شده و شبی که مقدرات در آن سامان داده می شود این است که بنده سرنوشت و مقدرات خویش را به قرآن پیوند بزند و آن را سرمشق و سرچشمه فکر و عمل خویش قرار بدهداگر کردارش موافق با قرآن و در جهت آن باشد عمل کننده به آن سعادتمند است واگر خدای نکرده مخالف با قرآن باشد فاعل آن شقی خواهد بود.اجماع و سیره مسلمانانمی دانیم که همه دانشمندان اسلام و مسلمانان از هر فرقه و گروهی بر اهمیت شب قدر و احیای آن تاکید فراوان دارند و به شب زنده داری آن شب اهتمام می ورزند. نقل شده که یکی از دانشمندان بزرگ اسلام برای اینکه شب قدر را درک کند یک سال تمام یعنی حدود 357 شب از سر شب تا به صبح شب زنده داری کرد. این همه اقبال و توجه به تشکیل اجتماعات با شکوه برای خواندن دعا و مناجات و راز و نیاز و تضرع و ابتهال همراه گریه وزاری و استغفار برخاسته از یک واقعیت انکارناپذیر است و آن دخالت انسان ها در سرنوشت خودشان است.کار شایسته از قبیل نماز و زکات صدقات و انفاقات و انواع خوبی ها در آن شب برتر از هر کار شایسته ای است که در مدت هزار ماه که شب قدر در آن نیست انجام شود.سفارش امامان دین بر احیای شب قدر حتی در حال بیماریامام صادق ع به ابوبصیر می فرماید وصل فی کل واحده منهما مئه رکعه ؛ در هر یک از دو شب بیست و یکم و بیست و سوم صد رکعت نماز بخوان واحیهما ان استطعت الی النور ؛ تا می توانی آن دو شب را تا سپیده صبح شب زنده داری کن واغتسل فیهما ؛ در آن دو شب غسل کن. ابو بصیر عرض کرد اگر نتوانستم ایستاده نماز بخوانم؟ فرمودند نشسته بخوان. اگر باز هم نتوانستم؟ خوابیده بخوان.اگر باز هم نتوانستم؟ ایرادی ندارد که سر شب کمی بخوابی و باقی مانده شب را به هر نحوی که می توانی به عبادت بپردازی چون در ماه رمضان درهای آسمان گشوده است شیطان ها در زنجیرند و اعمال مومنان پذیرفته می شود. از حدیث فوق می توان تاثیر
اثر مهرورزى عالم دينى
انسان الهی از حکومت رضاخان قلدر و مستبد که در زمان وی با کمک استعمار پلید بر کشور ایران مسلط شده بود و همه ارزشهای دینی و اخلاقی را در معرض هجوم داشت و میخواست حجاب و عفت همه زنان را که از ضروریات دین بود نابود کند فوق العاده نفرت داشت و در عید نوروزی با زن و دختران رضاخان که به صورتی نامناسب در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها در جمع نامحرمان حاضر شده بودند برخورد کرد و آنان را از طریق امر به معروف و نهی از منکر به عفت و عصمت و حجاب و پاکدامنی و حفظ وقار و متانت دعوت نمود . خبر برخورد دینی و انسانی آن مرد خدا به حاکم قلدر و بیباک و حیوان صفت رسید چکمهپوش سفاک همراه دار و دسته بیدین و ستمکارش به قم آمد و آن چهره معنوی را در حرم حضرت معصومه ـ که معروف به آشیانه آل محمد است ـ زیر ضربات مشت و لگد گرفت و سپس او را با مامورانش روانه تهران کرد و به زندانی انداخت که اهل مملکت از نامش وحشت داشتند .پاسبانی خشن بداخلاق و بیدین که آخرتش را در برابر حقوقی اندک به ستمکاران زمان فروخته بود مامور او شد ولی پس از مدتی عبادات و اخلاق و کرامت و مهرورزی آن انسان والا چنان اثری بر روحیات و خلقیات آنپاسبان گذاشت که وی را به مردی نرمخو خوشاخلاق آرام متین و اهل نماز و راز و نیاز با خدا تبدیل کرد . گزارش تاثیر نفس الهی آن مرد در مامور زندان سبب شد که آنمامور را از آن ماموریت برداشتند و به جای او پاسبانی یهودی مذهب گذاشتند ولی دیری نگذشت که آن پاسبان هم تحت تاثیر آن انسان والا به مسلمانی ناب و اهل عبادت
اميد داشتن به لطف الهی چگونه با تلاش و اراده انسانی سازگار است؟
بر اساس قانون علی و معلولی و نظام اسباب و مسببات جریان یابد. به همین جهت برای پیدایش هر چیزی و پدیده ای علتی قرار داده و راهی تعیین فرموده است.این سخن امام صادق ع برگرفته از آیه 3 سوره طلاق است که می فرماید قد جعل الله لکل شی قدرا؛ خداوند برای هر چیزی اندازه و راه و قانونی قرار داده است. توکل به خدا و به لطف او امیدوار بودن به معنی ژرف نگری و بلند نظری و عدم وابستگی به قدرتی غیر از خدا است. به بیان دیگر هر خاصیت و اثری که در علل و عوامل مادی و غیر مادی وجود دارد و هر قدرتی که درانسان و ابزارهای مصنوع او موجود است همه اش از خدا است. انسان باید با بکارگیری عقل و تدبیر به سعی و تلاش منظم و برنامه ریزی شده اش ادامه دهد و به لطف الهی امیدوار باشد تا او را به هدف برساند و بداند که بر اساس آیه و ان لیس للانسان الا ما سعی بهره ای برای انسان جز در سایه سعی و تلاش نیست. دعا و امیدواری به لطف الهی بدون حرکت و تلاش مثل تیراندازی بدون تفنگ و وسیله تیر اندازی است که جز خیال پروری چیزی نیست. در حدیث آمده است الداعی بلا عمل کالقوس بلاوتر؛ دعای بدون کار و عمل مثل تیر انداختن بدون کمان و تفنگ است. یکی از یاران امام صادق ع مدتی خدمتش نرسیده بود. حضرت جویای حال او شد. عرض کردند او کار و تجارت را ترک کرده و به عبادت رو آورده است. حضرت فرمود وای بر او آیا نمی داند کسی که کار و کسب را ترک کند دعایش مستجاب نمی شود.شخصی که تاثیر
اثر مهرورزى عالم دينى
انسان الهی از حکومت رضاخان قلدر و مستبد که در زمان وی با کمک استعمار پلید بر کشور ایران مسلط شده بود و همه ارزشهای دینی و اخلاقی را در معرض هجوم داشت و میخواست حجاب و عفت همه زنان را که از ضروریات دین بود نابود کند فوق العاده نفرت داشت و در عید نوروزی با زن و دختران رضاخان که به صورتی نامناسب در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها در جمع نامحرمان حاضر شده بودند برخورد کرد و آنان را از طریق امر به معروف و نهی از منکر به عفت و عصمت و حجاب و پاکدامنی و حفظ وقار و متانت دعوت نمود.خبر برخورد دینی و انسانی آن مرد خدا به حاکم قلدر و بیباک و حیوان صفت رسید چکمهپوش سفاک همراه دار و دسته بیدین و ستمکارش به قم آمد و آن چهره معنوی را در حرم حضرت معصومه- که معروف به آشیانه آل محمد است- زیر ضربات مشت و لگد گرفت و سپس او را با مامورانش روانه تهران کرد و به زندانی انداخت که اهل مملکت از نامش وحشت داشتند.پاسبانی خشن بداخلاق و بیدین که آخرتش را در برابر حقوقی اندک به ستمکاران زمان فروخته بود مامور او شد ولی پس از مدتی عبادات و اخلاق و کرامت و مهرورزی آن انسان والا چنان اثری بر روحیات و خلقیات آن پاسبان گذاشت که وی را به مردی نرمخو خوشاخلاق آرام متین و اهل نماز و راز و نیاز با خدا تبدیل کرد.گزارش تاثیر نفس الهی آن مرد در مامور زندان سبب شد که آن مامور را از آن ماموریت برداشتند و به جای او پاسبانی یهودی مذهب گذاشتند ولی دیری نگذشت که آن پاسبان هم تحت تاثیر آن انسان والا به مسلمانی ناب و اهل عبادت
وقوف به منى
بر شعائر.و این همه در سرزمین منی و اعمال مربوط به آن متجلی است گر چه نفوس به حکمت و رموز بعضی از اعمال منی آشنائی ندارند ولی باید به قصد انجام امر الهی انجام دهند که احکامی را که عقل انسان از درک حقیقت آن عاجز و به کنه معنا و اثراتی که بر آن مترتب است راه نمییابد و طبیعت آدمی به آن انس ندارد مانند انداختن هفت سنگریزه به ستوتی معین پذیرفتن آن نیست مگر به جهت صدور فرمان و قصد امتثال از جهت این که فرمان و دستور است و اطاعت از آن واجب.انجام این قبیل عبادات که در تزکیه نفوس و برگرداندن آنها از مقتضیات طبع و بدی و ستم و مایل گشتن نفوس به خداوند متعال و آراسته شدن به اخلاق حضرتش تاثیر کامل دارد شایسته است برترین انواع عبادت … انسان به تدریج مغلوب و محکوم آن برنامهها شده و از وجود او موجودی تبهکار و آلوده و ستمگر ساخته میشود.راه حفظ حد و حدود عاقلانه و حکیمانه این امور فقط و فقط عبادت و بندگی حق و رعایت تقواست.بندگان واقعی حق چراغ زندگی و گل گلستان حیات و گوهر گران بهای صدف آفرینش اند.بینایان راه فرموده اند مقصود اصلی و هدف حقیقی از آفرینش انسان معرفت حق و رسیدن به عشق او و مانوس شدن با حضرت اوست. رسیدن به این مقام موقوف بر صفای نفس و تجرد آن از هوا و هوس است هر اندازه که صفای نفس بیشتر و وارستگی آن فزونتر باشد انس و علاقه آن نسبت به خداوند متعال شدیدتر خواهد بود.بدیهی است که صفای نفس و تجرد آن منوط است به پیراستگی از شهوات حیوانی و اجتناب از لذتهای حرام و آرزوهای پست و دست نیافتنی و عدم تعلق قلب به مال و منال دنیوی زیرا همه اینها در صورتی که خارج از حدود شرع باشد موانعی هستند که انسان را از معارف الهی و نفخات قدسی باز میدارند و هیچ چیز روح انسانی را از نزدیک شدن به عالم قدس که از آن نزول یافته مانع نمیشود مگر آنچه که به نام مشتهیات نفسانی نامیده شده از قبیل غرائز حیوانی و ناستوده هایی اخلاقی و کردارهای شیطانی و هم چنان که ظرف تا هنگامی که از آب پر باشد ورود هوا به داخل آن امکان ندارد نفوس انسانی نیز تا خالی و وارسته از صفات و ملکات نکوهیده نباشد نور حق چنان که شایسته است.در پاکی و روشنی نفس تاثیر
خوشرويى و خوشخويى
انسان با هم و کیفیت اینرویارویی چهرهها نقش عمده در نحوه گفتار و رفتار دارد و رمزگشایش قفل دلهاست. خوشرویی هم در نگاه مطرح است هم در لبخند.هم در گفتار آشکار میشود هم در رفتار.چه بسا رابطهها و دوستیهایی که با ترشرویی و اخم کردن و عبوس شدن به هم خورده است. از سوی دیگر مبدا بسیاری از آشناییها هم یک تبسم بوده است.وقتی با چهره شکفته و باز با کسی روبهرو میشوید در واقع کلید محبت و دوستی را به دست او دادهاید. برعکس چهره اخمو وابروهای گرهخورده و صورت درهم و بسته دریچه ارتباط وصمیمیت را میبندد.اگر این خوشرویی و خندهرویی با نیت پاک و الهی انجام گیردعلاوه بر تاثیر محبتآفرین حسنه و عبادت
مراتب معرفت
بر آن که خارج از ذات خداوند واجب الوجود دیگری وجود ندارد ذات خداوند نیز منزه از هر گونه کثرت و ترکیب است. توحید افعالیخداوند همان طور که در ذات شریک ندارد در فاعلیت نیز شریکی ندارد همه موجودات وابسته به اویند و هیچ فعلی از موجودات مستقل از فاعلیت خداوند نیست و تاثیر هر فاعلی در عالم قائم به خداوند است. انسان اگر چه در سرنوشت خویش مؤثر است ولی این تاثیر را به حول و قوه الهی داراست نه آن که فاعلی هم عرض با خداوند باشد هر فعل و حرکتی در عالم به فعل و اراده خداوند وابسته است و هیچ موجودی وانهاده به خود نیست. توحید در عبادتاعتقاد به یگانگی ذات و توحید صفات و افعال خداوند در انسان بینشی پدید میآورد که او را به برقراری رابطهای خاص با خدا و جهان وادار میکند. انسانی که از لحاظ نظری به توحید ذات و صفات و افعال خداوند باور داشته باشد در عمل به سوی خداوند میشتابد و توحید عملی را در خود محقق میسازد. توحید نظری علاوه بر آن که کمال قوه نظری نفس است مبدا افعال و رفتاری در انسان میشود که کمالات دیگری نیز در او پدید میآورد. توحید در عبادت … بر آن که انسان تحت تاثیر گرایشات نفسانی نباشد بنابراین باید گفت رسیدن به مرتبه علم الیقین نیز نیازمند مجاهده با نفس است فردی میتواند نتایج براهین کلامی و فلسفی را بپذیرد و به آنها معتقد شود که نفس خود را تربیت کرده باشد و با تمرین و ممارست آموخته باشد که در مسیر کشف حقیقت از گرایشات نفسانی مزاحم پرهیز کند و فقط تابع حکم عقل خویش گردد تربیت نفس به گونهای که در برابر حکم عقل تسلیم باشد اختصاص به مؤمنین ندارد یعنی فرد غیر مؤمن هم میتواند در این مرحله با نفس خود مبارزه کند و خود را به تابیعت حکم عقل عادت دهد.البته اگر کسی بتواند چنین کاری کند به زودی ایمان در دل او راه خواهد یافت زیرا ایمان به خدا و معارف دین مطابق حکم عقل است. دومین مرتبه یقین عین الیقین نام دارد در این مرتبه حقیقت به کمک بصیرت درونی مشاهده میشود و به صورت روشنتر و آشکارتر بر صاحب یقین معلوم میگردد. شخص در مرتبه علم الیقین از طریق لوازم و وسایط حقیقت را در مییافت ولی در مرتبه عین الیقین خود حقیقت را میبیند. برای تشبیه گفتهاند که علم الیقین مانند آگاهی از وجود آتش به واسطه مشاهده دود است و عین الیقین همچون آگاهی از وجود آتش با مشاهده خود آن است عین الیقین نیز نیازمند مجاهده با نفس و تصفیه باطن از آلودگی هاست کسی میتواند به این مرتبه برسد که بر گرایشات نفسانی خود مسلط باشد از ارتکاب گناه پرهیز کند و ریاضتهای شرعی را تحمل کند. تفاوت مجاهده با نفس در این مرتبه با مرتبه علم الیقین این است که در این مرتبه فرد به سبب داشتن علم الیقین به مرتبه نخست ایمان راه یافته و تصفیه باطن خود را باید با تبعیت از شریعت صورت دهد بنابراین میتوان درک رتبه عین الیقین را مخصوص مؤمنان دانست. انسان مؤمن در اثر پیروی از فرمان پروردگار خود مرتبه یقین خود را بالا میبرد و بر کمال قوه عاقله خویش میافزاید و عمل صالح را نردبان کمال حقیقی خویش قرار میدهد. مرتبه سوم از مراتب یقین حق الیقین است. در این مرحله انسان خود و همه هستی را فقیر مییابد آن گونه که فیض دائمی خداوند به آنان میرسد. درک انسان در این مرتبه از مشاهده هم واضحتر و نزدیکتر است. مانند کسی که داخل در آتش شود. چنین فردی علاوه بر مشاهده حرارت آتش را با همه وجود احساس میکند پس درک عمیقتر و نزدیکتری از آتش دارد صاحب حق الیقین نیز حضور خداوند را با همه وجود حس میکند و خود را پیوسته دریافت کننده فیض خداوند میبیند رسیدن به این مرتبه با ریاضتها و مجاهدتهای دشوارتری ممکن میشود. باید علایق مادی و دنیایی را ترک گفت و عمل صالح و تصفیه باطن را ادامه داد تا جایی که حتی تخیلات انسان در اختیار خود او باشد و از آلودگی دنیا پیراسته شود. مرتبه بالاتر از حق الیقین مرتبه فنا است انسان عارف در اثر سیر و سلوک و انجام ریاضتهای شرعی به مرتبهای میرسد که خود را نمیبیند و جز وجود خداوند مطلق وجودی را مشاهده نمیکند و در نظر او موجودات دیگر حبابهای روی آبند که هیچ اصالتی ندارند و تنها دریایی که زیر این حبابها و کفهاست حقیقت دارد. عارف وقتی که علم و قدرت و ارادهای جز علم و اراده و قدرت خداوند نبیند به این مقام رسیده است. دستیابی به این مراتب فقط از طریق ریاضتهای شرعی امکانپذیر است و پایداری و خلوص و توکل میخواهد و مهمتر از همه نیازمند راهنمایی معلمان و مربیان آزموده و عارف است سالک این طریق باید از تعلیم و تربیت انسانهای راه رفته بهره گیرد و در تمامی مسیر عقل و شرع را چراغ هدایت و میزان سنجش خطا از صواب قرار دهد و به هیچ بهانهای از این دو تخطی نکند و گرنه در خطر سقوط و در معرض هلاک خواهد بود. انواع توحیدمعرفت حقیقی به خداوند معرفت به وجود و صفات اوست کسی که به خداوند معرفت دارد به یگانگی او آگاه است اعتقاد به توحید رابطه انسان و خداوند را تشکیل میدهد در نتیجه همه اعمالی که این عقیده را تقویت میکنند از لحاظ اخلاقی ارزشمند هستند و به کمال حقیقی انسان کمک میکنند از سوی دیگر عقیده به توحید در اعمال و روابط دیگر انسان نیز تاثیر فراوانی دارد. انسان موحد در روابط خود با دیگر انسانها و محیط به گونهای عمل میکند که با رفتار و عمل انسانهای مشرک متفاوت است. توحید عقیدهای ظریف و دقیق است که شناخت تفصیلی آن نیازمند آگاهی از انواع آن است انواع توحید عبارتند از توحید ذات توحید صفات توحید افعال و توحید در عبادت
مراتب معرفت
بر آن که خارج از ذات خداوند واجب الوجود دیگری وجود ندارد ذات خداوند نیز منزه از هر گونه کثرت و ترکیب است. توحید افعالیخداوند همان طور که در ذات شریک ندارد در فاعلیت نیز شریکی ندارد همه موجودات وابسته به اویند و هیچ فعلی از موجودات مستقل از فاعلیت خداوند نیست و تاثیر هر فاعلی در عالم قائم به خداوند است. انسان اگر چه در سرنوشت خویش مؤثر است ولی این تاثیر را به حول و قوه الهی داراست نه آن که فاعلی هم عرض با خداوند باشد هر فعل و حرکتی در عالم به فعل و اراده خداوند وابسته است و هیچ موجودی وانهاده به خود نیست. توحید در عبادتاعتقاد به یگانگی ذات و توحید صفات و افعال خداوند در انسان بینشی پدید میآورد که او را به برقراری رابطهای خاص با خدا و جهان وادار میکند. انسانی که از لحاظ نظری به توحید ذات و صفات و افعال خداوند باور داشته باشد در عمل به سوی خداوند میشتابد و توحید عملی را در خود محقق میسازد. توحید نظری علاوه بر آن که کمال قوه نظری نفس است مبدا افعال و رفتاری در انسان میشود که کمالات دیگری نیز در او پدید میآورد. توحید در عبادت … بر آن که انسان تحت تاثیر گرایشات نفسانی نباشد بنابراین باید گفت رسیدن به مرتبه علم الیقین نیز نیازمند مجاهده با نفس است فردی میتواند نتایج براهین کلامی و فلسفی را بپذیرد و به آنها معتقد شود که نفس خود را تربیت کرده باشد و با تمرین و ممارست آموخته باشد که در مسیر کشف حقیقت از گرایشات نفسانی مزاحم پرهیز کند و فقط تابع حکم عقل خویش گردد تربیت نفس به گونهای که در برابر حکم عقل تسلیم باشد اختصاص به مؤمنین ندارد یعنی فرد غیر مؤمن هم میتواند در این مرحله با نفس خود مبارزه کند و خود را به تابیعت حکم عقل عادت دهد.البته اگر کسی بتواند چنین کاری کند به زودی ایمان در دل او راه خواهد یافت زیرا ایمان به خدا و معارف دین مطابق حکم عقل است. دومین مرتبه یقین عین الیقین نام دارد در این مرتبه حقیقت به کمک بصیرت درونی مشاهده میشود و به صورت روشنتر و آشکارتر بر صاحب یقین معلوم میگردد. شخص در مرتبه علم الیقین از طریق لوازم و وسایط حقیقت را در مییافت ولی در مرتبه عین الیقین خود حقیقت را میبیند. برای تشبیه گفتهاند که علم الیقین مانند آگاهی از وجود آتش به واسطه مشاهده دود است و عین الیقین همچون آگاهی از وجود آتش با مشاهده خود آن است عین الیقین نیز نیازمند مجاهده با نفس و تصفیه باطن از آلودگی هاست کسی میتواند به این مرتبه برسد که بر گرایشات نفسانی خود مسلط باشد از ارتکاب گناه پرهیز کند و ریاضتهای شرعی را تحمل کند. تفاوت مجاهده با نفس در این مرتبه با مرتبه علم الیقین این است که در این مرتبه فرد به سبب داشتن علم الیقین به مرتبه نخست ایمان راه یافته و تصفیه باطن خود را باید با تبعیت از شریعت صورت دهد بنابراین میتوان درک رتبه عین الیقین را مخصوص مؤمنان دانست. انسان مؤمن در اثر پیروی از فرمان پروردگار خود مرتبه یقین خود را بالا میبرد و بر کمال قوه عاقله خویش میافزاید و عمل صالح را نردبان کمال حقیقی خویش قرار میدهد. مرتبه سوم از مراتب یقین حق الیقین است. در این مرحله انسان خود و همه هستی را فقیر مییابد آن گونه که فیض دائمی خداوند به آنان میرسد. درک انسان در این مرتبه از مشاهده هم واضحتر و نزدیکتر است. مانند کسی که داخل در آتش شود. چنین فردی علاوه بر مشاهده حرارت آتش را با همه وجود احساس میکند پس درک عمیقتر و نزدیکتری از آتش دارد صاحب حق الیقین نیز حضور خداوند را با همه وجود حس میکند و خود را پیوسته دریافت کننده فیض خداوند میبیند رسیدن به این مرتبه با ریاضتها و مجاهدتهای دشوارتری ممکن میشود. باید علایق مادی و دنیایی را ترک گفت و عمل صالح و تصفیه باطن را ادامه داد تا جایی که حتی تخیلات انسان در اختیار خود او باشد و از آلودگی دنیا پیراسته شود. مرتبه بالاتر از حق الیقین مرتبه فنا است انسان عارف در اثر سیر و سلوک و انجام ریاضتهای شرعی به مرتبهای میرسد که خود را نمیبیند و جز وجود خداوند مطلق وجودی را مشاهده نمیکند و در نظر او موجودات دیگر حبابهای روی آبند که هیچ اصالتی ندارند و تنها دریایی که زیر این حبابها و کفهاست حقیقت دارد. عارف وقتی که علم و قدرت و ارادهای جز علم و اراده و قدرت خداوند نبیند به این مقام رسیده است. دستیابی به این مراتب فقط از طریق ریاضتهای شرعی امکانپذیر است و پایداری و خلوص و توکل میخواهد و مهمتر از همه نیازمند راهنمایی معلمان و مربیان آزموده و عارف است سالک این طریق باید از تعلیم و تربیت انسانهای راه رفته بهره گیرد و در تمامی مسیر عقل و شرع را چراغ هدایت و میزان سنجش خطا از صواب قرار دهد و به هیچ بهانهای از این دو تخطی نکند و گرنه در خطر سقوط و در معرض هلاک خواهد بود. انواع توحیدمعرفت حقیقی به خداوند معرفت به وجود و صفات اوست کسی که به خداوند معرفت دارد به یگانگی او آگاه است اعتقاد به توحید رابطه انسان و خداوند را تشکیل میدهد در نتیجه همه اعمالی که این عقیده را تقویت میکنند از لحاظ اخلاقی ارزشمند هستند و به کمال حقیقی انسان کمک میکنند از سوی دیگر عقیده به توحید در اعمال و روابط دیگر انسان نیز تاثیر فراوانی دارد. انسان موحد در روابط خود با دیگر انسانها و محیط به گونهای عمل میکند که با رفتار و عمل انسانهای مشرک متفاوت است. توحید عقیدهای ظریف و دقیق است که شناخت تفصیلی آن نیازمند آگاهی از انواع آن است انواع توحید عبارتند از توحید ذات توحید صفات توحید افعال و توحید در عبادت
ایمان و تأثیر آن بر مبادی رفتار
انسان سر می زند مبتنی بر علت ها و مقدماتی است که از آن با عنوان مبادی رفتار یاد می شود. در اینجا در صدد بیان رابطه ایمان با مبادی رفتار هستیم. بدین روی پس از تعریف ایمان و ویژگی های اساسی آن مبتنی بودن ایمان بر بینش و گرایش قلبی بودن و اختیاری بودن به بیان مبادی رفتار از دیدگاه فلسفه اخلاق و روان شناسی پرداخته ایم.مبدا رفتار در حقیقت همان پاسخی است که به پرسش علت بروز رفتارهای ویژه داده می شود. هر دانشی بر اساس هدف روش و موضوع خود مبدا رفتار را تعریف کرده است. دانش فلسفه مبدا رفتار را نفس انسان می داند که از طریق قوا کارهای خود را انجام می دهد. در علم اخلاق صفات که در اثر تکرار رفتارها به صورت ملکه درآمده به عنوان مبدا رفتارهای اخلاقی معرفی شده است و در دانش روان شناسی نیز انگیزش به عنوان مبدا رفتار معرفی شده است. ساز و کار این تاثیر و تاثر را می توان چنین تبیین کرد چون ایمان ترکیبی از شناخت و گرایش است و جایگاه آن نفس قلب انسان است از این طریق شوق و اراده انسان را جهت داده و در نتیجه رفتاری متناسب با خود را بروز می دهد. ایمان بینش ویژه ای از خالق و مخلوق و ارتباط انسان با موجودات عالم ارائه می نماید. این بینش و گرایش های درونی هر کدام زمینه ساز رفتارهای انسان در ارتباط با خداوند و ارتباط انسان با خود و دیگران می شوند. به دنبال تکرار این رفتارها در موقعیت های مشابه ملکات و صفات انسان شکل می گیرد. هرچند حقیقت طلبی و تمایلات لذت جویانه و سعادت خواهانه در انسان ذاتی است و ریشه فطری دارد اما شناخت ایمانی آنها را به سمت و سوی خاصی هدایت می کند و بر شیوه ارضای غرایز تاثیر می گذارد. حتی خورد و خوراک انسان را به سوی تقرب الی الله و انجام عبادت
آیا دعا در جلوگیری از لغزش بچه تاثیر دارد؟
انسان بیشتر آشکار می گردد و بی آنکه کسی او را تعلیم دهد خود به خود به درگاه الهی روی می آورد و التماس می کند.تاریخ دعا با شروع آفرینش همراه بوده است آدم و حوا در بهشت و بعد از هبوط به زمین نیایشهایی داشته اند که بعضی از آنها در آیات قرآن و احادیث معصومین بیان گردیده است. همچنین از سایر انبیای الهی و امتهای آنان در آیات و روایات دعاهای بسیار نقل شده است. در تاریخ اسلام علاوه بر ادعیه بسیاری که در آیات قرآن مجید آمده و جمعی از دانشوران آنها را در آثار جداگانه ای تدوین نموده اند هر یک از پیشوایان معصوم ع نیز دعاهای بسیاری به مردم آموخته اند.به طوری که در آیات و روایات تصریح شده و به تجربه ثابت است؛ در هر امری دعا نافذ است و موثر - به جز دعاهایی که قابل اجابت نیست و بیان خواهد شد – .کسانی که می پندارند سرنوشت انسان و جهان به طور کامل مقدر و تعیین گردیده و برای تغییر آن هیچ راهی وجود ندارد سخت در اشتباهند. گذشته از سخنان قاطع پیشوایان دین در نکوهش و بطلان این طرز فکر در عمل و رفتار آنها نیز می بینیم که در مواقع گوناگون دعا کرده اند و یا دیگران را به دعا دستور فرموده اند. پیامبر اکرم ص فرمودند چیزی غیر از دعا پیش آمدهای ناروا را باز نمی گرداند 1 .دعا معارضه با طبیعت نیست تا بگوئی موجودات غیبی مقهور طبیعت اند و با او بر نمی آیند بلکه طبیعت هم به تدبیر ملائکه است. اگر خدای بخواهد بیماری که اجل محتوم بر وی ننوشته گاه به داروئی بهبود می یابد و گاه به داروئی دیگر و گاه به تاثیر دعای یکی از اولیا و توسل به مقربان درگاه الهی چون سبب شفا یک چیز نیست. چنانکه تاثیر یک دارو منافی تاثیر داروئی دیگر نیست. تاثیر دعا منافی دوا نیست. شبهه بیشتر مردم از آن است که طبایع این جهان را به امر خدا نمی دانند؛ تصور می کنند طبیعت ضد خدا و خدا ضد طبیعت است.دین بر پایه عبادت
عبودیت و بندگی
تاثیر عبادت و نیایش در تهذیب نفوس و پرورش فضائل اخلاقی قبل از هر چیز باید با مفهوم و حقیقت عبادت آشنا شد.گرچه بحث درباره حقیقت عبادت سخنی مبسوط و گسترده را می طلبد و بزرگان در تفسیر و اخلاق و فقه و حدیث درباره ی آن سخن بسیار گفته اند اما در یک اشاره کوتاه چنین می توان گفت برای یافتن حقیقت عبادت باید به واژه عبد و مفهوم آن که ریشه ی اصلی عبادت است توجه نمود. عبد از نظر لغت به انسانی گفته می شود که سر تا پا تعلق به مولا و صاحب خود دارد؛ اراده اش تابع اراده ی او و خواستش تابع خواست اوست؛ در برابر او خود را مالک چیزی نمی داند و در اطاعت او سستی به خود راه نمی دهد.بنابراین عبودیت اظهار آخرین درجه ی خضوع در برابر کسی است که همه چیز از ناحیه ی او است و به خوبی می توان نتیجه گرفت که تنها کسی می تواند معبود باشد که نهایت انعام و اکرام را کرده است و او کسی جز خدا نیستبه تعبیر دیگر و از بعد دیگر عبودیت نهایت اوج تکامل روح یک انسان و قرب او به خداست و عبودیت تسلیم مطلق در برابر ذات پاک اوست؛ عبادت تنها رکوع و سجود و قیام و قعود نیست بلکه روح عبادت تسلیم بی قید و شرط در برابر کمال مطلق و ذات بی مثالی است که از هر عیب و نقص مبراست.بدیهی است چنین عملی بهترین انگیزه ی توجه به کمال مطلق و پرهیز از هرگونه آلودگی و ناپاکی است؛ چرا که انسان سعی می کند خود را به معبود خویش نزدیک و نزدیکتر سازد تا پرتوی از جلال و جمال او در وجودش ظاهر شود که گاه از آن تعبیر به مظهر صفات خدا شدن می کنند. در حدیثی از امام صادق ـ علیه السلام ـ می خوانیم العبودیه جوهره کنهها الربوبیه؛ عبودیت گوهری است که ربوبیت در درون آن نهفته شده است. 1 اشاره به این که عبد تلاش و کوشش می کند که خود را در صفات شبیه به معبود سازد و پرتوی از صفات جلال و جمال او را در خود منعکس کند و نیز انسان در سایه ی عبودیت به جایی می رسد که به اذن پروردگار می تواند در جهان تکوین تدبیر و تصرف کند و صاحب ولایت تکوینیه شود همان گونه که آهن سرد و سیاه بر … تاثیر عبادت را در پرورش فضایل اخلاقی در آیات قرآن بررسی می کنیم.1. ای مردم پروردگار خود را پرستش کنید آن کس که شما و کسانی را که پیش از شما بودند آفرید تا پرهیزگار شوید.2. ای کسانی که ایمان آورده اید روزه بر شما نوشته شده همان گونه که بر کسانی که قبل از شما بودند نوشته شد تا پرهیزکار شوید.3. ... و نماز را بر پا دار که نماز انسان … عبادت زر کنند.در همین راستا در نخستین آیه همه ی انسانها را بدون استثنا مخاطب ساخته و راه تقوا را این گونه به آنها نشان می دهد؛ می فرماید ای مردم پروردگارتان را که شما و پیشینیان شما را آفریده پرستش کنید تا پرهیزکار شوید یا ایها الناس اعبدوا ربکم الذی خلقکم و الذین من قبلکم لعلکم تتقون 2 تکیه بر آفرینش پیشینیان ممکن است اشاره به این باشد که اعراب جاهلی برای توجیه پرستش بتها تکیه بر فعل پیشینیان داشتند آیه ی فوق می گوید خداوند هم آفریدگار شماست و هم آفریننده ی پیشینیان است؛ آری او خالق همه کس و همه چیز و مالک همه کس و همه چیز است؛ و تنها او شایسته ی عبادت است نه بتها؛ اگر رو به سوی عبودیت خالص او آرید شکوفه های تقوا بر شاخسار جان شما آشکار می شود؛ و این آلودگیهای اخلاقی شما ناشی از عبادت خرافی شماست.این آیه رابطه ی نزدیک تقوا و عبادت را به طور مطلق بیان می کند.در حالی که در آیه ی بعد به رابطه ی روزه ـ که یکی از عبادات مهم است ـ و تقوا اشاره شده است؛ می فرماید ای کسانی که ایمان آورده اید روزه بر شما نوشته شده ـ همان گونه که بر کسانی که قبل از شما بودند نوشته شد ـ تا پرهیزگار شوید یا ایها الذین آمنوا کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم تتقون 3 هر کس به روشنی در می یابد که به هنگام روزه داشتن نور و صفای تازه ای در دل احساس می کند خود را به نیکیها نزدیکتر و از زشتیها و بدیها دورتر می بیند حتی آمارهای مستند نشان می دهد که در ایام ماه مبارک رمضان سطح جرائم در جامعه ی روزه دار بسیار پایین می آید تا آنجا که ماموران انتظامی به اعتراف خودشان در این ماه به کارهای عقب مانده ی ماههای دیگر می پردازنداین امور به خوبی نشان می دهد که هر قدر انسان به عبودیت خداوند نزدیکتر شود از زشتیها دورتر خواهد شد.در سومین آیه به رابطه ی نزدیک نماز و پرهیز از گناه و فحشا و منکر اشاره شده است؛در این آیه شخص پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ به عنوان یک الگو و اسوه مخاطب به این خطاب شده است نماز را برپا دار که نماز انسان را از زشتیها و گناه باز می دارد و اقم الصلاه ان الصلاه تنهی عن الفحشا و المنکر 4 فحشا و منکرات مجموعه ی افعال غیراخلاقی است و می دانیم تمام افعال غیر اخلاقی سرچشمه ای از صفات ضد ارزشی در درون جان انسان دارد؛ و به تعبیر دیگر همیشه اخلاق درونی است که در اخلاق برونی اثر می گذارد.تاثیر نماز در باز داشتن از فحشا و منکر نیز درست به همین دلیل است؛ زیرا نماز با افعال و اذکار بسیار پرمحتوایش انسان را در جهانی برتر و والاتر جهان قرب به خدا وارد می کند؛ و این نزدیکی او را از سرچشمه های اصلی فحشا و منکر که همان هوای نفس و حب افراطی به دنیا است دور می سازد.به همین دلیل نمازگزاران واقعی کمتر گرد گناه می گردند؛ و هر قدر نماز روح و جان و محتوای بیشتری داشته باشد به همان نسبت انسان از منکرات و زشتیها دورتر می شود و شکوفه های فضایل و اخلاق در درون جانش آشکارتر می گردد.در چهارمین آیه بعد از اشاره به بعضی از رذایل اخلاقی مانند جزع و بی تابی به هنگام بروز مشکلات و بخل به هنگام دست یافتن به خیرات تنها نمازگزاران را استثنا می کند و می فرماید انسان حریص و کم طاقت آفریده شده است هنگامی که بدی به او رسد بی تابی می کند و هنگامی که خوبی به او رسد بخل می ورزد و مانع دیگران می شود مگر نمازگزاران آنها که نماز را به طور مرتب به جا می آورند. ان الانسان خلق هلوعا اذا مسه الشر جزوعا و اذا مسه الخیر منوعا الا المصلین الذین هم علی صلاتهم دائمون 5 این آیات به روشنی ثابت می کند که توجه به ذات پاک پروردگار و عبادت و نیایش در پاکسازی روح و جان از رذائل اخلاقی مانند بخل و جزع و بی تابی اثر مستقیم دارد.در پنجمین آیه اشاره به تاثیر
روش تقويت تقواي الهي
انسان باید در روح خود حالت و قوتی را ایجاد کند که به او مصونیت اخلاقی بدهد و در هر شرایطی او را از انجام گناه باز دارد.تقوا در بینش اسلامی باید همراه با بصیرت و آگاهی باشد و الا ضرر آن کمتر از فایده آن نمی باشد. بعنوان مثال خوارج کسانی بودند که در اثر کثرت عبادت اثر سجده بر پیشانی آنها نمایان بود؛ اما از آنجا که تقوا و ایمان آنها از روی شناخت نبود علیه امام زمان خویش طغیان کردند. در ضمن داشتن تقوا اختصاص به امت و افراد خاصی ندارد و در میدان مبارزه با نفس بعنوان یک عامل حیاتی و موثر باید حضور فعال داشته باشد.روش های تقویت تقوا1. ترک گناه کسی که قصد دارد در راه تقوا قدم بگذارد اولین چیزی را که باید رعایت کند ترک گناهان است. پایه تقوا و اساس دنیا و آخرت ترک گناهان است. حضرت موسی ـ علیه السلام ـ از خضر ـ علیه السلام ـ سوال کرد چه کاری انجام داده ای که من مامور شده ام شاگرد تو باشم؟ حضرت خضر فرمود با ترک گناه. 1 2. مراقبت در گفتار تقوای لفظی همان نگهداری زبان است از سخنان زشت و پلید. انسان باید عفت کلام داشته باشد و هر کلامی را بر زبان خویش جاری نکند. در تفسیر المیزان از کتب اهل سنت نقل می کند که رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود اگر زیاده روی در سخن گفتن شما و هرزه چرانی در دل شما نبود هر چه من می بینم شما هم می دیدید و هر چه می شنوم می شنیدید. 2 حضرت علی ـ علیه السلام ـ در خطبه متقین در وصف انسان های با تقوا می فرماید منطقهم الصواب یعنی حرف صحیح می زنند. 3 3. شناخت آثار و برکات تقوا از جمله عواملی که سبب می شود انسان نسبت به یک شخص یا شئ متنفر باشد یا مجذوب پی بردن به آثار آن شخص یا شئ می باشد هر چه شناخت انسان نسبت به آثار تقوا بیشتر باشد در تقویت این فریضه تلاش بیشتری می کند. فلاسفه معتقدند که علم شوق را بوجود می آورد.تقوی علاوه بر اینکه در زندگی اخروی بشر تاثیر
جایگاه علم و دانش در علم اخلاق 2
انسان آشکار شود و ارزش اخلاقی آموختن علم معلوم گردد. قبلا گفتیم که عقل و اندیشه ریشه علم است. اکنون تاثیر علم بر عقل را یادآور می شویم. عقل قوه ای در انسان و بصیرتی در جان او است که ارزش هر چیز را در رابطه با هدف غایی انسان محاسبه می کند و انسان را در راه راست و به سوی مقصد حقیقی به حرکت می آورد. هرگاه کسی در رتبه ای از مراتب عقل باشد و به ندای عقل خویش پاسخ مثبت دهد و به تفکر و تعلم بپردازد علم او در ترفیع رتبه عقل و توانایی خرد او مؤثر خواهد بود؛ زیرا با وجود علم عقل فضای بازتری برای اندیشه خواهد داشت و بر افزایش علم خود تواناتر خواهد گشت. این تاثیر علم چیزی است که بالندگی و زایندگی عقل و دانش انسان را موجب می شود. خداوند در سوره عنکبوت کسانی را که غیر خدا را دوست خود می گیرند به عنکبوت تشبیه فرموده است که خانه اش سست ترین خانه هاست آنگاه می فرماید و تلک الامثال نضربها للناس و ما یعقلها الا العالمون ؛ 16 و این مثلها را برای مردم می زنیم ولی جز دانشوران آنها را در نیابند. آثار جهل و بی خردی همانگونه که عقل اندیشه و دانش آثاری مبارک برای انسان دارند و تعلم عملی با ارزش مثبت اخلاقی است جهل و بی خردی خساراتی جبران ناپذیر دارد و پرهیز از بی خردی و نادانی به لحاظ اخلاقی واجب است. قرآن کریم از زبان کافران نقل می کند که آنان چون عذاب جهنم را می بینند و جوش و خروش آتش جهنم را می نگرند با خود می گویند و قالوا لو کنا نسمع او نعقل ما کنا فی اصحاب السعیر ؛ 17 گویند اگر شنیده بودیم یا تعقل کرده بودیم در میان دوزخیان نبودیم. جهل و بی خردی انسان را به نافرمانی خدا می کشاند و از همین جاست که راه را به سوی عذاب اخروی و محرومیت از قرب خداوند باز می کند. کسانی که تعقل نمی کنند به جنگ خدا می روند و به خداوند افترا می زنند و لکن الذین کفروا یفترون علی الله الکذب و اکثرهم لا یعقلون 18 . بی خردان عبادت … انسان کامل نمی شود تا آنکه عقل او کامل گردد سپس ایمان او کامل می شود و پروردگارش را پیروی می کند و از دشمنش ابلیس سرپیچی می کند 7 . آثار علم از آنجا که علم ریشه در تعقل و تفکر دارد و علم حقیقی از عقل و اندیشه بر می آید بسیاری از آثاری که برای علم در قرآن و روایات بیان شده است در حقیقت نتایج مشترک عقل و علم است. در این بخش برخی از آثار علم را یادآور می شویم. درباره آثار علم تاکنون مطالبی را آورده ایم که برای اثبات ارزش مثبت اخلاقی علم آموزی به عنوان عملی اختیاری کافی است. همین که علم مقصد و مسیر حرکت کمالی انسان را نشان می دهد کافی است تا تعلم برای انسان فریضه ای قلمداد گردد که بدون آن نمی توان به قرب الهی دست یافت. در عین حال آثار علم بسیار متنوع است و استفاده از آیات و روایات در شناخت این آثار سودمند است. چنان که با استفاده از آیه یازدهم سوره مجادله یادآور شدیم علم موجب بلندی مرتبه انسان است و ارزش وجودی او را افزایش می دهد. امام صادق ـ علیه السلام ـ نیز فرمودند اکثر الناس قیمه اکثرهم علما. 8 علم موجب نزدیکی به خداست. از پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ نقل شده است چون روزی آید که در آن علمی که مرا به خداوند نزدیک کند بر من افزوده نشود مرا در طلوع خورشید آن روز مبارکی نیست. 9 انسان از طریق اطاعت و عبادت خداوند به او نزدیک می شود و علم موجب اطاعت و عبادت بنده است. پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ فرمودند اما علمت ان الله یطاع بالعلم و یعبد بالعلم . 10 اطاعت و عبادت وقتی به نیت صادق و به شکل صحیح انجام می گیرد که دل بنده در برابر خداوند نرم شده باشد و قلب او آماده عمل و عبادت خالصانه باشد انما یخشی الله من عباده العلما ؛ 11 از بندگان خدا تنها دانایان از او می ترسند. علم دنیا و آخرت انسان را نیکو می کندوجهل دنیا وآخرت را خراب می کند 12 علم دنیا را نیکو می سازد زیرا نقش دنیا را در حیات حقیقی انسان و زندگی جاوید او معلوم می سازد و قدرت انسان را در عملی ساختن نیات افزایش می دهد. امام علی ـ علیه السلام ـ فرمودند علم آموزید... زیرا علم... توانایی بدن است. 13 علم آخرت را آباد می کند زیرا دین را کامل می سازد. امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ می فرمایند ای مردم بدانید کمال دین آموختن دانش و عمل به آن است. 14 و چون کسی دینش کامل و عملش مطابق دین کامل باشد آنگاه آخرتی آسان آسوده از عذاب و همراه با کامیابی در بهشت خواهد داشت امام علی ـ علیه السلام ـ می فرمایند العلم یقوی الرجل علی المرور علی الصراط؛ 15 علم انسان را بر گذر از صراط توانا می سازد. آیات و روایات آثار بی شمار و مبارکی برای علم بیان داشته اند که ارزش و سودمندی هر کدام کافی است تا تاثیر
English